|
ايران در روزنامه های آمريکا: 13 دسامبر | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هشت وزير خارجه پيشين کشورهای غربی در مقاله ای مشترک، که در روزنامه واشنگتن پست، منتشر شده است، از اختلاف نظر و روش آمريکا و اروپا در مورد مسائل مهم جهانی و از جمله بحران هسته ای ايران ابراز نگرانی کرده اند. دو استاد ايرانی دانشگاههای آمريکا نيز در مقاله ای در روزنامه نيويورک تايمز به اهميت نقش سپاه پاسداران ايران در ساختار سياسی و توازن قدرت در حکومت ايران پرداخته اند. روزنامه واشنگتن پست در شماره امروز خود مقاله ای با عنوان" چگونه با ايران برخورد کنيم"، منتشر کرده است که آن را هشت وزير خارجه پيشين کشورهای غربی امضا کرده اند. اين عده عبارتند از: مادلين آلبرايت ( وزير خارجه آمريکا در دولت بيل کلينتون)، رابين کوک (بريتانيا)، هوبر ودرين (فرانسه)، لامبرتو دينی (ايتاليا)، لويد آکسورثی (کانادا)، نيلس هل وگ پترسن (دانمارک)، آنا پاراچيو (اسپانيا) و يوژياس فان آرستن (هلند). متن کامل اين نامه به اين شرح است: " وزيران خارجه فرانسه، آلمان و بريتانيا در هفته جاری و در مقطع زمانی بسيار با اهميتی با مقام ارشد ايران در زمينه مسائل اتمی به گفتگو خواهند پرداخت. آمريکا در اين مذاکرات حضور نخواهد داشت ولی علائم ظريفی که از راه دور خواهد فرستاد تأثير بسيار مهمی بر فرآيند کار خواهد گذاشت. هستند کسانی که معتقدند آمريکا انتظار و شايد اميد دارد اين گفتگوها به فرجام نرسد. اما اگر قرار باشد آمريکا و اروپا مانع دستيابی رژيمی راديکال به سلاح هسته ای شوند، بايد همکاری بسيار بيشتر و رهيافت های جديدی بين دو سوی اقيانوس اطلس بوجود آيد. ما گروهی از وزيران خارجه پيشين از اروپا، کانادا و آمريکا هستيم که بسيار نگران وضعيت فعلی روابط اروپا و آمريکا و تأثير آن بر توان مشترک اين دو در مصاف با يک رشته چالش های جهانی می باشيم. از مصاديق اين چالشها، متوقف ساختن بلند پروازيهای هسته ای ايران است. ما چندين بار تحت پوشش سازمان آسپن گردهم جمع آمده ايم تا اين موضوع را بررسی کنيم که چرا تعاون و همکاری آمريکا و اروپا بتدريج جای خود را به ذهنيتی رقابتی می دهد. ما معتقديم همکاری واقعی دو سوی اقيانوس اطلس تنها راه رسيدن به راه حل های عملی است. نتيجه تلاشهای وزيران خارجه بريتانيا، فرانسه و آلمان امضای موافقت نامه ماه گذشته بين ايران و اين کشورها برسر تعليق برنامه های اتمی ايران به موازات آغاز مذاکرات همکاری اقتصادی و فنی بود. اين توافق نمايانگر پيشرفت است ولی تا زمانی که ايران کليه تلاشهای خود برای دستيابی به توانمندی های اتمی را به طور کامل کنار نگذارد، به نتيجه نخواهد رسيد. نخست آمريکا و اروپا بايد در مورد هدف جمعی خود ديدگاهی روشن داشته باشند. ايرانی ها ايجاد شکاف در شراکت دو سوی اقيانوس اطلس را شگرد کاری خود قرار داده اند به اين اميد که اختلافات اروپا و آمريکا برای آنها زمان خواهد خريد و آنها را در مسير توليد سلاح اتمی به جايی غير قابل بازگشت خواهد رساند . سياستگذاران اروپايی و آمريکايی بايد برای تقابل با اين استراتژی ايران بکرات و به اتفاق بصراحت اين موضوع را اعلام کنند که بر آنند که ايران را به پايبندی به تعهدات پيمان عدم توليد سلاح های هسته ای و خودداری از ساختن اين گونه سلاح ها وادار سازند. سران آمريکا و کشورهای اروپايی به همين شيوه بايد تأکيد کنند که غرب قصد ندارد ايران را از حق دستيابی به انرژی اتمی غيرنظامی با رعايت ضمانت های ضروری محروم کند. دوم اين که کشورهای اصلی تأمين کننده مواد اتمی ( روسيه، آمريکا و اروپا) بايد ضمانت قاطعانه ای بدهند مبنی بر اين که سوخت تازه برای رآکتورهای اتمی برای مصارف غيرنظامی را تامين کنند و سوخت مصرف شده را باز پس گرفته و از بين ببرند و در ازای آن از ايران بخواهند چرخه توليد سوخت اتمی خود، از جمله غنی سازی و فرآوری اورانيوم و توليد آب سنگين را برای هميشه کنار بگذارد. سوم اين که دولت بوش بايد به عنوان گام نخست از توافق اخير سه کشور اروپايی با ايرانيان حمايت کند. با اين که هنوز مشخص نيست که قرارداد مذکور در نهايت به توقف جاه طلبی های اتمی ايران بينجامد، تنها با اتخاذ رويکردی يکدست است که اروپا و آمريکا می توانند به چنين اطمينانی دست يابند. واشنگتن بايد از اين تلاشهای ديپلماتيک کاملا حمايت کند و به احتمال مذاکرات بازرگانی و ديپلماتيک با ايران بينديشد. رهبری و فرهنگ حاکم بر ايران در دو دهه اخير بشدت دگرگون شده و بشدت پيچيده تر از آنی است که بسياری تصور می کنند. لازمه شناخت آمريکا نسبت به کليه عوامل تأثيرگذار در درون نظام سياسی ايران اين است که خود مستقيما وارد تعامل با اين کشور شود. با اين کار منافع مستقيمی نصيب آمريکا خواهد شد و آن گاه ضرورتی نخواهد داشت که در صورت عدم توافق در مورد برنامه های اتمی ايران، گفتگوهای دو کشور برای همکاری در موضوعاتی چون مبارزه با مواد مخدر، عراق، نبرد عليه تروريسم و صلح در خاورميانه مختل شود. اگر آمريکايی ها لازم است حمايت خود را از تلاشهای ديپلماتيک افزايش دهند، اروپاييان نيز بايد به ايرانی ها اين نکته را اثبات کنند که در صورتی که برنامه سلاح های هسته ای خود را کنار نگذارند، با پيامدهای جدی سياسی و اقتصادی روبرو خواهند شد. در صورتی که ديپلماسی بی ثمر باشد و ايران تصميم بگيرد تلاش برای توليد سلاح هسته ای را متوقف نسازد، اروپاييان بايد برای راهکارهای عملی جايگزين، از جمله رفتن به شورای امنيت سازمان ملل متحد آماده باشند و پيوسته براين آمادگی تاکيد کنند. کشورهای دو سوی اقيانوس اطلس نبايد برای برخورد با ايران پيشقدم شوند، اما اگر قرار باشد چنين برخوردی برای جلوگيری از ورود يک عامل اتمی ديگر به خاورميانه آماده انفجار، ضروری باشد، نبايد از آن هراسی به دل راه دهند. منافع همه کشورها با امضای قراردادی تأمين خواهد شد که برنامه انرژی اتمی غيرنظامی مورد درخواست ايران و تضمين مورد نياز جامعه بين المللی را فراهم سازد. اروپا و آمريکا بايد به اتفاق و با صبر و عزم کافی تا آنجا که می توانند بکوشند به چنين نتيجه ای دست يابند و در صورتی که اين تلاش ثمری در بر نداشت با يکديگر متحد بمانند." " روباه هايی در لانه مرغان" ولی نصر و علی قيصری، دو استاد ايرانی در دانشگاههای آمريکايی در مقاله ای با عنوان " روباههايی در لانه مرغان"، که در روزنامه نيويورک تايمز منتشر کرده اند به مقامات آمريکايی هشدار داده اند که ازافزايش روزافزون قدرت سپاه پاسداران ايران در عرصه مسايل سياسی ايران غافل نشود. نويسندگان اين مقاله در نيويورک تايمز پس از ذکر تاريخچه ای از نحوه شکل گيری سپاه پاسداران و رشد قدرت و نفوذ آن در سياستهای داخلی و خارجی، به نقش آن در ايجاد و سازماندهی حزب الله لبنان و سپاه بدر عراق اشاره کرده اند و می نويسند که پس از پيروزی اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری در سال ۱۹۹۷/۱۳۷۶ "نظام به آنها در ازای سرکوبی مخالفانش امکان داد بر برنامه های ساخت موشک کنترل پيدا کنند." در ادامه مقاله نيويورک تايمز آمده است که فرماندهی اين نيرو که شمار اعضای آن به " حدود ۱۵۰ هزار نفر می رسد به دست عده ای محافظه کارعقيدتی، و مهمتر از همه يحيی رحيم صفوی، است که حتی از تصميم دولت در اعلام آمادگی برای مذاکره بر سر برنامه های اتمی ايران انتقاد کرده است." "يک سوم نمايندگان مجلس اعضای پيشين سپاه هستند" نويسندگان در بخش ديگری از مقاله خود در نيويورک تايمز نوشته اند که از سال ۱۹۹۷ به بعد دايره نفوذ فرماندهان سپاه در همه مسائل از ديپلماسی و استراتژيهای اقتصادی گرفته تا راديو و تلويزيون گسترش يافته است و يک سوم نمايندگان مجلس را نيز اعضای پيشين سپاه تشکيل می دهند. در ادامه مقاله پس ازشرح مفصلی از ساير "حوزه های اقتدار سپاه از جمله در برنامه موشکی شهاب و تاسيسات اتمی" دو استاد ايرانی در دانشگاههای آمريکايی مقاله خود را در نيويورک تايمز اين گونه به پايان رسانده اند: " شايد ايران بغرنج ترين مشکل آمريکا در دوران پس از جنگ سرد باشد، اما در سياست خارجی همواره برخورد با رقيبی دچار اختلاف و تشدد آسان تر از رقيبی متحد است. آمريکا و ساير کشورهای غرب نه تنها بايد متوجه افزايش اختلافات سياسی در ايران باشند، بايد بکوشند از آنها بهره برداری کنند." |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||