جمشيد برزگر
اگر چه سرانجام با استناد به مصدوميت وحيد هاشميان، بازيکن ايرانی تيم فوتبال بايرن مونيخ آلمان، وی برای بازی با تيم فوتبال مکابی اسرائيل، راهی اين کشور نشد، اما انتشار خبر سفر احتمالی وی به اسرائيل برای بازی فوتبال نشان داد که در جهان امروز، ورزش همچنان تابعی از سياست و ايدئولوژيهای حاکم است.
رفتار داوطلبانه يا اجباری ورزشکاران بر اساس سياستها و رويکردهای حاکمان امری تازه نيست، اما در شرايط دگرگون شده جهان، بويژه پس از دوران جنگ سرد، نمونه های اندکی از اين رفتار پديدار شده است و مسئولان ورزش جهان در پی آنند که تا حد ممکن، بين سياست و ورزش، مرزهای دقيقتر و غيرقابل عبورتری بکشند؛ هر چند که به نظر نمی رسد در اين ميدان با توفيق چندانی روبه رو شده باشند.
در اين ميان، دو واقعه پی درپی در عرصه ورزش ايران، بار ديگر موجب توجه جهانی به اين موضوع شده است.
روز دوشنبه، 23 شهريور، پس از آنکه باشگاه بايرن مونيخ اعلام کرد مهاجم ايرانی خود را در مسابقه با تيم مکابی اسرائيل به همراه خواهد داشت، مقامات و مسئولان ورزش ايران در اظهار نظرهای متعددی، با استناد به قوانين جمهوری اسلامی، سفر وحيد هاشميان به اسرائيل را غيرقانونی دانستند و هشدار دادند که چنين سفری تبعات خاص خود را خواهد داشت.
اعتراض به سفر احتمالی بازيکنی ايرانی به اسرائيل در شرايطی صورت گرفت که اين بازيکن طبق قرارداد، متعهد به برآوردن خواسته های باشگاه خود است و مسابقه دو تيم باشگاهی آلمان و اسرائيل، در حوزه ای جدا از مناقشات جمهوری اسلامی و اسراييل صورت می گيرد.
به اين ترتيب، درگيريهای سياسی، اکنون در عرصه ورزش، دشواريهايی برای باشگاهی خارجی و بازيکن ايرانی اين باشگاه رقم زده است و به نظر می رسد در اين ميان، کم هزينه ترين راه، چشم پوشی بايرن مونيخ و وحيد هاشميان از بازی فوتبال پر دردسری بوده است.
پس از انقلاب سال 1357، سفر به اسرائيل برای شهروندان ايرانی ممنوع شد و در گذرنامه های ايرانی اين جمله درج شد که: "صاحب اين گذرنامه حق سفر به فلسطين اشغالی ندارد."
از سوی ديگر، در حالی که در تمام سالهای پس از انقلاب 1357، ورزشکاران ايرانی از رويارويی با ورزشکاران اسرائيلی منع شده اند، رهبران جمهوری اسلامی کوشيده اند وانمود کنند که خودداری از رويارويی با ورزشکاران اسراييلی، تصميم داوطلبانه خود ورزشکاران ايرانی است و اين ورزشکاران حتی به بهای ترک مسابقات مهم، حاضر به رويارويی با ورزشکاران اسراييلی نيستند.
هرچند وحيد هاشميان، تاکنون خود درباره عدم سفر به اسرائيل اظهارنظری نکرده، اما آخرين نمونه چنين وضعيتی، حدود يک ماه پيش در جريان برگزاری مسابقات جودو المپيک آتن روی داد.
در اين مسابقات، آرش ميراسماعيلی که پرچمدار کاروان ايران بود، به بهانه مصدوميت و اضافه وزن از مصاف با جودوکار اسراييلی سر باز زد و به همين دليل، با آنکه اميد فراوانی به کسب مدال داشت، ناگزير به ترک رقابتها شد.
بلندپايه ترين رهبران جمهوری اسلامی، در حالی که کاروان ايران هنوز نتوانسته بود به موفقيتی در المپيک دست يابد، در ابعادی وسيع به ستايش از اقدام آرش ميراسماعيلی پرداختند و از او به عنوان فهرمان واقعی المپيک ياد کردند.
در بازگشت به ايران نيز از او همچون قهرمانی بزرگ تقدير شد و اين ورزشکار، جوايزی همسنگ با جوايز قهرمانان طلايی ايران در المپيک دريافت کرد تا روشن شود که ورزش در دنيای امروز تا چه اندازه با قدرت و ديدگاههای سياسی حاکم گره خورده است.
در چنين شرايطی، سفر احتمالی وحيد هاشميان به اسرائيل، نه تنها پيامدهای کاملاً سنگينی متوجه وی می کرد و می توانست موجب شود که آقای هاشميان، فکر بازی در تيم ملی فوتبال و بازگشت به ايران را برای مدتها از سر به در کند، بلکه موجب ناکامی همه تلاشهايی می شد که در ماههای اخير صرف راضی کردن وحيد هاشميان برای حضور مجدد وی در تيم ملی ايران شده بود.