|
نامه ای برای فردا؛ ادامه روش ديروز و نمايش مرزبندی امروز | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نامه 47 صفحه ای محمد خاتمی خطاب به ملت ايران، نمونه ای از آخرين اقداماتی است که وی در آخرين ماههای رياست جمهوری خود می تواند يا می خواهد انجام دهد. اين نامه اگر چه شرحی از گذشته تاريخی و مشکلات اساسی ايران، وقايع منجر به شکلگيری دوم خرداد و وقايع پس از آن و تأکيد مجدد بر انديشه هايی است که رئيس جمهور مطرح کرده است، اما بر خلاف انتظاری که از آن می رفت، به بسياری از سؤالات فعلی موجود در جامعه پاسخی نداده است. از چند هفته پيش که محمد خاتمی در ديدار با شماری از جوانان اعلام کرد با نوشتن نامه ای خطاب به ملت، به بحثها و سؤالات موجود پاسخ خواهد گفت، اين انتظار پديد آمد که وی سرانجام با زبانی نسبتاً صريح، به دلايل ناکامی خود و اصلاح طلبان درون حاکميت برای عملی کردن وعده هايشان بپردازد. اما انتشار نامه آقای خاتمی نشان داد که وی در آخرين ماههای رياست جمهوری خود و در حالی که محافظه کاران عملاً در قوی ترين وضعيت خويش در شش سال گذشته قرار گرفته اند، قصد ندارد در روش خود تغييری ايجاد کند. محمد خاتمی از آغاز رياست جمهوری خود کوشيد با حضور بين مردم و بويژه گروههايی نظير دانشجويان و جوانان، با آنان سخن بگويد و در آغاز نيز در اين راه توفيق فراوانی يافت. اما در پی افزايش ناکامی اصلاح طلبان درون حاکميت، بتدريج از حضور آقای خاتمی در چنين نشستهايی کاسته شد، تا آنجا که به عنوان مثال، ديگر برای بزرگداشت روز دانشجو بين دانشجويانی که بر رويکردهای انتقادی آنها افزوده شده بود، ظاهر نشد. در اين ميان، رويدادهای عمده ای نظير بازپسگيری لوايح دوگانه و نحوه برگزاری و نتايج انتخابات مجلس هفتم، به اين انتظار دامن زده بود که آقای خاتمی در پاسخ به خواسته ای که در سالهای اخير همواره از وی وجود داشته، در شرايط فعلی بروشنی مسائل را با مردم در ميان بگذارد. اما متنی که به عنوان نامه ای برای فردا منتشر شده، نه تنها به چنين انتظاری پاسخ نمی دهد، بلکه به طور تلويحی مختصات فعلی سياست و حدود اعمال تغييرات در چارچوب قدرت در جمهوری اسلامی را نشان می دهد و رويکردی که اصلاح طلبان درون حاکميت اتخاذ کرده اند را نيز به نمايش می گذارد. انتشار اين نامه هرچند می تواند بيانگر ميزانی از پايبندی به رعايت اصل پاسخگويی به شهروندانی محسوب شود که دو دوره پياپی با رأی بالای خود، آقای خاتمی را به رياست جمهوری برگزيدند، اما به نظر نمی رسد در شرايط کنونی از توان چندانی برای پاسخگويی به سؤالات بی جواب مانده و انتظارات برآورده نشده رأی دهندگان برخوردار باشد. تأکيد آشکار محمد خاتمی بر اين نکته که تنها و تنها الگوی جمهوری اسلامی می تواند به خواسته های ملت ايران جواب دهد و انتقاد شديد وی از هرگونه جمهوريخواهی غيردينی، نشان می دهد که اصلاح طلبان درون حاکميت در مواجهه با هر نيروی آلترناتيو بيرون از قدرت، نقد روش و منش محافظه کاران را از فهرست اولويتهای اصلی خود پاک خواهند کرد. اين سياست راهبردی که در هفته های اخير، بويژه مورد تأکيد شماری از شاخصترين چهره ها و گروههای اصلاح طلب نظير سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشارکت نيز قرار گرفته، بيانگر اصلی ترين شکافی است که نيروهای درگير در سياست ايران در دو سوی آن اردو زده اند. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||