در حاليکه در دوهفته گذشته گزارشها از ايران حکايت از عدم حمايت مردم از نمايندگان متحصن مجلس ايران داشت اکنون و در حاليکه اين تحصن وارد سومين هفته خود شده است از شواهد چنين پيداست که مردم ايران به تدريج از حالت بی تفاوتی خارج می شوند و از اين اقدام حمايت می کنند.
گروه های دانشجويی که در تاريخ معاصر ايران هميشه نقش پيشتاز داشته اند تاکنون در مقابل اين بحران عميق در کشور سکوت کرده بودند. ولی در روزهای اخير دانشجويان هرچه بيشتر با نمايندگان ابراز همدردی کرده اند.
دفتر تحکيم وحدت که از گروه های مهم دانشجويی است اعلام کرده است که يک هيات پنجاه نفری از فعالان اين تشکل برای پشتيبانی از تحصن نمايندگان به ساختمان مجلس خواهند رفت.
گروهی ديگر از فعالان دانشجويی نيز با صدور بيانيه ای از تحصن نمايندگان به عنوان اقدامی شجاعانه اسم بردند و افزودند اين کار بارقه های اميد را ميان مردم برافروخته است. آنها از نمايندگان خواستند که به پايداری خود ادامه دهند و ضمن جبران فرصت های از دست رفته با استبداد در کشور مقابله کنند.
از سوی ديگر در چند روز اخير گروهی از استادان دانشگاه تهران در حمايت از نمايندگان متحصن دست به اعتصاب غذا زدند و گفته می شود عده ای از آنان نيز قصد دارند در دانشکده فنی اين دانشگاه تحصن کنند.
در تحولی ديگر گروهی از کانديداهای رد صلاحيت شده در روز سه شنبه در مقابل استانداری
تهران تجمع کردند تا نسبت به رد صلاحيت گسترده نامزدها ی اصلاح طلب اعتراض کنند.
يکی از اين معترضين عيسی سحرخيز از روزنامه نگاران معروف اصلاح طلب است که گفت هدف آنان برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه است.
گروه های مختلف زنان و از جمله انجمن روزنامه نگاران زن نيز از تحصن نمايندگان حمايت کرده اند. در روزهای گذشته نيز بسياری از فرهنگيان، نويسندگان ، روزنامه نگاران و چهره های سرشناس فرهنگی با صدور بيانيه و يا حضور در مجلس با متحصنين همدردی نشان دادند.
فعالان جبهه مشارکت که بيشتر رهبران اصلی آن از شرکت در انتخابات محروم شده اند در روزهای گذشته در چند شهر ديگر ايران و از جمله در مشهد دست به تجمع اعتراضی زدند.
آيت الله حسينعلی منتظری، يکی از بلند پايه ترين روحانيون ناراضی در جمهوری اسلامی در روز سه شنبه با صدور اطلاعيه از اقدام نمايندگان تقدير کرد.
بسياری از گروه ها و فعالان خارج از کشور نيز از همان ابتدا اين اقدام نمايندگان را در راستای کسب حقوق دموکراتيک در ايران دانستند.
ولی با وجود اين حرکت های جزئی هنوز از حمايت گسترده و خودانگيخته توده ای برای اصلاح طلبان خبری نيست.
مردم ايران از اصلاح طلبان سرخورده شده اند برای اينکه نتوانسته اند در چند سال گذشته به وعده های شان برای دفاع از حقوق ملت عمل کننند.
بسياری از مردم نيز اصولا نسبت به تحولات سياسی در کشور بی تفاوت شده و بيشتر به دنبال زندگی شخصی خودند. عده بسيار زيادی از مردم نيز چنان به همه چيز بدبين شده اند که اين منازعات را ساختگی می دانند و از آن به عنوان جنگ زرگری به منظور کشاندن مردم به صندوق های رای نام می برند.
در چنين وضعيتی مردم حاضر نيستند که وارد صحنه فعاليت های سياسی شوند چون اطمينان ندارند که اقدامات کنونی اصلاح طلبان تا چه حد جدی است.
بعضی از صاحب نظران نيز معتقدند که اکثريت مردم قلبا از اقدام نمايندگان مجلس حمايت می کنند ولی فعلا ترس باعث شده که از بروز علنی احساسات خود اجتناب ورزند.
ولی نشانه ها حاکی از آن است که مردم به تدريج به جريان تحصن در مجلس و مقاومت نمايندگان علاقمند می شوند.
طولانی شدن تحصن در مجلس و سوگند و تعهدات پی در پی نمايندگان که تا آخر برای دفاع از حقوق مردم به اعتراضات خود ادامه می دهند کم کم باعث شده که مردم اين اقدام را جدی بگيرند و آن را واقعی بدانند.
ادامه سخت گيری های محافظه کاران و به بن بست رسيدن بحران نيز در تغيير روحيه مردم بی تاثير نبوده است. عده ای از مردم نيز ممکن است که از اصلاح طلبان به هيچوجه راضی نباشند
ولی از ديدگاه آنان اين برخورد شديد بين دو جناح حاکميت فرصتی را فراهم کرده تا آنان مطالبات خود را که فراتر از خواسته های اصلاح طلبان حکومتی است بيان کنند.
محافظه کاران تاکنون از اينکه مردم به صورت گسترده به حمايت از اصلاح طلبان برنخاسته اند خوشحال اند و دائما در مطبوعات خود اصلاح طلبان را به سخره می گيرند که پس طرفداران شما کجا هستند.
ولی اگر نمايندگان اصلاح طلب به مقاومت خود ادامه دهند و در ميانه راه تحت فشار های مختلف تن به سازش ندهند آنگاه ممکن است که شادی محافظه کاران به تلخکامی تبديل شود.
البته بسياری از صاحب نظران معتقدند که اصلاح طلبان اصولا به حرکت های مردمی و اقدامات خيابانی اعتقاد ندارند چون نگران اند در صورت حضور توده های مردم در صحنه ممکن است ابتکار عمل از دست شان خارج شود و مردم برای تغيير کل نظام ولايت فقيه به پا خيزند.
ولی از شواهد چنين پيداست که سطح منازعات جناحی به نقطه حساسی رسيده و امکان عقب نشينی برای هر دو طرف محدود شده و يافتن يک راه حل دوستانه و مسالمت آميز برای پايان دادن به اين جنگ قدرت بعيد می نمايد.
بنابراين اگر بحران ادامه يابد و به نقاط حساس تری برسد در آن صورت نمی توان اطمينان داشت که مردم همچنان تماشاچی باقی خواهند ماند.