|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
آصفی: فضا، فضای مذاکره نيست تاکيد دوباره مقامات ايران بر اينکه در حال حاضر فضا را برای مذاکره با آمريکا مساعد نمی دانند، نشانه ديگری از آن است که نه تنها بحث رابطه با آمريکا، بلکه حتی آغاز مذاکرات با اين کشور برای جمهوری اسلامی، ابعادی پيچيده و گوناگونی دارد که از جمله به شرايط داخلی ايران گره خورده است. حميدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، روز يکشنبه 4 ژانويه (14دی)، بار ديگر در جمع خبرنگاران تصريح کرد که در حال حاضر، فضا، فضای مذاکره ميان ايران و آمريکا نيست، مگر آنکه تغييری جدی در سياست های آمريکا صورت بگيرد.
بحث درباره احتمال آغاز مذاکرات ميان جمهوری اسلامی و آمريکا، که از آن به عنوان آب شدن يخ روابط دو کشور ياد شده، پس از زلزله ويرانگر بم بالا گرفت. به دنبال اين زلزله مهيب، که به کشته شدن حدود 40 هزار نفر در شهرستان بم و اطراف آن انجاميد، برای نخستين بار پس از پيروزی انقلاب 1357، يک گروه از امدادگران آمريکايی، به طور رسمی در خاک ايران حضور يافتند. علاوه بر آن، آمريکا ضمن ارسال کمک برای آسيب ديدگان زلزله، اعلام کرد که به مدت 90 روز، بخشی از تحريم های اعلام شده عليه ايران را لغو خواهد کرد. مسئولان جمهوری اسلامی، به رغم استقبال از کمک های آمريکا و تصميم اين کشور برای لغو بخشی از تحريم ها، در مجموع کوشيده اند که نگذارند دامنه اثر گذاری اقدامات آمريکا، از آنچه رفتارهای نوعدوستانه خوانده شده فراتر رود و مسايل سياسی را نيز در برگيرد. هرچند مقامات آمريکا نيز تاکيد کرده اند که آنچه انجام گرفته، صرفا اهدافی بشردوستانه را دنبال می کرده و مشکلات موجود بر سر راه عادی شدن روابط دو کشور همچنان پابرجاست، با اين همه، آنان آمادگی بيشتری از خود برای آغاز مذاکره با ايران نشان داده اند. با وجود اين، به نظر نمی رسد که تصميم گيران سياسی در جمهوری اسلامی، از شدت و ميزان تاثير مثبتی که بهبود روابط با آمريکا می تواند در افکار عمومی ايران داشته باشد، بی اطلاع باشند. به همين دليل، تلاش برای در اختيار داشتن ابتکار عمل آغاز مذاکرات و يا حتی کاستن از ميزان خصومت ها بين ايران و آمريکا، در سال های اخير، يکی از محورهای اصلی مناقشه دو جناح درون حاکميت بوده است. چنين خصوصيتی باعث شده است که به بحث رابطه با آمريکا تنها از زاويه منافع ملی نگاه نشود و بيش و پيش از هر چيز ديگر، تاثيرات هرگونه تغيير در مناسبات با آمريکا بر موقعيت و جايگاه چهره ها و جناح های سياسی مورد توجه قرار گيرد. اين امر، بخصوص در آستانه برگزاری انتخابات هفتمين دوره مجلس شورای اسلامی، اهميتی مضاعف يافته است و پاسخ منفی ايران به رويکرد آمريکا پس از زلزله بم، می تواند ريشه در رقابت ها و منازعات سياسی در جمهوری اسلامی داشته باشد. استقبال نسبی اصلاح طلبان درون حاکميت از اقدامات آمريکا و تاکيد آنان بر اين نکته که ايران بايد اکنون جوابی مناسب و مثبت به اين رفتار نشان دهد، با مخالفت محافظه کارانی روبه رو شده است که عملا دست بالا را در تدوين و اجرای سياست خارجی جمهوری اسلامی دارند، اما به طور رسمی در دولت حضور ندارند. چنين وضعيتی نه تنها ديوار بی اعتمادی ميان ايران و آمريکا را فرو نمی ريزد، بلکه بر بلندای آن نيز می افزايد و دشواری های تازه ای را پديد می آورد. امری که از نظر بسياری از ناظران، به معنای از دست رفتن فرصت های طلايی برای تامين منافع ملی است و بر آن نمی توان نامی جز "فرصت سوزی" نهاد؛ هرچند، اين فرصت سوزی خود در کوتاه مدت به معنای ايجاد فرصت هايی برای بازيگران عرصه سياست در جمهوری اسلامی باشد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||