BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 18:33 گرينويچ - دوشنبه 01 دسامبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
ايران و عضويت در اتحاديه عرب؟
 

 

درخواست جمهوری اسلامی ايران برای عضويت در اتحاديه عرب (به عنوان ناظر)، خبری که در ابتدا عجيب و باورناکردنی می رسيد، با وارد شدن در مراحل اجرائی مخالفت هائی را در صحنه سياسی کشور آشکار کرده است.

هواداران اين درخواست، عضويت ناظر روسيه در سازمان کنفرانس اسلامی و حضور کشورهائی مانند آمريکا و بريتانيا در اتحاديه های منطقه دور را به يادها می آورند تا نشان دهند که چنين حرکتی در جهان بی سابقه نيست اما ناظران سياسی معتقدند در واقع ايران در جست و جو برای نقطه ثقلی برای سياست خارجی خود به اتحاديه عرب رسيده است.

عامل ديگری که می تواند توجيه کننده درخواست ايران برای عضويت در اتحاديه اعراب باشد يافتن محملی برای تغيير در روند سياست خارجی است که می تواند در قالب تبعيت از تصميمات جمعی خود را نشان دهد و از متهم شدن تصميم سازان به عدول از سياست های خود جلوگيری کند که مهم ترين آنها می تواند برخوردی تازه با اسرائيل باشد.

اولين نکته ای که با شنيدن خبر درخواست جمهوری اسلامی برای پيوستن به اتحاديه کشورهای عربی به ذهن می آيد همان است که پيروز مجتهد زاده در مصاحبه با يک خبرگزاری داخلی ابراز کرده است هيچ كس نمی تواند تقاضا كند كه برای توسعه همكاری بين ايران و اعراب، يكی از طرفين هويت خودش را فدا كند، يك چنين تقاضايی به معنای مايه گذاشتن از هويت ملی است.

ناظران خارجی معتقدند توجيه درخواست عضويت ايران در شورای همکاری کشورهای حاشيه خليج فارس که از ترکيب کشورهای عربی جنوبی اين آبراه تشکيل شده است و مصر نيز به عنوان عضو ناظر گاهی در جلسات آن حضور می يابد و پای اعلاميه های آن امضا می گذارد آسانتر است تا توجيه درخواست ايران برای عضويت در اتحاديه عرب.

اما برای توجيه علاقه مندی ايران برای عضويت در اتحاديه ای که اعضای آن در يک نکته مشترکند و آن هم زبان و هويت عربی است بايد به تاريخچه ربع قرن جست و جوی ايران برای يافتن نقطه ثقلی در سياست خارجی خود اشاره کرد.

در دوران پادشاهی مهمترين پيمانی که ايران با عضويت فعال در آن خطر همسايگی با ابرقدرت شوروی را کاهش می داد، پيمان سنتو بود که در اوج روزهای انقلاب به تصميم آخرين نخست وزير دوران شاه، شاپور بختيار لغو گرديد و جمهوری اسلامی هم از اين تصميم جانبداری کرد.

علاوه بر خارج شدن از سنتو، با خروج مستشاران نظامی از ايران و پس از آن اشغال سفارت آمريکا که به قطع روابط سياسی دو کشور و تحريم اقتصادی ايران توسط دولت جيمی کارتر انجاميد، روابط جمهوری اسلامی با ابرقدرت غربی تيره شد و در عين حال حمله نظامی ارتش سرخ به کشور مسلمان افغانستان راه نزديک شدن تهران به مسکو را هم بست.

جنگ ايران و عراق عملا نزديکی ايران و کشورهای عربی مسلمان را غيرممکن کرد، دو کشور بزرگ مسلمان مصر و سعودی هم در فرصت های ديگر ارتباط خود را با ايران بريدند و تنها سوريه، مخالف سنتی رژيم بعث عراق برای ايران باقی ماند که نقش دشوار ميانجی ميان ايران و ديگر کشورهای عرب را با شرايط مخصوص به خود ادامه داد.

کوشش ايران برای نقش آفرينی در کنفرانس سران کشورهای اسلامی که در سال 1997 در تهران برگزار شد هم چندان موفق نبود چنانکه با وجود کسی مانند محمد خاتمی در راس دولت ايران که سياست تنش زدائی در روابط خارجی را در برنامه خود داشت اما دوران رياست ايران بر اين کنفرانس با سردی اعراب همراه بود و تنها نتيجه ای که داد اولين سفر حافظ اسد به ايران برای شرکت در اجلاس سران بود.

طرح همکاری کشورهای حاشيه دريای خزر که يک سال بعد از فروپاشی اتحاد جماهيری شوروی پيش کشيده شد گرچه همچنان به اجلاس های سران خود ادامه می دهد اما در جريان اختلاف اين کشورها بر سر تقسيم دريای خزر بی فايدگی خود را به رخ ها کشيد.

در سال های بعد از جنگ، تلاش های دولت جمهوری اسلامی برای همکاری های اقتصادی با کشورهای خاور دور شدت گرفت و تا زمانی که آمريکا عملا نارضايتی خود را اعلام نکرده بود به اجرای چند پروژه مشترک انجاميد اما در سال بعد آشکار شد که حتی کشورهای قدرتمند مانند ژاپن و چين هم حاضر نيستند به بهای نارضايتی واشنگتن در پروژه های مشترک با ايران شرکت کنند.

اين همان سخنی است که رييس جمهور ازبکستان در جريان اجلاس سران کشورهای حاشيه دريای خزر در روی رييس جمهور سابق ايران بيان کرد و گفت هيچ کشوری حاضر نيست به خاطر همکاری و اتحاد با ايران، واشنگتن را بيازارد.

چهار عامل حمايت از تروريسم، مخالفت با صلح خاورميانه، توليد سلاح های کشتار جمعی و نقض موازين حقوق بشر که دولت های آمريکا به عنوان علت مخالفت خود با جمهوری اسلامی پيش می کشند بعد از يازده سپتامبر با شدت بيشتری مانع گسترش روابط ايران با اروپا، روسيه و چين شده و ايران را از داشتن مرکز ثقل معتبری در سياست خارجی خود محروم کرده است.

نبود يک مرکز ثقل به ويژه در زمانی زيان های خود را به تصميم سازان تهران يادآور می شود که با پايان جنگ سرد، اتحاديه ها و پيمان های منطقه ای هر روز اهميت بيشتری در سياست های جهانی پيدا می کنند و جمهوری اسلامی جزو معدود حکومت هايی است که در هيچ اتحاديه منطقه ای حضوری فعال ندارد و عملا با هيچ اتحاد معتبری هم دارای روابط بی خدشه نيست.

مذاکرات دشوار جمهوری اسلامی با اتحاديه اروپا، در زمانی که اين کشور زير فشارهای دولت آمريکا قرار دارد در سال جاری عمدتا به دليل مسائل مربوط به حقوق بشر به نقطه ای رسيده که تهديد به پايان دادن آن به صراحت بر زبان وزيران خارجه کشورهای بزرگ اروپائی و مقامات اتحاديه آمد.

اين آرايش به ويژه در زمانی ناسازی خود را آشکار می کند که در هر بحرانی، ايران خود را با اتحاديه ای و مجموعه ای مانند شورای همکاری کشورهای حاشيه خليج فارس و دريای خزر، يا اتحاديه اروپا روبرو می بيند که نشان می دهد پيشبرد روابط دو جانبه هم که تاکنون، به ويژه در اروپا، منافذی را برای جمهوری اسلامی باز می گذاشت روز به روز دشوارتر می شود.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران