بررسی روزنامه‌های صبح امروز تهران - پنجشنبه ٥ اردیبهشت

  • 25 آوریل 2013 - 05 اردیبهشت 1392

روزنامه های آخر هفته تهران بیشتر تیترها و مقالات خود را به انتخابات آینده ریاست جمهوری اختصاص داده اند که به نظرشان پنجاه روز مانده به برگزاری هنوز غبارآلود است و نشاطی برای آن به چشم نمی آید. روزنامه های تندرو در مقالات خود هشدار داده اند که برگزاری انتخاباتی بی رمق دعوت از دشمنان خارجی است.

انتقاد از گفته ها و ادعاهای احمدی نژاد که در سفر وی به اصفهان نیز همچنان تکرار شده است بخش دیگری از مطالب این روزنامه هاست.

الگوی چاوز برای جانشینی احمدی نژاد

تیتر و عکس صفحه اول قانون
تیتر و عکس صفحه اول قانون

کیهان در سرمقاله خود آرایش سیاسی کشور را پنجاه روز مانده به برگزاری انتخابات غبارآلود خوانده و نوشته به نوعی بازار مسگران راه افتاده و طیفی از سیاستگران چنان فضا را شلوغ کرده اند که گمان می برند با این غلبه هیاهو، دل از مردم هم برده اند. انتخابات البته همچنان که مجال پرورش و ارتقای «فرهنگ عمومی» است می تواند بهانه ای برای آسیب به فرهنگ و شعور عمومی نیز باشد؛ به ویژه آن که تمام دشمنان خارجی و داخلی ملت ایران از همین شعور عمومی ضربه خورده اند.

ابوالقاسم قاسم زاده در سرمقاله روزنامه اطلاعات با تاکید بر این که سنت رؤسای جمهور و دولت‌ها در همه کشورهایی که انتخابات، چرخش قدرت را در آنها مشخص می‌کند چنین است که یا در دوره انتخابات سکوت می‌کنند یا تکرار می‌کنند که به انتخاب مردم باید احترام گذاشت نوشته کمتر دیده شده است که رئیس جمهور و دولتی در پایان دوران ریاست خود پا به صحنه انتخابات در تأیید یا رد این و آن بگذارد و خود را «طرفی» از مبارزات انتخاباتی بخواند. در ایران نیز این رسم و سنت در دو دوره ریاست جمهوری آقایان هاشمی و خاتمی رعایت شد.

نویسنده سپس سئوال کرده چرا آقای احمدی‌نژاد که دیگران را متهم به مهندسی انتخابات می‌کند، به طور رسمی خود خواهان مهندسی انتخابات تا حد معرفی نامزد مورد تأیید و قبول شده است؟ آیا این شیوه که کار سفرهای استانی دولت را به برگزاری میتینگ انتخاباتی کشانیده است، سنت‌شکنی و یا به قول برخی از نمایندگان مجلس «قانون‌شکنی» نیست؟ رئیس جمهور مسئولیت برگزاری انتخابات را دارد و نه معرفی فردی به نمایندگی از سوی مردم بنام «اصلح» برای انتخاب؛ آن‌هم برای شکستن سنت گذشته تا پای تهدید به افشای پرونده و منکوک کردن چهره‌های سیاسی.

تهران امروز هم از قول یک نماینده مجلس نوشته زمانی دولتمردان به‌دنبال پروژه پوتین – مدودف بودند اما این روزها سوژه به روز‌تری دارند و قصد دارند که مدل چاوز – مادورو را اجرایی کنند.

محمد دامادی به نوشته این روزنامه گفته است امارئیس‌جمهور نمی‌داند که دیگر محبوبیتی در بین افکار عمومی ندارد و از سوی دیگر آنقدر مردم در چهار سال اخیر به دلیل سیاست‌های نادرست و اجرای نادرست قوانین دچار مشکل شده‌اند که حتی خود احمدی‌نژاد را نیز قبول ندارند چه برسد به فردی که وی بخواهد به عنوان جایگزین خود معرفی کند.

انتخابات غیارالود و کارنامه احمدی‌نژاد

صفحه اول بهار
عکس علی محمدی از اصفهان - صفحه اول بهار

صادق زیباکلام در مقاله ای در شرق نوشته در سپهر سیاسی ایران این روزها وضعیت بسیار عجیبی پیدا شده، صف طولانی از اصولگرایان نوبت گرفته‌اند تا به احمدی‌نژاد حمله کرده و او را برای اجرای این سیاست یا اعمال آن یکی، مورد نکوهش قرار داده و به باد انتقاد بگیرند. آن‌قدر انتقادات اصولگرایان از رییس‌جمهور زیاد شده که اگر یک مریخی به ایران می‌آمد قطعا تصور می‌کرد احمدی‌نژاد، یا همان هاشمی‌رفسنجانی است یا وابسته به وی است. انگار نه همین اصولگرایان هشت‌سال پیش او را روی کار آورده‌اند، او را «معجزه هزاره سوم» لقب دادند، سفرهای استانی وی را یک پدیده در خدمت‌رسانی خواندند، او را از جنس مردم، ساده‌زیست، دشمن مرفهین بی‌درد و یار و یاور محرومین و پابرهنه‌ها معرفی می‌کردند.

مقاله شرق در نهایت نوشته در هر نظام مردم‌سالار دیگری، حزب یا جریان حاکم که در جریان انتخابات برنده شده است در قبال عملکردش پاسخگوست؛ اما ظاهرا اصولگرایان ما حاضر نیستند هیچ مسوولیتی در قبال عملکردشان ظرف هشت‌سال گذشته بر عهده بگیرند. همه خبط‌ وخطاهای این هشت‌سال را به احمدی‌نژاد نسبت می‌دهند. گویی آنها نه در ‌روی‌کارآوردن وی نقشی داشتند، نه از احمدی‌نژاد و سیاست‌های وی دست‌کم تا اردیبهشت ۹۰ با همه وجود به دفاع برخاسته بودند و نه این آنها بودند که او را بهترین، کارآمدترین و الگوی یک دولت انقلابی می‌دانستند.

برای نجات ایران

آیدین سیارسریع در صفحه طنزانه قانون نوشته: دیروز دیدیم آقا اسفندیارِ رحیم مشایی با ایسنا مصاحبه کرده، گفتیم حیفه با همه دیالوگ برقرار کنیم با ایشون نکنیم. خدا رو چه دیدی، اومدیم و چرخ روزگار یه طوری چرخید که زبونم لال دیگه نشه باهاش دیالوگ برقرار کرد!

مشایی: «دکتر احمدی نژاد هم اکنون در سطح بین‌المللی یک شخصیت بی‌بدیل و بی‌نظیر است به ویژه در جهانی که از نبود عدالت و آزادی رنج می‌برد.»

- می‌گم مشایی جان، جهان جدیدن خیلی از نبود آزادی و عدالت رنج می‌بره نه؟ جسارتن من یه خواهشی از شما دارم. می‌شه ایران رو بی‌خیال بشین، یه مدت برین جهان رو از نبود آزادی و عدالت نجات بدین، کارتون که تموم شد برگردین؟

مشایی: باشه. مسئله‌ای نیست. همش کار یه هفته‌اس!

- یه هفته؟؟ خب پس اگه اینجوریه بی‌خیال! همین‌جا بمونین. من فکر کردم حداقل سه چهار قرنی طول می‌کشه.

هنرمندان چرا کاندیدا شده اند

سیاوش قربانی در سرمقاله ابتکار با اشاره به چند هنرپیشه که نامزد انتخابات شورای شهر شده اند و با اشاره به این که یکی‌شان گفته که از سوی نهاد ریاست جمهوری به این عرصه دعوت شده نوشته بالاخره یا از زورِ بیکاری است و یا انگار جبرئیل هر شب به یکی از این ها احساسِ تکلیف می‌دهد. در بادی امر، این فکر به ذهن متبادر می‌شود که هدف، بالا بردن میزان مشارکت مردم در انتخابات پیشِ روست و دولت می‌خواهد شور و نشاطِ انتخاباتی را با این قبیل کارهای ویترینی و فانتزی بالا ببرد.

نویسنده با اشار ه به این که چند روز پیش اعلام شد که هنرمندان کشور یک لیست ۱۳ نفره را برای انتخابات منتشر کرده اند نوشته مشکل مملکت اینجاست که هیچ یک از ما، بر سرِ جای واقعی خود ننشسته ایم. جالب‌تر آنکه از پس کاری که به ما سپرده اند نیز بر نمی‌آییم، آن وقت به دست و پای این و آن هم می‌پیچیم که فلانی و فلانی کاربلد نیستند!این نسخه انصافا علاجِ دردِ جامعه ی امروز ایران نیست. سوال اساسی اینجاست؛

سرمقاله ابتکار بدون نام بردن از دولت نوشته تفکری که اصرار دارد چهره‌های سرشناس، خوش آب و رنگ و بَزک کرده به عرصه ی انتخابات بیایند، چه برنامه و چه هدفی را دنبال می‌کند؟ سالهاست که ایرانِ ما، چوبِ بی برنامگی و بی سوادی‌ها را در اداره ی مملکت خورده و اینگونه دارد، تاوانش را پس می‌دهد. آیا نباید از این بی مایگی و نتایجِ َاسف بار، تجربه آموخت و کار را به کاردان و عمل را به عالم آن سپرد؟ چه اهمیت دارد که چهره ی آن آدم، سینمایی و هیکلش ورزشی باشد؟ چرا ذائقه ی سیاسی و اجتماعی مردم را تا این حد تنزیل می‌دهیم؟

صورت حساب های درشت غلط

مردم سالاری
عکس صفحه اول مردم سالاری از صورتحساب درشت گاز

مردم سالاری در گزارش اصلی خود نوشته در نخستین صورت حساب گازی که برای مشترکان خانگی و تجاری در فروردین ماه صادر شده، بند جدیدی به نام «بدهی‌متفرقه» در برخی از قبوض گاز گنجانده شده که گاهی مبلغ آن بیش از کل صورت حساب گاز مشترک خانگی یا تجاری است.

این روزنامه اضافه کرده که با اعمال تغییرات جدید در قبوض گاز فروردین مشترکان استان‌های تهران و البرز و گنجاندن بندی به نام «بدهی متفرقه» در این قبوض، دولت می‌تواند یارانه نقدی حدود۲/۲ میلیون نفر را تامین کند.

بودجه نفتی و نگرانی‌ها

علی شمس اردکانی در سرمقاله دنیای اقتصاد با اشاره به تصویب بودجه سال در کمیسیون مجلس چند سئوال مطرح کرده تا نمایندگان قبل از رای نگران آن باشند از جمله این که چرا در زمانی که بیکاری گسترده و رکود مزمن کمر تولید ملی را شکسته دنبال افزایش مالیات از بنگاه‌های تولیدی هستیم؟ چرا تعداد کارمندان مستقیم دولت در ایران بیش از کارمندان دولت سوسیالیست فرانسه است؟ چرا سهم مصارف نفت و گاز داخلی از دید بازده اقتصادی ارزیابی نمی‌شود.

نویسنده این بودجه را بودجه نفتی خوانده و اضافه کرده: چرا پول حجم عظیم گازهایی را که هدرسوزی می‌شود، به حساب هیچ کس نمی‌نویسیم و هیچ کس از این بابت غرامت نمی‌دهد؟ چرا سهم سرمایه‌گذاری در نفت و گاز را از پول فروش داخلی و خارجی نفت و گاز آن‌قدر نمی‌دهیم که بتوانیم حداقل با قطر رقابت کنیم و نتیجه آن می‌شود که شیخ قطر بتواند در بیست سال گذشته یکصد و پنجاه میلیارد دلار بیش از سهمش از میدان مشترک پارس جنوبی برداشت کند و بخشی از پول این اضافه برداشت را علیه مصالح ملی ایران اسلامی و برای ترویج وهابیت و سلفی‌گری و خدمت به آمریکا و اسرائیل خرج کند؟

در بخش دیگری از سرمقاله دنیای اقتصاد آمده: چرا لایحه بودجه در مقابل وضعیت رکود تورمی که جان همگان را به لب رسانده، ساکت است؟ چگونه در حالی که بخش انرژی دستگاه‌های اجرایی به ویژه در وزارتخانه‌های نفت و نیرو بدهی‌های کلانی به بخش خصوصی بابت پروژه‌های اجرا شده دارند، بنگاه‌های تولیدکننده تجهیزات انرژی و بدهکاران این طرح‌ها خواهند توانست نقدینگی لازم را برای اجرای پروژه‌های جدید تامین کنند؟

مردم گرانی‌ها را پذیرفته‌اند؟

بهار در مقاله ای در صفحه اقتصادی خود نوشته عجیب روزگاری شده است و از آن عجیب‌تر، مردمانی هستیم که همچون موم در شرایط مختلف اقتصادی، اجتماعی شکل می‌گیریم. کالایی گران می‌شود و ساعت‌ها در مذمت گرانی، رفتار منطقی و مدیریت خرید و مصرف برای دیگران سخن می‌رانیم و فردا صبح زنبیل به دست نفر اول صف خرید و احتکار خانگی هستیم. اصلا چرا راه دوری برویم ما هر روز برای شما از رانت اطلاعاتی و فاصله طبقاتی می‌نویسیم اما وقتی باخبر می‌شویم از گرانی روغن در چند روز آینده، همان کاری را انجام می‌دهیم که این روزها زیر پوست شهر در جریان است. یعنی خرید بیشتر و احتکار خانگی.

نویسنده مثال آورده که قرار است روغن‌های تولید‌شده از ابتدای اردیبهشت به بعد با قیمت‌های جدید عرضه شود. در گام نخست تولید‌کنندگان میزان عرضه به بازار را محدود می‌کنند و برای تغییر قیمت موجودی انبار دست به کار می‌شوند. کمی آن طرف‌تر و در بازار و شبکه خرده‌فروشی نیز محدودیت عرضه همراه با افزایش قیمت خودسرانه موج می‌زند. سبد خرید این روزهای مردم را که نگاه می‌کنیم روغن بیش از ۹۰‌درصد آن را تشکیل می‌دهد و از گوشه و کنار خبر می‌رسد که در فروشگاه‌های بزرگ مردم برای خرید فقط چند بطری بیشتر به صف شده‌اند.

من اگر رای بیارم

کارتون نامزدهای یک به اضافه دو، از فرشید رجبعلی، قانون
کارتون نامزدهای یک به اضافه دو، از فرشید رجبعلی، قانون

اسماعیل امینی در شعری درتهران امروزنامزدهای انتخاباتی و شعارهایشان را به سخره گرفته:

تا به شایسته ترین مرد وطن رای دهید/ آی ملت بشتابید به من رای دهید

هر کجا می نگرم نیست کسی غیر از من/ من فقط هستم شایسته ترین مرد وطن

من اگر رای بیارم دو سه روزی یک بار/ حرف هایم بشود تیتر تمام اخبار

من اگر رای بیارم چه رئیسی بشوم/ این و رو آن ور دنیا چه سفرها بروم

گردوی کوچک من

محمد حسین روانبخش درمردم سالاری نوشته این روزها اگر به جای طنز نوشتن، رفتارهای انتخاباتی بر و‌بچ دولت دوست را چاپ کنیم، هم زحمت کمتری کشیده‌ایم و هم شادی را بیشترتر و بهترتر در قلوب مردم جای داده‌ایم . برای مثال عکس زیر که یکی از پلاکاردهای مربوط به استقبال از محمود احمدی‌نژاد و سایر آشنایان در اصفهان را نشان می‌دهد که در آن، زیر عکس‌های احمدی‌نژاد شعر حماسی زیر نوشته شده است: «پوستت را می‌کنند تا راحت‌تر شکسته شوی ...ناراحت نباش‌ ای گردوی کوچک!آنچه سیاه می‌شود روی تو نیست، دست‌های آنهاست...؟!!»

حیف است این شعر حماسی ناتمام بماند. بقیه آن را به نقل از ما بخوانید: و تو، ای گردوی کوچک/ وقتی پوستت را کندند، می‌بینند یک پوست دیگر هم داری/ که آن سفت‌تر است

و آنها می‌گویند: وای! خدا مرگم بده، این چرا دو تا پوست دارد؟/ بعد با دست‌های سیاه آن پوست محکم را هم می‌کنند... باز هم ناراحت نباش ای گردوی کوچک، وقتی مغزت را بیرون کشیدند، می‌بینند‌: ای دل غافل‌! مغزت هم پوست دارد/ و به خودشان می‌گویند‌: این که همه‌اش پوست است...

ولی من و تو، ای گردوی کوچک؛/ می‌دانیم که مغز گردو کیلویی ۴۰ هزار تومان است!»

کارتون روز

کارتون کیوان زرگری، شرق
کارتون کیوان زرگری، شرق