
زنان در یکی از شعبههای سازمان زنان ایران
سازمان زنان ایران به عنوان یک سازمان مردمی در دوره پیش از انقلاب اسلامی در ایران و با حضور زنان داوطلب فعالیت میکرد، در اوایل دهه پنجاه، تماس وسیعی با گروههایی از قشرها و طبقات مختلف جامعه داشت؛ در جریان این ارتباطات و نیز همهپرسی و نشستهایی که در چهل شهر ایران با زنان شاغل در کارخانهها، مدارس، روستاها و حتی زندانها داشتیم، به دنبال آن بودیم که نظر کلی زنان ایران را در بارۀ نیازهایشان بدانیم و از دیدگاهها و چشماندازشان از آتیه مطلع شویم.
این بررسیها به نتیجه جالبی رسید، یعنی برخلاف تصوری که وجود داشت و گمان میکردیم که نخستین هدف برای بهبود وضعیت زنان در ایران، تغییر قوانین، بهخصوص تغییر قوانین خانواده است، نتیجه همهپرسی و بررسیها نشان داد که زنان بیش از همه بر ضرورت استقلال اقتصادی تاکید دارند. آنها این موضوع را مطرح میکردند که استقلال اقتصادی، زیربنای این است که بتوانیم آزادیهای دیگر را داشته باشیم، یعنی تغییر قوانین از نظر زنان اهمیت داشت، ولی به نظر آنها این تغییر، مثل داشتن حق برابر با مردان در طلاق یا حضانت اطفال، بدون داشتن استقلال اقتصادی قابل استفاده نخواهد بود.
بر همین مبنا، در آن زمان، محور اصلی فعالیتها در حوزه زنان در ایران بر بالا بردن استقلال و قدرتمند کردن زنان در این زمینه، بهخصوص استقلال اقتصادی قرار گرفت. هرچند، بالا بردن سطح آگاهی و افزایش تعهد زنان به مشارکت در امور مختلف بر اساس اعتماد به نفس آنها از اهمیت بسیاری برخوردار بود، اما تاکید بر اهمیت مشارکت زنان و تعیینکننده بودن این مشارکت در نتیجه نهایی، به عنوان مقدمهای برای آغاز فعالیتهای سازمان زنان در ایران تعیین شد.
با پیشرفت امور، به تدریج فعالیتها در این زمینه، جهت مشخصی پیدا کرد و راههای عملی رسیدن به این هدفها شناسایی و در پیش گرفته شد. از جمله در شعبههای سازمان زنان که در ۴۰۰ منطقه مختلف ایران فعالیت میکردند، کارگاههایی برای آموزش حرفههای مختلف به زنان تشکیل شد و سوادآموزی و اطلاعرسانی در زمینههایی مثل حقوق زنان هم مورد توجه قرار گرفت.
در مرحله دیگری از این فعالیتها سعی شد با ارائه کمکهای حمایتی، این امکان به زنان داده شود که بتوانند در این فعالیتها شرکت کنند، برای نمونه با راهاندازی مهدکودک، این فرصت به زنان داده شد که بتوانند سر کلاسهای آموزشی یا در کارگاههای حرفهای حاضر شوند.
از دیگر اقدامات حمایتی برای کمک به استقلال تدریجی زنان در ایران، راهاندازی بخش کاریابی و آموزش امور حقوقی به زنانی بود که در این زمینه مشکل داشتند.
در مجموع، شعبههای سازمان زنان در ایران، به مراکزی تبدیل شد که حالتی پویا و مشارکتی داشت و زنان را تجهیز میکرد تا نه تنها شخصا قدرتمند و با اعتماد به نفس باشند، بلکه در اطلاعرسانی در سطح محله، روستا یا شهر خود ایفای نقش کنند.
در عین حال، به این موضوع هم توجه داشتیم که با وجود اهمیت زیاد قدرتمند شدن زنان در سطح تودهها و مردم، داشتن مکالمه و تعامل با سیاستگذاران یا افرادی که در ساختارهای قانونگذاری ایران نقش داشتند، اهمیت بسیاری داشت و باید به دنبال برقراری این تعامل در کنار ایفای نقش موثر در عرصه بینالملل میبودیم.
فعالیتهای بینالمللی برای زنان ایران مهم بود، چون آنچه که در سازمان ملل متحد میگذشت و آنچه که به عنوان حرکت زنان در صحنه بینالمللی رخ میداد، میتوانست بر نوع نگاه سیاستمداران نسبت به زنان و در نهایت نسبت به مردم کشورشان اثر قابل توجهی بگذارد. یعنی معتقد بودیم که مسائل مرتبط با زنان میتواند پلی بین تودههای مردم و سیاستگذاران کشورها باشد و در سطح بینالمللی هم در تبادل امکانات، آموزش و آگاهی ایفای نقش کند.
با چنین مبنایی، فعالان زن ایران نقش مهمی در فعالیتهای سازمان ملل متحد به عهده گرفتند، از جمله در اولین کنفرانس سازمان ملل متحد برای زنان که در تابستان سال ۱۹۷۵ در مکزیک برگزار شد، هیات نمایندگان ایران که نمایندگان سازمانهای غیردولتی و نیز افرادی از وزارت خارجه ایران در آن حضور داشتند، پیشنویس برنامۀ جهانی کار برای زن و توسعه را ارائه کرد.
در جلسۀ آمادهسازی برای کنفرانس سازمان ملل متحد برای زنان که در نیویورک و با حضور نمایندگان ۱۸ کشور تشکیل شد، این پیشنویس با تغییراتی به تصویب رسید و به صورت یک پیشنهاد در کنفرانس مکزیک مطرح شد. در آخر، برنامۀ جهانی کار برای زن و توسعه، با مقداری تعدیل و تغییر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح شد و به تصویب رسید.
در همان زمان بود که ما پیشنهاد ایجاد مرکز تحقیقات و آموزش سازمان ملل متحد را برای منطقه آسیا و اقیانوس آرام ارائه کردیم که این مرکز در تهران ایجاد شد و در سال ۱۹۷۷ الیزابت رید، از فمینیستهای مشهور آن زمان که مشاور نخست وزیر استرالیا هم بود، کار خود را به عنوان رئیس این مرکز در تهران شروع کرد.
موسسۀ بینالمللی تحقیق و آموزش برای پیشرفت زنان هم به پیشنهاد و با حمایت نمایندگان ایران به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید و قرار بود که این سازمان در سال ۱۹۸۰ در تهران تشکیل شود که چون ایران در آن زمان دیگر آمادگی نداشت و شرایط تغییر کرده بود، این سازمان در جمهوری دومینیکن مستقر شد. از دیگر پیشنهادهای ایران که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید، برگزاری کنفرانس سازمان ملل در تهران در سال ۱۹۸۰ بود که به دلیل وقوع انقلاب اسلامی به کپنهاک منتقل شد.
در مجموع، هدف فعالان زن در آن زمان که اکنون هم توسط زنان فعال دنیا دنبال میشود، ایجاد نوعی رابطه پویا بین سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی بود تا بهتدریج گروههای زنان در کشورهای مختلف دنیا یکدیگر را تقویت کنند و بزرگتر و پویاتر شوند.
شاید بتوان گفت که فعالیت و تلاشهای فعالان زن در عرصه بینالملل و در چندین دهه اخیر، در تشکیل نهاد زنان سازمان ملل متحد تاثیر قابل توجهی داشت. همکاری دائمی و قدم به قدم این زنان در سطح بینالمللی باعث شد که در تابستان گذشته، تشکیل این نهاد به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد برسد و دو نهاد بینالمللی که فعالان زن ایران در ایجاد آنها نقش داشتند، بخشی از این سازمان بزرگ شدهاند.

عکس از آرش عاشورینیا
آنچه در ایران میگذرد؛ شباهتها و تفاوتها
در مقایسه تفاوتهای جنبش زنان ایران در گذشته و حال، نکته جالب این است که پویایی و دینامیزم جنبش زنان امروز، با در نظر داشتن شرایط سختی که دارند، فوقالعاده است. تلاشهای این فعالان، به نوعی ادامۀ فعالیتهایی است که نه فقط در دهه قبل از انقلاب اسلامی، بلکه در چند دهه قبل از آن شکل گرفت.
این اعتقاد وجود دارد که وقتی در جامعۀ زنان، آگاهی به وجود میآید و دادههایی برای آنان درونی میشود- یعنی به حقوقشان اعتقاد پیدا میکنند و پیشرفتهایی را هم تجربه میکنند- دیگر نمیتوان آنها را به عقب برگرداند. یعنی ممکن است که برای مدتی بتوان جلوی آنها را گرفت، ولی نمیتوان آگاهی را از بین برد و نیاز به آزادی و نیاز به داشتن امکانات بهتر را از آنها گرفت.
در نتیجه، با آنکه در شرایط کنونی در ایران، محدودیتهای زنان بسیار زیاد است و آنها کمترین امکانات را هم برای گردهم آمدن ندارند، اما حرکت فعالان زن و شبکهسازی و اطلاعرسانی آنها ادامه دارد.
البته این موضوع، به مفهوم آن نیست که دولت در گذشته خیلی طرفدار زنان و فمینیستها بود یا کمکهای فوقالعادهای به آنها میکرد، ولی شرایط آن زمان، طوری بود که اگر حرکت فعالان زن در چارچوب توسعه و پیشرفت مملکت و مدرنیزم بود، کسی جلوی آنها را نمیگرفت و ما به عنوان فعالان زن، میتوانستیم در مواردی، خواستههای خود را از دولت طلب کنیم، چون تا حدی هدفهای زنان و دولت در آن زمان، موازی هم بود و در روند توسعۀ ایران، وجوه مشترکی داشتند.
فلسفۀ کلی در آن زمان، این بود که نقش زن باید چشمگیر و حقوقش در همۀ زمینهها مساوی باشد تا بتوان پیشرفت کرد و مملکت را جلو برد. ولی الان فلسفۀ حاکم در ایران، این است که نقش زن مکمل نقش مرد و در فضای خصوصی خلاصه شده است. بر اساس این فلسفه، میتوان در فضای عمومی هم به زنان نقش داد، ولی تنها در موارد ضروری و مخصوصا برای پیشبرد هدفهای دولت حاکم. یعنی مساوات، یکی از عقاید زیربنایی این حکومت نیست، در نتیجه جایی برای گفتوگو و بحث وجود ندارد.
میزان مشارکت رسمی زنان ایران در حرکتهای بینالمللی هم بسیار محدود شده و جایگاهی که ایران در گذشته در صحنۀ بینالملل داشت، به طور کامل از بین رفته است.
البته نباید نادیده گرفته که فعالان زن در ایران با همه این محدودیتها تلاش میکنند و هر زمان که امکانات لازم فراهم میشود، به گونهای بهترین چهره را از جنبش زنان ایران ارائه میدهند که مایه مباهات هر فعال دیگری میشود.
BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست
بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.