به روز شده:  18:38 گرينويچ - پنج شنبه 03 فوريه 2011 - 14 بهمن 1389

گرایش به مبارزه مسلحانه؛ هم در داخل هم در خارج

چریک های فدایی خلق در خارج از مرزهای ایران هم فعالیت خود را آغاز کردند

دیکتاتوری فردی شاه، ترویج فرهنگ چاپلوسی، فقدان آزاد ی های فردی و اجتماعی، و حزب سازی های فرمایشی و دخالت بی پروای قدرت های خارجی در ایران، موجب شده بودند که فضای خفقان آوری در ایران به وجود بیاید.

در چنین شرایطی، جبهه ملی کوشش می کرد که از طریق مبارزه مسالمت آمیز، فضای مناسبی برای شرکت مردم در سرنوشت اداره کشور به وجود بیاورد، اما ناکام شد و رهبران آن "خانه نشین" شدند.

حزب توده که ادعای "چپ " و کمونیستی می کرد، به ابزار بی اراده اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شده بود و حتی "ساواک" در تشکیلات داخل کشور آن رخنه کرده بود.

شرایط نامطلوب حاکمیت، و ضعف و انحراف سازمان های سنتی، زمینه ساز "شورش "جوانان گردید. لذا، جوانان ناراضی جامعه، خصوصاً آنهایی که سال ها در درون سازمان های سنتی (جبهه ملی، نهضت آزادی، حزب توده) فعالیت می کردند، در صد د برآمدند که با الهام از جنبش های آزادیبخش کشورهای سه قاره، راهکارهای سیاسی – تشکیلاتی و مبارزاتی نوینی را جستجو و نقش "پیشاهنگ" و پیشگامان مبارزه را در جامعه ایفا کنند.

درباره نویسنده

حسن ماسالی در سال ۱۹۶۰ برای ادامه تحصیل به آلمان سفر کرد. در شکل گیری کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایران شرکت چست و سپس پنج بار به عنوان دبیر آن انتخاب شد.
در فاصله سال های ۱۹۶۱-۱۹۷۰ در تاسیس و کادر رهبری سازمان های جبهه ملی ایران در اروپا فعال بود.
در سال ۱۹۷۰به اتفاق یاران خودد جبهه ملی در خاورمیانه را به وجود آورد و همزمان گروه اتحاد مارکسیستی را تشکیل دادند که این گروه بعدها به نام سازمان وحدت کمونیستی ایران ادامه فعالیت داد. در سال ۱۳۵۷ در دوره جمشید آموزگار مخفیانه وارد ایران شد و در سال ۱۳۵۸ از طرف مردم تالش نامزد نمایندگی در مجلس شورای ملی گردید اما بعدها به علت مخالفت با حکومت دستگیر شد. در سال ۱۹۹۰ بعد از ملاقات با شاپور بختیار، مدتی به قعالیت در نهضت مقاومت ملی ایران ادامه داد. او در سال ۱۹۹۵ کنفرانس ملی را در آلمان برگزار کرد و این تشکیلات نزدیک به سه سال علیه جمهوری اسلامی فعالیت کرد.

در آن زمان، رویدادهای جهانی نیز در روند شکل گیری مبارزه مسلحانه در ایران، بسیار اثر بخش بودند. مسائلی از قبیل مقاومت انقلابی مردم ویتنام دربرابر تجاوز آمریکا، جنگ آزادیبخش الجزایر، انقلاب کوبا، نظریات چه گوارا، راهکارهای چریکی سازمان "توپا ماروها" در آمریکای لاتین، مبارزین ایرانی در داخل و خارج از کشور را به خود جلب کرده بود.

نوشتارهای گوناگونی در این ارتباط ، در داخل کشور به طور مخفیانه ترجمه و توزیع می شدند و درسراسر کشور "هسته های مخفی مبارزاتی" که اکثر آنان از وجود همدیگر بی خبر بودند، شکل گرفتند که معروف ترین آنها عبارت بودند از هسته هایی که با ابتکار بیژن جزنی – محمد صفاری آشتیانی - ضیا ظریفی - سورکی – احمد زیبرم ، و همچنین از طریق مسعود احمد زاده- امیر پرویز پویان – عباس مفتاحی –سعید آریان- حمید توکلی و دیگر جوانان انقلابی سازماندهی شده بودند.

هرگروه درصدد برآمده بود که با توجه به شرایط ترور واختناق، ازمیان افراد مورد اعتماد خود، یار گیری کند وهمچنین برنامه های ویژه تعلیماتی و تدارکات نظامی را برای انجام عملیات مسلحانه در دستور کار خود قرار دهد.

در خارج از کشورنیز جنبش دانشجویی و سیاسی ایران، به "رادیکالیسم" روی آورده بود و در نشریات خود در باره "ضرورت مبارزه مسلحانه" علیه رژیم شاه تبلیغ می کرد. از جمله سازمان های جبهه ملی ایران در خارج از کشور، از سال ۱۳۴۲ به بعد، در باره ضرورت شکل گیری مبارزه مسلحانه در ایران، از طریق نشریات "ایران آزاد" و " باختر امروز" تبلیغ می کردند و در درون این تشکیلات، " گروه اتحاد کمونیستی"(که بعداً به نام سازمان وحدت کمونیستی فعالیت می کرد)، شکل گرفت و افرادی برای آموزش نظامی، به طور مخفیانه به اردوگاه های نظامی فلسطینی ها اعزام شدند و فعالیت های خود را در منطقه خاورمیانه، خصوصاً در نقاط مرزی ایران، برای تماس با مبارزین داخل کشور متمرکز ساختند.

من خود یکی از بنیانگذاران "جبهه ملی ایران در خاورمیانه " و سازمان "وحدت کمونیستی" بودم که باتفاق یاران خود، کارزار مبارزه مسلحانه را از طریق نشریات فارسی و همچنین عربی زبان( ایران الثوره و مجله الهدف) و رادیوهای منطقه، تبلیغ می کردیم.

این فعالیت ها موجب شد که به مرور با برخی از مبارزین داخل کشور که برای آموزش نظامی و فراهم کردن امکانات نظامی، مخفیانه از مرز ایران عبور می کردند، آشنا شویم.

قبل از حادثه سیاهکل، با مسعود احمد زاده و مجید احمد زاده ارتباط برقرار کرده بودیم و مسعود یک اسکناس دو تومانی را نصف کرده بود و نصف آن را برای ما ارسال داشت و قرار براین گذاشت که رابط ایشان و گروه (که هنوز اعلام موجودیت نکرده بود)، با آوردن نصف دیگر اسکناس، روابط رسمی خود را برقرار سازند و خواست های مشخص خود را مطرح کنند.

پس از این قرار، نوشته ایشان به نام "تحلیلی از شرایط جامعه ایران؛ جنگ مسلحانه هم استراتژی،هم تاکتیک" و همچنین نوشته امیر پرویز پویان تحت عنوان"ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا" به دست ما رسید. ما پس از اعلام موجودیت گروه، کتاب های مزبور را در خاورمیانه، اروپا و آمریکا انتشار دادیم.

بیژن جزنی، مطلبی تحت عنوان "تاریخ سی ساله اخیر ایران"، از درون زندان، برای انتشار ارسال داشته بود. مطالب مزبور، با خودکار روی "کاغذ سیگار" به طرز ماهرانه ای نوشته شده بود و از طریق افرادی که به ملاقاتش رفته بودند، بسته بندی و به خارج ارسال شده بود.

فقدان آزادی، فقدان احزاب مدرن، فرصت طلبی و مماشات بسیاری از فعالین سیاسی (از جمله بسیاری از گروه های چپ) موجب شدند که فاجعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جدیدی در ایران روی دهد و حکومت اسلامی، در سال ۱۳۵۷ در ایران استقرار یابد.

دست خط های ایشان و برخی از"نارنجک های دست ساز" و اسلحه کمری ابتدایی که در مراحل اولیه مبارزه، و همچنین دستگاه پلی کپی اولیه دست ساز را که این مبارزین از آنها استفاده می کردند در پایگاه خود در خاورمیانه، با ایجاد "یک موزه انقلابی" حفظ کرده بودیم ، که عکس های آن ابزار اولیه مبارزاتی و برخی اسناد دیگر را هنوز در اختیار دارم و در صدد هستم که در کتاب خاطرات سیاسی ام، انتشار دهم.

کتاب های پویان، احمد زاده و جزنی، توسط رفقای انقلابی مقیم خارج از کشور، به زبان های انگلیسی، آلمانی و عربی ترجمه و پخش شدند.

گروه های مختلف فلسطینی با ما همکاری می کردند و مجله "الهدف" که ارگان گروه "دکتر جورج حبش "( جبهه خلق برای آزادی فلسطین ) بود، به تریبونی برای نقطه نظرات انقلابیون ایران تبدیل شد.

گروه احمدزاده – پویان، با الهام از چه گوارا و نوشته های رژی دبره، به دنبال عملیات چریکی در شهرهای بزرگ ایران بودند؛ اما گروه بیژن جزنی- آشتیانی - حمید اشرف، مناطق کوهستانی و جنگلی شمال ایران را شناسایی کرده بودند و در این ارتباط بود که در منطقه سیاهکل( نزدیک لاهیجان) در نوزدهم بهمن ۱۳۴۹ با نیروهای نظامی رژیم شاه درگیر شدند.

تا آنجایی که مطلع شده بودیم، این گروه هنوز مراحل سازماندهی و تدارکاتی نظامی خود را به اتمام نرسانده بود و در آن منطقه، درگیری و مقاومت مسلحانه به آنها تحمیل می شود.

رفیق صفاری آشتیانی که مدتی در اردوگاه فلسطینی ها آموزش نظامی دیده بود (و میان فلسطینی ها به ابو العباس معروف شده بود)، پس از آموزش نظامی، با حمل چند اسلحه، به طور قاچاق وارد ایران می شود و در گروه جنگل درسیاهکل، نقش بر جسته ای بر عهده می گیرد.

تا آنجایی که مطلع هستیم، قبل از حادثه سیاهکل، گروه احمد زاده- پویان، از طریق برخی شبکه های انقلابی، با گروه بیژن جزنی آشنا می شوند ودر حال گفتگو برای اتحاد بودند.

پس از حادثه سیاهکل، گروه احمد زاده - پویان ، به عنوان ابراز همبستگی، به کلانتری قلهک در تهران حمله ور شد و سپس به رهبری پویان، به بانک ملی شعبه خیابان آیزنهاور حمله کرد تا با شرکت در عملیات، " تبلیغ مسلحانه" کند ومردم را از وجود "پیشاهنگان انقلابی" مطلع سازد و با روحیه "یاس و ناامیدی، تسلیم طلبی و سیاست های فرصت طلبانه" مبارزه کند. آنها در ضمن اعلام کردند که قصد داشتند، با تصاحب پول های بانک ، مخارج مبارزه انقلابی را تامین کنند.

ما که یک گروه انقلابی در خارج از کشور به وجود آورده بودیم، در صدد بر آمدیم که در چند سطح فعالیت های خود را متمرکز کنیم. از یک طرف، با ایجاد یک گروه مارکسیستی، تلاش به عمل آوردیم که با ترجمه و انتشار برخی آثار مارکس، انگلس، روزا لوکزامبورک و چه گوارا، در پالایش فکری جنبش چپ ایران شرکت کنیم.

پس از حادثه سیاهکل، گروه احمد زاده - پویان ، به عنوان ابراز همبستگی، به کلانتری قلهک در تهران حمله ور شد و سپس به رهبری پویان، به بانک ملی شعبه خیابان آیزنهاور حمله کرد تا با شرکت در عملیات، " تبلیغ مسلحانه" کند ومردم را از وجود "پیشاهنگان انقلابی" مطلع سازد و با روحیه "یاس و ناامیدی، تسلیم طلبی و سیاست های فرصت طلبانه" مبارزه کند. آنها در ضمن اعلام کردند که قصد داشتند، با تصاحب پول های بانک ، مخارج مبارزه انقلابی را تامین کنند.

در این ارتباط با جریان های فکری مرتبط به "حزب توده - شوروی" و همچنین با سطحی نگری های " طرفداران مائو و انور خوجه " مبارزه تئوریک می کردیم و به بسیاری از تئوری ها و روش کار لنین و استالین انتقاد می کردیم؛ به همین دلیل، به ما اتهام می زدند که "تروتسکیست" هستیم، درحالی که نادرست بود.

ما تنها به کارهای تئوریک قانع نبودیم و لذا با ایجاد یک تیم مبارزاتی، در صدد برآمدیم که برای شرکت در مبارزه و یاری رساندن به انقلابیون داخل کشور، در کشورهای همجوار ایران مثل عراق، کویت، افغانستان و پاکستان، پایگاه ارتباطی به وجود بیاوریم.

در حمل اسلحه و ارسال امکانات مالی و در انتشار نظریات گروه های داخل کشور، فعالانه کوشیدیم و نیروی بزرگی در چارچوب کنفدراسیون، جبهه ملی ایران در خارج از کشور، و در ارتباط با سازمان "وحدت کمونستی ایران" بسیج و نشریات و فرستنده های رادیویی، سازماندهی کرده بودیم.

در لبنان، سوریه، عراق، لیبی، الجزایر، یمن جنوبی و در ظفار با سازمان های مبارز و حکومت ها ارتباط برقرار کرده بودیم. به طور مثال با سالم ربیع علی، رئیس جمهوری یمن جنوبی، با معمر قذافی، رئیس جمهوری لیبی و با بسیاری از سازمان های آفریقایی – آسیایی ارتباط داشتیم.

به عبارت دیگر، از راه دور شعار نمی دادیم، بلکه خطرات بسیاری را هنگام حمل اسلحه و عبور از مرزها تقبل می کردیم.

در این ارتباط، یکی از افراد کادر رهبری و رفیق مبارز ما، به نام منوچهر حامدی که در ارتباط با چریک های فدایی خلق به ایران رفته بود، پس از دو سال زندگی و مبارزه مخفی، در درگیری مسلحانه کشته شد.

در اینجا ضروری می دانم از شادروان کامبیز روستا نیز یاد کنم که در سطوح تئوریک- سازماندهی و مبارزات عملی شرکت فعال داشت.

ما از طریق سازمان وحدت کمونیستی، کوشش می کردیم که بی باکانه از جنبش چپ و مبارزات مسلحانه داخل کشور حمایت کنیم، و تلاش میکردیم که از نظر تدوریک، سیاسی، تشکیلاتی و مبارزاتی همسو شویم وهماهنگی ایجاد کنیم.

ما از طریق سازمان وحدت کمونیستی، کوشش می کردیم که بی باکانه از جنبش چپ و مبارزات مسلحانه داخل کشور حمایت کنیم، و تلاش میکردیم که از نظر تدوریک، سیاسی، تشکیلاتی و مبارزاتی همسو شویم وهماهنگی ایجاد کنیم.

حسن ماسالی

اما پس ازچند سال تلاش صادقانه، برخی انحرافات تئوریک، سیاسی و تشکیلاتی در درون سازمان چریک های فدایی خلق،موجب شد که "پروسه تجانس" متوقف گردد.

سپس در صدد برآمدیم که تشکیلات مستقل خود، یعنی سازمان وحدت کمونیستی را در داخل کشور به وجود بیاوریم و در این ارتباط، قریب یک سال قبل از حادثه فروپاشی رژیم شاه، از طرف گروه، مخفیانه وارد ایران شدم.

می توان ادعا کرد که عملیات مسلحانه در سیاهکل، نقطه عطفی برای شروع مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه تلقی می گردد که سال ها توسط چریک های فدایی خلق و سایرگروه های مبارز ادامه داشت.

در این مبارزه، تعداد زیادی از فرهیختگان و مبارزین راستین انقلابی در ایران جان باختند و ضربه نهایی در سال ۱۳۵۵ به جنبش چریکی ایران وارد شد که تعداد کثیری به دست رژیم شاه به قتل رسیدند. سرکوب و ترور و اختناق موجب شد که مبارزه ، باردیگر افت کند.

فقدان آزادی، فقدان احزاب مدرن، فرصت طلبی و مماشات بسیاری از فعالین سیاسی (از جمله بسیاری از گروه های چپ) موجب شدند که فاجعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جدیدی در ایران روی دهد و حکومت اسلامی، در سال ۱۳۵۷ در ایران استقرار یابد.

نقد به مبانی فکری و سیاسی گذشته خودمان، مانع از آن نمی شود که از عزیزان انقلابی و جان باختگان سیاهکل وهمه قربانیان دو رژیم یاد نکنیم.

۴۰ سالگی عملیات سیاهکل

bbc.co.uk navigation

BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.