
محمود احمدی نژاد در میان جمعی از فرماندهان سپاه
تا سال ۱۳۸۴ و انتخاب محمود احمدینژاد -که خود را از فعالان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زمان جنگ می خواند- به ریاست جمهوری، سپاه به قدرت سیاسی-اقتصادی مهمی تبدیل شده بود.
سپاه نه تنها نقش مهمی در تعیین برنامههای ملی داشت، بلکه به داوری متکی به قدرت خود تبدیل شده بود که عملا نظارت سیاسی ناچیزی بر فعالیتهایش اعمال می شد.
هنگامی که سپاه به دلیل رفتار خلاف قانون و مداخله در سیاست مورد انتقاد مخالفان خود مانند اصلاحطلبانی چون مهدی کروبی و میرحسین موسوی قرار گرفت، کادر ارشد سپاه اغلب با اشاره به جنگ ایران و عراق و آنچه که آنها نقش مرکزی سپاه در دفاع از سرزمین مادری می خواندند، واکنش نشان دادند.
به عبارت دیگر، مسئولان سپاه احتمالا عقیده دارند که کشور به آنها مدیون است و وکالت نامحدودی برای مداخله در همه امور زندگی به آنها داده است، هرچند فرماندهان ارشد سپاه تا اعلام بیپرده این مسئله پیش نمیروند.
در عوض، خاطرات جنگ با برنامههای یادبود و یادآوریهای مداوم درباره بسیج عمومی و از خود گذشتگیهای دوران جنگ در رسانه های نزدیک به سپاه زنده نگاه داشته میشود.
در این نوع برنامه ها، سپاه خود را به عنوان نیروی قهرمان و جان بر کفی به تصویر میکشد که در صورت نیاز، از خودگذشتگیهای جنگ ایران و عراق را تکرار خواهد کرد.
این موضع می تواند از منظرهای مختلف توجیهناپذیر به نظر برسد.
نخست اینکه، بدنه رزمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دههی ۱۹۸۰ میلادی از همان کسانی تشکیل نمی شد که امروز بدنه سپاه را تشکیل میدهند.
بسیاری از کسانی که در سال های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ جنگیدند، بعدا به جنبش اصلاحطلبی پیوستند و امروزه ادعا میکنند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به وسیله گروهی که به دنبال قدرت سیاسی مطلق، تاثیرگذاری اقتصادی و ثروت هستند و برای توجیه رفتارشان حاضرند که تاریخ را بازنویسی کنند، از هدف اصلی خود منحرف شده است.
در جریان مناقشات سیاسی ایران در سالهای اخیر، به خصوص از انتخابات خرداد سال ۱۳۸۸ به بعد، شاهد بحث های جالب توجهی بر سر این مسایل بوده ایم.
ثانیا، علی رغم فضای داغ اطراف برنامه هستهای ایران، در حال حاضر خطر حمله خارجی قریب الوقوعی در افق دیده نمیشود.
بخشی از فضای شبه جنگی به وجود آمده توسط سپاه در داخل کشور، با نمایش مداوم قدرت نظامی به وسیله آزمایش کردن موشکهای مختلف و دیگر سیستمهای دفاعی، به قصد تقویت کردن قدرت سپاه در کشور است، بویژه اکنون که سپاه بیش از هر زمان دیگر در مرکز توجه قرار دارد.
این مسئله به خصوص پس از زخمهایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای جانبداری یک سویه و حمایت از محمود احمدینژاد در جریانات حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خورد، لازم بود.

سپاه نقش اساسی در جریان دفاع از ایران در دوره جنگ هشت ساله با عراق داشت
بنابر این، در غیاب یک جنگ واقعی، معلوم نیست که آیا نمایش نظامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مخالفان حکومت در ایران را قانع خواهد کرد یا نه.
بعضی از رهبران سپاه میخواستند که ملیگرایی همهگیر ابتدای دهه هشتاد میلادی را در صورت مقابله با غرب بازتولید کنند، اما معادلات امروزه بسیار متفاوت با آن زمان است.
محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه از سال ۱۳۸۶، به وضوح گفته است که هدف اصلی نیروی سپاه اپوزیسیون داخلی است و سپاه هر چه را که بر خلاف منافع نظام باشد در هم خواهد کوبید.
این همان ابهام اصلی در باره مسؤولیت و وظیفه سپاه است که بسیاری از مفسران را در سالهای اخیر به این نتیجه رسانده که ایران در مسیری به سوی یک دیکتاتوری نظامی پیش می رود که در آن سپاه تعیین کننده دستورها است و خود هرگونه صلاح بداند آنها را اجرا می کند.
آنطور که درصد بالای پیوستن اعضای سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به جنبش اصلاحات نشان می دهد، جنگ ایران و عراق یک سپاه پاسداران تماما "ارتجاعی" پرورش نداده است.
با این همه، دوره هشت ساله جنگ ایران و عراق شرایطی را به وجود آورد که زمینهساز ظهور چیزی شد که امروز از نگاه منتقدان، مسلماً مهم ترین سد در برابر نوسازی سیاسی تدریجی و داخلی در ایران است.
BBC © 2012 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست
بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.