به روز شده:  14:59 گرينويچ - سه شنبه 27 ژوئيه 2010 - 05 مرداد 1389

شاه و سیاست خارجی؛ هم کار هم دغدغه شخصی

محمدرضا پهلوی و جیمی کارتر رئیس جمهوری امریکا. منتقدان شاه نزدیک او به آمریکا را یکی از نقاط ضعف اش عنوان می کنند

سی سال پس از درگذشت محمدرضا شاه پهلوی، دیگر کمتر کسی است که فارغ از غرض ورزی یا احساسات، با دید انتقاد از عملکرد و دیدگاه های او در ارتباط با مسائل مربوط به سیاست خارجی یاد کند.

مقام و منزلت ایران و ایرانی و پرستیژ غیرقابل انکار ایران در منطقه و عرصه بین المللی در سالهای قبل از انقلاب و بویژه در مقایسه با سالهای بعد از آن، شاید به تنهائی بهترین نمودار از سیاست خارجی و دیپلماتیک ایران در آن زمان باشد که حداقل در ۱۵ سال قبل از انقلاب اسلامی زیر نظر مستقیم محمد رضا شاه طرح و پیاده می شد.

هر چند محمدرضا پهلوی به عنوان بالاترین مقام کشور در نقش و مسئولیت وزیر خارجه وارد می شد و نقش پادشاه مشروطه را وا می گذاشت اما پانزده سال آخر حکومت محمد رضا شاه همراه با ثبات سیاسی در داخل کشور و برخورد متین و عقلانی با درگیری های مربوط به سیاست خارجی، همزمان با سال های آغاز گسترش و حضور فعال ایران در عرصه بین المللی بود.

در این ایام، دستگاه و تشکیلات سیاست خارجی ایران شاهد دگرگونی عمده ای بود که وسعت این تحول افزایش سریع کادر دیپلماتیک و تعداد نمایندگی های ایران در سراسر جهان را الزامی ساخت.

هنگامی که به گذشته نگاه می کنیم، نمی توان ادعا کرد که محمدرضا شاه در پیاده کردن سیاست خارجی ایران مرتکب هیچ اشتباهی نشد.

بعضی ها ممکن است چرخش بی اندازه زیاد و اعتماد بیش از حد او به آمریکا را مورد نکوهش قرار دهند و او را متهم سازند که با نزدیکی بیش از حد به آمریکا، مخالفت شاید بیش از نیاز با سیاست های کلان اتحاد جماهیر شوروی داشت.

یا اینکه اعتقاد داشته باشند این مخالفت نه فقط در ارتباط با تقویت نیروهای چپ و کمونیست در ایران، بلکه با افزایش نفوذ و مقابله شوروی با غرب در سراسر جهان، پادشاه فقید ایران تا حدودی از اجرای «سیاست مستقل ملی» و حفظ توازن میان شرق و غرب عدول نمود و خود و مملکت را بیش از اندازه در راستای سیاست های آمریکا و غرب قرار داد.

بعضی ها ممکن است، سیاست تسلیحاتی شاه را که می خواست ایران به بزرگترین قدرت نظامی در منطقه تبدیل شود را زیر سئوال ببرند. برخی دیگر ممکن است که او را به خاطر حل مسائل مربوط به «جزایر تنب و ابوموسی» در خلیج فارس که همزمان باعث حل مشکل بحرین و به زعم بعضی ها «از دست رفتن آن جزیره از حاکمیت ایران شد» از او انتقاد کنند.

مقام و منزلت ایران و ایرانی و پرستیژ غیرقابل انکار ایران در منطقه و عرصه بین المللی در سالهای قبل از انقلاب و بویژه در مقایسه با سالهای بعد از آن، شاید به تنهائی بهترین نمودار از سیاست خارجی و دیپلماتیک ایران در آن زمان باشد که حداقل در ۱۵ سال قبل از انقلاب اسلامی زیر نظر مستقیم محمد رضا شاه طرح و پیاده می شد

مهرداد خوانساری

حتی بعضی ها بودند که در همان زمان به شدت از سیاست ایشان در قبال صنعت نفت یا اوپک که باعث افزایش قیمت و میزان تولید نفت ایران به حدود ۶.۲ میلیون بشکه در روز رسیده بود (رقمی که امروز به زیر ۴ میلیون بشکه تنزل یافته) انتقاد می کردند.

ولی به عقیده من هنگامی که امروز پس از گذشت سی سال همه «ایرادات» را، بخصوص با تجربیات ناشی از سیاست های زیانبار و عوامفریبانه فعلی، بطور واقعی بررسی می کنیم، به این حقیقت غیر قابل انکار می رسیم که بیشتر انتقادات فاقد زمینه منطقی، دید همه جانبه و دور اندیشی های لازم از سوی منتقدین بوده است زیرا تجربیات سال های بعد از محمدرضا شاه به نوعی کیفیت و صحت بیشتر آنها را به اثبات رساند.

هدف من از این نوشته، ارائه یک تجزیه و تحلیل کامل و علمی از سیاست خارجی ایران در دوران سلطنت محمد رضا شاه پهلوی نیست ولی به عنوان کسی که خدمت رسمی خود را در وزارت امور خارجه ایران از سال ۱۳۵۱ آغاز کردم و به عنوان فردی که علیرغم وقوع انقلاب، توانسته ام کماکان در رشته و حرفه قبلی و اصلی ام که همان تعقیب مسائل بین المللی است باقی بمانم، می توانم بی باکانه از درایت و سیاست محمد رضاشاه پهلوی در اداره روابط خارجی ایران با غرور و سربلندی به نیکی یادکنم.

صحنه سیاسی ایران در سی سال بعد از مرگ پادشاه فقید ایران، هرگز فردی آگاه، مجرب، صلح طلب و نیرومندی مانند وی را در حیطه مسائل مربوط به سیاست خارجی به خود ندیده است.

در سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۵، من در دبیرخانه وزیر امورخارجه ایران خدمت می کردم. این دوره، ایام وزارت شادروان عباسعلی خلعتبری بود که بی شک یکی از درخشان ترین و تواناترین چهره های سیاست خارجی ایران (در کنار دیگر شخصیت های برجسته آنزمان مانند مرحوم امیرخسرو افشار و احمد میرفندرسکی) بود.

جیمی کارتر یک سال پیش از سقوط شاه جشن کریسمس را در کنار محمدرضا پهلوی در کاخ نیاوران تهران جشن گرفت

در طول آن ایام یا به قراری دیگر، نزدیک به دو سال، من روزانه شاهد اداره امور خارجی ایران در عالی ترین سطح آن بودم.

وظائف من و دیگر کارمندان دبیرخانه، آماده ساختن تمام کارهای روزانه وزیر امور خارجه - شامل تلکس های رمز و کشف روزانه و دیگر گزارش هایی بود که از سوی روسای نمایندگی های ایران در خارج و تمام دستگاه های دولتی در ارتباط با مسائل مربوط به سیاست خارجی واصل می شد – بود که وزیر امور خارجه هر روز هفته (به جز جمعه) در ساعت ۱۲ ظهر به حضور شاه می رسید و تمامی مطالب را به اصلاع او می رساند.

وظائف دیگر من و همکارانم، پس از بازگشت وزیر از از نزد شاه ابلاغ دستوراتی بود که می بایست به یکایک سفرا و وزرا ارسال و ابلاغ و متعاقبا نیز پیگیری می شد.

در طول این ایام، به عنوان یک فرد علاقمند تعقیب مسائل مربوط به سیاست خارجی ایران، آن هم در سطح تمام جهان، واقعا تجربه بزرگی بود.

تجربه، دیدن مستقیم و از نزدیک وسعت دید، دانش و عکس العمل های متعدد و متناسب محمد رضا شاه در قبال مسائل مختلف، حقیقاتا از هر لحاظ آموزنده و جالب بود.

امروز که به گذشته نگاه می کنم و قدرت تشخیص و دوراندیشی محمد رضاشاه را در مسائل مربوط به تامین منافع ملی ایران مد نظر قرار می دهم، تردیدی ندارم که محمد رضاشاه در زمینه سیاست خارجی دارای توانائی های بی مانندی بوده است که خلا فقدان آن در این سی سال پر نشده است و بدون تردید تاریخ نیز قضاوتی واقع بینانه، منصفانه و متناسب اعمال ایران پرستانه او درباره اش روا خواهد داشت.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.