Advertisement
به روز شده:  18:01 گرينويچ - جمعه 22 مه 2009 - 01 خرداد 1388

مطالبات جنبش دانشجویی و ۳۰ سال انتخابات ریاست جمهوری

در دوم اردیبهشت ۱۳۵۹رییس جمهوری وقت دستور آیت الله خمینی مبنی بر لزوم اسلامی کردن فضای دانشگاهها را ابلاغ کرد.

دانشجویان در ایران به عنوان یکی از گروههای فعال و تاثیر گذار در بیشتر تحولات عمده سیاسی این کشور، همواره مطالبات گوناگونی را چه پیش و چه پس از انقلاب مطرح کرده اند که به لحاظ ماهیتی، این خواسته ها معمولا متاثر از میزان آزادی فعالیت این گروه، و در عین حال میزان ارتباط آنها با سایر بخش های جامعه بوده است.

پس از انقلاب ایران در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ و تا پیش از انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاهها در سال ۱۳۵۹، فضای دانشگاهها عرصه حضور و رقابت نمایندگان بیشتر طیف ها و جناح های سیاسی فعال در کشور بود.

بنابراین شاید به تعبیری با وجود فعال بودن دانشجویان در این دوره، هنوز یک جریان حاکم دانشجویی، به این مفهوم که در سیاست گذاری ها و عملکرد تا حدی مستقل از احزاب و گروههای سیاسی خارج از دانشگاه باشد، وجود نداشت.

در چنین شرایطی بحث ها و گفتگوها در فضاهای دانشگاهی، ادامه همان چیزی بود که در فضای کلی جامعه می گذشت. با این تفاوت که این موضوعات در دانشگاهها با شدت و حدت بیشتری پیگیری می شد.

اختلافات و مشترکات

با وجود تفاوت در نام و مرامنامه سیاسی این گروهها، عباس عبدی، از فعالان دانشجویی سالهای نخستین انقلاب دو ویژگی را در اکثر گروههای دانشجویی مشترک می داند: "اولین مشخصه همه این گروهها گرایش شدید ضد امپریالیستی بود. دیگر آنکه تقریبا تمام گروههای دانشجویی در آن دوره گرایش های مساوات طلبانه و عدالت خواهی داشتند. که البته این ویژگی دوم متاثر از فضای دوران قبل از انقلاب بود".

با وجود این مشترکات کلی، تفاوتهای بنیادینی هم که در اصل جهت گیری سیاسی هر یک از این گروه ها موثر بود سبب می شد که خواسته ها و مطالبات سیاسی و اجتماعی هواداران آنها با هم بسیار متفاوت باشد.

از این رو صادق زیبا کلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی در ایران، جنبش دانشجویی در سالهای اولیه پس از انقلاب را به دو گروه عمده تقسیم بندی می کند.

جنبش دانشجویی به دلیل تاثیرپذیری از ادبیات چپ و آرامانگرایی، نمی توانست بسیاری از ویژگیهای اقتصادی دوران آقای هاشمی رفسنجانی را بپذیرد. در عین حال چون این جنبش خود را در آن سالها از نظام جدا نمی دانست، در دوران هشت ساله ریاست جمهوری آقای رفسنجانی، عملا سکوت کرد.

صادق زیبا کلام

او به بی بی سی فارسی می گوید: "بخش چپ جنبش دانشجویی، اعم از چپ مارکسیستی و یا طرفداران سازمان مجاهدین خلق به تدریج از نظام جدا شدند و حتی رو در روی آن قرار گرفتند. اما بخش اسلامی جنبش دانشجویی به سازمان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تبدیل شد. این گروه که ما آن را به تدریج با نام دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی می شناسیم، در سال ۱۳۵۸ اقدام به اشغال سفارت آمریکا کرد. این جنبش در زمان امام بسیار فعال بود و علاوه بر ایفای نقش در جنگ، مسئولیت های اجرایی داشت و فعالیت های سیاسی هم می کرد".

انقلاب فرهنگی و سرکوب ها

در دوم اردیبهشت ۱۳۵۹ ابوالحسن بنی صدر، رییس جمهوری وقت با حضور در دانشگاه تهران دستور آیت الله خمینی مبنی بر لزوم اسلامی کردن فضای دانشگاهها را ابلاغ کرد.

این اقدام به عنوان "انقلاب فرهنگی" معروف شد و در پی آن با تعطیلی دانشگاهها تا سال ۱۳۶۲ بسیاری از عناصری که از دید حکومت "غربی" محسوب می شدند از محیط دانشگاه حذف شدند.

طبعا جریانی که موج اسلامی کردن فضای دانشگاه را به راه انداخته بود، به هیچ عنوان تاب تحمل اندیشه های غیر اسلامی به ویژه به مفهوم غیر حکومتی آن را در قالب تشکل های دانشجویی نداشت.

از این روست که احمد زید آبادی، دبیر سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت آن روزها را دوران فقدان جنبش دانشجویی در ایران می داند، چرا که به اعتقاد او بازگشایی دانشگاهها در سال ۱۳۶۲ در شرایطی صورت می گرفت که تقریبا همه گروههای سیاسی مخالف حکومت، و به تبع آن هواداران آنها در دانشگاهها سرکوب شده بودند.

عامل دیگری که بر غیرفعال شدن جنبش دانشجویی پس از انقلاب فرهنگی موثر بود، اعمال معیارهای سختگیرانه از سوی ستاد انقلاب فرهنگی در گزینش دانشجویان بود، که حتی در مواردی شامل اخذ تعهد عدم فعالیت سیاسی از آنها می شد.

در چنین شرایطی تنها گروهی که در دانشگاهها اجازه فعالیت رسمی داشت دفتر تحکیم وحدت بود. گروهی که در آن سالها عملا از آن با عنوان نهاد نظارتی حکومت بر دانشگاهها یاد می شد. احمد زید آبادی معتقد است که دفتر تحکیم وحدت تا زمانی که آیت الله خمینی زنده بود این نقش را حفظ کرد.

مجلس دوم: اولین عرصه مشارکت

اما شاید اولین عرصه ای که دانشجویان پس از انقلاب به طور جدی فرصتی برای مشارکت و ابراز مواضع خود را در آن یافتند، انتخابات دوره ی دوم و سوم مجلس شورای اسلامی بود. عباس عبدی معتقد است به غیر از انتخابات دوره اول ریاست جمهوری که انجمن های اسلامی دانشگاه ها بیشتر از حسن حبیبی حمایت کردند، در سایر دوره های انتخابات ریاست جمهوری تا پیش از دوم خرداد ۱۳۷۶ ، به دلیل ضعیف بودن بعد رقابتی انتخابات، فضای چندانی برای فعالیت گروههای دانشجویی وجود نداشت:

"در دوره دوم و سوم مجلس شورای اسلامی، به دلیل فقدان تنوع گروههای سیاسی و اینکه گروه غالب، جامعه روحانیت مبارز بود، دانشجویان و به خصوص دفتر تحکیم وحدت تنها رغیب جدی محسوب می شد که حتی لیست متفاوتی از کاندیداهای مورد حمایت خود را ارائه داد".

پس از هیجدهم تیرماه ۱۳۷۸ و واقعه کوی دانشگاه تهران دانشجویان به تدریج خود را از بدنه اصلاحات کنار کشیدند و حتی منتقد اصلاحات و دولت آقای خاتمی شدند.

به نظر می رسد در این دوره هم وجه غالب مطالباتی که از سوی دفتر تحکیم وحدت در انتخابات مجلس مطرح می شد، مبارزه با بی عدالتی و سرمایه داری بوده است.

اما آنچه که بالاخره زمینه ساز فعالتر شدن جنبش دانشجویی، پس از دوران رکود ناشی از انقلاب فرهنگی شد اختلافی بود که در اوایل دهه ۶۰ خورشیدی منجر به انشعاب گروهی تحت عنوان "مجمع روحانیون مبارز" از بدنه جامعه روحانیت شد. طولی نکشید که تقسیم قدرت بین جناح چپ و راست در انتقادات بخشی از اعضای دفتر تحکیم وحدت نسبت به سیاست های اقتصادی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی نیز خود را بروز داد.

البته صادق زیباکلام، ماهیت اصلی جنبش دانشجویی را هم در این موضع گیری بی تاثیر نمی داند:

"جنبش دانشجویی به دلیل تاثیرپذیری از ادبیات چپ و آرامانگرایی، نمی توانست بسیاری از ویژگیهای اقتصادی دوران آقای هاشمی رفسنجانی را بپذیرد. در عین حال چون این جنبش خود را در آن سالها از نظام جدا نمی دانست، در دوران هشت ساله ریاست جمهوری آقای رفسنجانی، عملا سکوت کرد".

همین اختلاف نظر بین دفتر تحکیم وحدت و دولت باعث شد که تلاش هایی برای ایجاد بعضی تشکل های موازی، از جمله "بسیج دانشجویی" در دانشگاهها صورت گیرد. البته آنطور که عباس عبدی هم توضیح می دهد، بعدها و با سرکوب جنبش دانشجویی حضور این نیروها در دانشگاه نمایانتر شد.

فاصله بین سالهای ۶۸ تا ۷۶ گرچه در ظاهر دوره ای نسبتا آرام و راکد در فعالیت های جنبش دانشجویی به نظر می رسد، اما در حقیقت آبستن تحولاتی در درون این جنبش است که خود را در انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶ آشکار می سازد.

دوم خرداد: نقطه عطف

در واقع آنچه که در سالهای اخیر از آن با عنوان جنبش دانشجویی یاد می شود از سال ۷۶ و مدتی پیش از انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم آغاز شد. دراین دوره دانشجویان با حضور فعال تر در بحث های سیاسی و مشارکت در عرصه های اجتماعی، دانشگاه را تبدیل به فضایی برای بحث و تبادل نظر در خصوص مسایل مهم روز کرده بودند.

از این منظر می توان گفت که جنبش دانشجویی با گذر از دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، و ورود به دوره محمد خاتمی مطالبات خود را بیشتر معطوف به آرمانهایی چون جامعه مدنی، حقوق شهروندی، دموکراسی و آزادی بیان کرد.

صادق زیبا کلام، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاسی در ایران، این تغییر را مهمترین دستاورد جنبش دانشجویی پس از انقلاب می داند:

"من معتقدم مهمترین تحولی که در جنبش دانشجویی پس از انقلاب رخ داده، این است که این جنبش از رادیکالیسم اوایل انقلاب به تدریج عبور کرد، و به مرحله ای رسیده است که امروزه می توان کم و بیش آن را ترقی خواه، آزادی خواه و دموکراسی خواه دانست".

یکی دیگر از نکات قابل توجه در جنبش های دانشجویی دهه ۷۰ پررنگتر شدن نقش دختران دانشجو بود.

بهاره هدایت، از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، افزایش میزان پذیرش دختران در کنکور دانشگاهها را دلیل طبیعی افزایش نقش فعال تر آنان در محافل دانشجویی می داند.

در عین حال او معتقد است که اخذ جایزه صلح نوبل توسط شیرین عبادی موجب شد که فعالان سیاسی اجتماعی بیش از گذشته مطالبات زنان را در برنامه های خود بگنجانند و به این ترتیب روند فعالیت های جنبش زنان دچار تحولات چشمگیری شد، که یکی از نتایج آن حضور فعال تر دانشجویان زن در جنبش های دانشجویی بوده است.

۱۸ تیر: ایجاد شکاف در جنبش دانشجویی

با وجودی که جنبش دانشجویی و در راس آن دفتر تحکیم وحدت با حمایت از اصلاح طلبان به روی کار آمدن دولت سید محمد خاتمی کمک کرده بودند، اما پس از هیجدهم تیرماه ۱۳۷۸ و واقعه کوی دانشگاه تهران دانشجویان که در مجموع احساس می کردند به بسیاری از مطالبات خود دست نیافته اند به تدریج خود را از بدنه اصلاحات کنار کشیدند و حتی منتقد اصلاحات و دولت آقای خاتمی شدند.

نادر فتوره چی، روزنامه نگار در ایران، معتقد است که واقعه کوی دانشگاه و مجموعه رویدادهای پس از آن در عمل نشان داد که جنبش دانشجویی و به خصوص دفتر تحکیم وحدت دچار شکافها و انشعابات اساسی در درون خود شده است:

در دوره دوم و سوم مجلس شورای اسلامی، به دلیل فقدان تنوع گروههای سیاسی و اینکه گروه غالب، جامعه روحانیت مبارز بود، دانشجویان و به خصوص دفتر تحکیم وحدت تنها رغیب جدی محسوب می شد که حتی لیست متفاوتی از کاندیداهای مورد حمایت خود را ارائه داد.

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی

او به بخش فارسی رادیو بی بی سی می گوید: "جنبش دانشجویی در این دوره را می توان به دو طیف متعادل و رادیکال تقسیم بندی کرد. طیف های متعادل که به احزاب حامی آقای خاتمی نزدیک هستند مثل سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت، مشی سیاست منهای خیابان را دنبال می کنند. یعنی ماندن در فضای دانشگاهها و صدور بیانیه و غیره. در حالیکه در آن زمان طیف های رادیکال مایل بودند که از محیط دانشگاه خارج شوند تا سایر گروههای اجتماعی را نیز با خود همراه کنند. این دوره تولد یک شکاف در میان دانشجویان است که بعدها عمده تر نیز شد".

تکثر، فشار، تضعیف

البته ایجاد همین شکافها در کنار عوامل دیگری مانند شاخه های موازی دانشجویی که توسط احزاب سیاسی اصلاح طلب در دانشگاهها به وجود آمده بود، سبب شد که فشار امنیتی گروههای غیر دموکراتیک قدرت بر دفتر تحکیم وحدت، از جمله بازداشت دانشجویان، در نهایت به تضعیف و چند دستگی جنبش دانشجویی منجر شود.

احمد زید آبادی، دبیر سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت معتقد است که این فشارها در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد افزایش یافته است. به این ترتیب که در این اواخر وزارت علوم شاخه علامه دفتر تحکیم وحدت را منحل اعلام کرده است و به این ترتیب قصد دارد به نوعی فعالیت این گروه را در دانشگاهها غیرقانونی کند.

اگرچه صادق زیباکلام هم غیرسیاسی شدن، رخوت و خمودگی در جنبش دانشجویی را از بارزترین مشخصات این گروه در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد می داند/ اما این سرخوردگی در برآورده شدن مطالبات دانشجویی از مجرای تشکل هایی مانند دفتر تحکیم وحدت به پیدایش گروههای چپ بسیار رادیکال از جمله گروه های لنینیستی و مائوئیستی در این سالها انجامیده است.

صیانت از آرا: نگرانی مشترک

در هر حال، با وجودی که به دلیل تکثر در طیف های دانشجویی، در حال حاضر صدای واحدی در مورد خواست ها و مطالبات جنبش دانشجویی در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری وجود ندارد، اما نادر فتوره چی، به "صاینت از آراء" به عنوان یکی از معدود مطالبات مشترک این گروهها اشاره می کند.

در شرایطی که تا انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم فرصت چندانی باقی نیست، به نظر می رسد که فشارهای موجود بر تشکل های مختلف جنبش دانشجویی و ادامه بازداشت فعالان این جنبش سبب شده که بعضی از این گروهها که در انتخابات پیشین مشارکتی نداشتند با هدف روی کار آوردن دولتی میانه رو سعی در ایفای نقشی فعالتر نسبت به گذشته دارند.

احمد زید آبادی در شرایط موجود، مهدی کروبی، نامزد حزب اعتماد ملی در انتخابات آتی ریاست جمهوری را گزینه احتمالی بیشتر گروههای دانشجویی می داند:

"تا این لحظه به نظر می رسد که بیشتر انجمن های اسلامی و حتی دفتر تحکیم به آقای کروبی تمایل دارند. به این دلیل که او در تماس با این دانشجویان و اعلام مخالفت با سه ستاره شدن آنها در کنکور است، به دانشجویان وعده های مشخصی داده است. البته تعدادی هم از میر حسین موسوی حمایت خواهند کرد زیرا برخی از گروههای اصلاح طلب حمایت خود را از او اعلام کرده اند. اما چون به نظر می رسد که آقای موسوی در نزدیک شدن به این گروهها تا اندازه ای احتیاط می کند، دانشجویان هم به نسبت آقای کروبی، کمتر از آقای موسوی استقبال کرده اند".

به هر شکل جنبش دانشجویی ایران با پشت سر گذاشتن فراز و نشیب های بسیار از انقلاب سال ۵۷ تا به امروز اکنون در شرایطی خود را برای مشارکت در انتخابات آتی ریاست جمهوری آماده می کند که مطالبات اکثر تشکل های دانشجویی پیش از تحقق آرمانهای مدنی و دموکراتیک، تبدیل به مطالبات امنیتی برای داشتن حداقل فعالیت در فضای دانشگاهها شده است.

از این رو به نظر می رسد که در انتخابات آتی ریاست جمهوری، آرای جنبش دانشجویی بیشتر به سوی کاندیدایی سرازیر خواهد شد که بیش از سایرین، در مورد تحقق این نوع مطالبات وعده هایی روشن با ضمانت اجرایی بالا داده باشد.

سایت های بی بی سی

Advertisement

BBC © MMIX

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.