
برگزاری یک رزمایش شهری با این وسعت با حضور نیروهای پلیس در ایران بی سابقه است
تشکیل یک نهاد امنیتی جدید در تهران، بحث بازگشت نیروهای بسیج به خیابانهای پایتخت برای انجام گشتهای عملیاتی، مانور سی هزار نفری نیروی انتظامی و موضوع نصب دوربینهای مدار بسته در مناطق حساس و "جرم خیز" تهران، تحلیلگران سیاسی را نسبت به برنامههای دستگاههای نظامی و امنیتی ایران حساس کرده است.
این در حالی است که محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران، با موضع گیری صریح و قاطع در برابر نصب دوربینهای مدار بسته در مناطق مختلف تهران و هشدار نسبت به پلیسی کردن شرایط پایتخت، عملا حساب خود را از این برنامهها جدا کرده است.
مخالفت آقای احمدی نژاد با نصب دوربینهای مدار بسته در تهران، با واکنش اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی و سعید مرتضوی دادستان تهران روبرو شده است. فرمانده نیروی انتظامی و دادستان تهران، نصب دوربینهای مدار بسته را در برخی نقاط خاص تهران لازم شمردهاند.
در واقع، پرسش اساسی برای تحلیلگران این است که نهادهای نظامی و انتظامی با چه هدف و انگیزهای، تشدید فعالیتهای امنیتی در تهران را همراه با سر و صدای بسیار در دستور کار خود قرار دادهاند و آقای احمدی نژاد با چه انگیزهای نسبت به بخشی از این فعالیت ها واکنش منفی نشان داده است؟
در مورد انگیزه و هدف نهادهای نظامی و انتظامی، دو گمانه خوشبینانه و بدبینانه قابل طرح است. گمانه خوشبینانه این است که ناامنیاجتماعی در شهر تهران به نقطهای رسیده است که کنترل آن جز از راه حضور چشمگیرتر ماموران انتظامی و بسیجی امکانپذیر نیست.
در اینکه میزان انواع بزهکاری در شهر تهران افزایش یافته، کمتر کسی تردید دارد، اما نگرانی و هراس شهروندان عادی از تشدید فعالیتهای امنیتی در کلان شهر تهران که اغلب بیارتباط با مقابله با مجرمان واقعی به نظر میرسد، گمانه زنی خوشبینانه در باره انگیزههای تشدید اقدامات امنیتی را با تردید روبرو میکند.
گمانه بدبینانه اما این است که نهادهای امنیتی به منظور ایجاد هراس در بین تودههای مردم، برنامههای فوق را تدارک دیدهاند تا پیشاپیش نسبت به بروز هرگونه شورش عمومی هشدار داده و یا در صورت وقوع آن، اقدام به سرکوبش کنند.
این گمانه اما این پرسش را در پی دارد که مگر جامعه ایران در آستانه شورش اجتماعی است که چنین اقدامهایی ضروری باشد؟
اغلب تحلیلگران سیاسی چنین فرضی را رد میکنند، هر چند که برخی از آنها، احتمال وقوع شورشهای کور اجتماعی در واکنش به گرانی سرسامآور را بعید نمیدانند.
با این حال، ممکن است که دستگاه های امنیتی تحلیل دیگری از شرایط ایران داشته و یا اینکه برخی احتمالات اندک را جدی گرفته باشند.
البته بروز شورشهای کور اجتماعی در ایران پس از انقلاب مسبوق به سابقه است و در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی که نرخ تورم بالا رفت، شورشهایی در برخی شهرهای برزگ نظیر مشهد، شیراز، قزوین، اسلامشهر و اکبرآباد تهران به وقوع پیوست که زیانهای مالی بسیاری بر جا گذاشت، اما سرانجام سرکوب شدند.
با توجه به این سابقه، احتمال اینکه دستگاههای امنیتی تکرار آن ماجراها را در واکنش به گرانی و تورم ناشی از عملکرد اقتصادی دولت آقای احمدی نژاد محتمل دانسته و برای کنترل آنها در حال برنامه ریزی باشند، بعید نیست.
با این حال، احتمال دیگری هم قابل طرح است. طبق یک تحلیل سیاسی، باراک اوباما رئیس جمهور منتخب آمریکا، بعد از تشکیل دولت خود با ایران وارد مذاکره خواهد شد، اما برای اینکه این مذاکره از جانب آمریکا از موضع قوت صورت گیرد، احتمال اینکه جورج بوش در ماههای پایانی ریاست جمهوری خود اهداف خاصی را در نزدیک مرز ایران با عراق، هدف حملات محدود نظامی قرار دهد، کاملا منتفی نیست، یعنی اقدامی شبیه آنچه اخیرا علیه سوریه صورت گرفت.
شاید شایع شدن همین تحلیل، دستگاههای امنیتی را به برنامه ریزی برای مقابله با پیامد چنین تحولاتی وادار کرده است.
به هر حال، صرف نظر از انگیزه تشدید تدابیر امنیتی در تهران از سوی دستگاه های امنیتی و انتظامی، نارضایتی آقای احمدی نژاد از بخشی از این تدابیر نیز اسرارآمیز به نظر میرسد.

محمود احمدی نژاد با موضع گیری صریح در برابر نصب دوربینهای مدار بسته و هشدار نسبت به پلیسی کردن شرایط پایتخت، عملا حساب خود را از این برنامه ها جدا کرده است
آیا دستگاه های ذینفع بدون اطلاع و هماهنگی با رئیس جمهوری و یا حتی به منظور تخریب وجهه دولت او در نزد رای دهندگان عادی، اقدامات امنیتی را تشدید کردهاند تا شانس پیروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را کاهش دهند و به همین علت، رئیس جمهوری ایران نیز در نامهای علنی و با لحنی عتابآلود و بی سابقه، فرمانده نیروی انتظامی را از "پلیسی کردن" شرایط پایتخت برحذر داشته است؟
یا اینکه تمام یا بخشی از اقدامهای امنیتی مورد اشاره، به این منظور طرح شده است تا آقای احمدی نژاد از طریق اعلام مخالفت با آنها، چهرهای میانه رو و مخالف سختگیری علیه مردم از خود به نمایش بگذارد و بدین وسیله نظر رای دهندگان عادی را در به سوی خود جلب کند؟
با توجه به پیچیدگیها و آشفتگیهای اوضاع سیاسی در ایران، یک ناظر بی طرف پاسخ قاطعی برای هیچکدام از دو پرسش فوق نمییابد.
© MMIX