اکونوميست می نويسد برای نماينده ايران در آژانس جايی برای يکه خوردن وجود نداشته است
هفته نامه بريتانيايی اکونوميست طی مقاله ای به ديپلماسی ايران در قبال فشاری پرداخته است که آمريکا و دولتهای غربی برای محدود ساختن برنامه هسته ای اين کشور به آن وارد می کنند.
اکونوميست استراتژی ايران را مبتنی بر وقت کشی می داند و نوشته است که دولت ايران هر بار در قبال برنامه هسته ای اش با پرسشهای دشواری مواجه می شود به وقت کشی متوسل می شود.
اما آن گونه که اکونوميست تحليل می کند با قطعنامه ای که آژانس بين المللی انرژی اتمی عليه ايران تصويب کرده، استراتژی وقت کشی اين کشور با شکست مواجه شده است.
اين آژانس تا پايان ماه اکتبر به ايران فرصت داده است به پرسشهايی که درباره برنامه هسته ای اش وجود دارد پاسخ روشن بدهد و اکونوميست تعيين چنين ضرب الاجلی را پاسخی به رويه ايران قلمداد کرده که از آن با عنوان "از زير کار در رفتن" ياد می کند.
اين هفته نامه اشاره می کند که هنگامی که شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی قطعنامه شديد اللحن خود عليه ايران را تصويب کرد، علی اکبر صالحی، نماينده ايران در شورا به نشانه اعتراض، نشست اين شورا را ترک گفت.
دل بستن به جنبش عدم تعهد و اينکه دولتهای عضو اين جنبش بتواند جلوی تصويب قطعنامه مورد حمايت آمريکا در آژانس بين المللی انرژی اتمی را بگيرند اشتباه بود
اکونوميست
اکونوميست می نويسد که برای آقای صالحی جايی برای جا خوردن و شگفتزده شدن وجود نداشته چون در آن زمان نگرانی از برنامه هسته ای ايران در هر دو سوی اقيانوس اطلس، يعنی هم در اروپا و هم در آمريکا اوج گرفته است؛ فرانسه و آلمان به همان اندازه آمريکا به برنامه هسته ای ايران به ديد بد گمانی می نگرند و همگی دولتهای عضو اتحاديه اروپا جبهه واحدی در قبال دولت ايران در اين خصوص تشکيل داده بودند.
اين هفته نامه دل بستن به جنبش عدم تعهد و اميدوار بودن به اينکه دولتهای عضو اين جنبش بتوانند جلوی تصويب قطعنامه مورد حمايت آمريکا در شورای حکام را بگيرند اشتباه دولت ايران دانسته و نوشته که ايران در روابط خود با اتحاديه اروپا نيز دچار فاجعه ای ديپلماتيک شده است، چون دولت اصلاح طلب محمد خاتمی، رئيس جمهور ايران اولويت خود را در سياست خارجی بر حسن رابطه با اتحاديه اروپا قرار داد و روی اينکه از روابطش با اتحاديه اروپا به عنوان سپری در برابر آمريکا استفاده کند حساب باز کرده بود اما اکنون اتحاديه اروپا برای فشار بر ايران با آمريکا همصدا شده است.
اکونوميست بر اين باور است که آنهايی که در ايران حرف آخر را می زنند و تصميم نهايی را می گيرند اصلاح طلبان نيستند و دنيا ديگر نمی تواند تحمل کند که حرف و عمل ايران با هم تفاوت داشته باشد.
اکونوميست می نويسد که حتی سياستمدارانی همچون جک استرا، وزير خارجه بريتانيا که از طرفداران پروپاقرص مذاکره و مدارا با ايران به شمار می روند ناچار شده اند ثمربخش بودن ديپلماسی گفت و گوی سازنده با ايران را زير سؤال ببرند.
گفت و گوی سازنده رويه ای است که اتحاديه اروپا طی سالهای اخير و در پی بهبود روابطش با ايران در قبال اين کشور اتخاذ کرده است.
اکونوميست در پايان مقاله خود نتيجه می گيرد که ايران در مورد مسائل مربوط به برنامه هسته ای اش بد بازی کرده و نظر برخی اصلاح طلبان در ايران را مطرح می کند که می گويند بهتر بود ايران همان اول پروتکل الحاقی به پيمان منع گسترش جنگ افزار های هسته ای را امضا می کرد تا کار به اينجا نمی رسيد.