در حالی که مقامات ايران اعلام کرده اند در حال بررسی واکنش مناسب به تصويب قطعنامه اخير آژانس بين المللی انرژی اتمی در باره فعاليت های هسته ای کشور اند اولين نشانه های اختلافات جناحی در ايران در باره علل صدور اين اولتيماتوم کم سابقه بروز کرده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه ايران علت اصلی اين اقدام آژانس بين المللی را صرفا فشار های دولت آمريکا دانسته است.
پرسش اصلی اين است که چه عواملی باعث شده تا اين کشورها يکی پس از ديگری مواضعشان در باره ايران به آمريکا نزديک شود؟
جناح محافظه کار نيز در روزهای اخير در مجموع همين موضع را اتخاذ کرده است.
سخنگويان اين طيف می گويند چون آمريکا و اسرائيل با جمهوری اسلامی دشمنی دارند به کشورهای عضو آژانس بين المللی فشار آورده اند تا اين ضرب الاجل شش هفته ای برای ايران را تاييد کنند.
ولی اصلاح طلبان ضمن محکوم کردن مصوبه آژانس بين المللی علت اتخاذ چنين تصميمی را عمدتا دارای ريشه های داخلی می دانند. برای نمونه علی تاجرنيا، عضو کميسيون امنيت ملی مجلس، گفته است که برخی رفتارها در داخل کشور و طرح بعضی نظرات افراطی باعث شده که چنين قطعنامه به گفته او "تاسف انگيزی" در باره ايران تصويب شود.
سخنگويان جناح محافظه کار در ايران توضيح نمی دهند که چگونه آمريکا توانسته است در مدت کوتاهی چنين اجماع نسبتا وسيع جهانی عليه سياست های جمهوری اسلامی ايجاد کند.
قطعنامه اخير را سه کشور ژاپن، استراليا و کانادا به نشست آژانس بين المللی ارايه داده اند که هر سه در سال های اخير از دوستان جمهوری اسلامی محسوب می شدند.
کشورهای فرانسه، آلمان و بريتانيا از اين اولتيماتوم حمايت کردند که آنها نيز روابط اقتصادی و سياسی گسترده ای با حکومت ايران دارند. روسيه نيز که روابط نزديکی با ايران دارد به صف پشتيبانان اين حرکت پيوست.
پرسش اصلی اين است که چه عواملی باعث شده تا اين کشورها يکی پس از ديگری مواضعشان در باره ايران به آمريکا نزديک شود؟ به نظر می رسد که چند تحول مهم به اين اجماع جهانی منجر شده است.
دولت آمريکا پس از حملات مرگبار به نيويورک و واشنگتن در يازدهم سپتامبر دوسال پيش استراتژی جهانی جديدی اتخاذ کرده که بر مبنای آن با حکومت هايی که برای امنيت آن کشور خطری محسوب می شوند بايد برخورد جدی شود. رييس جمهوری آمريکا رسما حکومت ايران را بخشی از "محور شرارت" دانسته و علنا خواهان تغيير اين نظام شده است.
طبيعی است که در چنين جوی فشار های آمريکا عليه جمهوری اسلامی شديدا افزايش يابد و دولت بوش از هيچ اقدامی برای ناتوان کردن جمهوری اسلامی خودداری نکند.
ولی واقعيت اين است که آمريکا در گذشته نيز با حکومت ايران روابط خصمانه داشت ولی موفق نشده بود که کشورهای اصلی جهان را تا اين حد با خود همسو کند. حتی در مواردی بين آمريکا و اروپا در باره ايران اختلافات جدی ايجاد شد و کشورهای اتحاديه اروپا حاضر نشدند برای نمونه به تحريم اقتصادی آمريکاعليه ايران بپيوندند.
به نظر می رسد عامل مهم تغيير سياست اروپا نسبت به ايران ناکامی اصلاح طلبان در پيشبرد سياست هايشان در حکومت ايران است.
کل سياست کشورهای اروپايی در مورد ايران پس از انتخاب محمد خاتمی در شش سال پيِش بر اين مبنی قرار گرفته بود که از اصلاح طلبان در مقابل محافظه کاران در حاکميت پشتيبانی کنند. يکی از علل نزديکی فعلی کشورهای اروپايی به آمريکا اين است که آنها نيز به اين نتيجه رسيده اند که اصلاح طلبان در مجموع شکست خوره اند.
عامل ديگری که به اين اجماع جهانی عليه جمهوری اسلامی منجر شده ادامه سياست های سختگيرانه در کشور و توقيف مطبوعات و زندانی کردن مخالفان است. کشورهای اروپايی نمی توانند در مورد گزارشهای متعددد سازمان های بين المللی درباره ادامه نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی برای هميشه سکوت کنند. اگر در ايران آزادی و دموکراسی وجود می داشت، ايجاد فشار به جمهوری اسلامی دشوارتر می شد.
بعضی از حرکت های ناروشن ايران در باره برنامه های هسته ای کشور و همچنين برخی از اظهارات روزنامه ها و سخنگويان جناح محافظه کار در مورد نياز ايران به داشتن قدرت بازدارندگی نيز اين ترديد را در جامعه جهانی ايجاد کرده است که ممکن است کسانی در حاکميت ايران مخفيانه در صدد توليد بمب اتمی اند. اين موضوع باعث شده که نه فقط دشمنان جمهوری اسلامی بلکه بعضی از دوستان نزديک به آن نيز حال خواستار شفافيت بيشتر فعاليت های هسته ای ايران شده اند.
سياست های مبهم ايران در باره اعضای بازداشتی گروه القاعده در کشور و اظهارات ضدو نقيض مقامات کشور در اين باره نيز بسياری از کشور ها را در مورد سياست ايران در برخورد با تروريسم دچار ترديد کرده است.
به نظر می رسد که مجموعه اين عوامل باعث شده که حال يک توافق نسبتا جهانی در باره برخورد با جمهوری اسلامی ايجاد شود. اصلاح طلبان حال نگراندد که اگر رهبران ايران اين عوامل متعدد را ناديده بگيرند و عامل اصلی مشکلات کشور را صرفا سياست های خصمانه شيطان بزرگ بدانند شايد نتوانند برای برون رفت از اين وضعيت خطير راه درستی پيدا کنند.