انجمنهای اسلامی دانشجويان 29 دانشگاه در سراسر ايران در اقدامی بی سابقه با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل متحد، ضمن برشمردن موارد نقض اعلاميه جهانی حقوق بشر در جمهوری اسلامی، به وی از آنچه آپارتايد سياسی خوانده اند شکايت برده و خواستار رسيدگی سازمان ملل شده اند.
اين انجمنهای اسلامی دانشجويی که از جمله تشکيل دهندگان طيف علامه (اکثريت) دفتر تحکيم وحدتند، در نامه به کوفی عنان نوشته اند:" بر حسب وظيفه با اعلام نااميدی از روند پيگيری اصلاح طلبان از اصلاح حکومت موجود، اين نامه را به جنابعالی می نويسيم تا ضمن بازگويی موارد نقض مفاد اعلاميه جهانی حقوق بشر در ايران توسط حاكميت ايران، از سازمان ملل متحد تقاضای رسيدگی کنيم."
اعضای دفتر تحکيم وحدت پيش از اين در جريان ديدار با مهدی کروبی، رئيس مجلس شورای اسلامی برای پيگيری مسأله دانشجويان بازداشت شده، هشدار داده بودند که چنانچه مطالبات دانشجويان برآورده نشود، آنان چاره ای جز مراجعه به نهادها و مراجع بين المللی نخواهند داشت.
اما اصلاح طلبان درون حاکميت که وعده پيگيری و تحقق خواسته های دانشجويان، از جمله رهايی دانشجويان دربند و دادن امکان برگزاری مراسم هيجدهم تير را داده بودند، گمان نمی بردند چنين هشداری در شرايط کنونی جنبه عملی يابد.
انتشار چنين نامه ای در عمل به معنای گسسته شدن آخرين رشته هايی است که جنبش دانشجويی را به بخشی از حاکميت پيوند می داد
به دنبال دستگيريهای گسترده در هفته های اخير، تعويق امتحانات پايان ترم و تعطيلی زودرس خوابگاههای دانشجويی، مقامات جمهوری اسلامی اطمينان خاطر داده بودند که روز هيجدهم تير در آرامش کامل سپری خواهد شد.
اما نامه اخير دانشجويان به دبير کل سازمان ملل، اقدامی است که بويژه در وضعيت کنونی می تواند بازتابهای فراوانی بيابد و بر فشارهای بين المللی برای رعايت حقوق بشر در ايران به طور چشمگيری بيفزايد؛ هر چند که اين نامه چنان که قابل پيش بينی بوده، در داخل ايران امکانی برای بازتاب نيافته و تنها سايت اينترنتی خبرنامه دانشجويان دانشگاه امير کبير اقدام به انتشار آن کرده است.
اين نامه عنوانی گويا دارد که پيشاپيش از متن و لحن آن خبر می دهد: "آقای کوفی عنان، داد ما را بستانيد".
نويسندگان نامه در توضيح نگارش چنين نامه ای نوشته اند: "شکايت به شما آورده ايم بدان دليل که آپارتايد سياسی امان از ملت ايران بريده است، بدان دليل که حق حاکميت بر سرنوشت را از ما ستانده اند، بدان دليل که زيستنمان را تا سرحد رفع نيازهای اوليه تنزل داده اند و بدان دليل که در اين وانفسای تاريخ از تکرار تجربه همسايگانمان می هراسيم، می هراسيم از تکرار فجايع انسانی که خودکامگان در فرودهای تاريخ برای حفظ اقتدار خويش بدان دست می آويزند."
دانشجويان ايران در حالی آقای کوفی عنان را مخاطب قرار داده اند که وی نيز چندی پيش در گفت و گويی مطبوعاتی ضمن استقبال از حرکتهای مردم ايران بسوی دموکراسی، تأکيد کرده بود که انتخاب نوع رژيم سياسی و حکومت و تعيين سرنوشت آينده، حق خود مردم ايران است.
اين نامه خشم محافظه کاران را برخواهد انگيخت و امکان حمايت گسترده اصلاح طلبان درون حاکميت از دانشجويان نيز چندان محتمل به نظر نمی رسد
در همين حال، گزارش هيئت کاری کميسيون حقوق بشر که سال گذشته پس از هفت سال، امکان سفر به ايران يافت، چند روز پيش انتشار يافت و در آن تأکيد شد که نظام قضايی ايران فاقد بسياری از اصول مهم مندرج در موازين بين المللی است.
اما در نامه سرگشاده و بی سابقه دفتر تحکيم وحدت به طور نسبتاً مشروحی به موارد عمده نقض حقوق بشر پرداخته شده و عملکرد جمهوری اسلامی به شديدترين شکل ممکن مورد انتقاد قرار گرفته است.
دانشجويان در پايان نامه طولانی خود و پس از ذکر مواردی که به گفته آنان نقض آشکار مواد مختلف اعلاميه حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی است از دبير کل سازمان ملل خواسته اند: "بيدادشان را داد ستانيد، نه شايد وقتی ديگر که امروز که مظلومانه به شما پناه آورده اند و به انتظار نشسته اند تا از فجايع انسانی وتراژيک پيشگيری شود و سايه صلح و آزادی، دمکراسی و حقوق بشر بر اين مرز و بوم مستدام گردد."
انتشار چنين نامه ای در عمل به معنای گسسته شدن آخرين رشته هايی است که جنبش دانشجويی را به بخشی از حاکميت پيوند می داد، امری که از مدتی پيش آغاز شده بود و دانشجويان بارها نسبت به آن هشدار داده بودند.
نگارش چنين نامه ای بی شک خشم محافظه کاران و احتمالاً واکنش تند آنان را برخواهد انگيخت و در اين ميان، امکان حمايت گسترده اصلاح طلبان درون حاکميت از دانشجويان نيز چندان محتمل به نظر نمی رسد.
همين وضعيت به شکلگيری موقعيتهای تازه ای در فضای سياسی ايران بدل خواهد شد که می تواند تفاوتهای بنيادين با رويدادها و آرايش نيروهای سياسی در چند سال گذشته داشته باشد.
اگر چنين اتفاقی روی دهد، بويژه با توجه به تحولات منطقه ای، می توان انتظار داشت که جامعه ايران آبستن تحولات تازه ای شده و در عبور از گذرگاهی تند، به مرحله ای تعيين کننده و در عين حال دشوار پا نهاده است.