در حالی که شامگاه دوشنبه، 26 خرداد، برخی از شهرهای ايران از جمله مشهد، همدان، کرمان، تبريز، کرج و اصفهان عرصه تجمعات، اعتراضات و درگيری های پراکنده بود، مقامات جمهوری اسلامی روز سه شنبه، 27 خرداد، به شکلی از پايان يافتن ناآرامی ها سخن گفته اند.
موج تازه اعتراضات خيابانی يک هفته گذشته که با برخوردهای تند نيروهای لباس شخصی انصار حزب الله همراه بوده، از سوی بسياری از ناظران به منزله نشانه هايی از ميزان نارضايتی مردم و بويژه جوانان و دانشجويان تلقی شده است که می تواند با فواصل کوتاه تر زمانی و به مناسبت هايی گوناگون دوباره اوج گيرد.
استقرار پليس در خوابگاه های دانشجويی، تعويق امتحانات پايان ترم و راهی شدن بخشی از دانشجويان ساکن خوابگاه ها به سوی شهرستان ها، نقشی عمده در سپری شدن دو شب نسبتا آرام در تهران ايفا کرده است، اما ضرورتا نمی تواند پاسخی نهايی به وضعيت موجود و مطالبات همچنان بی پاسخ مانده معترضان باشد
اظهارات مقامات پليس، وزارت کشور و وزارت علوم درباره پايان يافتن اعتراضات و بازگشت آرامش، اگرچه می تواند اقدامی برای عادی نشان دادن شرايط محسوب شود، اما بويژه می تواند ناشی از برقراری آرامشی نسبی در خوابگاه های دانشجويی تهران و خيابان های اطراف آن باشد.
استقرار پليس در خوابگاه های دانشجويی، تعويق امتحانات پايان ترم و راهی شدن بخشی از دانشجويان ساکن خوابگاه ها به سوی شهرستان ها، نقشی عمده در سپری شدن دو شب نسبتا آرام در تهران ايفا کرده است، اما ضرورتا نمی تواند پاسخی نهايی به وضعيت موجود و مطالبات همچنان بی پاسخ مانده معترضان باشد.
بويژه آنکه مراسم سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران در 18 تير سال 1378 از راه فرا می رسد و گروه های دانشجويی مختلف خود را آماده برگزاری مراسم مربوط به اين روز، که اکنون ديگر به سنتی در ميان دانشجويان بدل شده، کرده اند.
حتی برنامه ريزی های به عمل آمده به منظور تعطيلی دانشگاه ها و پايان يافتن امتحانات تا قبل از 18 تير نيز مانع از اصرار دانشجويان برای بزرگداشت روزی نشده است که در چند سال گذشته برای آنان اهميت و وزنی همسان با 16 آذر، روز دانشجو، پيدا کرده است.
جناح محافظه کار، به طور مستقيم و غير مستقيم از شيوه سرکوب تند و قطعی دفاع می کند و هشدارهای اصلاح طلبان مبنی بر پيامدهای معکوس و زيانبار برخوردهای سرکوبگرانه را در تحليل های خود مهم نمی شمارد و با تاکيد بر وابسته بودن معترضان به نيروهای بيگانه و يا اراذل و اوباش خواندن آنان، در پی مشروعيت بخشيدن به برخوردهای خشن و تند و به گفته خود بی رحمانه است
تعداد زياد دانشجويان و پراکندگی آنها در سراسر کشور از يک سو و وجود گرايش ها و مطالبات تقريبا همسو در ميان دانشجويان، باعث شده است که ديگر، دانشگاه های تهران تنها نقطه محوری در جنبش دانشحويی تلقی نشوند؛ هرچند اين دانشگاه ها همچنان نفوذ و اعتبار سنتی خود را حفظ کرده اند.
شايد به همين علت است که به رغم بازگشت آرامشی نسبی به تهران، برخی از شهرستان ها همچنان شاهد درگيری ها و تشنج های پراکنده ای بوده اند که البته در رسانه های رسمی جمهوری اسلامی امکان اندکی برای بازتاب يافته اند.
چنين وضعيتی، به معنای آن است که جمهوری اسلامی برای مهار اعتراضاتی که به طور فزاينده خواسته ها و شعارهای راديکال تری را نسبت به کل حاکميت مطرح می کند، با دشواری های به مراتب بيشتری در قياس با گذشته روبه روست.
در اين ميان، رويکرد دو جناح محافظه کار و اصلاح طلب درون حاکميت نيز تاثيری مستقيم بر حرکت های اعتراضی بر جای گذاشته است.
جناح محافظه کار، به طور مستقيم و غير مستقيم از شيوه سرکوب تند و قطعی دفاع می کند و هشدارهای اصلاح طلبان مبنی بر پيامدهای معکوس و زيانبار برخوردهای سرکوبگرانه را در تحليل های خود مهم نمی شمارد و با تاکيد بر وابسته بودن معترضان به نيروهای بيگانه و يا اراذل و اوباش خواندن آنان، در پی مشروعيت بخشيدن به برخوردهای خشن و تند و به گفته خود بی رحمانه است.
اصلاح طلبان جمهوری اسلامی نيز گرچه چنين شيوه ای را تاييد نمی کنند، اما امروز در دورترين فاصله خود از دانشجويان و مردم معترضی ايستاده اند که با سر دادن شعارهايی عليه محمد خاتمی، رييس جمهوری، لبه تند انتقادهای خود را متوجه جبهه دوم خرداد نيز کرده اند
اصلاح طلبان جمهوری اسلامی نيز گرچه چنين شيوه ای را تاييد نمی کنند، اما امروز در دورترين فاصله خود از دانشجويان و مردم معترضی ايستاده اند که با سر دادن شعارهايی عليه محمد خاتمی، رييس جمهوری، لبه تند انتقادهای خود را متوجه جبهه دوم خرداد نيز کرده اند.
دوری فزاينده اصلاح طلبان حکومتی از جنبش دانشجويی، به معنای آن است که جمهوری اسلامی يکی از مهم ترين ابزارهای خود برای نوعی کنترل درونی در ميان منتقدان و معترضان را از دست داده و برخلاف شش سال گذشته، امکان اندکی برای تاثير گذاری طيف های سهيم در قدرت در فرآيندهای سياسی و اجتماعی باقی مانده است.
نتيجه چنين وضعيتی، می تواند به محافظه کاران اجازه دهد تا با ميزان کمتری از مخالفت ها در چارچوب های تصميم گيری، رويکرد خود را پی بگيرند و از سوی ديگر، متقابلا به راديکاليزه شدن جريان های معترض موجود در جامعه دامن زند.
امری که تحقق آن به منزله بر باد رفتن همه آرزوهايی است که در سال های اخير، تحقق آرام، مسالمت جويانه و اصلاح طلبانه خواسته ها و مطالبات تاريخی مردم ايران را نويد داده اند.