سالانه بين 150 تا 180 هزار نفر از ايرانيان تحصيلكرده برای خروج از ايران اقدام می كنند و طبق آمار صندوق بين المللی پول، ايران از نظر فرار مغزها در بين 91 كشور در حال توسعه و توسعه نيافته جهان در مقام اول قرار دارد.
هفته نامه برنامه كه از سوی سازمان مديريت و برنامه ريزی ايران منتشر می شود به نقل از دكتر شهرام يزدانی استاد دانشگاه شهيد بهشتی تهران نوشته است: 90 نفر از 125 نفر دانش آموزی كه در سه سال گذشته در المپيادهای جهانی رتبه كسب كرده اند هم اكنون در دانشگاههای آمريكا تحصيل می كنند.
به گفته آقای يزدانی كه در جمع كاركنان سازمان مديريت و برنامه ريزی سخن می گفت، بيش 150 هزار نفر از جراحان و مهندسان ايرانی در آمريكا زندگی می كنند.
وی با اشاره به وضعيت كنونی ايرانيان مقيم آمريكا اضافه می كند: در حال حاضر 84 درصد از ايرانيان مقيم آمريكا كاملا به زبان انگليسی مسلط هستند. 46 درصد مدركی بالاتر از دكترا دارند، 43 درصد پستهای مديريتی دارند، 48 درصد دو شغله هستند كه در آمريكا يك افتخار به حساب می آيد و 92 درصد خانه مسكونی شخصی دارند.
آقای يزدانی در باره جايگاه ايرانيان در مقايسه با ساير خارجيان مقيم آمريكا می گويد: رتبه اول درآمد و رتبه دوم تحصيلات با مدرك بالاتر از ليسانس در اختيار ايرانيان است.
علل مهاجرت
آقای يزدانی با بررسی علل مهاجرت نخبگان ايرانی می گويد: "در مهاجرت چند عامل نقش دارد. نيازهای پايه ای نظير مسكن، غذا، پوشاك و تحصيل اولويت اول برای مهاجرت است. اما در مراحل بعد نياز به امنيت، تعلق، دوست داشته شدن و بروز تواناييها اهميت بيشتری می يابد."
در مهاجرت چند عامل نقش دارد. نيازهای پايه ای نظير مسكن، غذا، پوشاك و تحصيل اولويت اول برای مهاجرت است. اما در مراحل بعد نياز به امنيت، تعلق، دوست داشته شدن و بروز تواناييها اهميت بيشتری می يابد
دکتر شهرام يزدانی، استاد دانشگاه
آقای يزدانی می گويد اگر اين نيازها در هر فردی تامين نشود آن فرد مستعد مهاجرت خواهد بود و نهايتا اگر بتواند مهاجرت خواهد كرد.
وی با اشاره به وضعيت كنونی بيكاری در كشور می گويد: بر اساس آمار رسمی نرخ بيكاری پزشكان 13 درصد است در حالی كه آمار غيررسمی از بيكاری 20 درصدی پزشكان حكايت دارد.
او تاكيد می كند كه حقوق كم، مسكن نامناسب، نبود امكان ادامه تحصيل و هزاران مشكل ديگر برای پزشكان و ساير نخبگان كشور وجود دارد كه همگی از علل مهاجرت است.
به گفته وی، فضای مناسب و سيستم حمايتی فعال موجود در غرب عامل ديگر ترغيب كننده برای نخبگان است.
يزدانی با نگران كننده خواندن مهاجرت 150 هزار نفری در سال می گويد: با اين روند می توان نتيجه گرفت كه به مرور نسبت افراد باهوش در ايران كاهش يافته و در نتيجه از سطح هوشی كشور كاسته می شود.
راه حل
وی سپس به بيان راه حل هایی می پردازد كه با آن می توان جلوی مهاجرت نخبگان را گرفت.
او می گويد: اولين راه حل جلوگيری از خروج نخبگان و تحصيلكردگان است كه در برخی كشورها اجرا شده و روش شكست خورده ای است.
آقای يزدانی گفت: "دومين راه«راه جبران» است كه اگر فردی قصد خروج از كشور و مهاجرت را دارد بايد هزينه تحصيل و يارانه هايی كه در طول زندگی دريافت كرده را بپردازد كه اين شيوه نيز شكست خورده است زيرا ثابت شده است كه با پول، نمی توان علم و دانش را جبران كرد."
راه حل ديگری كه به تازگی به كار گرفته شده است اين است كه محل زندگی افراد نخبه از نظر مكانی اهميت ندارد بلكه بايد از تخصص، مهارت و سرمايه آنها استفاده كرد كه می تواند در ايران به كار گرفته شود. وجود انجمنهای دانشجويي، گروههای تحصيلكرده داخل و خارج، برپايی سمينارها در دستيابی به اين هدف بسيار موثر خواهد بود
به گفته وی، سومين راه حل «راه بازگشتی» است. بدان معنا كه شرايط مادی را به گونه ای فراهم كنيم تا افرادی كه رفته اند برگردند. اين راه حل در كره جنوبی به كار گرفته شده و تاكنون موفق بوده است. البته بايد توجه داشت كه اين افراد هم تا زمانی در كشور باقی می مانند كه شرايط مادی و حمايتی داخلی مشابه يا بهتر از خارج باشد.
او افزود: راه حل ديگری كه به تازگی به كار گرفته شده است اين است كه محل زندگی افراد نخبه از نظر مكانی اهميت ندارد بلكه بايد از تخصص، مهارت و سرمايه آنها استفاده كرد كه می تواند در ايران به كار گرفته شود. وجود انجمنهای دانشجويي، گروههای تحصيلكرده داخل و خارج، برپايی سمينارها در دستيابی به اين هدف بسيار موثر خواهد بود.
جذب پيشگيرانه راه حل كارآمد ديگری است كه هدف آن درگير كردن نخبگان در مقوله توسعه و خارج كردن آنها از وضعيتی است كه آنها خود را قربانيان توسعه نيافتگی تلقی نكنند بلكه توسعه نيافتگی را مشكل خود فرض كنند و در سخت ترين شرايط بمانند و كار كنند.
سيستم حمايتی
آقای يزدانی در ادامه با اشاره به سياستهای حمايتی در ايران گفته است: "از سال 1355 اولين مدرسه تيزهوشان تحت نام سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان زير نظر نخست وزيری وقت به وجود آمد و پس از انقلاب به كار خود ادامه داد به نحوی كه در حال حاضر به يك شبكه بزرگ تبديل شده است. اما متاسفانه اين سيستم حمايتی پس از دوران دبيرستان ادامه نمی يابد به همين جهت 80 درصد آموزش ديدگان اين مراكز پس از دانشگاه به خارج از كشور مهاجرت می كنند."
معضل مهاجرت نخبگان از جمله بحثهای داغی است كه ذهن برنامه ريزان و صاحبنظران ايراني را به خود مشغول كرده است.
به نظر می رسد بررسی و اجرای شيوه هايی برای جلوگيری از مهاجرت اين گروه، بيش از گذشته اهميت يافته است. در همين زمينه، دولت ايران برنامه جامعی تدارك ديده كه اجرای آن ارديبهشت ماه سال جاری آغاز شده است. قرار است اين طرح به صورت آزمايشی به مدت چهار سال در دانشگاه علوم پزشكی شهيد بهشتی تهران اجرا شود.
به گفته آقای يزدانی در اين طرح سه مرحله پيشبينی شده است: «يافتن تعداد مطلوبی از نخبگان»، «هدايت آنها به مديريت و رهبری بخش سلامت» و «همسو كردن آنان جهت توسعه پايدار كشور از طريق شبكه های حمايتی و هدايتی».
آقای يزدانی می گويد: قرار است اين پتانسيلها پس از شناسايی تحت تعليمات مختلف قرار گيرند. اين افراد با كمك گرفتن از سيستمهای حمايتی و محيطهای مناسب به رشد جسمی و شخصيتی خواهند رسيد كه در توسعه كشور نقش ايفا خواهند كرد.
برای افراد باهوش منتخب يك برنامه اصلی آموزشي تهيه شده است كه شامل دروس پايه، ضروری و مورد نياز برای رسيدن به درجه دكترای پزشكی است. در كنار اين دروس اصلی، آموزشهايی برای ارتقاء سطح مديريتی و تواناييهای افراد در ساير رشته ها مثل مديريت، سياستگذاری سلامت، اقتصاد، آموزش پزشكی، حقوق سلامت و پژوهش در نظر گرفته شده است.
به گفته آقای يزدانی دروس فرعی بر اساس علاقه افراد تعيين می شود. اين دروس عبارتند از: اصول مديريت در نظام سلامت، رهبری بين بخشی، استراتژی گروهی، مديريت عمومی، مديريت استراتژيك، مديريت عملياتی، مديريت مالی، سياستهای سلامت، اولويتگذاری و حاكميت پژوهش و عمليات سلامت.
آقای يزدانی با ابراز تاسف می گويد: "در حال حاضر و در جامعه كنونی افراد باهوش پس از پايان تحصيلات هيچ دخالت آكادميك در بخشهای مديريتی ندارند و فقط به افراد اجرايی و عملگرای خبره تبديل می شوند، در حالی كه می توانند در نقش رهبری به صورت قويتری فعاليت كنند و كارايی بيشتر و مضاعفی داشته باشند.