دست اندركاران فدراسيون فوتبال ايران در حال مذاكره برای به كارگيری مربی خارجی تازه ای برای فوتبال ايرانند و در هفته های اخير نامهای بسياری در اين مورد در نشريات ورزشی ايران مطرح شده است اما در عين حال مخالفتهای بسياری نيز با حضور مربيان خارجی به عنوان سرمربی در تيم ملی يا حتي تيمهای باشگاهی ايران مطرح شده ودر پی كسب نتايج ضعيف، برخی از اين مربيان از كار بركنار شده يا درآستانه جدايي از تيمهای ايرانی اند.
در آغاز فصل جديد مسابقات ليگ باشگاهی در ايران چند تيم از جمله استقلال تهران، سايپای تهران و فولاد اهواز با استخدام مربيانی از آلمان، ايتاليا و كرواسی به طرفداران خود وعده فوتبالی بهتر و مدرنتر دادند و تيم فوتبال پرسپوليس يا پيروزی تهران هم در نيمه راه مسابقات و پس از بازيهای ضعيف و ناتوانی در كسب پيروزی، سرانجام رو به مربی خارجی آورد و با كنار گذاشتن ناصر ابراهيمی، مربی قديمی خود، مربی ای آلمانی در كنار علی پروين، سرمربي خود به كار گرفت اما آن چنان كه از شواهد پيداست كار اين مربيان چندان دلپسند تماشاگران اين تيمها نبوده است، چندان كه باشگاه استقلال تهران پس از ناكامی در مسابقات آسيايی، جام حذفی و ليگ فوتبال ايران، رولند كوخ، سرمربی آلمانی مشهور خود و دستيارانش را درپی اعتراض تماشاگران و فشارهای مطبوعات كنار گذاشت.
ممكن است استفاده از مربيان خارجی در تيمهای ديگر نتيجه بدهد اما تيمهايی مثل استقلال و پرسپوليس را بايد مربيان ايرانی و قديمی شان اداره كنند
محمود خوردبين
منصور پورحيدری مدير فني تيم فوتبال استقلال علت عدم موفقيت رولند کوخ را نداشتن امكانات اوليه از جمله زمين تمرين، آشنا نبودن مربيان خارجی با فرهنگ خاص بازيكنان ايرانی و ضعفهای پايه ای فوتبال در ايران می داند.
او می گويد مربی خارجی كه با هدف انتقال دانش مدرن فوتبال به ايران آورده می شود، قصد كارهای تاكتيكی و فنی دارد، در حالی كه امكانت فنی لازم در اختيارش نيست.
با اين همه، آقای پورحيدری تأكيد می كند كه باشگاه استقلال با وجود كسب نتايج ضعيف و فشار تماشاگران برای تغيير مربی، صبوری زيادی به خرج داد و فرصت زيادی در اختيار آقای كوخ گذاشت.
او معتقد است كه مربيان خارجی به دليل ناآشنايی با بازيكنان ايرانی و روحياتشان بهتر است به عنوان تمرين دهنده و نه سرمربی در تيمهای ملی و باشگاهی به كار گرفته شوند.
باشگاه پرسپوليس تهران، ديگر تيم پرطرفدار ايرانی نيز در ماههای اخير مربی ای آلمانی به نام اشميت رانه به كار گرفته است که نه به عنوان سرمربی بلكه به عنوان تمرين دهنده به کار مشغول است.
اين باشگاه اعتقادی به استفاده از سرمربی خارجی ندارد و محمود خوردبين، سرپرست تيم پرسپوليس مي گويد ممكن است استفاده از مربيان خارجی در تيمهای ديگر نتيجه بدهد اما تيمهايی مثل استقلال و پرسپوليس را بايد مربيان ايرانی و قديمی شان اداره كنند.
مديران باشگاهها برای گريز از عواقب شكستها و نپذيرفتن مسئوليت آنها، مربيان خارجی را سپر بلا می كنند و همه قصورها را به گردن آنان می اندازند
جهانگير کوثری
به اعتقاد او، تيم پرسپوليس با حضور علی پروين است كه می تواند خوب نتيجه بگيرد اما به اعتقاد گروهی ديگر، مشكل اصلی نه در نتيجه های ضعيف مربيان خارجی كه در نگاه سنتی حاكم بر فوتبال ايران و فرد محوری بويژه در دو تيم بزرگ استقلال و پرسپوليس است.
جهانگير كوثری مفسر فوتبال می گويد اين نگرش سنتی كه با برخی عوامل اجتماعی عوامانه و متأثر از شرايط سياسی و اقتصادی ايران در هم آميخته، سبب شده است امكان هرگونه تغيير و تحول درفوتبال ايران به حداقل برسد.
به گفته وی، مديران اين باشگاهها برای گريز از عواقب شكستها و نپذيرفتن مسئوليت آنها، مربيان خارجی را سپر بلا می كنند و همه قصورها را به گردن آنان می اندازند.
علی دايی، بازيكن بين المللی و كاپيتان تيم ملی ايران هم مشكل را در مديريت ضعيف باشگاهها و نبود امكانات می داند و می گويد استفاده از مربيان خارجی و بادانش برای فوتبال ايران ضرورت است اما نبايد بدون داشتن امكانات حداقلی چون زمين تمرين از آنان انتظار معجزه داشت.
او می گويد اگر مربی خارجی می خواهيم بايد اول امكانات و شرايط مورد نياز را فراهم كنيم.
اما به هرحال طرفداران فوتبال خواهان پيروزی تيمهای مورد علاقه شان تحت هر شرايطی اند وبرای آنان تفاوتی نمی كند مربی تيم مورد علاقه شان خارجی باشد يا ايرانی.
در عين حال به نظر می رسد هنوز مديران باشگاهی درايران تجربه استفاده چند ماهه از مربيان خارجی را كه درطول سالهای گذشته بارها تكرار شده وهر بار آزمايشی ناموفق بوده است همچنان تكرار می كنند.