BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 گفت و گو 
همکاری با آژانس
عدم تعهد به قطعنامه
 ديدگاه 
تدبير سعودی؛
حلقه نجات
برای ايران؟
 از رسانه ها 
اميدهای
ملک عبدالله
به ايران

چالش هسته ای ايران


چالش هسته ای ايران

آمريکا از ايران چه می خواهد؟
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


آمريکا از ايران چه می خواهد؟




 
:خبرهای روز
 
خرازی عليه سياسی شدن آژانس انرژی اتمی هشدار داد

وعده حضور خويشاوندان زهرا کاظمی در محاکمه قاتل وی

خانواده رفسنجانی و شايعه ثروتهای کلان

پايان محاکمه ايرانی متهم به جاسوسی در آلمان

تخفيف گمرکی برای خودروهای وارداتی به ايران

تدوين لايحه مبارزه با تروريسم در ايران

بار ديگر روزه سياسی

ايران نامزد دبيرکلی اوپک شد

آيت الله منتظری: اشغال سفارت آمريکا اشتباه بود

اعتراض به 'سانسور' سخنان خاتمی در صدا و سيما

گزارشهای ضد و نقيض از تيراندازی به سفارت بريتانيا

آرژانتين 2600 صفحه مدرک به دادگاه هادی سليمانپور داد

چهره بکهام را پوشاندند

دستيابی ايران و روسيه به توافق سريع 'بعيد است'

تيراندازی در کاخ دادگستری تهران

 
صفحه نخست > ايران 

گرينويچ 18:41 - 06/04/2003
 
کاوه گلستان همچون يک شهيد

مراسم تشييع جنازه کاوه گلستان از مقابل تالار وحدت در تهران آغاز شد
مراسم تشييع جنازه کاوه گلستان از مقابل تالار وحدت در تهران آغاز شد
 
سيروس علی نژاد

محوطه تالار وحدت غلغله بود.

زن و مرد از هر صنف و گروه برای آخرين وداع گرد آمده بودند.

پيکر کاوه هنوز از بيمارستان حمل نشده بود.

بسياری گرد "فخری گلستان" جمع شده بودند و آن زن، محکم و استوار با لبخندی که به اشک و آه آغشته بود به آنها می گفت شما همه دوستان کاوه ايد.

شمار فيلمبرداران و عکاسان زيادتر از ديگران بود اما از همه قشرها آمده بودند.


مادر کاوه گلستان و جيم ميور خبرنگار بی بی سی که هنگام حادثه همراه کاوه گلستان بود
نويسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران، نمايندگان مجلس، کارکنان وزارت ارشاد و سرشناسانی چون نجف دريابندری، احسان نراقی، محمد علی موحد، صفدر تقی زاده و بسياری ديگر.

جوانترها عکسی سياه و سفيد از کاوه در دست داشتند که او را با دوربين فيلمبرداری اش نشان می داد.

سياه و سفيد لابد برای اينکه کاوه عکس های سياه و سفيد را بيشتر دوست داشت.

در گوشه ای از جمعيت، ناهيد موسوی که از زمان تهران مصور کاوه را می شناخت جلو آمد و اشک ريزان پرسيد تو باور می کنی و بی آنکه منتظر جواب باشد گفت: "باور نمی کنم! باور کردنی هم نبود."

مرگ يک دوست -- شرح چگونگی کشته شدن کاوه گلستان از زبان جيم ميور، خبرنگار بی بی سی، اينجا را کليک کنيد

به ياد کاوه گلستان، مطلبی به قلم مسعود بهنود - اينجا را کليک کنيد

چشم گرداندم ببينم کاوه را در بين جمعيت پيدا می کنم. او که هميشه در همه جا حاضر بود چطور ممکن بود در حادثه ای به اين بزرگی حضور نداشته باشد. حضور داشت. جلو چشم من ايستاده بود با همان وضع اسپرت و آماده برای پريدن دنبال عکس، قد کوتاه، ريش جو گندمی و لبخندی که پايان نداشت.

حسن سر بخشيان را که ديدم با چشم گريان، يادم آمد که آخرين بار کاوه را در خانه هنرمندان با او ديده بودم. پرسيد حسن را می شناسی؟ گفتم آری او کاوه گلستان سالهای 56 و 57 است. خوشحال شد.


حسن می گريست؛ کنارش ايستادم و در خاطرم آيندگان ادبی را ورق زدم که پيش از آنکه خودش را ببينم عکس هايش را در آنجا ديده بودم.

عکس هايی که هنری بود، نه خبری. خصوصيتی که کاوه آن را بعدها وقتی صرفا به عکاسی خبری روی آورد تا پايان کار حفظ کرد.

دوربين در دست او تنها وسيله ثبت زندگی نبود، ابزاری بود برای ثبت هنرمندانه زندگی و بيشتر از آن ثبت انسان دوستانه زندگی.

به ياد آوردم در زمستان 56 وقتی هنوز از انقلاب خبری نبود، در ماهنامه سبز، گزارشی از الموت نوشته بود که با عکس هايی از طبيعت و روستاييان همراه بود.

دست نوشته و عکس ها را آورد که انتخاب کنيم. عکس يک دختر روستايی را که کوزه ای آب در دست يا پشته ای هيزم (درست به خاطر ندارم) بر پشت داشت نشان داد و پرسيد به نظر شما اين نوع زندگی لذت بخش است؟ گفتم نه پر از رنج است.

گفت "عجيب است من هم اين زندگی را پر از رنج می بينم ولی دوستان وقتی به عکس های من نگاه می کنند نه به رنج که به زيبايی روستايی و طبيعت آن توجه می کنند."

کاوه از همان آغاز کار دوربينش را برای ثبت رنج آدميان به کار گرفت، چنانکه بعدها وقتی در تهران مصور بوديم و کوره انقلاب گرم شد، دوربينش انسان هايی را ثبت و ضبط می کرد که رنج فراق يارانی را بر دوش داشتند که در زد و خوردها شهيد شده بودند و نيز صحنه هايی را که همه به رنج آدمی آميخته بود.

حتا آن روز که عکس هايش را از زنان "قلعه" آورد، مقصودش ثبت رنج آدميان بود هر چند در همه آنها ديد ذاتا هنرمندانه او آشکار بود.

با وجود اين، نه عکس های الموت و مانند آن و نه عکس های قلعه و امثال آن، هيچکدام او را کاوه گلستان نکرد.

عکس های انقلابش بود که او را شکوفا کرد و گلستان شد. چون در جريان انقلاب، او بطور آگاهانه ای شروع کرد به شهادت دادن به رنج آدمی.

همين بود که او را يگانه کرد.

در جريان انقلاب بسياری از عکاسان خوش درخشيدند، اما هيچيک از آنها کاوه گلستان نشد و به پای او نرسيد.

همانطور غرق گذشته ها بودم که صدای بلندگو مرا به خود آورد. صدا، نالنده، از مراسم گوناگونی خبر می داد که انجمن عکاسان و موزه هنرهای معاصر و ديگران برای بزرگداشت کاوه گذاشته بودند.

در گوشه ای، جمعيت حول خانواده گلستان گرد آمده بود و به هنگامه و ليلی و فخری گلستان تسليت می داد. جمعيت حالی داشت که در وداع با يک شهيد ديده می شود.

بچه های عکاس را ديدم که بر بالای سر در تالار وحدت ايستاده بودند و از جمعيت و از هر حرکتی عکس می گرفتند.

به ياد آوردم که پيش از انقلاب کاوه را بدون دوربين عکاسی نمی شد ديد. از چند سال بعد از انقلاب دوربين عکاسی را به دوربين ويديويی بدل کرده بود. در دستهايش دوربين ويديويی بود و بر گردنش يک دوربين عکاسی حمايل شده بود.

هنوز به خود نبودم که فيروز گوران با حرکات شتاب زده هميشگی آمد و از بچه های آيندگان پرسيد که پس کجا هستند؟ گفتم مثلا کی؟ گفت محمد صياد. گفتم هست رفته بيمارستان با آمبولانس می آيد. صياد همکار قديمی همه ما و کاوه گلستان از دوره روزنامه آيندگان و سپس در تهران مصور و آنگاه در جاهای ديگر بود و هشت سال جنگ را هم با او در جبهه ها گذرانده بود. با خود فکر کردم اين روزها صياد از همه عزادارتر است.

در اين اثنا صدای لااله الالله برخاست.

تابوت را آورده بودند. يکی از رفقای قديمی پرسيد که يعنی کاوه توی اين قوطی است؟ می خواست بگويد کاوه با آن همه انرژی و با آن جست و خيزها که داشت در اين قوطی نمی گنجد و نمی گنجيد.

هنوز در اين فکر بودم که بلند گو گفت کاوه را به افجه می برند؛ روستايی در لواسان. پس آنجا در خاک خواهد خفت و آرامش خواهد يافت.

زمين مادر همه است و همه را پذيرا خواهد شد.


از اقشار مختلف، به ويژه هنرمندان در مراسم شرکت داشتند


جمعيت زيادی در اطراف تالار وحدت گردهم آمده بودند


تعدادی از نمايندگان مجلس و مقام های دولتی نيز در مراسم حضور داستند


مرا اين گمان نبود که دريغاگوی تو شوم- مادر بر گور پسر گل می افشاند
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی
 
  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما