آقای سحابی (چپ) می گويد که ماه ها در زندان انفرادی و تحت شرايط سخت قرار داشت
عزت الله سحابی، از فعالان ملی مذهبی، در گفتگويی با بی بی سی اظهار داشت اتهام هايی که عليه وی وارد شده، تنها بر اساس اعترافاتی است که تحت فشار و در زندان اخذ شده که، به گفته وی، از لحاظ قانونی بی اعتبار است.
وی از جمله اتهامات ديگر خود را ارتباط با سفارتخانه های خارجی، نشر اکاذيب و سست کردن پايه های نظام ذکر کرد. وی همه اين اتهامات را بی اساس خواند. او افزود که مجموع اتهام های وارد به وی يازده مورد است که به گفته او، محکوميتش می تواند از حداقل 12 سال زندان تا اعدام باشد.
آقای سحابی روز پنج شنبه 30 ژانويه نامهای خطاب به روسای سه قوه مقننه، مجريه و قضائيه، نوشت و در آن با اشاره به "شکنجه هايی" که طی دوران حبس و سپس "تهديدهايی" که پس از آزادی از زندان متحمل شده، خواستار روشن شدن وضعيت خود شد.
وی با اشاره به اتهام هايی که به وی و ساير فعالان ملی مذهبی وارد شده گفت که مهمترين اين اتهامات "براندازی خاموش" است و افزود که به آنها گفته شده که "قصد" چنين بر اندازی را داشته اند.
آقای سحابی از جمله ده ها فعال ملی-مذهبی بود که در سال 1379 به اتهام هايی مانند تلاش برای براندازی خاموش نظام جمهوری اسلامی و ارتباط با بيگانگان بازداشت شدند و پس از ماه ها حبس با وثيقه های سنگين آزاد شده و پس از مدتی پشت درهای بسته محاکمه شدند.
دادگاه انقلاب، پس از پايان محاکمات، در تاريخ 27 ژوييه، حکم به انحلال نهضت آزادی ايران و تشکل های وابسته و همسو با آنان داد و 21 تن از اعضای نهضت آزادی را به حبس هايی از 4 ماه تا 10 سال محکوم کرد.
نامه سحابی به روسای سه قوه
آقای سحابی در نامه خود نوشته: "آخرين بار در آذرماه سال 1379 بازداشت و پس از يك هفته اقامت در زندان عمومی اوين به زندان انفرادی زيرزمين اوين، در بندی كه مخصوص بيماران روانی بسيار خطرناك بود، منتقل شدم و پس از سه هفته اقامت در شرايط بسيار سخت و خشن آنجا، به بازداشتگاه شماره 59 كه خود بازجويان آن را "تاريكخانه اشباح" میناميدند، انتقال يافتم."
آخرين بار در آذرماه سال 1379 بازداشت و پس از يك هفته اقامت در زندان عمومی اوين به زندان انفرادی زيرزمين اوين، در بندی كه مخصوص بيماران روانی بسيار خطرناك بود، منتقل شدم و پس از سه هفته اقامت در شرايط بسيار سخت و خشن آنجا، به بازداشتگاه شماره 59 كه خود بازجويان آن را "تاريكخانه اشباح" میناميدند، انتقال يافتم
عزت الله سحابی
وی در بخش ديگری از اين نامه با "بی سابقه" خواندن شكنجههايش نسبت به گذشته، نوشته که وی تحت بازجويی هايی طولانی و شب هنگام قرار می گرفته به طوری که پس از آزادی از زندان هنوز تحت درمان اعصاب و بيماری افسردگی قرار دارد.
وی اتهام های خود را که در دادگاه مطرح شده "بیبنيان و فاقد هرگونه مستند قانونی" خوانده که در آن درخواست اشد مجازات هم شده بود و افزوده که کيفر خواست تنها بر بر اقارير متهم متكی بود، اقاريری كه در شرايط "حصر بسيار شديد و آنچنانی" اخذ شده بود.
آقای سحابی می نويسد که در جريان بازجويی ها، به بازجويان گفته است: "هرچه میخواهيد بنويسيد و من هم می نويسم و امضا میكنم تا مگر با اعدامم از شرايط بازجويی بینظير در تاريخ پنجاه ساله اخير رها شوم."
وی سپس با اشاره به آزادی خود با وثيقه 200 ميليون تومانی و اين که اکنون منتظر صدور رای است، اظهار داشته که همان تيم بازجويی با مراجعات مكرر به محل كار وی يا احضار وی به مكانهای مختلف تلاش كردند كه همچنان فعاليت های او را تحت كنترل قرار دهند و با تهديدات و تطميع، وی را تحت همان شرايط روحی و عصبی كه در دوران 15 ماه زندان انفرادی وی حاکم بود، درگير سازند.
آقای سحابی اظهار داشته که اخيرا دوباره توسط همان گروه سابق بازجويان احضار شده و طی جلسات بازجويی تلاش شده که وی با پرونده نظرسنجی و موسسات آينده و پژوهش افکار عمومی مرتبط شود وهمچنين اتهاماتی به دليل بيان ديدگاه هايش در جلسات مختلف به وی وارد شده است.
اگر مرا فردی مضر به حال کشور و ملت و اسلام و انقلاب می دانيد با اعدامم، خود و کشور را شر من رها کنيد. بالاخره دنيايی ديگر و حسابرسی ديگری در پيش است
عزت الله سحابی
آقای سحابی ضمن رد هرگونه ارتباطی با موسسات نظرسنجی گفته است که بازجويان درصدد بوده اند که از اظهارات او عليه متهمان پرونده های نظرسنجی، عباس عبدی و بهروز گرانپايه، استفاده کنند تا بين آنها و وابستگان جبهه دوم خرداد و همچنين خود وی، دشمنی به وجود آورند.
وی در پايان نامه خود خطاب به سران سه قوه آورده است که چاره ای به جز مراجعه به آنها نداشته است. او از سران سه قوه خواسته که وی را از فشارها و تعقيب های "غيرقانونی" رها سازند. او گفته که آماده است به زندان برود، ولی چون مطمئن است در آنجا هم دست از سر او برنخواهند داشت، طالب اعدام خود است.
عزت الله سحابی نوشته: "اگر مرا فردی مضر به حال کشور و ملت و اسلام و انقلاب می دانيد با اعدامم، خود و کشور را شر من رها کنيد. بالاخره دنيايی ديگر و حسابرسی ديگری در پيش است."