|
'برای گروگان گيری برنامه نداشتيم' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ابراهيم اصغر زاده، يکی از طراحان اصلی اشغال سفارت آمريکا در تهران بود، که طی آن ۵۳ تن از کارکنان سفارتخانه برای مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفته شدند. ابراهيم اصغرزاده در سال ۱۳۳۴ به دنيا آمده است. در ۲۴ سالگی هنگامی که دانشجوی رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی شريف بود، در عمليات اشغال سفارت آمريکا شرکت جست. او در دوره سوم مجلس شورای اسلامی (۱۳۶۷-۱۳۷۱) نماينده مردم تهران بود. سپس صلاحيت نامزدی او رد شد، و خود او به خاطر کمک به نشر روزنامه "سلام" بازداشت شد. آقای اصغرزاده در دوره رياست جمهوری سيد محمد خاتمی به فعاليتهای فرهنگی و دانشجويی روی آورد، و به همراه دوستانش "دفتر تحکيم وحدت" را پايه گذاری کرد. او از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۱ نماينده مردم تهران در شورای شهر بود. وی در حال حاضر به فعاليت سياسی ادامه می دهد و دبيرکل "حزب همبستگی" است. عمليات اشغال سفارت آمريکا و به گروگان گرفتن کارکنان سفارت چگونه طراحی شد؟ ما برنامه دقيق و حساب شده ای برای اشغال سفارت نداشتيم. هيچ برنامه ای هم نبود که کسی گروگان گرفته شود. ما گروهی دانشجو بوديم که قصد داشتيم يک اقدام اعتراضی انجام دهيم. درباره اقدام ما بايد در فضای پرتنش آن دوران داوری کرد، يعنی دنيای دوقطبی دوران جنگ سرد، که بين دو اردوگاه سياسی حاکم بر جهان، رقابت شديدی وجود داشت. هواداران انقلاب عقيده داشتند که آمريکا، از زمان کودتا عليه دولت ملی دکتر مصدق، در برابر مردم ايران قرار گرفته است. در جريان انقلاب هم آمريکا به حمايت از رژيم شاه ادامه داد. ما در اعتراض به ورود محمد رضا شاه به آمريکا، به طرف سفارتخانه رفتيم. آيا می دانستيد که اشغال يک سفارتخانه خارجی خلاف عرف بين المللی است؟ واقعيت اين است که در فضای آن روز اکثريت جامعه، تمام گروه های مبارز ايرانی، از نهضت آزادی گرفته تا نيروهای مارکسيستی و حتی برخی از محافل بين المللی، از حرکت ما پشتيبانی کردند. البته زمزمه های مخالف هم وجود داشت، که زياد قابل توجه نبود. برخی اين اقدام را مخالف عرف بين المللی می دانستند و برخی ديگر حتی اشغال سفارت را از لحاظ دينی، در معرض شک و ترديد قرار می دادند. آيا شما در اسير کردن يا به گروگان گرفتن کارکنان سفارت، هيچ اشکال انسانی يا اخلاقی نمی ديديد؟ ما قرار نبود کسی را گروگان بگيريم. حتی فکرش را نکرده بوديم که اين اقدام به يک گروگان گيری طولانی تبديل شود و 444 روز طول بکشد. از اشغال سفارت چه هدفی را دنبال می کرديد؟ ما نه به ابعاد گسترده اين اقدام فکر کرده بوديم و نه به پيامدهای آن. ما فقط قصد داشتيم اعتراض خود را به گوش جهانيان برسانيم. دانشجویان از جايی مأموريت نداشتند. تنها دغدغه ما اين بود که اين حرکت با مخالفت رهبری انقلاب روبرو نشود. اما وقتی سفارت اشغال شد، در ظرف چند ساعت اوضاع تغيير کرد. هم رهبری انقلاب از ما پشتيبانی کرد، و هم گروه های بيشمار مردم دسته دسته به طرف سفارت آمدند و از اقدام ما حمايت کردند. رسانه های گروهی هم البته نقش داشتند. اين وضع ما را تا حدی غافلگير کرد، به طوری که سير حوادث بعدی به کلی از دست ما خارج شد. می توان گفت که ناچار شديم در سفارتخانه بمانيم و از کارکنان آن نگهداری کنيم. آيا می دانستيد که اقدام شما دولت موقت را تضعيف می کند؟ ما اگر هم می دانستيم ديگر کاری از دستمان ساخته نبود، چون با دخالت رهبری و حمايت گسترده مردم، ما ديگر دنباله روی حوادث شده بوديم. با سقوط دولت موقت، مسئله گروگانها به بن بست افتاد. زيرا رابطه طبيعی ميان دو کشور قطع شد. برای اشغال سفارت چه امکاناتی داشتيد؟ برای نگهداری از آنها چه اقدامی انجام داديد؟ ما برای نگهداری از کارکنان سفارت از قبل هيچ فکری نکرده بوديم، اما اوضاع به طرفی رفت که ناچار شديم از آنها نگهداری کنيم. حدود ۳۰۰ تا ۳۵۰ دانشجو بوديم با امکانات بسيار محدود و ابتدايی. به خاطر همين خيلی غيرحرفه ای عمل کرديم. به طوری که تعدادی از کارکنان سفارت موفق شدند، از در پشتی سفارت خارج شوند. ما حتی در مورد بستن چشم آنها تصميمی نداشتيم. تصور می کنم خود آنها هم حس کرده بودند که ما برنامه ای برای گرفتن آنها نداريم. آيا فکر نکرديد که آنها به عنوان انسان مورد تعدی قرار گرفته اند و شما حق نداريد مدتی چنين طولانی آنها را به اسارت بگيريد؟ همان طور که گفتم ما قصد نداشتيم آنها را گروگان بگيريم. به علاوه اين اقدام را بايد در همان فضای انقلابی ملاحظه کرد. ما احساس می کرديم که برخورد حاکميت آمريکا با ايران تحقيرآميز و مداخله جويانه است. حتی خود وزارت خارجه آمريکا در دوره کلینتون به اين برخوردهای غیرعادلانه اعتراف کرده است. طبيعی است که ما آمريکايی ها را دشمن خود می دانستيم، اما تلاش کرديم با کارکنان سفارت رفتار انسانی داشته باشيم. اما ترديدی نيست که از نظر روانی بر آنها فشار زيادی وارد آمده است... امروز درباره اين اقدام چطور قضاوت می کنيد؟ ما در سالهای اخير در هر فرصتی تلاش کرده ايم به مردم آمريکا بفهمانيم که اقدام ما واکنشی بوده است در برابر مداخلات آمريکا در کشورمان. در آغاز هر انقلابی تندروی هايی روی می دهد، اما انقلاب اسلامی به مرحله تعادل و ثبات رسيده، و چنين رفتارهايی نبايد در آينده تکرار شود. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||