|
چرا سرمايه های مالی و فکری ايران به امارات سرازير می شوند؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بر اساس گزارش سالنامه آمار بازرگانی خارجی ايران طی سال گذشته بيشترين حجم مبادلات تجاری ايران با کشور امارات متحده عربی بوده است. حجم مبادلات بازرگانی ميان دو کشور به ۴/۴ ميليارد دلار رسيده است. به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) امارات دومين صادر کننده کالا به ايران محسوب می شود. با توجه به سرشت غيرتوليدی اقتصاد اين کشور، نوع اين معاملات غالبا صدور مجدد کالاهای خارجی به ايران بوده است. به گزارش اين خبرگزاری فرار سرمايه از ايران نيز به سوی دوبی بسيار رواج داشته است. "بيش از ۴۶۵۰ شرکت ايرانی در دوبی سرمايه گذاری کرده اند." دوبی در جذب متخصصان و تحصيل کردگان ايرانی نيز بسيار موفق بوده است. حدود ۲۵ درصد جمعيت فعال و سرمايه گذار شهر دوبی را ايرانيان مهاجر تشکيل می دهند که بسياری از آنان افراد تحصيل کرده هستند. دکتر بهروز هادی زنوز کارشناس امور اقتصادی و استاد دانشگاه علامه، اين روند را از پيامدهای جنگ و تحريم اقتصادی ايران می داند. دکتر هادی زنوز جذابيت دوبی برای سرمايه گذاران را در چند نکته می داند: علل فرار سرمايه به عقيده اين کارشناس امور اقتصادی، علل اصلی عدم جذابيت ايران برای سرمايه گذاران به اين شرح است: "سيستم بانکی ما غلط است، درحاليکه در دوبی سيستم بانکی معتبری هست که با معيارهای بين المللی کار می کند. سيستم مالياتی ما تا حدی اصلاح شده اما همچنان نارسا است و هدف آن تشويق سرمايه گذاری نيست. زيرساختهای خدماتی از قبيل ارتباطات منظم نابسامان است. قوانين کار نياز به اصلاح دارد و... بدتر از همه اينکه هرازگاهی تکانه های سياسی رخ می دهد که بلافاصله بر سياست های اقتصادی تأثير می گذارد. اين تحولات بی ثباتی به همراه دارد که سرمايه گذاران را نگران می کند و آنها را وا می دارد که حداقل بخشی از سرمايه خود را از کشور خارج کنند." فرار سرمايه به شکل سرمايه و اندوخته مالی يا به صورت نيروهای متخصص، فرصت های توليدی و اشتغال را از کشور خارج می کند، و برای اقتصادی درحال توسعه مانند ايران بسيار زيانمند است. خريد از منبع دست دوم تنها باعث گرانی کالا می شود و رواج قاچاق به بخش توليدی و صنعتی آسيب می زند. به گفته دکتر زنوز دولت جمهوری اسلامی تلاش هايی را برای بازگرداندن سرمايه های ايرانی به کشور آغاز کرده، اما به عقيده او: "اين اقدام مثبت نه از راه صدور بخشنامه و امريه های اداری بلکه با ايجاد شرايط مناسب سرمايه گذاری امکان پذير است." و مهمترين اقدامات ضروری عبارتند از: "اصلاح سيستم مالياتی به سود سرمايه گذاران، اصلاح سيستم بانکی با هدف کاستن از نرخ تورم، بهبود قوانين کار و تأمين اجتماعی، برداشتن مانع بوروکراسی و.... ثبات سياسی کشور بايد در جهت تضمين اصلاحات اقتصادی و گسترش آنها باشد." ديدگاه های شما: بر اساس تئوريهای علم اقتصاد، يک سرمايه گذار و يا يک توليد کننده جهت کسب سود، با پذيرش ريسک، اقدام به ايجاد يک بنگاه توليدی (کالا ويا خدمات) می کنند. مهمترين انگيزه اين فرد کسب سود بيشتر از راه کاهش هزينه ها و يا افزايش بهره وری عوامل توليد است. مجموعة شرايط موجود و محيط فعاليت بنگاه های اقتصادی درايران مانع کاهش هزينه ها و افزايش بهره وری و در نتيجه سودآوری بنگاه های اقتصادی است. از جمله اين مشکلات می توان از قانون کار، قوانين و مقررات کهنه تجاری و مالياتی، اقتصاد رانتی و انحصاری به عنوان موانع عمده سودآوری بنگاه های اقتصادی در ايران نام برد. از طرف ديگر به دليل فراز و فرودهای سياسی داخلی، تغيير مداوم قوانين و مقررات و تنش های بين المللی ايران بخصوص با آمريکا که حدود يک ربع از اقتصاد جهان را در اختيار دارد، ريسک سرمايه گذاری در ايران را نسبت به کشورهای همسايه افزايش می دهد. آيا موارد ذکر شده برای فرار سرمايه ها به مناطقی دارای مشکلات کمتری مثل دوبی کافی نيست؟ از طرف ديگر، سرمايه گذاری در دوبی از صرفه های ناشی از تجمع بنگاه ها نيز برخوردار است. به مجموعه ذکر شده بايد محدوديت های گسترده "بر" و "در" مراکز تفريحی و اوقات فراغت را نيز اضافه کرد. البته نبايد فراموش کنيم که فرار سرمايه های ايران به دوبی می تواند آثار مثبتی هم برای اقتصاد ايران داشته باشد. م صادق - تهران سرمايه فکری، تنها دارايی هر کشور است که مستهلک نمی شود. فرار سرمايه مالی و فکری دو مشکل اساسی جامعه کنونی ماست. منافع اقتصادی ناشی از فرار سرمايه فکری و عدم دستيابی به تخصصها و هزينه آموزشی به عمل آمده از بابت تدارک، برنامه ريزی، مديريت و پشتيبانی از مقطع ابتدايی تا دانشگاهها و موسسات آموزشی تحقيقاتی و حرفه ای رقم بسيار چشمگيری است. گفته می شود که ميلياردها دلار سرمايه فکری از ايران خارج شده است... بالا بردن کارايی نيروهای مولده و افزايش درآمد ناخالص ملی کشور ميزبان، متعادل ساختن بازار عرضه و تقاضای نيروی کار، صرفه جويی در تربيت کادر متخصص، عامل اصلی جذب سرمايه فکری است. بالا بودن حقوق و دستمزد و امکانات رفاهی، ارج نهادن به منزلت و جايگاه نيروی متخصص، فراهم نمودن زمينه های تحقيق، بستر لازم را برای مهاجرت فراهم می سازد. دولت ايران بايد با تغيير ساختار تحقيقاتی و افزايش مشارکت هر چه گسترده تر نيروهای متخصص در توسعه کشور و در عين حال شرايط زندگی مالی مناسب در خور تخصص و خدمات آنان را به وجود آورد. شايان ذکر است که سهم بودجه تحقيقاتی ايران از توليد ناخالص کلی، سالانه ۳/۰ درصد برآورد شده است، در صورتيکه يونسکو حداقل بودجه تحقيقات را برای کشورهای توسعه نيافته ۵/۰ درصد تعيين کرده است. مجتبی انوری - تهران دليل فرار سرمايه از ايران عدم ثبات قوانين اقتصادی و وجود قوانين خلق الساعه و عدم دسترسی مناسب به بازارهای جهانی است. محمد صادق مصطفوی - مرند سه دليل دارد: ۱- اداره ايران به وسيله افرادی که بازاری هستند، ۲- داشتن منافع در بحران توسط دولت، ۳- ستيز با فرهنگ ايرانی و ناسيوناليسم فارسی. حميد - استراليا به نظر من عدم کارآمدی دولت در امور اقتصادی، رانت خواری ها توسط عوامل دولت و آقازاده ها، نا اميدی نسل جوان از اوضاع کشور، عدم امنيت سياسی و اقتصادی، اوضاع بد اقتصادی و معيشتی، همچنين عدم وجود آزاديهای فردی و اجتماعی و سياسی، باعث فرار مغزها و سرمايه ها به کشور امارات می شود. و تنها راه حل، روی کار آمدن يک دولت دمکراتيک و سکولار است تا با تکيه بر اصل آزادی در تمام عرصه ها، تأمين کننده خواست های به حق افراد باشد. فرح گشتاسب - کپنهاگ وقتی که حکومتی با مردم خود چون دشمن رفتار می کند نتيجه نيز چيزی بهتر از اين نيست. محسن - اصفهان به نظر من مردم تنها به دنبال راهی برای خروج از ايرانی هستند که کيفيت زندگی در آن به طرز اسفناکی افت کرده است. در اين شرايط ساده ترين مکان برای فرار دوبی می باشد. با وجود کمبود دمکراسی، مخارج بالا، اجاره های سنگين، بدی آب و هوا، نبود امنيت شغلی، دشوار بودن پيدا کردن کار برای نيروهای متخصص، کمی مراکز تفريحی، کيفيت پايين تحصيلات در دانشگاهها، جمعيت با سن بالا، عدم توانايی برای پس انداز پول، نبود ويزای مهاجرت و آينده ای نامعلوم باز هم بسياری از مردم اين مکان را بهترين مقصد برای انتقال سرمايه های خود می دانند. به نظر شما اگر هنوز مثل گذشته درهای ورود به آمريکا و اروپا به روی ايرانيان باز بود آيا ديگر کسی علاقمند به سرمايه گذاری وقت، زندگی، علم و پول خود در کشور امارات می شد؟ با قبول حقيقتی که بسياری از ايرانيان ساکن در امارات سرمايه گذار مالی نيستند. علی اطلسی - دوبی به نظر من يکی از مهمترين عوامل فرار سرمايه نبودن امنيت در يک کشور است و ايران نيز از اين مهم مستثنی نيست. در ايران امروز سرمايه بدون نزديکی با حکومت اصلاً بی معناست و هيچگاه سرمايه دار خصوصی در ايران نمی تواند سود داشته باشد، آنقدر فيلتر گذاری می کنند که سرمايه گذار پشيمان می شود؛ و به اين خاطر امارات موفق است، زيرا مکان جذابی برای متقاضی هر محصولی ميباشد و نزديک به ايران است... محمد - قزوين من يکی از کسانی هستم که پس از پايان تحصيلاتم در ايران اقدام به تأسيس يک شرکت توليدی نمودم و پس از موفقيت در توليد عليرغم نداشتن سرمايه و مشکلاتی که همه به خوبی با آن آشنا هستند به فعاليت تجاری و واردات کالا از اروپا پرداختم که پس از روبرو شدن با مسائل ناشی از افزايش قيمت يورو اين بار به واردات کالا از تايوان پرداختم که خوشبختانه درآمد خوبی از آن بدست آوردم و به محض اينکه سرمايه ام به آن اندازه رسيد که در ارزان قيمت ترين منطقه آزاد امارات بتوانم دفتری اجاره کنم از ايران خارج شدم. در حال حاضر حتی رغبت برگشتن به ايران جهت ديد و بازديد از خانواده را ندارم چون تصور رفتار توهين آميز پرسنل فرودگاه و گمرک هم برايم آزاردهنده است. گرچه مواردی که در اين مقاله بدان اشاره شده را می توان بعنوان دلايل انتقال سرمايه به خارج از ايران ناميد ولی آنچه معمولا در اين مقالات کمتر مورد توجه قرار می گيرد ريشه اين نابهنجاريهاست. براستی آقای دکتر چرا ما بانک و گمرک سيستم مالياتی و بستر مناسب برای فعاليت اقتصادی نداريم؟ آقای دکتر شما اين موارد کلان را گفتيد، بگذاريد من آنچه را روزانه بايد با آن سر و کار داشت را به شما بگويم. می دانيد که ما شهرداری و مخابرات و پست و بيمه و اداره آب و برق و حتی پليس کارآمد هم نداريم. خوشبختانه تا به حال سر و کارم با دادگاه نيفتاده است تا شرايط آن را بدانم که البته حدس زدن وضعيت آن چندان مشکل نيست. گاهی اوقات تصور می کردم که اگر اين سازمان ها را تعطيل می کردند و حقوق کارمندان آن را تمام و کمال پرداخت می کردند ما حتما ايران بهتری داشتيم. آقای دکتر گرچه يک تفکر ساده ما را به جستجوی ريشه مشکل در همين بيست و پنج سال پس از انقلاب و دوران جنگ رهنمون می کند ولی حقيقت را من فکر می کنم در دورترها بايد جستجو کرد. چه بخواهيم و چه نخواهيم در جامعه ما کار و توليد ارزش نيست و سرمايه دار و سرمايه گذار آدم منفوری است. اقتصاد توليدی و پويا مذموم و تنها شکل مورد قبول عام تجارت از نوع حجره ای بر اساس احتکار و عدم اطلاع عوام از قيمت ها و غيره است. اين فرهنگ ماست که اکنون می بينيم که دولت در بخش اقتصاد دولتی به همين صورت عمل می کند. سهم آموزش در اين ناهنجاری ها چيست؟ آقای دکتر شما حتما اقتصاد يا مديريت درس می دهيد. چرا هيچ يک از شاگردان شما گرهی از اقتصاد يا مديريت اين مملکت نگشوده اند؟ نگاهی به شرکتهای ايرانی بيفکنيد. چرا بيشتر مديران بنگاهای اقتصادی ما را افرادی تشکيل می دهند که در اين رشته ها درس نخوانده اند؟ حتما ما در مورد فارغ التحصيل اين رشه ها کمبودی نداريم، چون اغلب آنها مجبورند به کارهای ديگر به خصوص حسابداری بپردازند. آقای دکتر فراموش نکنيد که همين اصلاحات ناچيز اقتصادی هم در دوران وزيری صورت گرفت که مهندس بود... آقای دکتر به نظر من مشکل تراز تجاری ما از تراز فرهنگی ماست و قدمت آن به اندازه همين دو هزار و پانصد سال تاريخی است که به آن افتخار می کنيم. بياييد يک بار هم که شده ريشه فرار سرمايه ها را در مدارس ببينيم. من خودم اولين بار در مدرسه آموختم که در اين سرزمين آزادی شخصيت و پيشرفت در يک ساختار اجتماعی شناخته مثل مدرسه دست يافتنی نيست. آن روز که در ساعت رياضی معلم نداشتيم و به همراه همشاگرديها حداقل سرمايه خود که همانا توپ پلاستيکی دولايه بود برداشتيم و از روی نرده ها پريديم و با چهار تکه آجر که امکانات سرمايه گذاری در تکه زمين خاکی آزاد پشت مدرسه بود آزادانه فوتبال بازی کرديم. شايد همان روز فرار سرمايه ها را ياد گرفتيم. نقش تفکر کمونيستی که در بين جوانان آرمانگرای دوران انقلاب طرفداران زيادی داشت، عامل ديگر نگاه منفی به سرمايه دار و سرمايه گذار در ايران است که اين نوع طرز تفکر هنوز هم در بين ايرانيان بسيار رواج دارد حال بايد ديد که آيا اين عوامل ريشه ای برای فرار سرمايه ها محسوب می شوند يا نه؟ روزبه - رأس الخيمه يکی از علل فرار سرمايه از ايران نبود يک بازار رقابتی اقتصادی و صنعتی است. در حال حاضر دولت حدود ۸۰ درصد از کليه فعاليتهای صنعتی و بانکی و... را در اختيار خود قرار داده و اکثر مديران دولتی به دليل نداشتن تجربه و همچنين ضعف مديريت برای اداره خصوصی بيشتر اين بخشها با خصوصی سازی ساز مخالف ميزنند. دليل ديگر را ميتوان بر تک قطبی بودن اقتصاد ايران که شامل نفت و گاز است دانست. از دلايل ديگر ميتوان به قوانين دست و پا گير و کاغذ بازی های اداری اشاره کرد. در آخر از دکتر بهروز اين سئوال را دارم که چگونه ميتوان اقتصاد ايران را که از زير بنا با اشکال مواجه است و دولت ايران هر ساله بودجه کشور را با کسری بودجه می بندد را اصلاح کرد؟ متشکرم. رضا - تهران جنگ ايران و عراق باعث شد تا کشورهای همسايه بيشترين منافع را بدست آورند و از خلأ وجود فعال ايران به اقتصاد قدرتمندی دسترسی پيدا کنند. البته پيش بينی اينجانب اين هست که بزودی اين رويه به نفع ايران دگرگون خواهد شد. محمد کاظم فرقانی - يزد به خاطر مديريت غلط سردمداران و حاکمان کشور موجب فرار ثروت و بالاتر از آن فرار مغزها به کشورهای ديگر می گردد... تمام تمدن مديون مغز دانشمندها است که بخاطر نبودن امنيت به خارج که آزادتر هستند فرار می کنند و مملکت را تهی می کنند... عمران شفيقی - تهران يکی از بزرگترين دلايل اين امر برگزاری برنامه ها و کنسرتهای ايرانی با حضور هنرمندان بزرگ ايرانی ميباشد که به دليل محدوديتهای موجود در ايران اين برنامه ها با استقبال بسيار گسترده ای از سوی ايرانيان مواجه ميشود. فراز - سنندج صاحب سرمايه يا متخصص بايد مغزش ايرادی داشته باشد که در ايران بماند. من بعنوان يک متخصص نياز به آزادی، امنيت و..... دارم. اين آخرين روزهای اقامت من در ايران عزيزم است. اگر چه دردآور است و عشقم به ايران پايانی ندارد ولی وداعم از ايران برای هميشه خواهد بود. بهزاد - تهران نقش تبليغات را در اين ميان از ياد نبريم. از پيراهن آرسنال گرفته تا تلويزيون بی بی سی و ... همگی برای امارات تبليغ ميکنند. نيما - شيراز صحبت فقط امنيت مالی نيست. چطور زمانی که سرمايه به شکل کالا وارد ميشود امنيت را در بر دارد ولی اگر بخواهد در شکل درست تر که همان پرداخت ماليات و عوارض آن است ناامنی است؟ اين بهانه سرمايه گذاران است جهت بدست آوردن سود بيشتر، چون سرمايه تازه بدوران رسيده از همين فضا سود برده و به هيچ معيار ملی و يا اخلاقی پايبند نبوده که مثلاً فلان کالا که کيفيتی خارج از استاندارد را دارد لااقل وارد مملکت نکند و متاسفانه بازار امروز ايران بازار مکاره است و اصلاً همين فضای مطلوب آنهاست... قندعلی - تهران نبودن آزادی ها، فقدان ثبات سياسی و اقتصادی، بی توجهی به سرمايه های فکری، سهولت در اخذ ويزای امارات و نزديکی آن به ايران از دلايل اصلی می باشند. محسن - هلسينکی دلايل فرار سرمايه از ايران به امارات به نظر من شامل: ۱) آزادی به مراتب بالاتر در تمامی شئون زندگی غيرسياسی (زندگی اجتماعی). ۲) عدم کارشکنی دولت در امور تجاری بنگاه های اقتصادی. ۳) رفاه بالا تر ۴) ارزان بودن اجاره بهای ملک به نسبت در آمد. ۵) امکان تجارت آزاد با تمام دنيا. ۶) بهره برداری از تفاوت نرخ بهره بانکی بين ايران و دوبی. ۷) اعتبار بالاتر امارات در دنيا به نسبت ايران. ۸) ثبات سياسی بالا. ۹) عدم حضور شرکت های دولتی صاحب رانت مانند ايران خودرو. ۱۰) رواديد آسان. ۱۱) فاصله کم دو کشور. ۱۲) کمتر بودن احساس غربت به نسبت اروپا به دليل تعداد بالای ايرانی در دوبی. عليرضا نگهداری - شيراز |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||