|
مشکل وبلاگ نويسان در ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بازداشت تعدادی از وبلاگ نويسان و تنی چند از گردانندگان سايتهای اينترنتی در تهران در هفته گذشته، بار ديگر بحث درباره نحوه رفتار حکومت اسلامی ايران با اينترنت بعنوان جوانترين رسانه همگانی را مطرح کرده است. در ايران راديو و تلويزيون در انحصار دولت است. روزنامه ها و مجلات پس از تعطيل و توقيف نزديک به دويست نشريه از سال ۱۳۷۷ تا کنون يکی از سخت ترين دورانها را از نظر رعايت آزادی بيان می گذرانند و از سوی ديگر بيش از يک سال است که دست کم دو نهاد دولتی، يعنی وزارت پست و تلگراف و تلفن و شورای عالی انقلاب فرهنگی علنا برنامه هايی را برای اعمال سانسور در اينترنت (که در ايران به فيلترينگ مصطلح شده است)، اعلام کرده اند. اين در حالی است که بنا به نوشته مطبوعات و سايت های خبری اينترنتی، قوه قضائيه نيز از طريق دادستانی تهران به اعمال محدوديت برای ارائه دهندگان خدمات کامپيوتری و اينترنتی می پردازد. اعمال سانسور بر اينترنت و کوشش برای محدود کردن دسترسی افراد به اينترنت در برخی کشورهای ديگر، نظير چين و ويتنام، نيز دارای سابقه است، اما حکومت ايران با توليد محتوا در شبکه اينترت نيز مساله دارد. آمارهای رسمی سال گذشته حاکی از آن بود که بيش از بيست هزار وبلاگ فارسی در شبکه اينترنت فعاليت دارند. در همين حال، بخشی از حکومت ايران نيز برای تشويق توليد محتوای فارسی روی اينترنت در دو سال اخير دست کم دو جشنواره و دو مسابقه بهترين وبلاگ برگزار کرده است. اما بخش ديگری از حکومت ايران در همين دوره بطور علنی و فعالانه برای محدود کردن دسترسی ايرانيان به اينترنت تلاش کرده و کوششهايی نيز برای خاموش کردن تک صدا هايی که در غياب مطبوعات مستقل به وبلاگ نويسی روی آورده اند، به عمل آورده است. جالب توجه است که وبلاگ نويسان ايرانی در شرايطی بازداشت می شوند که دست کم يک معاون رئيس جمهور همه روزه در وبلاگ خود مطلب می نويسد و سخنگوی رئيس جمهور، سايت اختصاصی خود را روی شبکه اينترنت راه اندازی کرده است. اما دلايل اين برخورد دوگانه با وبلاگ نويسی و وبلاگ نويسان چيست؟ آيا حکومت ايران بيم دارد مخالفان آن نظرات خود را از طريق اينترنت انتشار دهند؟ آيا زياده روی نويسندگان برخی وبلاگها در استفاده از آنچه آزادی بيان در اينترنت تصور شده موجب نگرانی حکومت شده است؟ آيا اين حق حکومت است که بايد مشابه مطبوعات، بر آنچه توسط ايرانيان روی اينترنت منتشر می شود نيز به نوعی کنترل داشته باشد؟ يا آن گونه که برخی وبلاگ نويسان می گويند، وبلاگ عرصه ای است که بخشی از حريم خصوصی افراد به شمار می آيد و حکومت را به آن راهی نيست يا نبايد باشد؟ نظر خود را با استفاده از پنجره همين صفحه با بيانی فشرده به زبان و خط فارسی برای ما بنويسيد تا آن را درج کنيم. نظر خود را برای پخش از برنامه صدای شما در روز جمعه هفدهم سپتامبر، ۲۷ شهريور از راديو بی بی سی، از اين راهها برای ما بفرستيد: با نوشتن در پنجره ای که در سمت چپ همين صفحه قرار داده شده و ارسال آن، اگر مايليد ما به شما تلفن کنيم لطفاً در نوشته خود شماره تلفنتان را هم بنويسيد. مشخصات و شماره تلفن شما نزد بی بی سی محفوظ است و به اشخاص ثالت داده نمی شود. ديدگاه خوانندگان: اين روزها در ايران تقريبا هر سايت به درد بخوری را که باز می کنی اطلاعيه ای ظاهر می شود که ورود به اين سايت ممنوع است. در اين وضع می دانيد آدم چه احساسی دارد، آدمی که در زندان است يا آدمی که احساس می کند توهينی بزرگ به او شده است، آدمی که احساس می کند که چند نفر که خودشان را چوپان رمه ای می دانند برای او دارند تصميم های ايدئولوژيک می گيرند احساس اين که در جزيره ای زندگی می کنی که از دور تمام جهان را می بينی اما اجازه نداری از اين جزيره بيرون بروی. سعيد - تهران ...اگر واقعا مردم دولت را قبول داشته باشند هيچ مخالفی هر قدر هم که تلاش کند نميتواند آسيبی به دولت بزند اما ايران مملو از مخالف است و بايد صدای اين مخالفان به نحوی خاموش شود. بايد طوری برنامه ريزی شود که صدای مخالفان به گوش عامه مردم نرسد. مساله سايتها و وبلاگهای مبتذل نيز فقط يک بهانه است. آنها با اين بهانه که جلوی سايتهای مبتذل را ميگيرند در حقيقت صدای منتقدان و مخالفان خود را خفه ميکنند. مدرسی - سنندج انقلاب اسلامی ايران هم مثل همه انقلابهای ديگر دارای هدفها و آرمانهای بزرگی بود . استقلال، آزادی، حکومت جمهوری، مجلس انتخابی، منع شکنجه، کمک به محرومان و .... متاسفانه از همان بدو انقلاب رهبران روحانی که مورد اقبال مردم قرار گرقته بودند با چندين اشتباه استراتژيک همچون گروگانگيری ديپلماتهای آمريکايی و شعارهای تند بر عليه شرق و غرب و حکام عرب و اسراييل و همه و همه ؛ به يکباره با دنيا اعلام جنگ دادند و در عرصه داخلی نيز با سرکوب گروههای ديگر که در تحقق انقلاب نقش داشتند و برگزيدن مشی انحصارطلبی، دشمنان زيادی را برای خود به وجود آوردند. از طرف ديگر وضعيت تک صدايی به طور خودکار جامعه را به سوی فساد و سوء مديريت سوق داد. متعاقب چنين بی تدبيريهايی جنگ خانمانسوز ۸ ساله که با سکوت و موافقت تلويحی بيشتر کشورهای دنيا همراه بود آغاز گرديد و اکنون وضعيت کشور به جايی رسيده که مردم با مقايسه شعارهای اول انقلاب حاکمان با وضعيت کنونيشان معتقدند روحانيون به قيام ۵۷ آنها خيانت کرده اند. بدين شکل مشکل حاکمان مملکت ما اکنون اين است که در برابر مردم و در قبال آن همه وعده و وعيدهای که اول انقلاب دادند احساس عجز و ناتوانی می کنند. و از آنجا که خود را در دادگاه ملت در قبال سوء مديريتها ، ثروتهای نامشروع بدست آورده و احيانا قتل و شکنجه مخالفان خود را محکوم می بينند و از تکرار آنچه که خود بر سر گروههای مخالف و بازماندگان رژيم شاه آوردند هراسانند بنابر اين مجبورند برای حفظ حيات خود با تمام قدرت و به هر طريق ممکن حکومت را حفظ کنند. در اين چارچوب از هيچ آبروريزی ای از جمله ترور مخالفان (مانند قتلهای زنجيره ای)، سرکوب گروههای پيشرو دانشجويی (مانند پرونده کوی دانشگاه )، بستن فله ای روزنامه ها، به زندان انداختن وکلای مدافع به جرم دفاع از موکلين خود، نظارت استصوابی و رد صلاحيت گسترده نامزدهای مجلس و حالا برخورد با وبلاگ نويسها ترسی ندارند... در راه حفظ قدرت ، طبقه حاکم از تجربيات انقلاب ۵۷ دقيقا استفاده می نمايد و تمام راههايی که گروههای انقلابی از جمله خودشان در سال ۵۷ برای سرنگونی شاه استفاده کرده اند را بسته و می بندند. از جمله اين راهها روشنگری و بيدار کردن مردم و متحد کردن آنهاست. برخورد با سخنرانيها، روزنامه ها و وبلاگها در اين چارچوب می گنجد. بنابر اين می توان گفت که حکومت فعلی به خاطر بی لياقتی، فساد و احساس عجز در برابر تأمين شعارهای اوليه به اين نتيجه رسيده است که بايد قلمها را شکست و قلم بدستان را نابود کرد تا نقطه ضعف اين حکومت از زبانی يا قلمی بيان نشود. آرش ک. - يزد چرا حکومت ايران روزنامه های مخالف را تعطيل ميکند و خبرنگارانشان را محاکمه ميکند؟ چرا روشنفکران و ملی مذهبی ها را زندانی ميکنه؟ چرا يکی از بزرگترين مراجع شيعه چهار سال در خانه خود زندانی ميکنه؟ ما در ايران وقتی سنمان به اندازه ای برسه که جواب اين سوالها را بدانيم بايد مواظب حرف زدن خودمون باشيم که به سرنوشت اونها دچار نشويم. و بر اساس همين اصل مهمه که ما نميتونيم داخل ايران اطلاعات درست را پيدا کنيم. روزنامه ها که مجبورند خود راسانسور کنند تا به حياتشون ادامه بدند. راديو وتلويزيون هم که مطلقا در اختيار حکومته الان هم که نوبت وبلاگها وسايت هاست که اونها از موارد مخل امنيت وضد آرمانها و...پاک بشند. خب اين چه نوع حکومتيه که به مردمش در حدانسانهايی که درک دارند وميتوانند خوب و بد ودروغ و راست را از هم تشخيص بدهند ارزش قائل نميشه. روح الله مشکل وبلاگنويسان در ايران دقيقا همان مشکل خبرنگاران و روزنامه نگاران است، عبور از خطهای قرمز حکومت، اگر وبلاگنويسان از خطهای قرمز عبور نمی کردند مسلما مشکلی بنام وبلاگنويسی وجود نداشت. مطبوعات با توجه به وابستگی هايی که به دولت دارند اخبار را تحريف می کنند مثلا در تيتر صفحه اول خود می نويسند: جوانان کشور پاک، مومن و با نشاطند و به اسلام و انقلاب و ايران بسيار علاقمندند (همشهری ۲۰/۵/۸۳) ولی وبلاگنويسان از رکورد اول جوانان ايرانی در مصرف مواد مخدر (هرويين و ترياک) می نويسند، از اعتراضها می نويسند ... وبلاگها با توجه به آزادی هايی که دارند می تواند در مقابل توقيف مطبوعات و به زندان انداختن روزنامه نگاران، شکنجه روحی و فکری تمام ايرانيان در هر جای دنيا، تجاوز به حقوق شهروندی و اجتماعی افراد، تجاوز به آزادی و زير پای گذاشتن حقوق بشر، شرکت و پشتيبانی از اعمال تروريستی، به يغما بردن سرمايه های ملی تمام ايرانيان، ترويج و توزيع مواد مخدر برای از بين بردن فکر جوانان و ... جبهه گيری کنند و نظر خودشان را بنويسند ولی مطبوعات اجازه ی اين کارها را ندارند ، همين امر باعث شده است که وبلاگهای خطری برای اين حکومت باشند . محمد فر - تهران دليلش اين است که جوان ها بوسيله اينترنت با هم ارتباط برقرار ميکنند و با جوان های هم عقيده خود آشنا می شوند و در دنيا تمام حکومت های استبدادگر از ايجاد ارتباط بين مردم کشور خود ميترسند در مورد حريم خصوصی هم بايد بگم به نظر من در ايران حريم خصوصی وجود ندارد. نويد - ايران به نظر من فيلترينگ يکی از بهترين نعماتی است که ايرانيان از آن برخوردار هستند. هميشه در همه دولتها افرادی مخالف وجود دارند که سعی دارند فکر مردم را به سوی حزب های ديگر بکشانند و همچنين در مورد سايتهای غيراخلاقی که باعث ايجاد فساد در جوامع ميشود اين عمل واجب است. ولی درخصوص نبود وضعيت مناسب برای آزادی بيان که می توان گفت آزادی بيان وضعيت فجيعی را در ايران دارد و برای همه ايرانيان متاسفم مخصوصاً بزرگان دولت!!! ز.د.- کابل وقتی بازی دمکراسی و آزادی به پايان می رسد طبيعی است که نظام ها ديگر تاب هيچ گونه حرفی را نخواهند داشت ... حالا در ايران اين بازی گويا به آخر خط رسيده است پس نظام فکری حاکم انگار ديگر برايش فرقی نمی کند که چه کند و چگونه با غير خودی ها رفتار کند ... عيبی ندارد، همه ی آن چه که امروز در ايران می بينيم طبيعی است ، و اين راه و روش طبيعی يک نتيجه ی طبيعی و روشن در پی خواهد داشت . بعضی وقت ها آدم فکر می کند حاکمان تاريخ نمی خوانند ... م. روان شيد - تهران هر فردی حق آزادی عقيده و بيان دارد و اين حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقايد خود بيم و نگرانی نداشته باشد و در کسب و دريافت و انتشار اطلاعات و افکار، به تمام وسايل ممکن بيان و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد. (ماده ۱۹ اعلاميه جهانی حقوق بشر) در دنيای امروز، مرزگذاری ميان ذهنها و آنچه بيرون میگذرد محال هرکس مالک حاصل کسب و کار مشروع خويش است و هيچ کس نمیتواند به عنوان مالکيت نسبت به کسب و کار خود، امکان کسب و کار را از ديگری سلب کند. ( اصل ۴۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی )است. حميد رضا علاقه بند - تهران بالاخره مردم يک جامعه بايد فشاری که احساس می کنند بطريقی تخليه کنند اين حداقل امکانی است که ميشود تصور کرد و در تمام جوامع دنيا متداول می باشد و در جامعه ايران وقتی هيچ منبعی برای اظهار نظر مخالف نيست اگر بخواهند جلوی چنين مواردی را هم به گيرند مانند زخمی است که از جای ديگر بيرون خواهد زد. اگر کشورهايی که دموکراسی را به معنای واقعی رعايت ميکنند بنگريم خواهيم ديد مشکلاتشان از کشورهای بسته و ديکتاتوری کمتر است. صبوری - تهران تاثيری که استفاده طولانی و مداوم از اينترنت بر روحيه افراد ميگذارد در کل فکر نکنم به ضرر حکومت تمام شود که به سودش هم خواهد بود. احساس بی تفاوتی، رخوت، گيجی و سردرگمی ناشی از قرار گرفتن در معرض بمباران اطلاعات در اينترنت واقعا چه ضرری ميتواند برای مسئولين داشته باشد! وسيله ای که جوانان را تبديل به کبريت بی خطر ميکند! حتی بعضی ها معتقدند استفاده مفرط از اينترنت به طور غيرمستقيم از طرف خود حکومت ترغيب ميشود چون به منزله راهيست برای مهار هيجانات روحی و عاطفی جوان و باعث ميشود جوانان کمتر به فکر دردسرآفرينی بيفتند و توجه چندانی به مسائل مهم سياسی و اجتماعی از خود نشان ندهند و در نهايت ترجيح دهند بيشتر وقت خود را پشت همين ميز کامپيوتر بگذرانند و از دنيای مجازی اينترنت لذت ببرند. اين نکته را هم بايد در نظر بگيريم که همه مردم فقط بخاطر ديدن چند تا وبلاگ ايرانی که پای اينترنت نميروند. وبلاگها در واقع عضو کوچکی از خانواده بزرگ اينترنت را تشکيل ميدهند که خوشبختانه بخش اعظم آن هنوز در دسترس عموم است. ولی فاجعه زمانی خواهد بود که حکومت مجازاتهای سنگين در حد حبسهای طولانی يا حتی اعدام برای متخلفين اينترنتی در نظر بگيرد نظير آنچه که در چين متاسفانه شاهد آن هستيم که من بعيد ميدانم کار به اينجاها بکشد. کم نيستند تعداد شرکت های خدماتی اينترنتی که با سرمايه ارگانهای وابسته به محافظه کاران داير شده اند و نکته جالب هم همينجاست. بنظر ميرسد محافظه کاران در کل از اينترنت استقبال ميکنند تا آنجا که منافع سياسی آنها از طريق همين وبلاگ نويسان بخطر نيفتد. سينا منصوری - تهران متاسفم برای دولتی که بخشهايش يکديگر را قبول ندارند و نمیتواند از مردم خود دفاع کند. همه ما با هر زنگ تلفن دل نگران ميشويم که اين بار شايد نوبت ماست. حتی اگر بر طبق قوانينشان گناهی نداشته باشی ممکن است در تفسير قانون گير کنی. شايد میخواهند ايران را از جوان خالی کنند. شايد فقط آن عدهای را میخواهند که در پستوها به کشيدن ترياک و مواد مخدر مشغول باشند. نيما - تهران سانسور در ايران تحت حکومت اسلامی به شدت فعال است و به تخريب های خود در عرصه مطبوعات و اينترنت ادامه می دهد. اگر سايت بی بی سی جان سالم بدر برده به خاطررفتارمحافظه کارانه اش در انعکاس نظرات واقعی مردم می باشد. از دوگانگی حکومت حرف نزنيد اين رژيم ماهيتا با مدرنيسم مشکل دارد وهمانطوری که قبلا خدمتتان نوشتم خاتمی وحاميانش چيزی جز روابط عمومی رژيم نيستند. رها- سراب مدلی که جمهوری اسلامی در پيش گرفته به نظر من مدلی شبيه عربستان می باشد. آنها آزادی سياسی در کشور خودشان را کاملا از بين برده اند به طوری که کسی در عربستان حرف از سياست نمی زند. بد ترين نوع خفقان در آن کشور حاکم است. از طرفی با امتيازاتی که اعراب به غرب داده اند هيچ کس از مسايل عربستان حرفی نمی زند و مثلا کسی به عدم رعايت حقوق بشر در عربستان اعتراض نمی کند. حکومتی پادشاهی با سرپوش اسلام. در ايران هم به نظر می رسد رويه همين است ولی روحانيون بايد فهميده باشند که " ايران، عربستان نمی شود" پس اگر آدمهای معقولی باشند با اين کارها عمر سلطه خود را کم نمی کنند. فردی - کانادا مگر در جمهوری اسلامی چيزی به نام حريم خصوصی وجود دارد. البته بهتر است که ما جوانان حرفهای خود را در اينترنت خالی نکنيم بهتره که سوپاپ اطمينان اين ديگ زود پز کار نکنه. خرداد ۷۶ کار کرد بس بود. ما جوانان منتظر انفجار هستيم. اين عقده ها، حرفها همه چيز ۲۶ ساله که توی دل ما مونده اگر توی اينترنت خالی بشه ديگه انفجاری نخواهد بود. آرش |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||