http://www.bbcpersian.com

11:37 گرينويچ - پنج شنبه 10 ژوئيه 2008 - 20 تیر 1387

علیرضا کاشانی

مشکل دستشویی در تهران

خدا آن روزی را نیاورد که در خیابان های تهران باشی و نیاز به دستشویی پیدا کنی. اگر در جایی مثلا حوالی میدان انقلاب باشی آن روز می تواند به بدترین روز زندگی ات تبدیل شود.

اول به دنبال یک دستشویی عمومی می گردی اما خیلی زود می فهمی که در آن حوالی چنین سرویسی تعبیه نشده است. اگر اوضاع خیلی اضطراری باشد معمولا به فکر نزدیک ترین پارک می افتی. نزدیکترین شان پارک دانشجو در چهارراه ولیعصر است و تا آنجا 15 دقیقه پیاده راه است. وقتی به پارک می رسی و می بینی در دستشویی بسته است آسمان بر سرت خراب می شود. در این مواقع اسف بار باید دست به دامن رستوران ها شوی. وارد اولین ساندویچی می شوی و به اجبار غذایی سفارش می دهی و وقتی از صاحب مغازه سراغ دستشویی را می گیری، تازه می فهمی که آنجا دستشویی ندارد. بعد؟ خب بقیه اش را نمی توانم بگویم.

فکر نمی کنم کسی در تهران زندگی کرده باشد و این موقعیت فلج کننده را تجربه نکرده باشد. اما به تازگی سازمان زيباسازی شهر تهران اعلام کرده به زودی دستشویی های سیاری در خیابان های تهران قرار می دهد تا موجبات آسایش مردم را فراهم آورد.

اعلام شده که قرار است سرويس‌های بهداشتی پيش‌ساخته (پرتابل) در پارک‌ها، گذرگاه‌های شلوغ، زيرپل‌ها و ميدان‌های پرتردد نصب شوند و شهرداری می تواند آن ها را از جایی به جای دیگر منتقل کند.

ساخت این دستشویی ها مشکل کسانی را که به خاطر آلودگی پا به دستشویی های عمومی نمی گذاشتند حل کرد و البته باعث شد معتادها دیگر نتوانند در دستشویی ها تزریق کنند و لای ترک های دیوارها مواد جاسازی کنند اما متاسفانه باعث افزایش تعداد دستشویی ها در نقاط مختلف شهر نشد.

یکبار در یکی از داروخانه های تهران یک دستشویی سیار دیدم که می شد در ماشین از آن استفاده کرد. طراحی این دستشویی سیار برای آقایان و خانم ها متفاوت بود اما نکته جالبی که در آن دیده می شد آبپاشی بود که ظاهرا می شد با آن خود را شست. نمی دانم این دستگاه عجیب و استثنایی چقدر فروش کرد اما کسی که آن را به بازار عرضه کرده بود حتما متوجه استیصال مردم پایتخت شده بود.

کافی است کلمه "دستشویی" را در وبلاگ های فارسی جستجو کنید و ببینید چقدر آدم ها از این ماجرا دل پری دارند. یکی نوشته بود که در خیابان شریعتی از شدت استیصال آنقدر سرخ و سفید شده که در نهایت به اورژانس بیمارستان پناه برده. یکی دیگر تعریف می کرد زمانی که خانمش باردار بود هر بار که از سونوگرافی بر می گشتند بین راه ناچار می شدند به یکی از بستگانشان که خانه اش در مسیر بود سر بزنند و صله رحم کنند!

بیشتر پسرها معتقدند وضع شان در جامعه بهتر است، چون در مواقعی که به آنها خیلی که فشار می آید ماشین را کنار می زنند، درش را باز می کنند و وانمود می کنند دارند دنبال یک شیء گمشده می گردند. اما از دخترها کاری جز گریه کردن بر نمی آید.
یکی از دخترها نوشته در وضعیتی که چشمش هیچ جا را نمی دیده و با سرعت نور به سمت یک پاساژ می دویده که خودش را به دستشویی برساند، روسری اش عقب رفته و قبل از اینکه چشمش به جمال دستشویی روشن شود مجبور شده به سوال های گشت ارشاد جواب بدهد.

طرح آزمایشی نصب دستشویی های سیار را بهانه ای کردیم که خاطرات شما را درباره دستشویی های تهران و مشکلات آن بشنویم. بحث های فرهنگی درباره دیوار نوشته های داخل دستشویی ها را بگذارید برای بعد.

نظرات شما

این مشکل متاسفانه در تمام شهرهای ایران وجود دارد چه شهرهای کوچک و چه بزرگ. مهدی - مشهد

این ها که نوشتید همش چرنده. توی تهران پر از مسجده که بیشتر اوقات هم بازه همشون هم دستشویی مجانی و کم و بیش تمیز دارند. همین میدان انقلاب که نوشتید در ضلع شمالی دارای یک مسجد با کلی دستشویی مناسب هست. از اروپا که بهتره باید ۲ یورو پول بدی و یک دستشویی کثیف ببینی. مسعود - تهران

والا من هم زمانی که ایران بودم این مشکل رو داشتم. بعدش عادت کردم که در طول زمانی که بیرون هستم احتیاج به دستشویی پیدا نکنم. اما خانمم واقعن شاکی بود. تهران که خوب بود، وقتی با اتوبوس می رفتیم مشهد اون پاشو توی هیچ دستشویی توی راهی نمی گذاشت و تا خود مشهد تحمل می کرد. از این نظر ژاپن، ممکلت کفار، بهشته. تقریبن توی هر سوپر مارکتی دستشویی هستش. بعضیهاشون که مجهز به دستگاههای شوینده هوشمند هستند. صندلی روی توالت و آب اون گرم هستند و فشار و محل نازل شستشو قابل تنظیم با حرکت خودکار. بعضیاشون هم که تا وارد می شی خودشون خودکار در توالت رو باز می کنن. سشوار هم دارن که بعد از آب زنی موضع مبارک رو خشک می کنن. بعضی دستشوییها برای اینکه کسی خجالت نکشه و هم معلوم باشه که کسی توی دستشویی هستش، وقتی که وارد می شین صدای آب روان میاد. در ایستگاههای بین راه توی بزرگراهها دست کم ۱۰ تا ۲۰ تا دستشویی برای مردان و زنان جداگانه وجود داره! . همه هم تمیزن و مرتب. بسته به محل هر ساعت یا هر چند ساعت یک نفر که از خدمه ی همون محل هستش (اینجا برای اینکارها کسی رو استخدام نمی کنن و مثلن پیشخدمتهای رستوران خودشون توالت رو هم تمیز می کنن، مگر اینکه تعداد زیاد باشه و بشه کل کار رو کنترات داد) کل توالت رو تمیز می کنه و روی برگه ای که معمولن روی دیوار هستش، مهرش رو که اسمش روش نوشته، می زنه. خلاصه جاتون خیلی خالی. ضمنن یک چیز جالب. توالتهای سنتی ژاپنی مثل مدلهای ایرانی هستش منتها جهت نشستن روی کاسه بر عکسه. اینم از جماعت کفار که به فکر خلق الشیطان هستند ولی مسلمانان عزیز برای خلق الله تره هم خرد نمی کنند. کیوان کیانی - توکیو

اقا من در انگلستان زندگی میکنم حقیقتش وضعیت دستشویی های عمومی اینجا هم مال نیست. صد رحمت به تهران. مهیار - نیوکاسل

بادرود آقا شما که درخارج زندگی میکنید این مشکل دستشویی رفتن را چگونه آن دولت مردان حل کرده اند که ما نمیتوانیم به این پیشرفت دست یابیم؟ از انرژی هسته ای یعنی مشکل تر است ؟ آنجا تو خارج چطور حل کرده اند که ما هنوز در آن مانده ایم؟ آیا این حقیقت دارد که هر مغازه ای باید سرویس دستشویی داشته باشد؟ صمد - رامهرز

کر می کنم که بهترین راه حل برای این معضل، این باشد که همه ساندویچی ها، کافه ها که مواد غذایی ارایه می دهند از سوی وزارت بهداشت مجبور به احداث دست شویی شوند. در کشورهای اروپایی مثل آلمان، ایتالیا و فرانسه، که من از آنها دیدن کردم همه بارها دارای دست شویی و توالت بودند. داشتن دست شویی و توالت در این مکان ها اجباری است وگرنه اجازه کسب به مالکین داده نمی شود. بی نام

هر مسافری که ایران به لندن می اید.به اولین مساله که اشاره میکند. آذرمهر

من در دهلي زندگي مي كنم. اينجا دولت براشون كار زيادي نكرده اما آقايون خودشون مشكل رو حل كرده اند. هر كس هر جا مي رسه خودشو تخليه مي كنه. در منطقه اي كه من زندگي مي كنم كافيه ده دقيقه توي خيابون قدم بزني تا يك نفر را كه در حال آب دادن به ديوار است ببيني. به همين خاطر توي خيابونا بوي بدي مياد. البته توي بعضي محله ها اينطور نيست. مسعود از دهلی

هر جا که آسایشهای اولیه انسان بیشتر رعایت و فراهم شود، می توان به رعایت حقوق بشر در آنجا امید داشت. در ایران مسئله دستشویی چون به نوعی به بخش جنسی مربوط می شود، کسی تمایلی به ساختن دستشویی ندارد. حتی خیلی ها از گفتن اینکه به دستشویی نیاز دارند، خجالت می کشند! اما من چون معمولا دوست دارم دقیقا همان کاری کنم که بر خلاف روند اکثریت است، بارها عمدا و با تاکید صحبت از دستشویی کردم! از اینکه ایرانی ها را دقیقا در آن چیزی که از آن روی گردان هستند، گرفتار کنم، خیلی لذت می برم! از همین دستشویی ها، فلسفه ها و جامعه شناختی های زیادی می توان فهمید. ! مثلا ایرانیان از یک در که می خواهند عبور کنند کلی تعارف می کنند یا گذاشتن آبخوری در خیابان را برای اعتقاد مذهبی شان انجام می دهند، اما در مورد یکی از بخشهای اظطراری و مهم برای سلامتی بدن یعنی همین دستشویی، انواع بهانه ها و سختگیری ها و خسیس بازی در می آورند. اگر بخواهیم جمعبندی کنیم باید گفت ایرانیان همه چیزشان از اعتقاد گرفته تا فرهنگشان، ظاهری و بی پشتوانه است. پس فریب آن چند هزار سال تمدن این سرزمین را نخورید. شهاب برادران دیلمقانی

حدود ده سال پيش سفری به ايران داشتم و يکی از روزها نياز شديد به استفاده از دستشويی ده من دست داد. خود را به زحمت به يکی از پارکها رساندم. در آنجا بود که مسول توالت زنانه اصرار داشت که همه مراجعين اول کفشهايشان را درآورند و دمپايی هايی که وی برای اينکار تهيه ديده بود بپوشند و سپس وارد توالت شوند!! من که از اين درخواست متحير شده بودم به او وقعی نگذاشتم و وارد اولين توالت موجود شدم. در آنجا بود که شنيدم مسول دستشويی با چند تا از مراجعين در گله را باز کرده بود و شکايت می کرد که آخر اين هم شد انصاف که مردم با کفش کثيف و پر گل وارد محوطه مستراح شوندتا وی مجبور شود آنجاررا بشويد!؟ کاشف به عمل آمد که آن خانم قسمتی از فضای توالت عمومی را برای سرپناه خود و خانواده اش اختصاص داده بود!! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. الف از فیلادلفیا

صرف نظر از کمبود دستشویی در سطح شهر که گاهی من رو مجبور کرده به ادارات دولتی نظیر پستخانه یا مکان های خصوصی نظیر آرایشگاه برای راحت کردن خود پناه ببرم، باید به مشکل دیگر یعنی کثیف بودن توالت های عمومی اشاره کرد. یکی از راههای شناخت هر ملتی به نظر من گشت زدن در دستشویی های سرزمین آن ملت است، همان گونه که حکومت هر کشوری آئینه ملت آن کشور است. تا وقتی که سردمداران حکومت و توالتهای یک کشور کثیف باشند، امیدی به تغییر اوضاع نیست. بی خود سر خودمان را با این شعارها که ما خواهان بهبود اوضاع هستیم درد نیاوریم. اگر واقعا به فکر بهبود و پیشرفت کشور هستیم باید به این دو مسئله یعنی کثیف بودن توالتها و فساد در میان دولتمردان بیشتر بپردازیم. و علت را در خودمان جستجو کنیم. این خاطره از علیرضا کاشانی شروع خوبی است برای پرداختن به ریشه مشکلات اساسی ممکلت. نغمه از تهران

سلام من در کشور ژاپن زنده گی میکنم، خوشبختانه یگانه چیزی که نسبت به همه چیز های دیگه زیاد به چشم میخوره دستشوی های پاک و تمیز است. صمیمی از ژاپن

اگر يک زمانی من خواستم کانديدای انتخاباتی شوم ، فکر ميکنم با شعار" هر نفر يک دستشويي تميز" رأي خوبي بياورم. رضا از ونکوور

در تهران از فرودگاه که یک محل بین المللی است و توالت تمیز ندارد تا ادارات و شرکت ها که توالت دارند ولی فوق العاده کثیف هستند و خلاصه باید جوری تنظیم کرد که یک بار صبح در خانه کار را انجام داد و چیزی نخورد تا شب که به خانه بر می گردی. مهدی از لندن

تو میدون انقلاب کلی سینما هستش که با یه بلیت ناقابل در مواقع ناچاری میشه ازشون استفاده کرد ، مگر اینکه بدشانس باشی و ایام عزاداری باشه. رضا از تهران

والا من اينقدر خاطره دارم که نميدونم کدومشو بگم. يادمه يک بار که از خونه دوستم که در شرق تهرانه به خونه خودمون در غرب تهران برميگشتم يعنی حدود 1 ساعت توی راه بودم و از همون اول راه نياز به دستشويی پيدا کردم و هيچ جا هم دستشويی نبود. خلاصه خودم را تا خانه نگهداشتم درحاليکه 10 دقيقه آخر را دويدم ولی وقتی به خانه رسيدم از بس که عضلاتم منقبض شده بود تا چند دقيقه نميتوانستم خودم را خالی کنم. آن آقا که ميگويند همه اينها چرند است هرگز در چنين موقعيتی گير نکرده اند. بنفشه از ونکوور

يه روز جمعه ساعت 7 عصر ميدون هفت تير دچار همين مشكل شدم وقتي مسجد دور ميدونو ديدم خيلي خوشحال شدم و سريع رفتم به مسجد اما دم در مسجد كه رسيدم ديدم انگار مجلس ختمي برقراره، خلاصه فاميلاي مرحوم طبق رسم از دم در تا داخل سالن كه طبقه بالا بود ايستاده بودند و يكي يكي با من دست دادند و تشكر كردن و منو به سمت سالن اصلي هدايت كردن،چشتون روز بد نبينه بعد 5 دقيقه ديگه نتونستم تحمل كنمو دوان دوان وسط سخنراني آخونده به سمت خيابون فرار كردم و يه گوشه اي. مهدی از تهران

یادم نمیره خاطره دنبال کردن ما و دستشویی در خیابان ولی عصر تهران من و دوستم پس از ساعتی گشتن در مرکز خریدی با دستشویی کثیف 200تومانی مواجه شدیم که متصدی آفتابه به دستش مثل دژی تسخیر ناپذیر اجازه ورود به آن را نمیداد. مهدی

خنده داره که اين وضعيت اسفناک دستشوييها وکمبود ان در کشورييست که حاکمان ان ادعای اسلامی بودن ميکنندومردم را به نماز خواندن ترغيب ميکنند. خشایار

دايي من زمان شاه راننده شركتي بود مي گفت دو نفر امريكايي آمده بودن ايران كار بكنند روز اول كه قرار بود من آنها را از محل اقامتشان به محل كار ببرم مابين راه آمريكايي گفت احتياج به دستشويي دارد و منهم هرچي فكر كردم كجا ببرمشان آخرسر ديدم برگردم همان هتل محل اقامتشان بعد فرداي آن روز متوجه شدم آمريكائيها ايران را ترك گفته و علت را نبود امكانات لازم مثل دستشويي اعلام كرده. خسرو از تهران