12:06 گرينويچ - جمعه 27 ژوئن 2008 - 07 تیر 1387
هرگاه در جامعه ایران صحبت از جوانان و مسایل مربوط به آنها به میان می آید، ازدواج یکی از اصلی ترین موضوعات است. در سالهای اخیر شاهد ابراز نگرانی برخی از مسئولین ایران نسبت به بالا رفتن سن ازدواج بوده ایم. بعضی ها مشکلات مالی را مانع اصلی ازدواج جوانان می دانند، اما بسیاری هم معتقدند که موضوع مهمتر، تغییر در نوع دیدگاه جوانان نسبت به ازدواج و بالارفتن توقعات آنان است. نتایج یک نظرسنجی که به تازگی توسط سازمان ملی جوانان در ایران صورت گرفته، نشان می دهد که حدود ۴۰ درصد از جوانان معتقد به ازدواج سنتی هستند و ۸۷ درصد از آنها موافق اعمال نظر بزرگترهای فامیل در انتخاب همسر هستند. در حالیکه ۷۲ درصد از آنها "مخالف تشریفات در مراسم عروسی" هستند و ۹۱ درصد هم مهریه سنگین را به عنوان ضامن بقای زندگی مشترک قبول ندارند، ۵۰ درصد هم فکر می کنند که نمی توان نقش تعیین کننده مادیات را در زندگی مشترک نادیده گرفت. این موضوع بهانه ای شد تا دیدگاه چند نفر از جوانان ایرانی - در داخل و خارج از کشور - را در مورد ازدواج و زندگی مشترک جویا شویم:
نیما، ۲۲ ساله، تهران:
"اصولا در ایران همه دوست دارند با کسی ازدواج کنند که به اصطلاح خانواده دار و باشخصیت باشد. طبیعی است که بستگان این خانواده ها هم توقع دارند به آنها احترام گذاشته شود و به مراسم ازدواج دعوت شوند. بنابراین نمی شود چهار نفر را برای احترام دعوت کرد و دویست نفر را از لیست خط زد.
این موضوع باعث شده که در ایران تعداد مهمان های دعوت شده به مراسم عروسی زیاد باشد و بنابراین خرج و مخارج آن هم سنگین شود. فکر نمی کنم امروز در تهران کسی بتواند با کمتر از هفت یا هشت میلیون تومان عروسی بگیرد. برای مراسم مجلل تر هم حداقل باید چهل یا پنجاه میلیون تومان هزینه کرد. به نظرم این هزینه ها باعث پایین آمدن آمار ازدواج در ایران شده است. اما با این حال معتقدم برای احترام گذاشتن به فامیل و خویشاوندان باید این تشریفات را حفظ کرد. زیرا نمی توان یک شبه به همه سنت هایی که سالها در ایران وجود داشته پشت پا زد.
در مورد مهریه باید بگویم با وجود اینکه خودم پسر هستم، اما می پذیرم که چون در جامعه ما پسرهایی هستند که از دخترها سوء استفاده می کنند، باید مهریه وجود داشته باشد. مهریه در واقع به زنان کمک می کند که در صورت به هم خوردن زندگی مشترک، بتواند از خود حمایت کند. مهریه موجب می شود که مرد هم محتاطانه تر برخورد کند و بداند که زن برده او نیست. دختر برای نشان دادن علاقه خود به مرد، خود را در اختیار او قرار می دهد و این مهریه در واقع می تواند تضمین کننده بقای زندگی مشترک باشد.
در ایران خیلی ها به خاطرمعضلات جنسی و ناتوانی در ارضاء همسر از هم جدا می شوند که متاسفانه معمولا مسایل دیگر به عنوان عامل این طلاق ها مطرح می شود. من معتقدم که اگر شخص واقعا تصمیم می گیرد با کسی ازدواج کند، آنها باید مطمئن شوند که در آغوش یکدیگر هم خوب هستند. البته نباید فراموش کنیم که بحث بکارت در جامعه ما خیلی مهم است. شاید کمی در حق دخترها بی انصافی باشد، اما حتی در ادیان هم گفته شده که خدا چیزی را در دخترها قرار داده که در پسرها وجود ندارد. پس موضوع بکارت برای من هم قطعا یک معیار است. بنابراین من با رابطه جنسی برای دختران پیش از ازدواج مخالفم.
کار کردن زن تا زمانی که مانع از انجام مسئولیت های او در خانه نشود اشکالی ندارد. مثلا آشپزی کردن. در ضمن فراموش نکنیم که مسئولیت بزرگ کردن و تربیت درست بچه ها را نمی توان فدای کار کردن زن خارج از خانه و پول درآوردن کرد. به نظر من یک مادر بهتر می تواند با دخترش در مورد چیزهایی مثل عادات ماهیانه صحبت کند. به طور طبیعی رابطه عاطفی قویتری بین مادر و فرزند وجود دارد که این موضوع باعث می شود نقش مادر در نگهداری و تربیت فرزندان پررنگ تر شود. البته تاکید می کنم که چون جامعه ما بد شده، مردها می ترسند که زن با کار کردن خارج از خانه از دست آنها خارج شود یا به اصطلاح مردهای دیگر زن را از چنگ او دربیاورند."
حسام الدین، ۲۸ ساله، تهران:
"من موافق تشریفات مراسم عروسی به معنای ریخت و پاش نیستم. در ایران خیلی از این تشریفات فقط برای چشم وهم چشمی کردن است. من معتقدم که مراسم باید طوری برگزار شود که در ذهن ها باقی بماند و مثل یک هدیه خاطره انگیز باقی بماند. باید دید هزینه ای که برای خاطره کردن یک اتفاق صرف می کنیم، تا چه حد ارزش خرج کردن دارد. هزینه کردن میلیون ها تومان برای اینکه دیگران بیایند بخورند و بریزند و بپاشند و از فردا خاله زنک بازی و دایی مردک بازی شروع شود ارزش ندارد.
من اصلا موافق مهریه نیستم چون به هیچ عنوان ضامن بقای زندگی مشترک نیست. به جای تعیین مهریه، دختر و پسر باید قبل از ازدواج با هم زمانی را برای ایجاد اعتماد لازم نسبت به هم صرف کنند. به نظر من موضوع مهریه برای خانواده هایی مشکل ساز می شود که با هم در یک سطح نیستند و برای رفع این بی اعتمادی مهریه را سنگین می کنند.
فکر می کنم بهترین محیط برای انتخاب همسر، محیط فعالیت های اجتماعی است. چون در چنین محیط هایی افراد به طور داوطلبانه برای شکوفایی تمام عرصه های وجودی خود حضور پیدا می کنند و در آنجا این امکان به وجود می آید که با افراد همفکر و هم عقیده در وهله اول کار کرد و بعد از آشنایی بیشتر حتی ازدواج کرد. البته چون در ایران به شکل سنتی وابستگی به خانواده زیاد است و جوان ها استقلال کامل ندارند خیلی وقت ها نظر مخالف خانواده می تواند انتخاب آنها را نقش بر آب کند.
من به بکارت دختران پیش از ازدواج آنچنان اعتقاد ندارم. به قول معروف بدن پسرها کنتور نمی اندازد، این دخترهای بیچاره هستند که با یک اشتباه یا هر مساله دیگری ممکن است بکارت خود را از دست بدهند. پسر تا ابد هر اشتباهی انجام دهد کسی از او ایراد نمی گیرد. البته من اصولا به ارتباط جنسی کامل پیش از ازدواج معتقد نیستم چون در ایران جوان ها آن چنان متعهد نیستند. اما توقع دارم که حتی اگر دختری قبل از ازدواج رابطه جنسی را تجربه کرده، پس از وارد شدن به زندگی مشترک، زندگی گذشته خود را پشت سر بگذارد و به آن باز نگردد. من با بازگشت افراد به روابط گذشته مشکل دارم."
سولماز زیدی، ۲۶ ساله، لندن:
"به نظر من پایه اصلی ازدواج، همفکر بودن و داشتن حرف مشترک است. در مقابل اگر زندگی بر مبنای فاکتورها و عواملی پایه گذاری شود که متغییر هستند، احتمال شکست خوردن در آن زندگی بیشتر می شود. چون مثلا گذر زمان می تواند خیلی از فقیرها را پولدار کند یا به عکس پولدارها را فقیر کند. اما وقتی دنیای فکری شما تقریبا به هم نزدیک است، می توانید به مرور در طول زندگی با هم در یک جهت تغییر کنید و به قول معروف با هم پیر شوید. مهمترین چیز روند رشد و تغییر است که دو نفر باید در این مورد همجهت و شبیه باشند.
من خودم را یک زن مستقل می دانم و نیازی به دریافت مهریه ندارم. به نظرم مهریه به هیچ وجه نمی تواند تضمین کننده دوام زندگی باشد. اما در عین حال برای جامعه ای با شرایط ایران واجب است. خارج از ایران بعد از طلاق گرفتن همه چیزهایی که زن و مرد با هم ساخته اند طبق قانون به طور مساوی بین آنها تقسیم می شود. اما در ایران چون از زن پس از طلاق حمایت نمی شود، مهریه ضروری می شود.
زن و مرد دقیقا مثل هم نیستند اما برابرند. به همان اندازه که مادر در تربیت فرزندان تاثیر دارد، نقش پدر هم مهم است. این تاثیرات گرچه با هم متفاوت است، اما در کنار هم کاملا لازم است. کار کردن زن خارج از منزل فقط برای رفع نیازهای مالی نیست. برای خیلی از افراد کار کردن یعنی زنده نگه داشتن روح و حضور فعال در اجتماع.
به نظر من یک مادر فعال و آگاه به مسایل اجتماعی که از اعتماد به نفس بیشتری هم برخوردار است، می تواند در آموزش و تربیت فرزندان خود و آماده کردن آنها برای حضور در جامعه به مراتب تاثیر گذارتر باشد تا مادری که در جامعه فعالانه حضور ندارد."
خانم رها شصد ميليونی که در غرب زندگی می کنند حمايت قانون کشور را به همراه دارند فرزندانشان را می توانند داشته باشند و نصف هرچه دارند زن و شوهر بعد از طلاق مساويانه تقسيم می شود، حتی اگر کار زنان کار نکنند. دو همسری مجازات زندان دارد، و .... پشتيانا
سنت های جامعه ما مثل مهریه و نفقه و تمکین و حضانت و .صرف نظر از درستی یا نادرستی همه برای یک جامعه سنتی طراحی شده بودهو با گذر جامعه به سمت مدرنیته با تضاد فراوان روبرو خواهد بودو باید از الگوهای جوامع مدرن و توسعه یافته در این زمینه استفاده کرد. مثال: زن وارد بازار کار شده و با تعریف مدرنیته حالا مدرن شدها ز طرفی این زن استقلال اقتصادی پیداکرده نیازبه مهریه ندارد اما از طرفی نفقه بی معناست.از سوی دیگه به دلیل تحمل بار اقتصادی از سوی زن سهم وی از ارث با مرد باید مساوی باشدودر سهم ایشان از زندگی نصف باشد.ازسوی دیگر زن در جامعه مدرن کالایی برای تمتع مرد نیست پس حق لذت بردن داردو بکارت بی معنی است.زنان ایران از این باور سنتی بیش از هر چیز صدمه دیدن هم هنگام ازدواج باید به جرم استفاده از حق آزادی در ارتباطشان تقسیم به باکره و ... بشوندهم پس از طلاق همه به چشم یک وسیله مهیا شده جهت شهوترانی به او نگاه کنند.تا تک تک این فرهنگ های سنتی جای خود را به مدرن ندهد.جامعه با مسئله ازدواج با آسیب جدی روبرو است. سعید - مشهد
من با سولماز موافق ترم و به بیان معقولانه هر سه نفر تبریک می گم و این را اضافه می کنم که اگر می خواهید ازدواج کنید خطا نکنید و هوشمندانه با مسائل برخورد کنید. الهه
نظر من ازدواج یک امری ضروری بری مرد وزن است به دلیل اینکه وقتکه انسان ازدواج کرد دیگر دنبال فساد وفحشا نمیگرددومصروف به امور زندگی خود وعیالش میگرددواگرازدواج نکندممکین است هرکارخراب ازدستش سربزند. عبدالروف - کابل
آقای دیلمقانی، طبق اصول روانشناسی انسان مایل به داشتن همسر است (حالا چه قانونی چه غیرقانونی) بنابراین کسی که دوست نداره ازدواج کنه یک جای کارش اشکال داره. پیشنهاد می شود که این افراد یک تست شخصیت بدن تا معلوم شه که مشکل از کجاست. در مورد کاغذ بازی و غیره بگم که وقتی توی این دنیا برای کوچکترین چیزی باید بری هزارتا نامه بیاری، و این اجتناب ناپذیره، چطوره که برای امری به این مهمی (ازدواج) که هزارتا بامبول از توش درمیاد، احتیاج به هیچ مدرکی نیست. سایر دوستان ایرانی هم که می گن روابط جنسی پیش از ازدواج آزاد باشه، تقریبن همشون مردن و به فکر عیش و نوش خودشون. همین آقایونی که می گن مهم نیست که دختر باکره باشه، وقتی با هم چین دختری ازدواج کردن و پای دعوا کردن که رسید می گن تو که از اولش هم دختر نبودی. کیوان کیانی - توکیو
ازدواج پایه واساس خانواده وزنده گی اجتماعی راتشکیل میدهد،ازدواج جزءلاینفک روابط وخواهشات معقول وقابل اعتمادمسایل جنسی افرادجامعه بوده وخواهد بود.اگرازدواج برپایه عواطف انسانی،شناخت قبل ازازدواج،تفاهم واحترام متقابل و بدون درنظرداشت مسایل مادی وچمی هم چمی هاصودت پذیردموفق وپایداربوده درغیرآن منجربه جدای وبلاخره طلاق میشود.درضمن ازمصارف گزاف درجشن های عقد ومراسم عروسی جدآاجتناب نمایند.وازاعمال وتحمیل جهزیه ومهریه های سنگین خودداری نمایند.البته من کلآ مخالف داشتن رابط جنس زن ویا مردقبل ازازدواج میباشم چراکه به یقین میتو! ن گفت که بعد ازازدواج دوباره به رابط قبلی روی آورده اند که باعث عدم اعتمادطرفین گردیده وتبعات ناگواری درقبال داشته است. عبدالحی رئوفی کابل
هریه سنگین ودیگر اهرم های قانونی به هیچ وجه حافظ خوشبختی افراد نیست، از همین رو دختران روحانیون و قضات که از بیشترین اهرم قانونی در ازدواج استفاده میکنند بیشترین مشکل را در زندگی نیز دارند. بشیر - تهران
من کاملا موافق به نظر با خانم سولماز زیدی هستم به دخترهای که مستقل زندگی خود نیستندمهریه لاظم وواجب است چون در در کشورهای دیگر هم از راهای قانونی حق خانمها گرفته مشود هماننده تتقسیم مالهایه به دست اورده بعداز ازدواج و کمکهای غیره به نظر من مهریه هم یک نوع دیگر ان است که حق خانمها را میگیرد هر چقدر هم به نظر بیشتر ما عقب افتاده هم باشد مهریه به کسانی که مستقل زنگیشان نیستند لازم است. رویا نظری - دانمارک
بنظر من ازدواج کلا امر ناپسندی . در حقیقت شما با ازدواج تن به اسارت و بردگی می دهید فرقی هم نمی کند مرد باشید یا زن . در حقیقت یک مرد عاقل هیچ وقت ازدواج نمی کند. رضا - تهران
من به نظرم ازدواج هر جه زودتر و سریعتر انجام شود بهتر است . البته این موجب میشود که علاقه خاصی بین فرزند و پدر و مادر شود من خودم سن مادرم با من ۱۵ سال اختلاف دارد و مادرم را مثل یک رفیق دوست دارم بیشتر مشکلاتم را با او مطرح میکنم چون احساس میکنم از نظر فکری به من نزدیکتر است و خلاصه خودم ۲۳ سال دارم و ازدواج کردم و خیلی از زندگیم راضی هستم چون لذتهای که الان میبرم اولا حلال است وثانیا من کار حرامی انجام نداده ام و از خدای مهربان تشکر میکنم که به راه درست هدایتم کرد ممنون سجاد از تهران
به نظر من مسائلی همچون مهریه و مراسمهای سنگین هیچ دلیل و توجیهی ندارد جر مادیگرایی و چشم و هم چشمی. امروزه در ایران ازدواج یعنی معامله و داد و ستد. اکثر جوانها از پاسخ دادن به اینکه به چه دلیل می خواهند ازدواج کنند و چرا این شخص به خصوص را برگزیده اند عاجزند. ارسلان - شیراز
باسلام *بررسی ازدواج رابایدازافرادیکه دراینموردتجربه کافیی دارندپرسید بطورکل ازدواج به سبکی که آقایان مایلند مختص جهان سوم است و بادخترانی که حالا ۶۰%متقاضیان علوم دانشگاه هستند بکارت و کارخارج خانه *بچه داری کمی مضحک به نظر میرسد*خانمی که معادل شاید بیشترازهمسرش درآمد داردهمان حقوق انسانی راکه شورهرش از آن برخورداراست شامل میشود بهتراست آقایان کمی ازتعصب ابلهانه دست بردارند تاواقعییات را بهترو شفافتر ببینندبرای آینده خودوفرزندانش بهتراست*خانمها هم واقع بین باشند واعتمادبنفس داشته باشندهیچ سواراسب سفیدی قرارنیست شمارا به سرمنزل مقصود نخواهدرساند بجز عقل وپشتکاروعلم (هرچه پدرانتان مادرانتان راخوشبخت کردند همسران اسب سفید سوارهم شمارا) مسی - تهران - شیراز
دقیقاً مشکل شما در کشور ما نیز وجود دارد یعنی بلند بودن مصارف صالون های عروسی و بلند بودن مهریه ها باعث شده که زیاد ترین خانه واده ها تن به این مصرف ندهد و جوانان ما آلوده به گناه شود. عبدالصبور خلیل - کابل
بنظر من خود بزرگترها که میخواهند همچی را برای خود کنند میدان را برای جوانان سلب کرده الان پدران در ادامه اشتغال بعداز بازنشستگی باز در شرکتی کار کرده که در اصل جایگاه فرزندان است دلیلی که آورده میشود اینست که مخارج بالاست درصورتیکه اگر با کارکردن پسر بجای پدر آنطورکه پدر جوابگوی اقتصادی هست نشود لااقل سر پسر گرم است و دلخوش با اندوخته ای تا قدم به ازدواج گذازد ولی انگار باباها فکر میکنند که گیریم پسر فارق التحصیل دانشگاه شود برایش کار میشود و این خود معضلاتی را پیش میآورد که برای همه دردسرزا میشود پس باید جلوی کار کردن بزرگترها گ! فته شود تا اشتغالزایی شود و در پی اشتغال زایی جوانان روی به ازداواج بیاورند که اینهم برای خودش یک حد سنی دارد یعنی از ۲۹سالگی که رد شد دیگه بچهه زن بگیر نمیشه و از راههای خلاف عرف در تامین غرایضش روی میاره حالا این بچه ها که ما باشیم با مشاهده این عملکرد بزرگترها، بچه دار شدن را یک جنایت میدانیم و از هرچی زندگی هست حالمان بهم میخورد- پیروز متاهل باشید. امید
به نظرمن بیش از موضوع مادیات، باید به نوع نگرش مردم و نقش فرهنگ آنان در این موضوع اشاره کرد. متاسفانه طی سالهای اخیر بدلیل قرار گرفتن جامعه ایران در مسیر افول و بعضا اضمحلال و از هم گسیختگی موردی و موضوعی فرهنگی،درمبحث فوق العاده مهم ازدواج و کلا موضوعات مربوط به جوانان ومشکلات و مسایل آن همیشه سردمداران حکومتی و بزرگترهای خانواده مقصر هستند. ضعف سیستماتیک در برنامه ریزی و عدم توجه به سرمایه گذاری و فرهنگ سازی صحیح برای جوانان و ایجاد یک بستر امن اجتماعی واقتصادی برای قشر جوان به عنوان بیشترین و بالاترین قشر جمعیتی و تاثیر گذارایران از یک سو واز طرف دیگر ضعف و عدم توانایی برنامه ریزی و مدیریت تربیتی خانواده ها برای فرزندان وتحت الشعاع بودن ذهنیت آنان در زندگی چشم و هم چشمی از دیگر سو ،تنها تعدادی از فجایع اجتماعی است که میتوان برای این قشر بیچارهمطرح کرد به گونه ای که این مهم حتی بر ذهنیت و نگاه خود جوانان در انتخاب صحیح زندگی و توجه به معیارهای صحیح ازدواج وتشکیل زندگی مشترک هم ب! طور محسوس تاثیرگذاشته است. تا مادامی که مردم ایران در هر اجتماعی و به خصوص در جامعه ایران به اصول تاثیر گذار واقعی در زندگی و فلسفه و ذات زندگی بی توجه باشند و اهمال کارانه رفتار کنند و غرق در ظواهر دنیوی و چند گونگی در رفتار، کردارو باور ها و دوربودن در ارزشهای واقعی انسان باشند این وضعیت هر لحظه در وخامت آن بیشتر احساس نا امنی و از هم فرو پاشیدگی نمود. روندی که بخصوص بعد از به وقوع پیوستن این انقلاب به ظاهر مردمی هر روز شاهد افول ارزشهای اجتماعی در اون هستیم. مهرداد - تهران
من باآقای نیماموافقم چون درافغانستان ما دختری که مهریه بیشتر داشته باشد باوی محتاطانه رفتارمیشودو به اصطلاع مردم ما:سنگ اش سنگین است. حمیرا قاضی زاده - کابل
این همه آدم ازدواج کردند به کجا رسیدند؟ اگر کسی نخواهند ازدواج کند تکلیف چیست؟ اصولا منظور از ازدواج چیست؟ یعنی حتما باید رسما ثبت شود که فلانی با فلان شخص ازدواج کرده است؟ اگر این تشکیلات اداری و کاغذ بازی ها نبود تکلیف چه می شد؟ اگر همان سندهای ازدواج کسانی که ازدواج کرده اند نابود شود، چه پیش می آید؟ اگر کسانی با هم ازدواج کنند و به هیچ کس خبر ندهند و یا رسما اعلام کنند که ازدواج کرده اند ولی به هیچ وجه رابطه عشقی با هم نداشته باشند قضیه ازدواج چه معنایی پیدا می کند؟ ابتدا باید روابط جنسی کاملا آزاد شود و بعد انواع مکانهای مناسب ب! ای تفریح و کارهای جنسی ایجاد شود و بعد انتظار داشت که آنها که با هم ازدواج می کنند، واقعا برای ازدواج با هم ازدواج می کنند و نه برای رفع یک سری مسائل دیگر! شهاب برادران دیلمقانی - تهران
متآ سفانه آداب و رسوم ایرانی در ازدواج جوانان ما مشگلاتی ایجاد میکند که همه ما به آن واقف هستیم . پدر و مادرها بخصوص پدر و مادر دختر بخاطر علاقه ای که به سرنوشت دخترشان دارند در انتخاب داماد خود انتظار دارند که صد در صد خواسته شان تضمین شود و این انتظار اشتباه است . هیچ ازدواجی صد در صد موفق از آب در نمی آید و هیچ داماد و عروسی بدون عیب و ایراد نیست . در این میان به دو جوان فضای کافی باید داده شود تا بتوانند نفس بکشند و خودشان نیز در تعیین آینده و سرنوشت خود تصمیم گیرنده اصلی باشند ! جوان ایرانی هیچوقت فرصت و اجازه آن را نیافته است که بدون! دخالت دیگران در انتخاب همسر و شریک زندگی خود بیشترین سهم مسئولیت را داشته باشد بزرگترها با بازی کردن نقش اصلی میخواهند ثابت کنند که چون جوانان فاقد تجربه کافی در امر ازدواج هستند مرتکب اشتباه خواهند شد . ولی جوانها زمانی احساس میکنند که موقع ازدواج رسیده است که بتوانند از پس تمام مسئولیت های زندگی بر آیند . بزرگترهای طرفین ازدواج برای حفاظت از منافع بچه هایشان ( عروس و داماد ) پیوسته با یک جبهه گیری منفی قدم به جلو میگذارند در نتیجه این دو قطب منفی غیر از شک و تردید و بد بینی چیزی به وجود نمی آورد . مادیات در به بن بست رسیدن ازدواجها نقش مهمی باز! می کند . بزرگترها بدون در نظر گرفت! ن قد ت مالی طرفین انتظار دارند که در شب عروسی بخاطر حفظ آبرو سنگ تمام گذاشته شود ! و در تعیین میزان مهریه بدون در نظر گرفتن وضع داماد تا آنجائی که میتوانند تعداد سکه های طلا را اندازه ای بالا می گیرند که داماد به وحشت می افتد ! و بجای اینکه ازدواج یک حالت تقدص پیدا کند به صورت معامله و خرید و فروش در می آید ! با تآ سف فراوان حتی با دخالت پدر و مادر و برادر و خواهر در انتخاب عروس خوشگل و خوش بر و رو و داماد برازنده و خوش تیپ با سلیقه آنها به مشگلات عروسی اضافه میشود ! به نظر من بدون دخالت دیگران حتی یک زوج با اختلاف سلیقه های جدی و اساسی میتوانند موانع و مشگل! ات را از سر راه خود بردارند و به نتیجه مثبت برسند . خود من اخیرا شاهد از هم پا شیدن وصلت دو جوان که عاشقانه به هم علاقه داشتند ( وهنوز هم دارند ) ، بودم این دو جوان بعد از سالها نامزدی بدون اینکه کوچکترین اختلاف سلیقه ای با هم داشته باشند ، به دلیل اختلاف بزرگترها بر سر مادیات و میزان مهریه و نحوه جشن شب عروسی پیوند پاک و بی غل و غششان از هم پاشید . بجای اینکه افکار خودرا روی مادیات و جبهه گیری در برابر یکدیگر متمرکز کنیم به جوانها از سنین قبل از ازدواج درس عشق و فداکاری و گذشت داده و آنهارا از بعضی سنت های مردود گذشته بر حذر داریم . منصور اقتدار - آمریکا
مهریه وحق طلاق توسط خدا گذاشته شده واگر کسی دوست نداردمیتواند از اسلام خارج شود و آزاد باشد که در آن صورت به نظرمن دیگر به ازدواج هم ضرورتی نیست. هنوزازدواج در خانواد های مذهبی چه در ایران و چه درغرب استحکام بیشتری دارد. رابطه قبل از ازدواج حرام و اشتباه است و کسی که قبل از ازدواج به رابطه خارج از ازدواج علاقه دارد بعداز ازدواج هم ازاین علاقه کاسته نخواهد شد بلکه افزایش هم خواهد یافت و با کوچکترین امکان خیانت خواهد کرد. الگوی دختران و پسران ایرانی نباید برنامه تلویزیونی sex and city باشد. طبق جریده پزشکیBMJ بیشتر از ۵درصد بچه های انگلیسی از پدران خود نیستند و این امر را نه پدر و نه بچه میداند. علی - ایران
در مجموع بهتر است دقت در انتخاب همسر اولویت داشته باشد نسبت به چگونگی مراسم و حتئ مهریه. متاسفانه در حال حاضر ظواهر حرف اول را میزند. یک توصیه هم برای اقائان دارم به جای ترسیدن از پیشرفت اجتماعی همسرتان که باعث جلوگیری از فعالیت خانمها در جامعه میشود بهتر است با انها همکاری کنید تا با همدیگر زندگی شادتری را بسازید. بهتر است به جای ترس از عقب ماندن از همسر و در نتیجه از دست دادن او سعئ کنیم پا بپائ هم پیش رویم. طاهره - کالگری
من با نظر سولماز موافقم اگر قوانین در هنگام طلاق دارایی بین زن و مرد مساوی تقسیم میشد و حق زن در زندگی مشترک شناخته میشد احتییاجی به مهریه نبود . زنان و مردان مثل هم نیستند ولی برابرند. زنانی که در اجتماع فعالند مادران اگاهتر و مدبرتر هسنتد. من مادر شاغل هستم.پدر و مادر بهر دو بطور مساوی در تربیت و پرورش کودک نقش دارند.بالا رفتن سن ازدواج نشانه اگاهی است. رکسان - اکلند
هر سه دیدگاه ناپختگی و سطحی نگری را در مورد ازدواج نشان میدهد.مهمترین چیز در ازدواج فقط و فقط درک کردن یکدیگر است و بس. کاوه آهنگر
جناب بشیر احمد رحمانی از کره شما که تو کره نشستی از کجا فهمیدی که فحشاء و بی بندو باری دختران و پسران باعث بالا رفتن سن ازدواج در ایران شده؟ در کشوری که حتی اگر با زنت تو خیابون راه بری بهت گیر میدن. البته با معکوس حرف شما موافقم که عدم ازدواج ممکن است به فحشا و بی بندوباری برسد. نوید - شیراز
برای من جالب است که درکشورهای توسعه نیافته ای مثل ایران ما کسی از خودش نمی پرسد اگر مثلا "مهریه موجب می شود مرد محتاطانه برخورد کند وبداند زن برده او نیست" پس ۶۰۰ ملیون فردی که در کشورهای توسعه یافته اروپا واریکا زندگی می کنند ومافقط در حسرت تکنولوژی،سطح استاندارد زندگی آنان هستیم ، چگونه بدون مهریه زندگی میکنند؟ آیا در این کشورها "زن ها برده مردها: هستند؟اصولا تکلیف ۷ملیارد مردم غیرمسلمان جهان که مهریه را نمی شناسند در بردگی زنان آنهاخلاصه شده است؟ رها - تهران
ن با نظر خانم سولماز موافقم و متذکر می شوم که داشتن مهریه در بعضی مواقع وزنه ای است برای رسیدن به حقهای پایمال شده توسط آقایون در ایران. مثلا حق سرپرستی فرزندان ویا حق طلاق . ویاچند همسری. مانا
به نظر من تا موقعی که باکره بودن عروس برای داماد مهم باشد و حق طلاق با مرد باشد مهریه به عنوان یک پشتوانه برای زن بعد از طلاق واجب است. و مقدار مهریه هم بستگی به زرنگی زن دارد. تداوم ازدواج هم بستگی به این دارد که چقدر طرفین زندگیشان را دوست دارند. اگر چنین باشد تفاهم خود به خود بوجود میاید. فرشاد - آمریکا
|
|
در سرزمینی که آموزش جنسی وجود دارد و دموکراسی اخلاقی و مردمی دختر و پسر میتوانند با هم زندگی قبل ازدواج را داشته باشند تا عیب و حسن هم را بهتر بشناسند و بهخدایی پس از ازدواج منجر نشود.البته آزادی فردی و خانوادگی شرط است و ازدواج های سنتی را هم باید پذیرفت زیرا در فرهنگ یک سرزمین جای دارند.در ایران فعلی بهتر است که حجاب و ممنوعیت های اجتماعی برداشته شوند تا جوانان بهتر همدیگر را بشناسند. محسن - هلسنکی
شتر سواری دولا دولا نمی شه. در ایران هم باید آزادی جنسی وجود داشته باشد و دخترها و پسرها از سنهای پایین آزادانه رابطه ی جنسی داشته باشند. در اون موقع مطمئن باشید که محملاتی مثل مهریه و جهیزیه و غیره خود به خود حل میشود و البته در آن زمان حکومت اسلامی ام هم وجود نخواهد داشت. هوشنگ - آلمان
با سلام به نظر بنده امروزه جوانها به فکر زندگی مشترک نیستند چون گرانی غوغا کرده و خرج بالای مراسم عروسی بیداد پس هر وقت جوان میل جنسی بکند خودش را با ازدواج یک ساعته اقناع می کند اگر اینطور ادامه داشته باشد نسل ادمی به روزگار دایناسور دچار می گردد اگر قانون شریعت را بپیمائی هیچوقت به مشکل گرفتار نخواهی شد. جاسم - امارات
رابطه جنسی قبل از ازدواج، که در فرهنگ ما به عنوان بی بند و باری معروفه، الزاما چیز بدی نیست. حتی به نظر من با توجه به بیشرفت فرهنگی ما (البته اگه احمدی نژاد بذاره!) کم کم نه تنها اجتناب نا بذیر خواهد شد که حتی لازمه استحکام خانواده در یک جامعه متمدن خواهد بود. محمد - آمریکا
به نظر من مهریه باعث قوام ازدواج نیست تنها در پایان اگر آنها بخواهند از هم جدا شوند دل دختر را با این پول راضی می کنند . عاطفه دختر رو می خرن ! حالا رسم شده نصف مهریه رو جلو می گیرن یعنی همون اول قلب پسرو می رنجونن . نصف خونه .زمین و... توقعا بالا رفته و...این مهریه هابرای زندگی مزر بهتر تو مجلس خاسگاری همه مهریرو بخوان و همون جلسه خطبه طلاق رو جاری کنند. سعید - مشهد
ازدواج یک تحول مهم در زندگی انسانها است.چه مردچه زن.و مسائل جنسی بخشی از آن اسی نه همه آن.متاسفانه از نظر حکومت ازدواج راهی برای ارضای غرایز است نه فراتر از آن به سایر جنبه ها توجه نمی شود. مهدی - تهران
با اقا نيما مخالفم . تا حالا نديدم مهريه سنگين باعث استحکام يک زندگی بشه و يا باعث حمايت اون زن باشه. اگه راست می گن بجای مهريه حق طلاق رو بدن بهشون بسه... بهار - فرانکفورت
به نظر من فحشاء و بی بندو باری دختران و پسران باعث بالا رفتن سن ازدواج شده است. بشیر احمد رحمانی - کره