13:53 گرينويچ - پنج شنبه 06 سپتامبر 2007 - 15 شهریور 1386
سید ایمان ضیابری
روزنامهنگار و از خوانندگان سایت بی بی سی
عصر یک روز مرطوب و پرعطش تابستانی در گیلان و جایی که به نظر میرسید تابستان در حال صرف کردن همه انرژی خود برای از پای درآوردن شاخهها و بوتههاست، روی تخت یکی از بیمارستانهای شهر رشت، مردی چشم بست و دیگر باز نکرد که روزانه صدها بار از کنارمان میگذشت، آرام و بیصدا عبور میکرد و یکی از چهرههای خاکستری و محوی بود که شاید حتی بارها به او تنه زدیم و نفهمیدیم...
بیوفایی و بیمهری به نخبگان، برگزیدگان و چهرههای ماندگار در دیار ما، رسم دیرپایی است. ما ایرانیها معمولاً بزرگان و نوابغ خود را پس از مرگشان میشناسیم. این رویه، به عادتی برایمان تبدیل شده... بهتر است با هم تعارف نکنیم. مگر غیر از این است؟
بایکوت شدن خبری داستان درگذشت پروفسور بهزاد و بزرگانی امثال او در رسانههای بزرگ، باسابقه و پرادعای بینالمللی و داخلی که بیطرفی، خبررسانی به موقع و عدالت در آگاهی دادن به مردم را شعار خود میدانند هم داستان تازه ای نیست.
نباید چندان تعجب کنیم اگر خبر شکسته شدن رکورد مسابقات پرتاب چکش در یکی از شهرهای دورافتاده ایران، به تیتر اصلی خبرگزاریها و خبر اول شبکههای تلویزیونی تبدیل شود یا خبر مصدوم شدن مدالآور سابق یک رشته ورزشی، بارها و بارها از بخشهای مختلف خبری و در سایتهای اینترنتی گوتاگون منعکس شود. نباید چندان تعجب کنیم وقتی که میبینیم سایت فارسی بیبیسی با دارا بودن میلیونها نفر مخاطب در سراسر دنیا و قرار گرفتن در زیرمجموعه رسانه ای با بیش از ۸۰ سال سابقه، حتی در قالب چند سطر خبر کوتاه، خبر درگذشت یکی از بزرگترین افتخارات علمی کشور را مخابره نمیکند ...
از طرفی خبررسانی ضعیف و ناامیدکننده رسانههای داخلی در مورد این واقعه دردناک نیز تا حدی غیرحرفهای بود که حتی احتمال نرسیدن خبر به خارج از مرزها نیز وجود داشت...
درباره محمود بهزاد
پروفسور محمود بهزاد، پدر علم زیستشناسی نوین که تمام تحصیلکردگان و شاید همه اهالی این مرز و بوم، بهترین روزهای کودکی و نوجوانی خود را به شاگردی او گذراندند، در سال ۱۲۹۲ در رشت دیده به جهان گشود.
همه ما از وی که پس از تحقیقات و تالیفات گسترده خود، به پدر علم زیستشناسی نوین ایران تبدیل شد، کتابهای علوم تجربی سوم و چهارم دبستان را که با زبانی شیوا و ساده، به بیان پایهها و اصول علوم تجربی پرداخته بود، به یاد داریم.
محمود بهزاد، از اولین دیپلمههای گیلان به شمار میرود که در سال ۱۳۱۴ در رشته علوم طبیعی از دانشسرای عالی فارغالتحصیل شد.
او به زبانهای انگلیسی، آلمانی و فرانسوی تسلط داشت و از مدرسان دبیرستان البرز تهران نیز بود. دبیرستانی که بسیاری از بزرگان علم و دانش و ادب ایران در آن تحصیل کردند.
این دانشآموخته دبیرستان شاهپور رشت که بعدها به تدریس در همین دبیرستان نیز مشغول شد، نخستین رییس سازمان تالیف کتابهای درسی ایران بود که در سال ۱۳۴۱ این سازمان را بنا نهاد و امروزه واحد بودن رسمالخط کتابهای درسی از دوره دبستان تا دبیرستان، مرهون زحمات اوست.
دکتر بهزاد که در عمر خود، تنها یک بار و توسط انجمن دانشآموختگان دبیرستان البرز و آن هم تنها چند هفته قبل از درگذشتش تجلیل و قدردانی شد؛ حتی در همایش چهرههای ماندگار و از سوی صدا و سیما نیز تجلیل نشد، با وجود اینکه پس از ۶۰ سال تدریس علوم طبیعی و زیستی، به پدر زیستشناسی نوین ایران بدل شد و در طول ۹۴ سال عمر، ۹۸ کتاب علمی تالیف کرد و پرکارترین نویسنده کتابهای علمی در ایران لقب گرفت.
بیولوژی برای همه، داروین چه میگوید، ابعاد انسانی نوع آدمی، علم وراثت، جهان در سراشیبی سقوط و کتابهای علوم تجربی سوم و چهارم ابتدایی در کنار کتابهای علوم تجربی اول و دوم راهنمایی از جمله آثار اوست.
پروفسور بهزاد با اینکه غیر ازپنج سال حضور در کرمانشاه و سالهای تدریس خود در تهران، همواره در شهر و موطن خود زندگی کرد، اما در غربت کامل روزگار گذراند و هرگز مورد توجه مسوولان، مدیران و حتی همشهریان خود قرار نگرفت...
ایران در عصر روز پنجشنبه، این نعمت بزرگ را از دست داد و نبض مردی که در اوج کهولت و در ۹۴ سالگی، همچون یک جوان سرزنده و شاداب حرکت میکرد و سخن میگفت، در این روز تلخ از زدن باز ایستاد تا ۱۳ شهریور ماه ۱۳۸۶، سلیمانداراب رشت و در جوار آرامگاه میرزا کوچک جنگلی، برای همیشه خوابگاه ابدی او باشد.
همسر من با شنيدن اين خبر اشك در چشمانش پرشد. مي گفت در دهه30 سه سال معلم طبيعي من دردبيرستان البرز بود. هميشه كراوات سياه ميزد چون برادرش سرگرد بهزاد توسط رژيم شاه تيرباران شده بود. در اين سه سال علاوه برتدريس معاون دكتر مجتهدي هم بود و دكتر به او خيلي علاقه داشت. هيچكس اخم يا عصبانيت او را نمي ديد. طوري برخورد مي كرد كه هرچه در دل داشتي مي توانستي به او بگويي. وقتي سركلاس شاگردان شلوغ مي كردند, روي تخته سياه مي نوشت لطفا ساكت شويد و به حرفهايش ادامه مي داد. فيلمهايي را كه راجع به درس خود تهيه كرده و نشان مي داد در دبيرستانهاي تهران منحصر بفرد بود. چنين انسانهايي مانند او و دكتر مجتهدي براي هميشه در ذهن شاگردانشان باقي هستند..... لیلا - پاریس