http://www.bbcpersian.com

13:45 گرينويچ - چهارشنبه 04 ژوئيه 2007 - 13 تیر 1386

جعفر ادریسی و سمیه یوسفی

زوج ایرانی دور دنیا را برای صلح رکاب می زنند

دوچرخه سواری را از شهر بسيار زيبا و بزرگ استانبول آغاز کرديم. به علت تجربه کم نتوانستيم در زمان محدودی که در اين شهر بوديم، با مسئولين شهرداری جهت کاشت درخت ارتباط برقرار کنيم و نهايتا تلاش برای کاشت درخت بی نتيجه ماند اما در همان زمان محدود توانستيم از چند مجموعه آموزشی کودکان معلول ذهنی و انجمن معلولين جسمی بازديد کرده و پيام صلح و دوستی ايرانيان را به مسئولين ابلاغ کنيم ضمن اينکه از اکثر جاذبه های تاريخی و طبيعی استانبول نظير مسجد سلطان احمد و ايا صوفيا، يره باتان و کاخ توپکاپی و ... ديدن کرديم.

کمی نا اميد شده بوديم و تصور نمی کرديم که کاشت درخت در ساير کشورها اينقدر سخت باشد . مسير را به طرف کشور يونان ادامه داده و در آخرين شهر ترکيه در ۶ کيلومتری مرز توانستيم درخت دوم را بکاريم. شهر ايپسالای ترکيه شاهد کاشت درخت دوستی ايرانيان بود.

حضور ما در آتن همزمان بود با فينال مسابقات قهرمانی باشگاههای اروپا بين تيم های ليورپول و آث ميلان و ما هم ضمن استفاده از امکانات تفريحی موفق شديم به راحتی از استاديوم المپيک آتن بازديد کنيم.

پس از بازديد از موزه های مختلف و سايت بسيار زيبا و تاريخی آکروپوليس و ديگر جاذبه ها، آتن را از خط ساحلی به مقصد پاترا ترک کرديم .

به واسطه ۴۰۰ سال حکومت عثمانی در کشور يونان تعدادی از مردم با زبان ترکی آشنا بودند ولی متاسفانه اکثرا با زبان انگليسی غريبه و ارتباط برقرار کردن با آنها بسيار دشوار بود. پس از رسيدن به پاترا و بازديد از جاذبه های آن که مهمترين آنها پل ريو – بلند ترين پل کابلی دنيا بود، سوار کشتی باری و مسافربری شده و بعد از ۳۰ ساعت سفر دريايی از شهر ونيز وارد ايتاليا شديم .

شهری رويايی و باور نکردنی، فقط در يک کلام می توان گفت که کل کشور ايتاليا موزه است و آثار تاريخی آن نيز به خوبی حفظ شده اند.

از ونيز تا ميلان هوا به حدی گرم بود که در ساعات بين روز مجبور بوديم زير سايه درخت منتظر بنشينيم تا هوا خنک تر شده و تقريبا صبحهای زود و عصر ها رکاب می زديم. تا اينکه به شهر شلوغ و تاريخی ميلان رسيده و چهارمين درخت را در شهر Lodi، حومه ميلان کاشته، به سمت غرب حرکت کرده و مسير Torino را در پيش گرفتيم. تغيير آب و هوا بسيار عجيب بود به حدی که در تمامی اين روزها شاهد باران های پی در پی بوديم و هوای بارانی مشکلات زيادی را برای ما بوجود آورد .

در اين مدت تمام وسايل سفر خيس شده بودند و شدت باران تا اندازه ای بود که از هر لايه ضد آبی نفوذ می کرد. می توان گفت که کل اين شبها را با زمزمه باران به صبح رسانديم.
راه ارتباطی بين ايتاليا و فرانسه از مسيری که ما انتخاب کرده بوديم تونلی طولانی بود که فقط خودروها و قطار اجازه ورود به آن را داشتند ، پس ما هم برای گذر از اين مسير مجبور شديم هزينه زيادی پرداخت کرده و با قطار از اين قسمت عبور کنيم .

وارد فرانسه شديم، فرهنگی کاملا متفاوت، مردمی مودب و منضبط. کشوری که مردم آن ورزش را در اولويت اول زندگی خود قرار داده و بسيار به يکديگر احترام می گذارند. بحث اول جوانها ورزش و تمريناتی است که در طول هفته انجام داده اند و تا حد ممکن برای تزئين فضای درونی و بيرونی خانه هايشان از گل و گياه، خصوصا شمعدانی استفاده ميکنند و نکته مثبت ديگر اينکه در مصرف انرژی و آب بسيار صرفه جو هستند. به هر حال در فرانسه پس از گذر از گرونوبل درخت پنجم را در شهر Moirans کاشته و برای بازديد از قله ۴۸۱۰ متری مون بلان به معنای کوه سفيد به منطقه شامونی رفتيم. جايی که بازديد از آن آرزوی تمامی کوهنوردان و سنگ نوردان سراسر دنياست.

همچنان مصمم هستيم با عبور از کشورهای بلژيک-هلند و انگلستان، وارد قاره آمريکا و سپس آسيا شده و با درختانی که خواهيم کاشت، کمربند سبزی را به دور دنيا ببنديم.