|
کريسمس در ايران: تلفيق فرهنگها را چگونه ارزيابی می کنيد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در باور بسياری از مردم، جشن های کريسمس و حال و هوای سال نوی ميلادی مختص به کشورهايی است که جمعيت در خور توجه مسيحی دارند. اما در سال های اخير در روزهای اول ديماه در کشور ايران، به ويژه در برخی نقاط پايتخت نيز جنب و جوش قابل توجهی ديده می شود. فروش کارتهای تبريک و کادوهای مرسوم سال نو ميلادی مانند خرسهای عروسکی رونق پيدا می کند و درختهای کاج آذين بندی شده در مغازه ها برپا می شود. کريسمس تنها مناسبت تقويم مسيحی نيست که در سالهای اخير در ايران مورد توجه بيشتری قرار گرفته است. به عنوان مثال چند سالی است که جوانان ايرانی به مناسبتی به نام روز ولنتاين روی آورده اند و معمولا دختران و پسران جوانی که با هم رابطه عاطفی دارند در اين روز به هم هديه می دهند. آئينهای کريسمس، روز ولنتاين و يا مناسبتهای ديگری مانند عيد پاک مسيحيان که اخيرا در ايران رواج پيدا کرده است، پيش از اين بيشتر در ميان اقليتهای ايرانی مرسوم بوده و جای کمتری در فرهنگ عمومی داشته است. در حالی که برخی که دغدغه حفظ و پاسداری از "فرهنگ کهن" را دارند نگران هستند که پذيرش عناصر تازه، به "خلوص" و "اصالت" آن لطمه بزند، در مقابل گروهی ديگر بر اين باورند که جريان اصلی فرهنگی می تواند با بهره گرفتن از عناصر فرهنگهای گوناگون، به "پويايی، مدارا و غنای" بيشتر برسد. به نظر شما دليل رواج اينگونه مراسم و جشنها در ايران چيست؟ اثرات اين تلفيق فرهنگی را چگونه ارزيابی می کنيد؟ آيا خود، عناصری از فرهنگهای ديگر را در باورها و رفتارهای روزمره خود پذيرفته ايد؟ نظرات خود را به صورت فشرده و حداکثر در ۱۵۰ کلمه برای ما بفرستيد. لطفا به خط و زبان فارسی بنويسيد! بخاطر اينکه جامعه ايران دارای فرهنگی خاص است هم شادی دارد هم غم ولی در سالهای اخير شاديها را کم رنگ نشان داده اند و مراسم مذهبی غم انگيز را پررنگ نشان ميدهند. جوانان ما بخاطر تنوع در زندگی به جشنهای ديگر روی مياورند. ازادی - بوشهر جشن گرفتن ميلاد مسيح امر شايسته ای است که حکايت از عدم تعصب دينی ايرانيان دارد. اما ورود مناسبت هايی مانند ولنتاين تنها نشان دهنده غرب زدگی و خود باختگی است. اين مراسمها بد نيستند اما لازم نيست از ديگران تقليد کنيم ... سعيد - تهران ما مردم ايران فقط آيينهای کريسمس، روز ولنتاين و يا مناسبتهای ديگری مانند عيد پاک مسيحيان را جذب نکرده ايم؛ بلکه علاوه بر رسوم ارامنه، ايرانيهای جستجوگر هميشه در تعقيب آداب و رسومی از ساير اقليتها مثل چهارشنبه سوری و آتش بازيهای زرتشتيان، يا مراسم جهود و عربها و حتی برخی اقوام هند و ترک و ترکمن يا چين وسايرين، بوده اند و از قديم در ميان ما ايرانيان و در ايران بهره گيری از ساير فرهنگها و آداب و رسوم رواج داشته است. اين يک روند دائمی در فرهنگ های پايدار و مقتدر است که با بقيه فرهنگها مبادلاتی را داشته باشند؛ و ايرانيان همواره از اين بابت مثل زدنی بوده اند. حتی داستانهای فراوانی از همزيستی متقابل ميان علمای کهن مسلمان و سنتی با با اقليت ها نقل است که نشان ميدهد مردم تا چه حد ارزش اين توانمندی تبادلات فرهنگی را درک ميکرده اند. اصولا علت غلبه پارسيان بر اعراب حاکم شده و مسلط بر اين مرز و بوم، و بازپس گيری دوباره آقائی بر آنان را نتيجه همين توانائی فرهنگی ايرانی ميدانند. گاهی نشر آنچه پيش از اين بيشتر در ميان اقليتهای ايرانی مرسوم بوده و جای کمتری در فرهنگ عمومی داشته است؛ بدون درنظر گرفتن روندهای تاريخی مداوم فرهنگ ايرانی؛ برخی ناظران را بهت زده کرده است. سينا گشتاسب پور - يزد اگه تاريخ رو مرور کنيم وجود کريسمس برگرفته از تاريخ ايران و همان يلدا هست (تولد ميترا) و بعدها که به فرهنگ روم راه يافت و ... در کشور ما اقليت مسيحی زندگی می کنند و ما در کنار آنها هستيم. من به شخصه وقتی در ايام کريسمس به محله اونها می رم لذت ميبرم. از اينهمه شوق و شور. فکر می کنم همه ما يکی هستيم دنيای امروز يکی شده بد نيست اينو باور کنيم. زهره - تهران از اينکه کسانی هستند که نگران فرهنگ کهن فارسی و خلوص و اصالت ايرانيان می باشند جای بسی خوشحالی است ولی اين نکته که جشن کريسمس از کجا آمده بد نيست به نقل قول از استاد جلال ستاری بسنده کنم: يلدا شب زايش خورشيد است، روز تولد مهر .اما ما مانند ساير سنتهايمان، مثل مهرگان، سده، جشنهای فروردين و ساير آيينها را به دست فراموشی میسپاريم. يادمان میرود که در گذشته اينجا سرزمين جشن و شادی بوده است. ما فراموش میکنيم، آن وقت در ديگر سوی دنيا اين جشن ما را جشن بزرگ خود میکنند. اشاره اين اسطوره شناس و استاد دانشگاه به جشنهای تولد حضرت مسيح (ع) و جشن کريسمس است: سنت جشن کريسمس ۳۰۰ سال پس از تولد حضرت مسيح با تغييراتی در جشن تولد ميترا در ميان مسيحيان مرسوم شد. به سال ۳۲۴ ميلادی زمانی که کنستانتين قيصر روم به کشتار مسيحيان پايان داد و دين مسيحيت را به عنوان مذهب رسمی روم اعلام کرد. مسيحيان در فرصت به دست آمده دست به تدوين تقويم و مبدا تاريخ خود زدند. با توجه نفوذ ميترائيسم در ميان روميان روز تولد مهر که مصادف با ۲۱ دسامبر بود به عنوان ميلاد حضرت مسيح برگزيده شد. آنچه که از منابع و متون کهن برمی آيد، يلدا زاد روز ايزد مهر يا ميترا بود. ميترائيسم نخست در شرق و بعدها در غرب و در دين مسيحيت رد پای بسياری برجای گذاشت. در برخی منابع آمده است که پس از مسيحی شدن روميان، سيصد سال پس از تولد عيسی ع، کليسا جشن تولد مه را به عنوان زاد روز عيسی پذيرفت، زيرا زمان دقيق تولد وی معلوم نبود. در واقع يلدا يک جشن آريايی است که با پيروان ميترا به روم منتقل شد. سال ها، در بسياری از کشورهای اروپايی روز ۲۱ دسامبر (اول دی ماه يا طولانیترين شب سال) به عنوان تولد مسيح جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم ميلادی در پی اشتباه محاسباتی، توسط پاپ گرگوار تدوين کننده تقويم مسيحيت تولد عيسی (ع) به ۲۵ دسامبر انتقال يافت و از سوی مسيحيان به عنوان روز کريسمس جشن گرفته شد. ح. ناصری - تهران من به عنوان يک مسلمان ساکن ايران از اينکه با ارامنه و پيروان مذاهب ديگر در يک کشور زندگی می کنم بسيار خوشحال هستم و اميدوارم اين افراد هم با ما احساس غريبگی نکند. ميلاد حضرت مسيح (ع) مبارک. محمد - رضاپورجمور چقدر خوب ميشود اگر در ايران جشن شب يلدا و جشن کريسمس به يکديگر بپيوندد. زيرا هر دوی آنها همزمان و به معنای از بين رفتن پليدی و تاريکی و جانشين شدن روشنايی و صلح است و به همين مناسبت همه مردم ايران در خلال چند روز ميتوانند شادی کنند و به يکديگر کادو بدهند و يا برای هم کارت بفرستند. به نظر من وجود شب يلدا در فرهنگ ما دليل بسيار نزديکی برای همگام شدن با يک جشن جهانی است. نيما - کانادا من فکر ميکنم اينها برای همراهی با جهان مدرن و اثبات اين نکته که ملتی فرهنگمند هستيم و به تمام آداب ملل ديگر احترام ميگذاريم و مهمتر آنکه تروريست در فرهنگ ناب ايرانی جايی ندارد. فرشته - تهران فرهنگ به معنی روش زندگی می باشد و اگر به اين جمله با تامل بيشتری بنگريم نيک در ميابيم که پذيرفتن فرهنگ از خارج از يک جامعه در حقيقت باعث تغيير نگرش و در نهايت تغيير نحوه زندگی آن جامعه می شود. اما در اين ميان امری فوق العاده مهم وجود دارد و آن قدرت فرهنگ می باشد. اگر فرهنگ ايرانی به اندازه کافی قوی باشد، می توانيم مطمئن باشيم که هرچند فرهنگ های متنوع نمايی در داخل جامعه پيدا نمايند نمی توانند ما را از فرهنگ قوی باز دارند. و بالعکس اگر نقاط ضعف فراوانی در فرهنگ خود داشته باشيم بايد از ورود وسايل ارتباط جمعی که فرهنگ بيگانه را تبليغ می کنند به شدت جلوگيری نماييم زيرا بازتاب فوق العاده وخيمی برای جامعه به دنبال خواهد داشت. در واقع قدرت تمدن تعيين کننده ميزان تاثير پذيری فرهنگ است. سروش حقيقت - تهران به نظر من دليل اصلی رواج اينگونه مراسم در ايران نه احترام به مسيحيت و مسيحيان است و نه تبادلات فرهنکی با غرب عمدتا مسيحی. عزيزان طرفدار پاسداشت و رواج اين آيينها عموما بسته به نوع نگرش و نيازهای ناشی از آن به اين مراسم روی می آورند و از ظن خود يار اين مراسمند. از آنجا که در اصفهان همراه با هموطنان مسيحی زندگی ميکنم و ايشان عموما از ارامنه که خود از اقوام قديمی و اصيل آريايی بوده و مبدع و نگهبان بسياری از معارفی هستند که ما آنها را فرهنگ کهن ايرانی ميدانيم، می توانم ادعا نمايم اين مراسم با صورت غربی اش تا اين اواخر حتی در ميان ارامنه وجود نداشت و جالب اينکه در حال حاضر بسيار خفيف تر از ما مسلمانان، وجود دارد. متاسفانه ما بزرگداشت اين مراسم را تلفيق فرهنگی می خوانيم و در حاليکه فقط عده ای خاص با پندار و کردار و گفتار مشخص در جامعه به دنبال اين هنجارها ميباشند و نه اکثريت مردم يا نخبگان جامعه. لذا کارکردی اثرگذار برای مراسم مذکور در تبادلات فرهنگی متصور نيست. ر.عاشوری - اصفهان اصولا مردم در هر کجای دنيا باشند عاشق شادی و سرور هستند. حکومت و مذهبی که از ۳۶۵ روز در سال ۳۶۰ روزش گريه و عزاداری باشد آلترناتيوی که برای مردم و بويژه جوانان است استفاده از مراسم و سنن شادی آفرين ساير کشورها در ايران می باشد. اين موضوع خود بنوعی مذهب زدگی مردم ايران را نشان ميدهد و من شخصا از اين بابت بسيار خرسندم. ديندار - آلمان کمبود شادی و تفريحات عامل اصلی اين گرايشات است. بعبارت ديگه مردم دنبال بهانه برای شاد بودن ميگردند. گاهی هم فکر ميکنم اين نوعی همنوايی با غرب و نوعی مخالفت با رژيم اسلامی است. ناصر - مشهد تقريبا تمام جشنهای مسيحی و بسياری از مراسم ساير ملل جهان از آيين مهر يا ميترائيسم که قديمترين کيش جهان ميباشد سرچشمه ميگيرد. تاريخ تولد مسيح در هيچ کتاب معتبر تاريخی ذکر نشده و در واقع به طور نمادين تولد ميترا را معادل قرار داده اند. جشن عيد پاک و عيد شکرگزاری نيز اگر به کتب زرتشتی مراجعه شود پيشينه آريايی و ايرانی آن نمايان ميگردد، لذا ساده ترين توصيه من به ايرانيان آن است که کمی تاريخ بخوانند. محمد - يزد احترام به ديگر فرهنگ ها چيزی است متفاوت از بی اطلاعی از فرهنگ پربار پارسيان. شايد بهتر اين باشد بجای اينکه تقصير را به گردن کسی يا کسانی بيندازيم، خودمان را سرزنش کنيم که هميشه منتظريم اطلاعاتی بی کوشش در اختيارمان قرار داده شود. اگر ميراث پارسيان برای من يا شما مهم هست، بياييد به دنبالش بگرديم. آيا هميشه همرنگ جماعت شدن راه حل خوبيست؟ هدی - تهران به هر حال تولد مسيح برای همه خداپرستان عيد محسوب می شود. اما اينکه اعياد غربی فقط به خاطر غربی بودنشان در ايران توسعه پيدا می کنند پديده ای است که بيشتر ناشی از اعمال محدوديت و محروميت بر ملت و جوانان ايرانی نسبت به آيينهای خودشان است. اگرچه اين مسئله پس از مقداری گسترش مانند بسياری از مدهای ديگر رشد خود را از دست خواهد داد، اما بدون ترديد بسته شدن فضای فرهنگی و سياسی در تسريع آن در کوتاه مدت تدثير فراوانی دارد. اما برخلاف نظر ديگران اعياد ايرانی به اندازه کافی فرح بخش خوش مناسبت و دارای نماد هستند. متاسفانه همانطور که گفتم برخورد قهری. حکومت و سواد کم خانواده ها نسبت به فرهنگ و مليت خودشان جوانان را به گونه ای بار آورده که فکر می کنند مراسم ايرانی خالی از روح و نشاط کافی است. فرشيد - تهران اگر به نظرهای نوشته شده نگاهی اجمالی داشته باشی به دو نتيجه کلی خواهی رسيد. ۱. مردم از کمبود شادی به اين چنين جشنها روی می آورند ۲. ارتباطات باعث اين واقعه شده. ولی اين نکته قابل بحث ميباشد که چرا در اين اواخر اين مراسم پا به عرصه گذاشته يا زياد شده. دليل آن آگاهی بيشتر مردم از اين مراسم می باشد که نتيجه ارتباطات می باشد. حميد - يزد شب کريسمس نه تنها برای مسيحيان بلکه به نوعی برای ايرانيان نيز يادآور شبی خاطره انگيز است. يلدا به زبان يهوديان قديم همان شب تولد حضرت مسيح است و اين شب در فرهنگ ايرانی به شکلی ديگر اما با مضمونی مشابه و بسيار نزديک به هم وجود دارد. به هر حال گرچه کريسمس مختص مسيحيان و اقليت ها است. اما با توجه به تلفيق فرهنگ ايرانی و فرهنگ جديد موجود در جهان که باعث جهانی شدن و پيوستگی فرهنگها در آينده خواهد شد. بايد منتظر اينگونه علايق جديد با شور و نشاط از جوانان ايرانی بود. با توجه به اينکه چه مسلمان و چه غير مسلمان همگی از اين فضا احساس آرامش و شروع سالی جديد را می کنند. نرمين - تهران اين فرهنگ وارداتی بيشتر جوانهای چند شهر بزرگ مانند تهران را دستخوش تغييرات اساسی نموده است. در شهرستانها و شهرهای کوچک که امکانات کمتر است خبری از اين مراسم ولنتاين و امثالهم نيست. درثانی ميلاد حضرت مسيح برای همه مسلمانان عزيز است. دليلش هم اين است که در بسياری از دعاهای مسلمانان از پيامبران پيشين به نيکی ياد می شود. (السلام عليک يا عيسی روح الله). کشوری که همه امکانات خود را در پايتختش جمع کند نتيجه اش همين است. ... مهدی - گناباد بنظرم علاقه مردم به جشنهای مثل کريسمس و يا والنتاين بيشتر برخاسته از ضمير ناخودآگاه مردمی که از مبارزه مستقيم با حکومت هراس دارند و برای ابراز مخالفت با حاکميت ايران از هر چيزی که مخالف با مبانی فکری نظام باشد استقبال میکنند. اين روند بنظرم بعد سپری شدن دوران اختناق خود بخود کنار گذاشته خواهد شد و با پررنگتر شدن و پربارتر شدن عيد های ملی ايرانيان مردم خود به خود از اينگونه مراسم فاصله خواهند گرفت. ابراهيم - تهران فکر میکنم اين از تاثيرات جهانی شدن باشد. اين پديده مختص ايران نيست و اگر دقت شود در بسياری از کشورها با فرهنگ و مذاهب مختلف به اين سو حرکت میکند. چين، ژاپن، مصر، لبنان و ساير کشورها نشان دهنده بين المللی بودن چنين پديدهای است. جايی برای نگرانی هم نبايد باشد. چرا که فرهنگ جديدی میآيد و فرهنگ قبلی را منسوخ میکند. اين در تمام طول تاريخ بوده و باز هم خواهد بود. از بين رفتن بسياری از آداب باستانی کشورها ناشی از همين تغييرات است. حبيبی - کرج تلفيق فرهنگ ها هيچگونه ايرادای ندارد. و اکثر ايرانيان نيز به فرهنگ های مختلف احترام می گذارند. خود من نيز در ايام کريسمس برای خانم و خواهر و ساير اقوام کادو ميخرم. اصولا چون ملت ايرات ملتی شادی نيستند اينگونه عيد ها هرچه بيشتر وارد فرهنگ ايرايانيان شود بهتر است. حميد الف - کرج جوانان ايران سعی دارند که خود را جدا از حکومت نشان دهند و اگر چنين مراسمی در ايران دارد جا میافتد، بخاطر همين موضوع است. وقتی حکومت نخواهد از پتانسيل ايرانی بودن و فرهنگ و تمدن ۳۰ قرنی ايرانيان برای پيوند زدن خود با مردم استفاده کند و همواره آنرا نفی میکند و در عوض به فرهنگ وارداتی اسلامی تکيه دارد و از آن برای سرکوب و تخطئه آزادی استفاده میکند، خب، از جوان ايرانی چه انتظار؟! او هم به سوی فرهنگ وارداتی کشيده میشود که البته بسيار مدرنتر، و جوان پسندتر است و در اين جشن صدها کانال تلوزيونی ماهوارهای او را همراهی میکنند! سيروس - تهران در عصر کنونی که جهان به تعبيری به يک روستا و به تعبيری ديگر به يک اطاق جهانی تبديل شده چيز عجيبی نيست که همه مردم دنيا در هر مذهب و مسلکی که باشند با هم نزديک شده و در اعياد يکديگر شرکت گزيند و با توجه به اينکه مردم به شادی و شادمانی توجه و گرايش بيشتری دارند اين دور از انتظار نيست که مردم ايران نيز در جشن کريسمس، خود را بنوعی شرکت داده و با کسانی که سال نو ميلادی را جشن میگيرند همنوا شده و شادی نمايند. به عقيده بنده تمامی فرهنگها از يکديگر تاثير گرفتهاند و اگر اکنون ما اجازه ندهيم که فرهنگ غربی در فرهنگمان رخنه نمايد اين روند خودکا که بر خلاف گذشته با سرعت بيشتری طی طريق مینمايد خود را به فرهنگمان خواهد چسباند. اگر ما خوشحال میشويم که مردم دنيا در روز عيد باستانی ايران به شور میآيند و شادمانی میکنند پس نيابد از اينکه مردم ايران در روز کريسمس به يکديگر هديه میدهند و با غربیها شادمانی میکنند دلگير شويم. کريم محرمی - تهران من فکر ميکنم که يکی از علل رواج اين جشن ها در ايران توسعه ارتباطات از طريق ماهواره و اينترنت می باشد و يکی از ديگرعلل هم کمبود مراسم جشن و شادی در ايران امروز است و جوان ها در پی راهی برای دور هم جمع شدن و اجرای مراسمی نشاط انگيز می باشند. و بدين ترتيب از لحاظ روحی حس می کنند که از کشور منزوی و سراسر عزاداری خود پا را فرتر گذاشته و با برگزری اين جشن ها و مراسم به جمع شادی ديگر مردم دنيا می پيوندند. پانته آ - مسکو به نظر من اين نسل و مردم به طور کلی پشيزی اهميت برای سنن و فرهنگ به اصطلاح کهن اهميت قائل نيستند. بخصوص برای اسلامی هاش. اين ها همون کسايی هستند که از عاشورا و تاسوعا حسين پارتی و کارناوال شام غريبان می سازند. اون هم هرسال. کريسمس و ولنتاين هم نه به عنوان يک روز مسيحی که به عنوان يک جشن مدرن و برای دهن کجی به هرچی فرهن عقب مونده ست جشن گرفته می شه. به نظر من نسل جوان امروز در ايران از مدرن ترين و ضد اسلامی ترين و پيشروترين نسل های جهانه. آرش احمری(سرخ) - تهران آيا چيزی جز تبليغ می تواند چنين بازتابی داشته باشد تازه ايجاد فرهنگی بدين گونه چه جايگاهی در فرهنگ جامعه ی ايران خواهد داشت؟ آيا ايرانيان مسلمان توانسته يا خواسته اند اعياد مذهبی چون عيد فطر را جايگزين اعياد ملی کنند؟ به واقع خير. و از ديدگاه من اينها اتفاقاتی فقط برای امروزی نشان دادن اشخاص با توجه به ديدگاه متحجرانه ی حاکم شده بر جامعه می باشد. چه ازدواج حضرت زهرا يا ولنتاين وهم اين گونه عيد فطر يا کريسمس. بايد به ريشه نگاه کرد و آن چيزی که افراد جامعه در دل باور دارند. فرزين پارسی کيا - تهران ما نوروز داريم ولی چيزی که سمبل نوروز باشد نداريم. ما در روز نوروز به جز عيدی که بيشتر پول است چيزی به هم نمی دهيم ولی عيدی مثل کريسمس رامی توان با يک کارت تبريک يا خرس عروسکی به هم تبريک گفت يا در روز والنتاين بهانه ای وجود دارد که عاشقانه به معشوقت هديه بدهی. اگر می خواهيم فرهنگ کهن ايرانی باقی بماند بايد يک کم Update کنيم نه اينکه چون اسمش کهن است تا ابد الاباد کهن بماند. ما همه چيز داريم بدون قالب بدون روح. رامونا - تهران به نظر من دليل اصلی اين است که ما جشنهای اصيل خود را که شامل جشنهای تابستانه و زمستانه است را اجازه اجرا در کشورمان نداريم، ولی جشنهای مذاهب ديگر را ميتوانيم اجرا کنيم. و از اصالت ايرانی به دور افتاديم. نسرين - مشهد فرهنگ کهن از آن حرفهای دهان پر کن است. ايران از ابتدا مجموعه ايی از اقوام مختلف با اعتقادات گوناگون بوده است و فقط در مواقع خاصی با يکديگر متحد شده اند. فرهنگ کهن چه معنی ميتواند داشته باشد وقتی که قدرت تطبيق با تحولات روز را ندارد. اگر فرهنگ کهن آن است که به ان بچسبيم و از تغييرات بگريزيم مطمئنا بی ريشه است و از بين می رود. بگذاريد تمام مذاهب و اقليتها در صلح و صفا مراسم خود را داشته باشند تا نشان دهيد که آدمهای بی ريشه ايی نيستيم و به هم نوع خود احتران قائليم. فرهنگ نو و کهنه همه حرفهای صد من يه غاز است. شهاب - تهران در حال حاضر در جامعه ايران که اکثرا جوانان جمعيت آن را تشکيل ميدهند برای خود يک الگوی مناسبی که با تفکر نوجهانی هماهنگ باشد و در عين حال فرهنگ ايرانی را حفظ نمايد در داخل ايران ندارند. و متاسفانه مسئولين هم در اين رابطه هيچ اقدامی نکرده اند. و فقط در اين ۲۶ سال در برابر عقايد جوانان مقابله کرده و آنها را سرکوب کرده اند به همين دليل است که جوانان به سمت سنتهای ديگر اديان و يا کشورها ميروند و از اين طريق آن خلاء الگو برداری که در ذهن هر جوان و نوجوانی است را پر ميکنند. سعيد - تهران بخشهائی از مردم و بخصوص جوانان در جستجوی هر فرصتی برای شادی هستند. بعضی ها هم در يک بحران هويتی بوده و جستجوی فرصتها و سمبولها هستند. يک عده هم برای ابراز محبت در نبود راههای سنتی از اين شيوه ها استفاده ميکنند. در ضمن جهانی شدن و گسترش ارتباطات تاثيرات متقابل فرهنگی را سرعت ميبخشد. فرهاد - امستردام بيشتر کسانی که به اين مراسم بها ميدهند با روح واقعی آن اشنا نبوده و تنها برای به اصطلاح خودشان کلاس گذاشتن اين مراسم را انجام ميدهند. همچنين به نظر من ما با انجام اين مراسم نه تنها چيزی از فرهنگ مدرن غرب را اخذ نميکنيم بلکه سنتهای ديرين و ارزشمند خود را نيز از دست ميدهيم. بله من نيز عناصری از فرهنگ برتر غرب را مانند سخت کوشی -اهميت دادن به علم - مطالعه زياد - دوری از تعصبات سنتی جامعه - اهميت بسيار قايل شدن به نوآوری و تحول در زندگی و خيلی موارد ديگر را با الگو برداری از جوامع مترقی غرب انجام ميدهم ولی از فريفته شدن به مظاهر تمدن بيزارم. سامان - ايران عيد کريسمس مثل عيد نوروز مثل هنوکامثل سال نو چينی ها و مثل هر جشن شادی آور و زيبای ديگر برای همه مردم دنيا با هر فکر مذهب و ايده ای جالب هست و اميدوار مروزی در کره زمين در تمام کشورها اين عيدهای زيبا را جشن بگيرند و به اين ترتيب هر ملتی احترام خودش را به مليت ها و فرهنگهای ديگر نشان بده. و فکر می کنم حس زيبا پسندی ما ايرانی ها باعث شده اين عناصر سمبوليک و زيبا رو اقتباس کنيم که همين نشان دهنده تعادل و تعامل فرهنگی مثبت ما ايرانی ها با فرهنگهای ديگر است که کاملا در تضاد با تصوير منفی ما ايرانی ها در جو عمومی دنياست. اما متعادل بودن ما ايرانی ها در ميان کشورهای خاورميانه امری بديهی است و پذيرفتن عناصر مثبت از فرهنگ غرب مثل روز ولنتاين يا کريسمس جای تعجب ندارد و در پايان اين عيد زيبا و اين جشن آغاز فصل زمستان را به همه مردم کره زمين تبريک می گويم. هانيه - تهران البته اين رواج انچنان در خور و فراگير نيست و آنچه که به عنوان روز ولنتاين و يا کريسمس از سوی برخی از جوانان گرامی داشته می شود جز شور و شر جوانی چيز ديگری نيست. هر چند نبايد از رنگ و لعاب اين جشنها نيز چشم پوشيد که به نوبه خود چشم نواز و جذاب است. به هر حال اگر کششی هم به سوی برخی سنتها و جشن های غير ايرانی وجود داشته باشد، که به گمان من آنچنان چشمگير هم نيست آن را بايد به پای محدوديتهايی گذاشت که از سوی حکومتمداران در جشنهای باستانی خودمان اعمال ميشود. ايران با فرهنگ تمدن غنی خود دارای طيف وسيعی از آداب و رسوم و جشن است که لااقل در اين زمينه از ديگران مستغنی است ولی بها ندادن و حتی اعمال محدوديت در قبال همين آداب و رسوم، از نوروز و چهارشنبه سوری گرفته تا يلدا و غيره برخی چشمها را به سمت رنگ زيبای بابا نوئل و کريسمس جذب ميکند. در حالی که جا دارد تا جشنهايی همچون نوروز و ديگر مراسمهايی از اين قبيل پر طمطراق تر و در سطح وسيع ملی برگزار شود ولی متاسفانه امروزه عزاداريهايمان بيشتر رنگ و لعاب پيدا کرده! مصطفی - قم به نظر من رواج اين فرهنگ ها يک فاجعه نيست ولی در اين حال صورت جالبی هم ندارد. ما مردمانی غنی از فرهنگ کهن هستيم .ما در دين باستانی و مقدس خود زرتشت مشابهاتی را داريم که اتفاقا بيشتر اين موارد در زرتشت با سابقه تر و زيبا تر است. مانند جشن های سده و مهرگان. يا همين کريسمس به رواياتی ريشه در فرهنگ ما دارد. پس چرا ما به جای تبريک ولنتاين و کريسمس جشن مهرگان (که روز عشق و عشق ورزی است) و جشن سده را به يکديگر تبريک نگوييم. بابک - تهران در دورانی که جهان را به دهکده ای مانند کرده اند، غريب نيست که مناسبتهای جذابی نظير کريسمس و والنتاين و سال نوی ميلادی مورد توجه مردمی قرار گيرد که مدتهاست در سايه فرهنگ تحميلی گريه و عزا زيسته اند و برای اميدوار ماندن چشم به ديگر نقاط جهان و ديگر فرهنگها دوخته اند. هنگامی که حاکميت از ترويج مناسبتهای زيبای ملی ايرانيان غفلت کرده و حتی با آنها به ستيز برميخيرد، طبيعی است که مردم در گوشه امن حريم خصوصی خود با استفاده از امکانات ارتباطی نوين نظير اينترنت و ماهواره ياس و خمودی حاکم بر فضای فرهنگی جامعه شان را بدينگونه چاره ميکنند. فريد - تهران وقتی که فرهنگ کهن که ان هم دستخورده و سانسور شده است مردم را اغنا و راضی نمی کند مخصوصا در ايران و در بين مسلمانان که سنت عزاداری از جايگاه خاص و ارزشمندتری نسبت به اعياد و جشنها دارد بسياری از مردم مخصوصا جوانان که بدنبال انگيزه ای برای شاد بودن و شاد زيستن هستند به مناسبتها و جشنهايی رو می اورند که به نظر من نه تنها مخرب و مغاير با فرهنگ انها نيست بلکه مناسبتهای زيبايست که هر از چندگاهی باعث شور و نشاط و تجديد قوای روحی روانی و جسمی انها می شود و خالی از لطف نيست که ما اهالی کره ی زمين که همه افريده و بنده ی يک خداييم از يکديگر راه شاد بودن و عشق ورزيدن را بياموزيم که انسان افسرده و غمگين و نااميد راهی بسوی خالق خود ندارد. افسانه - ايران مطمئنا ايران امروز از فرهنگ اصيل خود تهی است. افزايش جرم و جنايت، بی سوادی يا کم سوادی اکثريت مردم، حاکميت آخوندها و اسارت در بند دين عقب مانده، نشانه هايی از اين تهی بودن فرهنگی است. شايد روی آوردن به برخی خرده فرهنگ های غربی بتواند دگماتيسم عقيدتی حاکم بر ايران را بشکند و راه های جديدی باز نمايد. سيد علی اکبرزاده - تهران همانطور که می دانيد ايرانيان کهن به بهانه های مختلف جشن و شادی و پايکوبی بر پا می کردند و آيين ها و مراسم شادی آفرين بسيار زيادی داشتند. متاسفانه به دليل بی توجهی مردم و حکومتها به خصوص بعد از انقلاب اين آيين ها به فراموشی سپرده شدند. تمام مراسمی که در دين مسيحيت وجود دارد، مشابه آن نيز در ايران کهن وجود داشته است. از جمله ولنتاين که شايد کمتر کسی بداند، دقيقا معادل آن در ايران کهن وجود داشته است. اگر اصرار و پافشاری مردم نبود تا حالا همين شب يلدا و عيد نوروز و چهارشنبه سوری هم توسط حکومت فعلی ايران از بين رفته بود و به جای آن شب های قدر و دهه فجر و غيره جايگزين آن شده بود. بياييم همانگونه که مراسم مسيحيت را پاس و گرامی می داريم، آيين سرزمين ايران زمين را هم پاس بداريم، چون هر کدام از آنها زيبايی خاص خودش را داراست. زرگر - تهران خلوص و اصالت فرهنگی چيزی جز يک توهم نيست. فرهنگها و تمدنها از ديرباز با يکديگر تبادل و تعامل داشته اند. پذيرفتن عناصری از فرهنگهای ديگر هم ميتواند به معنای سرخوردگی از عناصر فرهنگ بومی باشد و هم ميتواند نشانه توجه و نگاه غيرمتعصابه به فرهنگ ديگران. رضا - يزد اين به هيچ وجه تداخل فرهنگها نيست. کشور ما تنها کشوری است که در آن تمام اقليتها از جمله مسلمان و مسيحی و کليمی و زرتشتی مانند برادر که وجه مشترکشان ايرانی بودن است در کنار يکديگر زندگی میکنند و تمام کسانی که در اين روزها به جنب و جوش درآمدهاند برادران و خواهران عزيز مسيحی و کليمی است. محمد - شهرکرد احترام به مراسم مختلف به ويژه مسيحيت دليل بر از دست دادن اصالت نيست چرا که اگر مشکلی وجود دارد در خود ما حتی نگهبانی يا حفظ سنتهای اصل ايرانی است. لذا برای پاسداری از سنت يا فرهنگی بايستی پايه های فرهنگی خودمان را غنی کنيم نه از فرهنگ های ديگر دوری کنيم يا از آنها به عنوان تهاجم يا عباراتی شبه به اين ياد کنيم. آيدين - کرج از ديرباز روابط بين ايرانيان و ارامنه با تفاهم، اعتماد و احترام دو طرفه بوده و همراه بوده است. آنهم به نوع دين مسيحيت، صلحطلبی و احترام به ديگر اديان آن برمیگردد. بنابراين برای ايجاد هرچه بهتر اين رابطه و علاقهمندی بيشتر ما بايد در چنين روزی واکنش بيشتری نشان داده، به آنها تبريک گفته و به مناسبت اين روزها تغييری در رفتارمان داشته باشيم. شخصيت حضرت مسيح (پيام آور صلح) برای همه قابل احترام میباشد. مريم - تهران به نظر من در ايران به خاطر کمبود مراسم شادی آور به صورت جمعی که با روحيه جوان فعلی سازگار باشد به شدت کم است و سختگيريهای بی دليل و تعصب گونه به بهانه فرهنگ باعث شده اند که به طرف اعياد در فرهنگ های ديگر برويم ... بايد توجه داشته باشيم که فرهنگ فقط آن چيزی نيست که از قبل وجود داشته بلکه آن چيزی که به وجود می آيد هم هست. مثلا اگر جوانی مدل مويی بزند که تا به حال وجود نداشته ممکن است بگويند که آره فرهنگ غرب رو ترويج ميکنه در صورتی که اصلا ممکنه تو کل غرب همچين مدلی نباشه. پس فرهنگ فقط اونی نيست که وجود داشته و ما چهار دست و پا چسبيديم بهش بلکه اونی که خودمون به وجود هم مياريم جزئی از فرهنگه حتی اگه مثل قبلش نباشه و حتی اگه کاملا فرق کنه ... ما که نمی خواهيم مهدوديت کنيم ... مطمعنا خيلی از چيزهای قشنگی که از گزشته مونده در زمان خودش متفاوت بودن. احسان - کرمان يکی از علل رواج اين جشن به خاطر تبديل شدن اين کره خاکی به دهکده جهانی است و اين عيد هم مانند نوروز در کشورهای زيادی جشن گرفته می شود. جهانی شدن اين عيد اشکالی ندارد زيرا مريم مقدس و فرزندش عيسی مسيح از بهترين آفريدهای خداوند بوده و هستند و من از همين جا اين عيد را به همه جهانيان به خصوص مسيحيان تبريک می گويم. مريم - يزد رواج اين مراسم در ايران چندين علت ميتواند داشته باشد.۱- وجود وسايل ارتباط جمعی مثل ايترنت و ماهواره که مردم را از اخرين خبرهای کوچک و بزرگ دنيا بخصوص دنيای غرب که مهد علم تمدن به حساب ميايد مانند مد اعياد و غيره اگاه ميکند. ۲- در ايران بخصوص جوانان و ديگر اقشار اجرای اين مراسم را برای دهن کجی کردن به حکومت وقت انجام ميدهند تا بلکه بتوانند بدين روش نارضايتی خود را نسبت به انها و احيانا دين حاکم بر جامعه که حق هر گونه شادی و نشاط را از انان گرفته اعلام کنند. ۳- جوانان در ايران بقدری خسته و افسرده ميباشند که برای اينکه به خودشان هم که شده ثابت کنند که زنده اند و حق دارند که شاد باشند مانند تمام جوانان همسن خود در کشورهای غربی از هر بهانه ای در اين راستا سود ميبرند. اب هم اگر راکد بماند ميگندد. من نيز در اين کار هيچ اشکالی نميبينم و خيلی خوب است که ما هم از خوشيهای ديگران بهرهای داشته باشيم. نيکو - تورونتو رواج فرهنگهای مختلف ميان مردمان يک کشور يا پيروان يک مذهب در جهان معاصر چيز غريبی نيست. تبادل نکات عامه پسند و حتی وام دادن واژگان زبانهای مختلف به يکديگر از بديهيات است که از دير باز ميان بشريت کمال طلب مرسوم بوده مثلا حلقه نامزدی که از رسوم ايرانيان باستان بوده اينک مورد پذيرش تمام مردمان جهان است و نيز رسوم ديگر که از ملل ديگر به جای مانده تبادل رسوم مختلف ميان مردمان جهان جزوی از ميراث بشريت است. لذا نبايد از شايع شدن يک رسم فرضا مختص به مسيحيت ميان برخی مسلمين متعجب يا احيانا منفعل بود. عبدالوهاب - مشهد به نظر من وضع موجود مصداق بارز ضرب المثل: آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا می کرد، هستش. در حاليکه ايرانيان دارای زيباترين عيد دنيا هستند و هنگام نو شدن طبيعت سال جديد رو جشن ميگيرند و از همه مهمتر به ديدن هم ديگه ميروند، متاسفانه بعضی از جوانان ايرانی فقط شيفته زرق و برق کريسمس اروپايی هستند و عيدی که شبکه های تلويزيونی و فروشندگان لوازم الکترونيکی بر گزار ميکنند. عيدی رو جشن ميگيرند که حتی شرايط آب و هوايی اون هم وجود نداره. باز جای شکرش باقی هستش که هنوز حاجی فيروز لباسش رو با لباس بابانوئل عوض نکرده. رضا - تهران فکر نميکنم کريسمس در فرهنگ عمومی ايران رواج داشته باشه. بلکه چون در بسياری از کشورهای جهان جشن کريسمس برگزار ميشه و ضمنا آغاز سال جديد ميلادی هم هست برای مردم ايران هم جالبه. اما به نظر من هيچ چيز به اصالت و فرهنگ ايرانی لطمه نخواهد زد. همانطور که با حمله اعراب به ايران در بيش از ۱۰۰۰ سال پيش همچنان آيين هايی مثل نوروز، شب يلدا، چهارشنبه سوری و ... با کمترين تغيير برگزار ميشود. مهدی - تهران اينکه مناسبت های شادی ديگران هم بر آنچه داريم افزوده شود اصلا چيز بدی نيست و روحيه شاد بودن و انتظار کشيدن برای جشن بعدی را تقويت می کند. اما بد اينست که وقتی بر بعد شادی آنچه ريشه فرهنگی قديمی دارد کمتر تبليغ می شود، رنگ باختن فرهنگ قديم دور از ذهن نيست. مسعود - تهران اصلا نبايد خود را محدود به مسائلی کرد که در اختيار ما نيست، ما بايد بدانيم که فقط يک بار در اين دنيا زندگی می کنيم و هنوز به آن روزی نرسيديم که بتوانيم هميشه زندگی کنيم. پس بايد تا آنجا که می توانيم به دانستن، رسيدن به علاقه ها، رفتن به هر جای اين دنيا که دوست داريم و هر چه که ما را خوشحال و متحول کند برسيم و بپردازيم. هميشه يک فرد يا چيزی که جهانی و فراگير باشد محبوب و موفق است. شهاب برادران ديلمقانی - تهران به نظر من دليل استقبال جوانان ايرانی از اينگونه مراسم غمگين بودن و نداشتن مراسم های زياد شاد در فرهنگ کنونی ايرانی است. متاسفانه بعد از انقلاب اسلامی تنها مراسم شاد به معنای واقعی بدون دخالت مذهب عيد نوروز است پس جوانان ايرانی به مانند همه جوان های دنيا دنبال شادی و سرور هستند حال اين شادی میخواهد کريسمس باشد يا والنتاين يا برد تيم ملی ايران. عباس - انگلستان من شخصا با برپا کردن جشن به مناسبت ميلاد عيسی مسيح (ع) موافق هستم به اين خاطر که به گونه ای باعث همراهی و نزديکی بيشتر با هموطنان عزيز مسيحی ميشه. ولی با جشنهايی مثل ولنتاين که مشابه ايرانی اونا رو در فرهنگ غنی ايرانی داريم شديدا مخالفم. درکل در دنيای امروز که تعامل و روابط بين تمدنها حرف اول رو ميزنه اينگونه مسائل به برقراری صلح و دوستی بين اقوام و ملل بسيار کمک می کنه. هومن - تهران آداب و رسوم ايران کهن مسلما جشنهايی فرای آنچه ما اين روزها برپا ميکنيم داراست و ۱۰۰ البته کثرت آنها بيش از مراسمی است که در غرب برپاست خواه جنبه مذهبی - اعتقادی چون کريسمس يا والنتاين داشته باشد خواه باستانی مانند روز شکرگزاری (thanksgiving) اما نکته اينجاست که اين روزها کمتر کسی سخن از جشن هايی چون تيرگان و مهرگان و ... به زبان مياورد و آشنايی چندانی با اين مراسم نيست بعلاوه هموطنان زرتشتی که هنوز تعدادی از اين مراسم را برپا ميکنند تمايل چندانی به حضور ديگران در اين مراسم ندارند (ناگفته نماند در بعضی موارد حق دارند). مسلما جای خالی چنين مراسمی احساس ميشود. بسياری، حتی فلسفه مراسمی چون چهارشنبه سوری ( که برپا ميکنند) را نميدانند! ما همه روز در اينترنت يا کانالهای ماهواره ای شاهد تبليغات و برنامه هايی هستيم که ميگويد فلان جشن در راه است! پس جای تعجب نيست که ما به سوی اين مراسم کشيده شده ايم! البته مراسمی که از فرهنگهای ديگر گرفته شده و اين روزها رواج پيدا کرده خالی از لطف نيستند. اين روزها کادوی روز والنتاين کمتر ممکن است فراموش بشه ولی هنگام تحويل سال نو جمع شدن کنار هفت سين سخت شده و اين ناراحت کننده است و نبايد اتفاق بيفته! فرناز - تهران من يک مسلمان متعصبم. اما به حضرت مسيح عشق ميورزم و اعتقاد دارم اگر مومنان مسيحی در راس امور مسيحيان قرار گيرند هدف ايشان که همانا صلح و دوستی است محقق شده و ايشان به همراه مهدی زهرا جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد. سيدمهدی - آذرشهر از ديد من اين ضعف فرهنگی ما را در ساليان اخير می رساند. وقتی که قوم حاکم بر ضد فرهنگ کهن اين مرز و بوم باشد اين مردم ماهواره زده هم به سراغ فرهنگ های بيگانه می روند. نوعی تازه به دوران رسيدگی فرهنگی! که ناشی از ضعف ما و قدرت تبليغاتی بالای بيگانگان است. کاميار ق - تهران به نظر من مردم به استقبال مراسم و فرهنگهای غرب ميروند و فکر ميکنند اين راه پيشرفت است. و اين به مرور زمان گسترده و عمومی گرديده و جاگزين فرهنگ اصلی خواهد شد. پس بايد جلوگيری شود. فيروز - دبی مردم هميشه دنبال يک نوع خوشحاليند و به نظر من اين نشانه جدا شدن مردم از فرهنگ کهن آنها به هيچ وجه نيست. پس چه خوب ميشد اگر تمام جشنها و شادمانی های دين و کشور خودمان را هم بدون غرض برپا می کرديم. عليرضا - دبی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||