BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 11:21 گرينويچ - يکشنبه 25 دسامبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
گویشهای ابداعی و تاثير آن بر زبان فارسی: دو دیدگاه متفاوت
 
برره
صحنه ای از مجموعه تلوزيونی شبهای برره
مسئله دخالت زبانهای عاميانه و ابداعی در زبان رسمی ايران موضوع بحث برانگيزی است که همواره مايه نگرانی بسياری از اديبان واهل زبان در کشور بوده است.

نگرانی که اخيرا با پخش برنامه های تلوزيونی همچون سريال جنجال برانگيز شبهای برره بالا گرفته است. به عنوان نمونه برره ای ها به شعر گفتن می گويند "شعر در کردن"، به اظهار عشق کردن می گويند "از خود عشق در کردن" و يا اينکه "پاچه خواری" در اين گويش به معنی زبان بازی و تملق گويی است.

برخی از اديبان زبان فارسی، هر نوع نفوذ کلمات و يا عبارات عاميانه و ابداعی را تهديدی عليه زبان فارسی رسمی می دانند که می تواند باعث فساد زبان شود.

در حالی که ديگران چنين نگرانی را بی مورد دانسته و معتقدند که زبان اصولا سير طبيعی خود را طی می کند و خود مردم قيم اصلی آن هستند.

در زير می توانيد دو ديدگاه متفاوت را در باره ورود اين نوع گويشها به زبان روزمره مردم بخوانيد و نظر خود را (به طور فشرده و به خط و زبان فارسی) به ما بگوييد:

دکتر ايرج پارسی نژاد، پژوهشگر زبان و ادبيات فارسی

دکتر پارسی نژاد
 ادبا اين اختيار را ندارند که بگويند کدام کلمه عاميانه است و اجازه ورود به زبان رسمی را ندارد. بلکه اين مردم هستند که در سير طبيعی کاربرد زبان، کلمات مورد نياز خود را حفظ می کنند
 

به گمان من اين نگرانی بيهوده است. زبان هميشه از جانب مردم بکار می رود و زبانی که مردم بکار می برند تحول خودش را بطور طبيعی سير می کند. زبان در سير تحول طبيعی اش آنچه را که مورد نياز خود می داند جذب و آنچه را که زايد می داند دفع می کند. ادبا اين اختيار را ندارند که بگويند کدام کلمه عاميانه است و اجازه ورود به زبان رسمی را ندارد. بلکه اين مردم هستند که در سير طبيعی کاربرد زبان، کلمات مورد نياز خود را حفظ می کنند و کلماتی هم که واقعا مورد نياز نيست به مرور زمان دفع و از حوزه لغوی زبان خارج می شود.

اين نگرانی اخير هم که موجبش يک سريال تلوزيونی (شبهای برره) بوده، به عقيده من از همين قبيل نگرانی هاست. در کشورهای مختلف، سازندگان سريالهای تلويزيونی ، بخصوص سريالهايی که جنبه سرگرم کننده و هزل آميز دارد، دست به ابتکارات مختلفی می زنند که يکی از آن ابتکارات، بازی با زبان است.

همانطوری که ترانه سراها گاهی در ترانه هايشان دست به ابداع زبانی می زنند که هيچ نوع اصالتی ندارد، طبيعی است که سازندگان سريالها هم، مخصوصا سريالهايی که جنبه کمدی دارد، زبانی را برای خود ابداع کنند که نه از جهت صرف و نحو (گرامر) و نه از نظر صورت شناسی (مورفولوژی) مصداقی در زبانهای ايرانی ندارد. يعنی نه در زبان رسمی و نه در زبانهای اقوام مختلف کرد، لر، بلوچ و يا ترک. اين مسئله به هيچ وجه باعث فساد زبان رسمی نمی شود.

زبان رسمی همين زبانی است که در سراسر ايران با آن گفتگو می کنند، می نويسند، می خوانند و در مدارس تدريس می کنند. به هر حال مجموعا از نظر من اين پديده های زبانی که در يک دوره هايی وارد زبان می شود و در حد مکالمه بکار ميرود و بعد هم محو می شود يا به زندگی خود ادامه می دهد، چيزی نيست که موجب نگرانی اديبان ما يا اهل زبان و پاسداران زبان فارسی را فراهم کند.

دکتر جلال الدين کزازی، استاد ادبيات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی

دکتر کزازی
 در اين روزگار که روزگار گسترش رسانه هاست، زبانهای بومی و يا اگر فراختر بنگريم، فرهنگها، از هر سوی آماج تازشهای گوناگون قرار گرفته است و نيرومند ترين زبانها نيز می توانند در برابر اين تازشها از پای درآيند.
 

زبان پارسی، زبان نيرومندی است که در درازنای تاريخ ايران نشان داده است که به آسانی نمی توان آن را آسيب رساند و به بی راهه در انداخت. اما با اين همه، در اين روزگار که روزگار گسترش رسانه هاست، زبانهای بومی و يا اگر فراختر بنگريم، فرهنگها، از هر سوی آماج تازشهای گوناگون قرار گرفته است و نيرومند ترين زبانها نيز می توانند در برابر اين تازشها از پای درآيند.

رسانه به تيغی دو دم می ماند که کارکردی دوگانه و ناساز می تواند داشته باشد.اگر از رسانه به شايستگی بهره ببريم، می توانيم زبانها و فرهنگهای بومی را مايه ور تر بگردانيم و در برابر گزندها و آسيبها استوارتر و آسيب ناپذيرتر. اما اگر رسانه بدرستی بکار برده نشود، می تواند گزندهای سهمگين و حتی جبران ناپذيری برساند.

من بر آنم که برنامه هايی مانند (شبهای) برره در کوتاه زمان، آسيبی به زبان فارسی نخواهد رساند اما اگر ساخته شدن اين برنامه ها و بکار گرفتن زبانهای برساخته و نا ساز با هنجارها و کار و سازهای زبان فارسی به روندی در رسانه ها تبديل شود و واژه هايی که می سازند پی در پی به کار رود، اين در درازمدت می تواند به زبان پارسی آسيب برساند. از اين روی رسانه ها هنگامی که با زبان يا با هر پديده ای که کارکرد فرهنگی دارد روبرو هستند، می بايد بسيار سنجيده و انديشيده رفتار کنند.

اگر مردم خود واژه ها را برگزينند، به سخن ديگر نيروهای بيرون زبانی در کار نباشد، بهترين واژه ها را خواهند برگزيد. زيرا زبان راستين را بايد از مردم شنيد و بدست آورد. ايرانيان نشان داده اند که اگر بر پايه پسند خود واژه بسازند، بهترين واژه ها را خواهند ساخت. واژه هايی که با هنجار های گوناگون زبان شناختی سازگار است.

اما اگر اين پسند و توان واژه سازی مردمی به ياری اين رسانه ها، به بيراهه کشانده شود، واژه هايی که مردم می سازند واژه هايی شايسته نيست.مردم اگر واژه ها را از رسانه ها بستانند، خود واژه نمی سازند، پس بيشينه کار با رسانه هاست. اين رسانه ها هستند که می بايد واژه های سنجيده و درست و به اندام بسازند تا مردم آنها را بکار بگيرند.

نظرات شما:

به نظر من اين گونه گويشها تاثيری بر زبان فارسی ندارد زيرا با تمام شدن سريال و گذشت زمان کاربرد اين واژه ها نيز به اتمام ميرسد زيرا زبان فارسی طی ساليان متمادی تغيير وتحول مييابد وهزاران عامل باعث دگرگونی آن ميشود، نه عوامل مقطعی و گذرا. ف. الف. ايران

به نظر بنده، اگر کسی بگويد اصلا جای نگرانی نيست اين نشانگر بی تفاوتی و بی مسئوليتی اوست. هر فرهنگ و زبانی نيازمند مراقبت و توسعه است. اگر انديشمندان برای آن فکری نداشته باشند و برنامه ريزی مناسب انجام ندهند به مرور زمان تغيير يافته و شايد نابود گردد. زبان فارسی هم تافته جدابافته ای نيست. اگر زبان فارسی را دوست داريم بايد در حفظ و توسعه آن بکوشيم نه اينکه از موضع قدرت يا اطمينان خاطر ادعاهای عجيب و غريب بکنيم. سبک طنز آقای مهران مديری، گويش محور و زبان محور است. اصلا جذابيت طنز ايشان به همين خاطر است. اگرچه تاثيرات سريال های اينچنينی موقتی است اما می تواند در درازمدت باعث ايجاد تغيير در زبان فارسی شود که البته الزاما می تواند منفی هم نباشد. به نظر من، بايد طنزپردازان معاصر بکوشند در جهت توسعه زبان فارسی گام بردارند و از به جای گذاشتن تاثيرات منفی اجتناب کنند. محمدرضا ميرزاامينی - تهران

کاش رسانه های جمعی درون مرزی نيز به اندازه‌ی سايت بی بی سی به بررسی تاثيرات بجا يا نابجای يک سريال تلويزيونی بر پيکره‌ی جامعه‌ی ايرانی اهتمام داشتند. آنچه بر روشن بينان جامعه ايرانی واضح است عدم پايبندی مسئولين فرهنگی وقت ايران به پاسداری از زبان و فرهنگ ايرانی است ... فرهنگ و زبان ايرانی همواره در معرض هجوم فرهنگ ابداعی حضرات عظام بوده است.... صدا و سيما به عنوان يگانه رسانه جمعی در ايران امروز، خواسته يا ناخواسته اين فرهنگ بيمار را گسترش داده و بنا به مقتضيات هر کجا که لازم ديده بی محابا تبر به دست گرفته و شاخه هايی از فرهنگ ايرانی را هرس کرده يا با افزودن شاخ و برگهايی آن را به نه دلخواه آرايش کرده است. نمونه اين باغبانی را ميتوان در سريال ها و مجموعه های تلويزيونی به کرات ديد. در سريال های جنايی که امروزه از رسانه ملی پخش ميشود اسامی شخصيت های منفی (قاتلين!، قاچاقچی ها، و...) از ميان اسامی اصيل ايرانی نظير داريوش، پرويز، سيامک(سيا)، سيروس، جمشيد، و.... انتخاب ميشود و اسامی شخصيت های موجه (دکتر، پليس، وکيل، قاضی،...)از اسامی مذهبی مانند حسين، جواد، رضا، و....انتخاب ميشود. ... اين مقدمه از آن رو آورده شد تا ميزان ارادت مسئولين رسانه‌ی ملی به فرهنگ ايرانی بيان شود. ناگفته نماند رييس جديد سازمان(ضرغامی) در اين دوره کوتاه به مراتب کارنامه بهتری از رييس سابق سازمان به جا گذاشته است... "شبهای برره" به شيوه‌ ای نو به نقد اوضاع و احوال سياسی،اجتماعی جامعه‌ی ايرانی پرداخته است و باطنا در رسيدن به هدف خود نيز تا حد بسيار زيادی موفق بوده است. گرچه در راه نيل به اين هدف در ظاهر دچار لغزش هايی شده است. انتقادات بسياری بر رسوم برره ای ها وارد ميشود از گويش برره ای گرفته تا طرز غذا خوردن و دعوا کردن های بی مورد آنها و...به نظر حقير اين مجموعه در کوتاه مدت اثر آنچنان سوئی ندارد که به خاطر آن کل مجموعه را زير سوال برد. ماموستا هيوا- کردستان

در اساس با ديدگاه استاد ارجمندم جناب کزازی موافقم. و می پندارم در دراز مدت و با تکرار چنين کارهايی هنجار سازی بدی خواهد شد. از سويی در اين کارها دو شق ديگر را هم می توان ديد نخست يک بد خواهی در سوق دادن مردم به سطحی گرايی و با هدف کم کردن کارکرد آگاهی سازی رسانه ای چون تلويزيون و دوم هم به روشنی ميتوان ديد که دست اندر کاران و روسا ی کم دانشی کارها را هدايت می کنند و به عبارتی خود در همين حد می فهمند. به هر روی اين کارها نتيجه ی خوبی در فرهنگ مردم ندرد. محمد حسين جعفری

گفتار خوبی است اما رشته ای است با سر دراز و دردی است به درازای تاريخ درد انگيز اين سرزمين که در اين گفتار کوتاه به جايی نمی رسد. زبان فارسی شايد نماد مظللوميت ايران باشد، نمادستم پذيری ايرانيان. می دانيم در تقسيم خانواده های زبانی زبان فارسی در زمره گروه زبان های هند و اروپايی است . اين زبان با خط آرامی که ويژه زبان های خانواده سامی - حامی است نوشته می شود و دستور زبانش را متناسب نحو عربی ٥ استاد- نوشته اند. زبان فارسی زبانی آشفته ، خسته و پريشان حال است. زبان معيار در ايران تا پيش از پيدايش راديو در ايران زبان "دربار" بوده و پس از پيدايش راديو گويش "دروازه غار" راديو ايران. مشکل در اينجا خاتمه نيافته و تحقير گويش ها و لهجه های غير از گويش رسمی سبب شده است فراموش سازی آن ها شدت گيرد و سخن گفتن به آن ها نشان عقب ماندگی باشد. مشکل بزرگ زبان فارسی اين است که بدون تعصب بگويم منحرف شده ، نه فردوسی نه حافظ و نه هيچکدام از بزرگان ما اجازه نيافته اند فارسی بسرايند بلکه آنان به زبان درباری با الفبايی نامانوس سخن گفته اند. من هنر بزرگان ادب فارسی را از زبانشان جدا می دانم. شگرد های هنری آن ها و رقصاندن کلمات را می ستايم اما از نظر زبانی معتقدم زبان فارسی از زمانی که به خط آرامی نوشته شده و زبان دربار به جبر زبان مشترک مردم شده به سراشيبی افتاده است. زبان فارسی زبان ترس محتسب خورده است و آن قدر آسيب پذير است که به زودی شاعران و نويسندگانش بيگانه از زيبايی های آن، زيبايی که هنوز بر لب های دختران "دورچين پوش" روستايی جاری است، از واژه های بی هويت "برره" بهره خواهند گرفت و سخن ها خواهند گفت و سرود. اميدوارم اين گفتار بر زمين نماند و به جايی برسد برای معماری مجدد زبان فارسی!البته به آرامی! محمد دادفر - تهران

ريشه های زبان وادبيات دربين مردم آنقدرمحکم هست که با يک سريال ورواج گويشی درآن سريال خدشه ايی به آن واردنشود معمولاًاينگونه گويشها در زبان مردم مثل کف روی آب است که چندی برروی آب روان شودوسپس به کناری رودبی هيچ تاثيری مگرزبان زرگری نبود ويا واژه سازيهايی که قبلاً در برنامه های طنزتلويزيون برای تمسخر واژه هايی که فرهنگستان ادب فارسی می ساخت بکار می رفت چراماندگارنشدپس به نظرمن جای هيچ نگرانی وجود ندارد ادبيات فارسی آنقدرغنا دارد که در برابر اينها مقاومت کند. مانی

به نظر من اين تقريباً مسخره است که از يک طرف معتقد به غنی بودن زبان و فرهنگ فارسی باشيم و از طرف ديگر نگران نفوذ کلمات اجنبی. به نظر من تمامی اين عقايد از يک روح تقريباً مشترک فارسی زبان نشات می گيرد که بموجب آن هيچ فرهنگ و يا زبان و يا تکه هائی از فرهنگ و زبان غير از زبان و فرهنگ خود را قبول ندارند نمونه برجسته اين موضوع در هنگام برخورد فارسی زبانان با فرهنگها وزبانهای يونانی،عربی و ترکی مشخص می شود و يا متلکهائی را که در ايران به تمامی اقوام و اقليت ها به غير از فارس زبانها گفته می شودنيز نشان از آن دارد که روح مشترک اين قوم نياز به شست و شو دارد تا بپذيرند زمان مبارزه رسمی با فرهنگها و زبانهای ديگر جهان بسر آمده است. رسول - تهران

مشکل عقيده کسانی است که تحول زبان را نابودی ان می انگارند من درباره شبهای برره حرف نميزنم چون در اين مورد نگرانی افراد بسيار بی مورد است اين برنامه ها فقط يک يا تعداد معدودی کلمه به ما ياد ميدهد مثل پاچه خواری اين کلمه های به ظاهر غريب وارد زبان ميشوند و در اينده کلمه ای عادی تلقی ميشوند. اما زبان در حال تغيير است و هيج کس نمی تواند جلويش را بگيرد به طوری که معانی کلمات ممکن است برعکس شوند مانند ارزان که الان معنی کاملا متضاد صورت اصلی ان رادارد پس بهتر است به جای انتقاد و نگرانی زبان را به حال خودش بگذاريد چون زبانها برای تحول از شما اجازه نميگيرند ووکاربران زبان ان را متحول خواهند کرد همانگونه که تا به حال کرده اند .به نظر من افراد منتقد که اغلب اهل ادبيات فارسی هستند زبانشناسی اجتماعی و پس از ان کمی زبانهای باستانی ايران را بدانند قانع خواهند شد . روشنک

فرهنگ روز هر قوم همين ماجراهای روزانه ای است که در اجتماعات آنان رخ می دهد. هر دو آقايان اساتيد پارسی نژاد و کزازی با ديدگاه های متفاوت اشاره کرده اند که لحجه برره ای نمی تواند تاثير نابهنجاری به ويژه در کوتاه مدت بر زبان و ادبيات فارسی بگذارد. آنانی هم که بيشتر از اين اساتيد نگران هستند، خوب است در جهت تهيه برنامه ای تلويزيونی با جذابيتی در حد شب های برره و با هدف پاسداری از زبان و ادبيات فارسی تلاش واقدام نمايند. همان گونه که آقای دکتر پارسی نژاد اشاره دارند، فرهنگ را مردم می سازند و ادبا در اين راه به عنوان گروهی از مردم، سهمی در شان و قد و قواره آثارشان ايفاء می نمايند. شاهين کيا - تهران

جای دارد دست اندر کاران تلويزيون، کمی از سطحی نگری خود خجالت بکشند و لحظه ای گفته استاد فردوسی را مرور کنند بسی رنج بردم در اين سال سی عجم زنده کردم بدين پارسی. سبزواری - گچساران

معمولا اين گويشها پس از پايان هر سريال خاتمه می يابد. مريم - کرج

سريال شبهای برره خوب است چون بعد از يک روز کار و خستگی شب نياز به تفريح داريم از نظر روانشناسی هم غنی است ولی تقليد لهجه آنها کار صحيحی نيست. مريم - اصفهان

بنظر من زبان فارسی زيباترين زبان دنياست گويش برره اولين گويشی نيست که بخواهد زبان فارسی را تحت تأثير بگذارد اين گويش مقطعی است و به محض پايان سريال از گويش مردم هم حذف می شود ولی بعضی از کلمات هستند که گاهی تعجب همگان را بر می انگيزد مثل عمراً و... اين کلمات از کجا ابداع ميشود وچگونه وارد زبان ما ميشود خدا داند. مژگان

زبان فارسی مااز ۱۴۰۰ سال پيش مورد هجوم قرار گرفته. اگر نگران سلامت آن هستيم بايد از پايه بررسی کنيم. پوريا - تورنتو

به نظر من تاثيراتی که اين برنامه بر زبان جامعه ميگذاره خيلی زودگذر است و بعد از يه مدتی که برنامه تموم شد از بين ميره مانند همه طنز های قبل. اميد - مينو دشت

دوباره زبان فارسی تحت تهاجم زبان عربی قرار گرفته مانند اسم ما ايرانی ها که اکثر نام ها عربی شده مانند هانيه سميه حامد ... اثرات سريال برره بسيار کم اهميت است. حسنوند - خرم آباد

زبان وسيله ارتباطی بشر است و اگر به اين جمله با دقت تامل نماييم نيک در ميبابيم که هر زمان بسته به شرايط زمانی، اين عامل مهم در طول ساليان دراز با توجه به نياز بشر تغيير يافته است. به عنوان مثال در زمان حمله اعراب به ايران اين زبان تا حدودی با زبان عربی ممزوج شده و با قدرت گرفتن فراسه در هفت دهه پيش پذيرای لغات و اصطلاحات فرانسوی بوده است. امروز با سلطه آمريکا بر جهان پذيرای لغات زبان پرغنای انگليسی در کلام خود هستيم. اما آنچه در مورد تاثير پذيری زبان پارسی از لفظ های ساختگی است به عقيده من آنجا که لازم باشد اين لغات به جای خودش استفاده خواهد شد. همانگونه که به عنوان مثال لغت خفن پس از پخش تبليغات نيروی انتظامی مصطلح شد. نکته ای که در مورد طنز مهران مديری مطرح است، همين روزمرگی بودن اصطلاحات آن می باشد... سروش حقيقت - تهران

من کاملا با اين تکيه کلام ها که بر سر زبان مردم می اندازند مخالف هستم. به جای اينکه استفاده از کلمات زيبای فارسی را ترويج دهند حتی فعل و فاعل ها را هم نابود می کنند. تيشه به ريشه زبان می زنند. آرشام پارسی - تورنتو

به نظر من تعيين ميزان ونحوه تاثير اين برنامه ها بر روی زبان به بررسی عملی و کار تحقيقاتی نياز دارد اما واقعيت مهمتر اين است که در حال حاظر زبان گفتاری در ايران فاصله زيادی با زبان نوشتاری دارد که روز به روز اين فاصله گسترش مييابد. اين امر را برای نمونه در نحوه دوبله فيلم های خارجی و يا حتی همين نوشتار نيز ميتوان ديد. رسانه ها ميتوانند با برنامه ريزی به کاهش اين فاصله کمک کنند به ويژه اثر آنان در جا افتادن واژه ها و اصطلاحات جديد به خوبی ديده می شود. فردين خداپرست - کازرون

زبان تحت کنترل هيچ شخص و يا نهادی نيست و کنترل آن غير ممکن است. به علاوه مسائل بسيار مهمتری در عرصه داخلی و خارجی ايران وجود دارد که اجازه نميدهد از دلخوشی، نگران زبان فارسی باشيم! سياوش - سيدنی

بنده باور ندارم که طنز برره اثر مخرب بر زبان ما داشته باشد، بلکه فکر می کنم باز هم ما ايرانی ها دنبال کسی می گرديم که تقصيرات را به گردن او بياندازيم و برای اين کار، چه کسی بهتر از آدمی که از ما موفق تر است !!! اگر زبان فارسی دستخوش تغييرات شده چه ارتباطی به طنزهای اينچنينی دارد؟ مگر در گذشته های دور طنز وجود نداشت آيا حرف های خنده دار حاجی فيروزها که قدمت تاريخی هم دارند توانست خللی در زبان فارسی ايجاد کند وآيا تکه کلامهای سريال های سال های گذشته که خيلی هم مورد استقبال قرار گرفت در بين مردم رواج دارد؟ با کمی انصاف و بازنگری در سيستم آموزشی کشور متوجه خواهيم شد که اشکال از جای ديگر است. در انتها به نظر من سريال برره آيينه ايست تمام قد از ما ايرانی ها و ما چون هميشه خودمان را برتر دانسته و می بينيم تحمل شنيدن و ديدن ايرادهای خود را نداريم و با استفاده از اين ابزار سعی در تخريب اين سريال داريم. ک. حقيقت - تهران

متاسفانه زبان پارسی زير پای برنامه های نسنجيده و صرفاً سرگرم کننده در حال نابودی است. رامک - شيراز

جای دارد که به ادبای پرتلاش اين مرز و بوم ياد آوری کنيم: دردم از يار است و درمان نيز هم ... اگر گويش به سبک برره در فرهنگ ما جای می گسترد بايد انديشيد که آيا ادبای زبان پارسی در طول ۳ دهه گذشته برای اعتلای اين زبان چه کرده اند که امروز از چند اصطلاح ساده و کوچه بازاری نگرانند، فکر کنم همه ايشان گويش به سبک لوطی های قديم را به ياد دارند، آيا اثری از آن گويش را امروز می توان در فرهنگ فارسی يافت؟ نادر - تهران

مشکل از جای ديگری است. وقتی مردم هنوز حتی مفهوم فرهنگ را نمی دانند صلاحيت تصميم گيری درباره انتخاب واژه ها را ندارند. واژه ها بايد توسط استادان دانشگاه، ساخته شده و به کار روند. ضمن اين که واژه ها بايد کاملاّ فارسی باشند، بايد سعی شود واژه های خوش آهنگی نيز باشند. رضا - شاهين شهر

کلمات و گويش های به اصطلاح من در آوردی در برنامه های طنز تلويزيون بسيار رايجند. تا حدی که می توان گفت بسياری از برنامه های طنز علاقه مندند با معروف کردن تکه کلام خود در بين مردم به مخاطب بيشتری دست يابند. از اين دست برنامه ها در تلويزيون ايران فراوان ديده شده که تکه کلامهای بسياری از آنها در دوران پخش خود توسط مردم به طور گسترده ای استفاده می شده ولی تمامی آنها پس از چند ماه قطع برنامه از خاطرات رفته اند و ديگر مورد استفاده قرار نگرفته اند. به نظر بنده با توجه به غنای زبان پارسی چنين برنامه هايی نمی توانند اثر خاصی در زبان داشته باشند. البته بسيار پسنديده است اگر يک برنامه تبليغاتی حساب شده وجود داشته باشد تا مردم را با غنای اين زبان آشناتر سازد. متاسفانه در نسل جديد بسيارند افراد تحصيل کرده ای که به غير از دروس رسمی مدرسه و دانشگاه حتی يک خط از گلستان سعدی مطالعه نکرده اند. خطر اين مورد برای زبان و فرهنگ پارسی بسيار بيشتر از هر برنامه طنز و يا چيز ديگری است. نعيم - تهران

به نظرمن يقينا که زبان به مردمش متعلق است که آن را حفظ نمايند و يا از دست بدهند ولی در بعضی حالات چنين رونما ميگردد که افراد جامعه به شکل اجباری زبان ملی خود را از دست داده روانه زبان ديگری گردند و آن هم از اثر ضعف اقتصادی است. به گونه مثال در افغانستان که اگر کسی به شکل درست زبان دری يا فارسی و يا هم پشتورا به صورت واقعی يعنی با فصاحت وبلاغت بداند هيچ ارج به ان واگذار نميشود بلکه اگر کسی کمی زبان انگليسی را بداند صاحب قدر و عظمت فراوان در جامعه است و عين قضيه در تاجکستان و ديگر ممالک رير سلطه شوری سابق اتفاق افتاده است. بنا بر اين نقش اديبان در اين زمينه نهايتا مبرم و اساسی تلقی ميگردد. حشمت - کابل

در مقابل سخن دو استاد هيچ اظهار نظری نمی توان کرد. اما اگر قرار باشد هنرمندان بر زبان فارسی تاثير بگذارند اين هنر در قد و قامت برره نيست و تهيه کنندگان آن بايد جنبه احتياط را پيشه کنند چون حداقل در کوتاه مدت بر گفتگوی عوام تاثير گذاشته اند و من در مراجعه به ادارات مختلف دولتی و غير دولتی متوجه شده ام که کارمندان برره ای صخبت ميکنند . البته اين جور حرف زدن در کوتاه مدت ميتواند فضای کاری را تلطيف کند. گفته اند که زبان فارسی زنده شده فردوسی و سعدی است و حتی زبان سعدی به زبان فارسی کنونی ما بسيار نزديک و مانوس است . اما فردوسی و سعدی کجا و برره کجا. گاه بطور آشکار در اشعار بزرگانی چون مولوی کلمه سازی را می بينيم. او حتی گاهی بر سر کلمه ها کوبيده و آنها را جور ديگری بکار گرفته تا وزن و قافيه اش جور در آيد. اما او مولوی است و برره مولوی نيست. در عين حال مولوی گاهی برای تقويت زبان شعر خود از کلمات عاميانه و کوچه بازاری استفاده کرده است مثلا کلمه قلف عاميانه را بجای کلمه قفل زبان رسمی بکار برده است . اين کار نشان دهنده اهميتی است که مولوی به لهجه ها داده است . من همين نکته آخری را ميگيرم و مينويسم که کاش سازندگان سريال ها بجای دستکاری ناصواب در زبان فارسی از لهجه ها استفاده کنند مثلا کلماتی از زبان ترکی و يا لهجه شيرازی يا زبان کردی يا لهجه مشهدی و يا شوشتری را بادقت بکار ببرند تا به اين ترتيب علاوه بر ايجاد فضای لطيف در برنامه ها اسباب آشنائی مردم ايران را با لهجه های مختلف زبان فارسی فراهم نمايند. م. ملا زاده - ايران

اينکه همچين چيزی ديده می شه مقداريش تقصير حکومته که اساساً اجازه نمی ده، از جملاتی که برای بيان عشق استفاده می شود، به طور مستقيم در رسانه ملی استفاده کرد. آقای مديری مجبور شده که اين طرفند رو بزنه و برای اينکه کارش طبيعی تر جلوه کنه مجبور بوده که بقيه کلمات رو هم به همون نسبت تغيير بده. مملکتی که هنوز نون فرهنگ لغت ۵۰ سال پيشش رو می خوره و يا اينکه يک فرهنگ لغت معاصر نداره (که کلمات عاميانه توش باشه) وضعش از اين بهتر نميشه. کيوان - توکيو

همه زبانها ايرادهای زيادی دارند که در ۳ زمينه می باشد: ۱. تلفظ سخت ۲. قوانين دستوری سخت ۳. قوانين نوشتن. به طور مثال زبان عربی هر سه ايراد بالا را دارد و زبان فارسی فقط دستور زبان ساده ای دارد ولی دو ايراد ديگر را دارد. بايد يک زبانی بدون سه ايراد گفته شده بوسيله زبانشناسان ابداع شود تا به انتقال سريع اطلاعات کمک کند و از آن زبان جديد بايد به عنوان زبان دنيای امروز برای همه کشورها استفاده کنيم. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

زبان ابزارارتباط بين انسان ها است همانطور که هر ابزاری در طی زمان دچار تحول ميشود زبان هم چنين سرنوشتی دارد . اگر زبان جامعه ای دچار تغيير وتحول نشود نشانه رکود و سکون آن جامعه است. امروزه پيشرفت تکنولوژی در دهه های اخير سيل کلمات جديد را به زبان های مختلف دنيا جاری کرده واين تحول در غايت بر ادبيات و هنر و فرهنگ ملت ها تاثيرميگذارد که گويش مردم معمولی هم از اين تحول در امان نمی ماند. ساختن کلمات جديد در هر زبانی مثل اختراع هر چيز ديگر است .. آدم ها تحت تاثير تغيرات جامعه خود برای ارتباط بيشتر بهتر يا نوع آوری و تاثير گذاری دست به ساختن کلمات جديد ميزنند اين کلمات در ابتدا بوسيله يک شخص ساخته ميشود درست مثل يک اختراع اگر در عمل مفيد باشد مورد استقبال عامه قرار گيرد کم کم در گويش معمولی مردم کوچه خيا بان مورد استفاده فرار ميگيرد و سپس در ادبيات رخنه ميکند و مثل هر کلمه ديگر جز اعضای تشکيل دهنده آن زبان ميگردد.. و گرنه فراموش ميشود و ازبکار برد خارج ميشود... بنابر اين من فکر ميکنم هر تغيير و وتحولی در زبان بستگی صد درصد به نياز ان جامعه در ان زمان بخصوص دارد ما هم هيچکاری در باره ان نميتوانيم انجام دهيم و نبايد از اين تغييرات صدای وا مصيبتا بلند کنيم که زبان پارسی در خطر است. ح. نراقی - دالاس

اگر چه زبان دستخوش تغييرات ميشود ولی بهتر است زبان هر گونه تغيير را نپذيرد و اين در حيطه مسئوليتهای فرهنگستان زبان است. بنده معتقد به زبان فارسی سره نبوده و نيستم و بر اين عقيده ام که وام گيری از زبانهای ديگر و يا ايجاد واژهای مورد نياز ضروری است ولی اينکار بايد با دقت صورت گيرد تا زبان به بيراه نرود. دانشگاه اکسفورد تا به حال اجازه ورود کلمه webpage را به ديکشنری نداده است و معتقد است اين کلمه بايد بصورت web page يعنی جدا از هم نوشته شود. توجه به سياستهای زبان انگليسی و پيشرفت آن و مقايسه آن با موقعيت زبان فارسی ميتواند جواب پرسش فوق باشد. رامين موتاب - تبريز

زبان پارسی در دهه های اخير دچار گزندهای بسياری گرديده است از جمله همين عوام گرايی و آميختن زبان با اصطلاحات من درآوردی کوچه و بازار بويژه فرهنگ جاهلان جنوب شهر تهران با اصطلاحاتی مانند ايکی ثانيه ، سه سوت ، زت زياد ، سه شدن و ... از سويی هم ان سريال ها که دستمايه خود را تمسخر جامعه روستايی قرار داده اند در لفافه آن نقطه نظرات حکومت را هم به مردم القا می کنند و منشائی برای الگوهای رفتاری و کلامی می گردند که آثار آن تا مدتها بر زبان می ماتند نکته ديگری هم که در کنار اين مطالب بايد گفت اين است که زبان پارسی اگر اين همه شيواست و زيبا و زنده و بالنده مانده و حتی بيرون از مرزهای ايران طرفدارانی دارد به اين خاطر است که سخنوران بزرگ آن به انسانيت ، اخلاق ، دلدادگی ، دوستی و عشق بيشتر پرداخته اند اما اکنون اين زبان بطور رسمی به نظر می رسد که پس روی کرده است . اين خيلی نگران کننده است که جوانان ايرانی حتی پارسی زبانان نيز گرايش به شنيدن آوازها ، ترانه ها و اشعار به زبانهای غيرايرانی دارند. شهرام - رشت

بنظر من ممنوعيت استفاده از ماهواره و در پی آن جذابيت منتج از اين ممنوعيت، بيشتر از سريال برره باعث ورود واژه های غريبه و مخرب از زبانهايی مانند ترکی استانبولی به زبان محاوره ای ما شد. رضا - تبريز

 
 
مطالب مرتبط
روزجهانی زبان مادری و ايرانيان
22 فوريه، 2004 | فرهنگ و هنر
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران