BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 15:19 گرينويچ - يکشنبه 18 دسامبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
آیا با کمک به خودکشی بیماران لاعلاج موافق هستید؟
 
قتل از روی ترحم
سوییس یکی از کشورهای انگشت شماری است که قتل از روی ترحم در آنجا قانونی است.
بیمارستانی در سوئیس اعلام کرده است که اجازه خواهد داد تا به بیماران رو به موتی که در این مرکز بستری هستند برای خودکشی کمک شود.

قتل از روی ترحم در سوئیس قانونی است اما تنها در مورد بیمارانی مجاز محسوب می شود که از لحاظ قوای ذهنی قادر به تصمیم گیری باشند و بیماری آنها قابل درمان نباشد.

اکنون بیماران رو به موتی که در بیمارستان اصلی شهر لوزان بستری هستند در صورت برخورداری از شرایط مقرر می توانند در محوطه این بیمارستان به زندگی خود پایان دهند و دیگر مانند گذشته ناچار نخواهند بود تا به انجمنی که بطور داوطلبانه چنین خدماتی را ارایه می کند مراجعه کنند.

پزشکان ارشد این بیمارستان می گویند این تصمیم پس از سه سال تحقیق و بررسی اتخاذ شده و بیانگر موضع انجمن پزشکی سوئیس و کمیته ملی اخلاقیات این کشور است.

این دو نهاد می گویند برای احترام به خواسته بیماران و حفظ استقلال آنان، قتل از روی ترحم باید در موارد خاص مجاز شود اما هرگز نباید صورت یک روند عادی را به خود بگیرد.

نظر شما در مورد کمک به خودکشی بیماران لاعلاج چیست؟ آیا چنین کاری را از لحاظ اخلاقی موجه می دانید؟

نظرات خود را برای ما بفرستید. لطفا به خط و زبان فارسی بنویسید!

برخی از نظرات شما

من با اين کار موافق نيستم و به نظر من اميد به رحمت خدا از خودکشی بهتر است . به اميد سلامت همه ی بيماران گرامی. سيد شهاب الدين موسوی زاده - مشهد

در دين مقدس اسلام خودکشی حرام است يعنی اينکه انسان هيچ گاهی نبايد مرگ را به زندگی ترجيع دهد و بايد هميشه به رحمت الهی باور داشته باشييم که خداوند قادر و توانا هست و ميتواند امراضی را که انسان قادر به علاج آن نباشد به قدرت لايتناهی خود علاج نمايد. محمد اکبر - مزارشريف

بنظر من اگر هيچ اميدی به بهبودی آنها نباشد و جز رنج و سختی چيزی برای آنها نداشته باشد بهتر است اين عمل صورت گيرد. مسعود - مشهد

خودکشی يک انسان به مانند خروج از جلسه امتحان قبل از پايان وقت به شکلی اعتراض آميز ميباشد به نحوی که هم استاد را می رنجاند و هم به دليل ضعف در پاسخگوئی عليرغم تمامی امکاناتی که استاد در اختيارش قرار داده نخواهد توانست حائز رتبه فبولی گردد. البته لا يکلف الله الا وسعها يعنی در اين مورد شايد تنها بهره ای که او از اين دنيای فانی داشته است تنها همين بيماری لا علاج باشد. پس صبر کند تا پايان امتحان، قطعا عقوبت و يا پاداش متناسب با امکانات و امتحان خواهد بود. خداوند عادل است اگاه به همه امور پنهان و آشکار . علی منصوری

به عقيده من موضوع با شرايط مختلف تغيير می کند که کاملا مربوط به خود فرد بيمار است .مثلا در کشوری مانند ايران دچار شدن به بيماری سخت علاوه بر درد جسمی برای فرد مذکور درد روحی از ناراحتی وبه مشکل افتادن اطرافيان را نيز به همراه دارد چرا که گفته می شود خرج درمان بيماريها سالانه ۷۰۰۰۰۰ نفر را به زير خط فقر می کشاند که به نظر من تصويب چنين قوانينی در ايران به درمان روحی بيماران که مهمتر از جسم است کمک ميکند.به عقيده من يکی از انسانی ترين قوانين مصوب در دنيا همين قانون است. به اميد روزی که هر انسان بتواند شخصا درمورد خود تصميم بگيرد. علی تهرانی - تهران

آيا همه بيماريها از روز اول درمان داشتند؟ اين طور نيست. علم پزشکی علمی است در حال پيشرفت. چه بسا افرادی که اينچنين با رضايت خود به قتل می رسند نمی دانند که همين فردا ممکن است علاج بيماری آنها کشف گردد! "لا علاج" واژه ای نسبی است و من فکر نمی کنم هيچ کسی با اطمينان کامل بتواند بگويد فردی غير قابل درمان است. مهران جهانتابی - سنندج

موافق هستم وقتی بيماری لاعلاج است و خود بيمار در شرايط سالم مغزی بسر ميبرد احتياج به قيم ندارد. شروين - تهران

در پاسخ به آقای دکتر غنی زاده بايد گفت همانطور که خود شما فرموده ايد بيماری لا علاج. پس درمانی برای آن متصور نيست . ودر جايی گفته ايد درد زايمان بدترين درد در دنياست که خانمها تحمل ميکنند . بايد به دکتر عزيز گفت پس به همين دليل است که در جايی خواندم حدود ۷۵ درصد خانمها بعناوين مختلف و برای فرار از درد سزارين ميشوند ضمن اينکه درد هايی مانند درد ناشی از سرطان و ايدز درد هايی نيست که در يکساعت و يا يک روز تمام شود و همينطور ضايع شديد نخاعی . وضمن احترام به آقای پرفسور که مسلما در عرصه پزشکی اعلم تر از امثال بنده ميباشند بايد گفت اينکار اصلا هيچ ارتباطی به سياست و فراموش نمودن سوگند پزشکی ندارد و بالعکس بايد تحسين نمود پزشکانی را که درد و رنج بيمارانشان را راهی برای سود آوری خود و انجام کارآموزی نميدانند . جمشيد - تهران

به نظر من اگر خود بيمار ديگر توانايی زجر کشيدن را نداشته باشد و به مرحله هادی رسيده باشد با رظايت اول خود بيمار و بعد فرزند ارشد ميتواند قانونی باشد. ياشار - تهران

فکر خيلی خوبيه زيرا برای کسی که از شدت دردميگريد، سخن از زندگی گفتن بيهوده است..... انسانی که روش زندگيشو خودش انتخاب ميکنه چرا نبايد روش مرگشو انتخاب کنه؟ سعيد - مشهد

مردن و ادامه حيات هر شخص فقط دست خداوند می باشد و غير از اين قتل است اگر خداوند صلاح بداند خودش انسان لاعلاج را يا درمان می کند و يا او را از بين می برد . لازم است توجه داشته باشيم که بسيار بوده اند بيماران لاعلاجی که شفا يافته و سالهای سال مجدداً ادامه حيات داده اند. حامد صابونی - قزوين

به هيچوجه درست نيست. اين کار دخالت در کار خداوند است و عذاب آن لحظه را از انسان ميگيرد وعذاب ابدی را هديه ميکند. سوگل - چابهار

کمک به خود کشی بيماران لاعلاج به نظر من شايسته نيست زيرابا رشد هر روزه علوم احتمال يافتن راه حلی جديد امکان دارد. علی - لنده - کهگيلويه

کسی که اميدی به بهبودی اش نيست و سهم اواز دنيا درد و رنج حاصل از بيماری اش می باشد، کمک به پايان زندگی چنين فردی يک عمل مثبت است و از نظر من نام اين عمل خود کشی نيست. فرناز - اردبيل

به نظر من اين کار خودکشی محض است واين کار از دست کسانی بر ميايد که آنچنان در ماديات محوشده اند که ديگر وجود خدا را فراموش کرده اند .من معتقدم که شخصی با اين شرايط از بار گناهانش کاسته ميشود واين بهتر از حالتی است که در آن دنيا بخواهد جواب بدهد. حشمت - تهران

همانگونه که انتخاب مرگ و يا زندگی برای انسانهای سالم آزاد است و انسانهای سالم ميتوانند خودکشی کنند انسانهايی هم که بيمار هستند بايد اين حق را به نوعی داشته باشند تا از عذاب رهايی يابند. داريوش - تهران

به نظر من مرگ هر کسی دست خداوند بزرگ است، بنابراين درد و عذاب دنيوی نيز دست اوست و اگر او بخواهد مرگ شخص بيمار را فرا می رساند. بنابراين کمک به خودکشی بيماران يعنی دخالت در کار پروردگار. غلامرضا صفرنيا - بابلسر

شش ماه قبل فهميديم همسرم که فقط ۳۳ سال سن داره گرفتار نوع لاعلاجی از سرطان شده. درد و رنج شيمی درمانی و عوارضش از يکطرف و وحشت مرگ و بی مادر شدن بچه ها از طرف ديگر. روزهای بسيار بدی رو براش رقم زدند. تحمل کردن چنين لحظاتی خيلی سخته. اگه کسی ميخواد زمان قرار با سرنوشت محتومش رو خودش تعيين کنه بايد به تصميمش احترام بگذاريم. اين خودکشی نيست. بدست گرفتن زمان و نحوه برخورد با مرگ هست. امير - کانادا

اگر سراسر زندگی انسان در اين جهان را امتحان بدانيم هرگز در اشتباه بودن اين مورد کوچکترين شکی نخواهيم کرد. مرتضی يحيی آبادی - تهران

به نظر من بسيار قانون قابل احترامی ميباشد برای بيمارانی که هيچ راه علاجی برايشان کارساز نيست و اينکه دردهای کشنده غير قابل تحمل قرار دارند. من شاهد رنج و عذاب برادرم با بيماری پيشرفته سرطان خون بودم. هر چند، تا دقايق آخر زندگيش از لحاظ قوای ذهنی در شرايط نسبتا" خوب بسر ميبرد ولی شايد بمدت يکماه تمام از دردهای وحشتناکی که برادرم متحمل ميشد همه در عذاب بوديم که نميتوانستيم کاری برايش انجام دهيم و اين برای خود ما کشنده تر بود. اين قانون به خود بيمار کمک بزرگی ميکند که حداقل بدون درد و عذاب چشم از اين دنيا فرو بندد. من با اين قانون که به روح انسان برای مردن آرامش ميدهد - موافقم. آناهيد - تهران

برای زندگی کردن بايد بتوانيم از دنيای پيرامونمان لذت ببريم هم روحی و هم جسمی. زمانی هست در اوج درد باز هم می توان زندگی کرد اما اگر اين درد آدمی را به ورطه سقوط و انحطاط ببرد انتخاب مرگ بهترين راه است اما اگر به راستی هيچ راه ديگری وجود نداشته باشد. آيدا پوررستمی - تهران

اين حق طبيعی هر انسانيه که ديگه نخواهد به زندگی ادامه بده اگه حتی حالش کاملا خوب باشه و اين حرکت گامی به سوی رسيدن به اين حرف است. حسام - تهران

امروز من درک کردم پزشک های ما(جهان) خيلی راحت طلب شده اند. از رحمت خداوند مايوس و مريض را نيز به ياس ميکشانند ، زندگی يک نعمت خداوندی است . بايد قدر آنرا بدانيم ، در نظر شخصی من، اين عمل غير طبيعی است ...و اگر کسی به چنين اعمال غير طبيعی نام آرامش و رهائی از درد را بدهد ، البته اين روش بعيد از شرافت و عواطف انسانی نخواهد بود. اشرف - کابل

زندگی متعلق به خود فرد و تصميم گيری در مورد اون مطلقا برای هر فرد محفوظ هست و هيچ فرد خارجی حق ندارد نسبت به آن تصميم گيری کند در صورتی که يک فرد به دليلی علاقه به ادامه زندگی ندارد و ما هم به عنوان يک انسان قادر به کمک به رفع اين دليل نيستيم بايد به او کمک کنيم. تابان - ساتهامپتون

خيلی از بيمارانی بوده اند که بعد از قطع اميد صد در صد به زندگی خود ادامه داده اند . لذاهيچ کس نمی تواند زمان مرگ افرادرا تشخيص دهد. در اديان ديگر نمی دانم اما در دين اسلام خودکشی حرام است و فردی که دست به همچين کاری ميزند مستوجب عذاب خواهد شد . من با اين نظر مخالفم. اسماعيل دريانورد درگهانی - قشم

من دانشجوی پزشکی هستم واز اين تصميم اضهار تاسف ميکنم. ما بايد بدانيم که وظيفه ما پزشکان اين است که برای نجات افراد تلاش کنيم نه برای مرگ انها. ما تلاشمان رامی کنيم و نتيجه رابه خدا واگذار می کنيئم. محمد - ايذه

اين حق بيماری است که از نظر عقلانی در سلامت کامل و قادر به تصميم گيری باشد. به نظر اينجانب اين حق تمامی انسانها است که حاکم بر سرنوشت خود باشند. زيرا حتی در زندگی يک فرد سالم نيز شايد زمانهايی باشد که فرد واقعاً قادر به ادامه زندگی نباشد وبخواهد بميرد چه برسد به انسانهای که دارای بيماريهای لاعلاج هستند. مااگر اين حق را از اين بيماران بگيريم در حقيقت اقدام به شکنجه وعذاب بيمار نموده ايم واين حق آن بيمار است که تصميم بگيرد که بميرد يا که به زندگی ادامه دهد. زيرا فقط اوست که معنای واقعی آن درد ورنج را حس می کند و نه آدمهای ديگر... نويد - تهران

انسانهای ديندار و معتقد بر اين ايمان دارند که درد از خداست و درمان نيز از اوست . حتی مريضی يا مريض داری شايد عاملی باشد برای بخشايش در آخرت بنابراين بايستی شرائط طبيعی گذرانده شود. محسن - شيراز

بدون شک اين امر وقتی قابل بحث است که از لحاظ پزشکی فرد بيمار امکان بهبود يا حتی احساس عدم درد را ندارد و هيچ انسانی دوست ندارد که فقط درد داشته باشد و عذاب بکشد تا بميرد. در مجموع به نظر من اين مسئله در عين دردناکی و دشواری آخرين حد احترام به انسان است. مرتضی - شيراز

متاسفانه همه ما ادما يادمون رفته برا چی زندگی ميکنيم. اين کار فقط دخالت تو کار خداست. هما - اصفهان

کاملا موافق هستم و مايلم در چنين شرايظی از همين حق استفاده کنم. تا حدودی مثل قانون سقط جنين است. ناراحت کننده اما لازم و ضروری. روزبه - دوبی

اگر روزی به بيماری لاعلاج مبتلا شوم ، شايد ، شايد ، از طريق بيماری من علاجی برای بيماری هايی که در آينده اتفاق می افتد پيدا شود . بنابراين من با اين موضوع مخالف هستم. محمد رضا - مشهد

در اين تصميم گيری ذکر شده است که بيمار برای تقاضای کمک مرگ بايد هشياری کامل داشته باشد. اين به اين معنی است که شخصی که هشيار نيست مجبور است تا هنگام مرگ زجر بکشد و از «موهبتی» که ديگران برخوردارند برخوردار نشود. برای رفع اين مشکل بد نيست که مردمان از قبل وصيت کنند که اگر دچار چنين وضعيتی شدند، به آنها کمک مرگ بشود يا با مشورت نزديکانی که از نظر آنها آگاه هستند، به آنها کمک مرگ بشود. ساسان - گوتنبرگ

بودن يا نبودن مسئله اينه .تصميم با خود شخصه که کدومش با ارزشتره؟ اما اينم هست که اميده که آدمو زنده نگه ميداره. صابر - تهران

مگر مدت و زمان زندگی کردن انسانها را خودشان تعيين می کنند که با يه بيماری بخواهند به آن پايان دهند. خيلی زمانها اتفاق افتاده که انسانی تمام علائم حياتش از بين می رود ولی چند ساعت يا حتی چند روز بعد دوباره عمر مجدد مييابد. چرا انسانها به مسيری می روند که در هر کاری دخالت می کنند و اين افکار پوچ را رواج می دهند و حتی آنقدر گستاخ شده اند که در کارهای خدا هم دخالت می کنند. مريم - تهران

من پرستار مراقبتهای خاص هستم. من هم مخالفم اما اگر فردی در کما عميق باشد و بعد از هوشياری نتواند سلامت کامل دارا باشد به نظرم اين بزرگترين کمک به او واطرافيان و جامعه است. ليلا - همدان

بله من موافقم چرا آدم بايد بی دليل درد بکشه مخصوصاً وقتی کسی خودش راضی به مرگ هست. يلدا - تهران

به نظر من با اينکار امکان زنده بودن و وجود داشتن را از يک انسان ميگيريم. چيزی که فقط يک بار در دنيا به همه انسانها داده شده اين يک دارايی غير قابل بازگشت و غير قابل تعويض است. مسعود - يزد

در صورتی که تيم پزشکی تاييد کند و اعضا خانواده موافق باشند می توان اين کاررا انجام داد هم هزينه های درمان کاهش می يابد و هم اينکه از لحاظ اقتصادی به خانواده مريض فشاری وارد نمی شود. سامانيان - بجنورد

کاملا موافقم.چون به اين ترتيب بيماری که بيماری سخت و لاعلاج دارد مجبور نيست درد و مشقت بيشتری را تحمل کند. تارا - تهران

بر اساس نوع بينش به جهان هستی می توان اينگونه پاسخ داد. اگر موحد و معتقد به خدای يگانه و روز رستاخيز و پاداش و جزای الهی هستيد بر اساس آموزهای دينی تحمل رنج و درد در دنيا برای بيمار و مراقبت توسط ديگران دارای پاداشی بزرگ در آخرت می باشد که قطعا به درد و رنج و زحمت آن می ارزد اما اگر چنين اعتقادی نداريد بايستی با اين عمل که در ظاهر هم بيمار و هم اطرافيان راحت می شوند(البته از اين دنيا) موافق بود. ضمنا من
يک مسلمان معتقد هستم. عليرضا نظام پور - مشهد

من با اين کار کاملاٌ موافقم چرا که انسانی که با تکنولوژی پيشرفته امروزی زندگی را به خود بسيار راحت و دلپذير نموده روانيست که در پايان کار با عذاب و درد روزگار بگذراند. مازيار - تهران

درنااميدی بسی اميد است يايان شب سيه سپيد است. محسن - تهران

چنين تصميمات و قوانينی در صورتی که با انديشه و تحقيق درازمدت صورت گيردو شخص بيمار تاب تحمل بی ثمر بيماری لاعلاج خود را نداشته باشد از نظر بنده نه تنها موجه بلکه عاليست. بی شک پروردگار توانا آفريده ناگزير خود را عفو خواهد نمود. مهدی - تهران

آنچه تاکنون موجب پيشرفت درعلوم به خصوص در پزشکی شده است بررسی وکنکاش درمعالجه بيماريهای لاعلاج بوده است و پزشکان درچالش بين مرگ و زندگی درسهای گرانقدری آموخته اند. اين فرصت خدادادی رامغتنم بشماريد. محمد - مشهد

من با نظر احسان از تهران موافقم و فکر ميکنم بيمار وکسانی که با عقيده کمک به خودکشی موافق هستند معنی درستی از زندگی وهدف آن ندارند به نظر من بايد به بيمار از لحاظ روحی کمک کرد تا اين دوره از زندگی خودرا نيز طی کند. آذين - تهران

۱۰۰% مخالفم من معتقدم نزديکان يک بيمار هم حق انتخاب دارند چون يک بيمار ممکن است برای راحتی خويشان خود اين خواسته را داشته باشد ولی يک نفر از اعضای خانواده حتی اگر هميشه بستری باشد و حتی تنواند حرف بزند زنده است و اين خودش جای اميدواری است که شايد روزی علم بجايی برسد که دردها را شفا بخشد و يا اينکه معجزه ای شود. هلن - تهران

من کاملا موافقم. در ضمن آن اقای دکتری که نوشتن سخترين درد درد زايمان است درست گفتن ولی يک نکته رو فراموش کردن که درد زايمان چند ساعتی بيشتر طول نميکشد و بعد از چند روز استراحت شخص قادر خواهد بود که تمام کارهايش را انجام دهد. واين درد هميشگی نخواهد بود به همين علت زنان از پسش بر ميايند. در هر صورت دير يا زود يا به دست خود يا ديگری يا خدا بايد مرد پس چه بهتر که نه خود عذاب بکشيم نه ديگران را به عذاب مبتلا کنيم که هر لحظه برای نجاتمان آرزوی مرگ برايمان کنند. نيکو - تورنتو

در صورتی که بی علاج بودن بيماری مسلم باشد با کمک به خودکشی بيماران بی علاج موافق هستم، زيرا: ۱. معالجه بی نتيجه، هزينه اقتصادی سنگينی را به خانواده بيمار و جامعه تحميل ميکند که اين هزينه می‌تواند صرف پيشرفت و رفاه خانواده و جامعه شود. ۲.بيمار از زنده بودن جانکاه عذاب می‌کشد و لذتی از آن نمی‌برد. ۳.مراقبت از بيمار وقت و انرژی زيادی از بستگان بيمار می‌گيرد و فشار روانی سنگينی به آنها تحميل می‌‌کند که ممکن است آنها نيز بيمار شوند و لذتی از زندگی نبرند. ۴.هزينه‌های درمان و مراقبت از بيمار ممکن است شيرازه خانواده بيمار را از هم بپاشد . عزيزالله عربی - تهران

من موافق هستم بيماری که لا علاج چرا بايد درد بکشه من خودم ديابت دارم اگر بر اثر ديابت ناتوان بشم حتما کار خودم را تموم ميکنم . رضا - تهران

بنده موافقم واينراهم وصييت کرده ام. عنايت - اصفهان

به نظر بنده کسی که دچار بيماری لاعلاج است هم خود زجر ميکشد و هم اطرافيان وی در عذابند و علاوه بر اين هزينه های سنگينی را دولت و وابستگان شخص در جهت نگهداری وی بايد متحمل شوند لذا چنانچه شخص بيمار رضايت به راحت نمودنش بدهد اين کار عقلانيست. علی آزاد - نجف آباد

اگر سطحی نگر باشيم و فقط قصد ما راحتی انسان از درد بيماری باشد اين کار کاری عقلانيست. ولی اگر به عمق قضيه نگاه کنيم از روی آموزه های دينی و نه فقط اسلام متوجه می شويم که با اين اجازه به بيمار عذاب ابدی خواهيم داد. بايد به اين نکته هم توجه داشت که بيمار در لحظه درد فقط به فکر خلاصی از آن است و توان فکر کردن به عواقب کار را ندارد. وحيد آقايی - اصفهان

به اين سوال روانشناسان بايد پاسخ بدهند. آنها بايستی به اين سوال از اين ديد پاسخ بدهند که اگر کسی به يک انسان کمک کند که او بميرد آيا اين عمل در روح و روان شخص کمک کننده تاثير بد نمی گذارد و عواطف و احساسات انسانی اورا فاسد نميکند؟ و او را به يک آدم قسی القلب تبديل نميکند؟ اگر پاسخ روانشناسان به اين سوال مثبت باشد انگاه بايستی افراد با هر تخصصی از اين عمل اجتناب کنند؟ و بهتر است از کسانيکه در سويس چنين عملی را انجام داده اند سوال شود که روحيه آنها بعد از انجام چنين عملی دستخوش تغييراتی به سمت بد شدن گرديده است يا خير؟ مهدی کشاورزی - تهران

از ديدگاه اسلام امر خودکشی منفور است و فرد گناهکار می شود .. در هر صورت بايد به زندگی اميدوار بود چرا که خود زندگی بزرگترين نعمتی است که خدا به انسان بخشيده است .. بايد شکر گزار او باشيم .. اگر مريضی لاعلاجی هم داشتيم از ياد او غافل نشويم ... در هر صورت خودکشی راه حل جالبی به نظر نمی رسد. مصطفی - خراسان - تايباد

بنظر من وقتی که حق يک زندگی انسانی از شخص بيمار ربوده می شود و حتی توانايی انجام دادن ابتدايی ترين کارهای شخصی اش را ندارد و روزی هزار بار می ميرد و زنده می شود، در عوض او حق تصميم گيری برای زمان مرگ خود را دارد. در اينصورت اين خودکشی محسوب نمی شود بلکه انتخاب زمان و نحوه مرگ خويش ميباشد، يک مرگ باعزت. فاطمه - رفسنجان

درمان يعنی رها کردن بيمار دردمند از درد و بيماری. با اين تعريف در جايی که تنها راه رها کردن يک انسان دردمند از بيماری و دردی دائمی و غيرقابل علاج مرگ باشد ميتوان اقدام به چنين مرگی با رضايت بيمار را کاری شرافتمندانه و قابل احترام تلقی نمود. من با اين امر موافقم. مهوش - تهران

بنظر بنده هر انسانی با اعتقادات ويژه ای و ديد خاصی به خالق هستی مينگرد حال چه مسيحی ... چه مسلمان و چه زرتشتی و کليمی و در آخرين لحظات چشم اميد به کرم ولطف الهی ميدوزد ... و بنده خود انسانهای مومن و معتقدی را ديده ام که زمانی که با دردهای طاقت فرسا و جانکاه روبرو شده اند و حتی در شبانه روز نميتوانسته اند يک ساعت بدون درد بخوابند و زمانی که حتی نزديکترين افراد خانواده اش از دستش عاصی شده و آرزوی مرگش را ميکردند. خودش ابتدا از خداوند آرزوی مرگ ميکرد و در لحظاتی که ديگر جان به لبش می رسيد لب به کفر ميگشود و تمام مقدسات را منکر شده و ناسزا ميگفت. بنابراين من معتقدم در لحظاتی بحرانی و زجرآور که ميتوان انسانی را در رسيدن به آرامش ابدی کمک کرد حال اينکه خودش از نظر کلامی و عقلانی توان ابراز اين خواست را داشته باشد و چه آنکه بعلت عارضه هايی همچون ضايعات مغزی نتواند اين امر را (خود کشی) را تاييد کند يک امر مقدس است و مطمئنا خداوند آنقدر بخشنده و مهربان خواهد بود که ما را و آن بيمار درمانده را ببخشد. جمشيد - تهران

به نظر من اين اقدام خوبی می باشد اما فقط بايد بسيار مراقب بود و قوانينی وضع کرد تا اين مورد موجب پوششی برای قتل و جنايت نشود. به نظر من بايد دولتها قانونی را تصويب کنند تا کودکانی که با نقص عضوهای قابل درمان به دنيا می آيند به هزينه دولت درمان شوند و اين يکی از وظايف دولتها باشد. همچنين بايد حوزه خودکشی های داوطلبانه را افزايش داد تا کسانی که حتی در حال مرگ نيستند اما دارای نقصهای جدی بوده و مايل به ادامه زندگی نيستند بتوانند به راحتی و در پناه قانون به زندگی خود خاتمه دهند. مهدی - ساروی

بنظر اينجانب اين کار کاملا منطقی و درست است. تنها چون ما در ايران به همه چيز شک داريم از اين ميترسيم که فردا هر کسی را بکشند بعد آنرا با اين طرح توجيه کنند. بهروز - تهران

اين مورد نه ربطی به دين داره نه به خدا و جهنم. حتی اگر موضوع حق طبيعی يک انسان راجع به چگونگی زندگی اش را در نظر نگيريم بايد از زجر کشيدن انسان بيمار جلوگيری کنيم. کوشا - تهران

من فکر ميکنم اين بزرگترين لطفی است که جامعه ميتواند به اينگونه افراد بکند. اين کار دو جنبه مثبت دارد يکی اينکه به درد و رنج فرد پايان ميدهد و ديگر اينکه امکاناتی که برای اين افراد استفاده ميشود ميتواند کمکی به ديگر ارکان جامعه باشد. اميدوارم که اين مسئله هرچه زودتر در همه جای دنيا قانونی شود. ک - ميلتون

به نظر من اينکار باز هم خودکشی محسوب می شود و شخص بيمار نيازی به کمک ديگران برای قتل خودش ندارد. چون فکر می کند با انجام اينکار توسط ديگران از گناه خودکشی مبرا می شود، درصورتی که باميل خودش اينکار را انجام داده، به قول معروف کلاه شرعی گذاشته. افرادی که به اين بيماران در خودکشی کمک می کنند نيز شريک جرم هستند. ساناز - تهران

به نظر من به دليل اينکه زندگی را خداوند به انسان عطا می کند مرگ نيز تنها دريد قدرت اوست و دخالت در اين امر قتل نفس و گناه به حساب می آيد. چه بسا احتمال دارد در طول يک بيماری لاعلاج برای شخص با توجه به سرعت پيشرفت علم ناگهان راه درمان آن کشف گردد. نجمی - تهران

من با اين امر کاملا موافقم به شرط آنکه ادامه زندگی برای خود شخص با رنج و درد بسيار همراه باشد و اين عمل توسط فرد ديگری انجام شود نه حالت خود کشی داشته باشد. مهتاب - اصفهان

من کاملا با اين عقيده مخالف هستم. ما که سالم هستيم بايد به بستگان بيمار خود حتی اگر رو به موت باشند اميد و انگيزه بدهيم و آنها را تنها نگذاريم تا خدا چه بخواهد.شيما ستاری - تهران

بايد اين فرصت را به بيمارانی داد که با بيماری زندگی می کنند که زجر آورست و هيچ اميدی به بهبودی آنها نيست و اين بايد بسيار هوشمندانه و دقيق باشد تا هيچ راهی برای سوءاستفاده از اين روش نباشد (همچون موردی که پرستار بدون اطلاع بيماران و با انگيزه شخصی دست به اين کار ميزد) سعيد - سيرجان

خودکشی بيماران لاعلاج با فلسفه زندگی به شدت تناقض دارد. رنج و درد در هر قالبی که باشد بخش لاينفک زندگی انسانهاست و بستری جهت رشد و اعتلای مقام انسانی در مسبر گذر از اين محنتکده است. با خودکشی و يا قتل بيماران لاعلاج فرصت اين بالندگی ازآنان گرفته می شود. احسان - تهران

اين کار به انگيزه خود شخص بستگی دارد. شايد اگر به اين افراد برای خودکشی کمک نشود، آنها از روشهای بدتری استفاده کنند. به هر صورت اجباری در کار نيست، پس نمی توان اين کار را محکوم کرد. زندگی هر فرد مربوط به خود اوست. بهنام - اروميه

خير. تحمل بيماری لاعلاج به مراتب آسانتر از تحمل ضربات جبران ناپذير روحی ميباشد. وقتی در اينگونه موارد انسانها حق خودکشی ندارند (چه از لحاظ مذهب و چه عرف) قطعا در مورد ابتلا به بيماری جسمانی تکليف مشخص است. حميد - تهران

من با کمک به خودکشی بيماران مخالفم چون اين کار يعنی نااميد بودن به لطف پروردگار .... اگر کسی به خدای بزرگ ايمان داشته باشد ميداند که او خود ممکن حتی در آخرين لحظه بيماری را شفا دهد و از مرگ نجات پيدا کند پس چرا بايد اقدام به خودکشی کرد، مرگ و زندگی دست خداست هروقت بخواهد زنده ميکند و هروقت بخواهد ميميراند. سارا - تهران

من فکر می کنم انسان هيچ وقت نبايد اميدشو از دست بده. يادم هست که هميشه بزرگترا می گفتند هيچ وقت اميدتو از دست نده تحت هيچ شرايطی. انسان هميشه بايد به خداوند اميدوار باشه. من ميگم اگر انسان اميدوارانه از اين جهان بره خيلی بهتر از اينه که نااميدانه خودکشی کنه. هيچ کسی تقدير و تصميم خداوندو نمی دونه. به نظر من اين بيمارستان هم بايد سعی کنه به جای تجويز خودکشی در اينجور بيماران نور اميد و توکل به خداوند را زنده کنه. امير - تهران

بله اين کاری است که بايد در همه جا انجام شود. چرا که فقط همان بيمار است که از دردی که می کشد آگاهی دارد. بابک - تهران

حيات بزرگترين موهبت الهی است. اگر بنا باشد بشر با بروز هر مشکلی به حيات خود خاتمه دهد فلسفه حيات که مبارزه تا آخرين نفس است زير سوال خواهد رفت. از فلسفه غرب بدنبال رنسانس انتظاری بيشتر از اين نيست. انحطاط و نابودی روند طبيعی فلسفه ماديگرای است. حسين - تهران

شايد اظهار نظر کسی که در شرايطی مشابه با بيماران لاعلاج قرار ندارد، منطقی نباشد. اما امروز من فکر می کنم که اگر روزی به يک چنين بيماری مبتلا بشوم، تصميم بگيرم، که خودم را بکشم. ابراهيم - مشهد

به نظر من اين کار ميتواند کمک بزرگی برای بيماران باشد. بيماری که اميدی به بهبود او نيست و در حال زجر کشيدن است به جای اينکه بنشيند و ذره ذره آب شدن خود را ببيند و شاهد ناراحتی اطرافيان خود باشد ميتواند با اختيار خودش هر زمانی که ديگر قادر به تحمل اين زجر نبود بار سفر ببندد و جان به جان آفرين تسليم کند. البته نميدانم که از نظر شرعی اين تصميم درست است يا نه. و همچنين نميدانم که اگر روزی خودم در آن شرايط قرار بگيرم قادر به گرفتن چنين تصميمی خواهم بود يا نه. ولی به هر صورت بايد به عنوان يک گزينه در اختيار بيمار قرار بگيرد. پروانه - تبريز

در صورتی که اين کار خواست شخص بيمار باشد کاملا موافقم، هر کسی بايد بتواند برای روح، جسم و سرنوشتش تصميم بگيرد. ليلا - تهران

من فکر ميکنم اينکار از نظر اخلاقی نه تنها بد نيست بلکه خيلی خوب هم هست. زيرا اين هم نوعی نجات است. در واقع راضی شدن به زجر کشيدن انسانی که درهر حال بيماری لاعلاج دارد و تقاضای زودتر خلاص شدن را ميکند کاری غير اخلاقی و غير انسانی است. شکريه عرفانی - تهران

به نظر من در صورتی که بيمار اميد به درمان نداشته باشد و به خاطر بيماری خود زجر بکشد، بايد بتواند خودکشی کند. حسن - مشهد

به نظر من اگر با تمهيدات موثر جلو سوءاستفاده از اين روش گرفته شود، بسيار انسانی خواهد بود که به زجر کشيدن يک بيمار لاعلاج پايان داد. احمد - تهران

بسيار کار پسنديده و خوبی هست. موافق صد در صد هستم. مريض بيچاره که از حالش خبر نداره جز اينکه اطرافيان زجر بکشند کار ديگری از دستشان بر نمی آيد. پس بهتر آنکه نيرو و انرژی خود را برای افراد ديگر صرف کنند. فتانه شيخ حسنی - تهران

به اعتقاد من اين کار کاملا مبتنی بر اخلاق و حقوق فردی ميباشد که فردی را از دردی جانکاه که اميدی به درمانش نيست رها شود خصوصا اينکه در اين مورد سالها تحقيق و بررسی صورت گرفته است. رضا - اهواز

هنگامی که انسان بر اثر بيماری و ضعف ناشی از آن به مرحله ای ميرسد که ديگر لذتی از زنده ماندن نميبرد و ميبيند که باعث ايجاد مشکلاتی برای اطرافيان خود چه از لحاظ مالی و چه از ديگر جهات شده است، آرزوی مرگ ميکند. باور کنيد هيچ چيزی برای انسانی که در طول عمر خود مستقل بوده و تمام امورات شخصی خود را به تنهائی انجام ميداده بدتر از اين نيست که در بستر بيماری بيفتد و چشم انتظار فرزند، همسر يا پرستاری باشد که به امورات اوليه او رسيدگی کنند. خصوصا اگر ديگر اميدی به بهبود وجود نداشته باشد. با وجودی که اين عمل از نظر شرع اسلام قتل محسوب ميشود ، اما من به عنوان يک انسان آزاده حاضرم در صورتی که به چنين بلائی گرفتار شدم به زندگی خود پايان دهم. بابک - ساری

نه اين واقعا قتل است و اين مسئله در جامعه عادی می شود و باعث مرگ چه بسا پيرمردان و پيرزنانی می شود که شايد نه از روی ترحم بلکه از روی شقاوت انجام شود. به نظر من بايد جلوی يک چنين مسئله بصورت رسمی گرفته شود. شايد در بعضی از بيمارستانها يا آسايشگاها اين عمل انجام می شد ولی اگر صورت رسمی به خود بگيرد مسائلی پيش خواهد آمد غير قابل جبران ... مژگان - تهران

به نظر من اين تصميم بسيار بسيار خوبی است و من کاملا با اين قضيه موافقم. خدا پدرشو بيامرزه هر کی اين قانون رو گذاشته. ای کاش اينجا هم می شد اينکار را کرد اونهايی که بدبختانه از بيماريهای لاعلاج و درمانهای بی نتيجه خسته شدند از اين همه زجر خلاص بشوند که ثواب هم داره. پرستو - تهران

مرگ و زندگی به امر خداست و ما بايد کوشش کنيم راههای درمان بيماريها را پيدا کنيم که خداوند هر بيماری را که داده راههای درمان آن نيز در اين جهان به وجود آورده که بايد جستجو کرد. و اين عمل هيچ فرقی با خودکشی ندارد. چون کسی که خودکشی ميکند از ناراحتی روحی رنج ميبرد و کسی که اين عمل رامرتکب ميشود از ناراحتی جسمی رنج می برد. ابراهيم - شيراز

تاکنون نشنيده ام کسی را به دليل اقدام به خودکشی محاکمه يا محکوم کنند! پس وجدان انسانی آزادی او در ادامه زندگی يا مرگ را در اصل ميپذيرد فقط از ابراز علنی آن هراس دارد! فرهاد - ونکوور

اگر علم پزشگی به اين نتيجه برسد که برای فرد بيمار کاری نمی شود انجام داد بنظر من زنده ماندن بيمار با سختی و شکنجه است درست نيست و مرگ بهتر از زندگی با خفت است. محسن - تهران

من موافق نيستم تا نفس هست اميد هست. عمر فرصتی برای ارسال ذخيره به دنيای ديگر است که در زندگی جديد پس از مرگ از آن استفاده کنيم. با کمک به خودکشی اين فرصت را برای فرد بيمار کم ميکنيم. و مهمتر اينکه بلاخره شايد راهی برای بهبودی در آينده پيدا شود. به عنوان مثال بيماری که ۱۸ سال در کما بود و همه منتظر مرگ او بهبودی پيدا کرد و حافظه اش را نيز بدست آورد. حيات در هر صورت يک نعمت است آن را از فرد نگيريم بلکه به او اميد زندگی بدهيم. فانی - ايران

آيا با وجود پايين بودن احتمال زنده ماندن شخص از نظر پزشکان، ميتوان از زندگی قطع اميد کرد؟ آيا بيماری جزئی از ناملايمات زندگی نيست که شخص به آن مبتلا گرديده؟ اگر بيماران را ميتوان بدليل لاعلاج بودن اشخاص کشت. پس در بعضی از مراحل زندگی که مشکلات فراوان به انسان فائق ميگردد نيز کشتن وی با رضايت خودش مجاز است. مگر نه اينکه انسان با تحمل اين سختيها به کمال اخلاقی و روحی دست پيدا مينمايد و ما با اين اقدام بخشی از زندگی فرد را که چه بسا مهمترين قسمت زندگی اوست را از او ميگيريم. اميرحسين چراغی - کرج

به نظر من اين عمل اصلا درست نمی باشد، چرا که با پايان دادن زندگی خود راه بازگشتی وجود ندارد. به عبارتی، ممکنم است اگر بيمار کمی صبر کند راه حلی برای درمان بيماری پيدا شود، ولی چنانچه اين بيمار با خودکشی به زندگی پايان دهد، حتی اگر راه حلی پيدا شود، زنده کردن بيمار امکان ندارد! از اين قوانين نيز ممکن است در آينده سوءاستفاده به عمل آيد و در نتيجه تصويب اين قوانين چيزی جر يک ريسک بزرگ نيست! اميدوارم دولت ها در اين مسئله اشتباهی نکنند! علی - اتاوا

هر انسانی حق داره که زندگی کنه حتی بيمار رو به موت. حق زنده بودن متعلق به همه هست شايد حق زنده بودن رو از بيمار گرفت فردا آنروز کشف کردن راه علاج رو اونوقت تا آخر عمر بايد عزاب وجدان داشت. سحر - آمريکا

متاسفانه مردم دنيا تصور می کنند هر چه که به نظرشان بد است، برای همه بد است و برای هيچکس نبايد پيش بيايد! اما همانطور که در قوانين حقوق بشر آمده است، هر انسانی موجودی است يگانه و هيچ قدرت يا قدرتمندی حق نفوذ به حقوق آن را ندارند. وقتی کسی می خواهد جان خودش را که حق خودش هم می باشد، را بگيرد، کسی نبايد جلوی او را بگيرد چه برسد به اينکه يک بيماری لاعلاج داشته باشد! درضمن ما در جمعيت در دنيا بسيار غنی هستيم و لزومی به غمگين شدن در مورد مرگ انسانها نداريم چون مرگ هم بخشی از زندگی است و با مرگ يک انسان فرصت تولد به انسان ديگری داده می شود. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

اينجانب متخصص بيماری های خاص و لاعلاج (سرطان) هستم. من با کمک به خودکشی بيماران لاعلاج ۱۰۰% مخالفم. زيرا بايد مثل يک مرد تا آخرين لحظه با بيماری جنگيد و در آخر مثل يک قهرمان مرد. نه مثل يک انسان ضعيف النفس که خودکشی می کند. من خودم يک بيمار داشتم که از نظر علم پزشکی بايد بعد از ۶ ماه می مرد ولی الان از آن تاريخ ۱۵ سال می گذرد و ايشان در سلامتی کامل هست. به اين دليل بيمار من خوب شد که مردانه با بيماری جنگيد و اميدش به خدا بود. و از همه مهمتر در دين اسلام نه تنها اين کار قتل است و حرام بلکه تاکيد شده که تا آخرين لحظه بايد يک مريض نزد پزشک باشد و برای نجات مريض بايد حداکثر تلاش بشود حتی اگر بدانيم که علاج ندارد. ثالثا از نظر پزشکی بدترين درد، نه سرطان و نه ايدز و نه شکستن استخوان هست. هيچ کدام از اينها شديدترين درد نيست، بلکه شديدترين درد، فقط درد زايمان هست که آن هم می بينيم که خانمها به راحتی تحمل می کنند. پس از موارد ذکر شده نتيجه می گيريم که کمک به خودکشی بيماران لاعلاج يک کار سياسی هست که با اهداف سياسی و تبليغاتی در بعضی از کشورها توسط پزشکانی که سوگند خود را فراموش کرده اند و آن را زير پا گذاشته اند، انجام می شود و اين پزشکان برای اهداف مالی مرتکب يک خطای بزرگ می شوند که از نظر علمی و منطقی ۱۰۰% غلط هست. غنی زاده - کاليفرنيا

بنده به شخصه موافق مرگی آرام و بی دغدغه می باشم وليکن دليل بر اين نمی باشد که آدمی در مورد مرگ خود همانند بدنيا آمدنش بتواند تصميم گيری کند! و اين کار تنها به امر خداوند حکيم بايستی صورت بگيرد. اين کار در هر صورت و به هر قصد و بهانه ای هم که باشد، در عمل نوعی خودکشی محسوب شده و اين کار منطقا، عرفا و شرعا غير قابل قبول است و بنده مخالف اين مسئله ميباشم. حميد تراب زاده - تهران

کار بسيار جالبی است ... به نظر من اين برنامه بايد حتی برای نوزادان يا جنينی که ناقص هستند به اجرا در آيد چرا که با ديدن رنج خانواده های آنان اخلاقی بودن اين امر محرز است. پيمان - تهران

به نظر من در صورتی که فرد از بيماری مزمن و لاعلاجی که هيچ درمانی برای علاج آن وجود ندارد رنج ميبرد پس چه بهتر که با خود کشی (قتل از روی ترحم) به زندگی پر رنج و درد آن بيمار خاتمه داد. احسان - آبادان

خير، بدليل اينکه انسان از خداست و او علاج يا لاعلاجی را معلوم ميکند و همچنين علم را برای پشرفت مابين مردم رواج داده وهر روز امکان دارد علم بجايی برسد که آنانی را که بعضی ها لا علاج ميدانند را شفا دهد پس زندگی جای اميدواری است پس تا زنده ايم بايد از اين زندگی استفاده کنم. عباس - اصفهان

انسانها کاملا مختارند که در مورد زندگی خود تصميم بگيرند و اين يک قانون مترقی است و من با آن موافقم. تولد ما در دست خودمان نيست اما اميدوارم حداقل حق انتخاب زمان مرگ خود را بدست آوريم. موسی - تهران

به نظر من زجر ديدن انسان خيلی سخت است. لذا در صورت تقاضای فرد به مرگ (که البته با توجه به شرايط وخيم او از طرف پزشک بررسی می شود) امری شايسته می باشد. حسين کوثری - تهران

خودکشی اصلا درست نيست حتی در شرايطی که فرد به سختی بيمار باشد.اين باعث می شود که قباحت اين عمل کم کم از بين برود و هر کی به مشکی برخورد کند خود را بکشد. اين کار باعث کشته شدن روح اميد و تلاش در انسان ميشود. هر چند اين کار در کليه ی اديان مذموم می باشد. افشين - رشت

بله موافق هستم. بشر حق دارد در مورد سرنوشت خود تصميم بگيرد. در اکثر موارد بيماريهای لاعلاج مرگ به دنبال درد و رنج طولانی و عبث رخ ميدهد. من پزشک هستم و اگر خودم بيماری لاعلاجی در مراحل قهقرايی داشته باشم خودکشی خواهم کرد. ليکن من به دليل دانش پزشکی که دارم قادر خواهم بود روشی را برای اين کار انتخاب کنم که کمترين رنج را داشته باشد اما مردم عادی چنين دانشی را ندارند و اگر مجبور باشند خودسرانه به زندگی خود خاتمه دهند ممکنست روشی را انتخاب کنند که زجرآور باشد. بنابراين به نظر من مردم عادی بايد از اين حق برخوردار باشند که در صورت ابتلا به بيماری کشنده و تمايل به خودکشی از کمک پزشک برای انتخاب کم زجر ترين روش خودکشی کمک بگيرند. نکيسا - آمريکا

اين حق مسلم و کامل يک انسان است که هر آنچه ميخواهد انجام دهد. امير - مشهد

من گمان می کنم که تصميم گيری در اين مورد بستگی مستقيم به حال عمومی بيمار می تواند داشته باشد و در مورد بيمارانی که هيچگونه اميد کوتاه مدتی به زنده ماندن در موردشان وجود ندارد وبه عنوان مثال بيماران سرطانی در مراحل انتهايی که از درد شديد يا مشکل تنفسی شديد رنج ميبرند؛ اتانازی به عنوان آخرين راه حل برای کاهش درد و رنج بيمار بايد مورد بحث جدی قرار بگيرد. البته تصميم در اين مورد بايد case per case مورد توجه قرار گيرد. در فرانسه که من به طبابت مشغول هستم اين امر غير قانونی است ولی عملا در موارد نادری توسط پزشکان به اجرا در می آيد. عليرضا احمدی يزدی - ملن در فرانسه

حيات تا مرگ طبيعی حق هر انسانی است و کمک به مرگ يک انسان غير قابل توجيه است. سينا - کرمان

من هميشه به اين موضوع فکر ميکنم که اگر زمانی مبتلا به بيماری لاعلاج شدم خودکشی بسيار بهتر از درد کشيدن و مردن ميباشد و طبعا با اين کار موافق هستم. من به عنوان يک پزشک بارها و بارها بيمارانی را ديده ام که دچار بيماری لاعلاج بوده اند و کاری به غير از درد کشيدن و فشار به اطرافيان کاری از دستشان بر نمی امد. اميدوارم روزی برسد که بيماری لاعلاج وجود نداشته باشد. رامين - کانادا

به عقيده من کار بسيار سنجيده ايست و موضوع اينست که اين نياز وجود دارد و اگر ارگان های دولتی در ارائه دادن خدماتی در از اين زمينه پيش قدم باشند که چه بهتر. به عقيده من هر انسانی حق انتخاب دارد که مرگ با درد و زجر ناشی از بيماری خود را انتخاب کند و يا يک مرگ راحت و به دور از رنج و مراکز دولتی مسئول هستند تا چنين خدماتی را ارائه بدهند و البته با عدم ارائه چنين خدماتی توسط ارگانهای دولتی نفس مسئله از بين نمی رود. اميرمسعود - اصفهان

من به اين دليل مخالف هستم: زندگی را ما خودمان به خودمان نداده ايم که با نظر و رای خود آن را بگيريم. زندگی را آنکه داده بايد بگيرد حال اين شخص برای هر کسی يک چيزی است. برای مذهبی ها اين شخص خداوند است. آيدين - ايران

به نظر من در مواردی که بيمار سلامت روانی دارد و خودش درخواست می کند و همچنين از نظر پزشکی نمی توان به بيمار کمک کرد تا زندگی بدون وابستگی به ديگران داشته باشد، اين کار منطقی بنظر می رسد و کمک به بيمار است. خليل - بانه

نه به هيچ وجه برای کشوری مثل ايران موافق نيستم، چون ممکن است مورد سوء استفاده قرار گيرد. منظورم اين است که خويشاوندان فرد را در تنگنا قرار دهند که علارغم ميل باطنی اش درخواست مرگ کند. ولی برای کشورهای ذکر شده بسيار خوب است. عليرضا زاهدی - تهران

من يک خانم ۴۳ ساله هستم که بعلت بيماری مادر ۷۷ ساله ام که در بيمارستان بانک ملی بستری ميباشد همراه او هستم. دردها و رنجهای بيمارها از يک طرف و ناراحتی و عذاب همراهان بيمار (البته به جز آنهايی که يا اهميت نميدهند يا ديگر خسته شده اند و بيماران پير خود را به پرستاران خصوصی ميفرستند). از طرف ديگر که اطرافيان که شاهد سقوط سلامت جسمی و روحی مريض خود هستند چقدر رنج ميبرند و حسهای نااميد کننده به سراغشان می آيد به گونه ای که مدام پيری خود را تجسم ميکنند. تاريخ مصرف برای انسانی که می بايست زمين را ترک گويد بسيار خوب است که در يک چشم برهم زدن زمين را ترک گويد. من مرتب با خود می گويم خداوندا اين بنده های دردمندت مگر در زندگی مرتکب چه اعمالی شده اند که می بايست اينقدر در اين دنيا زجر بکشند. هنوز پاسخم را دريافت نکرده ام. شهناز - تهران

اگر در چنين وضعيتی قرار بگيرم ترجيح می دهم که به من اين حق که به دردها و رنج هايم خاتمه دهم داده شود. حتی گمان می کنم که بايد اين قانون گسترش يابد و کسانی که به دلايلی غير از بيماری صعب العلاج هم زندگی مشقت باری دارند اجازه خاتمه زندگی داده شود. مشروط بر اين که اين کار سبب درد و رنج فرد ديگری نگردد. وقتی که نمی توانيم به کسی که رنج می کشد کمک کنيم بايد حداقل به او اين اجازه را بدهيم که بتواند رنج خود را خاتمه دهد. رضا - شيراز

البته اين مسئله رابطه بسيار قوی با فرهنگ جوامع دارد، به عنوان مثال در جوامع غربی که وابستگی های خانوادگی به شدت و حدت جوامع شرقی نيست، شايد پذيرش اين قانون راحت تر باشد، وليکن کلا به نظر من بايستی اين اجازه را به بيماران لاعلاج داد. مسعود - تهران

گاهی وقتها خود مرگ يک موهبت است و هديه ای است الهی که فرد ديگر رنج و عذاب نکشد. همينطور اطرافيان که پا به پای بيمار ميسوزند و چون شمع آب ميشوند. در اينجا بايد دست به دامن مرگ شد فردی که نميتواند سرپا بايستاد و برای ابتدائی ترين نياز خود بايد به طور دائم از ديگران کمک بگيرد و ديگر هيچ اميدی به بهبودی او نيست با اين هزينه های کمر شکن به خصوص در کشور عزيزمان ايران بدون اينکه بيمه قدمی مثبت در اين راستا داشته باشد تنها مرگ ميتواند اين مريض بيچاره را از درد برهاند. چرا اين بيمار بايستی مدتها بيهوش و بيگوش در بيمارستان يا کنج خانه بماند ؟! بايد به خواسته اين فرد گوش فرا داد و او را از درد و رنجی که آخرش به مرگ منتهی ميشود رهانيد. گيتا فروغ زاده - تهران

کاملا موافقم به شرط اينکه تمام شرايط منطقی برقرار باشد. احترام به خواست و علاقه بيمار و هر انسان ديگر در تمام موارد خصوصی از جمله ادامه يا عدم ادامه درمان و در کل زندگی، وظيفه افرادی است که در جامعه متمدن کنونی خواستار شکستن اختارهای بی اساس و صرفا از روی عادت است. توجه مخالفين را به اين امر جلب ميکنم که ادامه زجر کشيدن برای فرد بدون اميد به بهبودی چه از نظر فطری و چه از نظر عطوفت اجتماعی غلط و قابل سرزنش است. خواستار تعميم اين قانون به ايران نيز هستيم.مهرداد - تبريز

هر کس که بتواند درد و رنج اين افراد را درک کند مسلما موافق با اين قضيه است مگر کسی که اعتقادات مذهبی داشته باشد ... بهزاد - شيراز

خودم را در شرايط بيماری می گذارم، شرايطی که ترجيح می دهم ديگر نباشم. قبول نکردن خواسته من از طرف ديگران عذاب بزرگی خواهد بود و به همين دليل با اين قانون موافقم. کاميار - دبی

به نظر من اين افراد نبايد اين کار را بکنند و اين قانون بايد از اين کشورها برداشته شود چرا که شايد روزی با اين پيشرفت هر روز علم، دارويی برای آنها پيدا شود يا آنها خود را مورد آزمايشهای گوناگون قرار دهند تا بعدها علم مديون آنها شود. امير - تهران

به عنوان يک دانشجوی پزشکی معتقدم در کشورهايی مثل ايران که حتی امکانات اوليه حيات برای بسياری از بيماران مبتلا به بيماريهای سخت وجود ندارد و اخلاق پزشکی در عمل وجود ندارد. نمی توان با توسل به اعتقاد به اخلاق پزشکی خودکشی بيماران لاعلاج را رد کرد. مسلما در کشورهايی که اين قانون وجود دارد بر اساس مطالعات گسترده اين گونه قوانين وضع شده است و اين قابل تامل است. ايمان - ساری

موافقم اگر در مورد خودم اجرا شود هم کاملا موافقم. علی اکبر

به نظر من تصميم در مورد ادامه زندگی يک موضوع کاملا شخصی و قسمتی از حقوق يک انسان متمدن امروزی است ، اگر چه تقريبا تمامی مذاهب پايان دادن به زندگی توسط خود شخص را از گناهان نابخشودنی ميپندارند، ولی آيا وقت آن نرسيده است که به دور از تمامی تعصبات و جزم گرايی هايی که جز کشتار ، تجاوز و قتل عام مردم دردمند و بی گناه ثمره ای نداشته است ، نگاهی فقط انسانی به اين پديده داشته باشيم؟ آريا آريامنش

هر چند موضوع دردناکی ميباشد اما اگر خود را جای اين بيماران قرار دهيم خواهيم ديد که زياد هم غير منطقی نيست. ثمانه - خمين

من کاملا موافق اين مساله هستم. اگر خود مريض بخواهد و سوء استفاده نشود، قابل قبول است. سپيده - تهران

يک نوع کار بشر دوستانه است. رضا تهرانی

به نظر من اين حرکت هم توجيه اخلاقی دارد هم اقتصادی و هم علمی. هر چند که برای عزيزی پيچيدن نسخه مرگ بسار سخت است اما با اندکی تفکر و نگاه عاقلانه اين کار شدنی است.عرض کردم توجيه اخلاقی دارد چون در هيچ مرام و مسلک و آيينی ايجاد ناراحتی و عذاب برای هيچ کس توجيه ندارد. در اينجا هم برای شخص بيمار کاری نميشود انجام داد. پس دليلی برای عذاب دادن او وجود ندارد. بستگان هم دير يا زود به اين نتيجه خواهند رسيد. توجيه اقتصادی هم ندارد چون در مدت نگهداری اين شخص حتما بيمارانی هستند که به همين تيم پزشکی و يا همين تخت بيمار و امکاناتی که برای او در نظر گرفته است بيشتر نياز دارند. چه بسا هزينه های هنگفتی در اين راه ميشود که سودی ندارد و در عوض ميتوان جان حتی يک نفر را نجات داد. توجيه علمی هم ندارد چون وقتی با رضايت خود شخص اين کار انجام شود ميتوان از اعضای بدن سالم او برای بيماران ديگر استفاده کرد. ضمن اينکه اين وقت و تلاش را برای بيماران ديگر که اميد به بهبودی آنها هست انجام داد. به اعتقاد من بيشتر از اينکه به دنبال توجيه اخلاقی برای اينکار بگرديم بايد برای اين کار فرهنگ سازی کنيم. هومن - تهران

درمان يعنی رها کردن بيمار دردمند از درد و بيماری . با اين تعريف در جايی که تنها راه رها کردن يک انسان دردمند از بيماری و دردی دائمی و غير قابل علاج مرگ باشد ميتوان اقدام به چنين مرگی با رضايت بيمار را کاری شرافتمندانه و قابل احترام تلقی نمود . من با اين امر موافقم. محمد صادق علمايی - تهران

انسان نماينده خدا درزمين است مرگ عمدی او باعث جاودانگی در دوزخ می شود وحشتناک است درضمن من دانشجوی پزشکی هستم و از شنيدن اين خبر شوکه شدم. علی - ايذه

 
 
اظهار نظرهای خود را بفرستيد
 
نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
 
  
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران