http://www.bbcpersian.com

17:27 گرينويچ - يکشنبه 06 نوامبر 2005

آغاسی، خواننده محبوب ايرانی ها درگذشت: خاطرات شما

نعمت الله آغاسی، خواننده محبوب مردم کوچه و بازار ايران، در سن 66 سالگی در گذشته است. او پس از انقلاب اسلامی از اجرای برنامه در داخل ايران منع شده بود و تنها يکبار در سالهای اخير اجازه يافت تا در تهران به روی صحنه برود و آواز بخواند.

گزارش کامل را اينجا بخوانيد

آغاسی، اخيرا تنها به کمک صندلی چرخدار قادر به حرکت بود و نهايتا بيماری قلبی به زندگی او پايان داد.

از آبادان تا دنيای هنرمندان

وی، که در خانواده ای فقير در آبادان به دنيا آمده بود، با خواندن آهنگ های "آمنه" و "لب کارون" در سالن های موسيقی لاله زار تهران دوستداران زيادی پيدا کرد و شيوه اجرا و رقص بندری خاص او که با چرخاندن دستمالی سفيد در دست همراه بود، در مدتی کوتاه نشان شاخص اين هنرمند مردمی شد.

فعاليت هنری آغاسی به لاله زار محدود نشد و وی اولين هنرمند کوچه و بازار بود که صدايش از راديو و تلويزيون ملی ايران پخش شد.

مهدی ذکائی، سردبير مجله جوان چاپ لس آنجلس در گفتگويی با بی بی سی، گفت: "آغاسی حرف دل مردم را می زد، حرف دل عاشقان ساده و بی ريای کوچه و بازار ... خيلی ساده می خواند و خيلی ساده روی صحنه بود. با گذشتن چند دقيقه از برنامه او مردم را به روی صحنه می کشيد يا خود به ميان آنها می رفت و مردم در آواز خواندن او شريک می شدند."

آغاسی از دو ازدواج خود، هفت فرزند و دو نوه داشت که يکی از پسران او، عليرضا، به خوانندگی روی آورده و کمابيش به همان سبک و سياق پدرش می خواند.

توضيح صفحه صدای شما: از همه کسانی که، به دليل شمار زياد ايميل های رسيده، موفق به انتشار ايميل هايشان در اين صفحه نشديم پوزش می خواهيم.

نظرات شما

برای امثال من که تا پیش از انقلاب در دوران کودکی بسر میبردیم این صدا یادگار آرامش خاطر والدینمان و یک محیط گرم و آرام خانوادگی در کنار راديو و تلوزیون بود یا حتی شبهای شنبه و دوشنبه در سینمای باشگاه افسران . بهر تقدیر آغاسی پاره ای از وجود و فرهنگ دوران خوش زندگی ایرانیان بشمار میرفت که تنها همچون یک خواب سحری لذت مزمزه آن برای همه باقی مانده است. مجيد اميرآبادی زاده - مشهد

در مراسم خاک سپاری آغاسی مردم غوغا کردند و هزاران هزار انسان در روز وسط هفته حضور بهم رساندند. شدت جمعيت بحدی بود که تمام فضای داخل امامزاده پر شده بود و تمام بلوار اطراف در تصرف جمعيت بود. ماشين ها تا فاز چهار مهرشهر يعنی فاصله ۴ کيلومتری ايستاده بودند و اتوبان تهران کرج برای بيش از ۴۵ دقيقه مسدود شده بود. دختر آقای آغاسی هم بعد از چندين سال به ديدار واپسين با پدر شتافته بود. در اين مراسم ترانه های آغاسی را خواندند و همچنين ياد همه هنرمندان خفته در امامزاده را گرامی داشتند. مزار آغاسی در فاصله ۱۵ متری مزار بانو دلکش و ۲۵ متری بانو پوران است. در هنگام غروب هم که دوباره به آنجا سرزدم ديدم مردم با شمع ايستاده اند و ترانه هايش را ميخوانند. نريمان - تهران

... در مراسم او روز دوشنبه شرکت کردم و انبوه جعميتی که طرفدارش بوند را ديدم هيچ کس باورش نمی شد که آغاسی رخت از جهان بربسته مثل اين بود که برای ديدن کنسرت او آمده باشند و زير لب آهنگ هايش را زمزمه ميکردند. جا دارد از همة هنرمندانی که در خاکسپاری آغاسی مايه گذاشته بودند و با حضور فعال در مراسم شرکت کرده بودند تشکر نمايم...مينا فروزش - تهران

... يادم ميايد ۱۵ سال داشتم يک روز پدرم دعوای مفصلی با من کرده بود و من غصه دار در بيرون از خانه و خيلی دور از ان در گوشه ای غمگين نشسته بودم و ناراحتی تمامی چهره ام را در بر گرفته بود. به يکباره پدرم که از خانه خارج شده بود به نزديکم امد و در حالتی که ميخواست از دلم بيرون بياورد گفت خب حالا با من بيا ببرمت يک جای خوب هر چه گفتم پدر به کجا ميرويم هيچ نگفت تا انکه با تاکسی مرا سوار کرده به شهر رفتيم... به هرحال به مقصد رسيديم که بعد ها متوجه شدم خيابان لاله زار و همان کاباره ای که در آن آغاسی ميخواند بوده است. وارد انجا که شديم پر از جمعيت بود و من و پدرم در يکی از صندلی های انجا نشستيم و مشاهده کردم که به سرعت سالن در حال پر شدن بود بطوريکه صندلی های اضافی مرتبا وارد سالن ميشد تا عده بيشتری بتوانند جای بگيرند. برای من در سنی که قرار داشتم ديدن انهمه مشتاق در سالن خيلی جالب بود . پس از مدتی که ديگر جای سوزن انداختن در سالن نبود آغاسی در ميان جيغ و فرياد فوق العاده حضار در حاليکه دستمالی را بدست داشت وارد شد و شروع به اجرای برنامه کرد... تقريبا از ساعت ۶ تا ۱۱ شب اغاسی به تنهايی مجلس را گرم و پر حرارت اداره کرد و من و پدرم با خاطراتی اينچنينی با وی که تمامی بدنش از عرق خيس بود از نزديک خداحافظی و سالن را ترک کرديم. امير - تهران

... او به پول هيچ بها نمی داد! رفاقت وانسانيت برايش بی نهايت مهم بود، پول را (يک تومانی )اگر برايش می انداختند بر می داشت ومی بوسيد نه برای پول، که برای احترام به فرد و نعمت خدا! بسيار با خدا و جوانمرد بود، نمازش ترک نمی شد! به حج رفته بود و هرگز مشروب نمی خورد. درباره او می گويند: کوه انبار نامه هايش را چندين کارمند هم نمی توانست بخواند، ناچار می گفت: تنها نيازمندان را که نوشته اند بايد جواب بگويم، و همينطور دست ميکرد نامه را برمی داشت و ميداد ومی گفت اين نيازمند است! با تعجب می خوانديم تا نوشته: بی کارم، مريضم، وعيالوار. و آغاسی دستور می داد برايش چرخ خياطی بخريد و بفرستيد! آری اين سخنان افراد نزديک به اوست. در صدا، مهربانی، صداقت، عشق به مردم، راستگويی، وفای به عهد، و... بی همتا بود. وای از زمانه که چه گلهايی را! پرپرمی کند!... عباسی - تهران

سال ۱۳۷۳دانشجوی تعهددبيری رشته جغرافيا بوديم اولين گردش علمی که رفتيم هيچکس جرات نکرد نوار موسيقی بياره بعداز چند ساعت سفر استادمان که خيلی ادم با حالی بود گفت موسيقی ازاد يک نوار بذاريد دلمون گرفت... تازه اون موقع بود که اه از نهاد همه دانشجوها بلند شد که نوار نياورده بودند . اما ناگهان اقای راننده گفت تنها يک نوار داره و اون نوار اغاسی بود که يک هفته گوش داديم و رقصيدم يادش به خير. سعيد - تهران

آغاسی خواننده معروف که صدای گرم او نشانگر صداقت و محبت و خونگرمی آبادانی بودنش را ميرساند. او تنها خواننده کوچه و بازار نبود بلکه صدای گرمش شادی را در هر دسته و قشری شعله ور می کرد. يادم بچه بودم برادرم خدمت سربازی تهران بود با دوستهای آبادانی خود به کنسرت آغاسی ميرن وقتی بطرفشون مياد دست دراز ميکنه که پول بگيره همه يکدست کبريت روشن ميکنند ميگن آبادانی هستيم. اون هم ميگه ايوالله شروع به خوندن ميکنه. روحش شاد و يادش گرامی باد. مهين - آبادان

با اينکه اوج کاری آغاسی قبل از انقلاب بود و من ان زمان متاسفانه نبودم ولی به کار ايشان اعتقاد کامل دارم چرا که می دانم ايشان با احساساتی سرشار از عشق به مردم و وطن می خواند.می خواهم به او وخانواده وپيروانش بگويم: دوستتان داريم. سعيد - خواف

مرحوم آغاسی رو برای اولين بار و آخرين بار در کلوپ ايرانيان دوبی در مراسم شب شام غريبان سال ۱۳۷۷ ديدم. اون موقع تازه از ايران (اشتباه نکنم از کرج) اومده بود به دوبی و يادم که ميگفت در هتل کارلتون دوبی برنامه داره. من از کودکی اسم آغاسی رو شنيده بودم و فقط زمزمه آهنگهاشو از مردم به ياد دارم. توی کلوپ ايرانيان دوبی يک لحظه دور و برش رارو خالی نمی گذاشتن مردم اونو خيلی دوست داشتن. خدايش بيامرزد. خسرو - جده

انگار همين دو روز قبل بود که تو روزنامه خوندم که فردين رفت. انگار همين ديشب بود که ماهواره اعلام کرد که بيک ديگه در بين ما نيست و حالا هم که اعلام شد آغاسی هم رفت اره اين همون آغاسی بود که يه روزی به خاطر اينکه بتونه يه لقمه نون دربياره امده بود تهران چون از غم خودشو و مردم ميخوند زود مشهور شد مردم خيلی خوشحال ميشدن وقتی می ديدن يکی از بين خودشون بلند شده و داره بدبختياشونو در غالب شعر ميگه خوب اين هم مرد و مطمئن باش که فردا هم خبر مرگ يکی ديگرو بهت ميدن و يه روز هم ميرسه که خبر مردن خودتو مردم به هم ميدن پس يخورده به خودمون بيايم و به فکر جايی که قرار خونه ابدی ما باشه فکر کنيم. مرتضی ۲۱ ساله - فرديس

امروز به مراسم خاکسپاری آغاسی رفتم. قيامتی به پا شده بود.خيلی يا اومده بودن. تمام خيابونا ترافيک بود. حتی تو اتوبان هم ماشينا پارک کرده بودن. روحش شاد... رضا - کرج

من ۳۲ سال دارم اينطوری که آشنايان و فاميل ميگن شب تولد من که فرزند چهارم خانواده هستم و پس از ۳ دختر به دنيا آمدم پدرم که بسيار اهل موسيقی است آهنگ "مياد امشب ميدونم" رو با صدای آغاسی وتوسط گرامافون چندين بار پخش کرده. در واقع ميخوام بگم وقتی من به دنيا آمدم اولين موسيقی که شنيدم با صدای خواننده محبوب مردم ايران آغاسی بوده! محمد رضا - همدان

در يکی از شبهای تابستان مرحوم آغاسی در جشن تولد کودکی بی بضاعت در کوچه پشتی مان برنامه اجرا ميکرد و اکثر مردم به روی بامها رفته بودند و با وی همنوائی ميکردند ! بله انسانيت يعنی اين ! يعنی اينکه لازم نبود که حتما تو پول داشته باشی تا يکی از موفقترين خواننده گان آن روزگار به ميهمانيت بيايد! من به عنوان کسی که از کودکی با موسيقی غربی بزرگ شدم و امروز نيز با آن زندگی ميکنم عاشق آغاسی بوده هستم و خواهم بود. مهدی ديلمقانی و اکرم کرامتی

من که بچه بودم خانه ما در يک روستای اطراف گرگان بود. يک دختر دايی داشتم به نام آمنه. در همسايگی آنها يک خانواده خيلی فقير زندگی می کردند که سه پسر بودن با پدرشون. اغلب غذاشان نان و چايی بود. مادرشان را از دست داده بودند. قنبر پسر بزرگ خانواده می رفت بالای درخت توت بزرگی که در خانشون بود و با صدای بلندی شعر آمنه ی آغاسی رو می خواند و دختر دايی من به شدت عصبانی می شد. هميشه با دختر داييم که حالا در تهران زندگی می کنيم ياد خاطرات آن موقع می افتيم و می خنديم. چند وقت پيش که برادرم از گرگان آمده بود، ازش خبر قنبر را گرفتم. او گفت که حالا زن و بچه دارد و زندگی مرتب. او فروشنده دوره گرد شده و با وانت اجناس مورد نياز کارگران کشاورزی را می فروشد. گاهی هم از کنار زمين های ما رد می شود. هنوز هم گاهی از پشت بلندگوی وانت آهنگ آمنه آمنه را می خواند. وقتی خبر درگذشت آغاسی را توی اين سايت خواندم برای برادرم SMS زدم و پرسيدم آيا قنبر را ديده و اگر ديدش بهش خبر مرگ آغاسی را بگويد .... پروانه - گرگان

آغاسی همشهری من است مگر می شود او را نشناسم. او بخشی از خاطرات ما خوزستانی ها محسوب می شود. خاطره ای که از او دارم مربوط به ۱۰ سال پيش است. تابستان ۱۰ سال پيش بود که به همراه يکی از دوستانم به مدت يک هفته به اصفهان رفتم. طی اين مدت که از خوزستان دور شده بوديم دلمان کلی برای خوزستان تنگ شده بود. ما دو نوار از خوانندگان خوزستانی از جمله آغاسی با خودمان داشتيم. نوار آغاسی را طی اين مدت چنان گوش داديم که متاسفانه رول نوار طی چند نوبت پاره شد. به هر جهت آغاسی خواننده تاثير گذار در حد کوچه بازار بود. خواننده ای که در دل مردم جای داشت و اين کار بسيار سختی بود که بتوان اينقدر در دل مردم جا پيدا کرد. مجتبی گهستونی - اهواز

به مردم ايران و به جامعه فرهنگی و هنری ايران تسليت می گويم. وقتی اين خبر را در اينترنت خواندم، بسيار متاثر شدم. خدايش بيامرزد. ملت ايران ملتی با فرهنگ و هنر می باشد و قدمی به بلندی حضور تاريخ. اگر تاريخی وجود دارد آن را گذشته ما و نياکان ما بوجود آورده اند که تک تک آثار هنرمندان ايران زمين چه مرد و چه زن در آن تنيده شده است. از خداوند آرزو می کنم که شرايط را به گونه ای برای فرهنگيان و هنرمندان ما محيا کند که اگر هنرمندی را از دست داديم در فراقش ناراحت و از دست پرودگانش بهره مجدد ببريم. من او را همانند سوسن - مهوش - پوران - ويگن - هايده - گلپا - فردين و دیگر بزرگان قديمی و هنری ايران که اکنون در ميان ما نيستند، می دانم. ترانه ايشان زمزمه غمها و شاديهايمان است. من دوستش داشتم. بايد به گونه ای رفتار کنيم که خاطره خوش بياد بماند. دولتها رفتنی هستند، اما ملتها ماندنی ...امير - چابهار

آمنه چشم تو جام شراب منه... يادش بخير ۳ يا ۴ سال داشتم يک دستمال سفيد دستم ميگرفتم و مثل مرحوم آغاسی دستمال را تکان ميدام. اين شعر را می خواندم و از آن موقع ها به اين مرحوم علاقه مند بودم. يادم می آيد که می گفتند آغاسی خيلی مرده و خيلی به ديگران کمک می کند و مردم خيلی دوستش داشتند. می دانيد مردم هيچوقت کسی را از يک زاويه نمی بينند. وقتی جمع کثيری از افراد به يک شخص علاقمند می شوند حتما آن شخص از نقاط قوت متعددی برخوردار است. آغاسی هم حتما همين جور بود. ای کاش از هنر نمايی اش جلوگيری نمی شد. روحش شاد. پرهام - تهران

نمی دانم چطور تاثر خود را عنوان کنم. به هر حال اين پرنده خوش الحان هم از جمع خوانندگان پرواز کرد. ولی با سوز وجود اين را می گويم که چرا در ايران يک خواننده خوب، بايد يک خواننده مرده باشد. پس از اين همه سال بالاخره اسم او را در رسانه های ايران ديديم و يا شنيديم ولی در صفحات ترحيم و تسليت و يا فقط اعلام خبر مرگ. اين مسئله زجر آور است همچنين در خصوص ويگن، ايرج بسطامی، سوسن و غيره نيز اين زخم بر دل نيمه جان ارباب هنر بخصوص موسيقی وارد آمد. تاسف هم دردی را دوا نمی کند. به هر حال روح همه اين صاحبان نغمه های دلنشين شاد. حميد رضا - تهران

من آغاسی را از وقتی که نوجوان بود و در يک فروشگاه کوچک نفت فروشی نبش سيمتری در خيابان پهلوی (امام) شهر اهواز کار می کرد، می شناختم. ما بچه های آنروز دوستش داشتيم و همواره منتظر آمدنش به کوچه و محله مان بوديم. ابتدا در عروسی ها می خواند بعد به تهران رفت و صدای گرمش بر روی صفحات گرامافون ميهمان دل و گوش همه ايرانيان گشت و هميشه به عنوان يک خواننده مردمی در يادها خواهد ماند. چون برای مردم زندگی کرد و برای مردم خواند و اينک يادش گرامی. علی - يزد

من واقعا متاثر شدم و به خانواده ايشان تسليت می گويم. من خودم از ايشان خاطره ای ندارم بخاطر سن کم، ولی مادر من که حالا هم در قيد حيات نيست در يکی از فيلمهای ايشان بازی کرده بود و برای همين ايشان را می شناسم و اميدوارم روحش همچون مادرم شاد باشد. يگانه - تهران

اين جانب فوت هنرمند مردمی را به خانواده ايشان تسليت می گويم. من خودم يک آبادانی هستم و جوانييم را با ترانه های ايشان گذراندم کسی که عمری مردم را شاد کرد تا ابد در دل مردم کوچه بازار زنده خواهد ماند. روحش شاد. محمد عرب - شاهين شهر

آغاسی شادی بخش اوقات اکثريت مردم عامی در سالهای ۱۹۶۰ و ۷۰ بود. حتی هنوز که هنوز در کنسرتهای خارج از ايران آهنگهايی که به سبک او بوده را می خوانند در حاليکه تماشاچيان با رقص و پايکوبی شان مجلس را بيش از پيش گرم می کنند. من بخوبی بياد می آورم که در آن سالهای قبل از انقلاب، در بلوار شهر کرمان، مردم کوچه و بازار تا دير وقت، به شادی و خوشحالی آهنگهای او را می نواختند و به سبک آغاسی وار با لرزش بدنشان و دستمالی در دست ميرقصيدند. ايکاش در زمان حيات اين هنرمندان نامی به آنها اهميت بدهيم و لااقل بدين ترتيب از ابتکارات آنان در راه هنر قدردانی نماييم، زيرا به عنوان مثال موزيک و رقص بندری ايران در قلب مردم جای دارد و بخشی از سرمايه فرهنگی اين سرزمين بشمار می آيد. محسن - هلسينکی

به ياد دارم که در دوران کودکی ( ۱۵ - ۱۶ سال پيش ) ترانه های مرحوم آغاسی و جواد يساری به دليل کثرت طرفداران، مرتبا از راديو کويت پخش می شد. هنوز هم آهنگ لب کارون آغاسی و ترانه مادر جواد يساری برايم خيلی زيبا هستند. ياد مرحوم آغاسی را گرامی داشته و برای جواد يساری آرزوی طول عمر می کنم. فرامرز - زاهدان

نعمت الله آغاسی يکی از خوانندگان مردمی، خاکی، خونگرم و بسيار خوش صدای ايران است و هميشه تا ايران و ايرانی زنده است. آغاسی نيز در قلب و روح ما زنده خواهد بود. من و خانواده ام اين مصيبت بزرگ را به خانواده محترم آقای آغاسی و همه دوستداران وی صميمانه تسليت می گوييم. يادم هست دقيقا سال ۵۱ بود که ما تلويزيون خريده بوديم و من هم چهار پنج سالم بود. خاله من که همسايه نه چندان نزديک ما بود هميشه از من خواهش می کرد که هر وقت آغاسی برنامه اجرا می کرد صداش کنم تا با ما تماشا کند. (هنوز همه خانواده ها تلويزيون نداشتند) خلاصه هر وقت آغاسی به تلويزيون می آمد، با اکراه تمام و به زور می دويدم به سمت خانه خاله تا بگويم که آغاسی دارد می خواند. خودم هم دوست داشتم تمام برنامه را بی کم و کاست ببينم. ولی متاسفانه تا برمی گشتم به خانه می ديدم که برنامه تمام شده و تا چند روز غصه می خوردم ... روحش شاد و خداوند حافظ خانه و خانواده اش باشد ... ناديا - شيراز

آغاسی نمادی از صداقت و هنر فرهنگ وسيع ايران زمين بود. مردم دوستش داشتند و دارند، چرا که آغاسی اهل فخر و جاه طلبی نبود، چون اگر بود که مردم اينطور از او ياد نمی کردند. او بسيار مردمی بود و در دل ها جا داشت. همه هنرمندان در جايگاه خودشان قابل احترام هستند. هنرمندی که لبخند و خاطرات شيرينی در اذهان دارد جاويدان است. هنوز هم تعدادی از بزرگان هنر هستند که تا به تاريخ نسپرديم بهتر است آنان را در آغوش عشق خود بگيريم، همچون گلپای عزيز وغيره. آغاسی هم رفت اما زنده در دلها. روحش شاد. کاوه - تهران

خيلی کم اتفاق می افتد که از دل بگريم و برای مرگ آغاسی از دل گريستم. من حالا نيز نوارهای حلقوی آغاسی را که از دوران کودکی خريده بودم با خود دارم. در افغانستان همه خيلی دوستش داشتند و دارند. خدا رحمتش کند و به بازماندگانش تسليت می گويم. شبنم علی - اسلام آباد

هر وقت ترانه لب کارون آغاسی را می شنوم به ياد زمانی می افتادم که لب کارون چه زيبا بود و مردم چقدر خوشبخت تر از امروز بودند – روزهايی که اوج اقتدار و آبادانی ايران بود و بعد از انقلاب و جنگ ديگر لب کارون آنگونه که در اين ترانه گفته می شود با صفا و قشنگ نبود – ياد آنروزها و اين خواننده گرامی باد. رضا - تهران

درگذشت هنرمند مردمی را به جامعه هنری، به هنر دوستان و همچنين به هنرمندان خارج از کشور تسليت ميگويم. از اين هنرمند هرچه بگوييم کم است، چرا که ما عادت کرده ايم در فراق دوستان صحبت کنيم و نه در حضورشان. من با آن که جوان هستم از پدرم خاطرات زيادی در مورد ايشان شنيدم، از جمله وقتی ايشان در يکی از کنسرتهايش برای افراد مستمند پول جمع می کرد. هيچکس اين هنرمند پاک را فراموش نمی کند. روحش شاد. رضا - ايروانی

اولا واقعا ناراحتم که يک هنرمند محبوب ديگر به شکلی بسيار تاثربرانگيز و در تنهايی درگذشت. يارب اين شهر چه شهری است که صد يوسف دل به کلافی بفروشيم و خريداری نيست. واسه خاطره هم، خودم که جز گوش کردن آهنگاش و شادی چيزی ندارم بگم؛ اما پدرم می گويد که يک بار برای يکی از برنامه های آغاسی رفته بوديم به لاله زار و تو اوج برنامه که همه دستمال می چرخاندند ما چيزی برای چرخاندن نداشتيم. تو عالم مستی شروع کرديم چرخاندن بارونی که هر وقت يادم می ياد افسوس آن همه روزهای شاد را می خورم. رضا - تهران

از شنيدن اين خبر خيلی ناراحت شدم. اما چاره ای نيست. مرگ يک حقيقت است که گمنام و مشهور نمی شناسد. کاشکی بيشتر قدر هنرمندان را بدانيم. آغاسی حدود دو سال به حالت معلول در آمده بود. اما دريغ از يک خبر کوتاه که در اين مورد توی رسانه های معتبر بشنويم. آغاسی هر چی که بود قطعه ای از فرهنگ عامه پسند و کوچه بازاری موسيقی ايران در دهه های چهل و پنجاه بود که هنوز می توانيم تصنيف های ساده و دلنشين او را در مراسم و بزم های مختلف ايرانی ها بشنويم. از صدا و سيما بيشتر از اين هم توقع نيست که در برابر غروب ساکت هنرمندان مردمی اين آب و خاک سکوت کند. خود ما بايد قدر اين ها را بيشتر بدانيم. روحش شاد. محمد - تهران

تاثر درگذشت خواننده محبوب و مردمی را به خدمت خانواده بزرگ ايرانيان تسليت عرض می کنم. متاسفانه فرهنگ بدی که در بين ما ايرانيان جا افتاده اين است که هميشه بعد از اينکه کسی از بين ما می رود تازه به يادش می افتيم. ای کاش زمانيکه آغاسی و آغاسی ها زنده بودند خاطرات آنان را ياداور می شديم. باز هم هستند هنرمندانی که در سکوت و تنهايی و فقط با مرور خاطرات خوش گذشته خود زندگی می کنند. پس بياييد به ياد آنان هم باشيم تا بعد از مرگشان تاسف نخوريم. مجيد آژگان - تالش

ياد آغاسی با دستمالی که به دست داشت هميشه و هميشه با ماست زيرا مگر می توان ياد خاطرات خوش کودکی و جوانی را حذف کرد. حالا که خبر فوت ايشان را شنيدم گويا قسمتی از دوران خوش کودکی و جوانی ما از بين رفته است. آغاسی يعنی شادی. آغاسی يعنی آمنه. آغاسی يعنی دوران خوش گذشته و از خداوند آرزوی شادی روح اين تازه گذشته را دارم که باعث شادی بسياری از انسانها بوده و خواهد بود.م - حيدری - تهران

آهنگهای آمنه و لب کارون مرا ياد آن روزهايی می اندازند که هنوز مردم به شکل امروز از شاد بودن دور نشده بودند. البته بعضی از ايرانی ها به دليل وابستگی به رسومات خود چندان هم نمی توانند راحت و آزادانه زندگی و در نتيجه شادی کنند! اما در همان دوران مردم بيشتر به آهنگهای ايرانی و يا اگر هم آهنگ خارجی باشد، صدای آن را آنقدر بلند نمی کردند تا آن آهنگ از دور خوشايند باشد! مردم در آن دوران عادی تر از امروز زندگی می کردند. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

صدای آغاسی خوب نبود. ترانه ها و آهنگ هايش نيز در سطح بسيار پائينی بودند. اينکه وی به شهرت رسيد بيشتر بخاطر سبک شاد خوانندگی اش بود. وی حتی ترانه هايی را که هم غمگين و يا دست کم ناشاد بودند همراه با هيجان و رقص اجرا ميکرد و از اين نظر مورد پسند مردم قرار گرفت. هنگامی که در دبيرستان بودم و در شهر شيراز، يکبار وی را از دريچه مسافرخانه اش ديدم که برای مردم دست تکان می داد. با اينکه از صدای او خوشم نمی آمد باز همراه با جمعيت کوچکی در آنجا جمع شده بود به ابراز احساسات برای اين خواننده پرداختم. امروز هم از شنيدن خبر درگذشت وی غمگين شدم. اميدوارم در سالهای آخر زندگی اش نيز خوشحال زيسته باشد. کامران - آمريکا

خدا بيامرزدش. مرد خوبی بود و صميمانه برای شادی مردم زحمت می کشيد. آنقدر صميمی و عزيز بود که خودم شاهد بودم چگونه سکه های روی سن را جمع می کرد و می بوسيد. من آغاسی را به خيلی از بزرگان و سردمداران ايران در مردم دوستی و خدمت گزاری ارجح می دانم ... خدا تمام هنر مندان سالهای کوتاه شادی ايران را قرين رحمت کند. سيد محسن - تهران

دايی من از طرفداران متعصب آغاسی بود و صدا و رقص آغاسی را بخوبی تقليد می کرد. يک شب آغاسی کنسرتی در باغ حکم آباد قزوين داشت و آنقدر شلوغ شده بود که من و دايی موفق به تهيه بليط نشديم و ما تا پاسی از شب در اطراف محل کنسرت به صدای او گوش می داديم و پس از آنکه در پايان کنسرت و در ازدحام شديد مردم دايی موفق شد دست خود به دست آغاسی که از شيشه ماشين بيرون آورده بود بزند شاد و شنگول به خانه برگشتيم. مصطفی - تهران

سخت افسرده شدم! آغاسی در دوران کودکی و نوجوانی همه هم سن و سالهای من، خاطرات شيرينی به جای گذاشته است. کم و بيش همه در آن دوران ترانه های آغاسی را زمزمه می کردند و با نجوا کردن آنها شاد می شدند. اميد وارم همانگونه که او سالها مردم را شاد می کرد، خداوند روحش را قرين شادی، رحمت و آمرزش نمايد. عليرضا نيک نفس - تهران

آغاسی صدای گيرای ۳ نسل بود. آغاسی هيچوقت از يادها نميرود. به قول شاعر:سعديا مرد نکونام نميرد، هرگز مرده آنست که نامش به نکويی نبرند. امير - تهران

با مردم زيستن تا آخر عمر هنری است. آغاسی دو هنر داشت يکی خواننده بود و ديگر مردمی. يادش گرامی باد. مختاری - تهران

درگذشت يکی ديگر از اسطوره های جاويدان موسيقی ايران بر همه تسليت باد. چند تا آغاسی ديگر برايمان مانده. صبر کنيم اونها هم می ميرند اونوقت براشون هورا بکشيم. درست مثل بسطامی. حميد رضا - فردوس

خدا رحمتش کند. آغاسی از آن هنرمندانی بود که با مردم رابطه عميق عاطفی برقرار کرده بود و در قلب آنها جای گرفته بود. ترانه هايی که حافظه فرهنگی مردم ثبت شد و فراموش نخواهد شد. مثل لب کارون. اين هم سعادتی می خواهد که نصيب هر هنرمندی نمی شود. وقتی بچه بودم فيلم زندگی او را به نام نعمت نفتی در سينما ديدم. امروز مرتبا صحنه های آن فيلم در ذهنم مرور می شود. روحش شاد. پويا نوروزی - تهران

از فوت آغاسی بسيار متاثر و بسيار ناراحت هستم، چون آغاسی از جمله خواننده هايی بود که فقط برای مردم می خواند و نه برای چيز ديگر.اما حالا بايد ببينيم که تشييع جنازه ی او چه طور خواهد بود. مردم بايد با اين عزيز خداحافظی ميليونی کنند. چون اين واقعا در شان آغاسی است که چند ميليون برای تشييع جنازه او حاظر شوند. ياسر - تبريز

آغاسی هنوز در ياد ما زنده است. مخصوصا در فيلمهايی که آغاسی بازی کرده و آهنگهايی که خوانده، هميشه در ياد ما زنده خواهد ماند. رضائی - کرج

آغاسی خواننده مردمی بود که با مردم رشد کرد و تا همين اواخر نيز با مردم بود. ترانه های ساده، اما صميمی او هميشه در دل مردم به يادگار خواهد ماند. روحش شاد و يادش گرامی. طاهر - اهواز

شادراوان آغاسی را خيلی دوست داشتم. يکبار در ۶ يا ۷ سالگی در جشن عروسی تو محله مان دروازه غار کوچه از پشث پنجره در حال عکس گرفتن با مردم ديدمش .... چون ما را نمی گذاشثن بريم نزديکش .... يادش هميشه گرامی. کورش - هلسينکی

نعمت نفتی يا همان آغاسی، خواننده مردمی و پر احساسی بود که در اوج معروفيت از مردم کناره نگرفت. من خاطره ای که از او دارم پوشيدن کت چهار خانه نخ نمائی بود که هر وقت از او در مورد آن کت می پرسيدند می گفت اين کت را زياد می پوشم چون با آن احساس صميمی بودن می کنم و خود را در رکاب مردم ميبينم. لباس فاخر پوشيدن مرا از مردم جدا می کند. روحش شاد. مهيار - تهران

من با شنيدن خبر درگذشت خواننده محبوب ما ايرانيان بسيار ناراحت شدم. بياد آن روزهای شيرين. آبادان او در قلب ما ايرانيان جا داشت. يادش بخير. ابراهيم - ابوظبی

لب کارون رو وقتی گوش ميدم احساس ميکنم هنوز تو همون حال و هوای نوجوانی هستم. من زياد شناختی از او ندارم ولی همين قدر ميدونم خودش با اينکه سالها در اوج و شهرت بوده و خيلی ها رو بنوايی رسونده ولی خودش هيچی نداره. زندگی بسيار معمولی خيلی دست اين و آن رو گرفته. لوطی گری هميشه صفت مردان ساده زيست بوده و او نيز چنين بود. عليرغم اينکه يک خوانند کاباره بود ولی ارتباط با خدا را هرگز قطع نکرد و شنيده ام هيچ وقت از خدا و عبادت او دور نشده. واقعا دربند هيچی نبود. زندگی با خانواده را بسيار دوست می داشت و به آن عشق می ورزيد. يادش گرامی باد. دوستدارانش در قزوين و کرج

صدای آغاسی ياد آور روزهای خوب قبل از جنگ و ويرانی شهرمان بود يادش بخيرباد. حليمه - آبادان

خيلی متاثر شدم از درگذشت اين خواننده محبوب امنه امنه رفت روحش شاد بازماندگانش را صبر وشکيبايی از خداوند می طلبم زندگی اغاسی همه اش خاطره است. امين - بم

يادم مياد يک سال در کودکی به جنوب رفته بوديم و در کارون قايق سواری می کرديم. راننده قايق آهنگ لب کارون آغاسی را ميخوند شايد آنزمان تازه اين آهنگ در اومده بود. روحش شاد هميشه شاد خواند. زهره

درگذشت هنرمند مردمی آقای نعمت الله آغاسی را به خانواده محترمش تسليت عرض ميکنم . واقعا دلم گرفت و ناراحت شدم . آغاسی را از کودکی ام به ياد دارم . صورتی مهربان داشت. وقتی می خواند ميتوانست همراه با آن کاسه سرش را نيز حرکت دهد. من نيز آن را ياد گرفنه بودم و دائم در حال اجرای اين ژست بودم . آغاسی در نوع خود بی نظير بود. به خصوص لب کارون. چه خوش بارون . خدا رحمتش کند. گيتا فروغ زاده - تهران

آغاسی به نعمت نفتی معروف بود و با اينکه سخت بی پول بود و دشواری مالی داشت ، اما هميشه لبخند به لب داشت و می خنديد وخدا را شکر می کرد . از همان روزها بود که با وی دوستی برقرار کردم و بعدها در کلوپ شنای اهواز باهم زيبای اندام کار کرديم. مرد باصـفايی بود هرگز دروغ نمی گفت و با يک دست فشردن به پيمان و قرارش متعهد می شد . سالها بعد که معروف شد، شبی او را دريک کنسرت بزرگ ديدم فکر می کردم مرا به ياد نمی آورد . درفاصله برنامه از روی سن پائين آمد و دستم را گرفت و پس از سلام و تعارف زياد ، مرا در جلوی صحنه نشانيد و به افتخار من ترانه محلی دزفولی مورد علاقه ام بنام ( بيا بريمـت ، بيا بريمـت) را خواند. نه اهل فساد بود و نه اهل باندبازی . مردی بود که از درون خاک و خاشاکهای خوزستان برخاست و همانگونه باقی ماند . واقعا مردی خاکی بود. خدا بيامرزدش. دکتر خسرو کريمی- پورتسموث

انواع مختلف موسيقی هر کدام جا و مکان خاص خود را دارند و هر کدام به جای خود زيبا و دلنشين هستند . آغاسی خواننده کوچه و بازاری هنرمندی بود که برای شادی دل مردم تلاش ميکرد . اولين بار صدای او را در جشن عروسی دائيم شنيدم صدای او ميهمانان را به رقص واميداشت . روی هم رفته خيلی از ترانه های او ياد آور خاطرات خوش گذشته است . مهدی

همين امروزازفوت ايشان ازطريق روزنامه مطلع شدم وازاين طريق به ملت ايران تسليت عرض می کنم.روحش شاد. اميد - اصفهان

متاسفانه صدا وسيمای جمهوری اسلامی زمانی که يک جانباز که بجز خانواده اش هيچ کس شناختی از او ندارد می ميرد چندين دقيقه از اخبار رابه مردن او اختصاص می دهد ولی اگر خواننده ای محبوب و مردمی مثل آغاسی بميرد کوچکترين اطلاع رسانی نمی کنند. حبيب - بيرجند

خيلی متاسف شدم. لعنت به اونايی که باعث شدن خواننده ها که جزوی از فرهنگ يک ملت هستند اينجوريی آرام و ساکت بميرند. محمد علی - چهارفرسخ

به راستی آغاسی خواننده ای مردمی بود در ايام جوانی من آهنگهای او را زمزمه ميکردم و خيلی دوست داشتم بخصوص آهنک آمنه را در سال ۱۹۷۵در سفری که به آلمان داشتم شبی با دوستم که ايرانی بود و مدت سيزده سال بود که او در آن کشور اقامت داشت در شهر زاربروکن لب رودخانه شروع به زمزمه آهنگهای او را کردم و چنان آن دوستم را تحت تاثير قرار داد که شروع کرد به گريه کردن و به ياد ايران افتاد که من خيلی تحت تاثير آن گريه و غصه او در غربت قرار گرفتم اميدوارم روح او شاد باد. محمود- اصفهان