|
آيا با ازدواج فاميلی موافقيد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
گفته می شود آمار بالای اختلال ژنتيکی در فرزندان خانواده های پاکستانی مقيم بريتانيا احتمالا ناشی از ازدواج فاميلی در ميان آنهاست. تخمين زده می شود که دست کم 55 درصد پاکستانی های ساکن بريتانيا با فرزندان برادر يا خواهر والدين خود ازدواج می کنند و اختلالات ژنتيکی در ميان آنها 13 درصد بيشتر از ميانگين در سطح کشور است. نگرانی از اين موضوع باعث شده که يکی از نمايندگان پارلمان بريتانيا از دولت بخواهد اين ردسم سنتی متدوال در ميان مسلمانان اين کشور را ممنوع کند. اين وضعيت فقط شامل بريتانيايی های پاکستانی الاصل نمی شود و در مورد جوامعی که در آنها وصلت های فاميلی مرسوم است و امری عادی تلقی می شود نيز صدق می کند. در اين جوامع، از جمله ايران، ازدواج ميان خويشاوندان معمولا پيوندهايی پايدار قلمداد شده اند. اما در يکی دو دهه گذشته و برملا شدن يافته های علمی در مورد علل ناهنجاری های ژنتيکی، از شمار ازدواج هايی که ميان اقوام نزديک صورت می گيرد به مرور کاسته شده است و يا خانواده ها با احتياط بيشتری به آن تن می دهند. با اين حال کم نيستند خانواده هايی که همچنان تفکرهای قديمی چون "عقد پسرعمو و دختر عمو را در بهشت نوشته اند" را دنبال می کنند و فرزندان خود را از سنين کودکی ترغيب و آماده ازدواج با يکديگر می کنند. دختر و پسر هم به رغم هشدارهای پزشکی و علمی و پذيرفتن احتمال خطر اختلال ژنتيکی برای فرزندشان، زندگی مشترک خود را پايه گذاری می کنند. به نظر من مهم عشق است و ازدواج فاميلی چنانچه با عشق همراه باشد ازازدواج با غيرفاميل بهتراست. طيبه - ايلام من خيلی با ازدواج فاميلی موافق نيستم ولی اين قضيه را هم بايد در نظر گرفت که از لحاظ ژنتيک نتيجه ازدواج دختر عمو و پسر عمو به اين شرط که هيچ مشکلی نداشته باشند بچه ای تيز هوش و بدون مشکل است. همان طور که اين شيوه نيز در بين معصومين رايج بوده ولی هرگز بچه عقب مانده تحويل جامعه نداده اند. بنابراين صددر صد نمی توان ازدواج فاميلی را رد کرد. ستاره - اهواز من خودم هنوز ازدواج نکردم اما کسانی را ميشناسم که پدر ومادرشان فاميل بودند با هم ازدواج کردند و الان چند تا فرزند معلول دارند و نتيجه اين ازدواج ميباشد که الان پشيمان شدند اما فايده ای ندارد. بنده به همه جوانان عزيز توصيه مينمايم که در اينکار عجولانه تصميم نگيرند قبل از ازدواج بايد فکر کنند. با ازدواج فاميلی صد درصد مخالف هستم چون وضع بچه های معلول راديدم خيلی ناراحتم کرد. جوانان عاقل باشيد. احمد حسينی مهاجر افغانستانی - تهران متأسفانه اکثر خانواده هايی که ازدواج فاميلی را ترجيح می دهند، مسأله عشق و علاقه را ملاک قرار نمی دهند بلکه ملاک اصلی آنان شناخت متقابل خانوادگی است، اين دسته از خانواده ها با توجه به سنت گرايی و جو نا مناسب جامعه، اين راه را بر می گزينند که در اکثر مواقع نيز بزرگترهای خانواده يا فاميل اظهار نظر می نمايند و در برخی موارد نقش تعيين کننده دارند در صورتی که بايد تصميم اصلی توسط زوج (پسر و دختر) بر اساس ميزان عشق و علاقه همچنين تفاهمات ميان يکديگر گرفته شود ، در کل در جامعه ما سنت گرايی عامل اصلی ازدواج های فاميلی است و ندرتا انتخاب فردی زوجين منجر به ازدواج می گردد، می توان قبل از ازدواج فاميلی با کارشناسان ژنتيک مشاوره نمود ولی اين امر مستلزم شناخت کامل افراد فاميل است که از لحاظ فيزيکی در چه شرايطی به سر می برند به طور مثال اگر پسر عموی مادر طاس باشد ممکن است موجب طاسی فرزند دوم شود يا نه!! ،غالبا شناخت اينگونه حالات نسبت به ساير اعضای کم است و ممکن است يک اشتباه کوچک در نتيجه گيری بررسی کارشناسان تأثير منفی بگذارد، در کل مشکل اصلی خود خانواده ها هستند که فرصت چنين انتخاب بزرگی را از فرزند خود سلب می نمايند و به اصطلاح خود برای فرزندشان آستين بالا می زنند بی آنکه حتی نظری از فرزند خود بپرسند!! من اکثر ازدواج های فاميلی را تحميلی می بينم و به شدت مخالف ازدواج فاميلی هستم زيرا خود من که اکنون اين متن را می نويسم گرفتار اين مشکل بزرگم و با اينکه پس از گذشت هفت سال از نامزدی من با دختر دائيم هنوز تن به ازدواج ندادم و به علت نشکستن حرمت مادرم نمی توانم پا پس بکشم از جوانانی که اين متن رو مطالعه فرمودند تمنا می کنم در انتخاب خودشان دقت زيادی داشته باشند و در اين امر مهم عجولانه تصميم گيری نکنند. سينا - تهران دراين زمانه ازدواج فاميلی می تونه بهتر باشه چون فاميل بهتر می تواند همديگر را بشناسند. ياور - مرند تصور ميکنم فاميل بودن يا نبودن همسر تنها يکی از ملاکها يا معيارهای مورد بررسی در امر ازدواج ميباشد . مهرداد - تهران به نظر من ازدواج فاميلی با توجه به وجود مسائل جنسی بين دو جنس اصلا معنی نميدهد و در واقع هيچ لذتی ندارد واز اين بابت بوده من ترجيح دادم که با غير فاميل ازدواج کنم البته در صورتيکه علاقه بين دو طرف باشد آنج عشق همه چيز را تعين ميکند عاشقان را عشق فرمان ميدهد. همايون - اهواز اگر دو طرف بخواهند چرا نه؟ احمد - اصفهان اميدوارم اين حرکت جهانگير شود. الان همسايه ما يک دختر زيبا ولی کند ذهن از ازدواج فاميلی دارد که نگهداری از او هزينه های اقتصادی زيادی برای ايشان ببار آورده است و متاسفانه باور نمی کنند و می خواهند يکی از دخترهای ديگرشان را روانه خانواده عمه اش بکنند. اصلا برای بسياری در ايران اين موضوع قابل هضم نيست و آزمايش خون نمی تواند نتيجه قطعی بدهد... مثل با جناق خودم، با اينکه مادرشان جزو تيزهوشان دوران ابتدايی بوده ولی حاصل ازدواجش با پسر عمه اش سه فرزند ظاهرا سالم، ولی کندذهن می باشد. لطفا روی اين مساله به اندازه کا فی به صورت هفتگی برنامه داشته باشيد. اليا - شيراز ازدواج فاميلی و غيرفاميلی نمی شناسد، آنچه مهم است سلامت طرفين و عشق و فهم همديگر برای زندگی است . ازداواج فاميلی برخی مواقع می تواند مبنای زندگی مناسب تری نسبت به ديگر ازدواجها باشد. حميد - اروميه نظر من اولين نکته در ازدواج علاقه دو طرف نسبت به همديگر است. اما اگر دو جوان که به هم علاقه دارند و فاميل هم هستند تصميم به ازدواج گرفتند بايد بچه دار شدن را بی خيال بشن چون احتمال داره بچشون ناقص بشه. خلاصه بگم اگه با هم ازدواج کردين بچتونو بدبخت نکنين. علی - اراک من خودم و همسرم از يک فاميل هستيم يعنی همسرم دخترعمه ام هست. ما اصلا مشکل نداريم هنوز بچه دار نشديم ولی اگر خونمون بهم نميخورد با هم ازدواج نميکرديم چون بچه رکن اصلی زندگی هست ما همديگر را خيلی دوست داريم. کاوه - هند ازدواج فاميلی برای جوامعی که ارتباط قبل از ازدواج ممنوعه يک راه کاره تا لااقل همسر رو از بين کسانی برگزينيم که ميشناسيم ولی اگر معضل اشنايی و شناخت واقعی حل شود به نظر من اصلا نبايد اين کار صورت گيرد علاوه بر خطرات احتمالی ازدواج فاميلی انسانها را بسته بار می اورد و جوامع رو تا حد زيادی از توسعه باز می دارد جامعه فاميلی هر چه بسته تر باشد اگاهی محدود می شود تعصبات قومی افزايش می يابد . در جوامع غربی که مشکل جوامع مذهبی رو ندارند ازدواج فاميلی کار عاقلانه ای نيست. جم - مشهد باتوجه به اينکه علمِِ ژنتيک بيشترناهنجاريهاراقبل ازازدواج شناسايی نموده است بنظراينجانب باتوجه به اينکه خودم باازدواج غيرفاميل دارای زندکی تلخی ميباشم اکيدابه دوستان توصيه ازدواج فاميلی پس ازانجام آزمايشات ژنتيک رامينمايم. محمد - تهران به نظر من ازدواج فاميلی در ايران بيشتر بين خانواده های کمتر تحصيل کرده و روستايی رواج دارد و ديگر جوانان شهری امروز با افزايش قدرت انتخاب همسر برای خود به سراغ فاميل نمی روند بخصوص که می دانند احتمال ناقص شدن فرزندشان نيز وجود دارد.به هر حال به نظر من بايد ازدواج فاميلی ممنوع شود! مهدی - آذربايجان - تبريز به نظر من ازدواج فاميلی کار بسيار اشتباهی هست و ممکن هست اختلال ژنتيکی در همان وحله اول نشان ندهد و فرزندان سالم باشند ولی اين ژن ناهمگون خود را در مراحل بعد خود را نشان ميدهند و در نتيجه نوه و نتيجه ها هم بايد جور اشتباهات پدر مادران يا به عبارتی پدر بزرگ ومادر بزرگهای خويش را بدوش بکشند. حميد - منچستر به نظر من قبل از فاميلی بودن يا نبودن يک ازدواج ، تفاهم و عشق بين دو نفر مطرح و مهم است! حال اين رابطه ميتواند فاميلی يا غير فاميلی باشد. ولی از نظر مسائل ژنتيکی در موقع بچه دار شدن حتماً بايد آزمايشهای لازم صورت بگيرد تا بعداً موجب پشيمانی نشود! احسان هاشمی اگر شمايی که عاشقانه به يکی از بستگان درجه اول خود دل بسته ايد و تمام روياها و آرزوهای خود را در گرو اين پيوند ميبينيد، جای يکی از اين فرزندان دارای مشکل که حاصل ازدواج فاميلی هستند بوديد ، به پدر و مادر خود چه می گفتيد؟ و چگونه آنهايی را که به خاطر هوای دل مقصر غم و اندوه هميشگی شما هستند، ميبخشيديد؟ پس چه نيکوست که همان کنيم که گر جای اين فرزندان بوديم انتظار ميداشتيم. حميد رضا - تهران تنها حسنی که ازدواج فاميلی داره اينه که شناخت بين افراد بيشتره که اگه کشور به سمتی پيش بره که آشنايی در روابط اجتماعی جوانان يه فرهنگ بشه ميتونيم شاهد ازدواج های موفقی باشيم اين ازدواج های فاميلی هم کم کم در جامعه کمرنگ ميشه. احمد - کازرون در شهری که من زندگی می کنم ازدواج فاميلی رواج بسياری دارد و نکته قابل توجه اينکه هيچ مشکلی در فرزندان حاصل از اين ازدواجها بوجود نيامده و شايد به جرات بگويم حدود ۱ الی ۲ درصد عقب ماندگی به وجود آمده است. حال که غرب و دنيای علم در زمينه پزشکی و ژنتيک پيشرفت شايانی نموده است عجيب است که چنين پيشنهاداتی می شود من به شخصه مخالف اين نظريه هستم. آرش - استان فارس حتی در ازدواج های غيرفاميلی هم احتمال بروز اختلاهای ژنتيکی وجود دارد. اما در ازدواجهای فاميلی اين احتمال خيلی بيشتر خواهد بود. خصوصا در خانواده هايی که سابقه بيماری نيز در آنها وجود دارد ازدواج فاميلی خطرناک تر است. عده ای شناخت خانوادگی را دليلی برای انجام ازدواج فاميلی می دانند اين موضوع تا حدی درست است اما در خانواده های امروزی شناخت های فاميلی نيز تا حد زيادی محدود است. و حتی گاهی از نظر شناخت خانوادگی هم مزيتی را برای طرفين به همراه ندارد. بنابراين نمی توان بطور کلی ازدواج فاميلی را مردود دانست اما با توجه به احتمال زيادتر وجود بيماری، بدون مشاوره با پزشک به هيچ وجه توصيه نمی شود. عليرضا - تهران برای من تصور ازدواج خانوادگی چندش آور است. چون من به دختر عمو و دايی به چشم خواهر نگاه ميکنم. و اصلا اين گونه ازدواج برايم قابل قبول نيست حتی ازدواج با فردی با نسبت خانوادگی دورتر هم به نظرم به دليل احتمال افزايش بيماريهای ارثی پذيرفته نيست. خلاصه صد در صد مخالف هستم. و تعجب ميکنم چرا هنوز اين نوع ازدواج وجود دارد. طه - تهران به نظر من اگر انسان بتواند با غير فاميل ازدواج نمايد هم در مسائل زناشويی می تواند لذت بيشتری ببرد و هم باعث گستردی بافت فاميلی و در تبادل فرهنگ با خانواده های ديگر نيز می شود. علاوه بر آن می توان از مشکلات ژنتيکی نيز تا حدی دوری نمود. البته در بسياری مواقع ممکن است عواملی مانند عشق وجود داشته باشد که بر همه موارد بالا برای فرد با اهميت تر باشد. در اين مورد بسته به ميزان عشق طرفين بايد تصميم گيری صورت گيرد و در مورد داشتن فرزند حتما با پزشک در ارتباط نزديک بود . ولی به نظر من ازدواج با غير فاميل و حتی نژاد می تواند مزايای بهتری داشته باشد. محمد - دوبی در گذشته که روابط حاکم بر خانواده ها بسيار سنتی بود و روابط اجتماعی بسيار بسته بود و حتی رابطه کلامی و مرواده عادی با جنس مخالف يک گناه و تابو بود و شايد مرد قبل از ازدواج صورت هيچ زن بيگانه غير از مادر و خواهر خود را نمی ديد ازدواج فاميلی برای جبران و از بين بردن آثار ناشی از اين بی ارتباطی و عدم شناخت توجيه داشت ولی امروز به نظر من مبنا و توجيه درستی ندارد و شايد عده ای عنوان کنند که شناخت بهتری از فاميل نسبت به غريبه دارند ولی چنين چيزی نپذيرفتنی است و ازدواج با فاميل هيچ تفاهم و شناخت درست را تضمين نمی کند. دو فاميل اصطکاک بيشتری می يابند و زندگی يکنواخت تر و پرحاشيه تر است. از نظر من ازدواج فاميلی برای افرادی است که رابطه اجتماعی و اعتماد به نفس ضعيفی دارند يا در خانواده های مذهبی بزرگ شده اند. اگر به لحاظ پزشکی خطر محسوب شود حتی با وجود علاقه بايد از آن صرفنظر کرد زيرا فرزندانی که در آينده می آيند نبايد قربانی هوس و دوست داشتن ما شوند. زن و مرد بايد نسبت به زندگی کسانی که قرار است از آنها بوجود بيايند مسئولند و نبايد تنها خود را ببينند. کيوان - تهران کسی نميتواند جلودار نيروی عشق باشد و اگر واقعا دو عاشق خانوادگی با هم پيوند زناشويی را ببندند جای حرفی نميتواند باشد، اما از اينکه سعی و کوشش آنها در حداقل رساندن آسيب به فرزند با توجه آنها در معاينات پزشک ميتواند از نتايجی زيانبار جلوگيری کند، شکی نيست. البته والدين بايستی فرزندانشان را در انتخاب همسر شايسته تنها کمک فکری کنند و کمک قلبی و تصميم پايانی را برعهده ادامه سنتها يا تعصبات نگذارند و آن را به خود جوانها واگذار کنند. محسن - هلسينکی به نظر من يکی از مهمترين مسائل در ازدواج تحقيقات پزشکی وژنتيکی است که اگر رعايت شود بسياری از مشکلات حل ميشود . اکنون اکثر خانواده های ايرانی در مسئله ازدواج فرزندان خود حساس هستند و برای اطمينان از سلامت داماد يا عروس ( مخصوصا در مقابل بيماری ايدز و اعتياد به مواد مخدر) آنها را قبل از ازدواج به آزمايش فرستاده و پس از دريافت نتيجه مطلوب قرار عقد و عروسی را ميگذارند . در ازدواجهای غير فاميلی نيز کودکان معيوب و مشکل دار به دنيا می آيند . حسن ازدواج فاميلی در اين است که در هنگام بروز اختلاف بزرگترها دلسوزی و موجب حل آن ميشوند . شهربانو - آلمان بنظر من با توجه به پيشرفت روز افزون علم ژنتيک و امکان انجام آزمايشات پيشرفته و جای نگرانی نيست .در ضمن بايد به نکات مثبت ازدواجهای فاميلی از جمله شناخت بهتر طرفين از يکديگر و نزديکی سطح فرهنگی دو خانواده و اطلاع از پيشينه خانوادگی ازنکات مثبت اين ازدواج هاست. در ضمن به گفته پزشک متخصص و مشاور من در ازدواج هيچ ازواجی ازنظر ژنتيکی بی خطر نيست. اعظم - تهران نه موافق نيستم . علاقه انحصاری نيست. ديد انسان بر اساس محيط اطرافش تغيير می کند . اگر ميتوان همان احساس زيبای عاطفی را نسبت به فرد ديگری داشت چه اصراری است که ريسک کنيم و فقط خويشاوندان نزديک را انتخاب کنيم ؟ حسين - مشهد پدر و مادر من با هم نسبت فاميلی دارند. بعد از گذشت ۲۴ سال از زندگيم متوجه شدم که دچار بيماری ويلسون هستم که به دليل ازدواج فاميلی و نقص ژنتيکی بوجود مياد. برای همين از پدر و مادرها می خوام که اين رسم رو کنار بذارن و بيشتر به فکر نسل آينده باشند. هادی - اصفهان تجربه ای که نگارنده از اين وصلت ( خويشاوندی ) دارد و دختر عمويم را به نکاح گرفتم چندان مثمر نبوده است ؛ ازجهت استحکام روابط ودوستی فی مابين مشکلی نيست ؛ اما شايد موضوع اختلال ژنتيکی منجر بدان شده است که اولين دخترم باجلد وموهای سفيد دربيمارستان فيروز آبادی تهران پا به عرصه وجود گذاشته است ؛ ومادر آن زمان مهاجر بوديم؛ اگرچه اين دخترم اکنون در دانشگاه سلاويانی تاجيکستان بزبان های روسی و انگليسی مسلط صحبت ميکند ودرحال فراگيری زبان آلمانی است و متباقی فرزندانم حالت معمولی را توام بارشد فکری درخور بالای را داشته اند ؛ ومن باتمام وجود خودم را وقف آن کردم که اين دخترم احساس حقارت نکند وتاحدی زيادی نيزموفق بوده ام ولی گاهگاهی مشاهده ميکنم که در فکری عميق فرو ميرود واحساس ناهمگون دارد ؛ وقتی درشهر هرات افغانستان يکی از رهگذران کوچه فرياد زده بود که اين دختر را به بينيد که سفيد است ؛ طعم تلخ اين حقيقت، زندگی را برای مدتها به همه ما زهر کرده بود ومشکل سختی دگری که گريبان گيرم است اين است که هم اکنون من در تاجيکستان مصروفيت ندارم وبايد به کشورم افغانستان برگردم ولی نميتوانم اين دخترم را که به اندازه دنيا دوستش ميدارم به کشورم که آنقدرها شرايط برايش مساعد نيست برگردانم وخود او هم نيز از اين بابت تشويش دارد ؛ هرگاهی که من او را پريشان می بينم تمام خوشی های زندگی درمن ميسوزد! از ا ين رو که من رنج اين اختلال ژنتيکی را با روح و روانم احساس داشته ام ؛ توصيه ميدارم که دگران در اتخاذ چنين تصميمی محتاط باشند ونگذارند اين تجربه تلخ تر از زهرکه همچون موريانه زندگی را به نيستی و نابودی ميکشاند تکرار گردد. نور احمد رجاء - دوشنبه - تاجيکستان من جون در اقوام نزديکم شاهد ازدواج فاميلی بودم و نتيجه يک فرزند عقب افتاده شد و همچنين کل خانواده ی ما پزشک هستند و به اين مسائل کاملا آگاهی داريم تن به چنين ازدواجی نميدهم. با وجود اينکه عاشق دختر دائييم هستم ولی عقل حکومت ميکنه نه دل و عشق. پس چنين وصلتی يک رويا بيش نيست. به اميد افزايش آگاهی مردم کشورهای جهان سوم و ايرانمان. احسان پ - شيراز به نظر ميرسد که بيشتر از آنکه ازدواج فاميلی بار ژنتيکی داشته باشد حاوی يک تابوی اجتماعی است. اولا تاکنون درستی اين اختلالات از لحاظ علمی به اثبات نرسيد و مخالفين صرفا به آمار نه چندان صحيح استناد مينمايند. دوما اين اختلالات در صورتی نمود پيدا ميکند که بيماريهای ژنتيکی خاصی در فاميل باشد و ازدواج فاميلی شانس ابتلا را افزايش دهد ولی د صورتی که زوجی فاقد اينگونه ابتلائات باشد اينچنين خطری آنها را تهديد نمی کند و حتی در صورت ابتلا نيز با کمک پيشرفت علم قادر به سقط جنين حامل اختلالات ژنتيکی خواهيم بود. سوما اگر به نمونه حيوانات توجه شود (برای مثال اسب های مسابقه) برای حفظ نسلهای اصيل از نژاد همگون و با همزادان استفاده ميشود. ولی نکته مهم در بحث حقوق انسانی نهفته است. ازدواج منشوری است از عشق دو انسان در حرکت زمان که اکراه و اجبار در آن جائی ندارد. و زاد و ولد نيز مانع و رادعی در مقابلش نيست. توليد مثل ثمره ازدواج است ونه هدف آن ولی اگر ازدواج بر اساس خرافات و يا سنتهای غلط باشد, نه تنها به دليل امکان بروز مشکلات ژنتيکی بلکه به علت اجبار اوليه آن ازدواج مذموم است. حسام - تهران به نظر من ازدواج فاميلی به خاطر شناختی که طرفين از هم دارن خيلی می تونه خوب باشه، البته جنبه های ديگه رو هم بايد در نظر گرفت تا خدای نکرده برای نسل آينده دچار مشکل نشه. رامين - ايرانشهر من چون در اقوام نزديکم شاهد ازدواج فاميلی بودم و نتيجه يک فرزند عقب افتاده شد و همچنين کل خانواده ما پزشک هستند و به اين مسائل کاملا آگاهی داريم تن به چنين ازدواجی نميدهم. با وجود اينکه عاشق دختر دائيم هستم ولی عقل حکومت ميکنه نه دل و عشق. پس چنين وصلتی يک رؤيا بيش نيست... احسان - شيراز من خودم و همسرم از يک فاميل هستيم يعنی همسرم دختر عمه ام هست. ما اصلا مشکل نداريم هنوز بچه دار نشديم ولی اگر خونمون بهم نميخورد با هم ازدواج نميکرديم چون بچه رکن اصلی زندگی هست ما همديگر را خيلی دوست داريم. مهدی - ورامين به نظر من چون ممکن است بچه حاصل از اين نوع ازدواج ها دارای معلوليت ذهنی و جسمی باشد بنابراين لازم است که از انجام چنين ازدواجی ممانعت به عمل آيد. سعيد - اراک پدر و مادر من با هم نسبت فاميلی دارند. بعد از گذشت ۲۴ سال از زندگيم متوجه شدم که دچار بيماری ويلسون هستم که به دليل ازدواج فاميلی و نقص ژنتيکی به وجود مياد. برای همين از پدر و مادرها می خوام که اين رسم رو کنار بذارن و بيشتر به فکر نسل آينده باشند. هادی - اصفهان به نظر ما ازدواج فاميلی برای محکم بودن زندگی آينده کار بسيار خوبيه چون هر دو طرف خيلی خوب همديگرو ميشناسند و خونواده ها هم راضی ترند. سهيل و ساسان - گنبد با ازدواج موافق هستم ولی از تولد فرزند جلوگيری کرده و فرزند خوانده بپذيرند. منيژه حسينی من دختر عمويم را به نکاح گرفتم از جهت استحکام روابط و دوستی فی مابين مشکلی نيست اما شايد موضوع اختلال ژنتيکی منجر بدان شده است که اولين دخترم با جلد و موهای سفيد در بيمارستان فيروزآبادی تهران پا به عرصه وجود گذاشته است. ما در آن زمان مهاجر بوديم اگر چه اين دخترم اکنون در دانشگاه سلاويانی تاجيکستان بزبان های روسی و انگليسی مسلط صحبت ميکند و در حال فراگيری زبان آلمانی است و باقی فرزندانم حالت معمولی را توام با رشد فکری درخور بالای را داشته اند و من با تمام وجود خودم را وقف آن کردم که اين دخترم احساس حقارت نکند و تا حد زيادی نيز موفق بوده ام ولی گاهگاهی مشاهده ميکنم که در فکر عميق فرو ميرود و احساس ناهمگون دارد. وقتی در شهر هرات افغانستان يکی از رهگذران کوچه فرياد زده بود که اين دختر را به بينيد که سفيد است! طعم تلخ اين حقيقت زندگی را برای مدتها به همه ما زهر کرده بود و مشکل سختی دگری که گريبانگيرم است اين است که هم اکنون من در تاجيکستان کاری ندارم و بايد به کشورم افغانستان برگردم ولی نميتوانم اين دخترم را که به اندازه دنيا دوستش ميدارم به کشورم که آنقدرها شرايط برايش مساعد نيست برگردانم و خود او هم از اين بابت تشويش دارد. هرگاه او را پريشان می بینم تمام خوشی های زندگی در من ميسوزد. از اين رو که من رنج اين اختلال ژنتيکی را با روح و روانم احساس داشته ام توصيه ميدارم که ديگران در اتخاذ چنين تصميمی محتاط باشند و نگذارند اين تجربه تلخ تر از زهر که همچون موريانه زندگی را به نيستی و نابودی ميکشاند تکرار گردد. نوراحمد رجاء تاجيکستان |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||