BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 15:56 گرينويچ - چهارشنبه 21 سپتامبر 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
دوستی تازه ميان پاکستان و اسرائيل؟
 
مجلس متحد عمل، گروه های به ويژه مذهبی که در شمال پاکستان ائتلاف کرده اند
طرفداران مجلس متحد عمل عليه ارتباط با اسرائيل شعار می دهند - ريشه احساسات ضد يهودی در جامعه پاکستانی عميق است
رئيس جمهور پاکستان روز شنبه (17 سپتامبر) با اعضای کنگره يهوديان آمريکايی در نيويورک ملاقات کرده است. وی اولين رهبر يک کشور مسلمان است که به رغم نداشتن رابطه ديپلماتيک با اسرائيل به طور علنی با رهبران يهوديان گفتگو کرده است.

اين ملاقات در حالی صورت گرفته است که سه روز قبل پرويز مشرف در جريان مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نيويورک با آريل شارون، نخست وزير اسرائيل، دست داد. همچنين وزيران امور خارجه دو کشور حدود دو هفته پيش در ترکيه ملاقات و گفتگو کردند.

اين گفتگوها مورد انتقاد گروه های محافظه کار اسلامی در پاکستان قرار گرفت و قاضی حسين احمد، از روحانيون ارشد پاکستان، ملاقات در ترکيه را "مغاير با هر آنچه پاکستان برای آن مبارزه کرده است"، خواند.

آقای مشرف به اعضای کنگره يهوديان آمريکايی - که به احترام ورود وی به سالن کنفرانس از جای برخاسته و با کف زدن از رئيس جمهوری پاکستان استقبال کردند - گفت که پاکستان همگام با پيشرفت روند صلح در خاورميانه برای برقراری ارتباط با اسرائيل قدم برخواهد داشت.

وزير امور خارجه پاکستان هم پس از ملاقات در ترکيه گفته بود که خروج اسرائيل از نوار غزه باعث شده است که اين کشور مصمم به "گفتگو" با اسرائيل شود.

اما گفته می شود پاکستان و اسرائيل در دو سال گذشته به طور مخفی گفتگو و ملاقات هايی را برگزار کرده اند.

پاکستان هرگز کشور اسرائيل را به رسميت نشناخته است اما هند از سال 1992 با اسرائيل ارتباط ديپلماتيک خود را آغاز کرده است.

برخی تحليلگران بر اين باور هستند که با اين که ريشه احساسات ضد يهودی در جامعه پاکستانی بسيار عميق است، دولت پاکستان به خاطر نيازهای تسليحاتی و سياست های دفاعی خود به گفتگو و ملاقات با مقامات اسرائيلی ادامه خواهد داد. به گفته آنها پاکستان برای حفظ امنيت منطقه ای خود همواره بر توان تسليحاتی آمريکا متکی بوده است پس با تن دادن به به شناسايی کشور اسرائيل وارد حلقه ای امنيتی خواهد شد که در حال حاضر متشکل از سه کشور هند، آمريکا و اسرائيل است.

آيا پاکستان می رود تا کشور اسرائيل را به رسميت بشناسد؟ برقراری ارتباط ميان کشور جمهوری اسلامی پاکستان با اسرائيل در موازنه کشورهای اسلامی ديگر چه تاثيری خواهد گذاشت؟

نظرات خود را برای ما ارسال کنيد. لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد!

نظرات شما

وقتی اسراييل از شهرک های يهودی نشين عقب نشينی کرد، مسلمانان پايکوبی کردن غافل از اينکه سران کشورهای مسلمان خصوصا کشورهای عربی قبل انجام اين کار با سران اسراييلی به توافق رسيدن. همزمان با عقب نشينی اسرئيلی ها شايعه خبر برقراری ارتباط اين کشور با کشورهای مسلمان عربی مطرح شد. هر چند در آن دوره اين خبرها تکذيب شد ولی اين ديدارها نشان می دهد يک معاملاتی انجام شده به عبارتی اسراييلی ها با تخليه شهرک ها زمينه حضور خود را در تمام کشورهای اسلامی فراهم کردند. عليرضا - تهران

بعضی از کشورهای اسلامی مثل خود ايران وقتی مسئله ای را نتوانند حل کنند در صدد آن می شوند که صورت مسئله را پاک کنند. به نظر می آيد پاکستان نمی خواهد مثل آن چند تا کشورهای اسلامی باشد که هميشه در صدد آن هستند صورت مسئله را پاک کنند. پاکستان می خواهد مسئله را حل کند حالا ممکن است بعضا مخالفينی هم داشته باشد. ولی خوب به نظر اين جانب کار پر دردسر و دشواری را شروع کرده که خيلی هم کار نو و تازه ای در جهان اسلام به شمار می آيد. فرهاد - محلات

اگر به تاريخ پاکستان بنگريم کشوری زائيده سياست انگليس عايدمان می شود. و چون هيچ مديريت صحيحی در آموزش و پرورش ملت پاکستان نبوده و هميشه دستخوش تحولات سياسی بوده بنابراين ملتی با گرايشهای افراطی (بنياد گرايی اسلامی) پديد آمده است. به همين دليل دولت نظامی پاکستان اصولا مذهبی نيست ولی اکثريت مردم آن تعريف افراطی از اسلام را در ذهن خود دارند. از طرف ديگر پاکستان خود را در يک جدال اتمی با هند گير انداخته است.... از طرف ديگر اسرائيل کشوری قوی از لحاظ تسليحات موشکی می باشد. بنابراين ارتباط ديپلماتيک با اين کشور يک امتياز برای کشور رقيب محسوب می شود. حال پاکستان در راه چاره ای برای توجيه کردن ارتباطش با اسرائيل بود که عقب نشينی از غزه يک دليل محکم به حساب می آمد. ولی مشکل در اينجا حل نمی شود. مشرف بايد در درون جامعه نيز دست به تحول بزند تا بتواند با بنياد گرايان مصالحه کند در غير اينصورت همانطور که حکومت را بدست گرفت از دست خواهد داد. رامين - تبريز

چون مناسبات کشور پاکستان در ۵۰ سال اخير با امريکا حسنه بوده و اسرائيل از زمره کشورهايی محسوب می شود که بطور سنتی از جانب امريکا حما يت می گردند، لهذا در شرايط کنونی تجديد مناسبات دوستی ميان پاکستان و اسرائيل در واقع اصل حرمت گزاری به مناسباتی است که ميان امريکا و پاکستان از قبل وجود داشته. از جانبی در شرايط کنونی مناسبات پاکستان با امريکا به دليل حمايت پاکستان از تروريزم سرد شده است به اين وسيله پاکستان می خواهد از طريق اسرائيل با امريکا خود را نزديک نمايد. سيروس احمد بدخشانی - کابل

پاکستان کشوری است که از نام اسلام برای منافع خود استفاده می کند و اسلام را به تمام جهان به شکل بد ظاهر می سازد. به تمام مسلمانان جهان ثابت شده است که هيچ اصالت ندارد و هيچ روی و پشت ندارد و حال هم کدام شک و ترديد نيست که سطح راه دوستی پاکستان و اسرائيل شود. فردين خان

ما بايد بدانيم که در دنيايی زندگی می کنيم که در آن مسيحيان فعلا قدرت جهان را در دست دارند. آمريکا عربده قدرت می کشد و رقيب های خود را می خواهد به هر طريق از بين ببرد. همين امريکا است که از اسراييل و يهوديان جهان حمايت يک جانبه می کند. پس چه سود در اين که ما بخاطر دشمنی علنی و تلخ گوی به يهوديان، کشور خود را تحت تسلط کشور متهاجم امريکا بياوريم(چنين که عراق شد). پاکستان در حال حاضر تنها کشور اسلامی است که دارای سلاح اتمی است و اگر اين کشور با اسراييل سرکش را بگيرد مطمئن باشيد که هم کشور و هم سلاح خود را از دست خواهد داد. پس بهتر است که پاکستان برای حفظ حيثيت و سلاح هسته ای خود با کشور اسراييل حداقل روابط را داشته باشد. موسی ظفر - پاکستان

به نظر من آقای مشرف بهترين کار ممکن را کرد. سردمداران کشور ما هم بدانند که اسرائيل از بين نخواهد رفت و به جای چسبيدن به فلسطينی ها... با کشور پيشرفته ای مثل اسرائيل رابطه برقرار کنند. آرش - شيراز

اصولا هرگاه از نظر تاريخی ببينيم بين اسراييل و پاکستان يک شباهت کلی وجود دارد. به اين معنی که هر دو کشور با استفاده از نام مذهب توسط قدرت استعماری مثلا بريتانيا بوجود آمده اند. و هر دو کشور به مثابه ابزاری برای حفظ منافع انگليس و بعدا آمريکا در خاورميانه و جنوب شرق آسيا نقش ايفا کرده اند. در مورد پاکستان بايد گفت که اين کشور با تعقيب يک سياست بی شرمانه و فرصت طلبانه هميشه بر ضد منافع کشور های منطقه قرار گرفته است. تا وقتی آمريکايی ها از بنياد گرايان اسلامی پشتيبانی می کردند پاکستان لانه تروريستان اسلامی بود. حال که ميانه تروريستها با آمريکا بهم خورده است واز جانبی سياست های دو گانه پاکستان در ارتباط با مبارزه عليه تروريستهای اسلامی افشا شده است وضمنا با توجه به نقش افغانستان درآينده ممکن است پاکستان نقش تاريخی خود را از دست بدهد. برای راضی نگهداشتن آمريکا به اين حيله يعنی حمايت از اسراييل متوسل شده است. مهجور - ونکوور - کانادا

رابطه با هر کشوری باز کردن درهای بيشتر برای به دست آوردن شانسهای بيشتر می باشد و جدای منافع دو کشور، پيشرفت علمی در جهان هم به سرعت پيش می رود. و اگر چنين بشود می توان گفت شانسی برای ايجاد صلح وجود دارد. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

کار بسيار خردمندانه ای از پاکستان سر زده است، زيرا بشر تا سرش به سنگ نخورد آدم نمی شود. ساليان زياد - شايد هزاران سال - بشر کارش جنگ و خونريزی و پيروی از خرافات بود تا اينکه توانست از طريق صنعت چاپ از عقايد ديگران اطلاع پيدا کند. با جدا شدن دين از سياست راهی برای رشد خرد انسانی باز شد. مردم از ضرر جنگ و خونريزی و فوايد علم و دانش اطلاع پيدا کردند. با گسترش انديشه های آزاديخواهانه در جهان توسط روشنفکران غربی و اينکه هيچ حقيقتی بالاتر از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و رفاه و کاهش فاصله ی طبقاتی و پيشرفت و حفاظت از محيط زيست و .... نيست. زمانی بود که دو امپراطوری ۵۰۰ سال سر يک منطقه ی کوچک با هم می جنگيدند. اما امروز می بينيم بزرگترين امپراطوری ها تک تک مستعمراتشان را هر کدام ظرف ۱۰ با ۲۰ سال مبارزه مردم از دست دادند. زمانی آمريکا ۵۰۰۰۰ تلفات در ويتنام داد و نيروهايش را از آنجا بيرون کشيد و امروز با ۲۰۰۰ تلفات اعتراضات شروع شده است و احتمالا اگر تلفات به ۵۰۰۰ برسد از عراق بيرون می رود. آيا اين پيشرفت نيست؟ زمانی ما در ملی کردن نفتمان شکست خورديم اما امروز در هر جای دنيا شعار برای نفت خون نريزيد سر داده می شود. آيا اين پيشرفت نيست؟.... اعراب هم اگر امروز حس جنگ با اسراييل را ندارند، برای اين است که تجربه ی وحشتناک چهار جنگ را پشت سر گذاشته اند و اسرائيل هم تجربه ی اين جنگها و انتفاضه را پشت سر گذاشته اند و دو طرف سر عقل آمده اند. امروز فلسطينيان می نگرند، اگر در سال ۱۹۴۸ بر طبق قطعنامه سازمان ملل کشورشان را قبل از اولين جنگ تشکيل داده بودند ۴۴ درصد از ان سرزمين را بدست می آوردند و امروز قانونا پس از اين همه جنگ قانونا نوار غزه و کرانه باختری و بيت المقدس شرقی را می توانند بدست بياورند که روی هم ۲۲ درصد می شود. تازه اگر اسرائيل بخواهد بر مبنای قطعنامه سازمان ملل مو به مو عمل کند و در غير اين صورت معلوم نيست چقدر فلسطينی ها بدست می آورند. شايد ۱۴ درصد يا ۱۸ درصد پس فايده ی اين همه جنگ چه بوده است؟ فراموش نکنيم که در ۱۹۴۸ کل اورشليم نه دست اسرائيل ونه فلسطين بود بلکه بين المللی اداره می شد. زمان هم به ضرر طرفين هم اسرائيل و هم فلسطينی ها است. اما طرف فلسطينی با توجه به ساخت ديوار حائل و ساخت شهرک ها در اورشليم شرقی بيشتر ضرر می کند... چرا به جای جنگ چيزی شبيه اتحاديه اروپا در خاورميانه به وجود نياوريم. جنگ برای به وجود آوردن آزادی و اهداف انسانی احمقانه است. مهيار - تهران

به نظر بنده، اين عقيده غلط است که به خاطر رژيم اسرائيل، عليه يهوديان بود. اين مساله به يهودی ها ربطی ندارد. من بعنوان يک ايرانی مسلمان همان احترامی را که به يک ايرانی مسلمان قائلم به يک ايرانی يهودی هم قائلم. آنچه که من مخالف آن هستم، رژيم اسرائيل است. در ضمن نداشتن روابط ديپلماتيک راه حل نيست. پس نه تنها پاکستان بلکه ايران هم بايد شروع به داشتن روابط ديپلماتيک با اسرائيل کنند. محمد علی نوری - نيويورک

به نظر من دغدغه اصلی دولت پاکستان مساله نزاع اين کشور با هند است. در اين نزاع پاکستان بر حمايت دو گروه نظر دارد، يکی کشورهای اسلامی و ديگری کشورهای غربی. ايجاد ارتباط بين پاکستان و اسرائيل نشان دهنده اين است که اين کشور به رابطه دوم اهميت بيشتری قائل شده است. و شايد يکی از دلايل آن ورود تجهيزات نظامی از طرف اسرائيل به هند بعد از برقراری ارتباط هند با اسرائيل باشد که از نظر نظامی برای پاکستان کاملا محسوس است. اصولا پاکستان به فلسطين به عنوان مانعی بر سر راه روابطش با غرب نگاه می کند و از هر فرصتی برای برداشتن يا حداقل تضعيف آن استفاده می کند که خروج نيروهای اسرائيل از غزه از اين موارد بود. به نظر من دولت پاکستان بايد ببيند در اين معامله چه چيز بدست می آورد و چه چيزی را از دست می دهد. اگر ارتباط با اسرائيل بتواند برای پاکستان امتيازات نظامی خوبی به همراه داشته باشد، اين يک رابطه خوب خواهد بود. چون در جبهه فلسطين دولت پاکستان نقش چندانی را به عهده ندارد و عملا پاکستان در اين معامله چيز زيادی به اسرائيل نخواهد داد. ولی منافع خوبی کسب خواهد کرد.احمد - تهران

اسرائيل کشوری است که موجوديت آن غير قابل انکار است پس به نظر من هنر در اين است که با اين موجود نو پا بتوانيم رابطه برقرار کنيم و با آن کنار بياييم که پاکستان به اين امر مهم رسيده و می خواهد جز اولين کشورهای اسلامی در اين ميان باشد که از خود هنرنمايی بخرج ميدهد. کشورهای اسلامی که خواهان محو اسرائيل از صفحه روزگار هستند به نظرم هيچ اطلاعی از هنر ارتباطات ندارند. علی اشرف ثابت تاش - نراق

بله می رود که به رسميت بشناسد با تمام هزينه هايی که برايش خواهد داشت اين هم نوعی از مسلمانيست که دولت مندان مسلمان پاکستانی در پيش گرفته اند ( آنهم اسلامی که فرياد ميزند با دشمنان خدا پيمان نبنديد که شما به مسلک خود ميکشانند) نمی دانم لابد قرائت خاصی نسبت به اسلام دارند مبارکشان باشد. عبدالوهاب - مشهد

به نظر من اساسا بنيان کشور پاکستان بر اساس بنياد گرايی اسلامی نهاده شده و هنوز معلوم نشده چطور قائد اعظم که دارای روابط نزديک با بقيه رهبران استقلال هند بوده است به فکر تاسيس کشوری با محوريت اسلام افتاده است. که پاسخ دهنده اصلی اين مساله هم انگليس بايد باشد که با تقسيم هند به چند کشور چه اهدافی را دنبال می کرده است. پاسخگوی وضعيت فعلی هم بايد امريکا باشد که از يک حکومت نظامی و کودتايی حمايت می کند و منافعش در چه چيزهايی است؟ اين مطالب بی ربط به سوال را گفتم تا نتيجه بگيرم اصلا پرويز مشرف نماينده هيچ قشری از مردم پاکستان نمی تواند باشد. و فاقد يک الگوی شخصيتی واحد نيست. دنبال جواب خودتان را بهتر است از امريکاييها بپرسيد که به امور پاکستان واقفند. احمد -پاکستان

پاکستان که دست خودش نيست. هر چی که آمريکا بگويد همان است. به نظر من بله پاکستان داره اسرائيل را به رسميت می شناسد اما نمی خواهد داخل پاکستان تظاهرات بشود. برای همين هم يک سياستی را پيش گرفته است که هر دو طرف را - هم مردم و هم آمريکا و اسرائيل - راضی نگه دارد. مهدی - کويته پاکستان

آقای مشرف از يکسو در داخل به شدت از سوی افراطيها تحت فشار است تا قوانين شريعت را به اجرا بگذارد و از طرف ديگر جهان غرب دولت پاکستان را برای انجام اصلاحات بيشتر تحت فشار قرار ميدهد. شايد مهمترين چالش آقای مشرف برقراری توازن ميان اين دو اهرم فشار باشد. در اين ميان چيزی که بيشترين کمک را به ژنرال مشرف ميکند گامهای مثبت غرب در جهت بهبود روابط با جهان غرب است که فشار آمريکا بر اسرائيل برای تخليه غزه نمونه ای از آن بود. نيما - شيراز

به نظر من پاکستان زمانی اسرائيل رو به رسميت ميشناسه که همزمان برنامه به رسميت شناختن اسرائيل به چند کشور عربی داده شده باشه. البته اسرائيل هم ممکنه کمی در مقابل فلسطينيان عقب نشينی کنه و بعد از برقراری رابطه نزديکتر با اين کشورها دوباره به موضع قبلی خودش برگرده و بخواد سرزمينهای اشغالی رو پس بگيره. ولی تمام اينها به اين زودی اتفاق نمی افته و حداقل چند سالی طول می کشه تا برای مردم اين کشورها عادی بشه. رضا - شاهين شهر

اين رابطه دوستی به نوعی تحسين برانگيز است و به نوعی صلح بين دو مذهب اسلام و يهوديت شباهت دارد. در دنيای امروز بايستی با صلح و صفا و پيوند زندگی را هموار ساخت. رابطه مثبت پاکستان و اسرائيل شايد به طرز برخورد ايران نيز با آمريکا و اسرائيل تاثير مثبت بگذارد زيرا از سوی ديگر با خالی شدن نوار غزه پروژه صلح در فلسطين معنای ديگری گرفته است و ديگر کشورهای متعصب اسلامی نميتوانند سنگ جنگ با اسرائيل را به سينه بزنند. مردم کشورهايی مانند ايران نيز از فلسفه جنگ طلبی خسته شده اند و بخوبی دريافت کرده اند که با شعار های منفی پيشرفت نخواهند داشت و بايستی با روابط خوب ازعلم تمامی کشورهای جهان بخصوص کشورهای پيشرفته بهره جست. محسن - هلسينکی

 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران