http://www.bbcpersian.com

12:05 گرينويچ - چهارشنبه 31 اوت 2005

کتاب و کتابخوانی در ايران: رابطه شما با کتاب چگونه است؟

در ايران در مقايسه با کشورهای توسعه يافته، تيراژ چاپ کتاب و مطبوعات به نسبت جمعيت آن کشور، تا حد نگران کننده ای بسيار پايين است.

بازار کتاب دچار مشکلات زياد مالی و فرهنگی اعم از کمبود مشتری، گرانی کاغذ و مميزی کتاب است و آن دسته از کتاب هايی نيز که از هفت خوان چاپ و انتشار می گذرند، ماهها و سال ها در قفسه های کتابفروشی ها خاک می خورند.

در حالی که راه حل ريشه ای بسياری از مشکلات اجتماعی و سياسی ايران در توسعه فرهنگی جستجو می شود، بسياری از خانواده ها، عادت دادن فرزندان به مطالعه را جدی نمی گيرند.

رابطه شما با مطالعه چگونه است؟ برای دريافت اطلاعات عمومی تا چه حد خود را وابسته به خواندن کتاب و جرايد می بينيد.

بطور متوسط در سال چند کتاب مطالعه می کنيد؟ در هفته چه مقدار از وقت خود را به خواندن کتاب يا مطبوعات می گذرانيد؟ تا چه حد فرزندان خود را به خواندن کتاب عادت داده ايد؟ آيا از روش های نوين آموزش کودکان و نوباوگان به مطالعه آگاهيد يا آنها را به کار می بريد؟

نظرات شما

بارها بعنوان يک ايرانی از خود سئوال کرده ام که در زندگی به دنبال چه چيزی هستم و يا اينکه فرهنگم به من ميگويد که به دنبال چه چيزی بايد باشم. مشکل اينجاست که در فرهنگ ما فرض بر اين است که همه چيز را ميدانيم و کلمه نميدانم معنی ندارد. وقتی ادعا ميشود که راه سعادت تنها همين راه است که نزد ما ميباشد و با آن به همه چيز خواهيد رسيد ديگر احتياجی به مطالعه وجود ندارد. در دانشگاه سعی ميشود که خلاصه دروس توسط استاد گفته شود و استادی خوب است که جزوه بهتری بگويد و با اين وصف تکليف بقيه روشن است. کتاب خواندن علاقه روی موضوع خاص ميخواهد که در جامعه معنائی ندارد. مهم اين است که ديگران چه ميکنند. شايد باورتان نشود اما واقعا نميدانم که آخرين کتابی که خوانده ام چه بوده و چند سال پيش بوده است؟ با اينکه تيراژ کتابها بسيار اندک و اسفبار ميباشد اما برای اين تعداد اندک نيز خواننده ای وجود ندارد و بازار کتاب در رکود است. کتابفروشيهای جلوی دانشگاه هم بهترين فروششان جزوه های کنکور و کتابهای درسی دانشگاهی و امثالهم ميباشد. از هر کس ميپرسيد ميگويند وقت نداريم. و اما واقعا اين سئوال هنوز هم وجود دارد که آيا علاقه خاصی به موضوع خاص داريم؟ و ديگر اينکه کتاب بخوانيم که چه بشود؟ آيا گرهی از کار ما را ميگشايد؟ سعيد - تهران

کتاب واقعا گران است. بايد به سليقه خوانندگان ايرانی توجه کرد. در همه جا که اخبار وجود دارد روحيه استرس برانسان حاکم می شود. باور کنيد اگر کتاب ارزان بود من محال بود اين قدر به روزنامه يا وب خوانی بپردازم. اين را هم بدانيد که مردم ايران بيشتر از هم کتاب قرض می گيرند تا بخواهند بخرند. تا کسی در ايران زندگی نکند به روحيه وزندگی پر استرس ايرانی ها پی نمی برد. به قول معروف اين کارها دل خوش می خواهد. نرگس - قم

من بيست ودو سال سن دارم و از ۹ سالگی کتابهای ادبيات داستانی و شعر را مطالعه می کردم ولی در چند سال اخير بيشتر به فلسفه و روانشناسی روی آورده ام... قيمت کتاب با توجه به درآمد فعلی بسيار بالا و خارج از توان هر شخصی می باشد به طور مثال قادر نيستم هفته يک کتاب برای خواندن تهيه کنم درحالی که ميل من بيشتر از اين هاست و اگر باشد هميشه ميل به خواندن را دارم... فعلا که مجردم ولی در آينده دوست دارم دخترم را به سوی کتابهای فلسفه علاقه مند کنم يا لااقل آدم اهل مطالعه ای باشد. کيوان - دهدشت

ميشه گفت که هر کسی به اندازهای از کتاب خوندن خوشش مياد ولی کتابهای مورد نظر هر کس توی ايران به راحتی گير نمياد به هر حال من خيلی دوست دارم بيکاری هام را با کتاب پر کنم. ايمان - بردسکن

من علاقه وافر به کتابخوانی و مطالعه دارم، به همين جهت است که کتابهای زياد جمع آوری نموده ام. ولی متاسفانه هر روز وقتی از دفتر خارج می شوم خستگی توام با کسالت تمام وجودم را فرا گرفته و زمينه مطالعه را در اوقات فراغتم نمی بينم. با اين حال، شبها تا ساعت ۱۱:۳۰ می نشينم و به مطالعه می پردازم. گاهی آنقدر شوق و علاقه مطالعه بمن دست می دهد که ميخواهم از کارم استعفا بدهم و يکسره به مطالعه بپردازم. ولی متاسفانه اين کار ناممکن است! آوازه - باميان

من ديپلم تجربی هستم علاقه زيادی به مقالات سياسی ندارم. بيشتر در زمينه الکترونيک و کامپيوتر مطالعه ميکنم و مطالب زيادی را هم از اينترنت دريافت ومطالعه ميکنم، چون با صرفه تر از خريد کتاب هست. رمضان صادق پور - آمل

با توجه به علاقه زياد متاسفانه: ۱ به علت قيمت زياد ۲ کمبود وقت ومشغله فکری نمی توانيم کتاب بخوانيم. اميد - تبريز

من بيشتر فلسفه می خوانم. کتاب های سارتر. چون از نظر من داستان های عاشقانه خواندن وقت تلف کردن است. در هفته حدود ۷ ساعت کتاب غير درسی می خوانم. سلمان فروردين پور- تهران

حتما در مترو های لندن - اتوبوسها - ايستگاهها مردم را در حال مطالعه ديده ايد با وجود اينکه قيمت کتاب چند برابر ايران است. فکر ميکنم دليلش فکر آزاد و بدون دغدغه است ما بارها شده چند صفخه را خوانديم بدون دقت و مجبور شديم دو باره بخوانيم چون حواسمان نيست. ميزان روز نامه خوانی بيشتر است نه به دليل اينکه اهل مطالعه هستيم، ميخوانيم تا فردا را بهتر پيش بينی کنيم. امير - تهران

متاسفانه با وجود علاقه زياد به کتابخوانی فرصت مطالعه در شهر بزرگ تهران با کار و مسئوليتهای يک زن شاغل کم يافت ميشود. پايين بودن سطح درآمد جامعه و عدم آموزش و تشويق مردم به کتابخوانی از علل اصلی کم بودن سطح مطالعه در ايران است. به نظر من در مدارس بايد ساعتی را به عنوان مطالعه آزاد تعيين نموده و آن را همراه درس انشا به عنوان يک واحد درسی تدريس نمايند. آرام - تهران

علی رغم تلاش های زيادی که محمد خاتمی رئيس جمهور سابق ايران برای توسعه فرهنگ کتاب و نشر کرد، وزيران او نتوانستند در انتخاب رئيس اداره کتاب کوشا باشند و با استفاده از افراد ناکارآمد به گونه ای صنعت چاپ را از بين بردند و اين مديران دلسوز نشر بودند که با تحمل مشکلات کاغذ و ... از انحطاط آن جلوگيری کردند. برای مثال يکی از ناشران تهرانی سال گذشته ۵۲ جلد کتاب چاپ اول داشت که نه تنها از وی تقدير نشد بلکه ناشر با مشکلات اقتصادی ديگری نيز روبرو شد چراکه سهميه کاغذ او را نداده بودند. اداره کتاب علی رغم اينکه در چاپ کتاب سخت گيری می کرد اما موج کتاب های پوچ گرا و مخالف موازين دينی در بازار به چشم می خورد. در اين دهه درصد اختصاص وقت برای روزنامه خوانی و مجله در جوانان افزايش چشم گيری داشت اما افسوس که بيشتر اين وقت به مسائل سياسی اختصاص داشت. طبق آمار هر جوان ايرانی روزانه يک ساعت مطالعه دارد که شامل کتب دانشگاهی نيز می شود. اما از افتخارات وزارت فرهنگ در دوران اصلاحات توجه به حوزه نشر کودک و نوجوان بود که با تحقيقی کوچک می توان ديد که خانواده ها در خريد اين کتاب ها برای خردسالانشان علاقه زيادی نشان ميدهند و اين نويد رشد و شکوفايی فرهنگ کتاب و کتاب خوانی در آينده ای نه چندان دور است. در کل وضع کتاب و کتاب خوانی در ايران نگران کننده نيست فقط کند پيش می رود و در سياست های نشر بايد بازنگری های اساسی شود که با وزير جديد اين وزارتخانه چنين چيزی محال بنظر می رسد. علی - تهران

قيمت کتاب نسبت به درآمد فوق العاده بالا است نمونه من کتاب دنيای شگفت انگيز اوز را برای پسرم خريدم با ۱۵۳ صفحه به قيمت ۳۵۰۰۰ريال. چگونه ميشود در اين مملکت به کتاب علاقه داشت وکتابخوان شد. احمد آزاد

عشق من کتابه. ولی متاسفانه من بين دوستانم تک افتادم. ديگه هيچکس فکر کتاب خوندن نيست. ميدونم که انگلستان اينطور نيست. کتابهای هری پاتر اونجا خيلی طرفدار داره. ولی اينجا کسی برای کتاب تو صف نمی ايسته. فرهنگ پايينه. خيليها ماهی تا ۲۰هزار تومان خرج سيگار ميکنن ولی ماهی ۵هزار تومان کتاب نميخرن. فکر ماست که خرابه. فرشاد - کرج

اين واقعيت است که کتاب خواندن به عنوان يک نياز و يک بخش الزامی در خانواده های ايرانی جايی ندارد. خود من که از اين موضوع حرف می زنم می دانم که خودم هم چندان به اين موضوع توجه ندارم. در صورتی که مطالعه و طلب علم در اسلام بسيار مورد تأکيد قرار گرفته و در سده های صدر اسلام يک جنبش علمی بزرگ در دنيا پديد آورده است اما ما مسلمانها چندان آن را جدی نگرفته ايم. مدتی قبل کتابی خواندم به نام «کتاب و کتابخوانی از ديدگاه مقام رهبری» کتاب جالبی بود. در اين کتاب از زبان رهبر انقلاب مسائل زيادی مطرح شده خصوصا در مورد فرهنگ سازی در اين باره. از جمله همين که يکی از خريدهای خانه مثل ماست و پنير و گوشت و ... کتاب باشد و خود را عادت به خريد کتاب بدهيم. يکی از کارهای روزانه مثل ناهار خوردن، تلويزيون تماشا کردن، بايد کتاب خواندن باشد. ايشان حتی مثال می زنند که برای ديدن يک فيلم گاهی فرد بيست دقيقه پای تبليغات می نشيند همان ۲۰ دقيقه را به مطالعه بپردازد. آقای رحيم پور ازغدی می گويند مشکل ما سه راه حل دارد، خواندن خواندن خواندن. البته راه حل چهارمی هم دارد آن هم خواندن است. اميدوارم جوانان ايرانی مطالعه را جزء واجب زندگی خود قرار دهند. م. ر. - مشهد

در مورد کتاب بايد بگم که سرانهی کتاب ‌خوانی در ايران يک فاجعه به حساب مياد. نمی توان همه اين مشکلات رو هم به مسايل معيشتی و اقتصادی مردم ربط داد. هر چند اين مسئله يکی از بنيادی ‌ترين علت‌های است که مردم را از کتاب خريدن دور می کند. اما در اقشار مرفه‌تر و از لحاظ اقتصادی تواناتر هم می‌بينيم که در سبد خريد آنان کتاب جايی ندارد. به نظر دليل اساسی روی‌گردانی ار کتاب در ايران نبود بستر آموزشی و بها ندادن به مطالعات و تحقيقات، خارج از آموزش‌های رسمی است. به طور مثال در طول تحصيل يک فرد چه در دانشگاه چه در دبستان و دبيرستان، به خاطر ارز‌يابی معلمين و اساتيد از يک کتاب و مرجع مشخص، رغبت دانشجويان و دانش‌آموزان به کتاب‌های غير رسمی و درسی در حد صفر است. سيستم نمره‌ای و مدرک‌ محوری به جای ارتقای آگاهی و تخصص باعث شده که حتا بسياری از فارغ التحصيلان دانشگاهی در رشته‌ای مربوطه خود هيچ توانايی و خلاقيتی خارج از آموزش‌های رسمی ندارند. اما در مورد مطبوعات، سانسورهای شديد و توقيف نشرياتی که تا اندازه ای در ميان کسانی که به اطلاع‌رسانی درست و يا نشريات تخصصی خاصی اهميت می‌دهند، سرخوردگی و رويگردانی از ديگر نشريات را فراهم آورده. به همين سبب نمی‌توان نشريات موجود را نماينده تمام انديشه‌ها و خواست‌های افراد جامعه دانست. و خود اين دليل اصلی ريزش خواننده در حوزه نشريات و روزنامه‌نگاری می‌باشد. کوروش

مسئله کتاب و کتاب خوانی به چند عامل گوناگون از قبيل ضعف اطلاع رسانی - ضعف اطلاع جويی - گرانی کتاب - عدم آموزش در خصوص الگوی مصرف - سيستم بسته کتابخانه ها - نبودن تفريحات متنوع ديگر و... که هر کدام جای بحث فراوان دارد. از يک جنبه نمی توان به آن نگريست. چاپ نشدن مجدد بسياری از کتابها و ايجاد بازار سياه - عدم آشنايی بسياری از ايرانيان به زبانهای خارجی به ويژه انگليسی و... حسين فراست خواه - تهران

مطالعه راهی عالی برای سرگرمی و کسب آگاهی و . . . است . شايد بشود سالی ۳۰ کتاب بخوانم ولی دوست دارم بتوانم به ۵۰ کتاب برسم . روزی ۳ ساعت مطالعه می کنم و بچه هايم هم به خوبی با مطالعه خو گرفته اند . البته از روش های نوين آموزش آن به کودکان اطلاع ندارم و اين خوب است که در اين باب هم مطالب تازه ای هست و من می توانم ياد بگيرم . محمد سعيد محصصی - پولادشهر اصفهان