|
مهار آلودگی صوتی: چرا بوق می زنيم؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چندی پيش ديوان عالی هند اعلام کرد شهروندان اين کشور اجازه ندارند در ساعات معينی از شبانه روز (از 10 شب تا 6 صبح روز بعد) بوق بزنند، موسيقی را با صدای بلند پخش کنند و يا ترقه منفجر کنند. کارشناسان بهداشتی می گويند که آلودگی صوتی در هند از دلايل اصلی بروز حمله قلبی و امراض ناشی از استرس است. برخی از مردم هند در واکنش گفته اند که رعايت اين قانون تازه راحت نخواهد بود و بسياری آن را نقض خواهند کرد. آنها می گويند منع مردم از بوق زدن در مراسم عروسی ( که معمولا در همين ساعات رخ می دهد) يا پخش موسيقی با صدای بلند در جشن های خانوادگی - مثلا جشن تولدها - امر دشواری است. اما متن درخواست ارائه شده به دادگاه هند از جمله به مرگ هولناک يک دختر 13 ساله اشاره کرده است که با اين که در خيابان برای نجات خود از دست مهاجمی فرياد می کشيده، رهگذران صدای او را نشنيده اند چون صدای بلندگوها بيش از حد بلند بوده است. در ايران به گفته کارشناسان آلودگی صوتی در شهرهای بزرگ و صنعتی ايران معمولا بيش از حد مجاز است. آيين نامه اجرايی جلوگيری از آلودگی صوتی و استانداردها می گويد طبق مصوبه سال 81 شورای عالی محيط زيست، حد مجاز صدا در هوای آزاد، در مناطق مسکونی ايران هنگام روز تا 50 و در شب تا 30 دسيبل است. اين ارقام در بسياری از شهرها تا حد 30-20 دسيبل بيشتر است که به نظر کارشناسان از مرز آزاردهنده گذشته و می تواند برای کيفيت زندگی و الگوهای رفتاری تهديدآميز باشد. صدای بلند بوق خودروها، موسيقی، ماشين آلات سنگين هنگام جاده و ساختمان سازی تجربه ای است که آرامش و خواب ساکنان شهرها را به طور روزانه برهم می زند. با رشد جمعيت شهری، همهمه ناشی از ترافيک فقط به بخش های تجاری محدود نمی شود و محله های مسکونی نيز شديدا تحت تاثير اين شرايط هستند. شايد تنها قسمت آرام خيابان ها در نزديکی بيمارستان ها باشد. همچنين تحقيقات متعدد نشان داده که تماس کوتاه و بلند مدت با آلودگی صوتی منجر به کاهش شنوايی، افزايش فشار خون، ناراحتی قلب و عروق، تحريک پذيری و اضطراب و حتی تغيير در رفتار می شود. به همان دليلی که مردم بی دليل در محاوراتشان دادو بيداد می کنند. توی خيابان هم دامنه ی تحريک پذيری و تحملشان بی اغراق به يک ثانيه هم نميرسد، و مرتب بوق می زنند. صدائی که سبب عصبی شدن ديگران می شود به نظر من آلودگی صوتيست ولی فکر نمی کنم مثلا بوق زدن در معيت ماشين عروس (اگر خيلی آزار دهنده نباشد) سبب انتقال بار منفی به مردم شود. بی اطلاعی از آثار روحی و روانی سر وصداهايی که خودمان می توانيم جلوی آن را بگيريم عامل اصلی بوق زدن و عرف هايی است که در جوامع بوجود آمده که معانی مختلفی دارد مثلا در ايران معنی احترام، دعوا، سلام، حرکت و مردم آزاری. مهدی سامان - تهران از زمانی که من به اين کشور سفر کردم از اون بوق های وحشتناک خبری نيست ولی اصولا برای بعضی از موارد بوق زدن لازم هست. برای همين کار هم درست شده. ولی متاسفانه در ايران به غير از اين ۲-۳ دليل هزاران هزار دليل اضافه شده و مردم هم کاملا اين دلايل را متاسفانه قبول دارن حتی بوق زدن در محل های که تابلوی بوق زدن ممنوع هم به صورت زياد رواج پيدا کرده و حتی در مورد دزدگير هم از وحشتناک ترين نوع بوق ها استفاده می شود. و تنها راه حل که عملی هم باشه جريمه هست. نويد - دالاس من قبلا مسئول واحد آلودگی صوتی شرکت AQCC در تهران بوده ام . آلودگی صوتی در شهرها دارای يک مشخصه بسيار مهم است و آن پايداری و هميشگی بودن آن است و مردمی که در نواحی با تراز بالاتر از حد استاندارد زندگی ميکنند بطور مدام و شايد چندين سال در معرض آن قرار دارند و بنابراين صدمات بيشتری را ميپذيرند. در شهری مثل تهران عوامل زِير سبب بحرانی بودن وضعيت آلودگی صوتی شده است۱: عدم وجود بزرگراه های کافی که سبب توزيع خودروها در شهر ميگردد. ۲: عدم استفاده از مصالح آکوستيکی در ساختمانها۳: عدم اجرای قانون جلوگيری از توليد آلودگی صوتی گارگاههای صنعتی و ساختمانی ۴: بالا بودن تراز صدای توليدی توسط خودروها ۵: رعايت نکردن الگوی مناسب رانندگی. فرخی - تهران حدود شش ماه است که مطلقا از بوق اتومبيلم استفاده نکردم و دوست دارم که هيچکس از صدای بوق ماشين من آزرده نشود متاسفانه در هر جای شهر و به هردليلی (سلام، خداحافظی، اعتراض، تشکر و...) صدای بوق بدون توجه به اثرات مخرب آن بر روی اعصاب و روان مردم شنيده ميشود. بايد فرهنگسازی شود اسلام دارای فرهنگ بسيار عالی است و هر نوع آزار رساندن به همنوع را ممنوع منمايد. به اميد روزی که با عمل نمودن به دستورات دين اسلام از آرامش کامل روح و روان برخوردار شويم. حسين - کرمان ارجح دانستن خود بر ديگری و ارزش نداشتن حقوق ديگری در پيشگاه ما که يکی از اين حقوق آشنا بودن راکب به قوانين عبور و مرور ميباشد. ديگر آنکه کمتر کسی در جامعه ما قبل يا بعد از خريد يا مالک شدن يک وسيله به فکر ياد گيری فرهنگ استفاده از آن ميباشد باعث اين کاستی ميباشد. مهدی شيرازی - تهران آلودگی صوتی يا بوق در شهر کابل به مرز يک فاجعه رسيده است. هر راننده در شهر کابل دريک روز حد اقل ۲۰۰ بار بوق می زند. هر گاه تعداد مجموعی وسايط نقليه را در شهر کابل صد هزار فرض کنيم، صرف در يک روز در شهر کابل 20 ميليون بار صدای گوش خراش بوق بلند ميشود. اين يک مشکل اخلاقی ناشی از عدم توجه به مقررات ترافيکی ، عدم توجه به روان ، صحت و سلامت همشهريان و عدم آگاهی از حقوق شهروندان است. بلال - کابل آلودگی صوتی يکی از معضلات شهرنشينی، تمدن وصنعتی شدن است. در ايران خيلی به اين مسئله اهميت داده نميشود بعنوان مثال خودروها بايد دارای استاندارد صدا باشند يا بوق های استاندارد نصب کنند ولی تاکنون ديده نشده که پليس يک خودرو را به دليل زدن بوق نابجا يا استفاده از بوق غير استاندارد جريمه کند. مشکل ديگراستفاده از بلند گو در بعضی محلات برای فروش اجناس است. حتی گاهی سر و صدای رانندگان خودروهای مسافرکش ايجاد آلودگی صوتی ميکند. به نظر من هم آموزش موثر است وهم بايد قانون درست و محکم وجود داشته باشد و با متخلف برخورد شود. صدا و سيما که مخاطبان يشتری دارد ميتواند در زمينه آموزش پيشقدم باشد و با دعوت از کارشناسان مختلف موارد را ريشه يابی و بازگو کنند. ضمن اينکه در کتابهای دانش آموزان نيز اين مطالب ميتواند گنجانده شود و آموزش از همان دبستان شروع شود تا اين فرهنگ جا بيفتد. محمد صادق - بدخشان يکی از اولين نکاتی که در بدو ورودم به کانادا متوجه آن شدم سکوت عجيب خيابان ها بود. صدای بوق که بخشی از انتظار ما با ديدن منظره عبور و مرور اتومبيل هاست از تصوير حذف شده بود. الان نزديک به چهار سال است در اين شهر هستم و حتی در محله های مورد علاقه ايرانی ها هم بوق رواج ندارد. بنظرم فرهنگ عمومی ترافيک، رعايت متقابل حق تقدم، احتياط راننده ها و آرامش ترافيک از مهمترين عوامل دخيل در اين سکوت نسبی هستند. افسانه ابراهيمی - تورنتو ديوانه شديم از صدا. مرتب صدای موتور و ماشين که با سرعت از کوچه رد می شوند حتی نصف شب. بدتر از اينها بنايی ها بيچاره مان کرده است. شب که می شود و می خواهيم بخوابيم تازه شروع می شود: تخليه تيرآهن که با صدای ناهنجاری روی زمين می افتد و انگار که آن را وسط مغز آدم می کوبند. خاک برداری از شب تا صبح. رفت و آمد کاميونها. صدای ماشين بتون ريزی از شب تا صبح. تخليه شن و آجر و غيره. روز که می شود از صبح جوشکاری تا غروب. تمام خانه مان می شود بوی دود موتور و صدای جوشکاری. بعد از آن صدای مداوم تق و توق کوبيدن بر فلز و رفت و آمد کاميون و تخليه مواد ساختمانی. خلاصه روز و شب نداريم. بنايی ها هم که يکی تمام نشده يکی ديگر شروع می شود. به جنون فاصله زيادی نمانده. بدون قرص آرام بخش نمی توان زندگی کرد. فاطمه - تهران عدهای هم برای اينکه بگن بابا ماشين منم بوق داره بوق میزنن و در واقع يک وقتهايی يک جورايی تيريپ ميان با بوق زدن. بوق شيپوری، بوق حيوان، بوق ملودی و... مهرزاد - تهران فرهنگ اجتماعی ما متاسفانه متاثر ازمذهب است. در محله ما در شبانه روز سه بار از بوق مسجد کلافه ميشويم مخصوصا در نيمهای شب ماشينهای سنگين ساختمانی که در دل شب با صدای نا هنجار خود جای خود دارد بوقهای غيراستاندارد با صدای دلخراش جای بسی برای خودروسازان. ترافيک سنگين شهرها و تاخير در اجرای۲۶ ساله طرحهای شهری. ديگر به آنچه فکر و توجه نمی شود انسان و انسانيت است. ح. ايراندوست - اصفهان مشکلات شهرداری زياد است. دولت امروز بخاطر پول کار ميکند ولی از مردم ملت خود بی خبر است. رياست ترافيک با همه ارگانهای يک نشست داشته باشد تا مسير همه خودروها و يا اتوبوسها را تعيين کند که به خط سير خود حرکت کنند. زيرا من در افغانستان زندگی نمايم همه خلاف قانون از واسايط نقليه خود استفاده می کنند. دولت مکلف است که همه بايد روی يک طرح منظم کارکنند. ايمل - کابل بوق سلام، بوق خداحافظ، بوق بيا جلوی در، بوق برای جلب مسافر تاکسی، بوق برای راه بندان، بوق بوق عروسی و بوق هزاران معنی دارد و اين يعنی بی معنی بودن آن . در هر جايی از چراغ خطر تا بيمارستان بوق زدن نوعی اعلام حضور است. ترافيک هم مزيد بر علت شده. تقريبا در تهران با هر دم و بازدم يک بوق ميشنويم و در شيراز نصف اين مقدار. پليس بايد با بوق های بيخودی بشدت مقابله کند. اما پليس هم بيشتر بفکر جريمه جمع کردن است تا اعصاب و روان مردم. راستی اصلا اهميتی دارد؟ گاهی با خود ميگويم بايد ده دوازده تا بوق روی خودرو خودم ببندم و جواب هر بوق بيجا را با شيپور فلک پرکن بدهم. اما اين هم چاره کار نيست چاره کار فرهنگ تحليل رفته ماست. سعيد - شيراز آلودگی صوتی يکی از معضلات شهرنشينی، تمدن وصنعتی شدن است. در ايران خيلی به اين مسئله اهميت داده نميشود بعنوان مثال خودروها بايد دارای استاندارد صدا باشند يا بوق های استاندارد نصب کنند ولی تاکنون ديده نشده که پليس يک خودرو را به دليل زدن بوق نابجا يا استفاده از بوق غير استاندارد جريمه کند. مشکل ديگراستفاده از بلند گو در بعضی محلات برای فروش اجناس است. حتی گاهی سر و صدای رانندگان خودروهای مسافرکش ايجاد آلودگی صوتی ميکند. به نظر من هم آموزش موثر است وهم بايد قانون درست و محکم وجود داشته باشد و با متخلف برخورد شود. صدا و سيما که مخاطبان بيشتری دارد ميتواند در زمينه آموزش پيشقدم باشد و با دعوت از کارشناسان مختلف موارد را ريشه يابی و بازگو کنند. ضمن اينکه در کتابهای دانش آموزان نيز اين مطالب ميتواند گنجانده شود و آموزش از همان دبستان شروع شود تا اين فرهنگ جا بيفتد. مسعود مسعودی اگر جامعه ای به سوی تکامل و انسان دوستی پيش برود همه اين مسائل نيز رو به بهبود ميگذارد. در ايران متاسفانه سياستمداری دلسوز و واقعی برای مردم و اجتماع در ميان دولتمردان وجود ندارد. همه آنها تنها به فکر قدرت، ثروت و تفريح خودشان هستند. بايستی با تبليغات سازنده ضد آلودگی صوتی، احداث خطوط فراوان مترو، قطار روزمينی برقی، تمرکز بر روی تربيت نسل نوجوان و جوان و سرمايه گذاری مستقيم بر روی آموزش و پرورش نظام تکامل، فرهنگ همبستگی و پيشرفت کشور و نسلها را بالا برد. محسن - هلسينکی اکثر مردم از عواقب اين آلودگی بی اطلاع هستند همين امر باعث تشديد آلودکی می گردد. احمد کاشانی - تهران مسلما آموزش موثرتر از وضع قانون در اين زمينه است. راههای ديگری نيز وجود دارد از جمله نوع اسفالت خيابان که تاثير زيادی در صدای حرکت لاستيک روی زمين دارد ولی در نهايت با افزايش و بهبود سرويس حمل و نقل عمومی ميتوان از تردد اتومبيلهای شخصی کاست. امير - تهران مسئله آلودگی صوتی در ايران که مصداق بارز آن بوق زدن مکرر در خيابان است يک مسئله فرهنگی است که بايد با آموزش و در مرحله بعد با ابزارهای بازدارنده مثل جريمه حل شود. ضمن آن که خودروهای فرسوده و برخی خودروهای ساخت داخل به خودی خود آلودگی صوتی دارند. علی - تربت حيدريه هيچ قانونی نمی تواند انسان را مهار نماييد بجز اينکه انسان بداند که رعايت آن به نفع اوست پس آگاهی بهترين وسيله برای مهار نمودن فرهنگ و اعمال ناشايسته می باشد. عارف حيرت - مزارشريف ديديد ، ديديد ديديد ، ديدید ... تعجب نکنيد منظور فعل ديدن نيست. اين يک احوالپرسی متعارف توسط بوق ماشينهای عبوری از کنار يکديگر است که شايد شما بارها آنرا شنيده باشيد. نياز به توضيح نيست که اگر کشف علم ارسال مورس و فرهنگ استفاده بوق به دست مبتکران نا بخرد بيافتد مولودی غير از اين انتظار نيست. رضا مرادی - بابل به نظر بنده اگر مردم ما از خطرات ناشی از آلوده گی صوتی، اطلاع کافی داشته باشند به گمان اغلب از شدت آن کاسته خواهد شد. ولی آيا امکان دارد کسی که تمام عمر خود را به رانندگی گذرانده و هرگز قلمی به دست نگرفته اين حرف ها را باور کند؟ از کجا و چطور؟ به نظر بنده برای اين طور افراد که بدبختانه شمار آن در کشور ما زياد است در قدم اول قانون بسيار جدی ضرورت می باشد. در قدم دوم برای نسل بعدی کشور بايد تدابير تعليمی جديد روی کار آمده و آموزش داده شود. در اين صورت موفق تر خواهد بود. من عقيده دارم که آموزش کافی و درک درست يک انسان از يک واقعيت و به کار گيری آن اصلا نيازی به قانون ندارد زيرا آنچه که انسان می داند وعميقا درک می کند، خيلی بيشتر از قانون ما را تحت تاثير خويش آورده و رفتار ما را اداره می کند. سليمان صميمی - کابل در محله ما در ولنجک که کنار کوه می باشد با وجود اين که هيچ جايی اداری و يا حتی مغازه ای پيدا نمی شود جوانان از ۱۵ ساله تا ۴۵ ساله با موتور و ماشين آن چنان گاز می دهند و رفت و آمد می کنند که اگر ما کسی را با چشم بسته بياوريم تصور می کند در جايی در جاده قديم کرج او را آورده ايم!! يک ايرادی هم که ايرانيان از ديرباز داشته اند اين است که دوست دارند سخت زندگی کنند و اين سختی را به ديگران هم تحميل کنند. شهاب برادران ديلمقانی - تهران وجود ترافيک يکی از دلايل عمده بوق زدن است. در واقع هر کسی دوست دارد زودتر به مقصد مورد نظر خود برسد که وجود لاين های اصلی و فرعی در اتوبان ها باعث اين ناهنجاری در جامعه می شود که به عدم رعايت حقوق شهروندان منجر ميشود که تا مدتها اين مشکل بر طرف نخواهد شد. اما آلودگی صوتی ناشی از صدای بلند موسيقی و راديو و...به طرف مقابل برميگردد که ابتدا با خواهش و تمنا و بعد با زور ميتوان حل کرد و به ننتيجه رسيد. حسام مطلبی - تهران من وقتی سوار ماشين يا موتور سيکلت ميشم، بوق ميزنم که مردم از سر راهم کنار برن چون با سرعتی که معمولاً دارم قادر به کنترل وسيله نقليه نخواهم بود. ربيعی - تهران راننده يک اتوبوس دانشگاه در يک مسير ۱۴ کيلومتری ۴۳ بار بوق زد. من شمردم ۴۳ بار !. چرا من نميدانم . برخی فکر ميکنند بوق نشانه برتری است يا مثلا مجوز سبقت گرفتن. سعيدپور - شيراز کرمانشاه شهری است که به طرز وحشتناک وبی ادبانه ای بوق زدن در آن به شکل هنجار در آمده است. چندی پيش مسافر يک سواری شخصی بودم که راننده اش در يک خيابان خلوت ده ها بار بوق زد. دليل بوق زدنش را پرسيدم. وسط خيابان ترمز کرد و گفت برو پايين تا دليلش رابگم. کوتاهی و قصور راهنمايی و رانندگی محرز است. بوق تريلی روی موتور سيکلت يک امر عادی شده است.۹۰ درصد وسايط نقليه بوق غير استاندارد دارند.۱۰ تا از اين وسايط نقليه توسط پليس توقيف شود بقيه حساب خود را می کنند. بيشتر از بوق زدن صدای به شدت ناهنجار وانت های مجهز به بلندگو در کوچه ها و در ساعات استراحت است. آدم های بی فرهنگ که حتی با بلندگو فحش هم می دهند. مسئولان استان به علت بی کاری با درصد بالا با اين گروه هم کاری ندارند. من قصد دارم با وجود موقعيتی که دارم درسال آينده به شهر ومکان ديگری نقل مکان کنم. بهنام - کرمانشاه من مشکل خيلی بزرگی دارم در مشهد. منزل من داخل يک خيابان فرعی ولی سر يک چهارراه است و آنقدر مردم شب و روز بوق می زنند که ما خانواده شب و روز آسايش نداريم و نمدانيم چکار کنيم هر چه از شهرداری و راهنمايی رانندگی کمک خواستيم کسی جوابی نداد و کاری نکرد. احمدی - مشهد |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||