|
چه کتابی شما را متحول کرد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
هيجدهمين نمايشگاه بين المللی کتاب تهران روز۲۴ ارديبهشت به کار خود پايان می دهد. هر سال همزمان با برگزاری اين نمايشگاه بحث پيرامون کتاب و کتابخوانی در ايران داغ است. در کنار مطرح شدن موضوعاتی که بيشتر به مشکلات چاپ و نشر ارتباط دارد، برخی صاحب نظران جنبه های فرهنگی کتاب را مهم تر ديده و مسائلی از قبيل تاثير کتابخوانی و نقش آن در جامعه امروزی را مورد بررسی قرار داده اند. در حالی که تاثيرگذاری و نقش کتاب در نحوه انديشيدن يک جامعه را نمی توان انکار کرد برخی از آنها (از رمان گرفته تا کتاب های تحقيقی) قدرت ايجاد تحول در زندگی شخصی تک تک ما را دارند. در جمع کتابخوانان تقريبا هر کس می تواند نام يک يا چند کتاب را به خاطر بياورد که پس از خواندن آن ديد و نگرش او به زندگی يا موضوعی خاص تغيير کرده است. معمولا وقتی يک کتاب "خوب" را می خوانيم به دنيايی ديگر پای می گذاريم و هيجان زده از موضوع جالب آن، هم می خواهيم تا روزها به خواندن آن سرگرم باشيم و هم برای رسيدن به پايان و نتيجه آن بی تاب هستيم. تا مدتی نيز مفاهيم، نظرات و شخصيت های آن کتاب را در ذهن خود مزه مزه می کنيم. گاه برخی از عناوين منعکس کننده تجارب شخصی ماست که حس نزديکی به آن کتاب را دو چندان می کند. اين وضعيت در رمان ها که روايت زندگی قهرمان داستان نوعی ديگر از زيستن را ترسيم می کند، می تواند نقشی ماندگار در درک ما از قشر و طبقه ای خاص از جامعه داشته باشد. کدام کتاب (کتابها) با شما به طريقی خاص سخن گفته است و نگرش شما را نسبت به چه موضوعی دگرگون کرده است؟ چگونه؟ در اين زمينه برای ما بنويسيد. لطفا به زبان و خط فارسی بنويسيد! کتابهای دکتر عبدالکريم سروش من رو به فکر کردن ميندازه به همين دليل کتاباشو دوست دارم اولين کتابی که من رو متحول کرد کتاب "اخلاق خدايان" اثر دکتر سروش بود. مجيد عالی - مشهد يک شبی جای دعوت بودم کتابی را ديدم (هبوط در کوير) متوجه شدم گرفتم ورقی خواندم ديگر به خود نفهميدم که چی وقت شروع کرده بودم وقتی متوجه شدم که آفتاب خانه را فرا گرفته بود خوب بعد از آن زمان هر شب قسمتی از کتاب استاد را به مطالعه قرار ميدهم و قلبم را آرميش ميبخشم. هر زمان با خود ميگويم که بهترين کتاب استاد علی شريعتی کدام خواهد بود؟ اما تا هنوز همين موفقيت را حاصل نه نمودم که بهترين کدام يکيست. هر زمان هر کتابی را در دست ميگيرم فکر می کنم جالبترين و پر محتواترين کتابش خواهد بود، اما آنچه که می فکر ميکنم نيست. رضا ياوری - کابل کتابهای دکتر وين داير خصوصا کتاب "خود مقدس شما" ديدگاه مرا نسبت به زندگی بسيار زيبا و متفاوت کرد. خواندن اثار وين داير رهايی وازادی از محدوديتهای کاذب و احساس مطبوع زندگی را هديه می دهد. ف. - تورنتو "مسخ" اثر فرانتس کافکا... وقتی که فقط ۱۲ سالم بود...بعد از اون فهميدم که چقدر همه چيز پوچه و آدما خودشون رو فقط دارن سرگرم می کنن به زندگی بعد از اون بود که زندگيم شور بيشتری گرفت و همه چيز برام خنده دار و ساده شد. کتايون - آلمان کتابهايی که وافعا بر روی من تاثير گذار بودند و جهت زندگی مرا در جهت مثبت تغيير دادند به ترتيب اولويت عبارتند از: "بسوی کاميابی" از آنتونی رابينز و "کيمياگر" از پائولوکوئيلو. محمد - يزد وقتی می بينم کتاب هايی به اين خوبی معرفی شده اند حيف می دانم اسمی از"به کودکی که هرگز زاده نشد" نياورم. رها - اصفهان کتابهای "اسرار مرموز در اهرام مصر" و " مافوق طبيعت" و " تائوی فيزيک " تاثير ژرفی بر روی من گذاشت به طوری که مسير زندگيم به سمت توجه به مسائل معنوی و اسلام متمايل شد پس از آن دوران و آشنايی با مفاهيم دينی مطالعه "قرآن" بيشترين تاثير را در ژندگی روزمره ام داشته است و کتاب " کيمياگر" اثر پائولو کوليو جز دلنشين ترين کتبی است که مطالعه کرده ام. کيوان شمس آبادی - تهران مثنوی مولانا را دريای بيکرانی ميدانم که هرگز از شنا کردن درميان امواج خروشان و آرام بخش آن خسته نخواهم شد. و افقهای جديدی را برای من باز ميکند. همچنين کويريات دکتر شريعتی . محمد رضا - اصفهان کتاب مثنوی معنوی اثر مولانا جلالدين رومی و حافظ و سعدی کتابهايی بوده اند که تاثير شگرفی در انديشه من اثر گذاشته اند به کليه دوستان توصيه می کنم اين کتابها را يکبار ديگر با دقت مطالعه کنند تا نکات ظريف و پرمعنی آن را دريابند . اقوامی - مسکو ديوان حافظ، ديوان شمس، مجموعه آثار دکتر سروش و نيز کتاب آيين زندگی کتابهای بسيار تاثيرگذاری بر روی من بوده اند. حامد - افصهان اخيرا کتاب تازه انتشار يافته ای به نام خلاقيت نوشته دکتر محمد رضا عابدی به دستم رسيد به نظرم فوق العاده است برای تمانی مسائل از مشکلات اقتصادی تا مسائل معنوی و عاطفی راه حل ارائه می دهد. احمد - تهران اولين کتاب تاثير گذار در زندگيم کتاب " ورونيکا تصميم ميگيرد بميرد از پائلو کوئلو " بود. کتابهای ديگر او " کيمياگر و کوه پنجم خيلی عالی بودند. کتاب های گابريل گارسيا مارکز برايم غير قابل هضم و سرگردان کننده بود تا اينکه آخرين اثرش "زيستن برای باز گفتن"پيغام بزرگ پشتکار داشتن را داشت. اين اواخر هم کتابهای ميلان کوندرا برايم پلی بوده بين سنت و مدرنيته و اينکه ميتوان در اين جريان شديد هضم نشد. لقمان - تهران کتابی که من را متحول کرد نه "موفقيت نا محدود" بود نه "چه کسی پنير مرا برداشته" و نه هيچ کتاب ديگری از اين قبيل. کتابی که من را متحول کرد و به من کمک کرد بينشی عميق نسبت به زندگی مردم و يا هر چيز ديگری داشته باشم فقط و فقط قرآن اين کتاب آسمانی است. شرط می بندم که آن را نخوانده ايد. اگر روزی تصميم گفتيد قرآن را بخوانيد بدانيد که اين کتاب بايد در شما اثر بگذارد. عليرضا - مشهد کتابهای شرلوک هلمز اثر سر آرتور کانن دويل من را به اين واقيعت موقوف کرد که هر که در کارش دقت نظم بردباری و تيز بينی داشته باشد(همانند شرلوک هلمز) در کارش موفق خواهد بود. حسين - بوشهر من در زندگی تا به حال کتابهای زيادی مطالعه کردم که هر کدام تا حدی در من تاثير گذاشت اما دو کتاب بود که تاثيرشون در من بيشتر بود: "فوائد گياهخواری" از صادق هدايت و "حج" اثر دکتر علی شريعتی که واقعا تاثير زيادی در من داشت. حسين پ. - اهواز با خواندن کتاب" غرش طوفان " اثر الکساندر دوما انگار که داشتم خودم وقايع کتاب را تجربه می کردم و الان که کتاب را تمام کردم می بينم ديدم نسبت به موقعه ای که هنوز اين کتاب را نخوانده بودم عوض شده. اما در شعر نو کسی به پای "مهدی اخوان ثالث" نمی رسد. محمد - تهران کتابهای پائولو کوئليو و جبران خليل جبران من را متحول کرد. مسعوده - تويسرکان کتاب "کنار رودخانه پيدرا نشستم و گريستم" اثر پائولو کوئيلو و همين طور کتاب "روی ماه خداوند را ببوس". اينا فوق العاده اند. واقعا رو من تاثير گذاشتن. خاطره - ايران "پيامبر و ديوانه" : کتابی که با شما راجع به همه امور زندگی پند های بزرگی مده. ۲) "دنيای سوفی" : هر بار اين کتاب را می خوانم يادم مياد : فلسفه کلمه ای بود که هميشه از شنيدنش وحشت داشتم و با خوندن اين کتاب نظرم راجع بعش عوض شد. دسيليون - تهران حافظ بود که به من ياد داد چطوری عاشق باشم وبه من کمک کرد خدا رو بهتر بشناسم. اون بود که من رو به سوی يه عشق حقيقی سوق داد. بعد از اون بود که به سوی "نهج البلاغه" کشيده شدم و برای اولين بار عشق حقيقی و سعادت واقعی رو شناختم. و به حقارت خودم بی بردم. و راه واقعی زندگيم رو پيدا کردم. زهره - خوزستان در دوران کودکی کتاب فراوان می خواندم، ولی وقتی درگير کنکور شدم، عادت کتاب های غير درسی خواندن را فراموش کردم، تا آنکه يکبار در دوران دانشجويی در جريان مکالمه ای با به يکی از استادهای خوب دانشگاهم گفتم که هدف از زندگی ام را گم کرده ام و آن استاد گفت که کسی که کتاب می تواند بخواند می تواند بسرعت راه خود را باز يابد پس از آن جمله مجددا به کتاب خواندن روی آوردم و از آن دوران کتابهای " لذات فلسفه" اثر ويل دورانت، کتاب " نگاهی به تاريخ جهان" اثر نهرو، کتاب " گفتارهای معنوی" اثر مطهری، واقعا ديد مرا به زندگی متحول ساختند و البته بنای اعتقادات بی پايه و اساسم را نيز واژگون ساختند. مهرداد پهلوانزاده - تهران کتاب" فلوت خدا" نوشته پال توئيچل که در ايران با نامهای "ندای الهی" (ترجمه هوشنگ اهرپور) و "نينوای الهی" (ترجمه مهيار جلاليانی) به چاپ رسيده است، يکی از سری کتابهای منتشر شده توسط اکنکار ميباشد (Eckankar). اين کتاب به کلی ديدگاه و زندگی کسی را که يکبار آن را مطالعه نمايد متحول ميسازد و تولدی جديد را باعث ميگردد. من شخصا شاهد اين تحول در زندگی خود و بسيار کسان ديگری که اين کتاب را مطالعه کردهاند، بودهام. الف. - تهران بدون اغراق ميگويم که اگر کسی کتاب "تولدی ديگر" اثر آقای شجاع الدين شفا را نخوانده باشد مفهوم زندگی را درک ننموده است، البته اثر جاودان شاهنامه فردوسی که جای خود دارد و صحبت در مورد آن به اين مختصر نميگنجد...عليرضا - تهران آنچه در تحول من تأثير داشت اوستا بود. در واقع اوستا برای من حد واسطی بود که از دين (آنهم اسلام) مرا به ماترياليسم کشاند. اما کتابهايی هم بوده اند که نه تحول آفرين بلکه تأثير گذار بوده اند. از جمله نبرد من (هيتلر)، چنين گفت زرتشت (نيچه)، کوير (شريعتی). بهمن آبادی - تهران البته کتاب های زيادی است که انتخاب آن مشکل است. اما آن چه در اوان جوانی و نوجوانی بر من تاثيرگذاشت از نظرعقيده آثار شريعتی و از نظر ادبيات آثار صادق هدايت به خصوص بوف کور و سه قطره خون. درضمن خاطرات دست نوشته چگوارا که در بچگی خوانده بودم هنوز در ذهن دارم. جمعه - وين بهترين کتابی که تاکنون خوانده ام کتاب سال بلوا نوشته آقای عباس معروفی است. با اينکه اين کتاب را چندين بار خوانده ام اما هر بار برايم تازگی و جذابيت داشته است . نوشين - اهواز در تمام دوران زندگيم کتابی به زيبايی کتاب «نهج البلاغه» نخوانده ام. بنده در طی سالهای متمادی سعی کرده ام تا اين کتاب را همواره خوانده و الگويی برای خودم در نظر داشته باشم. همچنين در اکثر اوقات به راستی و حقيقت مطالب آن در زندگی شخصيم پی برده ام. خوشحالم که چنين گنجينه با ارزشی را در اختيار دارم. غلامرضا - اردبيل آثار مرحوم دکتر شريعتی در درونم انقلاب آفريد و درک دگری از اسلام برايم داد اما کتاب "سگ ولگرد" صادق هدايت مرا تا سرحد خودکشی کشانده بود که خوشبختانه با خواندن کتاب "به سوی کاميابی" به من عشق به زندگی و مبارزه با مشکلات را تحفه داد. عارف حيرت - مزار شريف کتاب "اوهام" (Illusions) از ريچارد باخ. اين کتاب در مقطعی از مطالعات همزمانم روی اديان و فرق مختلف، به دستم رسيد و آنرا خواندم و کاملا بنيانهای فکری من را که در حال تغيير و تحول بود، تغيير داد.سوشيانز من وقتی با کتابهای اوشو، عارف هندی آشنا شدم به خاطر شرايط خاص و سابقه مذهبی که داشتم تقريبا چندين ماه محو آنها شدم و کل آثار ترجمه شده او را تهيه کردم و خواندم و اثرات زيادی در من داشت به طوری که ديد مرا نسبت به اديان و جامعه تغيير داد. ش. - تهران به نظر من کتابها فقط هنگامی می توانند تاثير درستی بر روی زندگی ما بگذارند که در کنار خواندن آنها تفکر را فراموش نکنيم. اينجوری در کنار آنچه نويسنده قصد انتقال آنرا دارد، به خيلی نکات ديگری پی خواهيم برد که شايد فقط برای زندگی خود ما مفيد باشد. از بين کتابهايی که من مطالعه کردم، سه کتاب "سيذارتا" اثر هرمان هسه و "کوه پنجم" اثر پائولو کوئيلو و "هفت شهر عشق" از عطار نيشابوری تاثيری غير قابل توصيف در زندگی شخصی و طرز فکر من گذاشته اند و همينجا به همه شما خواندن آنها را توصيه می کنم. و در کنار اينها هم هر وقت که بتوانم سری به مثنوی مولانا می زنم. حميده - تهران اولين کتاب که بيشترين تاثير را روی بنده گذاشت و زندگی من را متحول ساخت؛ کتاب "راه کاميابی" محترم آنتونی رابينز بود. سهيل عزيز شارق - کابل در چهارده سالگی شروع به خواندن کتابی بنام (ندای سياه) اثر معروف مردی بزرگ بنام (دکتر مارتين لوتر کينگ ) کردم. وی رهبر سياهپوستان آمريکا در راه غلبه بر ديو تبعيض نژادی است. در ابتدای هرفصل از اين کتاب جملاتی از انجيل يا يکی از حواريون مسيح نقل ميشود و سپس با پردازشی عارفانه و فيلسوفانه، هر جمله در پيوندی مستحکم با زندگی بشر قرار ميگيرد. يکسال بعد به خواندن کتابی در وصف فلسفهُ معنا از متفکر بزرگ انگليسی (برتراند راسل)، با عنوان (مسايل فلسفه ) مشغول شدم که هرچند کتاب شاخصی از اين فيلسوف گرانقدر نبود و اکنون بعضی از آراء مطرح شده در آن دستخوش تغيير شده، ولی در آن زمان در جذب شدن من به آثار فيلسوفانی مانند (هگل) و در سالهای اخير، (دکتر سروش) و کتابهايی چون (قبض و بسط تيوريک شريعت) و (بسط تجربهُ نبوی) بسيار مؤثر بود. اما در نهايت دريغ است اگر از گزيدهُ اشعار (حافظ) و (نيما) و (مشيری) نامی نبرم که هر از چندگاهی آرامش بخش وجود من است. مجيد -اصفهان من کتابهای زيادی از نويسندگان بزرگ را خواندهام اما به تازگی يک کتاب جديد خواندم به نام جمهوری ديوانگان که با يک نگاه سياسی ظريف حسی عاطفی و فرا دنيوی از زندگی يک شخص در کالبدهای مختلف را نشان میداد. اين کتاب با قلم سعيد اصغرزاده نويسنده گمنام است که خواندن ان را توصيه میکنم. اصلانی - تهران کتابهايی که واقعا در زندگی من تاثير گذاشتند کتاب "چه کسی پنير مرا جابجا کرد؟" و کتاب "قورباغه را قورت بده" بودند. شايد اسم اين کتابها مسخره باشد ولی مطلب و موضوعاتی که در اين کتابها وجود دارند واقعا انسان را به حرکت و تکاپو و تغيير در زندگی سوق می دهند. در ضمن اين کتابها جزء پرفروش برين کتابهای سال هستند. موفق باشيد. مسعود - تهران من در ۱۲ سالگی کتاب داستان راستان شهيد مطهری را خواندم و بر روی من خيلی تاثير گذار بود. محسن - مشهد من با خواندن کتاب "The freedom of choice" نوشته تام چالکو و سپس با خواندن کتاب "Thiaoouba Prophecy" نوشته ميشل دمارکه تحول روحی و فکری بسيار شديد و عميقی را احساس کردم. اکنون بعد از سه سال متوجه شدم که احساسم نمايانگر اين بود که درک و نگرش من از کل جهان هستی افزايش قابل توجهی يافته. نيما - تهران خواندن نوشته های افرادی که توانسته اند تجربيات موفق زيادی را در زندگی داشته و بر مشکلات خود فايق بيايند ، يک نوع جهان بينی خاصی را به فرد می آموزد که ميتواند خيلی متفاوت تر با مسايل پيرامون خود برخورد کند. متفاوت ترين کتابی که من در اين زمينه خوانده ام ، "به سو کاميابی" نوشته انتونی رابينز است که به جرات ميتوانم بگويم بعد از خواندن آن کتاب حتی يک بار هم از کوره در نرفته و يا افسرده نشده ام. جواد - بندر عباس کتاب های "زوربای يونانی" اثر نيکوس کازانتراکيس و کتابچه مصور "در تکاپوی معنا" اثر ترينا پالاس تاثير عميقی بر برداشت من از زندگی داشت. آرش - تهران کتاب "۱۹۸۴"و کتاب "تشيع علوی و تشيع صفوی" در مورد نظام های حاکم بر جوامع اعم از مذهبی و غير مذهبی ديدگاهی به من داد، "وضعيت آخر" برای تحليل رفتارهای متقابل انسانها بسيار آموزنده بود، "مهمانی خداحافظی" که نظر من را مورد فرزند دار شدن کاملا" دگرگون کرد،و کتاب ارزشمند "چنين کنند بزرگان" با ترجمه زيبای جناب نجف دريابندری که تاريخ را به بهترين و جذابترين روش به من آموخت. سيمين - تهران کتب زير تاثير مهمی بر درک من از انسان و هستی داشته اند: لذات فلسفه (ويل دورانت), آندره مالرو (؟)، در دل گردباد (يوگنيا گينزبرگ) بخصوص که آنرا يک هفته قبل از شروع سربازی خواندم، مجموعه آثار دکتر علی شريعتی، مجموعه آثار محسن مخملباف، مجموعه آثار لئو بوسکاليا در زمينه روانشناسی، بسوی کاميابی (آنتونی رابينز) که باعث شناخت عميق من از درونم، خواسته ها و آرزوهايم شد، روانشناسی شاد زيستن (؟)، موج سوم (آلوين تافلر)، کليات اشعار احمد شاملو، روانشناسی ضمير ناخودآگاه (کارل گوستاو يونگ)، ... شهريار - هلند کتاب "وابستگی متقابل" از نويسنده آمريکايی "ملودی بيتی" تحولی شگرف در ديدگاه من نسبت به اخلاق از خودگذشتگی و فداکاری در روابط انسانی به وجود آورد. نويسنده دراين کتاب با اشاره به مثلث کارپمن در روانشناسی نشان ميدهد که چقدر تعاليم غلط ايثار و از خودگذشتگی ميتواند مخرب باشد وشرايط سوءاستفاده ديگران و تخريب روح و روان فرد تا سر حد قربانی شدن و افسردگی هميشگی را فراهم نمايد. اين افراد سوءاستفاده گر به خصوص ميتوانند نزديکان باشند مثل پدر مادر فرزند همسر خواهر برادر، دوست، همکار و... که ما با خيال از خودگذشتگی خود را قربانی زياده طلبی های ايشان ميکنيم. مريم - اراک کتب نهج البلاغه (از مولی الموحدين، علی ابن ابی طالب) ، سينوهه ( ميکاوالتاری) و قلعه حيوانات ( جرج ارول) به ترتيب آثار عميقی در من بر جای نهاديند،هر کدام از آنها مجموعه ای آداب و رسوم واقعی مردمان در تقابل با يکديگر و حکومتها در تقابل با ملت خود هستند. در مدح کتب اول و دوم که واقعی و ريشه حقيقی و تارخی دارند، زبان قاصر است. ولی در مورد کتاب قلعه حيوانات می توانم بگويم که روزی که داشتم اين کتاب را می خواندم احساس ميکردم چند ساعت پيش برای اوضاع و احوال ايران نوشته شده است. به نظر کليه حکومتهای استبدادی برای عدم کسب آگاهی کافی می بايد اين کتاب را غير قانونی اعلام کنند. در مورد اين کتاب نکته جالب اينجاست که وقتی يکی از دوستان وصيت نامه خود را برای بازبينی مسائل حقوقی آن به من سپرده بود ديدم که برای پسر و دخترش وصيت نموده که قبل از انديشيدن به هر تفکر سياسی يا داخل شدن در جرگه های سياسی ابتدا اين کتاب را دو بار بخوانند و آنگاه اگر خواستند بازهم به سياست بيانديشند. واقعا" جالب است نه؟ آريا - تبريز کتاب عقايد يک دلقک و کتاب خداحافظ گری کوپر از تاثيرگذارترين داستان هايی بوده که خوانده ام.هر دوی اين کتاب ها تنهايی فرد را حتی در ميان جمع به تصوير می کشند. کاوه - تهران يک روز يکی از دوستان نزديکم به من پيشنهاد خواندن کتابی را کرد که بعد از خواندن تنها چند سطر اول آن، چنان شيفته آن شدم که چندين نسخه از آن را به زحمت تهيه کردم (چون چاپ آن ۱۰ سال بود تمام شده بود) و آن ها را به بهترين دوستانم هديه دادم (الان فقط ۲ جلد آن مانده است). من بر اساس آن کتاب تمامی نگرش خود را به جهان عوض کردم. زيبا ترين حرف های دنيا در آن نوشته شده بود. آن کتاب، نگرشی انسانی را به محمد رسول الله مطرح می کرد. پيامبر رحمت، نوشته يک دانشمند مصری. محمد مهدی کريما - تهران از نوشته ها، تنها دوستدار آنم که با خون نوشته باشند؛ با خون بنويس تا بدانی که خون جان است. به همه دوستان خواندن "چنين گفت زرتشت "را توصيه ميکنم. بقول نويسنده کتابی را چه سود اگر شما را به فراسوی کتابها نبرد. رضا - تهران کتاب مسافر کوچولو اثر سنت اگزوپری کتابی بود که نگرش مرا به زندگی عوض کرد. ومن به کلی متحول شدم خواندن اين کتاب را به همه توصيه می کنم. کتاب مردان مريخی و زنان ونوسی کتاب بسيار خوبی بود به طور کاربردی کمکم کرد. آتوسا - اروميه فکرمی کنم صرفآ يک کتاب نمی تواند موجب تحول وتغييرشود... کتابها هرکدام نقش های مختلف را روی افراد می گذارد . ازجمله مراد من ازمطالعه کتاب، ازدياد دانش واطلاعات وگاهآ هم برای خوش گذراندن وقت وزندگی ام است. چيزی که بايست بدان اعتراف کنم، کتاب جامعه بازودشمنان آن نوشته کارل پوپر، طاعون آلبرکامو وکتاب مسخ کافکا وهمچنان کوير شريعتی ودراخير مثنوی مولوی که تناقض های فراوان آدمها را که معجونی از فلسفه، دين، خدا، شعر، دانش و... است ميتواند ديدگاه روشن وارام را به آدم بدهد. حسين حسرت - کابل هر وقت اينقدر دلتنگ ميشوم که هيچی به من آرامش نميده فقط حرفهای قشنگ خدا، قرآنه که بهم آرامش ميده و وجودم را سرشار از اميد ميکنه.... يک کتاب ديگه هم که خيلی روی من تاثير گذاشته کتاب روانشناسی (وضعيت آخر )است. بهار - سنندج يه بار وقتی احساس ميکردم سختی های زندگيم دارن از پا ميندازنم يه کتاب به دستم رسيد که از همون لحظه که به دستم رسيد تا صبح اونو خوندم و خوندم و خوندم. اين کتاب «کوير» اثر دکتر علی شريعتی بود که باعث شد من بقيه کتابهای ايشون رو بخونم و از مريدهای ايشون بشم. روحشون شاد باشه! فرزان - کرمان من بر اساس تربيت سنتی ايران و فرهنگ زن ستيز ايرانی با وجود اينکه خودم هم زن هستم سالها زن را جنس دوم و ضعيف تر از مرد می دانستم . هويت مستقل و خودباوری را از دست داده بودم و هميشه منتظر حمايتی مردانه بودم اما با خواندن کتاب " آيا بيولوژی سرنوشت زن است " نوشته evelyn reed به خودباوری ، استقلال و اعتماد به نفس رسيدم . من تمام موفقيت هايم را مديون خانم ريد خواهم بود . ساناز اصفهانی - تهران کتابهای خوب بسيار است، اما ماهی سياه کوچولوی صمد بهرنگی در هفت سالهگی، ديوان بلخ بهرام بيضايی در نه سالهگی، جان شيفته و ژان کريستف رومن رولان در بيست و پنج سالهگی و طومار شيخ شرزين بهرام بيضايی پس از آن از کتابهای بسيار تاثيرگذار بر من بودند. مهرداد - شيراز من هميشه با خواندن کتابهای مختلف دنبال روح گمشده خودم می گشتم و با خواندن کتاب "دميان" اثر هرمان هسه فهميدم که تنها نيستم و اين کتاب بر روی زندگيم تاثير عميقی گذاشت. سهيل - اصفهان کتاب «باغ وحش انسانی» (Human Zoo) يکی از بهترين کتاب هايی است که زندگی جديدم را سالها پيش با آن آغاز کردم. اين کتاب اگر چه در برگيرنده نظريات قديمی دکتر دزموند موريس است و پس از آن نظريات متکاملش در کتاب های جديد انتشار يافته، اما به عنوان کتابی ارزشمند، نقطه عطفی در دوران نوجوانی من بوده است. اين کتاب پس از انقلاب اجازه چاپ جديد در ايران ندارد! فرهاد - تهران کتاب ۱۹۸۴ جرج اورول کتاب، مفهوم عميقی را برای من بطور غير مستقيم روشن نمود و آن اينکه انسان در راه مبارزه با يک ايده و منش خيلی راحت ميتواند قربانی و موردسوء استفاده قرار گيرد بخصوص اگر تنها هدفش را نابودی آن ايده قرار دهد. از طرف ديگر حفظ يک شخصيت مستقل در بدترين شرائط محيطی بهترين راه مبارزه نيز هست. اين مفهوم در کتاب اورول نه بصورت شعار بلکه بنظر من در عمق داستان تنيده شده است. علی مرجوی - تهران فکر ميکنم کتابهای تاثير گذار را بشود به دو دسته تقسيم بندی کرد. گروه اول کتابهايی هستند که بخاطر نظريات نويسنده، نوع سوژه، شخصيت پردازی و يا شيوه نگارششان تاثيری مستقيم روی خواننده می گذارند که اين تاثير آنی اما نسبتا کوتاه مدت خواهد بود. از اين گروه برای من سينوهه به ترجمه مرحوم ذبيح الله منصوری و مجموعه آثار ميلان کوندرا مثالهای خوبی هستند. اما کتابهايی هم هستند که خواندنشان لزوما تاثير مستقيم و ناگهانی در کسی ايجاد نميکند بلکه موجب ايجاد تحولی تدريجی در نحوه تفکر و حتی جهان بينی شخص ميگردند. اين تاثير اين بار بخاطر بار معنوی کتاب و يا ادعای طرح شده در آن می باشد و نشان از توانمندی نويسنده در "خرق عادت" و يا توصيف مفاهيمی است که درک صحيح و کامل آن فرای توانايی بشر در مقطعی از تاريخ و بسا در کل آن بوده است. به همين دليل است که برخی از کتب شعر و يا کتابهای مذهبی و ضد مذهبی در اين دسته قرار ميگيرند که وجه اشتراک همه آثار اين گروه در اين است که اين کتابها معمولا حاوی بار ايدئولوژيکی هستند. بارزترين و تاثير گذارترين مثال از کتابهای از اين دست برای من مثنوی معنوی و غزليات ديوان شمس از مولانا جلال الدين محمد بلخی است. علی خ - واشنگن دی سی کتاب های زيادی خوانده ام که روی من تاثير گذار بوده اند : مانند - "قلعه حيوانات-جرج اورول" که به طرز گزنده ای انقلاب ها را نقد می کند."ما چگونه ما شديم- صادق زيبا کلام" که دلايل عقب ماندگی ايران را بررسی می کند."جامعه شناسی نخبه کشی - عليرضا قلی" با جامعه شناسی تاريخی علت عقب ماندگی تاريخی ايران را بررسی می کند. کتاب "۲۳ سال" از علی دشتی که با ديدگاه نسبتا عقل گرايانه ای دين اسلام را بررسی می کند. اما مهمترين کتابی که خوانده ام "۱۲ قرن سکوت" اثر ناصر پورپيرار بوده است. اين کتاب باعث شد که به هويت تازه ای دست پيدا کنم. با خواندن اين کتاب ديدگاهم در باره تاريخ قبل و بعد از اسلام ايران تغيير کرده است و حالا نسبت به دين و مليت ديدگاه بسيار معتدل تری دارم. ارسلان قليج - گچساران برای من کتاب مولآنا جلآل الدين محمد بسيار جالب بود و بعد ازتمام شدن اين کتاب خيلی چيزهای جديد من آموختم که هرگزفکرش را هم نمی کردم، پس توصيه من برای جوانان و نو جوانان اين است تا يک بار به اين کتاب مراجعه نمايد. رفيع عطوفت - افغانستان برادرم کتاب ديوان مولانا طبع نيکلسون به من هديه داد و ابن کتاب راه وروش زندگی به انسان ميآموزد وداستانهای باارزش زيادی در اين کتاب وجود دارد که تجربه انسانهای گذشته به ارزانی در اختيار ما قرار گرفته است. مجيد - تهران وقتی ۱۸- ۱۹ سال داشتم خواندن کتاب تاريخ فلسفه غرب نوشته ويل دورانت به من جرات داد مطالبی را که ساليان طولانی در دل داشتم و جرات بيانش را نه، به زبان آورده و فکر کنم در اين دنيا تنها نبوده و همراه انسانهايی بوده اند که همانند من درباره مسائل بنيادين فلسفی بيانديشند، پس از آن کتاب های چنين گفت زرتشت نيچه و ۱۹۸۴ جورج اورول بيشترين تاثير را در نحوه زندگی و انديشيدن من داشته اند. نرگس - تهران برای من شازده کوچولو (اگزوپری)، مثنوی معنوی (مولوی)، هملت (شکسپير)، قصه های خوب برای بچه های خوب ( آذريزدی)،ارابه خدايان (اريش فون دانيکن)، کلاس پرنده (اريش کستنر) و کتاب ادبيات فارسی کلاس پنجم ابتدايی (چاپ قبل از سال ۱۳۵۷) سرگرم کننده ترين کتابها بوده اند. حميد - آلمان بوف کور-پاپيون- کی پنيررمرا جابحا کرد-چشمها-اتوبوس آبی - و شاهنامه فردوسی هر يک تاثير خود را داشت. حميد - تهران من کتاب زياد خوانده ام در زمينههای زيادی هم مطالعه کردهام ولی ادبيات و فلسفه بيشترين تاثير را بر نگرش من بر جهان گذاشته اند از ميان کتابهای ادبی کتاب در جستجوی زمان از دست رفته اثر جاودان مارسل پروست و در زمينه فلسفه کتاب تحليل فلسفی اثر جان هاسپرس بيشترين تاثير را بر من گذاشتهاند و به نوعی نماينده دو حوزه عمده مطالعاتی من بوده اند از ميان آندو کتاب در جستجوی زمان از دست رفته به آشفتگی فکری و عاطفی من دامن زد و کتاب تحليل فلسفی به وضوح و روشنی افکار من کمک بسزايی کرد. بهنام - تهران تنها کتابهای که مرا ذاتا به خود جلب کرده و به زندکيم معنی بخشيده اول قرآن وبعد کتاب صحيح البخاری بوده است. معتقدم هرکس قرآن را با تدبر نخوانده است کنج بزرک زندکی را از دست داده است. اميد - لندن من تقريباً از تمامی کتابهايی که در زندگيم خوانده ام، تاثيراتی هر چند اندک گرفته ام، ولی دو کتاب وجود دارد که از خواندنشان هرگز سير نشده ام و بارها و بارها آنها را مطالعه کرده ام. يکی " مرشد و مارگريتا" اثر جاودان ميخاييل بولگاکف و ديگری "آيدا در آينه" دفتر شعر شاعر هميشه احمد شاملو. سليقه من در کتاب هيچگاه مفهومی نيست بلکه من به تکنيک ادبی اهميت بسيار زيادی می دهم و در ئرجه بعدی مفهوم را در نظر می گيرم. سعيد - تهران کتابهای زيادی در من تاثيرگذار بوده اند اما در ميان همه آنها کتابهای دکتر شريعتی، مخصوصا کتاب حج و کوير و همچنين ديوان حافظ، ديوان شمس، هشت کتاب سهراب و شعرهای قيصر امين پور را بيشتر به خاطر دارم. داستانهای قديمی تر سيدمهدی شجاعی هم روی من خيلی موثر بوده اند. ميثم - اصفهان ترتيب رشد سنی و نيازهای عاطفی هر مقطع کتابهای زير را نام ميبرم. اولين کتاب (جنگ دوم جهانی) نوشته فرانکو باندينی بود که بسيار مستند بوده و با ذکر برخی جزييات که شايد در ديگر کتب مشابه نباشد آنرا مقبول خاص و عام نمود. اين کتاب که بارها خواندمش روحيه همدردی بين المللی مرا بسيار تقويت کرد و اثری عميق بر چگونگی نگرش من به سياستهای قدرت طلب گذاشت. دومين کتاب (محمد پيغمبری که از نو بايد شناخت) نوشته کنستانت ويرجيل جورجيو بود که آنرا هم بيش از دهها بار خوانده ام. اين کتاب يکی از معتبر ترين کتابهای شرح حال حضرت ختمی مرتبت و چگونگی ظهور اسلام ميباشد که فقط بايد خواند و نظر داد که هيچ توصيفی برای اثر عميقی که بر من گذاشت پيدا نکردم. و نهايتا کشف الاسرار خواجه عبداله انصاری که گل سرسبد کتابهايی است که تابحال خوانده ام. هميشه مسکن آلام و اميد بخش روزهای نگرانيم بوده است. به جوانها توصيه ميکنم بدون هيچ پيش داوری و غرض ورزی در ايامی که دنيا با همه بزرگی برايشان کوچک ميشود اين کتاب را بخوانند. وقتی که با آن انس گرفتيد و شبهای تنهاييتان را با او به صبح رسانديد دعای خيرتان را از من دريغ نفرماييد. شهريار - شيراز من هم ميخواهم از تفکر زائد نوشته آقای محمدجعفر مصفا بنويسم. اين کتاب مرا متحول کرد.سيستمی که اين کتاب برای خودشناسی ارائه ميدهد آنقدر عميق است که انسان را به طور واقعی متحول ميکند البته اين کتاب را بايد درک کرد. من اين کتاب را شايد بيش از ۳۰ بار خواندم من معتقدم که اين کتاب و کتابهای ديگر ايشان،در سالهای آينده انقلابی در زمينه خودشناسی بوجود می آورد. رضا - بوشهر سری کتابهای چهارگانه "راما" نوشته آرتور سی. کلارک به من آموخت ( دنيا بزرگتر از آن چيزی نيست که تصور ميکنيد، دنيا بزرگتر از آن است که حتی تصورش را هم نميتوانيد بکنيد ). آرتور سی. کلارک پدر داستانهای علمی/تخيلی با نوشتن کتاب راما چنان قدرتمند و حيرت انگيز دنياها و جهان های ديگر را به تصوير کشيده که انسان با تمامی قدرتها و اعتقاداتش خود را هيچ ميپندارد. عادل م. - تهران برای من کتاب "ليرشاه" اثر شکسپير خيلی جالب بوده. يک بار خواندنش کم است . و همچنین کتاب "جنگ و صلح" اثر تولستوی خيلی روی من تاثير گذاشت. ما هر کدام ميتوانيم خود را در يکی از شخصيت های جنگ و صلح بيابيم.راضيه - شيراز کتاب "همه مردان شاه" از استيون کينزر که شرح ماجرای کودتای ۲۸ مرداد را بصورت بسيار جالب و تکان دهنده ای آورده است خیلی بر من تاثیر کرد. هرچند که در مورد اين واقعه بسيار شنيده و خوانده ايم، اما اين کتاب زوايای ديگری از اين اتفاق شوم را روايت می کند. مهدی - رفسنجان کتابی که مرا سالهای سال مدهوش خودش کرده بود "گفتگوهای تنهايی دکتر شريعتی" بوده. کتابی که درون روح و زيبای نويسنده را به تمامی نشان می دهد. کتاب ديگری که مرا واقعا متحول کرد "سيذارتا" اثر هرمان هسه است که راه اصلی زندگی مرا که مسيری کاملا شخصی است به من نشان داد. عليرضا - تهران کتابها هرکدام به نحوه ای در زندگی آدم تاثير می گذارند. يک کتاب به خاطر هماهنگ بودن شخصيت آن با خواننده؛ يک کتاب با همخوانی شرايط اجتماعی و کتابی ديگر شايد نياز و عشق به رشد کردن و شناختن. کتابهايی که بر من تاثير گذار بوده است " زندگی، جنگ و ديگر هيچ"، "فاطمه فاطمه است"، "قلعه حيوانات"، "زندگی من - بيل کلينتون"، "دالان بهشت". کتاب "فاطمه فاطمه است" روح انسان را بزرگ می کند. کتاب "قلعه حيوانات" پستيهای زندگی بشری را که می تواند به زندگی حيوانی تبديل شود نمايان می کند. کتاب "زندگی، جنگ و ديگر هيچ" انسان را وا می دارد به اين انديشه که به راستی زندگی کجاست؟ و کتاب "زندگی من" از کلينتون ديدگاهی می دهد از اينکه چنين شخصيت جهانی از کجا به کجا رسيده است و با خود به انديشه می روی که اين قدرت بزرگ را چنين شخصيتی هدايت می کرده است؟ و کتاب "دالان بهشت" رمانی بود همخوان با شخصيت من و اشتباهاتم در زندگی. عاطفه - تهران من چندين سال بود به ترياک اعتياد داشتم و بارها ترک کرده و دوباره برگشته بودم. آخرين ترک من حدود ۲ سال پيش مصادف شد با خواندن کتاب "تولد دوباره" نوشته فروهر تشويقی است که تاثير بسيار بسيار زيادی در من بر جای گذاشت. بطوريکه نه تنها بعد از ۲ سال مواد مخدر استفاده نکرده ام بلکه قدم به سوی دگرگونی روحی نيز برداشته ام. يک بيمار (سابق) کلاس اول بودم که کتاب "ماهی سياه کوچولو" اثر صمد بهرنگی را خواندم و به شدت بر روی من اثر گذاشت به طوری که واقعا بعد از خواندن کتاب به فکر رسيدن به دريا بودم (مثل ماهی قهرمان داستان). اما کتاب "مسخ" اثری از کافکا حکايتی ديگر دارد. برعکس اين که همه میگويند کافکا ديدی سياه به جهان دارد بايد بگويم که کافکا کاملا واقع گرا است. به قول ولاديمير ناباکوف (کافکاشناس) بسياری از ما ممکن است يک روز صبح از خواب بيدار شويم و احساس کنيم که کس يا چيز ديگری هستيم. کافکا در کتاب "مسخ" تمام جنبههای زندگی يک انسان در تمام دوران را به نقد تحليل درآورده است و به شدت بر من تأثير گذاشت. نيما امين - تهران من هر گاه که از دست مشکلات زندگی و جامعه بسيار ناراحت می شوم با خواندن قرآن آرامش کامل پيدا می کنم البته من ترجمه آنرا می خوانم زيرا عربی بلد نيستم.پرند - زاهدان کتاب "۲۳ سال" علی دشتی بر روی زندگی من تاثير بزرگی داشته است. بطوری که بعد از مطالعه اين کتاب و تحقيق بر روی اسلام از دين خارج شدم و به آزادگی واقعی رسيدم. کتاب "ريشه شناسی اخلاق" نيچه هم به من کمک کرد که ديگران و رفتارهايشان را بهتر درک کنم و احاطه بيشتری بر جامعه داشته باشم. عليرضا - نيوجرسی سالها پيش کتاب "چنين گفت زرتشت"، اثر جاودانه فردريک ويلهلم نيچه فيلسوف بزرگ آلمان را خواندم. اين کتاب از همان ابتدا برای خوانندهء آن تکان دهنده است و داستان زرتشت، پيرمردی است که پس از سالها گوشه عزلت گزيدن در کوهستان، برای مردم خبر آوره که: خدا مرده است ...! اين کتاب که در چهار فصل نوشته شده و هر بخش آن مربوط به دوره خاصی از زندگی نويسنده آن است. تاثير بينهايت عميقی بر نگرش من نسبت به جهان هستی و پديده های آن داشت. سياوش - تهران مجموعه کتابهايی که روی من بيشترين تاثير را داشتند کتابهای کارل گوستاو يونگ بود که يکسره تصور من از روانکاوی را عوض کردند. کتاب ديگری که خيلی تاثير گذار بوده و خواهد بود کتاب گلستان سعدی است که هر چه بيشتر آن را می خوانم از قدرت و شيرينی کلام سعدی بيشتر متحیر می شوم. الهام - تورنتو کتابی که واقعا روی من اثر گذاشته بود و من هنوز سالی دو بار مي خوانمش کتاب "دايی جان ناپلئون" اثر ايرج پزشک زاد بوده است. کتاب "شاهزاده کوچولو" اثر آنتوان دو سنت اگزوپری کتابی است که هر بشری که از مادر متولد شده است بايد آن را بخواند. البته اين نکته هم حائز اهميت است که هميشه آن کتابی اثرگذار است که آدم هيچ وقت انتظارش را ندارد. علی جلاليان - تهران به نظر من هر کس کتاب های تولستوی خصوصا "آنا کارینينا" را نخوانده ضرر بزرگی کرده است. تولستوی چنان با مهارت شخصيت ها را به تصوير کشيده که انگار سالها با آنها زندگی کرده ایم. این بهترين کتاب برای پی بردن به طبيعت درونی انسانها است. کتاب "سکوت بره ها" هم حقيقتا تاثير گذار بوده است. واقعا تا يک هفته آدم نمی تواند ذهنش را از اين کتاب آزاد کند. احسان - اراک کتابی که بسيار روی طرز نگرش من به زندگی تاثير داشته است کتاب "زوربای يونانی" اثر نيکوس کازانتتزاکيس هست که مطالعه اين رمان ارزشمند را به همه کسانی که دغدغه خوب زندگی کردن را دارند پيشنهاد می کنم. حامد - کرمان حدود ۱۴ يا ۱۵ سال پيش، وقتی که دانشجوی رشته فيزيک بودم به توصيه استادم کتاب "فوق طبيعت" نوشته آقای ليال واتسن را خواندم که به توجيه اتفاقات غير متعارف و عجيب و غريب از نظر علمی پرداخته بود. اين کتاب در کنار دروس فيزيک زندگی من را زير و رو کرد و باعث شد تا ديد جديدی نسبت به همه چيز در دنيا پيدا کنم وصاحب يک فلسفه و دين شخصی شوم. که متاسفانه تا مدت ۱۰ سال از ديد ديگران مطرود بود و برای کسی قابل قبول نبود که بشود دنيا را از دريچه ديگری ديد. بعد از ۱۰ سال با انتشار کتاب "کيمياگر" آقای پائلو کوئلو ، و "پندار" ريچارد باخ ، و "پيشگويی آسمانی" جيمز ردفيلد، متوجه شدم که خوشبختانه موجی از نگرش جديد به زندگی و گرايش به فلسفه نو در ميان مردم دنيا به راه افتاده است که با طرز فکر و فلسفه ابداعی من بسيار همسو و سازگار است. و اين مرا به ادامه زندگی به سبک و روش خودم اميدوار کرد. سيما - تهران کتاب "قلعه حيوانات" نوشته جورج ارول را در دوران نوجوانی به ترجمه فارسی خواندم. تا چند روز گيج بودم که دوباره آن را خواندم تا حالم بدتر شد. فکر نمی کنم که هيچ کتابی به اندازه اين کتاب در نگرش من نسبت به زندگی انسانها و حکومتها تاثيرگذار بوده باشد. بعدها خواندن نسخه اصلی اين کتاب به انگليسی تاثيری دوچندان بر روی من داشت. سپهر - نيوزلند من از کتاب "برباد رفته" خوشم آمد، زيرا وقايع تاريخی بيشماری را در يک زمان بطور دلپذيری به خواننده انتقال می دهد. ل-ع - تهران کتابهای زيادی در زمينه عرفان و روانشناسی و جامعه شناسی خوانده ام ولی کتاب "راه کمال" از دکتر بهرام الهی و "سرنوشت روح" (هنوز از انگيسی ترجمه نشده) روی من تاثير بسیار مطلوبی گذاشت. ميترا سهامی - نيس/ فرانسه تاثير کتابها در دوره های مختلف متفاوت بوده است . مثلا در دوره ای ژان کريستف ، در دوره ای ديگر تريلوژی دانته و آثار چخوف؛ با اين همه آثار سترگی چون "مکبث"، "کرگدن" و "در انتظار گودو" را هرگز از ياد نبرده ام. علی - ساری از دوران بچگی عاشق کتاب خواندن بودم حالا هر چه که ميخواهد باشد. من خيلی کوچک بودم که کتاب "زندگی جنگ و ديگر هيچ" اوريانا فالاچی را خواندم. چون من در کودکی جنگ رو تجربه کرده و متاسفانه صدماتی زيادی از آن خوردم، خواندن و دانستن از جنگی ديگر روی من تاثير زيادی گذاشت. در دوران جوانی هم کتاب "دميان" اثر هرمان هسه و نمايشنامه داستان "خرسهای پاندا" اثر ماتئی ويسنی يک خيلی روی روحيه و شخصيتم تاثير گذاشتند. ليلا - تهران کتاب "بامداد خمار" نظر من را در مورد طبقات اجتماعی دگرگون کرد و اينکه هر طبقه از جامعه بايد با هم طبقه خود نشست و برخاست کند. شيوا - تهران من کتاب خيلی خوانده ام ولی کتاب جان شيفته اثر رومن رولان خيلی روی من تاثير گذاشت. تاثيری که هنوز با خودم دارم. کتابی که طريقه عشق ورزيدن رو به من ياد داد واقعا کتاب استقامت و مقاومت يک زن. يک زن عاشق که هيچوقت ازدواج نکرد ولی هميشه دنبال عشق واقعی بود چيزی که همه ما انسانها تو اين دنيای مدرن اون رو گم کرديم. نورا - تهران کتاب پدر مادر ما متهميم نوشته دکتر شريعتی ديد من را نسبت به دين به کلی متحول کرد. به گونه ای که پس از آن هيچگاه بدون فکر کردن هر چيزی را درباره دين و اعتقاد نپذيرفتم و خدا ديگر برايم ترسناک نبود. به دين با ديد بسيار مثبت و ميانه رويی نگاه کردم و از خرافات مذهبی به شدت فاصله گرفتم. هومن - تورنتو مبارزات و خاطرات دکتر فاطمی نوشته بهرام افراسيابی راجع به دکتر فاطمی نظرم را متحول کرد. سياوش - تهران کتابهايی همچون ملکوت از بهرام صادقی، بوف کور از هدايت و يا مجموعه داستانهای کوتاه او، صد سال تنهائی از گابريل گارسيا مارکزباعث شد که نوع نگرش و تفکرمن درمورد کل هستی و آن چيزی که امروزه بدان زندگی می گويند به کل تغيير کند. احسان.ش - شيراز يادم می آيد درسال ۱۳۶۶ وقتی که کمی خواندن و نوشتن را ياد گرفته بودم اولين کتابهايی که خواندم ازسری شاهکارهای جک لندن (سپيدبرفی) و ژرژ هرژه (مجموعه داستانهای مصورتن تن ) بود و جالبی اين داستانها باعث شد که از همان کودکی به مطالعه علاقه مند شوم... کتابهای جالب زيادی خوانده ام که اگر بخواهم فقط از آنها نام ببرم بيش از چندين صفحه تايپ لازم است. اما همه اينها يک طرف و ديوان حافظ طرف ديگر. زيرا به انسان عاشق شدن را ميآموزد و اين يعنی رسيدن به اوج انسانيت. آرش جهانشاهی - تهران زياد کتابخوان نيستم اما نخستين کتابی که مطالعه اش واقعا رويم تاثير گذاشت رمان "صد سال تنهايی" اثر گابريل گارسيا مارکز بود که ديد مرا به زندگی و بخصوص نزديکانم خيلی عوض کرد. و دومين کتابی که تاثير عميقی رويم گذاشت "۱۹۸۴" اثر جورج اورول بود که ديدم را به دنيا و روابط کشورها و دور و برم خيلی تغيير داد. آرش - تهران کتابی که باعث شد تا من زندگی را بيشتر دوست بدارم " زرتشت، خداوندی که ميرقصد" نوشته اوشو راينش بود. در اين کتاب که من آن را به زبان ايتاليايی و انگليسی خوانده ام و متاسفانه هنوزبه دليل نبودن آزادی در نشر کتاب در ايران هنوز به زبان فارسی ترجمه نشده است، مظهر حيات انسان خردمند بر حسب عشق و صفا به عالم هستی، دوری جستن از حسادت و کينه و دروغ و خودپسندی، زندگی کردن در حال، ياد گرفتن از همه چيز و همه کس با فروتنی کامل، نداشتن قضاوت و تظاهر شخصی در مورد انسانها اما صريح بودن و راستگويی و خوشبينی را برگزيدن، و ديگر خصوصيات يک انسان برتر از لحاظ خرد به رشته تحرير آمده است. اين کتاب سخنان وعقايد زرتشت را به صورت عاميانه و ساده بيان ميکند، از اين جهت خواننده مشکلی را در درک مطالب احساس نميکند و با ذوق به خواندن فلسفه زندگی ميپردازد. محسن - هلسينکی من کتاب" فاطمه فاطمه است "دکتر شريعتی را در سنين نوجوانی مطالعه کردم و می توانم بگويم هيچ نوشته ای تا کنون تا اين حد بر من تاثيرگذار نبوده است. اما کتاب بازگشت به خويشتن دکتر و کتاب خسی در ميقات جلال آل احمد را هم خوانده ام و لذت برده ام. می توانم بگويم کتاب های دکتر شريعتی در من نسبت به ايرانی بودنم و شرقی بودنم احساس غرور ايجاد می کند. نرگس - قم من فکر ميکنم که کتاب خوندن ميتونه مخصوصا اگر همراه با آزاد انديشی و تفکر باشه از انسان فردی فرهيخته بسازد کتابهايی که خوندنشون من رو حسابی تحت تاثير قرار داد جزوکل اثر ورنر هايزنبرگ و جامعه باز و دشمنان آن اثر کارل پوپر بوده اند. هاشمی - تهران با سلام کتاب کميته۳۰۰ نوشته دکتر جان کولمن کتابی بود که باعث شد من به تز حکومت پنهان جهانی بيشتر اعتقاد پيدا کنم. اين کتاب را به همه دوستان توصيه ميکنم. ساسان - تهران اول: عقايد يک دلقک اثر هاينريش بل و زندگی جنگ و ديگر هيچ اثر فالاچی عقايد من را درباره جنگ عوض کردند. دوم: انجمن شاعران مرده. و سوم: تسلی بخشی های فلسفه نگاه من را به زندگی تغيير دادند. هيچ رسانه ای مانند کتاب عميقا موثر نيست. کتاب آرام و عميق زندگی شما را تغيير میدهد. آرام و عميق و دلپذير مثل چک چک آب. کاوه شجاعی - کرج من مدتها در خط روانشناسی و عرفان بودم. از اين کتاب و سيستم به آن کتاب و مکتب. در اين جريان وقتی کتاب "تفکر زائد" نوشته محمد جعفر مصفا به دستم رسيد تحول و دگرگونی در من بوجود آمد. پس از آن آثار ديگر وی را نيز مطالعه کردم و ديد من به زندگی بکلی تغيير کرد و گويی روی من از طرفی به طرفی ديگر برگردانده شد. داود - تهران من بعد از خواندن کتاب نهج البلاغه که از روی کنجکاوی شروع شد دچار تحول عظيمی شدم به نوعی که بهره مند از قدرت ويژه ای شدم . اما افسوس که چندان دوام نيافت و به دليل آلودگی های بيانی و رفتاری ديگران که غير قابل اجتناب بود از بين رفت البته مطمئن هستم از بين نرفته بلکه چون پولادی زنگ بر آن گرفته که به ياری خودش باز خواهد گشت. بهمن زرکار خواندن مثنوی معنوی تاثير بسيار عميقی بر روی چرايی زندگی و حتی چگونه زندگی کردن من گذاشته است. سليمان داودی - کرمانشاه |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||