BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 12:51 گرينويچ - چهارشنبه 09 فوريه 2005
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
در خانواده ايرانی چه تحولی روی داده است؟
 
خانواده ايرانی تحولی سرنوشت ساز را از سر می گذراند، که برای آينده جامعه بسيار پراهميت است.

طبق گزارشی که خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران منتشر کرده است: "تنها يک چهارم خانواده های ايرانی از زناشويی خود احساس رضايت مندی دارند."

به عقيده غلامعلی افروز رئيس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، پژوهش هايی که در ميان خانواده های تهرانی انجام گرفته نشان می دهد که بيشتر خانواده ها در مرحله بحرانی هستند. نارضايتی خانواده ها درجات گوناگون دارد، به گونه ای که از سردی روابط زناشويی شروع و تا مرحله طلاق و جدايی کشيده می شود.

 "دوگانگی ميان سنت و مدرنيته و تفاوت ميان هويت فردی و اجتماعی، منجر به بروز مشکلاتی در نهاد خانواده شده است."
 
شهلا اعزازی، جامعه شناس

در يک گزارش ديگر خبرگزاری ايرنا، آمده است که خانواده ايرانی در مرحله گذار از سنت به مدرنيته، به تدريج کارکردهای ديرين خود را از دست داده و نقش های تازه تری قبول کرده است. در جوامع مدرن هر تحول اجتماعی بی درنگ در خانواده بازتاب می يابد. به گفته شهلا اعزازی جامعه شناس ايرانی: "دوگانگی ميان سنت و مدرنيته و تفاوت ميان هويت فردی و اجتماعی، منجر به بروز مشکلاتی در نهاد خانواده شده است."

به عقيده اين جامعه شناس برای شناختن بهتر نهاد خانواده، بايستی در مفاهيم ناکارآمد سنتی تجديد نظر کرد و نقش افراد خانواده را به شکلی واقع بينانه تری توضيح داد.

خانم اعزازی می گويد: با ادامه رواج مفاهيم و ارزشهای سنتی در درجه اول زنان زير ستم قرار می گيرند، زيرا در جامعه امروزی زنان نقش ها و وظايف تازه ای به عهده گرفته اند، درحاليکه جامعه، گاه موقعيت و مقام تازه آنها را به رسميت نمی شناسد، و در نتيجه آنها را از سهمی به اندازه در حيات جامعه محروم می سازد.

برزخ ميان سنت و مدرنيته

در رابطه با اين موضوع که بار ديگر اذهان را به خود مشغول کرده است، ما پنج پرسش اساسی را با مريم محبوب جامعه شناس در ايران، مطرح کرديم.

۱- آيا خانواده ايرانی نقش سنتی خود را به عنوان هسته اصلی جامعه از دست داده است؟

۲- آيا همبستگی درونی در خانواده مدرن ايرانی سست شده است؟

۳- آيا تضعيف مقام پدر به عنوان شخص اول خانواده و زوال نقش کانونی مادر، به قوام و استحکام خانواده لطمه می زند؟

۴- آيا وظايف اجتماعی زن امروز، شالوده خانواده را سست می کند؟

۵- آيا زن امروز ايرانی برای قبول وظايف دوگانه خود، در خانواده و اجتماع، آمادگی دارد؟

خانم محبوب به اين سؤال ها چنين پاسخ داده است:

۱- در جامعه سنتی يا پيشاصنعتی خانواده مهمترين واحد توليد اقتصادی است. جامعه بازوی کار و نيروی توليد موردنياز خود را از خانواده می گيرد. اما در جامعه مدرن فعاليت توليدی و تقسيم کار بر پايه تخصص استوار است، بنابراين خانواده نمی تواند در روند توليد نقش پيشين را داشته باشد. زن و مرد ناگزيرند در زمينه های تخصصی خود کار کنند. اما ما در جامعه ايران با وضع آشفته ای روبرو هستيم، زيرا شکل بندی اقتصادی جامعه ما ناروشن است. ما مناسبات سنتی را کنار گذاشته ايم، اما هنوز توليد صنعتی فعالی نداريم و به خارج وابسته ايم.

فامیل
خانواده سنتی در ايران از هم پاشيده می شود؟

ما به شدت تحت تأثير روند جهانی شدن هستيم، اما به خاطر نابسامانی اقتصادی، نتوانسته ايم به مناسبات مدرن برسيم. در نتيجه خانواده نيز در يک وضعيت پرتناقض قرار گرفته. ارزشها و علقه های سنتی نه کاملا از بين رفته و نه کاملا اعمال می شود. از طرفی پدر و مادر موقعيت برتر خود را از دست داده اند، و فرزندان به استقلال گرايش دارند، اما از طرف ديگر آنها به خاطر مشکلات اقتصادی به خانواده وابسته می مانند، زيرا آينده شغلی ندارند و به تنهايی قادر به تأمين معاش خود نيستند. در نتيجه به عقيده من خانواده همچنان در برزخ ميان سنت و مدرنيته سرگردان مانده است.

۲- همبستگی درونی خانواده تا حدی از بين رفته، اما اين موضوع هم به سطح درآمد و نحوه معاش خانواده بستگی دارد. برای نمونه در خانواده هايی که ثروتهای بادآوره دارند و اتفاقا در توليد مؤثر اجتماعی هيچ نقشی ندارند، بنياد خانواده سست تر است. اما همبستگی عاطفی در خانواده های با درآمد متوسط و پايين همچنان بالاست، زيرا اعضای خانواده ناگزيرند به هم متکی باشند.

۳- در جامعه ما هم نقش پدر و هم نقش مادر سست شده و تأثير آنها در خانواده کمرنگ شده. اين روندی طبيعی است که رشد مسئوليتها و حقوق فردی را نشان می دهد. به دليل گسترش ارتباطات و جهانی شدن، نقش قديمی خانواده در تربيت و هدايت فرزندان کاهش يافته است. به نظر من آنچه قوام و همبستگی خانواده را تهديد می کند، تضعيف نقش والدين نيست. خطر اصلی برای خانواده در عدم تأمين معاش خانواده و وضعيت نابسامان جامعه است که جوانان را از چشم اندازی روشن محروم می کند.

 آنچه قوام و همبستگی خانواده را تهديد می کند، تضعيف نقش والدين نيست. خطر اصلی برای خانواده در عدم تأمين معاش خانواده و وضعيت نابسامان جامعه است که جوانان را از چشم اندازی روشن محروم می کند.
 
مريم محبوب، جامعه شناس

۴- شرايط دشوار اقتصادی محکم ترين سنتها را درهم می شکند. حتی خانواده های سنتی ناچارند به روابط و مقتضيات تازه تن دهند. بارها ديده ايم که حتی سنتی ترين مردان همسران خود را وا می دارند که برای تأمين معاش به سر کار بروند، يعنی نياز مادی سنت های هزارساله را عقب می زند. بدين ترتيب تحول چشمگيری در مناسبات فرهنگی ما پيش آمده که قابل مطالعه است.

۵- در جامعه ما نه تنها زنان، بلکه مردان هم برای قبول وظايف دوگانه آمادگی ندارند. می توان گفت که حتی برای قبول يک وظيفه هم آموزش و تربيت کافی نديده اند. بدبختانه نظام آموزش و پرورش ما به گونه ای نيست که بتواند فرزندان جامعه را برای قبول مسئوليت های فردی و اجتماعی که در انتظار آنهاست، تربيت کند.

نظر شما در اين باره چيست؟ شما به پنج پرسش ما چگونه جواب می دهيد؟

نظرات خود را با استفاده از پنجره روبرو برای ما بفرستيد. لطفا به زبان فارسی و با بيانی کوتاه بنويسيد.

گزيده ای از ديدگاه های شما

جامعه ايران در حال گذار می‏باشد. گذار از سنت به مدرنيته. از جمله دلايل ديرپا بودن فرهنگ سنتی ايران و حرکت کند مدرنيزه شدن وجود فرهنگ پاتريمونياليسم می‏باشد که با توجه به اختلاط فرهنگ‏ها در جامعه جهانی با سرعت رو به اضمحلال گذاشته است. البته نکته مهم اين که با بروز انقلاب اسلامی اين روند تشديد شده است. ۱ - از جمله مشخصه‏های جوامع سنتی وجود خانواده گسترده و ارتباطات قوی به لحاظ نوع معيشت می‏باشد. در نقطه مقابل جامعه مدرن گرايش به خانواده هسته‏ای و کوچک شدن دارد. در ۵۰ سال اخير به خصوص با وقوع انقلاب اسلامی شاخصه‏های مدرنيزه شدن نظير رشد شهرنشينی، باسوادی و... به کاهش نقش افراد در خانواده و جايگزينی آن با نقشهای اجتماعی منجر شده است. در نتيجه نقش خانواده روز به روز در ايجاد ارزشها تنزل يافته است. ۲- برايند همبستگی در خانواده‏ها رو به سستی گراييده است و البته به دليل ناهمگون بودن طبقات گوناگون اين همبستگی از شدت و ضعف برخوردار است. اما جهت کلی به سوی کاهش همبستگی در خانواده می‏باشد. ۳- فرهنگ ايرانی از وجه پاتريمونيال در حال گذار می‏باشد، در صورتی که قرن‏ها وجه غالب فرهنگ ايران را تشکيل می‏داده است. از سويی زنان با توجه به ارزش‏های جديد به گونه‏ای بارز دارای نقش‏های مهم اجتماعی شده‏اند و در نتيجه نقش مادر برای آنها جاذبه پيشين را ندارد. ۴- در واقع سست شدن شالوده خانواده به جهت ايفای نقشهای جديد زن نمی‏باشد، بلکه زن با توجه به اين نقشها برای خود حقوقی متصور است که در خانواده مبتنی بر سلطه از آن محروم بوده و طبيعتاً اين آگاهی به اين حقوق و جايگاه زن به عنوان يک انسان است که به سستی خانواده می‏انجامد. ۵- مطمئناً بايد گفت زن امروز به نسبت ۲۰ سال گذشته آمادگی بيشتری دارد اما پاسخ دقيق‏تر اين است که اين آمادگی با گذشت زمان و تعامل بين زن و نقشهای جديدش افزايش می‏يابد. امروزه وجود صدها هزار زن تحصيلکرده مطمئناً در آينده به چالش بزرگی برای ايفای نقش منجر خواهد شد. امير روح نواز - تهران

به اعتقاد من اين تحول خاانوادگی در همه جای دنيا در حال وقوع است. برای هزاران سال زنان برای زندگی کردن به مردان وابسته بودند. در طول نيم قرن اخير اين وابستگی مدام کم رنگتر شده و در جوامع با اقتصاد پيشرفته تر داريم به نقطه ای نزديک ميشويم که اين وابستگی از ميان ميرود. اين پديده روی روابط و تعاريف خانوادگی به آن صورتی که ما می شناسيم تاثير بنيانی خواهد گذاشت و ما شاهد شروع اين تغيير هستيم. در عين حال می بينيم که مردان بسيار آهسته تر از زنان اين تغيير را پذيرا ميشوند. و به نظر من اين ريشه دوگانگی است که خانم جامعه شناس به آن اشاره ميکند. مهراد توکلی - اتاوا

بزرگترين معضل خانواده های ايرانی وعدم ارتباط خانوادگی مناسب مرتبط با ارتباطات زناشويی و جنسی بين زن و مردان ايرانی ميباشد که کمبود اين ارتباط ناشی از استرس، اضطراب و نگرانيها و مشکلات متعدد زندگی است که فشار زيادی را بر جامعه کنونی وارد کرده است و بخش ديگر آن نداشتن فرهنگ مناسب برای گذر از سنت به مدرنيته ای ميباشد که تعريف مناسبی برای آن در جامعه ما وجود ندارد. محمد رضا - تهران

در اکثر خانواده ها پدرسالاری از بين رفته ولی هنوز در ترکها اين وجه باقی مانده. ولی مشکلات مادی، خانواده سنتی را که به مقام پدر پايدار بود را از بين برده، چون پدر ميتوانست با تامين هزينه افراد شخصيت خود را تا حدودی پايدار کند ولی از آنطرف متاسفانه رشد و بالندگی لازم در جوانان و بخصوص زنان وجود نداشته که اساس مديريت در خانواده را راهبری کنند... احسان - تهران

تنها خانواده هايی در کوران حوادث و مشکلات اقتصادی از هم نمی پاشند که عشق و محبت واقعی بين اعضای خانواده برقرار باشد. علی مدنی - تهران

اولا قطعا اوضاع خانواده در بريتانيا خلی بدتر از ايران است. ثانيا از نظر بعضی ها خنده ام ميگيرد که همه چيز را به حکومت ربط ميدهند ما هم قبول داريم که رژيم مزخرفی داريم ولی گاز چه ربطی به شقايق دارد؟! مهدی - تهران

من معتقدم که جامعه ايرانی و به خصوص خانواده ايرانی در فرهنگ حاکم بر تکنولوژی غرب غرق شده است و اين کشمکش بين فرهنگ ايرانی و فرهنگ غرب باعث سردرگمی خانواده و رو به قهقرا رفتن آن شده است. احسان - تهران

خانواده های ايرانی به سرعت تحت تاثير فرهنگ جوامع آزاد قرار می گيرند. فشار اقتصادی و مشکلات اجتماعی به اين روند سرعت حيرت آوری داده است. متاسفانه دلزدگی از حکومت و ارزشهايی که حکومت تبلغ می کند (گرچه زمانی اعتقادات مردم را تشکيل می داد) اکنون موتور محرکه گريز از سنت های ايرانی و مذهبی است. فرهاد - تهران

سنت‌های جامعه ما برپايه اصول منطقی پی ريزی نشده‌اند. زيرا سطح فکر عمومی و تشکيل دهنده سنت و فرهنگ جامعه ما به شکل مطلوبی نيست و بايستی روزی عقايد غلط و بی‌اساس برچيرده شده و نوع تفکر صحيح در تمام موارد جايگزين آن شود که گذر از اين مرحله آسيبهايی به اين شکل خواهد داشت. سروش - تهران

بله، تا حدودی سست شده. ولی نه از سر مدرنيته بلکه از سر بی هويتی جوانان که نسل دوم انقلابند... اين فاصله در کنار فشار اقتصادی و تنگنای معيشتی بصورت تنش بروز ميکند. اغلب جوانان متاهل به اينکه ايکاش گزينه بهتری برای ازدواج ميداشتند فکر ميکنند و اغلب مجردها هم از ترس رسيدن به چنين انديشه ای هراس دارند. اين درد بی هويتی بصورت نارضايتی و تنش عصبی و اختلاف خانوادگی بروز ميکند. يادمان باشد متاسفانه ايران و جامعه مردم ايران به کلکسيونی از معضلات اجتماعی بدل گشته. و تنها راه مقابله با آن آموزش و فرهنگ سازی اصولی است. سعيد پوردلير - شيراز

بله اظهارات عنوان شده کاملا با واقعيت انطباق دارد. در صد بالايی از مردم بعلت تورم و گرانی و کاهش ارزش پول به داشتن چندين شغل احتياج دارند. تازه اگر بتوانند در اين وانفسای بيکاری شغلی بدست بياورند شغلهای کاذب و غير مولد- دلالی- خريدوفروش و برای ساير مردمی که به قول معروف دستشان به دهنشان می رسد کار کردن همه اعضای خانواده و دوری از يکديگر بنيان خانواده را هر روز بيش از پيش سست تر می کند. مسعود - تهران

تغيير و تحول فرهنگی در خرده نظام خانواده ايرانی بسيار به کندی انجام می گيرد ولی در کل برای هماهنگی با مسائل نوين اقتصادی و فناوری و...به اين تغيير و تحول شديدا نياز است. نويد - قزوين

۱-اگر خانواده از اصالت لازم برخوردار باشد اين امکان بسيار کم است. ۲-نسبت به قديم تا حدودی بلی ۳-خير ۴- خير ۵- اغلب آمادگی دارند ولی با فرهنگی که آقايان ايرانی دارند ودر خانه پايشان را روی پايشان می گذارند ودست به سياه وسفيد نمی زنند .پدر اين طور خانمها درآمده است . به هر حال خدا به داد زنان پشتکاردار ايرانی برسد که هم در اجتماع برای حفظ حداقل حقوق خود بايد مبارزه کنند وهم در خانه. زهرا خ. - تهران

خانواده پر جمعيت ما آخرين نفس های سنتی را ميکشد و تقريبا تمامی مناسبات سنتی از بين رفته و ديگر احترام کوچک وبزرگ معنی ندارد. ميل به استقلال، ارتباط با دنيای مدرن، سطح تحصيلات و... چيزی از سنت های گذشته بر جا نخواهد گذاشت. عليرضا - تهران

سيستم آموزش و پرورش ما انسان رو برای زندگی دشوار اجتماعی آينده آماده نميکنه. چيزهايی که به ما ياد ميده بيشتر مسائل اجتماعی ۱۴۰۰ سال قبل است که اصلا بدرد جامعه امروز نميخوره. وقتی انسان بزرگ ميشه و ميخواد وارد اجتماع و بازار کار و زندگی بشه تازه به واقعيتهای سخت اجتماعی برميخوره و چون برای اين مسائل آماده نيست سرگردان ميشه و رفتارهای عجيب غريب از خودش بروز ميده. تحولات اونقدر سريع اتفاق افتاده که ما نميتونيم خودمونو با اون وقف بديم. من خودم از نسل بچه های انقلاب هستم و اينو با گوشت و پوست احساس کردم. شهرام - شيراز

در مرحله فعلی گذار از سنت به مدرنيته زن ايرانی بيشتر مسئله ساز ميباشد و در اين برزخ دست و پا ميزند! چون وقتی صحبت از مهريه و مخارج زندگی ميشود زن ايرانی سنتی ميشود و وقتی صحبت از آزاديهای شخصی ميشود ايندفعه مدرن عمل ميکند! امير حسينی

فساد و فحشا، طلاق و جدايی، مشکلات عظيم خانوادگی، از ياد بردن گذشته ها و توسل به فرار از خويشتن همه از فقر نشات می گيرد. فقر سرچشمه تمامی ناکاميهای محرز بين جوانان است با وجود فقر کمتر کسی تن به ازدواج داده و ترجيح می دهد که هميشه تنها باقی بماند که به دنبال آن فساد نيز شروع می شود ... مينو - تهران

به نظر من بيشترين فشار در شرايط کنونی متوجه زنان است. چرا که از طرفی به دليل کسب تخصص مايل به کار در محيط اجتماعی هستند و از سويی ديگر هنوز در جامعه به طور کامل کار کردن زنان معمول نشده است و حقوق زنان در محيطهای کاری رعايت نميشود، حتی از لحاظ فرهنگی نيز هنوز مردان ما به عنوان پدران و همسران نمی توانند قبول کنند که زن کارمند نيز مانند مرد کارمند در منزل نياز به استراحت داشته و بايد در کنارهم و به صورت کاملاً مساوی به امور منزل رسيدگی کنند. لذا يک زن شاغل در محيط بيرون بايد شاغل بوده و در محيط منزل يک کدبانوی کامل و در آخر اينکه ما مادرانی هستيم که بايد فرزندانمان را(دختر يا پسر ) به گونه ای پرورش دهيم که در آينده به حقوق خود آشنا بوده و حقوق زن يا مرد مقابل خود را رعايت نموده وبه گونه ای امور منزل وبيرون را بياموزند که بتوانند کاملاُ مستقل زندگی کنند.(بايد فرهنگ آموزش و پرورش فرزندانمان را تغيير دهيم ) اعظم - تهران

بزرگترين مشکل بيشتر زوجهای ايرانی را بايد در مسايل جنسی جستجو کرد. زن و شوهری که در ارضای ميل جنسی يکديگر ناتوانند و حتی جرأت صحبت کردن در مورد آن را ندارند در واقع زن و شوهر نيستند، دو انسان کاملاً جدا از هم که مجبورند يکديگر را تحمل کنند. چطور ميتوان از زن و مردی که بر روی ساده ترين نياز خود سرپوش ميگذارند ولی در سر چيز ديگری ميپرورانند انتظار بيشتری داشت. باز کردن فکر در مورد مسايل جنسی و دور ريختن عادتها و باورهای پوسيده و غير انسانی ميتواند بسيار بسيار راه گشا باشد. پرهام - تهران

لطفا، اگر هم ميخواهيد در مورد يک جامعه چيزی را تحليل کنيد، عنوانی انتخاب کنيد که تنها جنبه منفی را با خود حمل نکند -- يا حداقل تلقين نکند! فعلا از خيلی از جوامع ديگر، ارتباطات زناشويی در ايران وضع بهتری دارد. مهرداد - تورنتو

۱-تحول نقش سنتی خانواده ايران بستگی به عوامل متعددی دارد اما تحقيقات نشانگر تبديل روابط اجتماعی است. ۲- نوع همبستگی مکانيکی رو به افول وهمبستگی ارگانيکی جايگزين آن شدن است. ۳- در صورت پس افتادگی فرهنگی lag cultuerوعدم نهادينه شدن روحيه دموکرتيک کاهش قدرت و اقتدار اوليا ميتواند اسيب پذيری خانواده را افزايش دهد. ۴- بنظر اينجانب صرفا وظايف اجتماعی زن معاصر نقشی در سستی نظام خانواده ندارد. البته عوامل ديگری مثل آسيبهای اجتماعی در محيط کار و جامعه موثر است. ۴- با گذر از مرحله انتقالی کنونی آمادگی زنان برای قبول وظايف خانوادگی توام با وظايف اجتماعی بيشتر خواهد شد . محمد رضا ايروانی -مدرس جامعه شناسی - اصفهان

با ديدن شهرها نميتوان گفت خانواده ايرانی مدرن شده. ادبيات وظاهر ما ادبيات قرن حاضر ولی رفتار ما مدل ۱۹۵۰ است جامعه ماهنوز مدرن نيست. همبستگی با اقتصاد خانواده ارتباط دارد آموزش و پرورش نقش اساسی ندارد. فرزند دچاردوگانگی است: درخانواده از رژيم گذشته خوب تعريف ميشود ولی درمدرسه از آن بد ياد ميشود يا فرزند فاصله خود وديگران را حتی در لوازم التحرير حس ميکند ومادر گويا در مسابقه چشم وهم چشمی اسير شده و پدر جهت تامين حاضر به هر کاری است. اين برهمبستگی تاثير مستقيم ميگذارد.خانواده ايرانی ظرفيت ثروتمند شدن را ندارد و زود خود رابه فساد ميکشد . دوران مردسالاری درحال افول وبچه سالاری روبه رشد است. طلاق و ازدست دادن پدر بسياری ازپسران را منجر به تربيت ازسوی مادر سوق داده لذا زن سالاری در رده بعدی جامعه ماست. مجيد ناظمی - تهران

من صورت سوالهايی را که شما می پرسيد، در زندگی خودم و اطرافيانم احساس نمی کنم به غير از اين که مادران بيشتری مجبورند در بيرون از خانه کار کنند، به نظر من تغييرديگری رخ نداده است. فکر می کنم شما زندگی يک زوج جوان کنونی ايرانی را بازندگی يک زوج در چهل سال پيش مقايسه می کنيد. مادران ما اگر در بيرون از خانه کار نمی کردند به خياطی وقالی بافی وصنايع دستی می پرداختند که حتی در بعضی موارد از درآمد مرد خانواده بيشتر بوده است. نرگس - قم

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران