http://www.bbcpersian.com

11:48 گرينويچ - چهارشنبه 26 ژانويه 2005

مشکل زنان و دختران مجرد ساکن تهران چيست؟

نتايج تحقيقی که درباره مشکلات دختران و زنان مجرد بالای 28 سال در تهران انجام شده، نشان می دهد که زنان و دختران بدون همسر و مجرد جامعه از 'عدم امنيت خاطر' کافی در زندگی، محل کار و تحصيل رنج می برند.

دکتر انور صمدی، عضو هيات عملی دانشگاه علامه طباطبايی که اين تحقيق را انجام داده است، به خبرگزاری ايسنا گفت که اين پژوهش ميان دختران و زنان 28 تا 55 ساله مجرد و بدون همسر ساکن 22 منطقه تهران صورت گرفته است. به گفته او، رفتار نابهنجار برخی مردان جامعه نسبت به دختران و زنان مجرد بيست و هشت ساله يا بالاتر، باعث آزار روحی و سلب اعتماد و امنيت روانی آنها و خانواده هايشان شده است. او از جمله اين رفتارها به تحقير رفتاری يا زبانی (متلک) از سوی مردان نسبت به دختران اشاره کرد.

از جمله يافته های اين پژوهش آن است که زنان مطلقه بيش از زنان بيوه از پيامدهای منفی زندگی بدون همسر احساس ناراحتی و عذاب می کنند که، به گفته دکتر صمدی، علت آن می تواند نگرش منفی جامعه، خانواده و اطرافيان به زنان مطلقه باشد و يا اينکه زنان بيوه از مقبوليت بيشتری در جامعه برخوردارند. اين باور اجتماعی باعث می شود بعضی از زنان يا بايد با زندگی نابهنجار ناشی از يک ازدواج بد بسازند يا پس از طلاق زندگی سختی را دنبال کنند.

اين پژوهش بين سه گروه "دختران ازدواج نکرده بالای 28 سال"، "زنان مطلقه" و "زنان بيوه" انجام گرفته است. دکتر صمدی گفت که بی همسری زنان مترادف با مشکل برای آنان است و زنان حتما بايد تحت سرپرستی يک مرد به عنوان همسر زندگی کنند تا مشکل نداشته باشند.

شما در اين باره چه نظری داريد؟ چگونه می توان مشکل فرهنگی و رفتاری مردم را در مورد زنان و دختران مجرد حل کرد؟ اگر يک زن مجرد هستيد، خود با اين رفتارهای نابهنجار رو به رو بوده ايد؟ چگونه با اين گونه رفتارها برخورد کرده ايد؟ آيا از نظر مقبوليت اجتماعی، زندگی برای مردان مجرد (ازدواج نکرده يا جدا شده از همسر خود) نيز سخت است يا تنها در مورد زنان چنين است؟ چرا طرز نگرش جامعه نسبت به زنان مطلقه با نگرش نسبت به زنان بيوه فرق می کند؟

اگر مايل به شرکت در اين بحث هستيد، نظر خود را به فارسی و فشرده برای ما بفرستيد تا در همين صفحه به چاپ برسد.

نظرات خوانندگان

ايرانيهای محترم و الف . پ عزيز از آمريکا. من شراره هستم که شما به نوشته ام خرده گرفته ايد. خدا شاهد است که من خود را برتر از کسی نمی دانم و سخنان شما درست و مقبول است. اما دوست گرامی، شما ۲۳ سال است که از اين مملکت دور هستيد و نمی دانيد که چه هجمه هراس آور و تاسف باری اين شهر مردم فريب را آلوده است. اين نقطه نظر يک جانبه، بدبينانه و توهين آميز نيست. بلکه دردی است که هر روز فشار بار سنگينش را بيشتر بر روی نفس سنگين تهران وارد می سازد. اين سخن هر اهل منطق و آينده نگر مسائل اجتماعی و اقتصادی است که بعضا خود شهرستانی می باشند. من دانشجوی فوق ليسانس در رشته مديريت هستم. سخنان من همه بر اساس آمارها و تحليلهای دانشمندان اين مرز و بوم است. شما با ديد متعصبانه به فرهنگ نگاه می کنيد. من هم ديد شما را دارم اما تنم و سرنوشتم همچون هزاران دختر و پسر ايرانی دردمند و عاجز از عرايض قبلی ام است. درد مال من و تو و روستايی نيست. درد ما درد نبود مديريت کلان و اقتصاد نابود اين مملکت است که کسانی که حتی يک بار هم در عمرشان سوار خودروی شخصی نشده بودند با فروش احشام به سادگی در تهران صاحب خودروی قسطی می شوند و در آموزشگاهی به راحتی گواهينامه گرفته و به جان مردم در خيابانها می افتند و اين ذره ای از کوه عظيم اين قبيل مشکلات است. يقين داشته باش که حتی يک روز نمی توانی در تهرانی که حال لقب روستای بزرگ را گرفته است، زندگی کنی . دلم برای شهرم می سوزد که زير بار نبود فرهنگ و فقر و فساد و آلودگی و جنايت دارد پرپر می زند، اما کسی را باکش نيست. پايتخت مدخل ورودی هر کشور است و ما با اين شهر و اين همه مسائل و زشتی بايد استقبالگر خارجی ها باشيم ؟! شراره - تهران

چرا شما همش از مشکلات مردم پايتخت نشين حرف می زنيد؟ آنها که بهترين امکانات مملکت را دارا هستند. اين ما شهرستانيها هستيم که در فقر و بدبختی زندگی می کنيم... اگر برايتان امکان دارد موضوع بعدی تان در مورد تبعيض های آشکار موجود بين پايتخت نشينان و شهرستانيها باشد. محمد

به نظر من اين مسئله تو کشور ما فقط به فرهنگمون برميگرده وقتی تو مملکت ما خانواده دختر انتظاراتشون خيلی از خواستگاران بالا باشه مردها قيد ازدواج کردن رو ميزنن و تو سنهای بالا به فکر ازدواج ميفتن و اينجاست که اين مردها بر اساس جامعه دخترهايی رو ميگيرن که حداقل۱۰سال ازخودشون کوچکترند و اين باعث ميشه که خيلی از اين دخترای اين نسل مجرد بمونن. ميشه اين نتيجه رو گرفت که با آسون گرفتن شرايط ازدواج شايد قسمتی ازاين معضل حل بشه. صالح - شيراز

به نظر من حرف حسين از تهران کاملا اشتباه ميباشد به قول ما مردهای يزدی خدا يکی زنهم يکی، بنا بر اين بهتر است به زندگی خود پايبند باشيد تا شيرينی زندگی را با تمام وجود بچشيد . محمد ۳۸ ساله- يزد

به نظر من وقتی که يک پسر دست به کارهای خلاف ميزند اکثرا به زور و جبر نميشود که چنين کار را کرد. آنها خودشان مايل ميشوند و اين کار را انجام ميدهند که بعدا برايشان مشکل ميباشد تا اين کار را انجام ندهد. در اکثر جاها مخصوصا در ايران دختران و پسران فراری زياد ديده ميشود و اين همه به خاطر يک چيز بيشتر رخ ميدهد، آنهم فقر محبت است وقتيکه يک شخص چه دختر چه پسر در خانه از طرف فاميل نوازش نيافت مخصوصا دختران، آنوقت مجبور ميشود که کسی را پيدا کرده تا او را نوازش کند و همين باعث ميشود که در بند يک کسی ميافتد آنهم به خاطر ارضای غريضه جنسی اش او را می فريبد و بعدا يا رها ميکند يا نميکند...ناظر حسين نظير- کابل

به نظر نمی رسد اين مشکل فقط مرتبط به فرهنگ جامعه باشد. آنچه در اين تحقيق به دست آمده فقط صورت مسئله است و اين ضعف فرهنگی به ساختار بسيار اشتباه حکومت بر می گردد. کسانی که فرهنگ، ديانت، انسانيت، دين و تمام آموزه های دينی وانسانی را به مباحث روزمره ادامه چاپيدن مردم وحکومت خود تبديل کرده اند. اينها هيچگونه تبحری در مورد برنامه ريزی برای اين مملکت نمی دانند ونتايجش هم همين مسائل است که پيش آمده است. من نمی دانم چرا آقای دکتر صمدی اصلا در مورد دلايل اين مسئله مطالبی عنوان نکرده است. شيوا

به نظر من يکی از مشکلات خانمهای مسن مجرد توقع بالای آنها و کلاسهای بيخودی گذاشتن است و گرنه کدام دختری است که دوست نداشته باشد ازدواج کند... شوهر کردن هنر است که اين خانمها متاسفانه ندارند. هم چنين شوهر کردن عرضه ميخاد که بعضيها ندارند. مجيد اسلامی - تهران

جامعه تقريبا نيمه متجدد ايران که سعی دارد آن را با تعصب دينی بياميزد کم از اين دست مشکلات ندارد. همين موضوع برای مردان مجرد نيز وجود دارد. چه بسا در حتی در استخدام نيز با زنان يا مردان مجرد برخورد بسيار نامناسبی صورت می پذيرد. مشکل جامعه مجرد در ايران اين است که جامعه ديدی همراه با سوءظن را نسبت به آنها دارد و اين از تفاوت فرهنگ ها که از مهاجرتهای بی رويه از مناطق کم درآمد به سوی تهران يا شهرهای بزرگ ايران ايجاد می گردد ريشه دارد. متاسفانه پاره ای از مردان يا خود زنان به اين موضوع دامن می زنند درست است که وضع برای زنان بسيار وخيمتر از مردان است اما مردان مجرد نيز کمابيش دارای همين مشکلات فرهنگی هستند. برای زنان بيوه و مطلقه که واقعا وضع اسفناکتر از بقيه است و به نظر بنده اگر يک رنسانس فرهنگی در باره ارتباطات ما بوجود نيايد همه چيز قرنها به همين منوال خواهد ماند! ناصر - تبريز

جامعه ما جمع اضداد می باشد. از يک طرف برادر يا پدر از خواهر يا دختر خود انتظار پاکدامنی را دارد در حاليکه حق خود می داند که به سادگی با جنس مخالف خود هر گونه رفتاری را داشته باشد چرا که يک مرد است. به نظر من خود ما مردها (اکثر قريب به اتفاق) فکرمان مريض می باشد و ظلمی است که ما در حق زنان جامعه خودمان (که پرورنده نسل آينده می باشند) روا می داريم. علی - تهران

به نظر من تا زمانی که ما بدون تغيير نگرش خود تنها ادای کشور های پيشرفته را در بياوريم وضع همين است. از طرفی بر سنت های غلط پا فشاری می کنيم و از طرف ديگر می خواهيم مدرن باشيم. به عنوان مثال همين خانم هايی که به فرهنگمان ايراد می گيرند اگر بخواهند روزی سر سفره عقد بنشينند به کمتر از سکه طلا به تعداد سال تولدشان و يا جشن عروسی در فلان تالار و با فلان خصوصيات راضی نمی شوند و اگر هم ازدواج کنند به کوچکترين ارتباط شوهرشان با دختر يا زن ديگری حساسيت شديد نشان می دهند. آرش - تهران

در مطالب نوشته شده خواندم که بايد از سوی نيروی انتظامی قوانين شديدتری وضع شود. ولی وقتی که خواستند يکی را محاکمه کنند همين سايت می آيد و فرياد حقوق بشرش گوش آسمان را کر می کند!... به هر حال وقتی زنان و دختران خودشان بعضی مسائل را رعايت نمی کنند چه انتظاری از مردان هست؟ اگر زنان مسائل اسلام را در مورد حجاب رعايت کنند و اين مشکلات پيش بيايد آن وقت می توانند ادعا کنند که مشکل از سوی مردان است. البته بعضی از مردان به اين امور هم توجه نمی کنند که با قوانين اسلام باز هم جلوی آنها گرفته می شود... مجتبی - دزفول

در جامعه اسلامی با تعبيری که در حال حاضر از آن می شود زن بودن مساوی تحقير است. فرهنگ جامعه در اين ۲۵ سال راکد و فاسد شده است و بازسازی آن به شرط ارتباط سالم با ساير فرهنگ ها سالها به طول خواهد انجاميد. فرهاد - تهران

همه اين اختلاف نظر که می بينيد به يک نکته باز می گردد و آن نداشتن درک صحيح از جايگاه اعتقادات بنيادی خودمان است. محمد - تهران

لازم دانستم در خصوص اظهار نظر يکی از دوستان عزيز که عنوان کرده بودند فرهنگ ضعيف و بيمار گونه برخی از افراد به خصوص مهاجران شهرستانی و روستايی با تضاد فرهنگ پايتخت نشينی است، بايد خاطر نشان کنم که فرهنگ غنی ايران و ايرانی در تمامی دنيا زبان زد خاص و عام می باشد و اين طرز تفکر دوست عزيز ناشی از طبعات و مشکلا تی که دارد می باشد و آن را به حساب هم ميهنان عزيز روستايی و يا شهرستانی نگذارد و فرهنگ به اصطلاح پايتخت نشينی را به رخ آنان نکشد. من و خانواده ام به مدت ۲۳ سال است که در آمريکا زندگی می کنيم و هيچ لزومی ندارد که ديگران را از خود پايين تر و يا بی فرهنگ تر تصور کنيم. در تمامی دنيا به اين عزيزان زحمت کش ارج و قرب فراوانی قائل می باشند و در انتها خاطر نشان می کنم که هويت هر شخص و اصل و ريشه آن شخص را فرهنگ ملتش شکل می دهد و از لحاظ آزادی فردی کسی نمی تواند شخص ديگری را به دليل مليت و فرهنگ به مسخره بگيرد. الف. پ - امريکا

در ديدگاههای اکثر دوستان نوعی يک سويه نگری و افراط ديده می شود. مشکلات فعلی جامعه، دلايل بسياری دارد و نمی توان همه مشکلات را به سادگی به نگرش مردان يا زنان امروز نسبت داد. آنچه امروز داريم، برآيند تاريخ گذشته و تاريخ معاصر ماست. مسائل فرهنگی از مسائل اقتصادی جدا نيستند و اين دو نيز از مسائل سياسی جدا نيستند. بنابراين مشکلات مختلف فرهنگی، اقتصادی و سياسی يکديگر را تقويت می کنند و حل اين مشکلات بصورت مجزا، ممکن نيست. پس راهی سخت و غير قابل پيش بينی در پيش داريم. احمد - تهران

شايد بشود گفت، تنها "غم بزرگی" که نه مقيد به مرز است و نه هم مربوط به جنسيت، همين "تجرد" است. من تأييد می کنم که آدم مجرد هيچگاه مصون نيست. خيال تنهايی و انديشه آينده می توانند به راحتی بنياد آدم مجرد را مانند سونامی از بيخ براندازند. نجيب الله دهزاد - فيض آباد

به نظر من مشکل زنان و دختران مجرد در تهران به مراتب از شهرستان ها کمتر است چون در شهرستان ها تا حدودی به علت کمی پذيرش در بافت مهاجر، مردم تا حدود زيادی يکديگر را می شناسند و در کار هم دخالت می کنند. اين مهم است که چرا بيرون رفتن زن از خانه، چه متاهل باشد يا مجرد، در ايران امر ناپسندی به حساب می آيد. در اين بين مشکل آدم های مجرد از متاهل ها اتفاقا کمتر است چون آنها بايد برای هر بيرون رفتنی حتی اگر واجب و ضروری باشد، به همسران خود و فاميل، صاحبخانه و همسايگان جواب پس بدهند و گرنه چه تهمت هايی که نصيبشان نمی شود. چرا در کشور ما مکان هايی برای زنان وجود ندارد تا آزادانه و بدون دغدغه در آنجا به تفريح و هواخوری بپردازند. جای بسی سوال است که چرا چنين تحقيقاتی در مورد زنان تنها در محدوده تهران انجام می شود. هموطنان عزيز بايد بدانند که به برکت وسائل ارتباط جمعی و وجود دانشگاههای زياد در سطح کشور تفاوت چندانی بين سطح فرهنگ مردم جوان تهران و شهرستان ها وجود ندارد، بلکه تفاوت در نوع فرهنگ ها می باشد. نرگس - قم

اگر خانمی شکل و قيافه خودش را از نظر لباس و آرايش در حد يک خانم حفظ کند، هيچ مردی به خودش اجازه نمی دهد که به او چپ نگاه کند... مجيد - اصفهان

جامعه ايران از ابتدا يک جامعه مردسالار بوده است. مطالعه تاريخ خود بهترين گواه است. در تمام کشورهای جهان سوم از جمله ايران به دليل فقر فرهنگی و بی سواد نگاهداشتن عمدی از سوی حکومت های حاکم و همچنين عامل مذهب از عوامل عمده اين مشکل در رابطه با برخورد و رفتار و ديدگاه جامعه در مورد زنان ايران است. تنها غنای فرهنگی و بالا بردن سطح سواد فرهنگی جامعه در يک سيستم کاملا دموکراتيک اين امکان را برای ايجاد حقوق واقعی زنان ايرانی فراهم می کند. مسعود - امريکا

بخشی از مشکلات به خود خانمها باز می گردد. من مردی ۳۵ ساله و سالهاست که ساکن اروپا هستم ولی رفتاری را که در ايران از برخی خانمها نسبت به خود می بينم در اروپا نديده ام. من بارها در سفر به ايران و در خيابان مورد متلک خانمها قرار گرفته ام ... که مناسب دو طرف نيست. اين آشفتگی فرهنگی و طبقاتی باعث به هم ريختن نظام روابط درست ميان زن و مرد در ايران شده است و هر کس گمان می کند که با يک اشاره می توان ديگری را تصاحب کرد (فرقی ميان زن و مرد نيست). به نظر من با همه آزاديها و حقوقی که زنان می توانند و بايد داشته باشند رفتار سنجيده جامعه زنان می تواند از رفتارها و نگاههای ناپاک برخی مردان و سبکی و جلفی برخی زنان جلوگيری کند. من بر اين باورم ( بدون اعتقاد به تبعيض ميان دو جنس) که رفتار غلط برخی زنان بيشتر از رفتار اشتباه برخی مردان فضا را برای زنان ناامن ساخته است. مهرداد - پاريس

من دانشجو و مجرد هستم. گمان نکنم ديگر ازدواج کنم و برای کار خود نيز دلايلی دارم که در اينجا قابل ذکر نيست. اين تفکر که همه دختران بايد ازدواج کنند وگرنه... را به هيچ وجه قبول ندارم چون در تفکر من اينگونه جای گرفته است که زن و مرد تفاوتی ندارند و همانگونه که مرد می تواند مستقل زندگی کند، زن هم می تواند. اين عقيده را خانواده من هم قبول داشتند ولی متاسفانه به علت تفکرات سنتی حاکم بر شهر و فاميل ما در مرودشت فشار های خانواده نيز افزون بر فشارهای اطرافيان آزارم می دهد. متاسفانه علاوه بر باورها و سنت های غلط ، قوانينی هم در حمايت از زنان در ايران وجود ندارد. نرجس محبی - شيراز

به نظر من برخوردهای توهين آميز با خانمها تنها در کشور ما وجود ندارد بلکه اين موضوع در تمامی جوامع به چشم می خورد. حال بايد در ايران ديد چگونه بيشتر زنان در معرض اين آسيب قرار دارند. تجربه نشان داده زنان و دخترانی که با پوششی غير از عرف جامعه در محافل حضور پيدا می کنند مورد مزاحمت قرار می گيرند ... البته نمی توان مشکلات فرهنگی جامعه را در برخورد با زنان مجرد و به خصوص بيوه کتمان کرد. البته اگر بتوان جامعه را بر طبق قوانين اسلامی که روابط بين زن و مرد را قانونمند کرده، اداره نمود اين مشکلات حتما حل خواهد شد. کورش - تهران

اين مساله تنها در مورد زنان مجرد يا بيوه نمی باشد. بيشتر زنان اين مشکل را دارند حتی زنان ازدواج کرده (متلک در جامعه ما در مورد زنان متاسفانه رايج می باشد). ما حتی اين مساله را در محيط های دانشگاهی هم تجربه می کنيم. عدم ديد صحيح در مورد زنان در محيط های خانوادگی اين مشکل را پديد می آورد. اين مساله را حتی با مراجعه به اظهار نظرهای انجام شده در اين سايت هم می شود متوجه شد. جامعه ما طوری برنامه ريزی شده که زن فقط وسيله ای است برای مردان. و زن در هر موقعيت بالای اجتماعی که باشد مهم نيست، ما ادای حقوق مشترک را در می آوريم. از طرفی به زن اجازه تحصيل می دهيم و از طرف ديگر انتظار داريم او مانند يک زن معمولی رفتار کند و اينجا مساله تغيير می کند. او خود و تواناييهايش را می شناسد و ديگر نمی خواهد وسيله باشد. گيتی - تبريز

البته اگر بخواهيم تنها به صورت کلی به قضيه نگاه کنيم بسياری مطالب می توان گفت اما در باطن تنها و تنها اين يک مشکل جنسی است. تجربه ثابت نموده که هر چيزی را ممنوع کنيم پر جاذبه تر خواهد شد. چنانچه زنانی که امروزه به عنوان زنان ويژه يا خيابانی در شهرهای مختلف و اکثرا در تهران به کار روسپی گری مشغولند در مکانهای خاص و به گونه شرعی صيغه و با رعايت موازين بهداشتی مشغول گردند، مطمئنا ديگر هيچگونه مزاحمت و متلکهای خيابانی نخواهيم داشت. سيد رضا حسينی - بابلسر

به نظر من هيچکس در دنيا نسبت به ديگری برتری ندارد و همانگونه که مردان می توانند آزادانه تر زندگی کنند به زنان و دختران هم بايد اين حق را بدهند تا هر گونه دوست دارند زندگی کنند (البته تا جايی که از حد نگذشته باشد). در ايران با بيان اينکه پوشيدن لباس کوتاه و يا بيرون بودن موی زنان باعث گناه است مردم را آزار می دهند. بايد به اين افراد گفت که شايد يک فرد دوست دارد به جهنم برود و اين موضوع به هيچکس مربوط نيست. به قول معروف بهشت که زوری نميشود. همين مسائل باعث می شود که زنان در تهران و ديگر شهرهای ايران مجبور به کارهای مخفی شوند و کار به جايی می رسد که ديگر قابل کنترل نيست. من به شخصه معتقدم هر چيزی در ايران ممنوع شود بيشتر مورد توجه مردم قرار می گيرد، مثل ماهواره. اگر مدتی حجاب را اختياری کنند مطمئنا برای جوانان پس مدتی عادی می شود و همانند ديگر کشورها کسی به اين موضوعات توجه نخواهد کرد و کم کم فساد فروکش خواهد کرد. مهرزاد - شيراز

علت اصلی اين معضل اجتماعی برمی گردد به هنرمندان و متفکرين جامعه کنونی ايران که با ارائه محصولات فکری خويش شامل ( فيلم و تئاتر و مطبوعات و کتاب) که با روحيه جوانان ايران سازگاری نداشته، باعث سرگرادنی هدف و آينده اين جوانان مرز و بوم گشته اند. و مسئله ديگر هم ماديات و توقعات مادی است که اميدوارم جوانان عزيز بعد زندگی کردن به همراه لذت بردن از تمام وجود هستی عالم را در نظر بگيرند. اگر يک لحظه همين جوانان راحت و نيک فکر کنند مطمئنا ماديات حل می شود و کلی مشکلات ازدواج و غيره رفع می گردد. هرمز - کرمانشاه

زن در جامعه ايرانی بايد طبق رسم ايرانی حرکت کند در غير اين صورت گرفتار هرج و مرج می شود. غلام - بوشهر

دختری مجرد، ۳۲ ساله، تحصيل کرده و تهرانی هستم. من و خانواده ام با موضوع تجرد من هيچ مشکلی نداريم . اما فرهنگ ضعيف و افکار بيمارگونه مردم اين سرزمين و به خصوص مهاجران به تهران که در اين سالها ملقمه آشفته ای از ميليونها شهرستانی و روستايی کم سواد و متعصب و با فرهنگ متضاد با فرهنگ پايتخت نشينی را تشکيل می دهند، آزارم ميدهد. من به عنوان يک دختر مجرد هماره بايد پاسخگو و شنونده دخالتهای بی مورد افرادی باشم که با سماجت قصد دارند تا علت ازدواج نکردن مرا بدانند! گويا يک زن تا درگير زوجيت نشود، حق انسان بودن و زندگی را ندارد. در کل زندگی برای يک زن در ايران هر روز دشوارتر ميگردد. اين به معنای بيعرضگی زنان نيست، بلکه نبود قوانين حمايتی از زنان و برداشتهای منفعت مدارانه از اسلام، مردسالاری، اعتقادات و تعصبات مرتجعانه است، که برای دختران مجرد اذيت کننده شده است و جای تاسف است که زنان شوهردار نيز گوی سبقت را از مردان ربوده و گاه آزاردهنده تر ميباشند.... زنان برای يافتن سپر دفاعی در سالهای اخير به تحصيلات روی آورده اند در آمارهای ارائه شده ۷۰ درصد دانشجويان را دختران تشکيل می دهند . با توجه به ارقام ميليونی دختران بالای ۲۸ سال که مجرد هستند و گرايش به تحصيلات بالا ( فوق ليسانس و دکترا ) و کناره گيری پسران از تحصيل و راهی شدن به بازار آزاد کسب و کار، شما خود قضاوت کنيد که چه فاجعه ايی در سالهای نه چندان دور آتی در انتظار اين جمعيت ميليونی زنان و مردان مجرد و بزرگ سال خواهد بود. چه ميزان بيماريهای روحی و روانی و مشکلات عاطفی ايران را در برخواهد گرفت ؟ آيا ايران که هم اکنون جوانترين کشور دنياست در چند سال آينده با سرعت به سراشيبی پيری و نبود نيرو و فکر جوان حرکت نخواهد کرد؟ سخن و درددل بسيار و مجال اندک. شراره - تهران

چه ميشود کرد؟ در يک شهر دوازده ميليونی همه جور انسان يافت ميشود، زنان بهتر است بردبار باشند ظاهرغلط اندازی نداشته باشند در جاهای مشکوک وارد نشوند خيلی از زنان فقط ميخواهند مورد توجه ديگران قرار بگيرند و برای اينکه بيشتر مورد توجه قرار بگيرند شکايت ميکنند. رسول بداقی لرستانی - اسلامشهر

با کمال تاسف بايد ابرازکرد که مرد ايرانی = تعصب وغرور افراطی. البته اين بدان معنا نيست که تمام آنها اينطور هستند ولی عوامل مختلفی موجب شده که بيشتر آنها به خودشان اجازه بدهند که زن را تنها درحکم وسيله ای بدانند که به هرشکلی ميتوان نسبت به آن ابراز قدرت و تحکم کرد، ازجمله اين عوامل سنت مردسالاری و مذهب ميباشد، اما مسئله مهمتر اين است که اين گونه ناهنجاريها درذهن زنان ما درونی شده و به صورت يک قانون لايتغير درآمده به صورتی که هرگونه اقدام جهت رفع اين ناهنجاريها درمرحله اول با واکنش زنان مواجه ميگردد و با وجود آنکه امروزه زنان تحصيل کرده بيشتری در ايران وجوددارند ولی اين رفتارها چندان تفاوتی نکرده اند. پس اگر در اين زمينه کاری بخواهد صورت بگيرد ابتدا بايد درجهت تغيير نگرش زنان نسبت به حقوق اوليه ی انسانی خود انجام شود.ارزش اين مطلب زمانی آشکار ميگردد که توجه کنيم پسران در دامان مادران وتحت تاثير نظام آموزشی مردسالاری تربيت ميشوند. به هرحال اصلاح کردن اين امور نيازمندی ک حرکت سازمان دهی شده آموزشی وفرهنگی است که دارای پشتوانه ی اجرايی باشد... مينا-شيراز

مقاله جالبی را در صفحه درج کرديد. من ۳۶ساله و مجردم و هرگز ازدواج نکردم. خودم کار ميکنم و اينطور که ميبينم قصد ازدواج ندارم... من خودم در دفتر هواپيمايی کار ميکنم و شاهد توهين مردان بوده ام که وقتی فهميدن مجردم زياد حرف زدن و حتی بيشتر وقتا حلقه دستم ميکنم. واقعا متاسفم که يک زن هميشه در چشم مردان محتاج به آنها ديده شده. نزهت از تهران

مردم اگر مشکل فرهنگی و رفتاری در مورد زنان و دختران مجرد دارند اين بر ميگردد به ساختار اشتباه دولت ايران. در حقيقت مقصر اصلی دولت ايران هست. وقتی در دولت ايران روابط آزادانه مرد و زن ممنوع هست اين به مرور زمان برای مردان تبديل به يک عقده روانی ميشود و در همه جا چه سطح شهر و چه در محل کار برای زنان مشکل درست ميکنند. و در حال حاضر دردولت ايران همه زنان چه مجرد و چه متاهل در عذاب هستند. از نظر مقبوليت اجتماعی هم به هيچ وجه زندگی برای مردان مجرد در ايران سخت نيست و خيلی هم شرايط خوبی دارند. البته با توجه به وضعيت زنان. احسان ميرزايی - کرمان

بايد در جامعه با نيازهای جنسی افراد نيز مانند ساير نيازهای طبيعی که خداوند در وجود انسانها قرار داده منطقی برخورد شود تا مشکل بصورت ريشه ای مرتفع گردد. بهترين راه حل آن است که مکانی را برای ارضای تمايلات جنسی در نظر بگيرن بطوريکه يک نفر پزشک روی مسايل بهداشتی نظارت نمايد و يک نفر روحانی هم صيغه را جاری نمايد تا از نظر شرعی هم مشکلی نباشد. بايد اين فرهنگ در جامعه نهادينه شود. محمد-اصفهان

اين مشکل خواص زنان پايتخت نيست. متاسفانه اين مشکل در زمينه شغلی نيز وجود دارد مجردها کمتر ترفيع می گيرند، بيشتر کار می کنند و کمتر می توانند از مرخصی استفاده کنند. کمتر نيز از امکانات تحصيل ضمن خدمت برخودار هستند. در خانه نيز مشکلات ديگری هست ما اينجا نمی توانيم جدا از خانواده زندگی کنيم. من يک با سعی کردم خانه ای بگيرم و از خانواده ام جدا شوم اما متاسفانه با برخوردهای بدی از سوی بنگاهها املاک روبرو شدم آنقدر سخت که دچار مشکل عصبی شدم. تمام راهها را برای زندگی سالم و آزاد پيش روی من بسته است. اين بود که فعلا با وجود مشکلات خانوادگی مجبورم در کنار آنها زندگی کنم البته ناگفته نماند که خانواده ام را خيلی دوست دارم . الان سعی می کنم هر جور شده از کشورم خارج شوم چون فضای زندگی اينجا بشدت مسموم هست.... اينجا مردان آزادند هر کاری که دوست دارند بکنند چون مرد هستند و آزاد، برايشان عيب نيست حتی اگر دون شان انسانی رفتار کنند. کسی به آنها خورده نمی گيرد بعضی به همين شيوه تا بعد تاهل نيز ادامه می دهند اما بعضی بعد ازدواج سر به راه ميشوند.هر کسی به خودش اجازه می دهد تنها برای ارضای جنسی با هر کسی ارتباط داشته باشد حتی اگر بداند اينکار بدی هست و خوبی را تنها برای خانواده خودش می خواهد نه برای همه همنوعانش. من فکر می کنم نياز به يک بازنگری کلی در زمينه رفتار جنسی همينطور رفتار براساس احترام بدور از هر گونه تبعضی می باشد. فرزانه

مشکل زنان و دختران درايران تنها به ديد و نحوه تفکر مردان درايران برمی گردد اين ديد و تفکر از خانواده به فرزند پسر منتقل ميگردد و بعبارت ديگر اين يک مشکل فرهنگی و نه قانونی يا دستوری است. بعبارت ديگر خانه از پای بست ويران است چراکه حتی بعنوان يک مادر حق فرزندان خود را برابر نمی دانيم پس بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که تا وقتی زيربنای فکری درخانواده ها اصلاح نشود هراصلاحی بی نتيجه ميماند. افسانه - تهران

برای حل اين مشکل سه راه وجود دارد اول بالا بردن سطح فرهنگی جامعه در برخورد با اين خانمها دوم اينکه راه ازدواج که حق مسلم هر زنی می باشد فراهم شود. سوم اينکه هر دو مورد فوق انجام شود در مورد راه حل دوم پيشنهاد تعدد زوجات است که مشکل قانونی ندارد و مشکل فرهنگ سازی است. به هر مسئله اينست بدون همسر بودن يا همسر دوم بودن. اين فرهنگ بايد ايجاد شود هر خانم مجردی بتواند از هر مردی که خوشش امد خواستگاری کند چه آن مرد زن داشته باشد چه نداشته باشد. همسران اول هم نبايد خودخواه باشند و زندگی را برای شوهر و هووی خود جهنم کنند وقتی مردی توانايی اداره ۲ خانواده را دارد چرا اجازه اين کار به داده نمی شود. حسين - تهران

به نظر من رفتارها و حرکات نابهنجار خانمهای مجرد و سن بالا جهت جلب توجه جوانها و بچه پولدارها می تواند اثر تحريک آميزی برای متلک باشد. همچنين لباسها و آرايش نامساعد و بعضا خنده و شوخی آنان در انظار عمومی گاها موجبات پاسخ دهی از طرف جوانان می شود. م.اميرخانی - تهران

در جامعه کنونی ايران به اصطلاح اسلامی، وجود نگرش‌های نابه‌هنجار و منفی نسبت به محيط اجتماعی و افراد جامعه، درد سرهای بسياری آفريده است. وجود قشرعظيم جوانان و افزايش سن ازدواج به همراه نگرش‌های غلط سياستمداران و در مجموع حکومت، نسبت به ارتباط بين دختر و پسر که تنها يک نمونه بارز آن نحوه رفتار با ازدواج موقت است؛ باعث شده که بيشتر راههای ارضای جنسی به روی افراد جامعه به ويژه جوانان، بسته شود. افزايش مفاسد اجتماعی مرتبط با اميال جنسی باعث ايجاد نگرشی منفی نسبت زن در جامعه ايران شده است. اين نگرش به ويژه در مورد زنان مجرد که اميال جنسی آنها بی‌پاسخ مانده و راههای تامين مالی محدودی دارند؛ شديد‌تر است. هجوم نيروی کار فراوان در هر دو جنسيت زن و مرد و ناتوانی اقتصاد کشور در ايجاد مشاغل کافی، به بيکار گسترده دامن زده است. سطح توقعات و انتظارات دختران و پسران، خانواده و جامعه برای تشکيل زندگی مشترک، پديده ازدواج را به حاشيه رانده است. احساس عدم اطمينان، بدبينی نسبت به آينده، نااميدی از توان کافی حکومت در پاسخگويی به نيازهای جوانان، بالا بودن مخارج زندگی نسبت به سطح درآمد، مشکلات مسکن، بيکاری و ... همه و همه باعث شده است که جوانان به راحتی تن به ازدواج ندهند... محسن الف - تهران

متاسفانه در اجتماع با افراد برخورد درستی نميشود مخصوصا که مشکلی هم داشته باشند. يک مطللقه هم حق حيات دارد در حالی که مجبور ميشود اين موضوع را از ديگران مخفی کند تا به او به چشم بد نگاه نکنند تا راحت باشد. به نظر من اگر يک ادم تنها مشکل مالی نداشنه باشد و از نظر عاطفی هم ارضا شود ميتواند به راحتی به زندگيش ادامه دهد و مردم هم کار او را زير ذره بين نگذارند. سيمين - تهران

قطعاً اينگونه رفتارها از سوی مردان قابل قبول نيست. اما جالب اينجاست که حتی زنان جامعه هم همين نظر را دارند و همينگونه با زنان مجرد برخورد می کنند. و همين زنان و مادران هستند که چنين مردانی را تربيت می کنند. به طور کلی تا وقتی زنان در يک جامعه هنوز به حقوق خود آشنا نشده اند و برابری خود را با مردان درک نکرده اند انتظار اينکه مردان اين حقوق را درک کنند و برابری را باور کنند کمی غير معقول است. بسياری انتقادات در درجه اول به خود زنان بر ميگردد. فرزام - تهران

من سالهاست که تنها زندگی ميکنم. مشکل تنهايی در ايران علی رغم آنکه هنوز يک جامعه سنتی است وجود دارد. تنهايی و گرفتاريهای روانی و عاطفی عمده ترين مشکل يک زن يا مرد تنهاست. و در مورد زنان مشکل امنيت هم افزوده ميشود. در ايران هر زنی که بخواهد تنها زندگی کند در آن محله نا خود آگاه مورد سوء زن قرار ميگيرد. از سوی ديگر دادن خانه اجاره ای به افراد تنها بسيار بسيار بسيار مشکل است . بله تاکيد ميکنم .خيلی سخت گيری های اداری و فردی. حتی دانشجويان هم برای گرفتن خانه مشکل دارند. اين سرنوشت يک زن تنهاست و يا مرد تنها. زوپير - شيراز

مشکل جامعه ما تعصبات بسيار بسيار خشک و آثار مرد سالاری است که ناشی از فقر فرهنگی است و اين نوع فقر چه زن و چه مرد را دامن سوز می کند پس بايد فرهنگ عمومی جامعه را۱- با ريشه يابی ۲- صرف زمان ۳- مديريت صحيح۴- آموزش بجا ارتقاء داد و در ضمن چاشنی وقار ون جابت رانيز به آن افزود (مورد توجه خانمها ) بقول نياکان نجيب و اصيل ما بهترين زن دنيا: منيژه منم دخت افراسياب برهنه نديده تنم آفتاب و بهترين مرد دنيا باشرف ترينشان است . اگر مردان وزنان ما اينگونه باشند جامعه ما نمونه می شود واين سئوالها پايان می يابد. ليلا يخی تفتی - تهران

فرهنگ مردسالاری در ايران طی قرنهای گذشته در تمامی زوايای زندگی زنان ريشه دوانده، بنابراين يکی از مهمترين راههای حل اين مشکل تغيير نگرش خانواده ها نسبت به فرزندان دختر و پسر است و برقراری تعادل ميان رفتارهای متقابل با فرزندان. در اين موقعيت زمانی من معتقد به تبعيض مثبت نسبت به زنان هستم. سحر - تهران

متاسفانه، مرد ايرانی زنی را که خارج از دامنه محرميت وی باشد، قابل تصرف می داند. اين شايد به دليل جنگهای مکرر در تاريخ اين کشور و به تاراج رفتن دختران به عنوان غنائم جنگی و از سوی ديگر محدوديتها و فشارهايی که بر زن توسط مذهب و مرد سالاری رفته است باشد. من از ديدگاه دوستان و همکارانم و خودم به نوع زن شرمسارم...امير - تهران

در اين رابطه بايد گفت در تمام دنيا حتی در ايالات متحده هم حتی بر اساس فيلم های خودشان اين بانوان امنيت چندانی ندارند، البته در غرب چون مسئله آزادی های فردی مثل ايران نيست خود را کمتر نمود می کند، ولی روی هم رفته به اعتقاد من متلک نه برای اين افراد بلکه حتی خانم های متاهل امر عادی شده و بايد با فرهنگ لمپن متلک مبارزه کرد و خانم ها هم تا دير وقت بيرون از منزل نباشند. محسن - اهواز

جالب است که خانواده های ايرانی همه اين مسائل را جسته و گريخته می دانند ولی باز هم در شرايط ازدواج، مثل مهريه و امکانات مرد نهايت سختگيری را می کنند. اصولا اگر چنين سختگيريهايی نباشد تعداد بسيار کمی از دختران مجرد به سن ۲۸ سال می رسند و از آن طرف مردان هرزه بيکار که البته اصلا کارشان مورد تاييد نيست به حداقل می رسند. مهدی زاده - تهران

تفاوتی بين رفتار نا بهنجار جامعه با زنان بدون همسر که قبلا ازدواج کرده اند وجود ندارد. تنها تفاوت اينست که زنان بيوه غالبا مسن تر بوده و مقبوليت کمتری دارند. اگر به وضعيت زنان در فرهنگ ما نگاه کنيم، ( برخلاف تمام هياهوها) نقشی جز ملک برای آنها نمی بينيم. که ابتدا در تملک پدر قرار دارند و سپس به تملک شوهر در می آيند. اين امر به سادگی در قباله ازدواج مشهود است که قرارداد بين دو طرف نيست. (قراردادها به اندازه طرفين قرارداد نسخه های متعدد دارند) بلکه به صورت سند مالکيت مرد فقط در يک نسخه تهيه می شود. و اما داستان زندگی زنان باری ازدواج کرده آنجا جالب تر می شود که به دليل نداشتن مسئله بکارت و نداشتن مالک (که همان شوهر باشد) ناگهان طعمه لذيذ و آسانی برای تيم تعقيب کننده محسوب می شوند. علی - تهران

زندگی برای مردی هم که بخواهد مجرد بماند سخت است. همه او را به چشم يک آدم هيز نگاه می کنند. نمی تواند با هيچ زنی حتی به عنوان همکار يا همکلاس صحبت کند. تا او را می بينند که در حال صحبت با يک زن حتی در محيط کار است با خود هزار و يک فکر نامربوط می کنند. اولين فکری که به فکرشان می رسد فکر منفی است. حتی برای يک لحظه با خود فکر نمی کنند که شايد واقعا بحث کار باشد. اين به ساختار منفی فکری بعضی ازايرانيان بر می گردد. بهمن کبيری - تهران

مساله اين است که برای زنان حق کافی قايل نشده اند. يک زن بايد احساس کند وقتی متلکی به او گفته شد می تواند بلافاصله با پليس تماس بگيرد و شخص مورد نظر را به پليس معرفی کند و بداند که آن شخص مورد جريمه يا مجازات قرار می گيرد. در آمريکا شما اگر با کسی اين طور رفتار کنيد به عنوان مزاحمت جنسی، پدرتان را در می آورند. در ضمن اسمتان را هم در يک ليست می گذارند و اعلام می کنند تا ديگر هيچکس به شما نزديک نشود و جايی به شما کار ندهند. آنجا هم بايد به مردم چنين احساسی داد تا از حق خود دفاع کنند. سام - امريکا

به نظر من در درجه اول خود زنها و دخترها بايد با پوشش و رفتار مناسب زمينه برخورد نامناسب از سوی مردان بيمار و روانی جنسی را بگيرند و در درجه دوم بايد نيروی انتظامی نقش گسترده تری در تامين امنيت اين دسته از زنها ايفا کند و در نهايت خود مردم با کمتر کردن تشريفات ازدواج، زمينه ازدواج آسان را فراهم کنند تا عده بيشتری از جوانان با ازدواج بتوانند اميال خود را ارضا کنند و به سوی روابط جنسی در خارج از خانه نباشند. علی - تهران

من فکر می کنم بيشتر مشکلات موجود در جامعه برای زنان ناشی از مشکلاتی است که برای مردان وجود دارد. در شرايطی که اکثر مردان و پسران جوان ايرانی در منجلاب فساد گرفتار آمده اند، چگونه می توان انتظار داشت که دختران و زنان ما در يک محيط امن زندگی کنند، که بدون شک نداشتن امنيت منجر به ايجاد مشکلات فراوان و در راس آنها انحرافات اخلاقی برای زنان و دختران جوان می شود. زکريا نوروزی - مشهد

من فکر می کنم اين به اين دليل هستش که مردان فکر می کنن زنی که با يک نفر به تفاهم نرسيده و ازش جدا شده دنبال يکی ديگه ميگرده. ولی يک بيوه ناخواسته جدا شده و هنوز عاشق همسرش ميتونه باشه و راهيابی به اون خيلی سخت تره تا يک مطلقه. به دليل محدوديت ها، از نگاه مردان بيشتر شهوت ديده ميشه تا چيز ديگه. علی - مشهد

وقتی در کشوری راه ساده، امن و قابل دسترس برای همه برای رفع نياز جنسی وجود نداشته باشد؛ دور از انتظار نيست که همه زنان جامعه دچار نا امنی شوند. به قول يکی از بزرگان، اگر در شهری زباله دان نباشد، تمام شهر به گند کشيده می شود. هنوز مقامات مسئول ايرانی حاضر به ايجاد ارگانی رسمی برای سامان دهی به اين امر نيستند؛ در حالی که هر از چند گاهی می شنويم جسد دختر جوانی در اطراف شهر يافته شده و يا اين که آمار مبتلايان به ايدز گسترش يافته است. آيا اگر مردان می توانستند برای رفع نياز خود به يک مکان رسمی و مطمئن مراجعه کنند، باز هم اين همه ناهنجاری و جنايت وجود داشت؟ حميد - تهران

من به عنوان يک مرد ايرانی از اين همه عقب ماندگی متاسفم. افراز - تهران

متاسفانه در جامعه ايران حقوق زنان هميشه ضايع شده و اين متاسفانه يک چيز طبيعی در ايران می باشد. زندگی مجرد حق طبيعی هر انسانی می باشد. عطاری - تهران

خير، اين مطلب تنها در مورد زنان مطلقه و بيوه و مجرد نيست. بلکه در مورد هر شخص بی اعتماد به نفس با عدم امنيت و آرامش روانی صدق می کند. فرهنگ پايين جامعه تحصيل نکرده ايرانی و بافت فکری کارگری عامل نگرش نابجا به زنان است. زيبا - تهران

متاسفانه در ايران گرفتار مشکل جدی تفکر سنتی هستيم. در جامعه ما ديد افراد به طوريست که حتی تمايل نداشتن ارتباط يک دختر با جنس مخالف خود گناه محسوب می شود. حتی بعضی می گويند حتما ارتباط نامشروع داشته. اينجا هنوز بسيارند اشخاصی که به زن به صورت يک جنسی که آنها مالک آن هستند می نگرند و شايد همين ديد برای افراد مطلقه خطرناک شده. سپهر - تهران

در جامعه ايران به جهت وجود حجاب به طور طبيعی زنان محجبه از امنيت بيشتری برخوردارند. اما در ميان مردها عدم رعايت کامل حجاب از سوی زنان به عنوان چراغ سبزی برای ارتباط برقرار کردن با آنان محسوب می شود. لذا مردانی که از تربيت اجتماعی و مذهبی ضعيف تری برخوردارند ممکن است در مسير برقرای ارتباط به آزار زنان دست بزنند. به هرحال بايد پذيرفت در جامعه ای که بخشی از زنان از جلوه گری اجتناب می کنند، آرايش کردن و استفاده از پوشاک جذاب موجب تحريک مردان می شود...فريد - تهران

من ۳۲ ساله و مجرد هستم و تا به حال ازدواج نکرده ام. احساس تنهايی و نداشتن همسر برای من مشکلات روحی و نگرانی برای آينده ايجاد کرده و از تنهايی می ترسم. آفرين - تهران

درست بود اگر شما اين مساله را راجع به تمام زنان ودختران مجرد ايرانی مطرح می کرديد. علاوه بر اين مشکل اصلی در خانواده اين افراد مجرد است که بسياری از آنها انگ پير دختر شدن و سر بار بودن به آنها می زنند. به نظر من مشکل دختران مجرد از زنان مجرد خيلی بيشتر است، به خصوص که ازدواج نکردن آنها به منزله داشتن عيبی از جانب آنها تلقی می شود. نرگس - قم

مشکل اصلی اينگونه زنان در درجه اول بيکاری و نداشتن درآمد کافی است. دولت بايد در استخدام کارکنان خود زنان را در اولويت قرار دهد. اين اقدام می تواند دو پيامد مثبت داشته باشد، يکی اينکه دغدغه مالی ندارند و دومی اينکه امکان ازدواج آنها بيشتر است. در خصوص مزاحمين نيز بايد مقررات شديدتری وضع گردد. به نظر من ايجاد مزاحمت و ناامنی برای شهروندان در هيچ دين و مذهب و کشوری پذيرفته نيست کما اينکه در کشورهای اروپائی و ساير کشورها نيز برای مزاحمين مجازاتهای شديدی وضع شده است، چون اين رفتار ناهنجار امنيت جامعه را به خطر می اندازد. علی - ايلام