|
استعفا در اعتراض به پخش يک برنامه: مرز کفرگويی کجاست؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
يکی از تهيه کنندگان شبکه سه راديوی بی بی سی در اعتراض به پخش برنامه ای که به گفته او به باورهای مذهبی اش توهين کرده است، از شغل خود استعفا کرد. آنتونتی پيتز، تهيه کننده برنامه، بعد از تماشای شوی تلويزيونی "اپرای جری اسپرينگر" که چند روز پيش از کانال دو تلويزيون بی بی سی پخش شد، گفت: کفرگويی اين برنامه حتی بسيار بسيار بدتر از گزارش های مشروحی است که درباره آن شنيده بودم. قبل از پخش اين برنامه، بی بی سی 47 هزار شکايت دريافت کرده بود، ولی اعلام کرد که پيش از پخش هر برنامه ای، اهانت آميز بودن آن را بررسی می کند. صدها نفر از تظاهرکنندگان معترض، پيش از پخش و همزمان با پخش اين برنامه در مقابل ساختمان بی بی سی تجمع کردند. در اين شوی تلويزيونی، بازيگران در نقش شخصيت های عيسی مسيح، حضرت مريم و خدا به صورت مهمانان برنامه ظاهر شدند. آنتونی پيتز در استعفانامه خود موارد کفرآميز بودن اين برنامه را ذکر کرد، از جمله "به استهزاء گرفتن چهره مسيح بر صليب و پوشاندن لباسی که القای انحراف جنسی می کرد" و همچنين "استهزاء مکرر زخم های مسيح" در طول برنامه. روز سه شنبه جينا بنت، مدير تلويزيون بی بی سی، کفر آميز بودن اين شو را رد کرد. قانون مربوط به کفرگويی در بريتانيا از قرن ها پيش وجود داشته که در آن مذهب به عنوان قلب جامعه انگاشته می شده است. قانون امروزی مبتنی بر تصميم های دادگاه های اين کشور در قرن نوزدهم است. در سال 1838، قانون کفرگويی محدود شد به "حفظ اصول و باورهای کليسای انگلستان." در پی انتشار کتاب آيات شيطانی نوشته سلمان رشدی، بعضی از مسلمانان بريتانيا خواستار محاکمه نويسنده اين کتاب شدند، ولی به دليل آنکه قانون موجود کفرگويی را تنها محدود به باورهای کليسای انگلستان می داند، نمی شد با توسل به آن عليه نويسنده آن کتاب اقدام کرد. به نظر شما کفرگويی چيست؟ مرز آزادی رسانه ها و کفرگويی را کجا می دانيد؟ آيا رسانه ها می توانند وارد بحث هايی شوند که ممکن است از ديد بعضی مردم کفرگويی تلقی شود؟ بنده به هيچ عنوان مذهبی نيستم ولی معتقدم به مقدسات مردم صرف نظر از نوع اعتقاداتشان نبايد بی احترامی نمود. در خصوص مسلمانان يکی از مشکلاتی که وجود دارد بحث عصمت ائمه و پيامبران است که در آن ائمه و پيامبران جنبه ای فوق انسانی دارند. اگر فيلم ده فرمان را ديده باشيد در بخشی از آن حضرت موسی (ع) مرتکب قتل ميشود در حالی که اين موضوع از نگاه مذهب تقبيح نمی شود و حتی از آن به عنوان دستور الهی برای مبارزه با ظلم ياد شده است در مورد مسائل عاطفی و عشقی نيز حداقل در اسلام نمونه ای که قابل اعتنا و مستند به مدارک مستدل باشد وجود ندارد در حالی که در تمامی دوران ظهور اسلام و در قران تاکيد فراوان شده است که پيامبر هم انسانی مثل ساير انسانهاست. در يک کلام مرز کفر جائی است که به اعتقادات انسانها توهين نشود. حميد - تهران آزادی بيان و عقيده به هيچ وجه توجيه کننده نشرات کفر آميز نيست. آزادی بيان و مطبوعات تا آنجا اعتبار دارد که به اعتقادات مذهبی معترض نگردد. خواه آن مذهب رسمی يک کشور باشد يا نه. چون انتخاب مذهب و دين از جمله ارکان حقوق بشر ميباشد پس ناديده گرفتن اين حق را ميتوان تخطی از حقوق بشر پنداشت. فهيم - کابل با توجه به رعايت احترام به عقايد مختلف که در بسياری از جوامع از اصول بنيادين است، اگر هدف نقد منطقی(بر اساس تفکر و شناخت) که هدفش آگاهی به اصولی ترين شکل است، باشد کفر گويی حد و مرزی ندارد. مرتضی - يزد دوست عزيزی که نوشته است "کفر گوئی و مقدس سازی دو روی يک سکه اند..."(شاهين زبر جد از لندن)، اين درست ترين سخن است. من کاری به برنامه بی بی سی ندارم و آنرا هم نديده ام . چگونه است که مومنان تاب تحمل حرفهای کافران را ندارند ولی کافران بايد متحمل انواع مجازات ها از سوی مومنان باشند؟!! در زبان فارسی ضرب المثلی است که ميگويد کسی که تنها به قاضی ميرود راضی هم بر ميگردد. اين ضرب المثل بيانگر احوال مومنان است که جهان را تنها از ديد خود ميبينند و از همين پنجره در باره آن قضاوت ميکنند و سرانجام دچار بيماری تعصب ميشوند. ظاهرا در جريان هرنوع اظهار نظری در خصوص عقايد نيز برخی از اين مومنان هستند که درست به دليل تعصب دچار تالم خاطر ميگردند . اينکه گفته ميشود دين و دينداران آزاديخواه هستند از ميزان تحمل و بردباری آنها در برابر منتقدين دين مشخص ميگردد. باز هم تکرار ميکنم که اين يادداشت بمعنی طرفداری از برنامه تلويزيونی بی بی سی نيست. خيلی مانده است تا جمعيت ميلياردی جهان همه بپذيرند که پيامبران اصلاحگرايان و گاه انقلابيون، زمينی بوده اند و آيه های آسمانی آنها نيز واکنش طبيعی مغز بشری در برابر پديده ها و مسائل اجتماعی روز در محيط و مکان و زمان آنان بوده است. در طول تاريخ تمدن بشر انسانهای بيشماری دست به تغيير و تحول در زندگی بشر زده اند شماری از آنها در برخی از سرزمينها بنا به آداب و فرهنگ جامعه خود مجبور شده اند نام پيامبر برروی خود بگذارند و خود را واسطه خدا و انسان معرفی کنند تا بدين ترتيب بتوانند برنامه های خودرا پيش ببرند... اما تکليف ما چيست؟ اگر قرار باشد انسان آزادانه بيانديشد ضمن اجتناب از توهين همه بايد بتوانند از انديشه ها و تجربه ها و يافته های خود دفاع کنند. قانون توهين انگلستان هم که مدعی است مهد تمدن و فرهنگ و آزاديخواهی است بايد بنفع همه عقايد تغيير نمايد. م. ملازاده - تهران عقايد مذهبی هميشه در ذهن مردم جهان جای داشته اند. رسانه های آزاد می توانند با توليد برنامه های روشنگرانه و انتقادی به تنوير افکار عوام بپردازند. اما پخش برنامه هايی که بی هيچ دليل عقلانی به استهزا يک عقيده مذهبی دست می زنند، نه تنها به روشن شدن ذهن مومنان کمکی نمی کند، که بيشتر به تحکيم عقايد پيشين و رد مخالفان به ظاهر لوده و بی ادب منجر می شود. منوچهر - رشت کفر گوئی و مقدس گوئی هر دو روی يک سکه هستند، سکه ای که در کارگاه منفعت و يا تعصب ضرب می گردند. به ظاهر رابطه ای بين اين دو نيست و از هر طرف بر يکديگر می تازند، حاصل نيز جز ترور، تخريب، خشم و نفرت و رنج وعذاب برای انبوه مستضعفان عصيان زده و عيش و طرب بر کاهنان مقدس نما نيست. در حقيقت باور من اينست که چه خشک مقدسان مطلقه هميشه عصبانی و معتقد به خشونت عملی و چه کفرگويان هتاک و پرده در و مومن به خشونت کلامی هر دو برادران خونی يکديگرند که در ظاهر بر هم می تازند و در حقيقت به يک راه می روند و در اين راه آتش شان تنها بر خرمن مردمان است. اما در مقابل اين کفر و تقدس، فرهنگ نقد و احترام، صورت زيبای گفتمان خردمندانه است. گفتگوئی که دو سويه و مبنای آن آرامش، خرد و درک متقابل است. اين فرهنگ انسانی مدارا و تساهل است در اين گونه فرهنگ ساختارهای اجتماعی ساخته و بنيان عمومی جامعه تقويت و جمهوری واقعی انسانی محقق می گردد، به اميد آنکه در ايران و تمام دنيا تقدس و کفر جای خود را به نقد و احترام بسپارد. شاهين زبرجد - لندن به نظر من نمايش اينگونه برنامه ها در کشوری مانند انگليس که می توان گفت ظرفيت مردم در مورد آزادی بالاست در عين حال اشخاصی به اصطلاح هنرمند مانند جری اسپرينگر و ون گوگ در هلند وجود دارند که نه تنها ظرفيت آزادی را ندارند بلکه معنی آن را هم نمی دانند. توهين به اعتقادات و مقدسات جوامع حتی اگر غلط باشد توجيه پذير نيست. هانی - بروکسل مسلما برچسب انحراف جنسی زدن به هر شخصی توهين است و وقتی آن شخص پيامبر باشد، از منظر دينی اين کار کمتر از کفرگويی نيست. احسان - کانادا تعيين مرز کفر و ايمان اهميت چندانی ندارد. مهم تعيين مرز آزادی بيان است. تکفير ابزار هميشگی مستبدين بوده است. اگر اصل بر آزادی عقيده و بيان است، پس نمی توان کسی را به بهانه کفرگويی يا کفر انديشی مواخذه کرد. رشيد اسماعيلی - اصفهان اگر کفر گويی به اين معنی است که من بر خلاف باورهای ديگری نظرم را بگويم پس همه ما به طور مداوم در حال کفر گويی هستيم. دين يک باور است و مثل هر باور ديگر برای دارندگانش محترم است ولی آيا اين دليل می شود که آن را به عنوان حقيقت محض به انگاريم و خلاف آنرا کفر بناميم؟ من اين سوال را " مرز کفر گويی کجاست" ترجمه میکنم به "مرز اظهار عقيده کجاست" و از شما می پرسم از چه زمان ما قرار شده برای اظهار عقيده حد و مرز بگذاريم؟ پرويز - امريکا بايد ميان نقد و توهين تمايز قايل شد. نقد حد و مرزی ندارد ولی توهين به يک عقيده درواقع توهين به پيروان آن عقيده است و بايد با آن برخورد شود ولی مجازات آن بايد متناسب با مجازات توهين به يک فرد عادی باشد و نه بيشتر. نيما - شيراز انسان با وجود ادعای مدرن بودن و پيشرفت هنوز به ميليونها اسرار کائنات پی نبرده است. عظمت لايتناهی کائنات و نظم حاکم طبيعی آن نمايانگر قدرت بزرگ و فوق ادراک قدرت بشری را به وضوح نشان ميدهد، که افراد ماده پرست در مقابل عظمت و بزرگی آن مبهوت می مانند. اين امر عجز و ناتوانی انسان را در مقابل عظمت پروردگار عالميان به اثبات ميرساند. انسان را لازم است در مقابل معتقدات تمام افراد و مذاهب که به اساس خداشناسی استوار است احترام نموده و هيچ نوع ارگان نشراتی و منابع اطلاعات جمعی و يا افراد بشکل انفرادی به بهانه آزادی مطبوعات حق ندارند به عقايد و آرمانهای افراد خداشناس که به اساس بصيرت استوار است تجاوز و بی حرمتی نمايد... دلدار حکيمی - کابل هنرمندان بايد در آزادی کامل باشند. طنز يکی از ابزار قوی هنرمندان است. فقط نبايد مستقيما به کسی يا عقيده ای توهين شود. ولی مقايسه مقدسين با افراد منحرف توهين نيست. بلکه يک برداشت هنری است و لزوما هميشه برداشتهای هنری منطبق بر واقعيتهای تاريخی نيست. افشين -نروژ اصولا نميشود هيچ مرزی برای کفر انگاشتن سخن وعمل ديگران مشخص کرد (برای نمونه برخورد با گاليله). اما نظر شخصی من اين است ميتوان دادن نسبتهای بی پايه واساس (يا بدون منشا و دروغ) به هر کسی که ديگران به او اعتقاد شخصی دارند ميتواند از طرف آنان کفرآميز تلقی شود. غريبه - تهران همانطور که مذهبيون حق دارند افکار و عقايد خود را انتخاب کنند، بيان و يا حتی در مواردی اجبار کنند (مثل کشورهايی که حکومتهای دينی دارند مثل ايران)، کسانی که به خدا اعتقاد ندارند نيز ميتوانند در انتخاب عقيده آزاد باشند و حتی بيان کنند ولی هيچ کس حق اجبار کردن ايدوئولوژی خود را ندارد. همانطور که ميدانيد در دنيا هزاران دين و مذهب مادی و متافيزيکی وجود دارد و اديان سامی تعداد کمی از آنها ميباشند(هر چند که پر سر و صداترين پيروان را دارند) و بيان کردن نقاط ضعف اين اديان يکی از راههای بيان عقيده ميباشد ولی بهتر است که توهين آميز نباشد و بيشتر جنبه آموزشی داشته باشد. حسين دادار - تهران در مناقشاتی که در زمينه "کفرگويی" پيش می آيد دو جنبه بايد مدنظر قرار گيرد: يکی آنکه پيروان اديان بايد اين حقيقت را بپذيرند که در جهان امروز، باورهای مذهبی آنها به دلايل مختلف به چالش گرفته خواهد شد (نظير آنچه اسقف کانتربوری اخيرا درباره فجايع طبيعی و اثر آن بر ايمان مطرح کرد). در چنين صورتی اين وظيفه رهبران و صاحبنظران دينی است که حدود "کفرگويی" و "انتقاد" را تعيين و از هم تفکيک کنند و پيروانشان را از واکنش شديد نسبت به آنچه کفر محسوب نميشود بر حذر دارند. مبهم گذاشتن اين مفاهيم اغلب دردسرساز خواهد بود. از سوی ديگر وقتی احتمال ميرود که انتشار موضوعی چالش برانگيز است (در مورد خاص اين برنامه اعتراضها قبل از پخش برنامه شروع شده بود) بايد از مطرح کردن آن در رسانه هايی که مخاطبان آن محدوده وسيعی از باورهای شخصی، سطح تحصيلات و فرهنگها را دربر ميگيرد اجتناب کرد و موضوع را در محافل يا رسانه های تخصصی تر (که مخاطبان محدودتر و احتمالا يکدست تری دارد) مطرح و پس از رسيدن به نوعی همفکری کلی نسبت به نشر آن اقدام کرد. پيش بينی نکردن واکنش عمومی اخيرا در هلند منجر به قتل تئو ون گوگ فيلمساز هلندی شد. متاسفانه ابهاماتی که در تعريف محدوده های "اهانت به اديان" و "آزادی بيان" دارد به نحو مطلوبی حل نشده و اغلب فشار افکار عموم است که ديدگاه برحق را تعيين ميکند. عاملی که خود تحت تاثير بسياری عوامل ديگر از جمله زمان به اين ابهام دامن ميزند. مسيح فروتن - انگلستان توهين عليه مذاهب الهی به هر دليلی و حتی به بهانه انجام تحقيق نادرست است و بايد با آن شديدا برخورد شود. ميليونها نفر در جهان با مذهب زندگی می کنند و هر گونه توهينی به مذاهب احساسات پيروانشان را شديدا جريحه دار ميکند. در ضمن برخورد با کفرگويی در انگلستان که فقط شامل مسيحيت ميشود ناعادلانه است. لااقل در ايران توهين به هر يک از اديان الهی شديدا ممنوع است. محمد - انگلستان در حالت ايده آل، هر انسانی مجاز است برای خود ايدئولوژی و طرز فکر مستقل داشته باشد. رعايت اين باورها تا جايی که آسيبی متوجه شخص و ساير انسانها نسازد، خالی از اشکال است. در اين بين همه انسانها موظف هستند به عقايد يکديگر احترام بگذارند و برتری يک ايده به ديگری در امور دينی، کاملا نسبی است و کسی نمی تواند به صراحت، دين خود را برتر از ديگران بداند. از آنجا که به تعداد افراد روی زمين، اعتقاد و باور میتواند وجود داشته باشد، به نظر میرسد ارضای نظر اکثریّت معقولترين روش باشد! تعيين محدوده کفر و ايمان بسته به ايدئولوژی های مختلف متفاوت است و کار دشواری به نظر می رسد. رضا - تهران به نظر من هر کس تا آنجايی آزادی دارد که آزادی او آزادی ديگران را مختل نکند و به خطر نياندازد. يک رسانه جمعی از آنجا که با انواع مخاطبان با عقايد و گرايشهای مختلف مذهبی ارتباط دارد هرگز نبايد وارد با احساسات مخاطبان خود بازی کند. امير پناه همانطوريکه شاهد هستيم ومی بينيم که جهان چقدر بزرگ است، بدون شک بوجود آورنده آن هم بزرگ و با عظمت است و زمين ما در نظر او مانند يک توپ فوتبال است و يا شايد هم کوچک تر از آن و ما انسانها درنظر خداوند موجود ذره بينی بيش نيستيم که به ما توجه داشته باشد، چه رسد به اين که برای ما پيامبر فرستاده باشد. بدون شک خدايی وجود دارد اما هيچ کس را نفرستاده است. مزدک به نظر من رسانه ها بايد آزاد باشند چون بيشتر مطالب به مذاق خيلی ها خوش نميايد وهر روز بايد شاهد اين نوع حوادث باشيم وقتی اين مطلب را خواندم خيلی برای آزادی رسانه های داخل کشورمان ناراحت شدم. کشوری که نميتوان يک کلمه حرف زد ... رضا رجايی - قم آزادی مذهب و بيان جزو اساسی ترين ارزشهای زندگی نوين است. لذا تا آنجا که ممکن است بايد مرزهای آزادی را گسترش داد. آيا همانگونه که داشتن مذهب حق بنيادين است بی مذهب بودن و امکان بيان و تبليغ آن حق انسانهايی شبيه من نيست که در شهر خيام (فيلسوف آزادی و رهايی) بتوانيم به ترويج و گسترش ايده مان بپردازيم؟ آزادی رسانه ها البته بايد در راستای حفظ تکثر گرايی تحت نظارت قانونی (البته با ملاحظات آزادی خواهانه و ليبرالی و نه محافظه گرايانه) در آيد. شخصا از آنجا که آدمی بی دين می باشم و تنها به ارزشهای انسانی و طبيعی تمايل دارم در اين مورد خوشحالم که تابو شکنی شده است. مهدی نيشابوری - نيشابور غربيها هيچ حد و مرزی برای اخلاقيات نمی شناسند و به نام آزادی هر کاری که دلشان بخواهد انجام می دهند و اسم آن را هنر و ... می گذارند . توهين به عيسی مسيح (ع) علاوه بر مسيحيت به مسخره گرفتن ارزشهای مسلمانان نيز می باشد. غربيها از عيسی فقط کريسمس را ياد گرفته اند . پوريا - تهران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||