|
نشست سازمان ملل در مورد تبعيض عليه زنان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سی و دومين نشست کميته ناظر بر کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان سازمان ملل متحد (CEDAW)، در مقر اين سازمان در شهر نيويورک در جريان است. بررسی گزارش کشورهای امضاکننده اين کنوانسيون در مورد نحوه مبارزه آنها با تبعيض عليه زنان از جمله موضوعات اصلی هر نشست اين کميته است. در نشست جاری که از 10 ژانويه شروع شده است و تا 28 ژانويه ادامه دارد، گزارش هشت کشور شامل کرواسی، ترکيه، الجزاير و ايتاليا به بحث و بررسی گذاشته می شود. بنابر ماده هجده کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، هر کشور يک سال پس از امضا و پيوستن به اين کنوانسيون، ملزم است در مورد لوايح قانونی، تدابير قضايی و اداری که در زمينه به اجرا درآمدن مواد اين کنوانسيون اتخاذ کرده است، گزارشی را به دبيرکل سازمان ملل و کميته ناظر ارائه دهد. در گردهمايی امروز (11 ژانويه) گزارش کشور الجزاير و جلسه مناظره با کارشناسان و اعضای اين کميته برگزار شده است. در اولين روز اين نشست (10 ژانويه) رئيس کميته ناظر بر کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان گزارشی را در مورد اقدامات انجام گرفته از زمان برگزاری نشست قبلی (6 تا 23 ژئويه 2004) قرائت کرد. نشست بعدی اين کميته در ماه ژوئيه سال جاری برگزار خواهد شد. تعريف تبعيض عليه زنان کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان، شامل يک مقدمه و سی ماده، تبعيض عليه زنان را تعريف می کند، دستورکاری را برای مبارزه با آن در سطح کشوری ارائه می دهد و به طور عمومی لايحه بين المللی حقوق زنان خوانده می شود. اين کنواسيون، تبعيض در مورد زنان را اين گونه تعريف می کند: "... هر گونه تمايز، محروميت يا محدوديت مبتنی بر جنسيت که تاثير يا هدف آن تضعيف يا نفی حقانيت، بهره مندی و آزادی عمل زنان، صرف نظر از وضع تاهل؛ بر اساس برابری مرد و زن و همچنين حقوق بشر و آزادی های بنيادی در امور سياسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و غيره." اين کنوانسيون همچنين تنها پيمان حقوق بشر است که به تنظيم خانواده اشاره و فرهنگ را به عنوان عاملی بانفوذ در روابط خانوادگی و شکل دهنده به نقش جنسيتی مطرح می کند. کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان، در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1979اتخاذ شد و از سوم سپتامبر 1981 شکل اجرايی به خود گرفت. تاکنون 179 کشور، يعنی بيش از نود درصد از کشورهای عضو سازمان ملل، عدم مخالفت خود را با اين کنوانسيون اعلام و 98 کشور آن را امضاء کرده اند. ايران به اين کنوانسيون نپيوسته است. شما تبعيض عليه زنان را چگونه تعريف می کنيد؟ ارتباط فرهنگ با تبعيض در مورد زن را چگونه می بينيد؟ آيا تبعيض عليه زنان يک امر اکتسابی است؟ برابری حقوق زن و مرد از اصول اوليه سازمان ملل متحد است. در حالی که در عرصه جهانی با حقوق بين الملل و سازمان هايی مانند سازمان ملل روبرو هستيم، به نظر شما آيا تبعيض عليه زنان امری جهانی است و بايد به کنوانسيون های سازمان ملل و شعبه های وابسته به آن اهميت داد؟ نظر خود را برای ما بفرستيد. جوامع غرب که دم از حقوق زن می زنند اهداف خاصی سياسی را دنبال می کنند و صداقت عملی به آن ندارند. اسلام زن را کرامت واقعی داده است. به کسانيکه دلباخته جامعه غرب هستاند توصيه می کنم لطفا دستورات و توصيه های پيامبر اسلام را راجع به زن مطالعه نمايند، تولد دختر قبل از اسلام عار پنداشته ميشد و آن را زنده به گور می کردند، زن موجود ناقص تلقی شده که فقط برای بهره برداری جنسی مرد مورد استفاده قرار می گرفت و همچون متاع خريد و فروش می گرديد، ولی اسلام زن را در قرآن کريم موازی با مرد خطاب کرده و اورا مستقلا مورد باز پرس اعمالش قرار داده است، در اسلام تنها مرد مکلف است تا تمام موارد خرج فاميل همسر و اولادهای خود را تدارک نمايد. حتی زن می تواند از شيردهی طفل ابا ورزد، در عين حال با کمال حريت می تواند پول مشروع به دست آورده کار و فعاليت اجتماعی خود را در کنار مرد ادامه بدهد و پول که به دست می آورد فقط صرف دلخواه خود نمايد، از يک طرف از مرد مهريه می گيرد و از طرف ديگر ميراث می برد و در کنار آن کار و کسب می کند و ملکف نيست سرمايه خود را به جز دلخواه خودش صرف نمايد و اصول خانوادگی به اساس مودت، عطوفت و محبت جانبين استوار است، ولی در غرب همه امور به اساس ماديات تعيين می گردد. هرگاه زن کار نکند و سهم مساوی نگيرد زندگی خانوادگی برهم می خورد. شما را به خدا انصاف نمائيد که اسلام به زن ظلم نموده و يا اين مرد است که همه بار دوش مخارج زندگی را به دوش دارد؟ دلدار حکيمی - کابل به نظر من تبعيض عليه زنان در تمام جوامع موجود است و اين را من يک ضعف در وجود زن می بينم که زن توانايی اين را ندارد که با مرد در تمام عرصه ها مقابله کند. اگر جامعه بين الملل می خواهد زن را از اين هيولای جهانی يعنی تبعيض نجات بدهد بايد قوانين را در سراسر جهان وضع کند، چه در کشور های اسلامی چه غير اسلامی همه بايد قبول داشته باشند. البته قانون هم بايد از اولين قدم شروع شده باشد نه اينکه به طرفداری مردمان با کلاس. ابتدا بايد از ازدواج های اجباری جلوگيری شود، از بدل دادن دختر ( معاوضه دختران از دو خانواده) جلوگيری شود که اين دو از جمله ظلم هايی است که در حق يک زن می شود. زمين، تعليم و تحصيلشان در تمام کشورها به طور کل آماده شود بعدا زن توانايی فکری خود را يافته و می تواند خود طالب حق خود گردد و هيچ کسی نخواهد توانست که حق آنها را پايمال کند. در حال حاظر بيشتر زنان بيسواد هستند مخصوصا در کشور های فقير و جنگ زده، از معلومات در جامعه و جهان بی خبر هستند. مرد هر چه بخواهد می تواند انجام دهد چون که قانون نيست و اگر هم هست بسيار ضعيف وارد عمل می شود که زن را از شکايت باز می دارد تا که مبادا قانون در برابر مرد ظالم از پا درآيد و آن وقت زندگی او بدتر از فعلی خواهد بود. همين موارد اگر حل گردد فکر می کنم ما به تبعيض عليه زن کاهش خواهد آورديم. ناظر حسين نظير - کابل بعيد به نظر ميرسد مفاد کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان درهمه جوامع بدرستی اجرا شود. زيرا مردان احساس می کنند از لحاظ فيزيکی و فکری و...نسبت به زنان برتری دارند و زنان در بعضی از مشاغل مانند مردان کاربرد ندارند و کم جرات هستند مثل نظامی بودن (جنگ)و يا قضاوت و خلبانی و کارهای سخت ديگر... وهميشه خود را برتر ميدانند... دربعضی ازجوامع پوشش (حجاب) ودر بعضی از جوامع عدم پوشش (حجاب) را برای آنها اجباری ميکنند هر دو اين نوعی تبعيض محسوب ميشود. کاظم - تهران وقتی در کشوری دموکراسی، آزادی انديشه و آزادی بيان وجود نداشته باشد حرف از حقوق انسانها بيهوده است. نرگس - قم اميدوارم متوجه باشيد که اصولا چه مرد و چه زن باشد رفتار اجتماعی فرد مذکور و انتظار و ارزشی که فرد برای خودش قائل می شود باعث تعييين جايگاهی در جامعه خواهد شد و به قول روانشناسان نظريه انتظار و ارزش حاکم بر سرنوشت آدمهاست. اصولا اگر ما اجازه ندهيم هيچ کس نمی تواند برای ما تبعيض قائل شود مگر اينکه در زمينه مورد نياز کسی نسبت به ما برتری علمی، اخلاقی، مديريتی، توانمندی و يا فنی داشته باشد. علی راع - اهواز من متن کامل کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض از زنان را به دليل ضرورت و اهميتش بارها بادقت مطالعه کردم و موارد متعددی را در تضاد با تفاسير و باورهای مسلمانان از دين، يافتم. مسلمانان بابرداشت های فعلی شان از دين (مخصوصا کشور های که اهرم قدرت را بنياد گرايان افراطی در دست دارند) درحال حاضر به هيچ عنوان نمی توانند مواد مندرج در کنوانسيون فوق را رعايت نمايند. به نظر من حقوق بشر، رفع تبعيض عليه زنان، دموکراسی وتمامی حرفها و کلماتی که از زبانهای سياست مداران و قدرت مندان به گوش می رسند و يا بر روی کاغذ درج می شوند، در مقابل منافع اقتصادی و مسائيل سياسی رنگ باخته و هيچ می شوند. اگر چنين نبود پس چرا از حقوق زنان عربستان ، افغانستان و... دفاع نمی شود؟ چرا از حقوق کودکان افغان که از مدارس و تحصيل محروم می شوند دفاع نمی شود؟ غضنفر - تهران من يک دانشجو هستم. دانشکده ما با معماری فرانسه ساخته شده اما آنقدر با تير و تخته ايجاد راهروها ودرهای منحصر به عبور دختر ايجاد کرده اند که هيچ اثری از آن معماری و طرح آزادانه فرانسوی ها بر جای نمانده است. بهمن - تبريز تبعيض عليه زن يک امراکتسابی است که عواملی چون فرهنگ، دين، نظام سياسی، اقتصاد و زمينه های تاريخی در آن نقش مهمی دارند. وقتی به عامل دين اشاره ميکنم، به هيچ وجه دين اسلام به تنهايی مد نظر نيست، زيرا اکثر اديان در تعابيری که از داستان پيدايش انسان القا کرده اند به نحوی زن را در درجه دوم مرد مطرح ساخته اند. سيد علی النقی امينی - کابل تبعيض عليه زنان يک امر جهانی است حال در بعضی کشورها شديد تر ودر بعضی ضعيف تر. تعداد دانشجويان پسر ودختر در جهان زياد اختلاف ندارد ولی سياستمداران، مديرعامل شرکتها و کمپانيهای بزرگ، رهبران مذهبی اکثرا مرد هستند واين نشان دهنده تبعيض در همه جاست. حتی در طبيعت اين تبعيض وجود دارد زيرا پسرها از نظر بدنی قوی تر از دخترها هستند. شيرين - مشهد به نظر من تبعيض عليه زنان در ايران يک ريشه اقتصادی دارد يعنی تا زمانيکه اهرمهای اقتصادی در دست مردان است مبارزه هر زن برای کسب حقوق مدنی خود ميتواند نتيجه مصيبت باری برای او بهمراه داشته باشد. اگرچه در قانون سهم ارثيه دختر نصف پسر معين شده ولی در بسياری از موارد همين هم رعايت نميشود و دختر سهمی بمراتب کمتر ميبرد. مشاغل هم عموما در دست آقايان است و به اين ترتيب زن از لحاظ اقتصادی به شوهر وابسته است و دختر به پدر. بيکاری و درآمد پايين در جامعه هم سبب شده استقلال جوان از خانواده به تاخير بيافتد که خود سبب وابستگی بيشتر به قواعد پدرسالارانه ميشود. جوانی که در چنين محيطی تربيت شده خود چنين روشی را برای خانواده خود در آينده در پيش خواهد گرفت. نيما - شيراز تبعيض عليه زنان يعنی اقدام به تجاوز به آنها. کشورهايی که زنان را آزاد می گذارند که با هر ريخت و قيافه ای که ضد اخلاقی است بيرون بيايند اين تبعيض است که منجر به حتک حرمت يک زن ميشود. مريم لطفی - همدان اينجانب کنوانسيون فوق را مطالعه کردم و موارد بسياری در آن ديدم که مغاير با اسلام ميباشد. مثلا اينکه دختر برای ازدواج احتياج به اجازه کتبی پدر و يا هيچ کس ديگر ندارد و موارد متعدد ديگر و ما هم تا زمانی که اسلام را ميخواهيم و حکومت اسلامی داريم، حرف زدن از حقوق بشر و حقوق زن و دموکراسی و غيره خنده دار است چرا که اين مفاهيم، در صد سال اخير به وجود آمده اند و کاملا مادی و دنيوی ميباشند و هيچ ربطی به اسلام و اديان آسمانی ندارند! مگر اينکه مثل هميشه اسلام کوتاه بيايد و با تغيير در آن با دموکراسی و حقوق بشر سازگار شود که ديگر اسلام ناب محمدی نخواهد بود! حسين دارا - تهران تبعيض عليه زنان امری است که بنظر ميرسد بايستی تمام ملل با وضع قوانينی جامع کشورها را برای رفع آن ملزم نموده ونظارت لازم ومستمر را بنمايند. اکبر در حاليکه هنوز در برخی از مناطق جهان دم از اطاعت بيچون و چرای زن از مرد ميزنند و بعضا سران حکومت با پيش کشيدن الگو های کهن ميکوشند زن را هرچه بيشتر مطيع مرد نمايند چگونه ميتوان از رفع تبعيض عليه زن سخن گفت. بعضی از آقايان ما حتی آن دسته از محصولات علمی را که انگشت بر تفاوت های فيزيکی ميان مرد و زن ميگذارند دست آويز قرار ميدهند و پس از آن تبعيض رابه عنوان نوعی حکم الهی به اثبات ميرسانند. در جوامعی که تبعبض عليه زنان بشدت مشاهده مبشود معمولا زن در تملک مرد است. در جوامع اسلامی زن بدون اجازه مرد نميتواند آب بخورد و در تنها موردی که زن ميتواند بدون اجازه شوهراقدام کند (آنهم بنا بر فتوای مراجع شيعه) سفر حج واجب است!! زندگی خانوادگی در اينگونه جوامع بر پايه عشق و عاطفه نيست . زن را از پدر ميخرند و به تملک در می آورند گيرم بجای کلمه خريد و فروش کلمه خواستگاری را جايگزين می کنند و يا بجای قيمت دختر کلمه مهريه جايگزين می گردد. درست بر همين پايه هم حق طلاق با مرد است. اخيرا نمايندگان زن مجلس ايران خود طرحی را امضا کرده اند در خصوص معضل مهريه که بنا به تفسير برخی توهين مضاعفی بر شخصيت زن ايرانی است. شايد در کشور ما بنا به حرکتی که در زمان کشف حجاب از زنان شد زنان امروز ايرانی در جامعه نوين ما دارای شرائط مناسبی باشند اما جمهوری اسلامی نميتواند اين را به حساب خود يا اسلام بگذارد. چرا که در کشورهای اسلامی ديگری نظير افغانستان و يا عربستان هنوز زنان زخم تبعيض بر پيکر دارند. تبعيض در اينگونه کشورها ريشه در تملک و تعصب مردان نسبت به زنان دارد و تا زمانيکه اين مکانيسم غير فعال نشده است اميدی به بهبودی وجود نخواهد داشت . در عين حال فعاليت خود زنان ميتواند راهگشا باشد. بشرط آنکه زنان بکوشند آثار تربيتی ناشی از دوران مردسالاری و سيطره مردان بر زنان را از وجود خود هرچه سريعتر بزدايند. م. ملازاده - ايران آيا در ايران با ساختن ديوارهای بلند مدارس دخترانه و زندانی کردن آنها آزادی و حقوق آنان معانی دارد؟ رضا - لارنکا قبرس به نظر من يک سری باورهای غلط از زمان های دور بين مردم بيشتر نقاط جهان رايج بوده که از جمله برتری مرد نسبت به زن ... بوده است. خوشبختانه با افزايش آگاهی مردم در کل دنيا دموکراسی و برابری حقوق زن و مرد به يک خواست عمومی تبديل شده که کم و بيش در کشورهای مختلف شاهد پياده شدن آنها هستيم. البته اين امر نياز به گذشت زمان دارد و عادت های اجتماعی که ساليان طولانی در مردم وجود داشته به سادگی قابل تغيير نيست. من فکر می کنم که هم مردها و هم زن ها در اين زمينه نقش دارند. البته می گويند حق گرفتنی است و دادنی نيست و به اين منظور کسی که دنبال گرفتن حقی است بايد بيشتر تلاش کند. وحيد - تهران به نظر من قانون منع تبعيض در باره ايران بی خود می باشد چون ما مسلمان هستيم وپيرو قرآن. لذا برای زن کرامت قائليم و زن ميان ما ارزش دارد. اگر کسانی دم از منع تبعيض می زنند عده ای خود فروش و يا ناآشنا با مسائل اسلامی هستند... علی - کرمانشاه |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||