|
معضل کودکان خيابانی: با نسل دوم آنها چه بايد کرد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در ايران روز هفده مهرماه روز جهانی کودک است. ايران از جمله کشورهايی است که به کنوانسيون حقوق کودک، که در سال 1989 به تصويب سازمان ملل متحد رسيد، ملحق شده است. اداره کل خدمات اجتماعی وزارت کار و امور اجتماعی ايران در پيامی به مناسبت روز جهانی کودک ابراز اميدواری کرده است که در آينده ای نزديک استثمار کودکان از سطح تمام جوامع محو شود. اما، در سال های اخير فقر اقتصادی (که به گفته کارشناسان شامل 60 درصد از جمعيت ايران می شود) به پديده کار کودک در ايران به طور نگران کننده ای دامن زده و همزمان تعداد کودکان خيابانی و به تبع آن بزهکاری در شهرهای بزرگ و حاشيه آنها سير صعودی داشته است. کارشناسان می گويند فقر مانع از حضور برخی کودکان در کلاس های درس می شود و آنان را وادار می کند برای تامين معاش خانواده خود به خيابان ها و تکدی گری متوسل شوند. در همين حال، اين کارشناسان تخمين می زنند که 95 درصد از اين کودکان طعمه قاچاقچيان و جنايتکاران جنسی می شوند. کارشناسان همچنين هشدار داده اند که در حالی که ما هنوز نسل دوم کودکان خيابانی را نداريم با توجه به سن بچه های خيابانی تا چند سال ديگر اين کودکان خود صاحب فرزند می شوند و آن زمان برای جلوگيری از گسترش پديده کودک خيابانی دير است. هر چند جنايات پاکدشت - که 22 پسربچه توسط دو کارگر 25 ساله ربوده و پس از تجاوز، به قتل رسيدند - اذهان عمومی را متشنج و مادران و پدران را در مورد کيفيت تدابير امنيتی در سطح جامعه تا حدودی متوحش کرده است، معضل گسترش روز افزون کودکان خيابانی و نسل دومی که در پی اين پديده خواهد آمد، نگرانی جديد کارشناسان اجتماعی در ايران است. جامعه شناسان موضوع کودکان خيابانی را با مسئله مهاجرت از روستاها به شهرها مرتبط می دانند. نظر شما چيست؟ معضل کودکان خيابانی را چگونه می توان حل کرد؟ چه کسی مسئول ظهور و گسترش اين پديده است؟ در حالی که مسئولان هشدار داده اند در صورت بی توجهی هيچ ضمانتی برای جلوگيری از تکرار جنايات پاکدشت نيست، چگونه می توان از وقوع آن جلوگيری کرد؟ نظر خود را برای ما بفرستيد تا به نام خودتان درج کنيم. البته در ايران معضل کودکان خيابانی يک پديده جديد نيست و حتی در پر رونق ترين دروان اقتصادی اين مرز وبوم، اين معضل مشاهده شده است. منتها، در گذشته اين کودکان عموما دارای وجه مشترکی بودند و عموما اقليت های مهاجر بودند که بدليل نداشتن ممر درآمد از محل ثابت، از همه امکانات خود از جمله کودکانشان نيز استفاده ميکردند. ولی امروز، اين پديده صرفا به قوم خاصی مربوط نمی شود، بلکه نتيجه کم توجهی مسئولان امر به امور معيشتی مردم در برنامه ريزی های اقتصادی است که به نوبه خود از خط مشی های سياسی ناشی ميشود. همواره اصرار براين است که مردم خود را در حين مبارزه با استکبار جهانی فرض نمايند و تا زمانی که اين نهضت ادامه دارد، توجهی به زندگی مادی نکنند و فقط به فکر ضربه زدن به پيکره استکبار باشند تا بالاخره عدالت اجتماعی برقرارشود. در اين رستا، رسانه های دولتی نيز به جای داشتن گوشه چشمی به توسعه فرهنگی جامعه، تمام نيروی خود را صرف تفهيم اين خط مشی به مردم نموده است. يکی از نتايج نامطلوب اين رويه، گسترش معضل کودکان خيابانی است. تعدادی از اين کودکان، نتيجه مستقيم مهاجرت خانواده آنها از روستا به شهر بدليل تقسيم ارضی کشاورزی بر اساس قوانين سنتی انحصار وراثت است. دراين رابطه، توسعه ارتباطات، مشاهده امکانات شهری و درک محروميت های روستايی موجب تسريع و تشديد اين نوع مهاجرت شده است. تعداد ديگر را فرزندان سرراهی تشکيل ميدهند که اوليايشان علی رغم عدم توانايی در سرپرستی فرزند، به روشهای پيشگيری از بارداری های ناخواسته يا عقيده ندارند و يا آشنا نيستند. بخش ديگر اين کودکان عمدا نجات يافتگان بارداری های ناشی از روابط جنسی پنهان هستند که مادرانشان از ترس آبرو و يا مجازات های کيفری برسرراه می گذارند. بديهی است که احتمال بزهکاری از جانب هر يک از اين کودکان خيابانی به مراتب بيشتر از آنهايی است که در دامن خانواده بزرگ شده اند و مسئولين نيز جز اعمال مجازات های سنگين در صورت بزهکاری، برنامه مؤثری برای پيشگيری از وقوع آن ندارند. از اينرو، آنها تنها ميتوانند بزهکاران نظير جانيان پاکدشت را از طناب دار ضخيم تری بياويزند، و يا مرتفع تر اعدام کنند و حتی چندين بار طناب دار را بالا و پايين کنند. هيچ يک از اين اقدامات در مرحله اجرای مجازات اعدام به اندازه يک اقدام پيشگيرانه جلوی وقوع فجايع انسانی را نخواهد گرفت. شاهد - تهران اگر خوب دقت کنيم اين موضوع با ساير موضوعات در ايران هماهنگ است. به عبارت ديگر حل مشکل کودکان خيابانی در اين نظام خود نوعی بی نظمی ميباشد. همان گونه که رتبه های نخست در المپيادها برای جوانان ايرانی نيز در اين نظام نوعی اختلال در سيستم را نشان ميدهد که با مهاجرت آنان به کشورهای دارای نظم انسانی اختلال فوق مرتفع ميگردد. آريا - تهران اين جمله را که يادگار دوران کودکيم می باشد هرگز نمی توانم فراموش کنم که می گفت: نگاه نکن کارت را انجام بده تو راهم به مدرسه می فرستيم. اين پاسخ، به نگاه کودکی بود به هم سن و سالهايش که ازمدرسه باز می گشتند و او کارمی کرد و کارشناسان و مردم و حاکمان نمی شنيدند و خدامی داند اين نسل چندم است که ازکودکی شروع به کار نموده و در نهايت با جامه فقر سر بر خاک خواهدگذاشت. غلام غلامی تا زمانی که اين نظام ناکارآمد سر کار است و تمام سرمايه کشور را صرف بقای خود... می کند مملکت ما هر روزه رو به سقوط اقتصادی و به تبع آن سقوط فرهنگی و سياسی و اجتماعی می رود. حسن - تهران با توجه به دولتی بودن اقتصاد در ايران مسئوليت اين گونه پديده های اجتماعی کاملا بعهده دولت است. رژيم به يکه تازی در صحنه سياسی راضی نيست و قدرت بلامنازعش را در صحنه اقتصادی هم بسط داده وجلوی سرمايه گذاران خارجی را گرفته. مشکل اقتصادی ايران ناشی از پتانسيل ضعيفش در اين زمينه نيست بلکه کاملا سياسی است. سلامت کودکان خيابانی که خودی محسوب نمی شوند! رژيمی که با اين توان اندکش ميلياردها دلار در زمينه ساخت سلاح های هسته ای برای به زانو درآوردن جهان متمدن سرمايه گذاری می کند طبيعی است که اولويتهای خود رااينگونه انتخاب کند. کاوه مشروطه خواه - اردبيل به عقيده ی من کودکان خيابانی در همه جا هست ولی در هيچ جا مثل ايران نيست که از اين معضل به عنوان يک اشتغال زايی برای يک گروه خاص استفاده می کنند. از جمله در جمع آوری آنها و يا تغذيه آنها که خيلی از اين طريق امرار معاش می کنند و دوست دارند هميشه کودک خيابانی باشد وبا اين شعار مسئولان در جمع آوری آنها فقط سعی دارند عده ای خاص را به سر کار ببرند. وگرنه آمار کودکان خيابانی کم نشده و حتی در حال بالا رفتن است. عبدالرسول - ياسوج بايد اين امر در بين کليه پدرو مادران ترويج شود که آنان مسئول سرنوشت فرزندان خود می باشند و وجدان آنان را بيدار کرد تا به راحتی باسرنوشت کودک بازی نکنند. اماوی شايد بيش از ۱۰سال است که با کودکان خيابانی مواجه شده ام که به طور تکی يا چند نفره مردم را وادار به خريد آدامس، شکلات، بيسکويت، فال حافظ، دعا و ... می کنند. در طول اين سالها فراوانی آنها در سطح شهر به انحاء مختلف زياد شده است. در اتوبوس، مترو، پشت چراغ قرمز و کنار مغازه ها. اگر بيرون برويد به احتمال زياد با آنها مواجه خواهيد شد. بعضی از آنها بسيار سمج و بعضی ديگر مظلوم و کم رو هستند که احتمالا توسط بعضی ديگر اجير شده و مجبور به اين کار شده اند. حتی بعضی قيافه های خوشگل و تميزی دارند که انسان تعجب می کند که پدر و مادر اينها کيستند؟ چرا اين قدر زيادند؟ قبلا همه پسر بودند ولی الان تعداد زيادی از آنها دختر هستند، دخترهايی از سنين ۶ تا ۱۲ سال. پديده ديگری که زياد شده اين است که مردی را می بينی که دست يک کودک را گرفته و به واسطه آن کودک گدايی کرده واز مردم و مغازه ها پول می گيرد و با دقت می شود فهميد که اين کودک يک فرزند دروغين است که از او به عنوان کالايی برای گدايی استفاده می شود. حتی بعضی از اين بچه ها آن قدر معصوم و از فرهنگ گدايی به دور هستند که آن پدر دروغين بايد مدام به او آموزش بدهد. متاسفانه اين کودکان مجبور به سقوط در فرهنگی هستند که عاقبت آن معلوم نيست. شخصی می گفت که دلالانی هستند که بچه ها را به طور گروهی از دهات و خانواده ايی می آورند که حاضرند در قبال پول بچه هايشان را در اختيار آنها بگذراند. زمانی بود که چارلز ديکنز داستان اليورتويست را نوشت. اکنون آيا کارشناسان می توانند توضيح دهند که اين کودکان چه کسانی هستند؟ فاطمه - تهران بر اساس مشاهدات خود و شنيده هايی از ديگران، اين وضعيت متاسفانه مختص جامعه ايران نيست بلکه پديده ای است که در جهان رو به گسترش است و شايد يکی از دلايل آن اختلاف روبه افزون درآمدها است. در ايران انجمنها و سازمانهای متعدد دولتی و خصوصی وجود دارند که مدعی هستند کمکها و صدقات مردم را به دست نيازمندان می رسانند با اين حال اين پديده در کنار پديده های ديگری همچون اعتياد، بيکاری، جنايت و گسترش فحشاء رو به افزايش است. به اعتقاد من در اين افزايش عوامل متعددی نقش دارند که ميتوان گفت به تمامی از مسئوليتهای دولت و نظام ميباشند. به علاوه به نظر من عملکرد سازمانها و انجمنهای خيريه نيز نيازمند بازنگری است. به نظر من اين بنگاهها بيش از آنکه در حل مشکل ياری رسان باشند، به تکدی پروری و يا تحقير نيازمندان مشغولند. من پيرزنی را ميشناختم که در سال ۱۳۸۰ ماهيانه هفت هزارتومان از کميته امداد دريافت می نمود و اين در حالی بود که فرد کمک رسان (کارمند اين کميته) بيش از صد وهفتاد هزار تومان حقوق دريافت می نمود. کوچک کردن و کارا نمودن اين تشکيلات و کمک به رفع فقر به جای کمک به فقير بايد در اولويت کارهای اين انجمن ها باشد. مجيد - تهران فقر اقتصادی و فاصله طبقاتی عمده ترين دلايل اين معضل می باشند، همچنين عدم کارايی سازمانهای دولتی در رسيدگی به اينگونه معضلات و رسيدگی به فقرا و امداد رسانی به آنان باعث تشديد اين وضعيت است. که بخشی از اين ناتوانی سازمانهای دولتی نيز ناشی از فقر اقتصادی دولت است که امکان هزينه کردن در اين راستا را ندارد. پيشنهاد من حمايت و همکاری سازمانهای بين المللی از موسسات خيريه و افراد خير در جهت حل بخشی از اين مشکل می باشد که شخصاً حاضر به راه اندازی و ايجاد چنين موسسه ای در جهت رسيدگی و تامين آموزش کلاسيک و حرفه ای به اين کودکان می باشم. محمد رضا خلفی - زنجان در کشورهای متمدن وقتی به کسی ظلم می شود يا اتفاقی مشابه فاجعه پاکدشت و در ابعاد بسيار کوچکتر رخ می دهد صدای اعتراض جمع کثيری بر می خيزد ولی در کشور ما بايد خود شخص حتماً طعم آن ظلم را بچشد تا نسبت به آن اعتراض کند چون مردم مسائل را به صورت اجتماعی نمی بينند بلکه به صورت فردی می بينند بنابراين مسائل اجتماعی به سادگی در کشور ما حل نمی شوند. عليرضا - تهران مشکلات کودکان بی سرپرست تنها يکی از هزاران مشکل اقتصادی ايران است. اميدوارم با بهتر شدن وضع اقتصادی ايران در سالهای نزديک، در وضع کودکان بی سرپرست نيز بهبود حاصل شود. محمد کاظم فرقانی - يزد کودکان خيابانی را بهتر است فرستادگان به خيابان ناميد و در آينده گردانندگان خيابانها خواهند بود تا آنجا که هر گروه با اين دسته اهدافش را جلو می برد. مسعود - شيراز معضل کودکان خيابانی در کشور پولداری همچون ايران که روی انواع طلا خوابيده بسيارغم انگيز است . آيا ميدانيد پول يک ماه افزايش قيمت نفت که در حال حاضر ۵۴ دلار به فروش می رسد که برای عمليات های تروريستی استفاده می شود را می توان برای ايجاد کار برای خانواده آن عزيزان استفاده کرد؟ و با اين کار نه تنها ديگر کودکان خيابانی را نخواهيم ديد بلکه جلوی فقر و فحشا و جنايات و ديگر جرم های اجتماعی مانند جنايت پاکدشت گرفته خواهد شد. به اميد روزی که جای کودکان ما در مدرسه باشد . حميد - انگلستان خانه از پای بست ويران است. قوانين، حقوق اقشار وافراد مختلف را تعريف و تعيين ميکنند و حاکمان با بکارگيری امکانات کشور که در اختيارشان است ، قوانين را به اجراء در می آورند. در قوانين حاکم بر کشورمان، تعريف حقوق کودکان، زنان و ... آسمانيست و بر مبنای احتياج زمينی انسان تدوين نشده، به دليل اينکه توسط کسانی تهيه شده که با جهان مدرن قرنها فاصله دارند و قوانين را فقط بسان ابزاری برای سيطره خود بر جامعه تدوين کرده اند. امکانات وسيع کشور را در جهت سرکوب و اشاعه تفکرات عقب افتاده... حمايت از بنيادگرايان و رفاه خود و اقشار بالای جامعه به کار گرفته اند. جای کودکان پشت ميز مدرسه است. با يک دهم بودجه نيروههای امنيتی رسمی و موازی می توان شرايط تحصيل و يک زندگی انسانی برای اين خيل عظيم فراهم کرد. اين کودکان سرمايه اصلی فردای ما هستند، اگر در بر همين پاشنه بچرخد، آينده ای بهتر از اعتياد، جنايت، سرقت و .... نبايد انتظار داشت. بی عدالتی می رود که تمام بنيانهای انسانی را در جامعه ما دگرگون کند. واکنش فردای کودکان خرد شده امروز به جامعه، مشابه جنايات کور پاکدشت خواهد بود. با کدام بذر حمايت و محبت، خصائص انسانی کشت کنند. فردا را بايد امروز دريابيم. بهروز فدايی - لاهه (هلند) تا زمانی که اين حکومت بر سر کار است اين معضل توليد و باز توليد خواهد شد، و دولت هايی (آلمان و انگليس) که از اين حکومت حمايت می کنند در اين امر شريک هستند... هرکه باد بکارد طوفان درو ميکند. سامان ولائی - فرانکفورت آلمان معضل کودکان خيابانی تا وقتی که اين حکومت سر کار است ادامه دارد، چون اين رژيم به فکر مردم ايران نيست بلکه به فکر مسائل تروريستی در دنياست تا بتواند به عمر خود ادامه بدهد. اين رژيم برای ايران جز فساد و تباهی چيز ديگری ندارد و تا هست اوضاع بر همين منوال خواهد بود. سوری بهمن - آلمان |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||