BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 17:18 گرينويچ - پنج شنبه 26 اوت 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
چگونه مدهای غربی ايرانی می شود
 
دختر شاهسون
دختر شاهسون (آذربايجان) در لباس محلی خود
سياستگذاران ايران پس از روی کارآمدن حکومت جمهوری اسلامی در اين کشور همواره به "مد" در قالب پديده ای غربی می نگريستند و با آن در چارچوب "تهاجم فرهنگی" برخورد می کردند.

اما سخنان اخير رهبر ايران که آشکارا به مد و استفاده از آن به عنوان ابزاری برای رواج دادن پوشش اسلامی و ملی اشاره کرد حکايت از تغييری در نگرش سياستگذاران ايران به مقوله مد می کند.

در پی آن، رئيس کميسيون فرهنگی مجلس شورای اسلامی از هم بررسيهای اين مجلس برای رواج دادن مدهای ايرانی و اسلامی خبر داد.

با اين بهانه، از پريدخت عابدين نژاد که از طراحان لباس و مد در ايران است خواسته ايم به تشريح وضعيت مد در ايران بپردازد و ديدگاه خود را درباره مد در ايران عرضه کند.

شما نيز پس از مطالعه ديدگاه خانم عابدين نژاد می توانيد نظر خود را درباره مد در ايران در اختيار ما قرار بدهيد تا به نام خودتان در همين صفحه به چاپ برسد.

پريدخت عابدين نژاد، طراح لباس در ايران:

در گذشته اين گونه بوده است که طبقات متمول مد را ايجاد می کرد و طبقات فرودست مد را تقليد می کرد.

طبقات ثروتمند برای اينکه تفکيکی از طبقات فرودست داشته باشد دائم در حال تغيير و تحول مد بودند.

در نگاهی بدبينانه، اکنون در سطح جهان مد به گونه ای درآمده است که طبقات متمول جای خود را به کشورهای توسعه يافته داده اند و طبقات فرودست به کشورهای در حال توسعه.

ايران هم در اين ميان به عنوان کشوری در حال رشد، همان گونه که در عرصه های فرهنگی از کشورهای توسعه يافته تقليد می کند، در عرصه مد هم به تقليد از اين کشورها می پردازد.

.

مدهای غربی خيلی سريع و شايد حداکثر ظرف دو ماه به ايران انتقال پيدا می کنند.

مردم ايران از هر طبقه اجتماعی که باشند با فراخور شرايط خود لباسی می پوشند که هم با معيارهای اجتماعی هماهنگ باشد و هم از الگوهای جهانی عقب نماند.

 ما طراحان لباس، از مدهايی که در غرب به وجود می آيد اطلاع حاصل می کنيم و به سفارش توليدکنندگان پوشاک در ايران، مدهای غربی و تحولاتی که در آنها پديد می آيد را با الگوهای پوششی ايران تطبيق می دهيم و طرح تازه ای به وجود می آوريم
 
پريدخت عابدين نژاد

ما طراحان لباس، از مدهايی که در غرب به وجود می آيد اطلاع حاصل می کنيم و به سفارش توليدکنندگان پوشاک در ايران، مدهای غربی و تحولاتی که در آنها پديد می آيد را با الگوهای پوششی ايران تطبيق می دهيم و طرح تازه ای به وجود می آوريم.

گاه هم پيش می آيد که طرحهای ما ابتکاری و بر اساس الگوهای سنتی ايرانی است اما مسئله اينجاست که نگاه ما به الگوهای سنتی، نگاهی غربی است.

قوميتهای مختلفی در ايران زندگی می کنند و الگوهای پوششی بسيار متنوعی دارند، اما اين الگوهای پوششی را ابتدا غربيها کشف کرده اند و اين کشف آنها بوده که توجه ما را جلب کرده است.

اکنون تحقيقات زيادی در ايران روی لباسهای محلی و فرهنگ پوششی اقوام مختلف ايرانی انجام می گيرد و ما طراحان بر اساس طرحهای زيبايی که در لباسهای ايرانی هست الگوهای تازه ای طراحی می کنيم که در عين زيبايی، کاربردی هم باشد.

ولی از اين الگوها استقبال محدودی می شود و تنها افرادی به استفاده از آنها می پردازند که مثلاً هنرمند باشند يا علاقه خاصی به فرهنگ ايرانی داشته باشند.

نمونه ای از لباسهايی که با توجه به الگوهای سنتی ايرانی طراحی شده، مانتوهای بلند جلوبسته ای است که جلوی يقه اش چاک می خورد و روی آن خامه دوزی و تزئين شده است.

 نگاه ما به الگوهای سنتی، نگاهی غربی است و اين غربيها بوده اند که لباس سنتی ما را کشف کرده و توجه ما را به آنها جلب کرده اند
 
پريدخت عابدين نژاد

مد در ايران مثل چيزهای ديگری که از غرب آمده، همچون سينما و هنرهای ديگر، کاملاً ايرانی شده است و محدوديتهای پوششی که در ايران هست ويژگيهايی به مقوله مد در اين کشور بخشيده است: مدهای لباس در ايران هم زيبا هستند و هم جهانی.

همين محدوديتها باعث شده است که جوانها در پوشاک خود خيلی تنوع به کار ببرند يا از تزئيناتی استفاده کنند که شايد در ديگر کشورهای جهان چندان رايج نباشد.

محدوديت خلاقيت را افزايش می دهد و من به عنوان طراح لباس در همين محدوديت به نکات بسيار زيبا و جذابی می رسم.

خود من سالها پيش مانتوی بلندی طراحی کردم که خيلی پوشيده بود.

اين مانتو که به شکل دوتکه بود مثل عبايی به نظر می آمد که زير آن لباس پوشيده شده و به همين دليل به مانتوی عبايی مشهور شد و خيلی مورد استقبال قرار گرفت.

در چارچوب محدوديتهايی که در ايران وجود دارد هر الگوی پوششی را می توان جا انداخت و سياستگذاران کشور هم می توانند از طريق طراحی مدهای موردنظر خود الگوی پوششی را که مطلوب می دانند در جامعه جا بيندازند اما موفقيتشان در گرو تبليغ است، نه اجبار.

طرحهای سنتی ايرانی خيلی زيبايی وجود دارد، برای مثال لباسهای دوران کريمخان زند (نيمه دوم قرن هيجدهم ميلادی) که می توان از آنها برای طراحی الگوی پوششی که مطلوب سياستگذاران ايران استفاده کرد اما برای رواج دادن اين الگوها بايد کار زيادی انجام شود، نظرسنجی صورت بگيرد و تبليغ درستی صورت بگيرد.

ديدگاههای شما

نمی دونم چرا اين مدهای که از کشورهای اروپايی و آمريکايی (بجز آمريکای لاتبن) مياد يه طورايی مخصوص ايرانه و نه کشورهای جهان سوم و بعد از اينکه از چند تا از بچه ها می پرسم چرا اينا رو می پوشيد ميگن مد روز تمام دنياست ولی يه پروفسور که الان اسمش تو ذهنم نيست و در برنامه تا انتها در شبکه خبر ايران صحبت می کرد ميگفت من سه روز پيش از سفر مديترانه ای برگشتم ولی هيچکدوم از اين مدهايی که دوستان ميگن مد روز دنياست رو نديدم . خب! به اين سؤال جواب بدين پس اين مدها غير از ايران کجای ديگه کاربرد دارن؟ علی منصوری

چون منبع توليد مد و فناوری هردو در غرب است، سازگاری آن ملل با نوآوريها تدريجی و نامحسوس است، در حالی که در کشورهای واردکننده مد و فناوری، ظهور پديده های نو، بخصوص بين جوانان، همراه با کنارگذاشتن ناگهانی عادتهای قديم و روی آوردن به پديده های نو خواهد بود. اگر خرد جمعی در اين پذيرش دخالت داده شود، جنبه هايی از نوآوری که متناسب با شرايط کشور گيرنده نيست بتدريج حذف شده و تغييراتی بتدريج در آن اعمال می شود که منجر به سازگاری آن با شرايط جديد باشد. برخی طراحان مد در غرب نيز اکنون توجه زيادی به اين امر نشان می دهند و با مطالعه جنبه های سنتی و فرهنگی ملل مختلف سعی در ايجاد "مد"هايی دارند که در کشورهای ديگر نيز مشتری پسند باشد. مسيح فروتن - انگلستان

برخی لباسها و مدهای رايج در ايران (بخصوص شهرهای بزرگ) از الگوهای اصيل ايرانی اقتباس نشده و لباسهای امروزی رايج در جامعه ما بيشتر تحت تأثير فرهنگهای ديگرند. در ايران بايد تيمی متخصص از جامعه شناسان، روانشناسان، هنرمندان و طراحان لباس به طور مستمر و دائم برای طراحی، ايجاد، توليد و حتی تبليغ مدهای اصيل ايرانی و در عين حال نحوه استفاده از مدهای خارجی و گذشته در الگوهای ايرانی تحقيق و فعاليت کند تا الگوها و مدهای زيباتر و در عين حال سازگار با شرايط اجتماعی و اقتصادی ايران برای خانمها و آقايان عرضه کند. اگر خانم يرانی دوست دارد لباس کوتاه بپوشد بهتر است لباس کوتاه مدل ايرانی بپوشد و نه مدل لباس آن هنرپيشه مرد يا زن همجنسباز غربی را. بسياری گمان می کنند نوع لباس در رواج فساد مؤثر است. شايد بين رواج برخی فسادها و نيمه عريان بودن افراد همبستگی مثبتی وجود داشته باشد ولی حقيقت اين است که فساد موجود در جامعه ما ريشه در فقر و وضعيت بد اقتصادی دارد و نه مد لباس. خانمها لباس کوتاه را برای رواج فساد نمی پوشند بلکه برای نمايش زيبايی خود اين کار را می کنند، زيبايی ای که به دليل مجرد بودن تا سن سی سالگی از سوی همسری تحسين نشده است، لذا بناچار اين زيبايی را در خيابان ارائه می دهند و با گذشت زمان جوانترها نيز بدون توجه به ريشه آن به تقليد از آنها می پردازند. م. معصومی - تهران

اگر به نظريه رهبر واقعاً عمل شود می توان اميدوار بود که بسياری از زنان از دست حجاب برتر راحت شوند، لباسهای سنتی ايرانی علاوه بر اينکه پوشش مناسبی ايجاد می کنند اگر از پارچه رنگی همان گونه که بر تن بعضی اقوام می بينيم استفاده شود در شاد کردن و طراوت بخشيدن به روحيه جامعه مؤثرخواهد بود، علاوه بر اينکه می تواند عامل خوبی برای جلب توريست باشد. سيما - تهران

نکته‌ای که بسياری از دوستان ناديده می‌گيرند اين است که پوششی که به شکل شلوار، يعنی دو پاچه مجزای پارچه‌ ای که در بالا به هم دوخته‌شده و کت با آستين‌ لوله‌ای شکل و قسمتی که در جلو بسته می‌شود اساساً ايرانی است. در بيشتر قومهای باستانی پوشش به شکلی پارچه‌ يا پارچه‌ های يک تکه‌ای بوده که به روشهای مختلف دور بدن پيچيده می ‌شده مانند پوشش رومی و يونانی، مصری و هندی. دامنها و رداهای بلند هم نوعی ديگر از پوشش متداول دنيای قديم بوده. اين ايرانيان بوده‌ اند که نزديکترين پوشش به کت و شلوار امروزی را ابداع کرده ‌اند و در نقوشی که از دوران هخامنشی باقی است می‌ بينيد که پوشش مردان شلوار گشاد و بالاپوشی شبيه به کت‌ بلند است. به اين ترتيب می‌توان گفت که پوشش ايرانی طی قرون بتدريج به تمامی کشورهای جهان رفته و امروز پوشش مدرن غربی ريشه در اصل ايرانی خود دارد يا به بيانی رايجترين پوشش مردان در تمام دنيا، در اصل ايرانی است. ش. ش - لوزان (سوئيس)

به بسياری از کشورهای دنيا مسافرت کرده ام در تمام اين کشورها مردم هم از لباس بومی و سنتی خود استفاده می کنند و هم از لباس غربی. لباس غربی به هيچ عنوان باعث از بين رفتن لباس سنتی آنها نشده است اما در ايران، حکومت با دخالت در ساده ترين مسائل زندگی به بهانه آنکه ممکن است سنتهای اسلامی از بين برود همه چيز را پيچيده و غيرقابل حل کرده است. پوشش جزء مسائل شخصی و انفرادی است و به هيچ عنوان دولت و حکومت نمی تواند در آن دخالت کند. اگر در ايران اين مورد به وجود آمده، به دليل جهل و عدم اطلاع مردم ماست که به حکومت به دلايل واهی حق دخالت در همه امور زندگی خود را می دهند. امير - تهران

جمهوری اسلامی نمی تواند برای هفتاد ميليون آدم مختلف لباس واحد طراحی و همه را ملزم به پوشيدن آن کند. با توجه به اينکه الگوهای رفتاری و مد لباس در همه دنيا شبيه هم می شود و ما هم خواه ناخواه از باقی کشورها جدا نيستيم تا حدودی بايد تغييرات جهانی را بپذيريم. هر چيزی که از غرب بيايد لزوماً خوب نيست ولی شخصاً فکر نمی کنم جوانان اين دوره حاضر باشند مانتوی گشاد و لباس يقه بسته آخوندی بپوشند. حريا - تهران

همان طور که خانم عابدين نژاد هم گفته اند، مشکل نگاه ما و سياستگذاران به مد نگاهی غربی است، اين هم از عدم شناخت فرهنگ ايرانی نزد ايرانيان ناشی می شود، در ايران هر لباسی که خوش رنگ يا دارای تزئين باشد، غربی تلقی می شود، نيروهای به اصطلاح مبارزه با مفاسد اجتماعی هم بدون هيچ گونه آگاهی در خيابانها راه می افتند و مثل عروسک کوکی به هر کس که لباس رنگی يا تزيين شده پوشيده باشد (مخصوصاً خانمها) با لحنی تمسخرآميز تذکر می دهند. ما به جای اينکه بخواهيم فهرستی از موارد مجاز در جامعه ارائه بدهيم و هر از چند گاهی با تغيير اين فهرست مردم را به بازی بگيريم، بهتر است حد آستانه قابل تحمل حکومت را مشخص کنيم تا تکليف مردم روشن باشد، اما با اقداماتی که حکام انجام می دهند، عدم علاقه شان به تدوين اين چهارچوب به چشم می خورد. رضا - اروميه

تنوع و تکثر در مدل لباس را می پذيرم و حتی می پذيرم که بايد در چادر نيز تنوع رنگ و اشکال مختلف باشد اما معتقدم اين تنوع و تکثر بايد در قالب حفظ فرهنگ بومی و ملی و مذهبی ايران باشد. البته همانطور که می دانيم روند پرقدرت جهانی سازی که برهويتها و فرهنگهای ملی تأثير بسيارمخربی گذاشته تاحدود زيادی مانع از قدرت انتخاب افراد می شود. درواقع اين روند جهانی سازی است که در بسياری از زمينه ها الگوی خودرا تحميل می کند اما هنر ملتهايی که می خواهند با اين روند کناربيايند بايد معطوف به حفظ هويت ملی و کنارآمدن با تغيير روزافزون در عرصه های مختلف زندگی بشر امروزی باشد، به عبارت ديگر، مديريت تغيير نزد جوامع غيرغربی بايد بسيار حساب شده باشد تا همزمان با تغييرات روزافزون به حفظ هويتهای ملی همت گمارد. سعيد - تهران

در پديده جهانی شدن محدوديت معنی ندارد و منظور حکومت ايران از لباس ملی بيشتر لباسی است که نشاندهنده هويت دينی باشد نه ملی، چون بيش از بيست و پنج سال است هويت ملی به هر نحو ممکن در حال سرکوب شدن است، با تمام سنتهايی که به نحوی با هويت ايرانی در ارتباطند بشدت مخالفت می شود و حتی با برگزارکنندگان اين مراسم هم برخورد می شود، همانطور که مردم هر سرزمينی برای خود زبان و آداب خاصی دارند لباس نيز قسمتی از هويت هر قوم است. ولی همين لباسهايی نيز که اکنون به عنوان پوشش معمول موجود است مطمئناً لباس ملی يا سنتی هيچکدام از کشورهای غربی نيست. در دنيای صنعتی امروز ديگر نمی توان از لباس سنتی استفاده کرد زيرا اين لباسها مناسب کارهای امروزی نيستند و بيشتر دست و پاگيرند. به عنوان مثال در ژاپن آيا از کيمونو استفاده می شود؟ آيا کارمندان شرکتهای ژاپنی از کيمونو برای نشان دادن هويت خود استفاده می کنند يا در هند از ساری استفاده می شود؟ لباس پوشش است ولی اين پوشش در مکانهای مختلف و در زمانهای متفاوت تغيير می کند و اصولاً طراحی لباس ملی بسيار بی معنی و پوچ است. عليرضا - تهران

لباس پوست دوم آدم است، ما آدمها تا مرگ بايد همديگر را تحمل کنيم، چه پوستمان را و چه پوست دوم. شهاب براداران ديلمقانی - تهران

به عنوان ايرانی، وقتی زن يا مردی را می بينم که لباس سنتی و اصيل ايرانی اسلامی به تن دارد ناخودآگاه احساس آشنايی به من دست می دهد و زيبايی صاحب آن لباس برايم ايجاد آرامش و شادی می کند، زن يا مرد ايرانی در لباس اصيل و سنتی خود وقاری دارد و چهره آشنايی که هرگز در لباس عوام ندارد و در لباسهای جلف و تنگ با رنگهای تند و پوشش نامناسب بيگانگان باعث ايجاد نا امنی و ناراحتی و احساس اختلاف روحيات فاحش بين من و او در نظرم می شود. ربانی - مشهد

امروزه در پی گسترش فرديتگرايی در کشورهای غربی و به تبع آن و در حدی بسيار محدود در ايران، زبان لباس، اگر بتوان اين اصطلاح را پذيرفت، بيشتر متوجه بيان خواسته های فردی شده است تا آن نقش جمعی که قبلاً داشت. مشکل اين است که جمهوری اسلامی اين تحول را تاکنون برنتابيده و با تلاش شبانه روزی خواسته های فردی، و در اينجا سلائق فردی را در قبال اخلاق و ايدئولوژی حاکم زيرپا گذارده است. موفق خواهد شد اين نبرد را به نفع خود پايان دهد؟ نه، چنانکه تاکنون نيز نشده. دليل آن هم روشن است، جامعه برخلاف نظر حاکميت در مسير گسترش خواسته ها و حقوق فردی است. اگر من آزادم که فکر کنم، پس آزادم که آن را در کلام يا لباس يا هر وسيله ديگری که خواستم و توانستم بيان کنم. در پايان، ناگزيرم خرده ای بر نويسنده محترم بگيرم: محدوديت، برخلاف نظر خانم عابدينی، موجب خلاقيت نمی شود، بلکه تنها باعث می شود راههای فرعی و ميانبر و پردست انداز نيز مورد تجربه قرار گيرد. همزمان اما باعث می شود ارتفاع پرواز فکر و تخيل کوتاهتر شود تا آنجا که در نبرد ميان خواست فردی و اطاعت دولتی نيروهای خلاقه ملتی برای بيست وپنج سال و بر مدار کوتاه صفر صرف خواست طبيعی انتخاب لباس می شود. در مقابل نيز حاکميت تمام انرژی و پول را صرف خنثی کردن اين خواسته ها می کند. اما هر پديده ای ولو نادرست سودهايی نيز دارد، محدوديت انتخاب لباس نيز باعث طراحی و توليد لباسهايی با مهر و هويت ايرانی شده است، وگرنه در شرايط آزاد ما تنها مصرف کننده مدهای غربی می بوديم و بس. سعيد - کلمبوس (اوهايو - آمريکا)

زيبايی حق زن است، چه در لباس غربی چه شرقی. مطرح کردن اين مباحث در قرنی که هيچ مرزی بجز مرز جغرافيايی در دنيا نيست واقعا بچگانه است. سعيد کريمی - تهران

ترکمنها لباس ملی می پوشند. آنها هم زمان شاه و هم در نظام کنونی لباس قومی و محلی خود را می پوشند. البته منظورم در اينجا لباس دختران و زنان ترکمن است. لباس آنها رنگی است و رنگهای بسيار شادی دارد و عليرغم فشار جمهوری اسلامی ايران زنان و دختران ترکمن لباس محلی خود را می پوشند و اين لباسها با مدلهای بسيار جالبی تهيه می شود. متأسفانه در کشورمان در اين مورد مطالعات و تحقيقات کمی انجام گرفته است ولی اين لباسها ازسويی بسيار قشنگ و مطابق با زمانه است و از سويی نيز مغايرتی با خواسته جمهوری اسلامی ندارد. اين لباسها نسخه ای از لباسهای مد غربی نيست، بلکه لباسهايی است که زنان و دختران ترکمن نسل اندر نسل می پوشند و آن را حفظ کرده اند و هنوز جای آنها را مانتو يا هيچ لباس ديگری نگرفته است. در نظام جمهوری اسلامی حتی زنان و دختران ترکمن از کار بيکار شدند و کار رسمی و اداری خود را به خاطر لباس خود از دست داده اند. من با حرف طراح لباس، خانم عابدين نژاد موافقم که می گويد تنوع در لباسهای اقوام هست و اين غربيها بودند که آنها را کشف کردند ولی با آن قسمت از حرف ايشان که مدلهای غربی ظرف دو ماه به ايران انتقال می يابد موافق نيستم. شيرمحمدی - کلن (آلمان)

اگر کمی دقت کنيم متوجه می شويم که اکثر اعمالی که روزانه انجام می دهيم از غرب وارد کشور ما شده مثل بازی فوتبال که از انگلستان آمده يا همين کت و شلوار که از اروپا وارد ايران شده و مسئولان کشور از آن استفاده می کنند ولی در ايران به اين دليل از مد زياد صحبت می کنند و معتقدند مد غربی نبايد در کشور باشد که روش پوشيدن لباس پسرها و مخصوصاً دخترها به نماد مبارزه با اين حکومت بدل شده چراکه جمهوری اسلامی با اين شعار به وجود آمد که نه شرقی نه غربی: جمهوری اسلامی. کيانوش - شيراز

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران