|
چرا جنگ ايران و عراق به درازا کشيد؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روز يکشنبه (هشتم ماه اوت) شانزده سال از پايان جنگ ايران و عراق گذشت. اين جنگ هشت ساله يکی از مهیب ترين و پرتلفات ترين درگيری های نظامی دوران اخير بوده است و پايان آن نيز از مهم ترين روديدادهای تاريخ معاصر ايران است. با اين جنگ به دو کشور ايران و عراق زيانهای انسانی و مادی بی کرانی وارد آمد که جبران آن به اين زودی امکان پذير نيست. در نخستين روزهای جنگ ارتش عراق به رهبری صدام حسين با تسخير خرمشهر پيروزی بزرگی را به ثبت رساند. اما نيروهای ايران در سوم خرداد ۱۳۶۱ پس از چند ضدحمله، موفق شدند ارتش عراق را از خوزستان بيرون برانند و تمام خاک ايران را از اشغال عراقی ها آزاد کنند. در آن زمان اين خوش بينی قوت گرفت که جنگ به زودی پايان می گيرد. اما به زودی آشکار شد که به رغم مخالفت اکثريت مردم ايران و با وجود وساطت ها و فشارهای بين المللی، دولت ايران خواهان ادامه جنگ است و شعارهايی مطرح شد از جمله ادامه جنگ تا سرنگونی رژيم عراق و حتی ادامه جنگ تا "رفع فتنه در عالم". جنگ شش سال ديگر نيز با تلفات فراوان ادامه يافت، تا دولت ايران سرانجام در موضعی بسيار ضعيف تر قطعنامه ۵۹۸ شورای امنيت سازمان ملل را قبول کرد و به پايان جنگ رضايت داد. امروزه برای بسياری هنوز اين سؤال مطرح است، که چرا به جنگی چنين هولناک و زيانبار زودتر پايان داده نشد؟ در اين باره ميان کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد: ابراهيم يزدی، از سران "نهضت آزادی ايران" در گفتگويی با بی بی سی اظهار داشت که آيت الله خمينی، بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران، مايل به ادامه جنگ نبوده، بلکه سران آن روز کشور و مشاوران نزديک رهبر بوده اند که به هوای سرنگونی رژيم عراق، او را به ادامه جنگ ترغيب کرده اند. ولی صادق زيبا کلام، کارشناس مسائل سياسی ايران، عقيده دارد که رهبر انقلاب به ندرت تحت تأثير کسی قرار می گرفته و او خود بر ادامه جنگ اصرار داشته است. علی اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود آورده است که او بوده که در سال ۱۳۶۷ ناتوانی ايران به ادامه جنگ را به رهبر انقلاب گزارش داده و او را به پذيرفتن قطعنامه ۵۹۸ قانع کرده است. اما عماد الدين باقی، روزنامه نگار و صاحب نظر سياسی، باور دارد که مجموعه ای از مشکلات و عوامل، و بر رأس همه تلفات بالای جمهوری اسلامی، ناتوانی اقتصادی دولت و ضعف روحيه جنگاوران، دولت ايران را به اين نتيجه رساند که توان ادامه جنگ را ندارد و باید به صلح تن دهد. شما چه نظری داريد؟ به نظر شما علت رضايت ايران به پايان جنگ چه بود و چرا پيش از آن چنين اتفاقی نيفتاد؟ شما از پايان جنگ هشت ساله چه تجربه يا خاطره ای داريد؟ علت اينکه دولت ايران در آن زمان چرا جنگ را ادامه داد با وجود کمی نيرو و خستگی و تحريمات ايران که شامل خريد سلاح هم ميشد نامعلوم است ولی يکی از مهمترين علت های اتمام جنگ فشار دولت ايالات متحده به ايران بود. يکی از اخطارهای به ايران انهدام هواپيمای مسافربری در آبهای خليج فارس بود . محسن - تهران خيال خام صدام و سردمداران وقت کشورهای غربی باعث و بانی آغاز جنگ تحميلی در منطقه بود. آن ها به تصور آنکه انقلاب ما يک شبه پديدار شده و يک شبه هم از بين می رود صدام را تحريک کردند که به ايران حمله کند آن ها به طور کامل از ادبيات مقاومت و انقلاب بی خبر بودند وگرنه هرگز دست به اين کار عبث و بيهوده نمی زدند. طولانی شدن جنگ تنها به اين دليل بود که صدام و حاميانش نمی خواستند بدون دريافت امتياز کنار بکشند همانطور که پس از پذيرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل عراق دوباره به حمايت مخالفان ايران دست زد تا به خيال خود بتواند از اين آب گل آلود ماهی بگيرد. دولت ايران با حمايت همه جانبه مردم در اين هشت سال مقابل صداميان تا دندان مسلح ايستاد و حقانيت خود را ثابت کرد... محمد - مشهد فشارهای جريانهای درون کشور به رغم مخالفت آحاد مردم وکينه توزی صدام حسين که ادعای رهبری جهان عرب را داشت و قدرتهای فرا منطقه ای که در پشت پرده بر آتش جنگ می افروختند از عوامل طولانی شدن اين جنگ طاقت فرسا برای هر دو ملت شد. بابک دهقان - تهران برای اينکه حيات حکومت ايران وابسته به جنگ بود و تنها به اين بهانه می توانستند ندانم کاريهای خود را توجيه کنند همچنان که با جو کنونی حاکمين بر ايران برای نگهداری سلطه خود بر مردم از برقراری جنگی مجدد با يکی از همسايگان استقبال می کنند. جنگ، جوی ايجاد می کند تا منتقدين و صاحبان ايده به طرفداری از دشمن محکوم شوند و کانون توجه از حاکميت مرکزی به حاشيه مرزها منتقل شود و اين بزرگترين دستآورد جنگ خانمانسوز ايران و عراق بود. به اميد صلحی پايدار در منطقه و جهان. بهار - دبی اول اينکه يادمون نره که ايران شروع کننده جنگ نبود و دوم اينکه عراق بعد از آزادی خرمشهر قصد کنار رفتن نداشت چون از همان سالها خود را برای حمله شميايی آماده می کرد و سوم اينکه جامعه جهانی عراق رو به عنوان شروع کننده جنگ نمی شناخت و همين موضوع باعث دادن امتيازاتی از سوی ايران می شد وهمين دلايل تاحدودی برای ادامه يک جنگ کافی است. مهدی - تهران آيا کشورهای قدرتمند که دو کشور ايران و عراق را بازيچه قرار دادند و به هر دو طرف اسلحه و اطلاعات فروختند به جان هم بيافتند تا هر دوشان نابود شوند مقصرند يا حاکمان دو کشور که ۸ سال به بازيچه ای تبديل شدند و هنوز هم نفهميده اند که اگر جنگ چند برابر هم طول می کشيد محال بود کشورهای پيشرفته اجازه دهند يکی از دو کشور به پيروزی برسد. چرا بعضی از اظهارنظر کنندگان صدای شما باز هم می گويند آمريکا می خواست عراق پيروز شود. يا عده ای می گويند صدام ديوانه ای بود که بايد به مجازات ميرسيد. چه کسی حاضر است برای مجازات يک ديوانه که از نظر منطق غير قابل قبول است چنين هزينه گزافی پرداخت کند. داريوش - شيراز چيزيکه کاملا روشن است ايدوئولوژی دين سالاری و استفاده از منطق حق و باطل بود. ايران خود را حق می دانست و بقيه دولتها را باطل پس خيلی علاقه داشت که حکومت عدالت پيشه خود را به جهانيان تحميل کند و دنيا را از نيروهای شر پاک کند...همايون - تهران اگر ادامه جنگ خونين بين ايران و عراق را بر حسب مشاهدات ارزيابی کنيم، آنگاه بايد به دو عامل تأثير گذار داخلی و خارجی اشاره شود. اگر چه ادامه اين جنگ به مدت شش سال بعد از فتح خرمشهر، موجب تغيير مرزهای جغرافيايی بين دو کشور نشد، ولی به طرز معجزه آسايی موجب تثبيت موقعيت دستگاه حکومتی ايران شد بطوری که به نظر می رسد که دغدغه های فکری مردم در مورد جنگ موجب غفلت آنها از ساير جريانات سياسی شده، فرصت مناسبی را برای تسلط مطلقه به اوليای امر که دارای دو ارکان بازاريان و روحانيت هستند هديه نمود. اين فرصت برای ساير کشورها نيز ارزنده بود چرا که توانستند با يک تير دو نشان بزنند. از يک طرف، به جای ميانجيگری برای خاتمه جنگ، منابع اقتصادی هر دو کشور را هدف قرارداده، با فروش کلکسيون تسليحات خود، وضعيت متعادلی را برای طرفين جنگ برقرار نمايند بطوری که تا نابودی کامل اين منابع هيچيک پيروز از ميدان خارج نشود. از طرف ديگر، موجب ساقط شدن انقلاب مردمی ايران شوند که البته در عمل، ثابت شد که دستگاه حکومتی اين انقلاب دارای استعداد بيشتری در تبديل يک نهضت ملی به صرفاً شعار است. حتی کشورهای انسان دوستی که تسليحات نمی فروختند، مايل نبودند بخاطر درآمدهای حاصل از پروژه های بازسازی هر چه گسترده تر اين کشور جنگ خاتمه يابد. اگر منابع مالی عراق به پايان نمی رسيد و کشورهای همسايه و حتی خارجی مجبور نبودند از محل جيب خود عراق را سرپا نگه دارند اين جنگ می توانست نظير جنگهای داخلی آنگولا در افريقا و يا گواتمالا در امريکای مرکزی، برای چند نسلی ادامه يابد. شاهد - تهران حکومت ايران آرزوهای بلند پروازانه اش حاضر نشد که زودتر به جنگ پايان دهد. البته ارتش صدام هم تضمينی نداده بود که پس از قبول آتش بس مجدداً به ايران حمله ور نشود ! چون صدام ديکتاتوری وحشتناک و کاملاً غير قابل اعتماد بود. در اين ميان شرکتهای مختلف غربی و البته شرقی ( چينی و روسی) هم سودهای سرشاری بردند، جون به دو طرف سلاح می فروختند و جالب اينجاست که در اين زمينه حکومت ايران هميشه طرف غربی را محکوم می کند ولی اسمی از سلاحهای انبوهی که چين و روسيه به عراق فروختند، نمی برد. رضی - تهران من از نمونه هايی هستم که در سالهای آغاز جنگ برای دفاع از خاک ايران و انقلاب اسلامی به جبهه رفتم. تمام ديگر برادرانم هم به همين خاطر آمده بودند ايران، مردم و اسلام و نه هيچ چيزديگری. در جبهه پس از شکل گيری سپاه و قدرت ايدئولوژی ان به سپاه پيوستم. ولی آن افکار پاک به مرور با عقايد جنون آميز رنگ باخت؛ عقايدی که باعث از دست دادن برادرانم شد... پس از پايان جنگ به کناره جامعه پرتاب شديم. تعدادی از برادران سابق حال در مقابل ملت به اذيت و آزار آنها پرداختند، گويی فراموش کردند برای چه جنگيدند و سران مملکت هم از قبل جنگ به قدرت، ثروت و حذف افرادی که ملت به خاطر آنها پا به خيابانها گذاشته بودن نايل شدند و کار به جايی رسيد که به حذف افراد خانواده آيت ا.. خمينی نيز همت گماشتند... قربان - قم بعضی اسناد، زمينه سازی چند ساله رژيم بعثی برای شروع جنگ و اشغال قسمتی از ايران را اثبات می کند و از طرفی واضح است که شعارهای هر چند پر حرارت صدور انقلاب در گوشه و کنار يک کشور انقلابی نمی تواند دليل موجهی برای اعلام جنگ به آن باشد، بر اين اساس انتظار منطقی آن بود که جامعه بين الملل از طريق شورای امنيت همان گونه که قريب به چند ماه کويت را پس گرفت، حداقل در عرض چند ماه وقت می نمود و يک قطعنامه در محکوميت تجاوز ارضی عراق صادر می کرد(!)، ولی تنها پس از باز پس گيری خرمشهر و در حالی که هنوز شهر مهران و بعضی قسمت های ديگر در اشغال عراق بود، به خود زحمت داده و از طرفين دعوا (!) خواستند که به مرزهای خود عقب بنشينند، آن هم بدون هيچ اجبار يا ضمانت اجرائی و حتی تقبيح متجاوز. چنين رويکرد کاملا مغرضانه ای بود که وقتی با شور انقلابيون برای تنبيه متجاوز و اطمينان از عدم تکرار آن، بخصوص بعد از آن پيروزی بزرگ و همچنين حمايت بی دريغ غرب از متجاوز ترکيب شد راهی جز آن مسير پر تلاطم نيافت. خواست ايران در چند سال اول جنگ اقدام قانونی شورای امنيت برای احقاق حقوق پايمال شده و تنبيه متجاوز بود که تنها بعد از فشار نظامی ايران و اشغال فاو تا حدی صورت عملی به خود گرفت و آن تصويب قطعنامه ۵۹۸ بود که هنوز هم مسکوت است. غرب با "سياست چماق و هويج" از اين قطعنامه استفاده نمود تا فشار نظامی ايران را خنثی نمايد و در صورت مقاومت ايران به رودررويی کامل نيز بپردازد که چنين هم شد و جنگ در نهايت با قبول عدم توانايی از سوی ايران در شکست دادن جبهه متحد شده جهانی در اين برهه، پايان يافت. ناظر - تهران نظرات اکثر هم ميهنانم را خواندم ولی جوابی مستقيم به اين سوال نديدم و بلکه عادلانه نبود. بهنظر من جواب اين سؤال با تمام پيچيدگی هايش يک جواب کوتاه دارد: "سرسختی رهبر وقت ايران (آيت الله خمينی) در مقابل قلدری و آزمندی های رهبر وقت عراق (صدام حسين) بود که جنگ را به درازا کشاند. سيد محمد - کوالالامپور فکر می کنم يکی از مهمترين دلايل ادامه جنگ منافع اقتصادی حاصل از آن برای تعدادی از مقامات و افراد صاحب نفوذ بوده است بطوريکه شاهد بوديم طوری فضا در آن سالها تيره و تار بود که ابداً کسی جرأت اظهار نظر و ابراز خواست خود برای توقف جنگ نداشت و متأسفانه به خاطر اين که افرادی که همگی آنها را می شناسيم به سود های کلان برسند اين گونه عمل کردند و در نهايت هم به جايی رسيدند که مجبور شدند از ادامه جنگ دست بکشند. الف - مشهد صدام اسم خود را سردار قادسيه گذاشته بود و خوزستان را عربستان می ناميد و بعد از اشغال خرمشهر روی ديوارهای شهر نوشته بودند که ما آمده ايم که بمانيم او به هيچ قراردادی پايبند نبود و نمی ماند. مانند الجزيره و اشغال کويت به عنوان استان نوزدهم خود در نتيجه تصميم گيری بسيار مشکل بود و تمام خاک ايران آزاد نشده بود مانند نفت شهر و مهران. بهمن - تهران به نظر من علتهای مختلف وجود دارد که منجر به آتش بس شد من جمله مسايل اقتصادی، تلفات بيش از اندازه ، ... اما اينکه امام خمينی چرا ادامه داد من نمی دانم اما اين را می دانم که اين مقاومت برای جهانيان ثابت کرد که ملت مسلمان ايران شکست ناپذيرند. عابد حسين - پاکستان همه می دانيم که تقريبا دو سال پس از اشغال خرمشهر ارتش ايران توانست با تکيه بر جوانان از جان گذشته خرمشهر را پس بگيرد. اين اقتدار باعث بوجود آمدن روياهای شيرين در سر دولتمردان آن زمان شد و آنها تصور کردند به همين سادگی می توانند کربلا را تسخير کرده و با تسخير نواحی اطراف آن به فلسطين اشغالی برسند. آيا شعار " راه قدس از کربلا می گذرد " را به ياد می آوريد؟ محمد - قم بايد بگم اون سياستی که جنگ رو شروع کرد و سياستمدارانی که ايران و عراق رو به جان هم انداختند جنگی رو انتظار داشتند که تمام توان و بنيه دفاعی دو کشور رو نابود کنه و در ادامه اين سناريو جنگ خليج فارس و بعدش هم تسخير عراق بود. سند اين حرف هم فروش همزمان سلاح به دو کشور متخاصم از طرف آمريکا بود. اين جنگ بنيه دفاعی و نظامی ايران رو که قبل از انقلاب توسط امريکا قدرت پيدا کرده بود کاملا نابود می کرد و امريکا که ايران رو به عنوان ژاندارم منطقه ای خود در نظر گرفته بود نميخواست اين قدرت در اختيار ايران که حالا دشمن امريکا شده بود و ديپلماتهای اين کشور رو در گروگان داشت باقی بمونه. از طرف ديگه فکر چنگ انداختن به ذخاير نفتی منطقه بود که به تصديق سياستمدار های امريکايی، از سالهای خيلی قبل روی اون برنامه ريزی کرده بودند. پس اين جنگ اگر با فتح خرمشهر توسط ايران پايان می پذيرفت اين سناريو عملی نمی شد و انرژی صرف شده توسط امريکا کلاً به هدر می رفت پس بايد اين جنگ ادامه پيدا می کرد و بايد تحقيق کرد که اين فشارها چطور به قلب حاکميت ايران نفوذ کرده بود و اونها مجری سناريوی تلخ امريکا شده بودند. امير - تهران مسؤليت ادامه جنگ ايران و عراق بعد از فتح خرمشهر بر عهده ايران است. البته ايران در آغاز جنگ هم بی تقصير نيست. برای مثال ايران در سال ۵۸ درخواست سفر صدام به ايران را رد کرد. به نظر من يکی از دلايل سقوط شاه امتناع او از حمله به عراق بود. حکومت انقلابی ايران نيز بايد جنگ را طولانی می کرد. اولاً برای تثبيت خود بعد از بنی صدر و ثانياً برای تأمين اهداف اربابان امريکايی خود در جنگ سرد. از طرفی سياست امريکا و شوروی، نه شکست و نه بيروزی بوده است و هر زمانی که يکی از طرفين ضعيف می شد، آنها به کمک طرف ضعيف می آمدند. ضمناً يکی از شعارهای تبليغاتی جمهوری خواهان امريکا در انتخابات سال ۱۹۸۸ تمام کردن جنگ ايران و عراق بود و اين کار را با زدن هوابيمای مسافربری ايران و کندن اسکله های نفتی ايران انجام دادند. از ديگر دلايل اتمام جنگ، تمام شدن بودجه مالی کشور و کاهش استقبال مردم از جبهه ها و رسيدن برد موشکهای عراق به تهران است. محمد - تهران شروع جنگ عليه ايران درست بعد از آشفتگی کشور بعد از انقلاب ايران يک دسيسه از پيش طراحی شده بيش نبود. کشورهای غربی و امريکا وقتی از گزينه اول که همان ناکام ماندن انقلاب بود قطع اميد کردند ، گزينه دوم که همان جنگ خانمانسوز و ويرانگر عليه ايران بود را به اجرا گذاشتند از چند جهت، از يک طرف مجاهدين خلق و از طرف ديگر عراق. و همانطور که همه شاهد بوديم سيل کمکهای نظامی ( بخصوص سلاحهای شيميايی از طرف کشورهای فرانسه - آلمان - انگليس) ، کمک مالی از طرف آمريکا و فرستاده شدن نيروی کمکی عظيم از کشورهای عربی ، صدام را مصمم نمود که کينه ها و بغضهای گذشته خود را التيام بخشد. صدام در پی اينکه نام خود را به عنوان فاتح ايران ثبت کند و کشورهای غربی و آمريکا در پی اهداف خود، بخاطر اينکه گزينه سومی برای آنها وجود نداشت. برديا - تهران شروع و ادامه جنگ هشت ساله از نظر گروههای درگير و استفاده های زمانی بايستی بررسی گردد. حيات نظام حکومتی ايران در گرو ادامه جنگ و استفاده از حال و هوای جوانان و اعتقادات عوام مردم در جهت استيلای سياسی و اقتصادی بر ايران بوده است. چنانچه استفاده حکومت ايران از قيامهای کور و غلط گروهکها نيز چنين بوده و هست. آيا سراغ داريد حکومتهای غيردموکراتيک را که بدون درگيری و ايجاد بلوا دارای حيات شده باشند. آقازاده ها از دلالی اسلحه و قربانی کردن جوانان بوجود می آيند. آماری از سردمداران داريد که بعد از رسيدن به قدرت جزء خانواده شهدا شده باشند... .نادر - تهران مجموعه ای از عوامل عامل پيدايش و ادامه جنگ بود. از سويی اقتصاد متکی به نفت کشورهای منطقه به ياری افزايش قيمت نفت امکان دسترسی به انواع سلاحها و به طبع آن بارور شدن حس خودبزرگ بينی سران منطقه را فراهم آورد و از سوی ديگر عدم رشديافتگی مردم و سيستمهای سياسی و اجتماعی اين کشورها دست سران را در دست زدن به ماجراجوييهای خطرناک باز می گذاشت. نتيجه آنکه کشورهای منطقه (و نه فقط ايران و عراق) بهای گزافی پرداختند تا از خواب سنگين خودبزرگ بينی، خيال پردازی و مطلق انديشی بيدار شوند. بديهی است تنها عاملی که می تواند از تکرار چنين مصيبتهايی جلوگيری کند رشد فرهنگی مردم و تقويت خودآگاهی آنهاست. اردلان - تبريز شروع جنگ از طرف حزب بعث و صدام، حماقتی بود که هيچگاه از ذهن تاريخ پاک نمی شود. غربيها و در رأس آنان آمريکا به تصور شکست انقلاب نوپای اسلامی و در راستای ترس مفرط از صدور آن به دنيا، نهايت حمايت خود را از رژيم بعث انجام دادند؛ ولی مشکل آنها اين بود که همه اعتقاداتشان در اومانيسم خلاصه می شد. آنها از درک امدادات غيبی در حيطه خدامحوری عاجز بودند (و هستند)، لذا در تحليل شروع و پايان جنگ و دلايل آن در همين سطح باقی می مانند. به هر حال عمده دليل توقف جنگ را می توان در مصلحت انديشی محض امام نسبت به منافع کشور و دين خلاصه کرد. مصطفی - تبريز زيرا رهبران ايران می خواستند هر خانواده يک شهيد داشته باشد. برای همين درخواست آتش بس و گرفتن غرامت از طرف صدام را رد کردند و جنگ را در همان سالهای اوليه تمام نکردند. علی - تهران شروع جنگ با نادانی ديپلماتيک زمامداران انقلابی ايران و طمع جنون آميز صدام رقم خورد و ادامه آن ناشی از بی خردی، تعصبات و شعارهای واهی و همچنين ايجاد شرايط خاص برای پنهان کردن خوی مستبدانه حاکمان ايران بود. انقلابيهای نالايق در عرصه اقتصاد و صنعت و سياست خارجی نيازمند دشمن ملموسی بودند تا حضور خود را نزد مردم توجيه کنند. با اين همه نمی توان بی عدالتيها را در عرصه بين الملل ناديده گرفت. صدام مستحق حمايت از جانب قدرتهای بزرگ نبود. در آخر، نسبت به تمام همشاگرديهای دبيرستانی ام که در جنگ جان باختند ادای احترام می کنم. يکی از مصدومان جنگ - شيراز رهبر انقلاب نه ديکتاتور مذهبی بلکه نماينده نسلی بود که زاده چنين محيطی بودند. جنگ و ادامه آن نيز نه تنها خواسته خود او بلکه خواسته جمعی بود که به علت زود به نتيجه رسيدن انقلاب و کم هزينه بودن آن شور داخلی شان پايان نيافته بود. دليل اين مدعا عباس عبدی از دانشجويان خط امام است که روزی سفارت را گرفت و روزی ديگر به جرم تغيير نظر به زندان افتاد. حتی اگر عراق به ايران حمله نمی کرد سردمداران جنگی ديگر علم می کردند تا در اين آشفته بازار هم مخالفان خود را سر به نيست کنند و هم نيروهايی تربيت کنند که به شديدترين شکل ممکن توان سرکوب هر نغمه آزادی را داشته باشند... بهاره - تهران در اينکه بايد مردم ايران می جنگدند تا کشورشان را از دست دشمن آزاد کنند شک نيست... اما اينکه چرا جنگ ادامه پيدا کرد به خاطر اين بود که رهبران ايران فکر می کردند حالا که با دست خالی توانستند به کمک مردم کارنشدنی را انجام بدهند حتماً می توانند تمام دنيا را فتح کنند. علی - تبريز آمريکا عامل اصلی آغاز جنگ بود و در تداوم آن هم مؤثر بود زيرا توان نظامی و اطلاعاتی عراق را تقويت کرد و زمينه های بروز و شدت تنش بين ايران وعراق را گسترش داد البته نقش کشورهای اروپايی را بايد مد نظر داشت... حسين - اراک جنگ بين دو کشور را صدام به دستور ابرقدرتها کليد زد. در خلال جنگ، ابتدا صدمات وحشتناکی ايران را از پای در آورد و بزرگترين پالايشگاه و رگ حياتی مملکت به باد رفت تا تلاش محمدرضا پهلوی و بازمانده اقتصادی تلاشهايش کاملاً نابود شود. در واقع شاه با تحريک حکومت بعثی عراق و جنگ با آن کشور زير بار ابرقدرتها نرفت. هرچند صدامی که روسها تا دندان مسلح کرده بودند پس از بايکوت شاه ايران تازه جرأت يافت بر ارتش ايران بتازد. به هر حال حاصل اين جنگ سود سرشار برای کمپانيهای غربی و بدبختی برای ملت ايران و ادامه حکومت آخوندها بود. ضمن آنکه صدام هم فريب روسيه و طمع خود را خورد... مهرداد - ايران دو ساله بودم که جنگ شروع شد. ما در کرمانشاه، يکی از شهرهای غربی کشور زندگی می کرديم که به صحنه جنگ نزديکی بيشتری داشت. در اين مدت جنگ را با تمام وجود حس کردم و می توانم ادعا کنم اثراتی که جنگ بر من و نسل من گذاشت چيزی نيست که به اين راحتی پاک شود. حتی می توانم ادعا کنم که اين اثرات به اين نسل محدود نمی شود و به نسل بعدی هم منتقل خواهد شد. روزبه دانشور - تهران پس از دو سال اول جنگ، مسئولان ايران در اين فکر بودند که با ادامه اين روند و با توجه به درصد بالای شيعيان عراق و جايگاه مخصوص روحانيت، سرنگونی رژيم بعث عراق به دست آنها دور از دسترس نيست. فکر کردند با اعمال فشار از داخل و خارج می شود رژيم بعث را سرنگون کرد. ولی قياس بين حکومت پهلوی و بعث عراق باطل بود. صدام بمراتب خشنتر در کشورش عمل می کرد و همچنين مراجع عراق با علمای ايران هم عقيده نبودند. پس از هشت سال تجربه جنگ و پس از ضعف شديد ناشی از آن مسئولان ايران متوجه شدند که تفکر کودکانه آنها بازاری پر رونق برای کارخانه های اسلحه سازی است. محمد جواد - تهران علت به درازا کشيدن جنگ بسيار واضح است: ۱- رؤيای صدور انقلاب به تمام جهان که آغاز آن از راه بغداد و کربلا بود. ۲- مزايای فوق العاده جبهه رفتن که هر کسی را وسوسه می کرد مدرک جبهه جور کند. ۳- بريز و بپاشهای بی حد و مرز در جبهه ۴- منحرف کردن افکار عمومی از مسائل داخلی به ايجاد سوژه هايی چون دشمن و جنگ بود و متهم کردن ديگران به وطنفروشی. ۴- نادانی و يکدندگی گردانندگان که باعث شد معيار اين جنگ با اصول بديهی جور نيايد مثلاً همه می گويند تلفات کمتر بهتر ولی آنها می گفتند هر چه شهيد بيشتر بهتر! ۵- برای هزينه جنگ تمام طرحهای عمرانی لغو و تمام بودجه مملکت صرف جنگ می شد تا به نظر برسد نعمت فراوان شده و بگويند جنگ نعمت است. ۶- از احساسات افراد ساده لوح که کم هم نيستند با بمباران تبليغاتی سوء استفاده کردند. ۷- کشورهای قدرتمند که از قدرت بی سابقه ايران در زمان شاه نگران شده بودند و نيز از قدرت صدام، با آوردن جمهوری اسلامی دو کشور را به جان هم انداختند و هر گاه يکی از طرفين صد متر پيش می رفت به ديگری اسلحه و اطلاعات می فروختند هم دو کشور را نابود می کردند و هم اسلحه هايشان فروش می رفت. ۸- به فرض آنها عراق را فتح می کردند چی می شد؟ يا آمريکا ۲۴ ساعت برای ترک عراق به ايران فرصت می داد يا روزی هزاران سرباز ما در بمبگذاريهای بعقوبه و فلوجه کشته می شدند. علی - شيراز نکته اول اينکه جنگ را عراق آغاز کرد، نه ايران. علت هم آن بود که کشورهای قوی دنيا با انقلابی مردمی در ايران روبرو بودند که خواستار استقلال و آزادی بود و در صورت موفقيت با زير سؤال بردن انديشه ها و ايدئولوژيهای غربی و طرح تفکر اسلام سياسی می توانست نقشه آنها را در هم بپيچد، لذا عراق را تحريک کردند تا با ايران وارد جنگ شده تا هم ايران ضعيف شود و هم عراق يعنی دو ملت بزرگ منطقه. اما در مورد طولانی شدن جنگ بايد افزود که همراهی غربيها با عراق برای تضعيف ايران و پافشاری ايران بر حقوق حقه خود مانند اعلام عراق به عنوان کشور متجاوز و دريافت غرامت و... باعث طولانی شدن جنگ شد. وحيد – تهران هرچند علت شروع جنگ زياده خواهی ديکتاتوری همچون صدام بود ولی نبايد فراموش کرد که متأسفانه دولتمردان ايران با ضعف بسيار زياد در محاسبات خود و ناديده گرفتن توان سياسی و اقتصادی ايران در سال ۶۱ و پس از فتح خرمشهر فرصت پيروزی را سوزاندند و در نهايت به نوشيدن جام زهر اکتفا کردند که حاصل آن صرفاً عقبماندگی ايران از جهان بود و بس و اين همان چيزی است که کماکان ادامه دارد (از دست دادن فرصتهای طلايی). اين قدرتهای بزرگ نيستند که نمی خواهند پيشرفت ما را ببينند بلکه در درجه اول، عدم مديريت دولتمردان ماست که ما را به عقب می کشد. فراموش نکنيم که ما با شعارهايی همچون جنگ تا رفع فتنه در جهان يا "راه قدس از کربلا می گذرد" يا "مرگ بر انگليس و آمريکا و شوروی" به تمام دنيا اعلان جنگ کرده بوديم و بديهی بود که در جنگ با تمام دنيا ما بازنده ايم و جای بسی تعجب است که هنوز هم دولتمردان ايران از دلايل خود در ادامه جنگ دفاع می کنند و حتی آنها را توجيه می کنند. ما فرصتهای طلايی پيروزی را در عرصه سياسی از دست داديم و کماکان نيز از دست می دهيم.رضا – شيراز حمايت همه جانبه غربيان و در رأس آن آمريکا از متجاوزان عراقی هر چند تلفات فراوانی به بار آورد اما مردم را مصمم به شکست آنان می کرد. امام خمينی خود بشخصه پايان جنگ را آرزو می کرد اما کمتر کسی می داند که در آن دوران چه بر سران نظام گذشت که جنگ به درازا کشيد: صلاح مملکت خويش خسروان دانند. مصطفی فقيه - تهران جنگ ايران زمانی آغاز شد که تماميتخواهان سفارت آمريکا را اشغال کردند و ترور را رواج دادند و با حذف دولت مردمی بازرگان در همان اول انقلاب غرب را به کمک به صدام در جنگ با ايران ترغيب کردند. جوانان غيور ايرانی جوانمردانه از ناموس و وطن دفاع کردند ليکن لجاجت آيت الله خمينی و اطرافيانش مانع از خاتمه کشتار و قربانی شدن بيگناهان شد. خاتمه جنگ با ديوانه ای چون صدام نيازمند مديريت روشنفکران بود نه روحانيونی که به روش آزمون و خطا همه چيز را برای بار اول تجربه می کردند. در آينده ای نه چندان دور، ديکتاتورهای ايران نيز همچون صدام به پای ميز محاکمه کشيده خواهند شد... کيوان - کانادا به نظر من که يکی از قربانيان اين جنگم علت آن می تواند متعدد باشد: منفعت کشورهای آمريکا و شوروی، فروش اسلحه زياد، تثبيت انقلاب بسوی دزدی بيشتر و رواج شعارهای پوچ و بی ارزش.اميد - اروميه فراموش نکنيم که صدام حسين دشمن ديرينه ايران بوده و عراق حتی در زمان شاه هم با ايران درگير شده بود. صدام به لطف مرحمت سلاحهای مجانی توانست خود را از گرداب ايران نجات دهد. من اطمينان داشتم که عراق تنها نمی توانست بيش از سه سال با ايران بجنگد و اين برای هر ايرانی آشکار بود تا با ادامه جنگ حداقل تکليف خود را با دشمن ديرينه خود روشن سازد ولی حمايتهای قاطع و مجانی کشورهای غربی و عربی وشوروی سابق تمام معادلات را به سود عراق تمام کرد. بهروز - تهران جواب سئوال شما در شعارهای دوران جنگ مشخص است: ۱ - برای فتح قدس از کربلا بايد گذشت ۲ - کربلا کربلا ما داريم می آييم و شعارهای مذهبی که در دوران جنگ برای احساساتی کردن جوانان برای گرفتن کربلا و نجف و شهرهای مقدس شيعی عراق می دادند... تمام شعارهای دوران جنگ ايران شعار حمله مقدس بود نه شعار دفاع مقدس. در اصل ايران تدارک گرفتن شهرهای مقدس عراق بود تا ايران وعراق را يکی کند و الآن هم در اين فکر است. ع. ع - تهران تنها دليل ادامه جنگ سودجويی کشورهای فروشنده اسلحه و دلالهای داخلی بود. نادر - تهران محاسبات رهبران ايران پس از آزادسازی خرمشهر در اينکه ايران توانايی نظامی پيروزی کامل بر عراق را در صورت ادامه جنگ دارد کاملاً درست بود ولی در سال ۱۳۶۱ کسی فکر نمی کرد که آمريکا و تمام قدرتهای غربی حتی اتحاد جماهير شوروی به اضافه تمام کشورهای عرب همه جانبه از نظر مالی، سياسی، اطلاعات و تسليحات نظامی از عراق حمايت کنند. ادامه جنگ اشتباهی بود که رهبران ايران پس از آزادسازی خرمشهر به دليل کم تجربگی مرتکب شدند ولی عامل به درازا کشيده شدن جنگ آنها نبودند. مقصر اصلی زمامداران دهه هشتاد آمريکا و برخی کشورهای غربی بودند. کسانی مثل رونالد ريگان که همه دنيا از او به نيکی ياد می کنند ولی من او را يکی از مهمترين مسئولان به درازا کشيدن جنگ می دانم که هرگز بازخواست نشد. حمايت همه جانبه از عراق باعث شد اين کشور تبديل به نيرويی برابر با ايران شود و شش سال ديگر جنگ فرسايشی ادامه پيدا کند که در نهايت با تحليل رفتن قوای دو طرف به آتش بس انجاميد. آرش - انگلستان لازم بود جنگ جهت از بين رفتن منابع دو کشور ادامه يابد، چه اينکه با ادامه يافتن جنگ دو حکومت به اين بهانه جايگاه خود را محکمتر می کردند. ديديم که وقتی ذخاير ميلياردی به پايان رسيد هر دو مجبور به صلح شدند و آمريکا نيز ايران را عملاً تهديد و مجبور به صلح کرد. امير - تهران جنگ ايران و عراق تاوان گروگانگيری سفارت آمريکا در تهران بود که چند دانشجوی ساده انديش به اين ملت تحميل کردند ولی ادامه جنگ تنها راهی بود که رژيم جمهوری اسلامی با توسل به موقعيت اضطراری آن توانست با خفه کردن مخالفان موقعيت خود را مستحکم کند. در حقيقت جنگ موهبتی آمريکايی بود که رژيم را در ايران پايدار کرد. تنها خون شهدای هواپيمای مسافربری ساقط شده ايران اير بود که ناتوانی رژيم حاکم بر ايران را در مقابله با آمريکا آشکار ساخت و آن را وادار به قبول قطعنامه سازمان ملل کرد. هوشنگ حميدی - تهران علت به درازا کشيدن جنگ سياست اشتباه جمهوری اسلامی ايران بود که در آن زمان در شعارها و باورهای راديکال متبلور می شد. به ياد بياوريم شعارهايی را که آن زمان در شهرهای جنگزده و مناطق خط مقدم که من در اينجا دو نمونه از آن را ذکر می کنم: "تا بغداد دويست کيلومتر"، "راه واشنگتن از بغداد می گذرد"... هنوز نيروهای عراقی به مرزهای خود عقب نشينی نکرده بودند که اين گونه تفکرات بين رهبران جمهوری اسلامی ايران بود. متأسفانه با به دست آوردن پيروزیهای تاريخی در عمليات بيت المفدس و والفجر که منجر به آزادی خرمشهر، آبادان و مناطق ديگری شد رهبران نظام سرمست از ظفر خواستند راه را تا بغداد ادامه دهند تا انقلاب را "صادر" کنند. در حالی که پس از آزادی مناطق اشغالی، به قول معروف جلوی ضرر را از هر طرف که بگيرند سود می آورد. بايد به جنگ پايان می دادند ولی جنگ ادامه يافت و به ضرر کشورمان تمام شد. در واقع ما قربانی سياستی شديم که در آن زمان به اشتباه اتخاذ شده بود. متأسفانه ما خود در آن زمان آتشی روشن کرديم که دود آن هنوز هم به چشممان می رود. شيرمحمدی - کلن (آلمان) بعد از پيروزی انقلاب در ايران، آمريکا ديد که ديگر نمی تواند با ايران کنار بيايد و چون صدام کينه زيادی نسبت به ايرانيها که نودونه در صد آنها را شيعه تشکيل می داد داشت، عراق به رهبری صدام ديکتاتور و حمايتهای غربيها به خصوص آمريکا، شوروی، انگليس و بسياری از کشورهای منطقه حوزه خليج فارس به ايران حمله کرد. صدام با خيالبافيهايش نقشه ای که داشت می خواست نسل کشی در ايران به راه بيندازد و به منابع نفتی و گازی ايران دست يابد و به خليج فارس تسلط يابد. در کل می توانم بگويم که صدام دست نشانده خود آمريکا بود و نقشه جنگ را خود آمريکا کشيده بود. اين درست نيست که بگوئيد ايران باعث طولانی شدن جنگ شد چون ايران از خود دفاع کرد. چرا وقتی عراق مقدار زيادی از خاک ايران به تصرف در آورد بسياری از کشورها بخصوص آمريکا از آن حمايت می کردند و بعد که ديدند هر لحظه امکان دارد ايران عراق را به تصرف در بياورد و مردم زجرکشيده عراق را از دست اين صدام ظالم نجات دهد صدايشان درآمد؟ محمد - تهران علت اصلی پايان جنگ را بايد ضعف رژيم و نيز تا حدودی وارد شدن مستقيم آمريکا به مقابله با ايران دانست که نمونه اش را می توان سرنگونی ايرباس ايران بر فراز خليج فارس و نيز دخالت در بازپسگيری فاو توسط نيروهای عراقی داست. و اما ادامه جنگ را نيز می توان تصميم خود رژيم دانست. رفسنجانی در کتاب عبور از بحران عامل اصلی ادامه جنگ را (آيت الله) خمينی معرفی می کند و به نقل از وی می گويد که وقتی برای آگاهی از نظر ايشان پيش وی رفتيم گفتند که ملت عراق از ما انتظار دارند. ملکان - آلمان با خواندن چند پاسخ به سؤال مورد نظر سايت متوجه شدم خوانندگان و نويسندگان جوابيه ها اول دچار مشکل بدفهمی سؤال شدند و دوم به دليل داشتن روحيه ناسيوناليستی قوی که چشم بستن بر واقعيت را به دنبال دارد از دادن يا يافتن جواب درست طفره رفته اند. دولت با حمايت قشر بازاری طرفدار حکومت عملاً با به درازا کشاندن جنگ به دو دستاويز مورد نيازش دست پيدا کرد: اول اصلی ترين نيروهای مخالف حکومت را به طور کامل نابود کرد، دوم بازاريهای طرفدار حکومت بزرگترين امکان دسترسی به ثروتهای بدون حساب و کتاب و امکانات مالی و افتصادی را دريافت کردند؛ به زبان ديگر، قشر سرمايه دار مذهبی با ادامه جنگ ميلياردها دلار از طريق ادامه آشفتگی در بازار اقتصادی ايران به جيب زد و ادامه سيطره مالی خود را بر کشور و دولت نفوذ داد. دليل پايان جنگ هم نه خسته شدن يا بی علاقگی به ادامه جنگ بود بلکه با پايان جنگ، فرصت طلايی ديگری برای مافيای بازار بر پيکره نيمه جان سرمايه های سرزمين ايران به وجود آمد و همان طور که ديديم با به قدرت رساندن رفسنجانی اين سيطره تاکنون نيز ادامه داشته است. پريسا - تهران ايران با ادامه جنگ نابودی کامل خود را می ديد، لذا به صلح با صدام موافقت کرد. نجيب - دانمارک هميشه برای حفظ وحدت جمعی به وجود انگيزه هايی نياز هست. از جمله اين انگيزه ها ابراز خشونت آميخته به درد مذهب و ميهن عليه دشمن خارجی است که به حفظ وحدت جمعی در زمانی محدود ختم می شود. در اين روش از طرفی با قربانی شدن افراد، تضمين مضاعفی برای ادامه همراهی افراد جامعه با رهبران مبلغ جنگ هدفدار به وجود می آيد. لزوم وجود وحدت جمعی (کلمه) در جوامع مذهبی به دليل برآورده شدن تنها يک هدف است که چيزی جز حفظ استبداد مذهبی نيست. در واقع جنگ ايران و عراق زمانی تمام شد که سرکوبهای داخلی برای حفظ نظام، طبق محاسبات، کم هزينه تر از جنگ خارجی به نظر آمد. بهنام - تهران در تحليل هر مسئله بايد به شرايط زمانی و مکانی توجه داشت. ايران دهه شصت کشوری بود در مرحله گذار و ارزشگذاری و مردمی داشت هيجانزده و با نظر مثبت به حرکات هدفمند انقلابی جنگ که البته چرايی اش بحث ديگری است. دو نتيجه داشت: تثبيت دولتی بحرانزده و آرامش ملتی پرهيجان که اين خود ابتدای بحث است... ايمان - شيراز پايان جنگ آن چيزی نبود که ايران انتظار داشت. به طور مثال اگر ايران بعد از فتح خرمشهر می خواست صلح را بپذيرد، جامعه ايران و مردم پذيرا نبود. مردم ازجنايات صدام می خواستند انتقام بگيرند و فکر نمی کردند قدرتهای شرق و غرب تا اين حد با چنگ و دندان از صدام حمايت کنند و نگذارند صدام سقوط کند. امپرياليسم آمريکا و شوروی تمام روزنه های حيات ايران به طرق مختلف بودند. مردم با ازخود گذشتگی جنگ را اداره می کردند. واقعاً ايران مجبور به پذيرش صلح شد و کلام رهبر فقيد انقلاب که فرمودند من جام زهر را نوشيدم گويای اين حقيقت است که ايران مجبور به پذيرش صلح شد. ايران در جنگ با عراق به معنای واقعی تنها بود. يک طرف قضيه ايران بود و طرف ديگر تمام قدرتهای مطرح دنيا بخصوص پولهای فراوان و باد آورده کشورهای حاشيه خليج فارس . به طور مثال شوروی سابق برای نمايش از طريق واسطه شصت موشک به ايران می داد، در قبال آن ششصد موشک به صدام می داد. تمام سيستمهای جاسوسی آمريکا در اختيار صدام بود. در مورد تبليغات جنگ هم تمام رسانه های دنيا در خدمت منافع صدام بود. آيا با تمام اين شرايط ادامه جنگ جز خودکشی معنای ديگری داشت؟ همان کسانی که ماشين جنگی صدام را به حرکت در می آوردند ديديم که چگونه خود گرفتار جنگ با صدام شدند. صبوری - تهران درواقع، جنگ، حمله نيروهای مرتجع حاکم بر کشورهای عربی با حمايت امريکا عليه روند تحول دمکراتيک و عدالت اجتماعی در ايران بود که می توانست به کاتاليزور مهمی در منطقه تبديل شود. آنها موفق شدند شرايط سياسی ايران را به سمت دلخواه سوق دهند، نيروههای مترقی سرکوب شدند، خواستهای بر حق مردم بی پاسخ ماند، قلمهای روشنگر به خون کشيده شد. همه اين سرکوب تحت لوای جنگ صورت گرفت. بدرستی سران رژيم، جنگ را برکتی برای بقای خودشان عنوان کردند، هرچند برای مردم ايران بجز کشتار، آوارگی، ويرانی و سرکوب نفعی نداشت. مناسبترين زمان خاتمه دادن به جنگ، مقطع بازپسگيری خرمشهر بود، اما رژيم اسلامی در پی تحکيم قدرت خود بود و هيچ رويکردی به منافع ملی کشور ما نداشت. تلخترين پيامد پايان جنگ، کشتار سراسری زندانيان سياسی بود که تاکنون ابعاد آن فاجعه پنهان مانده. بهروز فدايی - لاهه (هلند) شروع و ادامه جنگ تحميلی بدون شک در راستای تحقق استراتژی غرب برای تضعيف دو کشور ثروتمند منطقه يعنی ايران و عراق بود که به بهترين نحو از طريق دست نشانده های آنها در هر دو کشور به اجرا درآمد. داوود - تهران با تيتر شما مخالفم. در حقيقت، جنگ عراق عليه ايران صحيحتر است و در اين جنگ عراق تنها نبود. خيل کارشناسان غربی و کمکهای سخاوتمندانه کشورهای عربی عراق را در تهاجم کمک شايانی می کردند. اگر نبود کمکهای اطلاعاتی امريکا و تسليحاتی فرانسه - روسيه و ساير کشورها و همچنين سربازان سودانی - مصری و... عراق ياری مقاومت نداشت. جنگ بدين دليل ادامه يافت که غرب وحشت داشت از پيروزی تفکر استقلال طلب و پويا. شرايط مندرج در قطعنامه های سازمان ملل هم بواقع ضمانت اجرايی نداشتند هيچ تضمينی هم نبود که عراق برهبری صدام دوباره آتش جنگ را شعله ور نکند، همانطور که بعداً در مورد کويت اين عدم اعتماد صورت واقعی به خود گرفت. ايران اميدوار بود بتواند خود مسئله را حل کند با توجه به پشتوانه مردمی متأسفانه رفتارهای یأس آور عافيت طلبها (ليبرالها) از طرفی جنگ روانی فزاينده تمام دنيا عليه ايران، شرايط نابسامان اقتصادی و شايد مهمترين آنها ساقط کردن هواپيمای مسافری جمهوری اسلامی ايران در آبهای خليج فارس پيام روشنی به دولتمران ايرانی داد که غرب تاب تحمل پيروزی ايران را ندارد و به هر طريق که لازم بداند حتی حضوری مستقيم و عيان؛ مانع شکست عراق خواهد شد. صادق غفوريان - تهران شروع جنگ از سوی عراق به خاطر خيالات واهی صدام و چشم طمع او به ذخاير نفتی ايران بود. از سوی ديگر بيگانگان نظير آمريکا، انگليس و فرانسه و آلمان وقتی منافع خود را در ايران با ظهور انقلابی مردمی پايان يافته ديدند؛ برای شروع جنگ، به صدام چراغ زدند. رهبران ايران تنها بهانه ای که برای شروع جنگ داده بودند، شعار صدور انقلاب به جهان بود و صدام از اين بهانه نهايت سوءاستفاده را نمود و جنگ را آغاز کرد. سازمان بين الملل به جای برقراری صلح و داوری عدالانه بين اين دو کشور، متاسفانه دچار ضعف و کوتاهی گرديد. دو ملت بزرگ و اصيل عراق و ايران اقدام به نابودی سرمايه و کشور و بهترين جوانان خود نمودند. از سوی ديگر استعمارگران که از اين جنگ نهايت سود را با فروش اسحله و با ضعيف شدن دو قدرت بزرگ خاورميانه يعنی عراق و ايران می بردند در جهت خاتمه جنگ هيچ اقدامی ننمودند. تا آن جا که وقتی ارتش عراق را در جنگ ضعبف يافتند بوسيله سازمان ملل پيشنهاد آتش بس نمودند ولی متأسفانه با عدم استقبال رهبران ايران مواجه گرديد، چرا که هدف آنها دادن درس عبرتی به تمامی تجاوزکاران بود. کاش هرگز چنين جنگی پيش نمی آمد؛ آن وقت ايران را کشوری آباد، آزاد و کاملا مستقل می ديديم... مهرداد رجبی کرمانشاهی - تهران به نظر بنده عدم درک درست از علت شروع جنگ از طرف ايران و دست بالا گرفتن توان نظامی ايران باعث شد که جنگ را ادامه و در آخر کار با وخامت اوضاع مجبور به قبول صلح شديم. البته هرچه باشد بايد به ملتی که در اوضاع آشفته بعد از انقلاب با اتکا به غيرت و تعصب ملی و دينی راه را بر متجاوزان عراقی بست و تمام معادلات آنها را به هم ريخت آفرين کفت و به حکمت خداوند ايمان آورد که صدام را توسط اربابانش برکنار کرد. رضا - خوی |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||