BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 17:17 گرينويچ - پنج شنبه 29 ژوئيه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
چرا نمی توانيد انگليسی حرف بزنيد؟
 
.
آموزش زبانهای خارجی و در رأس آنها، زبان انگليسی پديده ای است که در ايران دهها سال است رواج دارد اما طی يک دهه گذشته رشدی بسيار شديد، از لحاظ کمی، داشته و آموزشگاههای زبانهای خارجی در گوشه و کنار شهرهای ايران فراوان به چشم می خورند.

تدريس زبانهای خارجی هر چند، همواره در برنامه درسی مدارس ايران جای داشته است.

طی قرنها، زبان عربی همواره به عنوان زبان دوم به دانش آموزان و دانشجويان ايرانی تدريس می شده و از قرن نوزدهم ميلادی که مدارس نوين در ايران شکل گرفت، تدريس زبانهای اروپايی جزئی از برنامه ثابت درسی مدارس متوسطه و عالی بوده است.

هم اکنون، تمامی ايرانيانی که تحصيلاتی حداقل در سطح متوسطه دارند، دست کم شش سال به آموختن زبان خارجی پرداخته اند.

در دانشگاههای ايران نيز علاوه بر اينکه در برنامه تمام رشته های تحصيلی، واحدهای آموزش زبان در سطوح عمومی و تخصصی گنجانده شده، امکان آموختن چندين زبان خارجی، حتی تا سطح دکتری وجود دارد.

با اين حال، اغلب دانش آموختگان مدارس و دانشگاههای ايران قادر به تکلم به زبانی که سالها به فراگرفتن آن پرداخته اند و نيستند و اين مشکل حتی در ميان بسياری از کسانی که دانش آموخته رشته زبانهای خارجی اند و سالها به صورت تخصصی و در سطح دانشگاهی به آموختن زبان پرداخته اند نيز وجود دارد.

نرگس انتخابی که سابقه تدريس زبان انگليسی در دانشگاه دارد و از جمله مؤلفان فرهنگ دوزبانه (انگليسی به فارسی و فارسی به انگليسی) هزاره است، دليل اصلی عدم توانايی زبان آموختگان ايرانی در تکلم به زبان خارجی که آموخته اند را تمرکز برنامه تدريس زبان خارجی در مدارس ايرانی بر ترجمه و دستور زبان و آماده سازی دانش آموزان برای آزمون سراسری دانشگاهها می داند.

آرين، که دانش آموخته رشته زبان انگليسی در دانشگاه است می گويد که حتی استادانی که در دانشگاه به تدريس دروس تخصصی برای دانشجويان اين رشته می پردازند بخوبی قادر به تکلم به زبان انگليسی نيستند و کسی با تحصيل در رشته زبان انگليسی نمی تواند گفتگو به اين زبان را بياموزد.

وی می گويد اغلب دانشجويان زبان خارجی در دانشگاههای ايران، از دوران دبيرستان در درس زبان خارجی ضعيف بوده اند و برنامه دانشگاهها نيز به گونه ای نيست که بتواند اين ضعف را برطرف کند.

وی روش تدريس در آموزشگاههای آزاد زبان انگليسی را مؤثرتر و مفيدتر می داند و می گويد تنها آن دسته از دانش آموختگان زبان انگليسی می توانند بخوبی به اين زبان تکلم کنند که علاوه بر دانشگاه در آموزشگاههای زبان نيز تحصيل کرده اند.

صادق که در آموزشگاهی در تهران زبان انگليسی تدريس کرده است می گويد که به دليل اينکه اين آموزشگاهها بر فن مکالمه تمرکزمی کنند اما در دانشگاهها بيشتر بر پيچيدگيهای دستوری و زبانشناسی تأکيد می شود، کسانی که در آموزشگاههای آزاد تحصيل کرده اند از دانش آموختگان دانشگاهها در تکلم به زبان انگليسی موفقترند.

نظر شما در اين باره چيست؟

شما برای ناموفق بودن دانش آموختگان ايرانی در تکلم و ايجاد ارتباط به زبانهای خارجی که آموخته اند چه دلائلی قائليد؟

راه حل را چه می دانيد؟ فکر می کنيد در برنامه رسمی مدارس و دانشگاههای ايران چه تغييری بايد داده شود تا تدريس زبان خارجی به شکل کارآمدتر و نتيجه بخشتری صورت بگيرد؟

ديدگاههای خود را به زبان و خط فارسی از طريق پنجره ای که در سمت چپ همين صفحه قرار داده شده برای ما بفرستيد تا به نام خودتان به چاپ برسد.

ديدگاههای شما

ما بايد توجه داشته باشيم که يادگيری يک زبان با تمام قوانين و جزئيات يک فرآيند بسيار عظيم برای مغز به شمار مياد. در حالی که خيلی ها خود را در مقابل چنين چالشی کم توان می يابند هر کودک زير دو سال به سادگی و با تکيه بر مادرش (بدون معلم) از پس اين مسئله بر مياد. من در زمان شاه دبستان رفتم و هر روز کلاس زبان داشتيم ولی فقط در ۲۵ سالگی شروع به صحبت کردم وقتی که الگوی بچه ها رو تکرار کردم. بچه ها تلاش زيادی برای زبان ياد گرفتن نميکنن بلکه حجم بالای زبان در اطراف اونها ناخودآگاه به ذهن اونها نفوذ ميکنه. منهم خودم رو با راديو و فيلم و مجله و کتاب دوره کردم. واقعا نتيجه داد و وقتی وارد کانادا شدم زبانم از همه دوستانم بهتر بود. من توصيه ميکنم حتی وقتی کار ديگه ای ميکنيد در منزل راديو به زبان انگليس روشن کنيد تا برای خودش بخواند. خيلی کمک ميکنه. در ضمن کتاب داستان خوندن هم بسيار مفيده. مهدی - نيويورک

در آموزشگاه زبان شما در هفته دو جلسه دوساعته با حداقل بيست دانش آموز ديگر سر کلاس يک سری مطالب کليشه ای را تکرار می کنيد بعد به دنبال کار خود می رويد و حداکثر درخانه همان مطالب را تکرار و برای جلسه بعد حفظ ميکنيد. به نظر شما اين روش برای يادگيری يک زبان موثر است؟ از تلوزيون ايران يک کلمه هم انگليسی بيرون نمی آيد. يک فرد خارجی هم در ايران ديده نمی شود چگونه انتظار داريد که در ايران بتوان انگليسی ياد گرفت؟ علی - يزد

مهمترين دليل ياد نگرفتن زبان انگليسی در ايران مربوط به ساليان گذشته است. يادگيری زبان محدود به موزيک و حداکثر فيلمهای زبان اصلی بود و بيشتر دانش آموزان به اصرار والدين سرکلاس انگليسی حاضر ميشدند. ولی امروزه با ورود شرکتهای بين المللی دانش آموزان ديروز و کارمندان امروز پی به اهميت زبان انگليسی جهت استخدام در اين شرکتها برده و سعی در بازآموزی صحيح و کامل آن داشته و به اطرافيان خود لزوم يادگيری آنرا تاکيد ميکنند. والا در آن زمان کسانی بوده اند که با کمترين امکانات به يادگيری انگليسی پرداخته و امروزه به امر تدريس در آموزشگاهها پرداخته اند. وقتی چيزی کاربرد در جامعه داشته باشد افراد لزوم يادگيری آنرا درک نموده و تحت هرشرايطی به کسب آن ميپردازند. ضمنا ادامه تحصيل در دانشگاههای آمريکائی و انگليسی در کشورهای حوزه خليج فارس مخصوصا دوبی لزوم يادگيری توسط نسل جوان امروز را بيش از گذشته نمايان ميسازد. شهريار رئيسی

مهمترين عامل اين ضعف را سيستم ناکارآمد آموزش زبان انگيسی در مدارس می دانم که اولا از سنين بسيار بالا و ديرهنگام به آموزش زبان به دانش آموزان می پردازد (از سال دوم راهنمايی) و دوم تأکيد بر يکی از وجوه ۴ گانه که همان خواندن ميباشد و سعی می شود ديگر مهارتها هم بر اساس خواندن تعريف شود، که نتيجه آن توجه و تأکيد بی مورد بر گرامر است... ايمان زمانی - اصفهان

آخ گفتی، بعد از ۲۲ سال درس خوندن حالا که به خاطر يک جلسه کاری به مکالمه انگليسی نياز خيلی مبرمی دارم، می بينم که در تمام اين مدت چيز زيادی ياد نگرفتم. مازيار - تهران

بايد ۷۰% ازبرنامه های آموزش زبان را بر اساس مکالمه و صحبت روزمره گذاشت و ۳۰% بقيه را بر اساس دستور زبان و مطالب کتبی کار کرد. حميد رضا - تهران

من دانشجوی نفت هستم. ظاهرا تمام مواد درسی ما به زبان انگليسی است، اما هيچکس در دانشگاه ما زبان انگليسی را درست و حسابی نمی داند. علی - شيراز

بزرگترين ضعف در ايران در زمينه گفتگو و مکالمه است. همه معلومات دارند اما بايد فکری کرد که دانش آموزان بتوانند دانسته های خود را در تماس با خارجيان به کار بيندازند. رامين - تهران

شايد اولين چيزی که به تغيير نياز داشته باشه نگرش حاکم نسبت به مساله ی زبان باشه. بهتره اين ديد جا بيفته که يادگيری زبان کار يک روز و دو روز نيست و چيزی نيست که در مدت کوتاهی حاصل بشه. يادگيری يک زبان به زمان خيلی زيادی احتياج داره و اين که بطور مستمر انجام بشه. کاری که در دبيرستان و يا حتی در دانشگاه در مورد زبان انجام ميشه عمدتا تنها به حفظ کردن يک مجموعه کلمات و عبارت ها و جملات محدود شده در حالی که اکثر مواقع دانش آموز يا دانشجو حس واقعی نسبت به موضوع ندارن. کسی که قصد داره زبان جديدی رو ياد بگيره بايد با اون زبان زندگی کنه و اون زبان به زندگی روزانه اش هم نفوذ کنه تا بتونه اثر بذاره (چنين چيزی در سيستم آموزش رسمی در ايران کمتر ديده شده). به تمام اينها ميشه مشکل کمبود امکانات ديداری شنيداری رو هم اضافه کرد. از طرف ديگه در آموزشگاه های زبان (بخصوص اگه معتبر باشن و جنبه ی تجاری غلبه ی کمتری داشته باشه) مسئله متفاوته. يک مقايسه ی ساده با سيستم آموزشی رسمی نتايج جالبی به همراه داره. در يک آموزشگاه زبان آموز ممکنه هر روز به مدت دو ساعت با زبان سر و کار داشته باشه و مدت زيادی از اين مدت رو به حرف زدن بگذرونه در حالی که در مدرسه يا دانشگاه اين مدت حداکثر به دو جلسه ی يک و نيم ساعته در هفته کاهش پيدا ميکنه که تازه در هر جلسه مقدار خيلی خيلی کمی از زمان به صحبت کردن بگذره (و در مورد زبان نميشه نقش فعاليتهای به اصطلاح اکتيو مثل صحبت کردن و نوشتن رو ناديده گرفت). روزبه دانشور - تهران

به نظر من مشکل اصلی آموزش زبان در ايران اينست که حتی خود آموزگاران زبان اطلاعات کافی در مورد اين زبان ندارند و اکثرا تلفظ آنها درست نيست. ثانيا مشکل اصلی در تعداد لغات آموخته شده و سطح پايين کتابهای آموزشی است. مشکل ديگر در فقدان کلاسهای مکالمه است به عبارت ديگر آموزشها بيشتر بر مبنای گرامر و روخوانی است. گذشته از اين نميتوان انتظار داشت با چند ساعت تدريس زبان در هفته آنهم بصورت رفع تکليف همه استاد شوند. بطور خلاصه اينجانب مشکل را در لغت و تلفظ ميدانم. بهروز جوادی - لوس انجلس

وقتی ايران درس می خوندم عربی رو دوست داشتم (متأسفانه الآن چيزی ازش يادم نيست) ولی هيچوقت نتوانستم انگليسی رو دوست داشته باشم. بزرگترين دليل اين بود که تو کلاسهای مدرسه راجع به گرامر حرف ميزدند ولی نميگفتن که معادل فارسيش چيه! يا يه مشت کلمه ميدادن ميگفتند حفظشون کنيد، فردا امتحان. تنها انگيزه دانش آموزان تو ايران گرفتن نمرهِ خوبه! نه به خاطر تونايی محاوره با يک خارجی زبان. يادگيری زبان انگليسی در مدارس ايران از مسيرِ اصليش خارج شده.... سارا - تکزاس

اين مشکل تنها ايران نيست، بلکه کشوری های بسياری دچار آن هستن مثل ترکيه که همسايه ايران است و يا ژاپن که کشور بسيار صنعتی می باشد و يا حتی در کشورهای اروپايی. بنظر من چند عامل در تکلم زبان می تواند کمک کند: صحبت با اشخاص خارجی (که در ايران بسيار کم است)، صحبت و گپ زنی در اينترنت (که اين بسيار مفيد است و حرکتی از چند سال قبل در ايران آغاز شده است) و تماشای فيلم های سينمايی با دوبله انگليسی يا کانال های تلويزيونی انگليسی زبان. اينجانب فيلم های آمريکايی را به زبان فارسی ترجمه و زيرنويس فارسی می کنم و بنظر من اين مسئله به دو موضوع بسيار کمک می کند: ۱. آشنايی بيشتر با تکلم انگليسی و در عين حال تفهيم عالی از فيلم ۲. کمک به روخوانی و يا فارسی خوانی عموم مردم که نقش بسياری در تقويت کتاب خوانی مردم ايران دارد. سيد محمد - کوالالامپور

ضعف يادگيری زبان انگليسی در کشور ما به عواملی چند بستگی دارد: يکی از آنها طراحی نامناسب متون کتابهای زبان در دوره متوسطه می باشد. از ميان صدها ساختار و قواعد نحوی و صدها هزار واژگان زبان، از لحاظ کاربردی فقط تعداد معدودی مورد استفاده انگليسی زبانها قرار می گيرد. بنابر اين برای تأليف يک سری کتاب های مناسب بهتر است کاری پژوهشی بر روی ميليونها جمله صورت گرفته و پر کاربردترين آنها را انتخاب کرده و در قالب متن بر اساس اصول روش شناسی در کتاب ها به فراگيران عرضه کرد. عامل ديگر ضعف علمی مدرسين زبان است که ناشی از عدم گزينش علمی مناسب است. صرف داشتن مدرک ليسانس در زبان انگليسی تنها مدرک لازم برای تدريس زبان انگليسی در نظر گرفته می شود و بر مهارت های گفتاری و شنيداری، دايره واژگانی و تسلط بر ساختار زبان زنده و پويا تأکيد نمی شود. از طرفی، امکانات آموزشی و وسايل سمعی و بصری محدود بوده و معمولا در مدارس وجود ندارند. کلاس های درس پرجمعيت بوده و مدرس نمی تواند تک تک فراگيران را به نحو مطلوب آموزش دهد. برای تدريس خوب و مناسب زبان انگليسی، نيازمند يک روش تدريس خوب، مناسب و منسجم برای آموزش بخش های مختلف زبان می باشيم و مدرسان بايد آنها را بطور مناسب بکار گيرند . در اين روش بهينه ترين و کارا ترين روشها برای آموزش مطلوب بکار گرفته می شود . سن يادگيری زبان ، نيز نقش مهمی در آموزش زبان دارد . آموزش زبان در سنين کودکی باعث می شود که فرد بتواند بطور خودجوش در سنين آتی به زبان صحبت کند. در اين خصوص کتاب هايی که متون زبان کودکانه را در بر داشته باشند، در دسترس نمی باشند. بنابراين کودکان ما نمی توانند از آموزش طبيعی زبان، در کشور خويش همانند زبان مادری خويش بهره گيرند... حميدی - شيراز

روشهای مکالمه زبان انگليسی درايران ميبايست تغيير کند روشهای ساده تر علمی حتما" وجود دارد نه آن روشهايی که زباندانان ايران براساس تجربه خود و حافظه افراد تجويز ميکنند و اين توصيه های مدرسان مدارس و ... نوعی سر درگمی بين داوطلبان يادگيری زبان بوجود آورده... منوچهر - تهران

مايلم به مقاله خانم نرگس انتخابی (در همين سايت) که در آن به موارد بسياری که نظام آموزش زبان انگليسی به آن مبتلاست، اشاره کنم. ضمن تائيد اين موارد، شاه کليد حل اين مشکلات را در برنامه ريزيهای صحيح و واقع بينانه ميدانم. اعمال اين برنامه ريزيها در موارد زير به بهبود نسبی وضعيت آموزش زبان کمک شايانی می نمايد: الف) بررسی نيازهای جامعه زبان آموز و سعی در برنامه ريزی به جهت رفع اين نيازها. ب) تقويت بنيه علمی معلمين و مدرسين از طريق دوره های ضمن خدمت، شرکت در سمينارها و کنفرانسها. ج) قرار دادن ملاکهای علمی واقع بينانه تر در استخدام معلمين و مدرسين جديد. د) تدوين استانداردها و مراقبت از نحوه اجرای اين استانداردها. ه) هدايت مدرسين مقاطع آموزش عالی بسوی انجام تحقيقات علمی و انتقال نتايج اين تحقيقات به دانشجويان که عموم آنها معلمين آينده ميباشند. و) تمرکز واگذاری مجوز موسسات آموزش زبان.... در حال حاضر وزارتخانه های آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی و کار و امور اجتماعی هر يک بطور جداگانه مبادرت به واگذاری مجوز آموزشگاههای زبان می نمايند. همچنين تدوين اسانداردهای تدريس و مراقبت از نحوه اجرای اين استانداردها يکی از راهکارهای مهم ميباشد . ز) تأسيس انجمنهای صنفی معلمين و مدرسين زبان (با اهداف علمی) با هدف گردآوری افراد حرفه ای و علاقه مند جهت تبادل افکار و انجام امور تحقيقاتی ح) منع دخالت افراد غير متخصص در امر برنامه ريزی و تدريس زبان. محمد مهدی اعتدالی - کويت

من در سال دوم دبيرستان تحصيل می کنم. کتاب های طراحی شده بسيار خشک که تکيه بر گرامر می باشد و صفحه های سياه و سفيد و به روی کاغذ کاهی و معلمانی هم که فقط يک سری گرامر بدون کاربرد را حفظ کرده اند و طوطی وار آموزش ميدهند. هيچ جذابيتی برای يادگيری انگليسی باقی نمی گذارد. نويد - قزوين

علت اين پديده را نمی توان در يک يا دو عامل دانست ۱- به اعتقاد بنده ديدگاه بعد از انقلاب چون حال و هوای انقلابی و اسلامی در کشور شديد شد و روحيه استکبارستيزی شکل گرفت و انگليسی يکی از مظاهر استکبار بود پس از انقلاب توجه کمتری به آموزش زبان انگليسی در مدارس شد و در عوض عربی را مورد توجه قرار دادند. ۲-آغاز جنگ تحميلی که به نوبه خود عدم توجه دانش آموزان و معلمان را در پيش داشت (تعطيلی مدارس به علت بمباران و...) ۳- بدوی بودن تفکر جامعه طی دو دهه اول انقلاب و عدم نياز به يادگيری زبان انگليسی... اما اکنون جامعه ايران در حال جبران عقب ماندگی در اين زمينه است که داير کردن مراکز خصوصی آموزش زبان و استقبال دانش آموزان و والدين آنها خود نشانگر پيشرفت فکری و توجه روز افزون به رفع اين معضل است. خوشبختانه حال و هوای آموزشی و اهميت به تحصيل و يادگيری در ايران زياد شده است و دانش آموزان اهميت به مطالعه در حال رشد کردن است. مهدی فتا حيان - کرمانشاه

بنده دبير زبان در مقطع دبيرستان می باشم. موارد زير را عمده ترين مشکلات در درس زبان ميدانم: ۱. عدم انگيزه و تشويق ۲. منع مکالمه در کلاسها که توسط مديران صورت می گيرد۳. بی روح بودن کتابهای درسی و معلم و محيط ۴. کارکرد و روش کار از بالا به معلم ديکته ميشود که روش مال ۱۰۰ سال پيش بوده (گرامر سنتی) ۵. وجود کنکور و کلاسهال تست زنی و غفلت از مکالمه ۶. عدم وجود آزمايشگاه زبان و اگر باشد مديران نمی گذارند از اين کلاسها استفاده نمايند بيشتر حالت دکور را دارند. ۷ تعداد زياد دانش آموران در کلاس که بعضی کلاسها از ۴۵ نفر بيشترند ۸. محيط رغبت نشان نميدهد و بعضی مواقع حالت تهاجمی دارد ۹.معلم بايد دانش آموزان را برای امتحان آماده نمايد نه برای مکالمه. لازم به يادآوری است که امتحان دانش گرامری آنها را می سنجد. ۱۰ کارآيی و بازده ندارد. می گويند به دردمان نمی خورد ما که خارج نميرويم با آنکه هزاران بار استفاده و مزايای آن را می گوييم .۱۱ مشکل و پيچيده بودن محتوای کتابهای درسی بالاخص در مقطع راهنمايی ۱۲. ملاک ارزشيابی غلط است ۱۳. ساعات کلاس زبان کم است... حسين رحيمی - تهران

علل اصلی را می توان در سه قسمت طبقه بندی کرد: غلط بودن سيستم آموزشی، بسته بودن جامعه و عدم ارتباط با جهان انگليسی زبان، عدم انگيزه برای صحبت کردن به انگليسی، من هم مثل همه دانش آموختگان ايرانی سالها در ايران تا پايان دانشگاه انگليسی خواندم ولی دريغ از توانايی بيان يک جمله، بعد از دانشگاه به خودم گفتم چرا نبايد بتوانم صحبت کنم؟ به کتابفروشيها رفتم همه کتابها قديمی بودند چون بعد از انقلاب تلاش فقط در جهت چاپ کتابهای مذهبی متمرکز شده بود که خريدار چندانی نداشت و در حال خاک خوردن بودند. کتابهای آموزشی اکثراً چاپ قبل از انقلاب بودند و فروشنده ها مرتب قيمتها را بالا می بردند. کتاب دو جلدی بی بی سی را به همراه چهار کاست خريدم، البته به علت کپی بودن کاستها خيلی گنگ بودند ولی همين کتاب ناچيز من را متحول کرد، بعد از شش ماه می توانستم انگليسی صحبت کنم، بعد کم کم با کتابهای ديگر، انگليسی من تکميل شد، بعد از خروج از ايران تازه فهميدم درچه منجلابی بودم چون اينجا در نروژ دانش آموزان بعد از تحصيل براحتی به چند زبان صحبت می کنند، زيرا علاوه بر سيستم آموزشی صحيح بار ها به کشورهای مختلف سفر می کنند، شايد صدها بار. در حال حاضر علاوه بر انگليسی قادر به تکلم به زبانهای نروژی، سوئدی، دانمارکی، فرانسه، آلمانی، اسپانيايی و ترکی استانبولی ام و اين را با مطالعه کتاب يا زندگی در آن کشورها کسب کرده ام. البته انگيزه هم خيلی مهم است، من در دانمارک يک آمريکايی را می شناسم که پس از بيست سال زندگی در دانمارک قادر نبود يک جمله به دانمارکی بيان کند و معتقد بود وقتی همه زبانت را می فهمند چرا بايد زبان ديگری ياد بگيری. افشين - اسلو (نروژ)

بيشتر اشکال زبان انگليسی ناموفق بودن روش تدريس در ايران است، در ايران طی تحصيل در مدارس حدود هفت سال انگليسی تدريس می شود و در دانشگاه هم از دروس اجباری است ولی کسی تا به حال با خواندن اين دروس حتی يک نامه ساده هم نمی تواند بنويسد و اين ضعف در محتوای کتابها و آنچه در ايران تدريس می شود است. من در کلاس آموزشگاههای زبان که شرکت می کنم حتی دانشجويان سال چهارم رشته زبان انگليسی را همراه خودم می بينم که برای آموزش زبان ثبت نام کرده اند. علی - کسرايی

مشکل اول مربوط به مدرسان اين رشته است، محدودی ازمدرسان اين رشته در ايران از تسلط و مهارت کافی مخصوصاً در بحث مکالمه برخوردارند، مشکل شيوه آموزش زبان انگليسی در مدارس ما اين است که بيشتر تکيه بر گرامر دارد تا مکالمه، فراهم نبودن شرايطی برای مکالمه روزمره و تمرين و تکرار، پيشنهاد: تقويت بخش آموزش زبان انگليسی درسايت بی بی سی با توجه به دسترسی آسان کاربران و تسلط برنامه ريزان به زبان مادری يکی از بهترين گزينه ها می تواند باشد. محمد ايمانی - زاهدان

دوران دبيرستان که بوديم دبير زبان انگليسی ما که خودش هم تحصيلکرده انگليس بود می گفت کتب و ساعت درسی انگليسی در ايران طوری طراحی شده اند که ما فقط بتوانيم انگليسی را بخوانيم نه اينکه حرف بزنيم، در هرصورت ايجاد کلاسهای سمعی بصری آموزش زبان در کنار کلاسهای فعلی می تواند بهترين راه حل باشد. منصور - آبادان

ما آدمها زبان را در سالهای طفوليت برای نخستين بار از مادرخود ياد می گيريم و اين يادگيری فقط ازطريق صحبت کردن ميسر می شود و از سيستم خاصی پيروی نمی کند، سيستم آموزشی ما چه در سطح مدارس و چه دانشگاه به گونه ای طراحی شده که نتيجه آن اين است که زبان آموختگان ما در پايان گذراندن دوره های آموزشی خود توانايی صحبت کردن نمی يابند، چرا؟ چون روش آموزشی در ايران در مورد زبان انگليسی روی جنبه های خاصی چون گرامر، ديکته و ترجمه تکيه می کند، يکی از جنبه های مهم زبان بخش مکالمه آن است که در سيستم آموزشی ما جائی ندارد و به آن توجه خاصی مبذول نمی شود. ما بخوبی می دانيم افرادی که دوره های آموزشگاههای آزاد را می گذرانند قادرند تا اندازه ای فن صحبت کردن را فرا بگيرند و اين به اين دليل است که در اين آموزشگاه با افراد به زبان انگليسی تکلم می شود و آنها را وادار به صحبت کردن می کنند و در صورتی که به زبان انگليسی حرف نزنند به آنها مدرکی داده نمی شود. سيستم آموزشی ما کليه جنبه های زبان، بويژه محاوره را پوشش نمی دهد. بايد ازجنبه های ديگر کاسته و بيشتر با دانش آموزان در زمينه مکالمه کار شود و نمره قبولی زبان منوط به قبول شدن درامتحان محاوره شود. البته بايد همزمان برای دانش اموزان اين امکان فراهم شود که به فيلمهای به زبان انگليسی دسترسی داشته باشند تا از اين طريق بتوانند آموخته های زبانی خود را به محک آزمايش بگذارند. افزون بر اين بهتراست زمان يادگيری زبان از دوره دبستان شروع شود چون در سنين بچگی روند يادگيری بويژه در مورد زبان خيلی آسانتر وسريعتر است. آرمان - کالگاری (کانادا)

مشکل فقط به درس زبان ختم نمی شود بلکه در دروس ديگر هم اين مشکلات وجود دارد چون به طور کلی سيستم آموزشی در اين نسبت به روز واقعاً خيلی عقب است و نمی تواند خواسته های جوانان را برطرف کند به همين خاطر اکثر افراد بخصوص در دانشگاه دروس را برای گرفتن مدرک می گذرانند نه برای ياد گرفتن، ريشه اين مشکل در تحصيلات پيش از دانشگاه وجود دارد. اسفنديار - اهواز

به آن کسانی که انگليسی شان بد است حق می دهم، چرا بايد الکی انرژی بگذارند؟ وقتی کسی دور و برشان نيست يا اصلاً کاری با زبان ندارند نيازی به آن ندارند، در حد همين خواندن نوشته روی دگمه خاموش و روشن دستگاههای برقی کافی است، برای يادگيری زبان انگيزه لازم است و با همين سيستم دبيرستان هم می شود، يادم می آيد وقتی برای کانون زبان در سال ۷۲ امتحان دادم من را در دوره سطح پنجم نشاندند، قبل از آن هم فقط سه ماه تابستان در کلاس سوم راهنمايی در [آموزشگاه] شکوه زبان خواندم، همين، راستی اين را بگويم که اين مشکل در ژاپن هم وجود دارد و بچه ها در دبيرستان و دانشگاه با وجود خواندن زبان و امکانات سمعی بصری اساساً مثل بچه های ايرانند... کيوان - توکيو (ژاپن)

تکيه بسيار زياد بر دستور زبان و آزمونهای کتبی و بی توجهی به آزمونهای شفاهی از دلايل اين مشکل است، در کلاسهای مدارس بخش اعظم نمره به قسمتهای قواعد زبان اختصاص می يابد و حتی نمرات بخش شفاهی نيز اغلب در آزمون کتبی گنجانده می شود، يکی ديگر از دلايل که همه دروس آموزشی را نيز شامل می شود عدم جاذبه در در کتابهای درسی و کلاس است که موجب می شود دانش آموز انگيزه بسيار کمی برای يادگيری داشته باشد، همچنين تکيه بر آمادگی برای آزمونهای سراسری دانشگاهها از عوامل ديگر است که در نتيجه آن دانش آموز همه چيز را در قدرت تست زنی می بيند نه يادگيری قواعد زبان چه رسد به يادگيری تکلم. امين - تهران

دولت هم بتازگی به اين نتيجه رسيده که بايد تدريس زبان از همان کلاس اول شروع شود و قرار است اين طرح امسال يا سال آينده شروع شود و در تمام مدارس ايران از پايه اول ابتدايی، زبان انگليسی تدريس شود. محسن - کرمانشاه

در ايران زبان انگليسی به عنوان زبان خارجه تدريس می شود درحالی که در کشورهايی همچون هند و پاکستان زبان انگليسی زبان دوم تلقی می شود. يادگيری زبان انگليسی يا هر زبان ديگر تنها زمانی صورت می گيرد که احساس نياز به وجود آيد. در ايران هيچکس از شما دانش زبانی نمی خواهد و اگر زبان ندانيد هيچ اتفاقی نمی افتد اما در هند و پاکستان اگر زبان انگليسی ندانيد مطلقاً نمی توانيد در آن کشورها زندگی کنيد، چون مکاتبات به زبان انگليسی است و در دانشگاهها دروس به زبان انگليسی تدريس می شود. مسئله بعدی آنکه در ايران به طور سنتی عادت شده زبان را با نيروی قهريه و با فشار و زور در مدارس تدريس کنند. فرايند يادگيری به صورت آرام تدريجی و به دور از اضطراب صورت می گيرد. مسلماً اقدامات تنبيهی از قبيل تهديد يا استفاده ابزاری از گزينه نمره موجب یأس و سرخوردگی زبان آموزان شده، فرار زبان آموز از زبان آغاز می شود و از همين نقطه فرايند يادگيری متوقف می گررد. اين جريان در دوران راهنمايی آغاز می شود و در دبيرستان ادامه پيدا می کند و خط ترمز توقف در فرايند يادگيری تا دانشگاه هم امتداد می يابد. بسياری ازمدرسان زبان در ايران که غالباً از تئوريهای زبان آموزی به دورند و با علم روانشناسی زبان چندان سر و کاری ندارند و از شرايط فيزيکی و روانی زبان آموزان بی خبرند مرتب راه به خطا می روند و محفوظات کليشه ای خود را در قالب تدريس دستور سنتی زبان انگليسی به دانش آموزان و زبان آموزان ارائه می دهند و از زبان تنها گرامر که اسکلت متن است را به آنها ياد می دهند، در حالی که فرايند يادگيری زبان بر مبنای يادگيری و پرورش همزمانی چهار مهارت خواندن، گوش دادن، صحبت کردن ونوشتن است. دو مهارت اول به ترتيب جزء مهارتهای غيرفعالند و دو مهارت بعدی جزء مهارتهای فعال. عادل رشيدی - آبادان

حدود چهار سال است که زبان می خوانم ولی نمی توانم براحتی صحبت کنم، فکر می کنم دليلش هم بر می گردد به نوع آموزش زبان در ايران که مانند تمام درسهای ديگر دانشجو فقط سعی می کند شب امتحان کتاب را بخواند و نمره بگيرد و چندی بعد هم بکلی همه چيز را فراموش می کند، ضعف سيستم ارزشيابی به طوری که اگر دانشجو بخواهد واقعاً درسی را ياد بگيرد شايد اصلاً در آن درس نمره نگيرد. رضا - قائمشهر

تا حد امکان بايد عربی از برنامه حذف شود و زمان آن به زبان انگليسی اختصاص داده شود، ساختار آموزشی زبان هم بايد تغييراتی بکند که کلاسهای بيشتر شبيه کلاسهای آموزشگاههای خصوصی شود. جواد - تهران

پايه آموزش زبان انگليسی در ايران در دوره راهنمايی و دبيرستان است که متأسفانه سيستم آموزشی به دنبال مکالمه نيست، چراکه در صورت آموختن مکالمه به جوانان، ارتباطات و تبادل فرهنگی بيشتر خواهد شد و نظام ما آن را نمی خواهد. مسعود معصومی - تهران

از سيستم آموزشی ما هيچ انتظاری نبايد داشت. من در دوران تحصيل در دبيرستان با گوش دادن به صدای آمريکا، راديوی بين المللی هلند و بی بی سی، انگليسی فرا گرفتم. دانشگاه هم بهتر از دبيرستان نبود. چه چيز ما درست است؟ بهزاد. م - تهران

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران