BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 17:08 گرينويچ - پنج شنبه 27 مه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
علم و روحانيون
 

 
 
اسدالله علم
اسدالله علم با همه شناختی که از جامعه سنتی ايران داشت، تصور به قدرت رسيدن روحانيون را به خود راه نمی داد
پيش از انقلاب و حتی در آستانه انقلاب اسلامی، جامعه روشنفکری ايران موضوع حکومت مذهبی و جايگزينی روحانيون با حکومت شاه را چندان جدی نمی گرفت. هر چند نويسندگان و روشنفکرانی چون علی شريعتی و جلال آل احمد در جامعه دانشگاهی و بين دانشجويان ايران نفوذ بسيار يافته بودند اما اين نفوذها در جامعه روشنفکری ايران، به جد گرفته نمی شد.

دوره روحانيون گذشته بود و بر نمی گشت. مقدمات انقلاب هم که با جنگ چريکی و فعاليت های زير زمينی - بيشتر کمونيستی - فراهم شده بود، از پيروزی نهايی روحانيون حکايت نمی کرد. 15 خرداد 42 را کسی از اين قشر به خاطر نمی آورد. حتی وقتی در 16 شهريور 57 تظاهرات عظيم تهران به رهبری روحانيون شکل گرفت و به راه افتاد، روشنفکری ايران که از جريان غافل مانده بود، از درک عمق قضايا هم عاجز ماند و آن را به حساب روحانيت نگذاشت. تصورش آن بود که در نهايت تاريخ به نحو ديگری ورق خواهد خورد.

اين طرز فکر اما خاص روشنفکری ايران نبود. يادداشت های علم نشان می دهد که حکومت و افراد زبده آن نيز در جدی نگرفتن روحانيون، دست کمی از روشنفکران نداشته اند.

اسدالله علم با همه شناختی که از جامعه سنتی ايران داشت، و با همه شدت عملی که در مقابل روحانيون در 15 خرداد 42 نشان داده بود، تصور به قدرت رسيدن روحانيون را به خود راه نمی داد.

در يادداشت چهارم آذر 51 در پاسخ سفير آمريکا، درباره بسته شدن حسينيه ارشاد، می گويد: "اين مطلب هيچ اهميت ندارد. اينها دسته کوچکی هستند و آن روز که قوی بودند و وسيله مالکين و عشاير و کمونيست ها تقويت می شدند نتوانستند کاری بکنند، حالا که به طريق اولی خطری محسوب نمی شوند."

درست چهار روز بعد، بنا بر همان يادداشت ها، سيد حسين نصر که به تازگی رياست دانشگاه صنعتی 'آريامهر' ( دانشگاه صنعتی شريف کنونی) را به عهده گرفته بود، به علم می گويد:" در بين دانشجويان، مسلمان قشری متعصب زياد است."

پس از گزارش اين موضوع، شاه که احتمالا از طريق منابع ديگر نيز از ماجرا خبر داشته، پاسخ می دهد: "اين مسلمان های قشری زيادی متعصب، بطور قطع کمونيست هستند ولی بظاهر مسلمان قشری جلوه می کنند. آنها که اينها را اداره می کنند مردمان خيلی باهوش و عميقی هستند و حالا مارکسيسم اسلامی مطرح کرده اند، بگو خيلی خيلی در اين زمينه احتياط بکند."

 اين مطلب هيچ اهميت ندارد. اينها دسته کوچکی هستند و آن روز که قوی بودند و وسيله مالکين و عشاير و کمونيست ها تقويت می شدند نتوانستند کاری بکنند، حالا که به طريق اولی خطری محسوب نمی شوند
 
علم در پاسخ به سئوال سفير آمريکا در مورد بسته شدن حسينيه ارشاد

علم در يادداشت های خود هر جا صحبت از روحانيون است آنان را شکست خوردگانی توصيف می کند که کارشان در خرداد 42 پايان يافته و ديگر قادر به سر بلند کردن نيستند. تصور او آن است که مسأله آخوند برای هميشه حل شده است و نبايد از آنان باک داشت.

اول فروردين 48 مصادف با دهه عاشوراست. عده ای به شاه گفته اند که مراسم سلام عيد به خاطر دهه عاشورا برگزار نشود، علم مخالفت کرده و گفته است که مراسم ملی را نبايد فدای مراسم مذهبی کرد. مراسم را برگزار و از روحانيون هم دعوت می کنند. از قضا آنها پيش از همه به تهنيت می روند.

علم در نقل ماجرای آن روز با استفاده از داستانی درباره شاه عباس که روز نوزده رمضان وزيران و درباريان را مجبور به چشيدن شراب کرده بود، می نويسد:" وقتی قدرت باشد همه مسايل حل است." سپس از دوران نخست وزيری خود ياد می کند که روحانيون را گرفته و تبعيد کرده و مسايل را "برای هميشه حل" کرده است. در حالی که مسايل به اين طريق حل نمی شود. تنها در پس و پشت پنهان می ماند تا روزی سر باز کند.

جالب تر اينکه در اواخر اسفند همان سال می نويسد که شبی به اتفاق شاه و چند تن ديگر در خانه ملکه مادر مهمان بوده اند، موضوع بحث سر شام سلام عيد نوروز بوده است. چرا که عيد مصادف با سيزدهم محرم بوده و عده ای گفته بودند که بهتر است مراسم سلام برگزار نشود. شاه نظر علم را می پرسد. او می گويد:" سيزدهم محرم ديگر قتل تمام شده، گذشته از اين اگر هم عيد با روز عاشورا مصادف می شد باز من معتقدم که به خاطر حرف عوام نبايد مراسم ملی را تعطيل کرد."

تا اين حرف از دهان علم خارج می شود، ملکه مادر شروع به دشنام دادن به او می کند. خانه شاه که اين بوده، تکليف خانه ديگران معلوم است! راستی در چنين شرايطی چطور می توان ادعا کرد که مسأله روحانيت برای هميشه حل شده است؟

گذشته از نگرش علم به حل مسايل، نگاه او به روحانيون اساسا مثبت نيست. نام "آخوند" را با کلماتی چون "خدانشناس"، "اغفال" و "بلوا" همراه می کند و اگر برای برخی آيت الله ها احترام قائل می شود، برای آن است که معتقد است: "ارکان مهم کشور ما مذهب شيعه اثنی عشری، زبان فارسی و رژيم سلطنتی" است و "به هر سه بايد توجه شود."

علم گاه فکر می کند که آنها "نوکر" بريتانيا هستند. در يادداشت روز 6 و 7 شهريور 48 پس از بازديد از منطقه زلزله زده خراسان با شاه در مهتاب قدم می زنند و درباره اينکه نفوذ روحانيون کم شده صحبت می کنند و از اين نظر ابراز رضايت می کنند.

شاه می گويد: آيت الله گلپايگانی در قم منبر رفته و گفته "وضع ما ايرانيان با علمای عراق فرق ندارد. ما هم تحت فشار هستيم. راستی چه مردم حق ناشناسی هستند؟" علم می گويد: "ولی چاره ای نيست بايد با آنها تا اندازه ای مدارا کرد." شاه می گويد:" درست است ولی آيا هنوز خارجی ها به آخوندها اميد دارند؟" و علم پاسخ می دهد که: "عرض کردم سياست کهنه انگليس که اين بود و به نظرم هنوز هم تا اندازه ای مراعات بکنند."

علم در يادداشت های خود هر جا صحبت از روحانيون است آنان را شکست خوردگانی توصيف می کند که کارشان در خرداد 42 پايان يافته و ديگر قادر به سر بلند کردن نيستند

با توجه به رفتار حکومت پهلوی با روحانيون، صحبت آيت الله گلپايگانی اگر درست گزارش شده باشد، تا حدی اغراق آميز به نظر می رسد. برای مثال در يادداشت روز 26 ارديبهشت 53 آمده است: "آيت الله ميلانی از مشهد تلفن کرده که آيت الله خويی از بغداد محرمانه جويا شده که اگر از دست ظلم و تعدی عوامل بعثی عراق فرار کند، می تواند به ايران بيايد؟ شاه در پاسخ گفته است: بگو البته می تواند بيايد. ما هيچ توقعی از ايشان نداريم و گذشته ها را هم فراموش می کنيم*."

يا در يادداشت روز 14 شهريور همان سال می خوانيم که آيت الله شاهرودی که شديدا با حکومت عراق به مبارزه برخاسته بود، در نجف فوت شده است. به شاه تلفن می کند که:" بايد از آيت الله شاهرودی تجليل شود. فرمودند تلگراف به آيت الله خوانساری بنويس و از طرف ما تسليت بگو. به پسرش هم به نجف تلفن کن. دربار هم فاتحه بگذارد."

يادداشت های علم نشان می دهد که برخی از روحانيون بلندپايه با دربار روابط و مناسبات خوبی داشته اند. آيت الله خوانساری و آيت الله ميلانی تقريبا همواره با دربار در تماس بودند و خواست های خود را برای امور مذهبی مانند مرمت برخی مساجد و اماکن مذهبی و امور ديگر همواره مطرح می کردند. شاه نيز با برخی از آنها مانند آيت الله شريعتمداری روابط خوبی داشت و به دلايل سياسی و مذهبی، به ارکان مذهب تا آنجا که با تجدد خواهی او در جدال نبود، احترام می گذاشت.

ادامه دارد

* به مخالفت روحانيون با اصلاحات ارضی اشاره دارد.

اظهارنظر

دموکراسی و آزاد انديشيدن باعث رفاه بشر است. استبداد خطرناک است چه دينی و چه سلطنتی! به نظر من آقای خمينی نقطه عطف تمدن اين مملکت بود و وظيفه خود را عالی انجام داد و نظام درباری را جمهوری کرد ولی متأسفانه از جو بوجود امده زمان خود استفاده خوب نکرد و همراهان او را بسمت استبداد بردند و لذا کم کم زحمات او يا ضايع ميشود... عليرضا - ساری

به نظر من دوره حکومت های فردی که يک نفر برای ۷۰ ميليون انسان تصميم می گيرد سر آمده و رژيم های خودکامه مثل رژيم شاه و رژيم روحانی محکوم است... بهداد - همدان

بی شک علم مرد بزرگی بوده اما مردم کشور خودش را نمی شناخته که تا حرف دين به ميان می آيد عوام هر چيزی راکه علمای مذهبی به آنها بگويند کورکورانه قبول می کنند بی آنکه تفکر درستی در مورد ماهيتش داشته باشند... لازم است فقط يک آخوند فرياد بزند که آی دين و ناموستان از دست رفت! تا ملت بدون مطالعه و تفکر در پی سرنگونيش بروند!تينا - تبريز

آقای علم بايد توضيحی درباره شکنجه های وحشتناکی که در زمان نخست وزيری ايشان نسبت به مخالفين سلطنت می شد نيز در کتاب خاطرات خود توضيح داده باشند... محمد پاک پرور - شيراز

آنطور که بنده بياد دارم در همان سال ۵۳ که نوشته شده شاه با آمدن آقای خويی به ايران موافق بوده آقای خمينی در تبعيد وبسياری از روحانيون ديگر در زندان و زير شکنجه بودند و تنها به دليل وجود يک کتاب رساله که در آن فقط در مورد چگونگی اعمال دينی بحث شده يکی از دوستان نزديک بنده شش ماه درزندان و زير شکنجه بود وهيچکس از سرنوشت او ومحل زندانش خبر نداشت وهمانطور که شما بهتر ميدانيد آقای خويی بسيار ميانه رو ومحتاط بوده اند. شايد به اين دليل وبا شناختی که ازايشان داشته اند (در صورت صحت قضيه موافقت شاه) جهت تبليغ دينداری شاه و توجه او به روحانيون شيعه با اينکار موافق بوده وهمانطور که همه می دانند هيچکدام از خانواده شاه اهل دين نبوده اند فقط مقداری جهت تخليه ناهنجاريهای درونی به جنبه های تقدسی ويا خرافی دين توجه داشته اند. ولی هرجا که لازم بوده مثل شهرهای کوچک ويا شهرهای مذهبی خود به برقراری مجالس مذهبی اقدام ميکرده اند تاهم مردم را آرام کنند و هم کنترل داشته باشند. اما به رواج بی بند باری نيز کمک ميکرده اند تا شايد خود مردم آرام آرام دخالت دين در امر مملکتی اقتصادی اجتماعی و... را به کنار بگذارند وفقط به آن از جنبه عبادتی وشخصی نگاه کنند. همانطور که بسياری از بزرگان قوم مسلمان بودند زيارت هم ميرفتند آدم هم می کشتند مشروب هم می خوردندوبسياری کارهای ديگر هم ميکردند. و يا حتا بسياری از آدم های معمولی نماز می خواندند عرق هم ميخوردند به مسائل جنسی غير مجازهم می پرداختند ودر ماه رمضان روزه هم ميگرفتند.همين شرايط که معلول دودوزه بازی شاه واطرافيانش با دين ومذهب بود آنها را به ادامه اين دودوزه بازی تشويق وترغيب ميکرد. البته خوب ميدانيد که با اين چند سطر وای ميل نمی توان اين مسئله را گشود ومفصل بحث کرد.خصوصا که نمی توان فقط به يادداشتهای آقای علم برای بررسی آن سالها ونحوه فکروعمل آقايان اکتفا کرد و بايد نظر بسياری از صاحب نظران ومطلعين را شنيد چه ممکن است بسياری از يادداشتهای آقای علم صحت نداشته باشد؟! اتفاقا من با اين نظر که علم ازجامعه سنتی ايران شناخت زيادی داشته موافق نيستم چنان که اتفاقات بوقوع پيوسته دليل اين مدعا است. خدا نگهدار. اسحاقی - اصفهان

روحانيت درايران باتوجه به پايگاههای سنتی خود درفضای متعارض گذارسنتی ايران، توانست با اقدام به بسيج توده ای وهماهنگی اقشارسنتی، تحت فشارمدرنسازی شاه وتحليل قوای نيروهای ملی ومارکسيستی، قدرتی منسجم وهماهنگ را ايجاد کند. علی شهروبی - اصفهان

اسدالله علم مرد بزرگی بود. او نخست وزير شاه در زمان اصلاحات سال های 1341 تا 1342 بود که طی آن شاه به زنان حقوق سياسی و پارلمانی داد و انقلاب سفيد را اجرا کرد. علم سخنرانی ای در مجلس ملی کرد و خطاب به مخالفان اصلاحات گفت که چرخ زمان به عقب بر نمی گردد. روحانيون هم در پانزده خرداد 1342 در پاسخ به علم می گفتند: چرخ زمان به عقب بر نمی گردد... مشروطه به به استبداد بر نمی گردد... اسلام به کفر بر نمی گردد.... امير - تهران

 
 
اظهار نظرهای خود را بفرستيد
 
نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
 
  
 
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران