|
بررسی ديدگاههای شما درباره فارسی نويسی در اينترنت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ديدگاهها و پرسشهای شما را درباره اينکه چگونه زبان فارسی را می توان با اينترنت سازگارتر کرد با داريوش آشوری، پژوهشگر ايرانی مقيم فرانسه در ميان گذاشتيم که صاحبنظر در زمينه نوشتار فارسی است و خود نيز از زمره آن دسته از نويسندگان فارسی زبان است که شبکه اينترنت را برای انتشار نوشته های خود برگزيده و به جرگه وبلاگ نويسان پيوسته است.گسترش استفاده از کامپيوتر ميان فارسی زبانان در دو دهه اخير بارها بحث موقعيت تازه زبان فارسی را به ميان کشيده است. در آغاز دهه شصت خورشيدی، کارشناسان کامپيوتر در ايران حتی سعی کردند رابطه کاربران با "سيستم عامل" رايج آن روزگار را به زبان فارسی برقرار کنند و کوششهای پرثمری نيز در اين راه به عمل آوردند. اما با تغيير پياپی سيستمهای عامل که سرانجام به برتری سيستم عامل "ويندوز" در بازار کامپيوتر انجاميد، اين کوششها متوقف شد. در اين سيستم تازه، از سويی رابطه ميان کاربر و کامپيوتر با استفاده از عوامل بصری برقرار می شود و از سوی ديگر با استفاده از موشواره (ماوس) لزوم استفاده از کلمات و به اصطلاح تايپ کردن به حداقل می رسد. از اواخر دهه هفتاد شمسی و همزمان با عموميت يافتن اينترنت و نياز به توليد محتوای فارسی، بار ديگر بحث کامپيوتر و زبان فارسی به ميان آمد. سرانجام در بيش از دوسال اخير، بخصوص پس از گسترش وبلاگ نويسی به عنوان نوعی فعاليت تفريحی، ادبی، فرهنگی، اجتماعی و سياسی که عملاً امکان نوشتن برای عموم را برای همه به وجود آورد، گفتگو درباره تأثير وبلاگ نويسی بر زبان فارسی رونق تازه ای گرفت. تعداد زيادی از وبلاگ نويسان فارسی زبان که خارج از ايران زندگی می کنند و عمدتاً به نسل دوم ايرانيان مهاجر تعلق دارند، به دليل گسست فرهنگی، يا به دلايل ديگر، به نوع خاصی از فارسی نويسی روی آوردند که شکسته نويسی، عدم تمايز ميان حروف مختلفی که ظاهراً صداهای مشابه دارند، و استفاده از های هوز به جای کسره ويژگيهای عمده آن را تشکيل می دهد. ديگر وبلاگ نويسان فارسی زبان نيز اگرچه فارسی را در حد قابل قبولی درست و قابل فهم می نويسند، اما نوشته های شان کم و بيش همان کاستيها و ضعفهايی را دارد که در فارسی نويسی رسانه های فارسی زبان داخل و خارج ايران رايج است. يکدست نبودن نحوه ضبط اسامی و اعلام، پراکندگی گسترده در پايبندی به قواعد شناخته شده دستور زبان فارسی، عدم توجه به معنی دقيق کلمات، تکلف و اطناب و تعارف بی ارتباط به موضوع، گرايش به ادبيات مبتذل، افراط در استفاده از اصطلاحات عاميانه و غرق شدن در نوعی لفاظی سياسی که ويژه تحولات سياسی دو دهه اخير است از جمله اين کاستيهاست. برای من شگفتآور است که برخی گمان میکنند که چون زبان فارسی ترکيبی است، نماينگر ناتوانی آن است. آيا اين بزرگواران چنين میپندارند که زبانهايی مانند آلمانی، فرانسه و انگليسی چگونه زبانهايی هستند؟ آنها هم همانند فارسی زبانی ترکيبی هستند و توانمندی آنها هم همين است. پيشنهاد میکنم نوشتار شادروان دکتر حسابی را در اين زمينه بيابيد و بخوانيد. ديگر اين گمان که گروهی میپندارند راه درمان زبان فارسی بکار بردن نشانههای لاتين برای نوشتن آن است. همچنين چنين پنداشته میشود که نشانههای کنونی خط فارسی برگرفته از نشانههای عربی است. به گمان من به کار بردن نشانههای لاتين نه تنها درمان نيست که زيانبار است. نشانههای لاتين خود در واگو کردن درست زبانهايی که آنرا به کار میبرند دچار بسياری کمبودها و نارسايیهاست. چندان که اگر زور استعمارگران به کاربرندهی آن زبانها و دانشهای تازهای که اکنون کليددارانش دانشمندان فرنگ هستند و آن زبانها را پروراندهاند، در چند سدهی گذشته نبود، با اين نارسايی هرگز چنين پذيرش همگانی نمیيافتند. به گفتهی دوستی، همين به کاربردن نشانههای لاتين در اينترنت، آزمونی بود که نشان داد اين نشانههای چه اندازه برای نوشتن زبان فارسی ناتوان هستند. و همينکه امکان بکارگيری خط نوشتاری فارسی به گونهی يونیکد بوجود آمد بيشتر کسانی که ناگزير از به کارگيری نشانههای لاتين بودند، با شتاب هرچه بيشتر رو به همين خط کهن آوردند. به گمان من هر زمان هم نياز بود خط کنونی دگرگون شود، بهترين گزينه ديندبيره است. چرا که يکی از پيشرفتهترين و کارآمدترين خطهايی است که نياکان ما ساخته و پرداختهاند. که توانايی گسترده برای نمايندن هر آوايی را دارد. نشانههای کنونی فارسی که عربی پنداشته میشوند، برگرفته از دبيرههای ايرانی هستند. اينگونه که من خواندهام تاکنون همهی نشانهها نماينگر اين هستند که خط در گسترهی ايران پديدار شده است. چنانچه تاريخ آثار يافت شده در جيرفت به درستی آشکار شود، میتوان گفت که نشانههای ميخی نيز نخستينبار در فلات ايران به کار گرفته شدهاند. چنين میپندارم از مشکلهايی که دربارهی زبان فارسی هست، يکی مشکل تک روی است. هرکسی روش خود را برای نگارش و گويش زبان فارسی بکار میبرد. برای نمونه با اينکه پس از سالها فرهنگستان جزوهای برای دستور خط (بدون در نظر گرفتن ايراد دار بودن و يا نبودن آن) چاپ کرده است، بسياری از آن پيروی نمیکنند. اين يا از ناآگهی از آن و يا نپذيرفتن آن است. بويژه که بنا به رفتار ضد ايرانی حکومت اسلامی، بسياری با هر کاری که از سوی سازمانهای وابسته به حکومت انجام پذيرد - اگر هم برای ايران سودمند باشد - مخالفت میکنند. همچنين به کارگيری نادرست زبان فارسی در رسانههای گروهی بسيار زيان رسان است. از مجريان تلوزيون و راديويی که نمیتوانند يک نوشتهی چند سطری را به درستی بخوانند گرفته تا کسانی که در روزنامهها با نادرستی فراوان مینويسند. به گفتهی يکی از وب لاگ نويسان، بخش فارسی بنگاه سخن پراکنی بريتانيای نه چندان کبير بهتر از هر رسانهای در ايران زبان فارسی را به کار میبرد. آرياسپ - تهران برطرف شدن مشکل نوشتن به فارسی با کامپيوتر و ديگری امکان جستجو در متون فارسی موجود در اينترنت، موقعيتی ايجاد ميکند که می تواند باعث شکوفايی سريع فرهنگ فارسی شود. چون تا به حال مصلحت ناشر و مصالح بسياری از افراد متن قابل چاپ را محدود کرده، هنوز هم بسياری از مراجع رسمی مثل فرهنگنامه کاملا اينترنت را نديده گرفته اند و کاربر فارسی زبان را به ناحق به استفاده از منابع ديگر مجبور می کنند. من فکر می کنم بايد منابع فارسی را تا آنجا که ممکن است در اينترنت قرار دهيم که استفاده کاربر به حد اکثر برسد. علی - تهران در ايران نهادها و سازمان هايی که بايد در حفظ و پاسداری از زبان فارسی کوشا باشند خود به نوعی اين زبان را مورد تهديد قرار می دهند، به عنوان مثال صداوسيما از يک سو به وسيله وعاظ و عده ای از گويندگان بر پيچيدگی زبان فارسی می افزايد و به ترويج عربی مآبی می پردازد و از سوی ديگر با پخش برنامه ها و سريال های کم ارزش و بی محتوا که ظاهراً برای نسل جوان ساخته می شوند, واژه های لاتين را باب می کنند و شکل غلط برخی واژه های زبان فارسی را رواج می دهند. مرتضی شيرانی - اهواز در کشور ما اول يک تکنولوژی رواج می يابد، بعد به فکر واژه های لازم برای آن می افتند. مشکل ديگر اين است که در ايران کپی رايت هيچ مفهومی ندارد. اگر ما هم کپی رايت را به رسميت می شناختيم، شرکت مايکروسافت تمام نرم افزارهای لازم را در اختيارمان قرار می داد، همانطور که اين کار را برای زبانهای ترکی و مغولی و غيره انجام داده اند... آلن حيدری - سالت ليک سيتی زبان همواره دستخوش تغيير و تحول بوده است و اين تحول به ضرورت تغييرات اجتماعی و گريزناپذير است. بنابراين نمی توان از نسل نو انتظار داشت به شيوه دو نسل قبل بنويسد، همانگونه که آنها نيز به شيوه پيشينيان خود ننوشتند. البته ممکن است سرعت اين تحول در ادوار مختلف متفاوت باشد که به نظر من در حال حاضر اين سرعت رو به ازدياد است. پدرام - مونترآل در حال حاضر ارتباط بين زبان فارسی و کامپيوتر در بهترين حالت خود از آغاز پديده کامپيوترهای شخصی قرار دارد. الفبای فارسی دارای استاندارد مشخص شده و رسانه های اينترنتی فارسی از جمله وبلاگ بسيار گسترش پيدا کرده اند. وبلاگ ها هم فرهنگ خود را دارند و استفاده از زبان عاميانه در وبلاگها فقط منحصر به فارسی نيست و در تمامی زبانها معمول است. محمود - گلاسکو من بر اين باورم که زبان پارسی از آنجا که يک زبان آريايی است (مانند انگليسی و فرانسه و آلمانی و ايتاليايی و ...) و دارای ساختار گسسته و پيشوندی است و يک زبان تحليلی می باشد در نتيجه بايد خط مورد استفاده هم با اين ساختار سازگار باشد. خطی گسسته نه مانند خط پيوسته ی کنونی که عربی است و به هيچ وجه با پارسی همخوانی ندارد. جالب است که زبان ترکی با اينکه يک زبان مغولی است و ساختار گسسته و پيشوندی ندارد، با خط آريايی (لاتين) نوشته می شود. اگر دنبال خطی هستيم که با پارسی هم خوانی داشته باشد و نيازهای آن را برآورد بايد لاتين استفاده کنيم (يا يک خط نو اختراع کنيم شايد هم پهلوی). آنچه که مسلم است خط عربی هرگز نخواهد توانست نياز زبان پارسی را برآورده کند. آنها هم که موافق خط عربی هستند هدفشان قطعا قطعا قطعا نه خدمت به زبان پارسی بلکه خدمت به فرهنگ عربی است... علی - همدان به عنوان يک وبلاگ نويس عقيده دارم که اين نوع گسست فرهنگی باعث ضعف نخواهد شد در صورتی که بتوان بر آن قاعده ای نوين وضع کرد. برای مثال بحث استفاده از يک حرف به جای حروف هم صدای آن ها کاری است بسيار خوب که اگر به مرور زمان انجام گيرد شايد باعث جهشی ديگر در ادبيات اين سرزمين گردد. البته ديده شده که در برخی موارد اين استفاده های شخصی از واژه ها ممکن است در کوتاه مدت نسل قديم ما را با مشکلات زيادی مواجه کند که بارزترين آن عميق تر شدن شکاف فرهنگی است. به عنوان کسی که شايد جزو نخستين کاربران اينترنت و کامپيوتر باشم احساس می کنم که پيشرفت داشته ايم. لااقل در جامعه بسته ای که راهی برای ابراز عقايد و استعدادهای شخصی وجود ندارد اينترنت شده ميدانی بزرگ برای به نمايش گذاردن توانايی های شخصی هر نفر... در هر حال افق بسيار روشن تر از آن است که جای نگرانی باشد... حامد - تهران زبان فارسی هم مثل بفيه زبانهای دنيا در حال تغير و تحول است و اين خطی هم که مينويسم ديگه برای همه ما عادی شده و هر روز کلی اصطلاح جديد و علمی و غيرعلمی و کوچه بازاری وارد زبان ميشه. هيچ اشکالی هم نداره. زبان فارسی نارسا و گنگ نيست و دايره لغاتش هم کم نيست و به سادگی ميشه لغات جديدی ابداع کرد و اين ديگه به خود ما بر ميگردد. ۵۰ سال پيش به کسی می گفتی e- mail معنی نداشت application يک معنای ديگری داشت و e-book معنی نداشت. اينها به مرور به زبان انگليسی اضافه شده و حالا به بقيه زبانها هم راه پيدا کرده و در حال حاضر هم unicode بهترين راه حل برای همه زبانها ارائه ميده. فارسی ديگه هر چی باشه از خط چينی و ژاپنی که راحت تر هست. اونها با اون خطشون تو اينترنت هستند. چرا ما نباشيم؟ بابک - تهران زبان فارسی بر اثر ارتباطات وسيع با زبانهای ديگر (به دليل مهاجرت، اينترنت، ماهواره و...) به شدت در معرض تغيير است. اگر قبول کنيم که دگرگونی زبان نشانهی زنده بودن آن است، نبايد از اين تغييرات نگران شد. زبان چيزی جر قراردادی فرهنگی برای رد و بدل کردن معانی نيست. بنابراين به خودی خود ارزشی فرهنگی ندارد. (ارزش سياسی البته دارد، به خاطر حفظ يکپارچگی کشورها). مهم معنیهايی هستند که قرار است منتقل شوند. اگر تغييرات هر زبان مانع از انتقال آسان معنیها نشوند، اين تغييرات به هيچ وجه منفی نيستند. برعکس اگر به انتقال معنیا کمک کنند، حتی مثبت هم هستند. مانی بهارفر - تورنتو به گفته کارشناسان زبان، زبان مانند يک موجود زنده است و به همين دليل قابل تغيير و تکامل. اما از اين که بگذريم زبان در ابتدا به صورت آواها و اشارات بوده است و انسان اوليه (نياکان ما) همگی بوسيله آن ارتباط برقرار می کردند. در نهايت هم جهان به سمتی ميرود که بشر بدون دردسر ارتباط برقرار کند. يعنی زبانها بيش از اندازه به هم نزديک می شوند، بطوريکه شايد نتوان فرق زيادی بين آنان گذاشت. آيا در همين ۲۰۰سال گذشته تا کنون اين اتفاق مرتبا برای زبان فارسی نيفتاده است؟ اين موجود زنده با و بدون نگرانی های ما به حيات و همچنين فرگشت خود ادامه خواهد داد. خسرو - آمستردام با گسترش موج اينترنت بسياری از صاحبنظران فرهنگی اعلام کردند که اينترنت باعث از بين رفتن فرهنگها و زبانهای محلی شده و زبان انگليسی و فرهنگ حاکم بر اينترنت تهديد جدی برای فرهنگها و زبانهای ديگر خواهد بود ولی با گسترش اين رسانه جديد به نظر میرسد که اين رسانه نه تنها تهديد نيست بلکه میتواند برای تقويت زبانها و فرهنگهای محلی نيز به کار گرفته شود. به نظر من وجود اينترنت سبب ايجاد يک فرهنگ عمومی و جهانی خواهد شد و از سوی ديگر زبانها و فرهنگهای کوچکتر نيز امکان بقا و رشد خواهند داشت. عليرضا - يزد به نظر من اگر فارسی زبانان نحوه استفاده از کامپيوتر و اينترنت راکامل فرا گيرند می توانند از اين وسائل با زبان کار کنند. به عبارتی عيب از زبان فارسی نيست، عيب از کمبود اطلاعات ماست. مظلومی - تهران به نظر بنده فارسی را به انگليسی بنويسيم راحت تريم. الآن که دارم فارسی تايپ می کنم روی کيبورد عکس حروف است ولی يک معنی ديگر دارد. محمد مولوی - تهران راستش برای من اصلا مهم نيست که به چه زبانی سخن بگويم و با چه خطی بنويسم ولی به ايرانی بودنم افتخار می کنم. به سرزمين پدری ام به مفهوم واقعی کلمه عشق می ورزم و سخت نگران آينده آنم. به کسانی که دغدغه زبان فارسی را دارند توصيه می کنم پيش از هر چيز به فکر استقلال ملی ما باشند... شهرزاد کاتوزيان - هلند نباید فراموش کرد که زبان و خط پارسی در زمینه کامپيوتر و اینترنت بسیار جوان است. با توجه به رشدی که پارسی در چند سال اخير در زمینه کامپیوتر و استانداردسازی داشته است، من نسبت به آینده زبانمان در عرصه تکنولوژی بسیار خوشبینم. در ضمن، تلاشهای نه چندان آشکاری که در گوشه و کنار برای یافتن راه حلهای مناسب این امر انجام می شود، نتایج خود را بر جای گذاشته و خواهد گذاشت. غیر از پارسی، بسیاری از زبانهای دیگر، به استثنای انگلیسی نیز مشکلات مشابهی دارند. تا جایی که در زبانهای اروپایی هنوز بسیاری از مسائل ساده، از جمله قرار دادن يا ندادن حرکات روی حروف بزرگ به صورت استاندارد در نیامده یا اينکه مردم آنها را رعایت نمی کنند. این را هم نباید فراموش کرد که نمی توان مردم را در چنین مواردی مجبور به رعایت قواعد کرد، اما با فراهم کردن بستر مناسب، میتوان مردم را به بهتر نوشتن ترغیب کرد. سينا احمديان - استراسبورگ (فرانسه) بعد از عمومیت یافتن سیستم یونیکد برای زبانهای کامپیوتری، زبان فارسی امکان گسترش بیشتری یافت. اکنون نوشتن به زبان فارسی به هنگام چت یا ارسال نامه و نوشتن مطلب در انجمنهای اینترنتی بشدت رایج شده و پدیده وبلاگ هم البته از همه اینها بیشتر به تولید مطلب فارسی در اینترنت کمک کرده است. پرويز زاهد - تهران بهتر است بجای صرف وقت و هزینه برای حفظ فارسی در اینترنت وقتمان را صرف یادگیری بهتر زبان انگلیسی بکنیم چون هر قدر هم فارسی گسترش بیابد باز نمی تواند با منابع عظیم اطلاعات انگلیسی رقابت کند و انگلیسی چیزی است که تمام دنیا آن را قبول کرده و ما هم باید قبولش کنیم. محسن - اهواز چرا بايد "پاس داشتن زبان و خط فارسی" اين همه انرژی و هزينه از ما بگيرد؟ ای کاش رضاشاه همگام با آتاترک خط فارسی را به لاتين بر می گرداند و ما الان اين همه مشکل نرم افرازی نداشتيم و يگ گام به جهانی که تقريباً نود درصد آن به لاتين می نويسد نزديکتر بوديم. در ضمن ما در کشوری زندگی می کنيم که مافيای عرب همچون باندهای مجلس اعلا، حزب الدعوه، سازمان عمل اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و باندهايی از اين دست همه کاره اند و زبان - فرهنگ ايران را تقريباً از فارسی به عربی برگردانند که پسرفت و مصيبت بزرگی است. "پاسداران زبان فارسی و فرهنگ ايرانی" برای اين بزگترين خطر هيچگاه هشدار ندادند اما برای خط و زبانی مدرنتر، جامعتر و مسئله حل کن تر چرا! اگر کسی چون شما برای نجات زبان فارسی در جستجوی فردوسی ديگر باشد، دور از انتظار بنده نيست ولی من در جستجوی بابک خرّمدين و ابومسلم خراسانی ام. امرالله ابراهيمی - اروپا زبان همچون موجودی زنده در دادوستد با محيط خود است. تغيرات در ارتباطات و گسترش آن حتماً بر هر زبانی تأثير می گذارد و زبان فارسی هم از اين قاعده مستثنی نيست. اگر اين تأثيرپذيری با برنامه ريزی و رهنمود بزرگان فرهنگی باشد مطمئناً بهتر واصوليتر است و اگر بدون برنامه باشد چيزی است كه در بستر جامعه بايد ديد چه از آب در می آيد. برای حل مشكل به نظر می رسد جامعه ناچار به استفاده از نوشتن فارسی با حروف انگليسی شده است. همان كاری كه آتاترك با خط تركی كرد. اسماعيل - تهران دليل مشکلات، استحکام زبان نيست، چون به هر حال، زبان تنها وسيله ارتباط است و از خود زندگی مستقلی ندارد. مشکل اصلی، تنبلی و بی دانشی سخنگويان زبان است. خداداد - برکلی کاليفرنيا (آمريکا) زبان فارسی هيچ مشکلی با اينترنت ندارد. بهترين دليل آن هم همين سطور است که دارم الساعه برای شما می نويسم و با درج آن در سايت بی بی سی همه فارسی زبانان و فارسی دانان می توانند آن را بخوانند. در واقع اينترنت يا بهتر بگويم نرم افزارهای رايانه ای است که با زبان فارسی مشکل دارند. برنامه نويسان کامپيوتر و پيشاپيش همه، شرکت مايکرسافت بسادگی و به بهترين صورت می توانند اين مشکل را حل کند اما اشکال کار اين است که تا زمانی که ايران ميثاقهای جهانی حق مؤلف (کپی رايت) را نپذيرفته و به آن پايبند نباشد اين مشکل رفع نخواهد شد. بديهی است که هيچ فرد و شرکتی حاضر نيست روی برنامه فارسی نويسی مجهز و کامل و همه جانبه ای سرمايه گذاری کند و بعد هر کس دلش خواست از آن استفاده يا بهتر بگويم سوء استفاده غيرمجاز کند. بنابراين چاره ای جز آن نيست که ايران به قراردادهای جهانی حفظ حقوق مؤلفان بپيوندد تا نه تنها در گستره نرم افزارهای رايانه ای و استفاده از اينترنت، بلکه در زمينه صنعت نشر نيز گشايشی در کار ما فارسی زبانان پديد آيد. شيرين - شيراز شرکتهای تولید کننده برنامه های فارسی خیلی به ضعیفی کارهای خویش را به پیش می برند و آن را تنها به کشور خویش در استفاده می گذارند یا بگویم که کارهای خویش را محدود می سازند تنها به خود. در میدان نبرد، کامپیوتر زبان فارسی را از میدان به در خواهد کرد. باید از تمام فارسی زبانان جهان که در عرصه کامپیوتر مصروف خدمتند تقاضای همکاری کرد. احسان طاهری - بدخشان (افغانستان) در اين خصوص بهتر است از آقای حداد عادل و ساير حضرات پرسيد كه حاصل كار چندين ساله تان كجاست؟ چرا قبول نمی كنيد كه الفبای فعلی زبان فارسی ويژگيها و خصوصيات لازم را ندارد؟ ديگر اينكه نزديك هفتاد درصد كلمات عربی است ولی باز گفته می شود زبان شيرين پارسی! حداقل اين عنوان به كار برده نشود. راه حل ساده، تغيير الفباست. حسين - تهران فکر از میان برداشته شدن زبان دری یا فارسی یا تاجیکی درست دوران اختراع تلیفون را به یاد انسان می آورد. دورانی که مردم فکر می کردند با ایجاد تلیفون کسی به دیدار دوستانش نخواهد رفت و به تلیفون کشیدن بسنده خواهند کرد، البته دیدیم که این فکر اشتباهی بیش نبود. کمپیوتر و زبان دری یا فارسی نه تنها مخالف هم واقع نخواهند شد بلکه باعث رشد و وسعت بخشیدن یکدیگر نیز خواهند گردید. وحيد احمدی - کابل نشر زبان فارسی با قابليتهای يونی کود (قلم معيار جهانی) قدم جديدی در انترنت و انقلاب جديدی در نشرات و تماس جمعی بين فارسی زبانان جهان است. سالها قبل که با نشر صفحه فارسی خبری برای افغانان سروکار داشتم بايد خواننده پروگرام و فونت فارسی می داشت تا از امکانات صفحه استفاده می کرد. اما امروز خوانندگان صفحه فارسی من از دور دنيا پيام می فرستند و تشکر می کنند. امکانات نشر فارسی در انترنت انقلابی فرهنگی است که بايد فارسی زبانان جهان حداکثر استفاده را برده در نزديکی ملتهای فارسی زبان با هم همکار شوند. ملل فارسی زبان بايد از اين امکانات استفاده کرده در پرتو آن تلاش زياد کنند تا امکانات فرهنگی فارسی را تقويت بخشند تا خواننده بيشتری جلب شود و در احيای اين زبان شيرين بکوشند. جای خوشبختی است که حافظ و فرودوسی وسعدی وخيام را امروز در انترنت به فارسی می خوانيم. تواب وهاب - کاليفرنيا (آمريکا) انسان ذاتاً به تمام متعلقات خود از جمله زبان مادری اش علاقه مند است و از آنجا که زبان جزو هویت اوست باید در حفظ آن کوشا باشد. اما در کنار این، باید واقعیتها را پذیرفت. باید قبول کنیم که زبان فارسی هر چند مزایایی دارد و برای ما شیرین است، کاستیهای زیادی هم دارد. فارسی به عنوان زبان واژه های زیادی ندارد و واقعاً دراینترنت و حتی در ترجمه متون با مشکل مواجهیم. واژه های زیادی در زبانهای دیگر وجود دارد که ما ابداً واژه جایگزینی برای آنها نداریم. فعلهای زیادی داریم که ترکیبی اند، چه در محاوره و چه در ادبیات: حمام کردن، تلاش کردن، حرکت کردن، آغاز کردن، فاش شدن، خدمت کردن، اعلام کردن و ........ حتی اگر شکل غيرترکیبی بعضی از فعلها را هم داشته باشیم آنچه متداول است استفاده از شکل ترکیبی آن است مثل کوشش کردن به جای کوشیدن. در واقع بسیاری از افعال زبان فارسی با این اسلوب ساخته می شود که به نظر من از ضعف زبان و کمبود واژه نشأت می گیرد. این ایراد بسیار بزرگ، در ترجمه زبانهای دیگر به فارسی باعث کمرنگ شدن لطافت و زیبایی متن اصلی می شود. علاوه بر آن، به طور کلی در به دلیل کمبود واژه در زبانمان واژه هایی هم که معادلسازی می شوند نامناسب و برای استفاده ناملموسند، بویژه در متون علمی که بمرور اگر چنین لغاتی در زبان فارسی بیشتر شود شیرینی آن را از بین خواهد برد. مثل: همین موشواره ، رایانه، سامانه (سیستم)، واکنشگاه (به جای رآکتور در شیمی که بسیار کلمه نامناسبی است و در واقع غلط . من که دکترای شیمی دارم می دانم که در بالن یا لوله آزمایش هم واکنش انجام می شود و راکتور مفهوم دیگری دارد و واکنشگاه نیست! به نظر من در هر موردی اگر نتوانیم واژه مناسب پیدا کنیم بهتر است از معادلسازی چشم چوشی کنیم. گذشته از آن، ما آن قدر کلمات عربی در زبانمان داریم که هیچوقت نمی توانیم کلمات بیگانه را از زبانمان خارج کنیم مثلاً وقتی هشتاددرصد لغات پایه علم شیمی عربی است (غلظت، رقت، عناصر، جدول، تناوب، .......) با جایگزین کردن واکنشگاه با رآکتور علاوه بر آنکه مشکلی حل نمی شود مشکلات بیشتر هم می شود، به طوری که خواننده کتابهای فارسی پس از آن باید فرهنگ لغت فارسی به انگلیسی همراه داشته باشد. م - تهران در ميان قابليتهای زيادی كه برای زبان فارسی قائلند همواره اين نكته نيز مورد تأكيد قراگرفته است كه اين زبان بسيار انعطاف پذير نيز هست اما در زمان فعلی با وجود موج تهاجم اصطلاحات اينترنتی چندان كاری صورت نمی گيرد که شايد به سبب اين باشد كه در انديشمندان زبان فارسی چندان مثل قدما فعال برخورد نمی كنند. البته اين نكته را نيز بايد به خاطر داشت كه اين اصطلاحات را نبايد دشمن تلقي نكرد بلكه بايد به راهكاری برای جايگزين كردن آنها به نحو احسن انديشيد. مهدی آقابيگی - شهرری در حال حاضر استاندارد کردن روش تحریر برای زبان فارسی در عرصه کامپیوتر و اینترنت کاری بسیار دشوار و مشکل به نظر می رسد. بنا به نظریه ديويد کلارک از دانشگاه ام آی تی آمريکا در مورد استانداردها، زمان مناسب برای استاندارد کردن روش تحریر زبان فارسی حول و حوش سالهای 1995 تا 1998بوده است. آقای کلارک زمان مناسب برای ایجاد استاندارد را بین معرفی تکنولوژی جدید و همه گیر شدن آن می داند. پس از معرفی اینترنت و آغاز استفاده از آن در ایران، به جای تحریم استفاده از آن می بایست استاندارد استفاده از آن تدوین می شد و متأسفانه هم اکنون برای این کار کمی دیر شده است. سعيد - نروژ اين پرسش که "آيا بايد اجازه داد زبان فارسی مسير طبيعی دگرگونی خود را طی کند يا اينکه بايد از اين زبان که ميراث نياکان فارسی زبانان است دفاع کرد و برای جلوگيری از دگرگونی آن تلاش کرد؟" فرض غلطی دارد و آن اينكه فارسی ميراث نياكان ماست. زبانی است كه به كار می بريم و در طول تاريخ هم دگرگونيهای فراواني داشته است. درست است كه فردوسی كتابش را در فضايی ايران ستيزانه نوشت اما ايرانيها فارسی را از فردوسی ياد نگرفته اند و كار فردوسی هم به كار بردن زبانی است كه مردم استفاده می كرده اند، البته در وجهی شاعرانه. پس اصل، آنچه به كار می رود است. وبلاگ نويسی فضايی آزاد برای نوشتن فراهم کرده است و در آن، زبان فارسی تهديد نمی شود، چون فقط آنچه به كار می رفته، مكتوب شده است. واژگان مربوط به كامپيوتر هم هيچ فرقی با ساير واژگان تكنولوژيهای ديگر ندارد. وبلاگ نويسی باعث ايجاد ليبراليسم نوشتاری است. اين چه بدی دارد؟ پرسشهای شما مبتنی بر نگاهی سنتی به مقوله زبان است و هم تلقی تان از زبان و هم احساس خطرتان شبيه اظهارات اساتيد دانشكده ادبيات است كه سالهاست صلاحيت اظهارنظر در باب زبان از آنها سلب شده است. صالح شمس نجاتی سیر تکاملی هر زبان رابطه مستقیمی با پیشرفت علمی واقتصادی جامعه استفاده کننده از آن زبان دارد و اگر جامعه ای فقط به عنوان استفاده کننده از دستاوردهای علمی دیگران بسنده کند و نتواند رابطه صحیحی بین این دستاوردهای و سنتها و ارزشهای خود برقرار کند آن خواهد شد که امروز بر سر زبان فارسی در تقابل با رايانه و اینترنت آمده است. وحيد. م - خوی ادبیات اینترنتی بسیار به آنچه «شعر نو» نام گرفته می ماند. همان گونه که هر کسی می تواند هر چیزی بنویسد و آن را شعر، آن هم از گونه نو آن بنامد هر کسی هم می تواند وبلاگی بگشاید و در آن نثر نادرستی به کار برد و تازه خود را با این کار، پیشرفته و امروزی هم بنمایاند. تا جایی که می دانم از هیچ راهی نمی توان جلوی کار چنین کسی را گرفت. ما باید راه خود را برویم یعنی پارسی را درست بنویسیم و بکوشیم واژگان تازی را کمتر و اندکتر به کار گیریم. سرانجام زبان پارسی با رایانه کنار خواهد آمد چون خودباوری ملی ایرانیان بسیار سست تر از آن است که در این زمینه کاری از دستشان ساخته باشد. امير شالچی - هامبورگ (آلمان) از آقای وحید صادقی خواهش می کنم برای ما بیان کنند که چرا ساختار زبان فارسی از ساختار محکم نسبت به زبانهای دیگر بی بهره است؟ اعراب پس از حمله به ایران بارها سعی در در هم کوبیدن زبان ایرانیان کردند ولی موفق نشدند و همین زبان بود که از فرهنگ و تاریخ ايران مانند سپری در برابر بلایا دفاع کرد. آیا نباید از این زبان فارسی که فردوسی برای زنده کردن آن سی سال رنج و درد کشید حفاظت کنیم؟ بهرنگ - تهران در محیطی بین المللی زندگی می کنم. همیشه دیدگاه غیرایرانیها در مورد زبان فارسی برایم جالب بود. این مورد را اینجا مورد پرس وجو قرار دادم، زبان فارسی در مقایسه با زبانهای رایج در منطقه (عربی، هندی) بسیار محبوب است. جالب اینجاست که دوستی عرب که دو زبان انگلیسی و فارسی را نیز بلد است، فارسی را از انگلیسی آسانتر و جذابتر میداند. به عقیده من این زبان با این محبوبیت و زیبایی از میان نخواهد رفت. توجه داشته باشید که عمر چندهزار ساله زبان گواهی است بر استحکام آن. در رابطه با خط نوشتاری، این فارسی نیست که از خط عربی استفاده میکند؛ بلکه فارسی و عربی هر دو از خط بابلی استفاده می کنند. علی کاشانی - دوبی (امارات متحده عربی) اینترنت بتنهایی نمی تواند به ویرانگری زبان و فرهنگ ایران بپردازد. این دشمنان و بدخواهان ایرانند که با بهره گیری از آن چنین خواهند کرد. چند گاهی است که دشمنان زبانهای ایرانی در وبلاگها میخواهند شیوه نگارش پست خیابانی را گسترش دهند تا مردم ایران از توان اندیشه کمتری برخوردار شوند. امروز بر همه ایرانیان مردم دوست بایسته است که از ززبانهای کردی و پارسی و دیگر گویش های ایرشادی پاسدشری کنند. در این روزگاران سخت که میهن در چنگال بیگانگان است ما مردم خود بایست ازاین گنجینه های فرهنگی نگهبانی کنیم.در نوشتهها بایست کوشید شز درستترین دستور زبانها به! ره جست و واژگان هم بن و دیگر به دیگرسخن سره را به کار بست. از واژهگان بیگانه تازی و روسی و بسیاری دیگر باید خودداری کرد. به امید آزادی فرهنگی ایران. همايون - برلين (آلمان) شکی نيست که دانش و تکنولوژی در حال انکشاف است و باگذشت زمان، انکشافات مثبت و مفيد به ميان می آورد، با اين حال می توان يقين داشت که روزی فارسی زبانان به نوعی تکنولوژی در ساحه انترنت دست خواهند يافت که کاملاً با مقتضيات زبان فارسی سازگار باشد و هر فارسی زبان بسهولت از آن استفاده کند، با اين وصف بهتر است منتظر انکشافات بعدی نمانيم، نه اينکه افتحارات تاريخی و اصالتی مان را نثار تکنولوزی کنيم و جفای نابخشودنی به زبان اصيل فارسی روا داريم. در واقع، يکی از نيازهای عمده ما زبان ماست و يکی هم تکنولوژی ما. می توانيم اين دو را بدون تأثر از همديگر رشد دهيم. اگر فردوسی در اين زمان زنده می بود شعر خوبی درين مورد می سرود. حيف است زبان حافظ، سعدی، فردوسی و مهدی سهيلی را دست خوش سازيم. شجاع مستقل (کابل) فارسی، میراث و البته عامل وحدت بخش برای کشوری است که از قومیتهای متفاوتی تشکیل شده است. این زبان مثل باقی زبانهای زنده دنیا دارای لهجه های مختلفی است امأ متاسفانه آن "چیزی " که در وبلاگ نویسی به عنوان وسیله برقراری ارتباط استفده می شود تنها ملغمه ای از یکی از این لهجه ها (تهرانی) و مقداری اصطلاحات جدید و کم عمر جوانان است. لااقل من نمی توانم تصور کنم روزی فارسی معیار و البته شیرین و دوستداشتنی مان را با این ملغمه عوض کنیم. فارسی هنوز صلابت خود را به اندازه کافی حفظ کرده است. وبلاگ نویسها ( البته آن دسته که با من همعقیده نیستند) معتقدند فارسی معیار از بیان خیلی از حالات و نیازها به آن صورت که آنها انتظارش را دارند ناتوان است و به همین علت هم مطالبشان را به همان صورتی که در کوچه و خیابان صحبت می کنند می نویسند. من معتقدم فارسی توانایی بیان تمام آن حالات را دارد منتها آموزش زبان و ادب فارسی در مدارس به قدری ضعیف است که فارسی زبانان با سواد بالا هم کمتر تسلطی روی توانایيهای این زبان دارند. در آخر، ناگفته نماند که نوشتن به آن صورنی که تکلم می کنیم هیچ کجایش عیب نیست، منتها باید بدانیم که با این کار عامل وحدت بخش ملی و البته میراث کهن و با ارزشی را کنار گذاشته ایم. آرمين سنقری - تهران به نظر من، از آنجا که زبان فارسی در مقايسه با زبانهای ديگر از قاعده مندی و ساختار محکم بی بهره است، پياده سازی آن روی کامپيوتر با مشکلات زيادی مواجه است. لذا زبان فارسی در حضور زبانهای برتر ديگر بايد سير طبيعی زوال خود را طی کند. هرچند ممکن است اين روند مطلوب ما نباشد. وحيد صادقی - تهران زبان فارسی يکی از شيرينترين و تواناترين زبانهای دنياست. بر مردم فارسی زبان ايران و افغانستان و تاجيکستان واجب است که در حفظ اين زبان که ميراث گويندگان بزرگ است، بکوشند. گرفتاری اينجاست که زبان ايرانيها پارسی است اما برای نوشتن از خط عربی استفاده می کنيم. گمان نمی کنم با به کار بردن واژه های لاتين برای نوشتن پارسی در اينترنت دگرگونی در زبان پارسی به وجود آيد. اشکان - شهرکرد زبان فارسی و اينترنت با هم کنار آمده اند. می توانيد اين موضوع را براحتی مشاهده کنيد. الآن براحتی هر چيزی را که بخواهيم می توانيم در اينترنت بنويسيم و هيچ مشکلی هم وجود ندارد. حتی کار از اين هم بالاتر رفته و برنامه ای ساخته شده است که توانايی ترجمه نوشته های فارگليسی (دستخط لاتين) را هم دارد و به آسانی در دسترس همگان قرار گرفته است. بنابراين می بنيم که فارسی توانسته در اينترنت موقعيت خوبی را برای خود دست و پا کند. مرتضی - تهران پراکندگی فارسی زبانان دليل اصلی گوناگونی چشمگير شيوه های رايج نوشتاری نيست. گستردگی زبانهای زنده دنيا نظير انگليسی و فرانسه و عربی از فارسی بسيار بيشتر است و با وجود آنکه اين زبانها هم دارای گويشهای عاميانه و ادبيات "چاله ميدانی" اند، از دستور زبان و نگارش کم و بيش بدون ابهام هم برخوردارند. آنچه در زبان فارسی نبود آن احساس می شود، مجموعه قواعد دستوری و نگارشی است که حداقل مورد تأييد همه صاحبنظران باشد. به دليل اينکه شيوه های نگارش فارسی در سطوح بالای کارشناسی به طور کامل حل نشده، گوناگونی پديد آمده به ادبيات مردمی هم سرايت می کند. چنانچه چنين مجموعه قواعدی منتشر شود، نوبت به ساده سازی و "عامه فهم سازی" آن می رسد، به طوری که برای فارسی زبانان خارج از ايران که فارسی زبان دوم آنان به حساب می آيد قابل فهم باشد. دليل ديگر در يادگيری شکل درست زبان را می توان در عادت به کتابخوانی جستجو کرد. هرچه گرايش به کتابخوانی بيشتر شود، صورت درست فارسی آسانتر در ذهن مردم ملکه خواهد شد. کم توجهی به نيازهای سخت افزاری و نرم افزاری نشر، باعث افت کيفيت مطالب چاپ شده و به دنبال آن، کاهش دانش ادبی مردم می شود. در يکی از وبلاگها به طنز گفته شده بود که مردم اول کتابخوان می شوند، بعد بتدريج مجله خوان، بعد روزنامه خوان و در نهايت وبلاگ خوان! اما تأثير نوشتار وبلاگی بر ادبيات رايج از تأثير ادبيات محاوره ای بيشتر نخواهد بود: نوآوريهای وبلاگی اگر با ذوق عامه سازگار باشد بتدريج رايج می شود و در غير اين صورت به فراموشی سپرده می شود. ادبيات دوره قاجار، به عنوان مثال از حمايت حکومتی هم برخوردار بود اما به دليل دشواريهايی که پديد می آورد بتدريج متروک شد. در مقابل، تغييراتی که زنده ياد باغچه بان در رسم الخط فارسی پديد آورد، به دليل مطلوبيت (آسانسازی يادگيری) بسرعت رواج يافت و اکنون حتی مبنای آموزشهای دبستانی است. مسيح فروتن - انگلستان |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||