BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 14:36 گرينويچ - پنج شنبه 08 ژانويه 2004
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
فرج سرکوهی: 'نه شرکت، نه تحريم'
 

 
فرج سرکوهی
به اعتقاد آقای سرکوهی، پيروزی بزرگ اصلاح طلبان مذهبی در انتخابات مجلس ششم به تز اصلی آنان،« امکان سازگاری اسلام در حکومت و قانون اساسی اسلامی با دموکراسی»، ضربه ای کاری زد
 

در دو دهه گذشته بر بستر روندهای منتج از جهانی شدن، تحولات عميقی در فلسفه سياسی رخ داده است. اميد بستن به روش های به دور از خشونت برای دگرگونی ساختارهای استبدادی، از نتايج تحولاتی است که دوران ما را مشخص می کند.

در دوران جنگ سرد، انتخابات در کشورهای بهره مند از دموکراسی و انقلاب و کودتا در کشورهای اسير استبداد، تنها راه های ممکن دگرگونی های مهم سياسی بودند. در استبداد تحريم انتخابات، سازمان يافته يا خود به خودی، اعتراض و شرکت در آن، همراهی با حکومت يا ترس از آن تعبير می شد. پس از جنگ سرد حکومت های استبدادی از حمايت بی قيد و شرط ابر قدرت های شرق و غرب محروم شدند.

جهانی شدن به معنای جهانی شدن روابط مبتنی بر توليد صنعتی و شروط لازمه آن از جمله دموکراسی پارلمانی نيز هست. از اين رهگذر حمايت از حقوق بشر، به نسبت های گوناگون، به يکی از عناصر سياست خارجی اتحاديه اروپا و آمريکا بدل شده است. حتا برخی دولت های اروپايی که به دليل سياست های ضد آمريکايی جمهوری اسلامی و برای حفظ موقعيت انحصاری خود در صنايع نفت و گاز ايران با تغيير رژيم در ايران مخالف اند نيز سياست ايرانی خود را بر حمايت از رفرميست های اسلامی متمرکز کرده اند.

شاگردان لوی اشتراس، نو محافظه کاران، که بخشی از کابينه جرج بوش را شکل می دهند، جهانی کردن ارزش های فرهنگ غرب، از جمله دموکراسی و حقوق بشر را بخش جدايی ناپذير روند جهانی شدن می دانند. بسياری از متفکران موثر در سياست گذاری ها، بسط و تعميق دموکراسی در کشورهای اسلامی را کاراترين حربه در مبارزه با تروريسم تلقی می کنند.

 

 اگر اپوزيسيون امکان انقلاب های مخملين را دريابد يافتن تاکتيک های مناسب با موقعيت های گوناگون با اتکا به خرد جمعی دشوار نيست

 

دولت بوش حرکت تدريجی به سوی دموکراسی را از شرايط همکاری با برخی از متحدين سنتی خود در آفريقا، عربستان و امارات قرار داده است. دخالت نهادهای بين المللی در اموری که به دوران جنگ سرد « داخلی » تلقی می شدند چندان ضروری و گسترده است که حاکميت ملی تعاريف جديدی يافته است. انقلاب ارتباطات سانسور استبداد را شکسته است. دشمنی با ليبراليسم و دموکراسی، که چپ سنتی و بنيادگرايی اسلامی را به هم پيوند می داد، نزد اکثريت مردم به ضد ارزش بدل شده است. کارکرد رسانه های جمعی، بويژه برنامه های ماهواره ای و اينترنت، از اطلاع رسانی به عامل موثر در حوادث سياسی ارتقا يافته است. بر بستر اين تحولات انقلاب های مسالمت آميز يا آنچه گاه از آن به انقلاب های مخملين تعبير می شود، از استثنا به قاعده بدل شده است.

در ايران هر سه جناح حکومت: بنيادگرايان، اصلاح طلبان مذهبی و طرفداران ليبراليسم در اقتصاد و استبداد ارشادی در سياست و بيشترين بخش های اپوزيسيون، حاميان بخشی از حکومت و طرفداران براندازی، هنوز از منظر مفاهيم برآمده از دوران جنگ سرد به جهان می نگرند.

پيروزی بزرگ اصلاح طلبان مذهبی در انتخابات مجلس ششم به تز اصلی آنان،« امکان سازگاری اسلام در حکومت و قانون اساسی اسلامی با دموکراسی»، ضربه ای کاری زد.

با در دست داشتن رياست جمهوری و اکثريت مجلس، مردم و بخشی از اصلاح طلبان مذهبی فهميدند که نه فقط اصلاحات اساسی که حتا اصلاحات محدود آقای خاتمی نيز در چارچوب قانون اساسی و با حفظ چارچوب های ساختار سياسی موجود ناممکن است. مردم سرخورده به اصلاح طلبان مذهبی پشت کردند و بيم آن می رود که در انتخابات محلس آينده شرکت نکنند.

در ميان اپوزيسيون خارج از کشور، علاوه بر راديکال ها، بخشی از طرفداران سابق جبهه دوم خرداد نيز، البته بدون نقد نظرات و مواضع سابق و بدون پذيرش صريح اشتباهات خود، رای به تحريم انتخابات می دهند.

شرکت نکردن اکثريت مردم در انتخابات آينده مجلس، اگر رخ دهد، بيش از آن که پاسخی مثبت به فراخوان تحريم باشد، بيان کننده نا اميدی و حرکت خود به خودی است. با تحريم خود به خودی انتخابات، که در ايران سنتی ديرينه دارد، دستاوردهايی چون به جد گرفته شدن انتخابات، اميد به دگرگونی ساختار سياسی با راه حل های مسالمت آميز و شور و شوق مشارکت مدنی برای مدتی رنگ می بازند بی آن که جايگزينی داشته باشند.

در داخل کشور هنوز هيچ نهاد سياسی چون آلترناتيو مستقل از جناح های حکومتی در ميان مردم مقبوليت نيافته و فراتر از شعارهای کلی چون حمايت از بخشی از حاکميت يا انقلاب و رفراندم، هيچ راه حل ممکن و متناسب با روانشناسی و ظرفيت مردم مطرح نشده است. هم از اين روی بيم آن می رود که نا اميدی مردم به کناره گيری از مشارکت مدنی، شورش های کور گه گاهی، سرکوب و تداوم خشونت منجر شود. وضعيتی که تنها بنيادگرايان از آن سود می برند.

با شرکت در انتخابات در بهترين حالت مجلسی خواهيم داشت که در آن اصلاح طلبان مذهبی اکثريت داشته باشند. تکرار تجربه بی ثمر قبلی. مجلسی با اقليت رفرميست های مذهبی گرچه بی ثمرتر از مجلس کنونی است اما دلخواه اصلاح طلبان مذهبی است. رفرميست های مذهبی سهمی از قدرت را حفظ می کنند، با کمک دستگاه های سرکوبگر جمهوری اسلامی نقش اپوزيسيون را به خود منحصر می کنند و گناه ناکامی ها را به پای بنيادگرايان می نويسند.

تحريم انتخابات مجلس موضعی انفعالی و بی نتيجه است و شرکت در آن تکرار تجربه ای ناکام و بی ثمر. براندازی به شيوه سنتی مفهومی متعلق به دوران های سپری شده است. اصلاحات گام به گام در پرتو حمايت از اصلاح طلبان مذهبی در چارچوب های قانونی و سياسی حاکم، تجربه ای شکست خورده است. در بن بستی از اين دست ارايه پيشنهادهای نو که پاسخ های عملی مسايل مردم را با واقعيت ها، ظرفيت، فرهنگ و روان جمعی آنان پيوند دهد ضرورتی راهگشا است.

 

 تحريم انتخابات مجلس موضعی انفعالی و بی نتيجه است و شرکت در آن تکرار تجربه ای ناکام و بی ثمر. براندازی به شيوه سنتی مفهومی متعلق به دوران های سپری شده است. اصلاحات گام به گام در پرتو حمايت از اصلاح طلبان مذهبی در چارچوب های قانونی و سياسی حاکم، تجربه ای شکست خورده است. در بن بستی از اين دست ارايه پيشنهادهای نو که پاسخ های عملی مسايل مردم را با واقعيت ها، ظرفيت، فرهنگ و روان جمعی آنان پيوند دهد ضرورتی راهگشا است

 

اگر اپوزيسيون بخواهد در انتخابات مجلس از شعارهای سنتی تحريم و شرکت فراتر رفته و پيشنهادهای تازه ای مطرح کند شايد که تجربه اروپای شرقی به هنگام فروپاشی، و نه کپی برداری از آن، به کار آيد. در دوران فروپاشی در اين کشورها نيز تضادهای درون حکومتی امکان اِعمال سياستِ واحد سرکوب را از حاکميت گرفته بود. اپوزيسيون مورد قبول مردم وجود نداشت. نهادهای ناظر بر انتخابات راه را بر نامزدهای غير حکومتی بسته بودند. رسانه ها و نهادهای بين المللی به سود تحول بسيج شده بودند. نارضايتی مردم از استبداد و فساد نهادينه شده پر رنگ بود. مردم تمايلی به خشونت نداشتند. در اين کشورها که تجربه کنندگان نخستين نمونه های انقلاب مخملين بودند، اپوزيسيون بر بستر ارايه راه حل های ابداعی از محافل روشنفکری و نهادهای مستقل مردمی پا گرفت.

با الهام از چنين تجربه هايی می توان در انتخابات آينده مجلس پيشنهادهای عملی، کم خطر و مثبت به مردم ارايه داد.

در گام های نخست در حرکت هايی از اين دست تعداد اندکی شرکت می کنند. دعوت کنندگان در ميان مردم شناخته و مقبول نيستند و در خانه نشستن و خطر نکردن به خوی راحت طلب ما نزديک تر است. اما اگر تاکتيک، موضوع دعوت و شيوه طرح آن درست باشد دست کم در ميان کسانی که پاسخ مثبت می دهند شور کار جمعی و شوق مشارکت مدنی، شبکه ای از روابط اجتماعی پديد می آورد.

نا اميدی و بن بست کنونی، دست کم در لايه های فعال تر جامعه، به انگيزه ای برای حرکت بدل می شود. دعوت کنندگان در ميان آن بخش از جامعه که از حرکت آگاه می شوند، شناخته می شوند. در نگاه اول يافتن پيشنهادهايی که بخش قابل توجهی از مردم آنها را بپذيرند مهم ترين دشواری اين گونه راه حل ها جلوه می کند. اما اگر اپوزيسيون امکان انقلاب های مخملين را دريابد، يافتن تاکتيک های مناسب با موقعيت های گوناگون با اتکا به خرد جمعی چندان دشوار نيست. استراتژی و تاکتيک های انقلاب مخملين در هر کشوری بايد که در کوره آزمون و خطا پخته شوند. يافتن راهی تازه در برخورد با انتخابات می تواند در اين راه تجربه ای مفيد باشد.

 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران