BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 14:17 گرينويچ - پنج شنبه 18 دسامبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
'نگاه ديگر' به رويدادها: انتخابات هفتم
.
رشته گزارش های آغازين 'نگاه ديگر'، به انتخابات آتی مجلس ايران می پردازد
 

در دهه های اخير به ويژه پس از دوم خرداد 1376 به نظر می رسد که تلاش برای تغيير يا اصلاح حاکميت سياسی در ايران از مبارزه زير زمينی و قهر آميز به مبارزه انتخاباتی تحول يافته است.

به نظر می رسد در ايران شرکت در انتخابات برای تغيير دادن سياست های حاکم در چند سال گذشته به شيوه غالب بدل شده يا حداقل شکل جدی تری به خود گرفته است. تجربه ای که می تواند سال های 1320 تا 1332 را در يادها زنده کند. چنانکه در دوم خرداد 1376 اکثريت ملت تقريبا به صورت خودجوش بر انتخاب کسی متفق شدند که به درست يا به غلط در آن تاريخ رقيب نامزد حکومتی به حساب می آمد.

اين شکل مبارزه در اسفند 1378 برای انتخاب نمايندگان مجلس و در خرداد 1380 برای انتخاب مجدد آقای خاتمی تکرار شد. در زمستان 1381 در انتخابات شورای شهر اکثريت مردم در شهرهای بزرگ باز هم به صورت خود جوش به صندوق های رأی پشت کردند و به نظر می رسد اين نيز نوعی جدی گرفتن انتخابات به حساب می آيد. يعنی « من » آن اندازه اهميت دارم که رأی نمی دهم. اکنون که تدارک انتخابات مجلس آغاز شده سوال های بسياری پيش رو قرار دارد. شما درباره سوالات زير چه فکر می کنيد؟ نظر خود را با استفاده از پنجره مقابل برای ما به فارسی بفرستيد تا در همين صفحه منعکس کنيم.

 
به نظر می رسد در ايران شرکت در انتخابات برای تغيير دادن سياست های حاکم در چند سال گذشته به شيوه غالب بدل شده يا حداقل شکل جدی تری به خود گرفته است. تجربه ای که می تواند سال های 1320 تا 1332 را در يادها زنده کند. چنانکه در دوم خرداد 1376 اکثريت ملت تقريبا به صورت خودجوش بر انتخاب کسی متفق شدند که به درست يا به غلط در آن تاريخ رقيب نامزد حکومتی به حساب می آمد
 
  • آيا انتخابات در ايران به عنوان شکل و شيوه غالب مبارزه برای تحول و اصلاح مديريت سياسی جامعه به امری نهادينه، پايدار و جدی بدل شده است؟ يا به جد گرفته شدن انتخابات در دوم خرداد 76 و اسفند 78 و حتا خرداد 80 پديده ای گذرا بوده است؟
  • به نظر شما در انتخابات دوم خرداد 76 چه اندازه شور حاکم بود و چه اندازه شعور؟
  • برخی اصلاح طلبان مذهبی و طرفداران چپ و راست آنها در داخل و خارج از کشور انتخابات را تنها راه تغيير و اصلاح امور می دانند. در مقابل برخی از مخالفان جمهوری اسلامی را عقيده بر آن است که انتخابات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی راه به جايی نمی برد و حاکميت اسلامی اصلاح پذير نيست. با توجه به آن که همگان از ضرورت تحول سياسی در ايران سخن می گويند آيا انتخابات را شيوه ای کارآمد، موثر و درست برای تحول می دانيد؟ اگر فکر می کنيد انتخابات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و با شرايط کنونی راهی کارآمد نيست پس راه کارآمد کدام است؟ چه شيوه ای را پيشنهاد می کنيد؟

ما نيز در همين زمينه با تنی چند از اهل سياست از جمله باقر پرهام، احسان نراقی، داريوش همايون، ابوالحسن بنی صدر و فريدون احمدی به گفتگو نشسته ايم و نظرات آنها را در "نگاه ديگر" چاپ می کنيم.

برخی از نظرات رسيده

انتخابات در ایران فقط نوعی مانور سیاسی برای کشورهای خارجی است، مانند انتخابات ریاست جمهوری سال 76 و گذاشتن بزرگترین کلاه قرن بر سرملت و کشورهای دمکراتیک غربی و این بار هم جنجال راه انداختن در مورد رد صلاحیت نماینده ها نوعی بازی سیاسی است. محمد - تهران

دركشوری كه بالاترين توهين به آرای ملت روا داشته می شود، شركت در انتخابات چه مفهومی دارد؟ مديريت نظام فقط جمع عددی آرا به عنوان مشروعيت را می خواهد وگرنه برای آرای مردم ذره ای اهميت قائل نيستند مگر آنكه در جهت منافع آنها باشد. رضا - تهران

فکر نمی تونم بکنم اين اصلاح طلبان که به خدا اصلاً در اندازه نمايندگی مردم در پارلمان و دولت نيستند در مورد آينده اين ويرانه که قديمها پارس بود تصميمگيری کنند. مينوچهر - تهران

ملت ایران به آگاهی و شعور سیاسی رسیده اند که بدانند شرکت در انتخابات دیوانگی محض است و نمایندگانی که وارد مجلس می شوند بیشتر فکر پر کردن جیب خودند تا به فکر مردم و بود و نبود آنان سیستهای دولت را تغییر نمی دهد و آنان مترسکی بیش نیستند. انتخابات را تحریم کنید. رامتين. و. - تهران

کار از این حرفها گذشته، صحبت سر شرکت کردن یا شرکت نکردن در انتخابات نیست بلکه خواست اصلی مردم ایران در حال حاضر تغییر نظام و استقرار حکومت مردمی و دمکراسی است. امروز مردم فهمیده اند که تنها راه نجات جدايی دین از سیاست است و بس. بهزاد - تهران

انتخابات در ایران به علت عدم شفافیت در اجرای آن و فرمایشی بودن نظارت استصوابی شکست خورده است و اگر هم درصد اندکی در انتخابات شرکت کنند، یا در جهت حفظ منافع سیاسی بيست و پنج ساله خودند یا در شهرهای کوچک بحث قومی و قبیله ای بودن حاکم است. فرهاد مهری - همدان

خدا را شكر می كنم در سايه حكومتی به سر می برم كه در دنيا بهتر از آن وجود ندارد. به كوری چشم همه دشمنان وطن و نظامم در انتخابات شركت كرده. بابصيرت به خوبان رأی خواهم داد. محمدحسين - تهران

حقيقت تلخ است اما واقعيت دارد و آن اين است كه بسياری از مردم در انتخابات شركت نمی كنند. می توان براحتی موضعگيری مردم را مشاهده كرد. آنان از مجالس قبلی چه خيری ديدند كه اين هفتمين باشد؟ حكومت ايران تحت فشار است و در اين شرايط به هر نحوی سعی دارد مردم را تشويق كند. يكی از راهكارهای موجود استفاده از روشهايی است كه شايد ديگر كمی قديمی شده باشد. در اين زمان پرداختن به مسئله سربازی از آن جمله است. كاش به جای اين همه بوق و كرنا كمی به فكر كسانی بودند كه بعد از گذشت حدود بيست روز از زلزله هنوز مشكلات اساسی زندگی شان حل نشده است. شايد رسيدن به مشكلات معيشتی مردم با وجود ثروت اين مملكت می توانست بهترين مشوق مردم برای شركت در انتخابات باشد. آنچه مسلم است اين است كه مردم ما بجز عده قليلي هشيارند و با اين روند رد صلاحيتها بعيد به نظر می رسد آرای واقعی وجود داشته باشد. آنها می خواهند مجلس راهم از آن خود كنند و در نهايت اينكه آيا در اين چند سال دمكراسی وجود داشته كه اين بار نيز ...!!!؟؟ زهره - تهران

با توجه به اينكه اين نظام اصلاح پذير نيست لازم است انتخابات آزادی برای تغيير نظام و تعيين نوع نظام آينده با نظارت سازمان ملل انجام شود كه در آن از همه گروههای سياسی داخل و خارج از كشور نظرخواهی شود. اکبر - تهران

از حضور درانتخابات راضی نيستم ولی وقتی فكر می كنم اگر رأی ندهيم چه می شود؟ گروهی متحجر به مجلس راه پيدا می كنند و همين آزادی كمرنگ را هم از بين می برند. اين تازه درصورتی است كه شورای نگهبان نمايندگان اصلاح طلب را رد صلاحيت نكند. اگر شورای نگهبان به همين طريق پيش برود من رأی نمی دهم. اشکان

به هزار دليل، بودن، گفتن و حضور با هر كيفيت را به عدم حضور ترجيح می دهم. مردمسالاری كامل از راه تجربه و فرهنگسازی محقق می شود، محصولی نيست كه بشود يكشبه به دست آورد يا نوعی از آن را واردكرد كه هيچ سازگاری با فرهنگ، آداب و ارزشهای جامعه ما ندارد. پس در انتخابات شركت می كنم و به افرادی كه به نظراتم نزديكترند رأی می دهم. علی يوسفی - قزوين

اين انتخابات پايان كار جمهوری اسلامی در ايران است و فكر می كنم ايران پس از طی دوره انتقالی به دمكراسی غيردينی و يكی از نزديكترين متحدان غرب تبديل خواهد شد. داريوش - تورنتو (کانادا)

نه اميدی برای آينده بهتر داريم و نه شوری باقيمانده، پس دليلی برای انتخابات فرمايشی نداريم چون در هر صورت فرقی نمی كند ملی مذهبی باشد يا اصلاح طلب، حرف اول را در اين مملكت كس ديگری ميزند واينها همه فرماليته است. سيمين حاجيلو - تهران

اين مجلس هيچ مشروعيتی ندارد و نماينده مردم ايران نيست. بايد آن را تحريم و برای تعيين نظام در ايران همه پرسی برگزار کرد. فرحناز - رم (ايتاليا)

اميدوارم همه در انتخابات شركت كنند زيرا از شركت نكردن مردم فقط يك حزب خوشحال می شود و آن محافظه كارانند، لطفاً خودتونو گول نزنيد چون راستيها مجلس را هم می گيرند. ايرج - مادريد

انتخابات را تحریم می کنم چون اصلاح طلبان کارآيی لازم ندارند و انحصارگران نیز حتی در صورت برنده شدن موفق نخواهند بود و این در شورای شهر ثابت شد، مبارزه از طریق انتخابات جدی است اما باید بر آن کار شود و رأی ما مهم است. محمدرضا کثرانی - تهران

بيداری وآزادی در انتخابات خواست همه است. علی - تهران

خواست مردم ایران رفراندوم است یعنی آری یا نه به تمامیت رژیم. گيتی - تبريز

سلام ما برای شرکت در انتخابات سردرگميم با وجود وقت اندک دانشجويی بيشتر روزنامه ها را ورق ميزنيم ونيز سايتها و وبلاگ ها را، اما باز نمی دانيم شرکت يا عدم شرکت کام به نفع جامعه خواهد بود. نبودن حزب وساير آزادی ها مردم را سردرگم ساخته. لطف کنيد برنامه رای گيری آماری تيز در صفحه اول خود بگذاريد. با تشکر حسن - شيراز

من فکر می کنم همه بايد در انتخابات شرکت کنند زيرا در غير اينصورت نمی توانند حرفشان را بزنند. هرگز انتخابات بی نقص وجود نداشته است حتی در آمريکا نامزدهای انتخاباتی به ندرت نماينده توده مردم هستند، ولی من هميشه به کسی که ديدگاه هايش بيشتر به ديدگاه های من نزديک است، رای می دهم. بايکوت کردن انتخابات به نظر من اثرات سياسی در پی دارد، ما اين مساله را در کشورهای مختلف بسياری می بينيم. با مطالبه کردن و رای دادن، ما به سمت اصلاحات آرام ولی قوی حرکت می کنيم. نسيم حيدری - لس آنجلس

به طور يقين اکثريت مردم درانتخابات هفتم شرکت خواهند کرد شايد کم رنگتر از انتخابات ششم باشد ولی اکثريت مردم شرکت درانتخابات را وظيفه ملی مذهبی خود ميدانند. سيد رضا مرعشی - تهران

انتخابات آزاد تبلور مشارکت آگاهانه وحاکميت اراد ملت برسرنوشت خودميباشد. اول بايد با دفع تفکرمسموم حق مطلق دانستن خود رای ونظر مخالف راتحمل کنيم و واقعا با رشد خرد جمعی و فرهنگ اجتماعی بدانيم که چه ميخواهيم زيرا اين که فقط بدانيم که چه نميخواهيم کافی نيست. انتخاب جديد ميتواند پايان يک آغاز باشد و بی تفاوتی نسبت به سرنوشت خودسم پيشرفت وتوسعه است.اينکه گوشه ای بنشينيم وفقط بگوييم لنگش کن وبدون پرداخت هزينه منتظرباشيم که ديگران ازجان ومال هزينه کنند وما فقط سود ببريم ساده انگاری است. موفق باشيد. بهروز عبدالله پور - بابل

به نظر من در هيچ انتخاباتی نبايد شرکت کرد.زيرا مردم ما اگر کمی از قدرت فهم و شعور خود استفاده کنند ميفهمند اينها همه بازی سياسی است. مردم در انتخابات خرداد ۷۶وبهمن ۷۸ به اميد تغييرات اساسی پا در صحنه گذاشتندکه شاهد بوديم همش بازی سياسی بود. اخر ان زمانی که دو نهاد حکومت دست اصلاح طلبان بود مگه چکار کردنند که حالا با مجلس هفتم که۶۰-۷۰ درصد ان را محافظه کاران تشکيل خواهند داد بخواهند کاری بکنند. اون هم با ! وجود نهادهای قدرتمندی مثل شورای نگهبان که ۱۰۰% غير انتخابی است و مجمع تشخيص مصلحت که قانون گذار هم اخيرا شده است ديگرهيچ روزنه اميدی نمانده است. خلاصه کلام تنها راه ابراز مخالفت با عملکردهای نادرست نظام عدم شرکت در تمام انتخاباتها است و اين بزرگترين ابزاری است که قانون اساسی در اختيار ما قرار داده است. من جوانی ۲۱ ساله و وابسته به هيج جناح يا حرکتی نيستم در پايان دوباره ميگويم : شما ملت بزرگ و فهيم قادر به انجام کارهای بزرگ هستيد دل به هيچ جناح و گروهی نبنديد. اميد - مشهد

به نظر من حق هر شهروند رای دادن ميباشد ولی آيا در اين ۲۵ سال حق شهروندی ما اجرا شده که امروز ما ايرانيان به آن رای دهيم ؟ اگر امروز ما در انتخابات شرکت کنيم يعنی تمام حقوق شهروندی خودرا دريافت کرده ايم !من به همگان توصيه ميکنم بخاطر حقوق از دست رفته مان در اين ۲۵ سال انتخابات را تحريم کنيم تا همه کشورهای آزاد جهان از ما ايرانيان حمايت کنند و از حکمرانان ايران بخواهند يک رفراندم آزاد برای تعيين حکومت جديد در ايران برپا شود. شيرين - تهران

آنچه که بيش از هر مطلبی در جامعه ما قبل از انتخابات مطرح می شود ارائه خدماتی است که از طرف کانديداهای نمايندگی بعنوان شعار انتخاباتی مطرح می شود وعده و وعيدهايی است که در حوزه های انتخابات کانديداها به مردم می دهند تا بدينوسيله آرای حوزه مربوطه را به خود اختصاص دهند . متاسفانه مردم آگاهی چندانی از وظايف و اختيارات يک نماينده ندارند و چشم بسته و با توجه شعارهای انتخاباتی به سوی يک نفر گرايش پيدا می کنند. يک نمونه بارز در اين باره را بنده در انتخابات دوره پنجم در شهرستان نطنز ناظر و شاهد بودم و مردم بخاطر قوميت گرايی از يک کانديدا حمايت می کردند . به نظر بهترين راه شناخت يک نماينده و رای به وی دردرجه اول اگاهی از وظايف يک نماينده و در مراحل بعدی طيفی است که داوطلب نمايندگی به آن وابسته می باشد . در حال حاضر و يا حداقل در دو دوره گذشته که ما شاهد آن بوده ايم انتخابات در مسير تغيير دادن سياستهای حاکم بر جامعه حرکت کرده است و از جو حاکم نيز چنين به نظر می رسد که همين جو حاکم باعث بشود هيچکدام از دو جناح مطرح در جامعه از اکثريت نسبی در انتخابات آينده برخوردار نشوند و گرايش بيشتر بطرف کانديداهای مستقل و گمنام خواهد بود اگر شرکت در حد معقول و قابل قبولی باشد. خليل ندايی پور - تهران

در اين ستونها ملاحظه می گردد آقايانی که به نحوی "خودی" محسوب می شوند مانند تمامی سياستهای فرمايشی جمهوری اسلامی، باز هم در صحنه مانند هميشه حضور يافته اند و دم از شرکت در انتخابات و خالی نکردن صحنه با روشهای مختلف می زنند. اينگونه افراد به دليل آنکه از کانالهای مشخصی ارتزاق می نمايند آن چيزی را می گويند که بايست بگويند. اما من فکر می کنم اگر در اين انتخابات که بطور حتم مانند باقی انتخابات فرمايشی است شرکت نمايم، از خودم يک احمق ساخته ام چراکه در حقيقت خود را بازيچه دست سياست پيشه آقايان نمودم و آب به آسياب آنها ريخته ام و مهر تأييدی بر اينهمه لجام گسيختگی اقتصادی، سياسی و اجتماعی زده ام که بر اثر بی لياقتی ايشان به وجود آمده است و مدت ربع قرن ما را در خود غرق نموده است. اگر کورسويی از اميد در دل بود، در همان براثر لياقتی مجلسيان ششم و رياست جمهوری بدون برکت ۷۶ و ۸۰ مبدل به یأس گرديد. پس چرا بازيچه شدن؟ بگذاريد دست کم آزاده بمانيم. آريا - تبريز

دو راهی را که به نظر من برای مردم وجود دارد از اين قرار است ۱_ شرکت نکردن در اين انتخابات و نه گفتن به نظام و در نتيجه وارد کردن مجامع بين المللی به صحنه داخلی ايران که به نظر من هدف نهايی که ميتوان برای ان در نظر گرفت بر اندازی حکومت با سرعتی بيشتر و به گونه ای انقلابی است که در عين حال باعث خواهد شد که کشور دچار وضعی بحرانی شود که ما را بيش از پيش دچار عقب ماندگی خواهد کرد و راه ۲_ شرکت در انتخابات و رای دادن به افراد و جناههای مخالف حزب محافظه کار و شروع کردن يک روند تدريجی سياسی به جای شورش و بحران افرينی . که بدين ترتيب خواهيم توانست به جای تقديم مجلس به محافظه کاران احزاب مخالف را در ان وارد کنيم و از اين طريق مبارزه خود را برای برقراری دموکراسی ادامه دهيم. سجاد - مشهد

باتوجه به اينکه مردم سالاری دينی واژه عجيب وغريبی است که دريک نظام تئوکرات هيچ معناومفهومی نداردو رای دادن در انتخاباتی که همه کاره آن شورای نگهبان است واين شورای نگهبان۶۰ميليون ايرانی راصغيروسفيه ميداند ومعتقداست که او صلاح ومصلحت اين۶۰ميليون رابهترازخودشان ميداندومجلسی که برای اصلاح قانون مطبوعات بايک تشررهبری خودش راخراب ميکند،واقعا ًشرکت کردن درانتخابات يعنی مسخره کردن خودمان واينکه فاقدشعورسياسی برای تشخيص مصالح خودهستيم. من شخصاًمرتکب اين اشتباه نخواهم شد. خسرو خسراوانی پور - اسلام آباد

در انتخابات شرکت نخواهم نمود . ضمنا با آقای بنی صدر بيشتر مصاحبه نماييد .متشکرم . رضا - تهران

من دراين انتخابات شرکت ميکنم وهيچ دليلی نميبينم که دراين انتخابات شرکت نکنم. ماسالهاست که باتمام مشکلات اقتصادی وفقربه اين نظام وفادربوده ايم. اکنون که کشورماقدم درتوسعه اقتصادی وترقی گذاشته و آرزوهای گذشته ما دارد تحقق می يابد، هيچ دليلی برای شرکت نکردن وجود ندارد. من ازهمه کسانی که ميخواهند رای بدهند تقاضا می کنم به افرادی رای بدهند که درد واقعی مردم رابدانند نه به کسانی که تمام وقت خودشان راصرف جناح بازی وجناح جنگی می کنند.به اميدروزی که مردم شريف ايران ترقی مادی همراه با اسلام ناب محمدی رابا هم داشته باشند.اميدوارم که سايت بی بی سی با نشان دادن نظر بنده بی طرفی خودرا نشان بدهد. محمد - شيراز

به نظر اين جانب اگر مردم ايران در انتخابات دوره قبل شرکت مناسب نداشته اند به دليل قهر کردن با نظام يا رو برگرداندن از ان نيست بلکه به دليل از دست دادن اعتماد نسبت به مسوولان جبهه مشارکت و دوم خرداد است چرا که به دروغها ووعده های تو خالی اين گروه نو کيسه پی برده اند.سياوش گ.

نظر من شرکت نکردن در انتخابات دردی را دوا نميکند چرا که انتخابات شورای شهر نشان داد که محافظه کاران نه تنها از اين موضوع ناراحت نشدند بلکه با تمام توان از اين شورا حمايت کردند . به علاوه با توجه به تجربه انقلاب ۵۷ و با علم به يک صدا نبودن تمام جامعه و با توجه به شرايط اقتصادی کشور شرکت در انتخابات و رای به اصلاح طلبان بهترين گزينه خواهد بود .(در حالی که می بينيم شرايط نسبت به قبل از سال ۷۶ بسيار بهتر شده است ) سميرا - تهران

حاکميت نبايد فراموش کند که مردم شريف و غيور ايران بخاطر دين و دفاع از ارزشها و حدود و ثغور کشورشان سالها رنج و مشقات زيادی را به جان خريدند و حتی بسياری از وعده و وعيدهای عقيم مانده را نيز بخاطر ارزشهای دينی و فرهنگی تحمل کردند و همواره با اخلاص در تمامی صحنه ها حضور با شکوهی داشتند. اما با گذشت زمان و تحولات پيش آمده مردم ايمان دارند که از طرف حاکميت به بازی گرفته شده اند و خوب در يافته اند که فقط در بحرانها مردم شريف و نجيب ميشوند؟ و بعد از فروکش شدن بحرانها مردم همواره به فراموشی سپرده ميشوند و حرفهای قشنگ و وعده و وعيدهای آنچنانی جز بازی دادن مردم چيز ديگری بدنبال ندارد؟ بنظر ميرسد مردم برای يک بار هم که شده ميخواهند پای صندوقها حاضر نشوند تا ارزش واقعی و حقيقی خويش را به رخ بکشند و به کسانی که سالهاست از آنها سوئ استفاده شده يک (نـــــه) جانانه بگويند حسين شاکری مقدم - مشهد

به نظر من افرادی که نميخواهند رای بدهند بسيارسطحی نگر هستندمن به انها توصيه ميکنم که بدون هرگونه تعصب به طورواقعگرايانه بيانديشندانگاه درخواهند يافت که اين حکومت بهترين حکومتی است که در حال حاظردر جهان وجود دارد. محمد - مدينه منوره

با سلام و احترام آنچه مسلم و بديهی است اين مهم است که هر تغيير بنيادين در شکل نظام حکومتی باعث ايجاد ناهنجاريهايی خواهد گشت که بالطبع باز اين بدنه اصلی جامعه يعنی قشر آسيب پذير از اين تغيير ضربه خواهد خورد. بخاطر داشته باشيم که مردم از کارگزارانی که از عقايد و دين آنها بعنوان حربه استفاده نموده اند خشمگين و ناخرسند هستند نه از نام جمهوری اسلامی. من هنوز هم معتقدم خرداد ۷۶ نشان داد که مردم ايران چه در داخل و چه در خارج کشور هم دارای شور و هم شعور هستند؛ اما متاسفانه در ادامه اين شور و شعور مردم به هيچ انگاشته شد و نتيجه آن باز در زمستان ۸۱ متبلور گشت. من نظام جمهوری اسلاميم را دوست دارم اگر: ۱ـ ولی فقيه از قدرتش بعنوان اهرم استفاده نکند که متاسفانه در ابتدای تشکيل مجلس ششم اينگونه شد و با اين فرمان شأن خود را زير سؤال برد. ۲- شورای نگهبان و بحث نظارت استصوابی در ادامه اصلی ترين ضربه را به نظام جمهوری اسلامی خواهد زد. بنا براين من با عدم شرکت در انتخابات نارضايتی خودم را اعلام می کنم و همچنين معتقدم ايران در حال حاضر نياز به رفراندم ندارد و هنوز اصلاحات بهترين گزينه است. بهروز- مشهد

دوستان به ما امکان داده ايد تا نظر خود را راجع به انتخابات بيان کنيم باز هم صد رحمت به شما که ما را بحساب می آوريد. و اما نظر من اين است که ما بيست و پنج سال است که بازيچه دست آقايان شده ايم. بيست و پنج سال که با گول خوردن به جنگ و شکنجه و قتل و آدم ربايی و زندان و سنگسار و قطع عضو و تبعيض نژادی و دينی و... رای داده ايم بس است. خواهش می کنم کسانی که اين مطلب را می خوانند اين پيام را به همه برسانند که رای ندادن در اين انتخابات نوعی رای دادن به منافع ملی ست. من که از نزديک شاهد چپاول حق و حقوق مادی و معنوی اين مردم هستم از همين مردم درخواست می کنم که مگر در يک انتخابات صد در صد آزاد که زير نظر نمايندگان سازمان ملل باشد شرکت نکنند. اين موقعيت که رای ندادن شما مردم از اينهمه اهميت حياتی برای اين رژيم برخوردار باشد استفاده کنيد شايد ديگر اين موقعيت با اينهمه ارزش پيش نيايد. فرهاد - قم

به اعتقاد من انتخابات اين دوره نيزبا شور و اشتياق تمام برگزار خواهد شد و مشتی خواهد بود بر دهان بدخواهان کشور عزيزمان ايران. علی - بناب

شرکت ميکنم. چون عدم شرکت مشکلی را حل نميکند و لی شرکت کردن لاافل يک مخالفت است.

ناصر- تهران

تکليف انتخابات که معلوم است. ما اين انتخابات را نه فقط از اين جهت تحريم می کنيم که به کليت نظام "نه" گفته باشيم بلکه با اين تحريم در واقع نيروی تحريم کننده را ارزيابی خواهيم کرد برای گام بعدی. اگر با رای اکثريت جامعه در گذشته توانستيم به خاتمی اعتبار بدهيم، اينبار با تحريم اکثريت جامه بايد بتواننيم سلب اعتبار کنيم. هر دليلی که برای تحريم انتخابات داريم همان دليلی است که برای تحريم « رفراندوم » داريم. چه فرقی خواهد بود برای انداختن رای در صندوق سبز به کانديد مجلس با انداختن رای به صندوق زرد برای « رفراندوم» ما با تحريم اولا به بالايی ها ثابت ميکنيم که به زمين بازی آنها وارد نخواهيم شد، سهراب- مشهد

حق با ملت است بياييد برای همراهی با آزادانديشان در بند ودانشجويان مبارز آزاديخواه در انتخابات شرکت نکنيم شرکت در انتخابات تحت هر عنوان يعنی تاييد عملکرد حکومت حتی با انتخاب اين به اصطلاح اصلاحگران. تنها راه مبارزه در اين زمان عدم شرکت در انتخابات است که اين می تواند همان رفراندوم برای عدم صلاحيت حکومت باشد . بگذاريد نمايندگان مجلس هم مثل نمايندگان شورای شهر با حداقل رای انتخاب شوند . اين که گروهی خود را محق در انتخاب نماينده ما بدانند به اين معناست که مردم ما حسن انتخاب و حس تشخيص ندارند . روح ملت بهتر ميشناسد وبهتر انتخاب می کند . شايد نمی دانند که ما ملتی بالغ هستيم واز عصر طفوليت گذر کرده ايم. محمد - تهران

در مجلس ششم که بيشتر آنها اصلاح طلب بودند براى مردم کار چندانى نکردند همچنان که فقر در جامعه بيداد ميکند هنوز هم چنين است نمايندگان مجلس فقط به جان هم افتاده و اصلا به فکر نظام نبودند پس در انتخابات آينده با قدرت تمام ظاهر شده ومشت محکمى بر پيکر استعمار خواهيم زد. علی رضا - مشهد

شرکت در انتخابات به افرادی که قبلا انتخاب شده اند فقط تائيد رای شورای نگهبان است لذا شرکت در اين انتخابات نه تنها بيهوده است بلکه به نوعی تائيد شورای نگهبان و تائيد کل نظام نيز ميتواند محسوب شود. ضمنا آنهائيکه بقول خودشان بين بد و بدتر بد را انتخاب ميکنند بدانند که ضرر های شرکت در اين انتخابات بيش از فوايد آنست بنابراين شرکت در اين انتخابات توصيه نميشود تا زمانيکه نظارت استصوابی بطور کل حذف شود و کانداهای واقعی مردم بتوانند براحتی کانديد شوند. و ارای مردم نيز بدون تقلب شمارش و اعلام شوند. تقلباتی که در شمارش ارا و معاملات پنهانی که در دوره گذشته صورت گرفت را از خاطر نبريد. فرهاد - تهران

فکر ميکنم چه مردم در انتخابات شرکت کنند وچه شرکت نکنند حاکميت از آن به نفع خود استفاده ميکند . اگر مردم در انتخابات شرکت کنند ميگويند رای مردم رای به نظام بوده ومشت محکمی بر دهان امريکا واسراييل وساير ياوه گويان ! واگر مردم در انتخابات شرکت نکنند محافظه کاران مدعی ميشوند که مردم به اسلام ناب محمدی رای دادند وديگر گول شعار اصلاح طلبان يعنی ازادی و دمکراسی را نميخورند. در اين شرايط که مردم در هر دو صورت بازنده اند رای دادن حداقل ميتواند وضع را در همين شکل کنونی نگه دارد درست است که اين وضع شرايط ايده الی نيست ولی اگر واقع بينانه به موضوع نگاه کنيم ميبينيم که وضع بسيار بهتر از زمانی است که اصلاح طلبان نبودند. حداقل فايده حضور اصلاح طلبان اين بود که عامه مردم فهميدند که اگر حکومت اسلامی نميخواهند چه نوع حکومت وبا چه اهدافی و چه ايدئولوژی مد نظر دارند تا اگر بار ديگر شرايطی برای دگرگونی ايجاد راه را مثل انقلاب ۵۷ به بيراهه نرو يم. ندا

اقای نراقی در اين باره که ما بعد از فريب خوردن از اين حکومت بدفعات عديده چرا باز هم بايد سرمان را بايين بيندازيم و بازيچه حضرات بشويم ساکت هستند. باقی ماندن اينها بر سر قدرت بزرگترين خطری است که يکبارچگی کشور ما را تهديد می کند. اما در جواب دوستانی که ميبرسند اگر رای نداديم بعد چکار خواهيم کرد بايد گفت اين تنها راه افزايش فشارهای بين المللی بر ج. ا. است. پرويز- تهران

روز ۱۶ آذر عزيزی را از دست دادم که يک سالی بود که از بيماری سرطان رنج می برد. روز آخر زندگی را در بستر بيمارستانن گذراند بدون هيچ اميدی از طرف پزشکان، همه می گفتند که بر طبق قوانين ما او را نگه می داريم تا خود بميرد يا شايد معجزه ای روی دهد. شرايط کنونی سياسی ايران نيز چنين می نمايد. هيچ اميدی به بهبود در اين رژيم باقی نمانده، و جايگزين مطمئنی هم شناخته شده نيست، تنها راه حل مردم اين است که آن را بر بستر مرگ آنقدر نگه دارند که قوانين جامعه را در کشتنش بر هم نزنند و خود جان دهد يا در اين ميان معجزه ای روی دهد و خردی بيرون آيد. ۸ سال حکومت اصلاح طلبان بر ايران نشانه ای از تغيير را از خود برجای نگذاشت و من فکر نمی کنم که در اين مدت باقی مانده هم بتوان تغييرات جديدی ايجاد کرد. بر اين مبنا، من آينده اين دوره از انتخابات را در ايران تاريک می بينم. افشين- تهران

چه تفاوتی بين انتخابات رياست جمهوری دوره اول و دوم، انتخابات شوراهای شهر و روستا و انتخابات اخير مجلس ششم و پيشنهاد «رفراندم» برای دوره هفتم وجود دارد؟ آيا انتخابات رياست جمهوری و شرکت وسيع توده های ميليونی در آن، يک «رفراندوم» عليه «ولايت فقيه» نبود؟ آيا مردم ايران از طريق رأی دادن به خاتمی ی ناشناخته، يک پاسخ «نه» به جمهوری اسلامی ندادند؟ آيا پس از اين تجربه چند ساله، زمان "رفراندوم" ها سپری نشده است؟ عملکرد نمايندگان مجلس ششم، نشان داد که آرای ميليونی مردم و کل نمايندگان «اصلاح گرا» در مجلس ششم، اهميتی برای هيئت حاکم ندارند. چنانچه رفراندومی نيز شکل گيرد هيچ ضمانت اجرايی برای تصميمات آن وجود ندارد. زيرا از نقطه نظر اقتدارگرايان «ولايت فقيه» به آرای عمومی و نظر اکثريت ارتباطی ندارد. ديديم که آنها به آرای مردم در انتخابات رياست جمهوری و مجلس ششم، اهميتی ندادند. اگر قرار باشد که آقای خامنه ای (به حکم ولايت فقيه) از بالا و حزب الله و لباس شخصی ها (با سرکوب و ارعاب) از پائين، تمام خواست های مردم ايران را ملغی اعلام کنند، چه تضمينی وجود دارد که اين بار به آرای مردم در يک رفراندوم اجرا کنند؟ مهدی رياضی - تهران

شرکت در انتخابات فرمايشی باعث مشروعيت بخشيدن به نمايشی ميشود که قدرتمداران بی توجه به رأی و خواست مردم، ترتيب داده اند. درحاليکه به مطالبات مردم در اين چند انتخابات گذشته توجهی نشده شرکت در انتخابات کار عبث وبيهوده ای است که صرفا باعث خواهد شد که قدرت مانور متجاوزين به حقوق مردم در داخل و خارج افزايش پيدا کند. امين - مشهد

ترکيب نظام دمکراتيک و ديکتاتوری در ايران بسيار عجيب است و به نظر می رسد تعيين تکليف نوع حکومت در اولويت قرار دارد که از ميان دموکراسی و ديکتاتوری يکی انتخاب شود و خيال همه راحت شود. دادن رأی در شرايط موجود به نوعی مسخره کردن خود است، زيرا نتيجه هرچه باشد تصميم گيری جای ديگری انجام ميشود. مهدی - تهران

با اين که اطمبنان دارم نظرات مخالف سياست های خود را انعکاس نمی دهيد (که شايد اگر من هم جای شما بودم اين کار را نميکردم) ولی باز هم دلم نيامد نظرم را نگويم. شرکت در انتخابات وظيفه عقلی هر کس است که به سرنوشت خود وجامعه خود اهميت می دهد ومردم مطمئنا در انتخابات شرکت کرده و برای سرنوشت خود تصميم ميگيرند. البته اگر شرکت مردم گسترده باشد شما از آن به عنوان رای بر عليه نظام تعبير ميکنيد واگر شرکت هم کم باشد ازآن به عنوان نه بزرگ مردم به نظام تعبير می کنيد و اين مطلب هم بعد از انتخابات روشن می شود. وحيد داوودی - قم

من نزديک به ۱۵ سال در شهرستان رزن همدان زندگی کرده ام و در هر دوره از انتخابات مجلس شاهد بسياری از مشکلاتی که خود برگزارکنندگان انتخابات آن را ايجاد نموده اند بوده ام. مقامات محلی با دوز و کلک افراد خود را به عنوان نماينده به مجلس می فرستند تا همه چيز و همه جا تحت کنترل آنها باشد و... واقعا جای بسيار تاسف است که تمامی انتخابات در نقاط مختلف کشور سر نوشتی تقرببا اينچنينی دارند. به نظر من بايد مردم راه صحيح را بر گزينند و اصلا در انتخابات شرکت نکنند چون در واقع انتخاباتی در کار نيست. مينا - تهران

انتخابات سال ۷۶ يک راه سياسی بود تا با قرار دادن دو جناح کاملا مخالف برای نامزدی انتخابات مردم را به صندوق رای بکشانند، مردم که شعار تازه ای بعد از دو دهه می شنيدند صندوق های رأی را پر کردند. آيا هنوز می توان با شعارهای جعلی اعتماد مردم را جلب کرد؟ سيد محمد نجفی - تهران

گرچه نظام فعلی مناسب نيست اما نسبت به اوايل انقلاب بهتر شده است و انتحابات آن قدر هم بی تأثير نبوده است. علاوه بر اين به نظر من که دانشجوی اقتصاد هستم مهم ترين عاملی که اکنون اقتصاد ما به آن نيازمند است ثبات می باشد که آن هم در گرو شرکت مردم در انتخابات و رأی به اصلاح طلبان است. مهيار - تهران

من دانشجو هستم و متاسفانه در سه انتخابات پيشين شرکت و ديگران را نيز به شرکت تشويق کردم، ليکن اکنون روشن شده است که انتخابات پيشين تنها خريد عمر از سوی سران جمهوری اسلامی بوده و ساختار استبدادی اين نظام اجازه اصلاح به خود نمی دهد. از اينرو در انتخابات آينده شرکت نمی کنم و ديگران را به عدم شرکت دعوت می کنم تا مشروعيت مختصر موجود نيز از اين نظام رخت بربندد و راه برای آزادی و استقرار يک نظام دموکراتيک و لاييک هموار شود. رضا - تهران

به جای شرکت در انتخابات مردم بايد بر رفراندوم زير نظارت بين المللی تأکيد کنند. اردشير - ايران

در ايران بس که مسئولان شعارهای زيبا و فريبنده داده اند ديگر کسی برايش رمقی نمانده که بخواهد به حرفهابشان گوش دهد. تا آنجا به اين مردم مظلوم فشار آورده اند که حتی حرف رهبری هم بی ارزش شده است.... آيا شما هم به مردم حق می دهيد که به پای صندقهای رأی نروند آنهم برای انتخاب نماينده هايی که فقط به فکر باندبازيهای خودشان هستند نه به فکر رفع مشکل اين مردم؟ علی - نيشابور

اينکه بعضی ميگويند رأی دادن نشانه حمايت از حکومت اسلامی ميباشد را نميتوانم قبول کنم. بايد رأی داد و فعالانه سعی در تغيير نظام کرد. در غير اين صورت مانند عراق که مردمی منفعل داشت و دارد بايد دعا دعا کنيم تا کشوری دلش به حالمان بسوزد و لشگر به ايران بکشد و يا مانند ليبی سالها در تحريم بمانيم. کسانی که ميگويند نبايد رأی داد ميخواهند نشان دهند که حکومت اسلامی پشتوانه مردمی ندارد که اين را همه دنيا ميدانند. سئوال من از اين افراد اين است که رأی ندهيم و چيزی را که همه ميدانند تکرار کنيم و بعد چه؟ رای ندهيم و بعد چه کار کنيم؟ اگر کانديدای مناسب وجود دارد بايد رای داد. دکتر ترابی - تهران

درشرايط کنونی می بايست با حفظ وحدت و يکپارچگی در انتخابات شرکت کرده و با انتخاب افراد صديق و کاردان در تعيين سرنوشت کشور خود سهيم باشيم و به وظيفه انسانی و ملی و دينی خود عمل کنيم. شاهرخ عيسی زاده - تبريز

نظام جمهوری اسلامی ايران اصلاح ناپذير است. با ساختار حکومتی که صلاحيت نمانيدگان از ديدگاه شورای نگهبان تاييد مصوبات محلس ازديدگاه شورای نگهبان و انتخاب اعضای اين شورا توسط رهبر جای هيچگونه اصلاح را باقی نمی گذارد. جموری نيز فيگوری است که اين نظام می گيرد و گرنه دراين کشور نه مجلس کاره ای است نه رئيس جمور. تنها حکومت مطلقه فقيه و يک نفر به نام رهبر که همه کاره است. شايد چنين حکومتی درهيچ جای دنيا وجود نداشته باشد. مهدی - شيراز

با آقای پرهام موافق نيستم. در دوم خرداد ۷۶ مردم مطمئن بودند که در انتخابات تقلب خواهد شد و ناطق نوری برنده اعلام خواهد شد، ولی در عين حال بخاطر نامزدی خاتمی و فقط برای اينکه به جناح مقابل نشان دهند که تا چه حد از آنها متنفر هستند پای صندوق های رأی رفتند. جناح تماميت خواه اگر احتمال ميداد خاتمی از اين ميدان پيروز بيرون ميرود هرگز انتخابات بدان صورت انجام نميگرفت. علی - تهران

به نظر من شور و شوق انتخابات سالهای 76،78 و80 در این نظام دیگر تکرار نمیشود. مردم به این نتیجه رسیده اند که چه در انتخابات شرکت کنند و چه نکنند، وضع اقتصادی و آزادی های اجتماعیشان فرقی نخواهد کرد. و اگر مقداری خوشبینانه تر نگاه کنیم،اکثریت مردم این را فهمیده اند که حضور در انتخابات برای حکومت خیلی مهم است و عدم حضورشان ضربه ای است بر حکومت و بیان این مطلب به جهانیان که ما از این حکومت و سیاست هایش راضی نیستیم. در مورد سوال دوم: در انتخابات 76 مردم خواست خود یعنی آزادی و نه گفتن به سیاستهای حکومت را در رأی دادن به خاتمی دانستند و به او رای دادند. و اما در مورد شیوه ی پیشنهادی: شیوه ای که رو به رشد و توسعه است. یعنی نه گفتن به کل حکومت از طریق شرکت نکردن در انتخابات ها و همین طور رساندن صدای مردم ایران به جوامع بین المللی. فرزاد - مشهد

امروزه روشن است که در حکومتهای غيردمکرات شيوه های غير اخلاقی در سياستهای داخلی و خارجی يک ضرورت برای حفظ بقا است. برای رهايی از وحشت تروريسم راهی جز پايان دادن به چنين حکومتهائی نيست. اما شيوه کار بايد با اعمال فشارهای بين المللی در جهت برگزاری رفراندم های آزاد باشد. انتخابات کنونی در ايران در واقع يک دهن کجی به دمکراسی است و انتخاب افراد دستچين شده است. علی قادری - تهران

من دو مرتبه پای صندوق رای رفتم و رای دادم اما متاسفانه هيچ چيز عوض نشد، و اين بار تصميم دارم که اصلا رای ندهم شايد کرسی ها به دست تندروها بيفتد و اين پايان همه چيز باشد! ماريا - تهران

من در تمام انتخابات های قبلی شرکت کردم و به خاتمی و نگرشش ايمان داشتم، هنوز هم به نظرم خاتمی با يک استعفای به موقع ميتواند اعتماد از دست رفته را بازگرداند. وقتی شورای نگهبان غیرمنتخب مي خواهد بر انتخاباتی نظارت کند که مردم ميخواهند نمايندگان منتخب خود را به مجلس بفرستند، و حاضر به پذيرش ديدگاه عمومی مردم در عدم نظارت استصوابی بر گزينشها هم نيست. کامران - مونستر (آلمان)

انتخابات امسال به نظر من اولين فرصت را در اختيار مردم قرار ميدهد تا کاری را که مدت ها پيش بايد انجام ميشد را سرانجام انجام دهند، و آن تحريم کامل هرگونه انتخاباتی در چهارچوب نظام کنونی است. دنيا نشان داده که حرف مردم ايران را ميشنود، و تحريم انخابات تنها بيانگر يک 'نه' بزرگ به جمهوری اسلامی و قانون اساسی فعلی است. اين انتخابات ميتواند آغازگر نافرمانی مدنی شود، که در نهايت اميدوارم منجر به يک انقلاب بدون خونريزی گردد. اتفاقی که در گرجستان افتاد را ميتوان باز هم تکرار کرد. آرين - قبرس

به نظر من شرکت کردن مردم در انتخابات مشروعيت بخشيدن به نظامی است که بارها ثابت کرده است رای ملت اصلا هم ميزان نيست بلکه اين مصلحت نظام است که ميزان ميباشد. هر چند که شرکت نکردن مردم در انتخابات همانند انتخابات شوراها می تواند نا کارآمدی نظام را اثبات کند ولی باز هم راه را برای ورود عده ای با اقليت رای به عرصه سياسی ايران باز می کند تا ادعا کنند که نمايندگان به حق مردم در مجلس هستند. محمود - تهران

مگه مجلس ششم چه کاری توانست انجام دهد که از مجلس هفتم بشه انتظار داشت؟ من که ديگه در هيچکدام از انتخابات جمهوری اسلامی ايران شرکت نخواهم کرد مگر رفراندم برای تعيين حکومت. اکثر مردم ايران خواهان جدايی سياست از دين و استقرار دموکراسی هستند. بهزاد - تهران

در تحليل ميزان تمايل به شرکت در انتخابات مجلس هفتم به چند نکته اساسی بايستی توجه نمود: ۱- انتخابات مجلس يک بحث قدرت منطقه‌ای در سطح کلان کشور و نيز رقابت قومی در سطح شهرها را با خود يدک می‌کشد که به همين دليل نمی‌توان ان را با انتخابات شوراها مقايسه نمود. ۲- تجربه‌ی تلخ انتخابات شوراها خصوصا در تهران و متعاقب ان انتخاب شهردار تهران و ذهنيتی که تحت تاثير اقدامات وی ايجاد شد به سادگی قابل چشم پوشی نيست. ۳- عموما اين طرز تفکر که عدم شرکت در انتخابات به نحوی انتقام گرفتن از حاکميت است جای خود را به اثرگذاری از طريق شرکت در آن خواهد داد. چرا که نه تنها شرکت نکردن مردم درس عبرتی برای بخشی از حاکميت نشده که در نهايت دود آن به چشم خود مردم رفته است. ۴- با وجود برخی از افراد حاکميت که معتقدند با همراهی چند درصد مردم نيز می‌توان حکومت نمود چگونه می‌توان با رأی ندادن از حاکميت زهر چشم گرفت. ۵- اگر چه پيش بينی می‌کنم انتخابات نسبتا پر شور باشد ولی معتقدم موفقيت نسبی آن را در شرايط سياسی و اقتصادی آتی و نحوه‌ی برخورد حاکميت خصوصا شورای نگهبان جستجو بايد کرد. ۶- اگر در انتخابات شرکت کنم اگر چه برخی از حاکمان از آن به عنوان رأی تاييد من ياد خواهند کرد اما از راه يافتن افراد نالايق به مجلس جلوگيری کرده‌ام. محسن - تهران

اين مجلس انتصابی است و من شرکت در آن را توهين به شعور انسانی می دانم. شورای نگهبان در هزاره سوم بجای مردم می خواهد تصميم بگيرد. علی حسينی - تهران

من دانشجو هستم و تا چند ماه پيش به شدت پيگير مسائل سياسی بودم اما الان مثل خيلی از دانشجويان ديگه به کلی اين مسئله رو کنار گذاشتم که به دوم خرداد دل خوش کنم. چون فکر ميکنم که اين دسته سياسی از همه دروغگوتر بودند و با فريبکاری فقط از ما دانشجوها سوء استفاده کردند. اين دوره کاملأ نظام زير سؤال ميرود چون اکثر ايرانی ها رأی نميدهند. مهدی - تهران

بنده در انتخابات شرکت نمی کنم و همه اطرافيانم را نيز به عدم شرکت ترغيب ميکنم زيرا اصلاح طلبان ما اصلاح طلب واقعی نيستند. تحريم انتخابات شايد اين حکومت را بيدار نکند ولی قطعا انها را از منظر داخلی و خارجی فاقد مشروعيت خواهد کرد. قلی فرهی - ايران

شرکت در انتخابات در رژيم ديکتاتوری کمک به ديکتاتور است. بهرام - تورنتو

من در اين انتخابات شرکت نمی کنم چون اصلاح طلبان حکومتی توانايی انجام هيچ کاری برای ما را ندارند. دارا - رشت

دوری مردم از صحنه سياسی اشتباه است. شما به شورای شهر نگاه کنيد اکثر فرهنگسراها و خانه تئاتر و هنرمندان را بستند. شما ببينيد در اين مدت کم با اين اختيارات کم با مردم چه ميکنند. من ديگر طرفدار اصلاح طلبان نيستم ولی در انتخابات شرکت خواهم کرد و از بد و بدتر بد را انتخاب ميکنم و به مردم توصيه ميکنم در انتخابات شرکت کنند زيرا قهر کردن با نظام را ميشود از راه کم هزينه تری نشان داد. در انتخابات شرکت کنيم و به نيروهای موافق نظام که افراد شناخته شده هستند رای ندهيم. به اصلاح طلبان پيشنهاد ميکنم برای جلب مشارکت مردم از چهره های سرشناس هنرپيشه و ورزشکاران استفاده کنند زيرا مردم ديگر با سياسيون رابطه خوبی ندارند آنهائی را هم که بپسندند حتما رد صلاحيت ميشوند. اميد - تهران

فقط رفراندوم! اصلاحات مدتهاست که مرده است. انتخابات شورای شهر با انتخابات پارلمان تفاوت اساسی دارد و شرکت نکردن در اين يکی مشروعيت سيستم را زير سؤال خواهد برد. بود و نبود مجلس بی خاصيت فرقی ندارد. مراد - تهران

شرکت در انتخابات وظيفه مدنی هر شهروند است. آرزو - لوس انجلس

من و دوستانم که همگی بين ۲۲ تا ۲۸ سال سن داريم به هيچ عنوان تصميم نداريم که در اين انتخابات شرکت کنيم چون رژيم از همه اين جريانات سواستفاده ميکنه و فکر ميکنه که مردم ايران با رأی دادنشان علاقه خود را به اين رژيم نشان ميدهند، درصورتيکه به هيچ عنوان اين طوری نيست. مردم ايران فقط دنبال آزادی واقعی و رفاه نسبی هستند که متاسفانه هيچ کدامش در حال حاضر در ايران وجود ندارد. آقايان در وهم و خيال به سر ميبرند. فکر ميکنند که مردم آنها را دوست دارند اما نميدانند که مردم منتظرند همان بلايی که سر صدام آمد سر آنها هم بيايد و به نظر من با شرکت نکردن در اين انتخابات ما ميتوانيم به آقايان نشان دهيم که دوره آنها سر آمده است. آزاده - مشهد

به نظر من مردم در اين انتخابات نبايد شرکت کنند. همانطور که ميدانيد ملت در خرداد ۷۶ به خاطر اصلاحات (که البته به نوعی اعتراض به مسند قدرت بود) پرشور در انتخابات شرکت کردنند و اراده جمعی خويش را برای تغييرات بنيادی در ساختار حکومت و سياست نشان دادند ولی از طرف ديگر حضور زياد مردم در اين انتخابات وانتخابات ديگر دستمايه ای شد برای آن طيف از حکومت که به صورت غير دمکراتيک و کاملا استبدادی بر مسند قدرت بوده و اين حضور را دليلی بر مشروعيت و محبوبيت خود دانست! بنابراين ايرانيان با شرکت نکردن در اين دوره "نه" بزرگی به اين نظام بگويند. من خودم دانشجو هستم و وقتی با دانشجويان صحبت می کنم اکثريت دليلی برای شرکت کردن در انتخابات ندارند. به نظر من در اين شرايط تنها گزينه ای که برای اصلاحات واقعی و مردم پسند وجود دارد همانا "رفراندوم"می باشد. علی - تبريز

بايد همه شرکت کنند وگرنه وضع از اين هم بدتر می شود. طهمورث - دالاس

من به عنوان يک ايرانی مسلمان حتما در انتخابات شرکت خواهم کرد زيرا که با اصل حکومت موافقم و اگر شخص مناسبی برای رای دادن پيدا نکردم رای سفيد ميدهم. مرتضی - شيراز

اگر انتخابات را تحريم کنيم کدام جناح در مملکت بيشتر خوشحال ميشود؟ آيا همان برنامه انتخابات شوراهای شهر تکرار نخواهد شد؟ حميد - کرج

نمايندگانی که هر کدام به مجلس ميروند فقط به دنبال اين هستند که مدل ماشينشان رابالاتر ببرند و منزلشان را در فلان منطقه تهران بگيرند آيا رای دادن به آنها يک حماقت نيست؟ سيد علی اميری - اسفراين

انتخابات گذشته در ايران بيانگر اين است که با اين حاکميت با زبان انتخابات نميشود چاره ای انديشيد. چون ارزشی برای انتخابات مردم قايل نيستند. ديگران با اظهار نظر و راهکارهايی که دادند يا سر از زندان در آوردند يا نفسشان را بند آوردند. به نظر می رسد تنها راه باقيمانده برای مردم نافرمانی مدنی باشد که کل نظام را به بن بست خواهد کشاند. حسين شاکری - خراسان

به نظر من اگر قرار باشد يک دمکراسی پايدار و درونی در کشور نهادينه شود بايد از طريق انتخابات اقدام کرد اما بهتر است افکار عمومی ايران به جای رد يک انتخابات فرمايشی و نمايشی برای يک انتخابات آزاد حکومت را تحت فشار قرار بدهند. ما نبايد فراموش کنيم که هيچ ملتی دمکراسی در يک يا دو انتخابات به دست نياورده است و به طور حتم انتخابات تنها راه برای برقراری دمکراسی هم نيست. حسين - بندرعباس

اين يک فرصت برای اظهار نظر است. اگر رأی ندهيم حق اظهار نظرهای بعدی را هم نخواهيم داشت. وهاب - مشهد

من شرکت در انتخابات را بر خود لازم می دانم و از بين افراد بد و بدتر، بد را به دلخواه خود انتخاب می کنم. می دانم که يک انتخاب آزادانه بهتر از هر فرد تحميل شده است. به اميد روزی که هويت اسلامی و ملی اصيل خود را بازيابيم. مهرداد رجبی کرمانشاهی- کرمانشاه

من و خيلی ها که چهارسال قبل به اصلاح طلبان رای داديم ديگر به آنها رای نخواهيم داد و کلا در انتخابت شرکت نخواهيم کرد. حسن - تهران

شرکت در انتخابات به عنوان شکل و شيوه ی مبارزه برای تحول و اصلاح جامعه در شرايط فعلی نه امری نهادينه و پايدار است و نه حتی موثر برای کشاندن مديريت سياسی به راه اصلاح. اما تحريم و عدم شرکت در انتخابات رای دادان به عدم قبول اين قانون اساسی و اين شيوه حکومت کردن به مردم است. اگر آنها که حکومت ميکنند رای مردم را بپذيرند. در انتخابات شوراهای شهر نود درصد مردم شرکت نکردند، آيا گوش شنوائی بود؟ در انتخابات دوم خرداد شعور مردم حاکم بر تصميمشان شد به عنوان انتخاب بين بد و بدتر، و الا آن زمان هم درمردم شوری برای شرکت در انتخابات نبود. عدم شرکت در انتخابات راهی کارآمد است و خود نوعی رأی به نفی قانون اساسی وحاکميت برخاسته از آن است. حسنعلی جعفر - کن

طی سالهای گذشته حاکمان جمهوری اسلامی نشان دادند که تحت هيچ شرايط حاضر به قبول نظر مردم نيستند و در همه زمينه ها اشتباهات زيادی مرتکب می شوند و نقدپذير نمی باشند، حتی از کسانی که روزی با آنها همسنگر بوده اند و ديگر حساب عامه مردم جداست. مردم ايران به رشد و باروی فکری رسيده اند و ديگر نسبت به مطالباتشان آگاهی کامل دارند و با شرکت نکردن در انتخابات اعتراضشان را به کل حاکميتی که به هيچ عنوان حاضر به پذيرش رای مردم نيست، ابراز می کنند. مانيا - بندر عباس

هنگامی که رهبر ايران در روز تجديدنظر در قانون مطبوعات که توسط مجلس پنجم تصويب شده بود مستقيما وارد عمل ميشود و با ارسال نامه ای از مجلس ميخواهد حتی از بررسی آن خودداری کنند يا مستقيما نمايندگان مردم را تهديد می کند، چه ارزشی به رأی من جوان ايرانی داده ميشود که پای صندوق رای بروم؟ رضا تابنده - تهران

نفس انتخابات برای مردم مهم است و آنها مسلما بسيار علاقمند به تعيين سرنوشت خود ميباشند ولی بايد بگويم که فعلا انتخابات در ايران به امری جدی بدل نشده است که علت آن عدم تاثير در تصميمات حکومتی است. در انتخابات دوم خرداد کاملا شعور حاکم بود و در آن شرايط مردم بهترين راه برای اظهار خواست خود و به عمل رساندن آن را شرکت در انتخابات ديدند. همانطور که امروز و در شرايط فعلی بهترين قدم برای رسيدن به آزادی عدم شرکت در انتخابات است و اين را هم با شعور و درک کامل همه ميدانند. بيژن - تهران

ما دو راه بيشتر نداريم. يا انتخابات يا انقلاب. در زمينه انقلاب که خوب يک تجربه خوب يا بد داريم و فکر کنم که نخواهيم آن را تکرار کنيم. پس باقی می ماند انتخابات. اما شرکت ما بايد به گونه ای باشد که به جای حالت انفعالی حالت تهاجمی نيز داشته باشد. مثلاً اگر کسی از گروه مخالف قصد برهم زدن يک سخنرانی را با توسل به قوه قهريه داشت، بايد با همان روش مقابلش ايستاد. وظيفه ای که اساساً بايد توسط دولت انتخابی و نيروی انتظامی انجام شود. کيوان - توکيو

شفافيت چيزی است که حکام فعلی ايران از آن به شدت هراسان هستند و سعی در اجتناب از آن می کنند. لذا به جای وارد شدن به بازيهای خسته کننده و تکراری جمهوری اسلامی و کمک به آنها برای بقای بيشتر بهترين راه موجود عدم شرکت گسترده در انتخابات است. بابک - ملبورن

در شرايط موجود (انتخابات بر پایة قوانين حاضر در قانون اساسی جمهوری اسلامی) نمی‌توان جايگزين‌های بسيار متفاوتی با آنهائی که در درون کشور موجود است انتظار داشت. و تا زمانی که جايگزين‌های متفاوتی وجود نداشته باشد نمی‌توان راهکار متفاوتی انتظار داشت. اما يک نکتة روشن است و آن اينکه قانون اساسی ناقص و تناقض آميز است. يعنی مطابق با اين قانون است که مردم از ابزارهای بايسته و شايسته برای مهار حکومت محرومند. شکستن اين حلقة ناقص تنها از طريق تغيير قانون اساسی ميسر است، و تغيير قانون اساسی از طريق فشارهای بين المللی و فشارهای مردمی در درون کشور (نه از راه انقلاب و آشوب‌های کورکورانه بلکه اعتراضات آرام و مکرر) ميسر است. بهرام - استانبول

يکی شدن دين و قدرت راه به جايی نميبرد جز اينکه دين گريزی ايجاد کند. آقايان هم که قدرت را گرفته اند به هيچ وجه حاضر نيستند اين موضوع را بپذيرند. بايد صبر کرد تا اين مجلس هم از آن خودشان شود تا نتيجه اش را ببينند. محمد - تهران

تحريم گسترده و همگانی انتخابات به دليل تضاد بنيادی حکومتهای دينی با نظامهای مبتنی بر رای مردم و تجربه ناموفق بشتيبانی از اصلاحات خاتمی منطقی تر خواهد بود. در عين حال آگاهی دادن به مردم و فراخوان تحريم همه جانبه با توجه به تبليغات روزافزون جمهوری اسلامی دشوار است و توده مردم متاثر از اين تبليغات در انتخابات هر چند نوميدانه شرکت خواهند کرد. فرهاد - تهران

به نظر من در سال ۷۶حضور مردم بيشتر به خاطر نوع جديدی از شعار سياسی بود که توسط آقای خاتمی داده شد و آن آزادی بود ولی امروز انچه مطرح است عدالت اجتماعی است که قدرت بالائی برای کشاندن مردم به انتخابات را دارد و من فکر می کنم مردم بازهم در انتخابات شرکت خواهند کرد. البته اين بار به صورت جناحی نخواهند داد. ميثم - تهران

بسياری از مردم ما به اين نتيجه رسيده اند که در چهارچوب نظام فعلی هيچ اصلاحی متصور نيست بنابراين با تحريم هر گونه انتخاباتی نقاب جمهوريت را از چهره آن بر خواهند داشت. بهرام - تهران

انتخابات در اين مملکت امری ناپايدار و بيفايده است. نرگس - تهران

با سپاس از دوستانی که پیامشان را دریافت کرده ایم:

احمد ميرزايی - اصفهان

احسان - تهران

عباس سليمانی - قم

بهرام تبريز

زاری - اتاوا

نصرت - تهران

شعله

حسين - ن. - مراغه

حسن - کازرون

مسعود - تهران

فرهاد - لس آنجلس

علی - کرمان

صفر - قم

سعيد پور - شيراز

سعيد - شيراز

شهنواز - شيراز

اسماعيل طهماسبی - تهران

علی ملکی - يزد

مهدی - تهران

ياشار - تبريز

شهنام از تهران

پژمان از مشهد

سياوش آريا از تهران

فرهاد از قم

محمد از انگلستان

امين از مشهد

عارف از رشت

مجتبی از شهرکرد

عليرضا از شيراز

مانی از نروژ

عليرضا از مشهد

محمد عبادی از ايران

شيرين فرهادی از شيراز

حسام از تهران

وحيد از کی يف

رضا از گچساران

بهرام از کاليفرنيا

اسفنديار پور از آباده

پويا کيانی از ايران

حسين از تهران

محمد رضا از مشهد

زيبا از تهران

محمد باقرزاده از تهران

رسول از تهران

اميررضا منصوری از اهواز

علی از تهران

اردلان از تهران

منصور از بلژيک

فرشاد از تهران

جواد از هميلتون

شيرين از سيدنی

داکاپ از تهران

بابک از اصفهان

امير از تهران

حميد از سبزوار

علی تهرانی از شيراز

عليرضا از تهران

سعيد از سبزوار

بهرام از تبريز

نظری از اراک

علی از کازرون

جعفری نيا از ايران

مهدی از اروميه

گيتا از امريکا

احمد از ايلام

مجيد از مالمو

افشين از تهران

عزت از يزد

وحيد از اراک

فرشيد از تهران

جلال از مشهد

کوروش از آمريکا

رضا از رشت

نيما از آمريکا

علی حسنی از تهران

کيانوش از تهران

رضا از اهواز

امير از اراک

مهرداد از تهران

علی از شيراز

آرش از گلاسکو

سعيد از شيراز

بنيامين از تهران

حسن از اصفهان

علی از مونترآل

سوفی از ساکرامنتو

مهدی از استکهلم

سهيل از تهران

و بسیاری از دوستان دیگر...

 
 
 
اظهار نظرهای خود را بفرستيد
 
نام
شهر
نشانی الکترونيکی
تلفن*
* اختياری
اظهار نظر
 
  
 
اطلاعات شخصی شما تنها برای بررسی اظهارنظرتان توسط بی بی سی استفاده خواهد شد
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران