BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
صدای شما
به روز شده: 15:12 گرينويچ - جمعه 19 دسامبر 2003
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
بنی صدر: 'تا وقتی وجدان جمعی پديد نيايد، تحول رخ نمی دهد'
ابوالحسن بنی صدر، عکس از سايت ابوالحسن بنی صدر
آقای بنی صدر می گويد ﺁن زمان که گروهی به خود عنوان « پیش ﺁهنگ» می داد و به نام ملت یا طبقه، قیام مسلحانه می کرد، سر ﺁمده است- عکس از سايت ابوالحسن بنی صدر
 

گفتگو با ابوالحسن بنی صدر، اولين رييس جمهور ايران

"تا انقلاب ایران، روش مبارزه ، بخصوص وقتی صفت «انقلابی» به خود می گرفت، مسلحانه و با سازماندهی خاص این مبارزه بود. انقلاب ایران، انقلابی با شرکت جمهور مردم، به ﺁن نوع مبارزه پایان بخشید. از انقلاب ایران بدین سو، در ایران و در کشورهای دیگر، روش مبارزه ای که یک یا چند سازمان ﺁن را تصدی کنند، کارﺁئی پیدا نکرد. در انقلابی که تمامی یک ملت در ﺁن شرکت کردند و گل را بر گلوله پیروز گرداندند، ملتی حق حاکمیت را به خود منتقل کرد و برای مدت بسیار کوتاهی، مردم سالاری بر اصل مشارکت برقرار شد. این روش از ابتکارهای مردم ایران است و پیش از این مردم، هیچ ملتی ﺁن را روش نکرده بود. از ﺁن پس نیز، بنا بر موقع، مردم کشور رفتاری را در پیش گرفته اند که رنگ و بويی از ﺁن روش دارد."

"بنا بر این، اگر جنبشی به قول شما صفت « کم و بیش خودجوش » پیدا کند، جنبشی است که تنها می تواند منبعث از وجدان جمعی باشد. پس انتخابات یک فرصت می شود و نه یک روش. سخن صحیح این می شود که ما وارد عصری شده ایم که، در ﺁن، هر تحولی را وجدان جمعی تصدی می کند و با شرکت جمهور مردم انجام می گیرد. تا وقتی وجدان جمعی پدید نیاید و جامعه ای به حرکتی خودجوش و سازمان یافته برنخیزد، تحول روی نمی دهد. ﺁن زمان که گروهی به خود عنوان « پیش ﺁهنگ» می داد و به نام ملت یا طبقه، قیام مسلحانه می کرد، سر ﺁمده است."

 

 بعد از انقلاب ايران، روش مبارزه ای که يک يا چند سازمان آن را تصدی کنند، کارايی پيدا نکرد. اين روش از ابتکارهای مردم ايران است و پيش از اين مردم، هيچ ملتی آن را روش نکرده بود

ابوالحسن بنی صدر

 

"ﺁیا «انتخابات» خرداد 76 و اسفند 78 و خرداد 80، فرصتی بود برای جنبشی که وجدان جمعی مردم ایران دستور ﺁن را داده بود؟ با توجه به این امر که:

- انتخاب روش عمل به حق حاکمیت است نه خود ﺁن،

-واقعیت پیداکردنش موکول به برخورداری ﺁحاد مردم یک کشور از حاکمیت است،

-و بنا بر ولایت مطلقه فقیه، مردم ایران از این حق محروم هستند و شرکت در انتخابات، سلب حق حاکمیت از خود است، در حد اقل محل تردید نیست: ﺁنها که تحریم کردند و ﺁنها که رأی دادند، رأی مخالف به ولایت مطلقه فقیه دادند. از جمله به این دلیل که در سنجشهای افکار انجام گرفته در همین رژیم، ﺁنها که خواستار تغییر هستند، بنا بر این یا ﺁن سنجش، بیشتر از 80 و 90 درصد هستند و در « انتخابات » شوراها نیز همین درصدها مشاهده شدند."

  • آيا انتخابات در ايران به عنوان شکل و شيوه غالب مبارزه برای تحول و اصلاح مديريت سياسی جامعه به امری نهادينه، پايدار و جدی بدل شده است؟ يا به جد گرفته شدن انتخابات در دوم خرداد 76 و اسفند 78 و حتا خرداد 80 پديده ای گذرا بوده است؟

"مبارزه برای تحول عمومی نیاز به ﺁن دارد که وجدان جمعی با ﺁن موافقت و مردم در ایجاد ﺁن شرکت کنند. « انتخابات» نه تنها فرصت و نه حتی بهترین فرصت است. مگر اینکه وجدان جمعی به این نتیجه رسیده باشد که می باید فرصت را برای شرکت همگانی در تغییر، یعنی بازپس گرفتن حق ولايت و حاکمیت بر خویش، مغتنم شمرد. ترتیبی که در گرجستان مشاهده شد."

"بنا بر این، ﺁن سه « انتخابات » را نمی توان « پدیده ای گذرا » تلقی کرد. زیرا وجدان جمعی عامل بوده و روشهائی را ﺁزموده است. بسا می تواند مبنای روشی دیگر شوند که به تحول بیانجامد. زیرا در ﺁن فرصتها ، مردم ایران اراده تغییر را ابراز کرده اند و ولایت و حاکمیت را از ﺁن خود شمرده اند. به تجربه دریافتند بدین روش، حاکمیت را باز نمی یابند. بنا بر این، دلیلی بر این که جامعه از ﺁنچه وجدان جمعی به ﺁن رسیده است، منصرف شده است، در دست نیست و حکم وجدان جمعی بر استقرار ولایت و حاکمیت جمهور مردم اجرا خواهد شد."

 

 سخن صحيح اين است که ما وارد عصری شده ايم که در آن هر تحولی را وجدان جمعی تصدی می کند و با شرکت جمهور مردم انجام می گيرد. آن زمان که گروهی به خود عنوان « پيشاهنگ » می داد و به نام ملت يا طبقه، قيام مسلحانه می کرد، سر آمده است

ابوالحسن بنی صدر

 
  • به نظر شما در انتخابات دوم خرداد 76 چه اندازه شور حاکم بود و چه اندازه شعور؟

"چگونه می توان شور را از شعور جدا کرد؟ شعور شفاف شور بر می انگیزد. این دوگانگی ها نه تنها خلاف واقعیت و حکمی بر اصل ثنویت است، بلکه ترجمان این « نظر» است که مردم شعور ندارند و نادانند و... شاید قصد شما از شور - که نزد عارفان شوری که در سر می افتد با شوقی که در دل می افتد همراه است - غلیانی زودگذر ناشی از نوعی تحریک است. اما چنین غلیانی چگونه می تواند در فرصت « انتخابات » ایجاد شود؟ با این توضیح، عرض می کنم به همان اندازه که وجدان جمعی شفاف نبود، شور هم کم بود. چنانکه شور در « انتخابات » 76 بیشتر و در سه « انتخابات » بعدی کمتر شد. در « انتخابات » 76، وجدان جمعی ایرانیان با وجدان جهانی هم رايی می جست و راست بخواهی تأیید حکم دادگاه میکونوس و بیشتر از ﺁن بود. زیرا هم ملاتاریا را محکوم می کرد و هم ولایت و حاکمیت جمهور مردم را می خواست."

  • برخی اصلاح طلبان مذهبی و طرفداران چپ و راست آنها در داخل و خارج از کشور انتخابات را تنها راه تغيير و اصلاح امور می دانند. در مقابل برخی از مخالفان جمهوری اسلامی را عقيده بر آن است که انتخابات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی راه به جايی نمی برد و حاکميت اسلامی اصلاح پذير نيست. با توجه به آن که همگان از ضرورت تحول سياسی در ايران سخن می گويند آيا انتخابات را شيوه ای کارآمد، موثر و درست برای تحول می دانيد؟ اگر انتخابات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و با شرايط کنونی راهی کارآمد و درست نيست پس راه کارآمد و درست کدام است؟ چه شيوه ای را پيشنهاد می کنيد؟ آيا جز اشکال کلاسيک انقلاب و کودتا که هر دو در ايران معاصر امتحان خود را پس داده اند، اشکال ديگری می تواند برای تحول در ايران پيشنهاد شود؟

"پاسخ پرسش سوم شما را در پاسخ به پرسش اول داده ام. با وجود این خاطر نشان می کنم که اگر قصد از تحول سیاسی گذار از استبداد به مردم سالاری است، نخست باید این واقعیت را پذیرفت که در ﺁزادی انقلاب ممکن نیست و در استبداد اصلاح میسر نیست. در رژیم ولایت مطلقه فقیه، اصلاح یعنی برداشتن موانع اعمال ولایت مطلقه. چنانکه در حکومت ﺁقای خاتمی، به جای استقرار ولایت جمهور مردم، بخشی از ولایت مطلقه فقیه که پیش از ﺁن به عمل در نیامده بود، به عمل درﺁمد. از تشکیل مجمع تشخیص مصلحت تا حکم حکومتی و از ﺁن تا تصدی « حل و فصل مسئله اتم » . پرسش امروز این است: اگر «اصلاح طلبان» به مردم کشور می گفتند تغییر در محدوده رژیم میسر نیست و تغییر را تغییر رژیم می خواندند، رفتار مردم چگونه می شد؟ اما اگر این روش را در پیش می گرفتند، می باید اسباب تغییر را تدارک می کردند که از ﺁن جمله است پیوستن به بدیلی هم مستقل از رژیم و هم مستقل از قدرت خارجی. بنا بر این، کار را وجدان جمعی می کند. پس وجدان جمعی است که می باید غنا بجوید و هرچه شفاف تر بگردد . بدیل مردم سالاری مستقل از رژیم و مستقل از هر قدرت انیرانی و مبشر بیان ﺁزادی بایسته است تا جنبش همگانی، جریان خشونت زدائی را تا استتقرار مردم سالاری پیشرفته ای، تصدی کند. و این کاری طولانی است و نیاز به انسانهای ﺁزادی دارد که پیوسته روند و از رفتن خسته نشوند و باز نایستند."

 

 به همان اندازه که وجدان جمعی در انتخابات 76 شفاف نبود، شور هم کم بود. چنانکه شور در انتخابات 76 بيشتر و در سه « انتخابات » بعدی کمتر شد

ابوالحسن بنی صدر

 

"جا دارد در باب حکم ﺁخر شما « انقلاب و کودتا » نیز توضیح بدهم: هدف انقلاب گذار از نظام اجتماعی بسته به نظام اجتماعی باز و تحول پذیر است. مردم ایران، در یک قرن، سه انقلاب کرده اند و هر سه نوبت، در ساختن دولت مردم سالار ناتوان شده اند. یک دلیل ناتوانی این بوده است که تجربه را پی نگرفته اند. این بار، هستند کسانی که تجربه را رها نکرده اند و بنا بر این نیاز به انقلاب جدیدی نیست. نیاز به برداشتن مانعی است. و نیز یاد ﺁور می شوم که گمان نبرید سه انقلاب نتیجه ای به بار نیاورده است. چرا که از چهار پایه استبداد تاریخی ایران، پایه سلطنت استبدادی و ساختهای اجتماعی روستائی ( بزرگ مالکی و ایل سالاری ) و شهری ( ساخت بازار) در داخل و حضور دو قدرت شمال و جنوب ( در خارج ) از میان رفته اند. تنها مانده است پایه « بیان استبداد» و بنیادها ( یا نهاد ) هائی نظیر گروههای « دینی » و غیر دینی زورمدار، همان مثلث زورپرست که تکیه داخلی و تا حدود بسیار تکیه خارجی خود را از دست داده است و فروشکستن این واپسین پایه قطعی است. بنا بر این، ﺁن کوشش درخور است که وجدان ملی و وجدان جهانی را به سود استقرار مردم سالاری در ایران، فعال کند."

 
 
مطالب مرتبط
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران